• بهار نام کوچک شماست

      سودابه رنجبر- نوروز که می‌آید با خودش دلخوشی می‌آورد. این دلخوشی از جنس دیدار عزیزان است. کسانی که نفسمان به نفسشان بسته است. مادرها در تب و تاب خانه‌تکانی هستند بساط عید را فراهم می‌کنند تا عزیزانشان روز اول عید، کنار سفره هفت‌سین خانه بنشینند و با هم بودنشان را جشن بگیرند.

      بهار نام کوچک شماست
    • هفت سین مهر

      عطیه اکبری- داستان از برنامه خندوانه و مستندی شروع شد که آن را در یکی از بخش‌ها پخش کردند. مستندی از حضور «لیلا بلوکات» بازیگر سینما و تلویزیون در مناطق محروم اطراف شهرری و کمک‌رسانی به خانواده‌های نیازمند که نشان می‌داد در دنیای هنرمندان هم هنوز می‌توان ردپای آدم‌هایی را پیدا کرد که علاوه بر دست به جیب بودن برای کار خیر قدم ثابتی برای حضور در میان روستاییان و بچه‌های محروم از همه دلخوشی‌ها را دارند.

      هفت سین مهر
    • یا علی(ع) گفتیم و عشــق آغاز شد

      عطیه اکبری- نوروز برای همه اهالی این محله نوروز است. کام همه اهالی محله جوانمرد قصاب در روزهای پایانی سال چه زیبا شیرین می‌شود. اینجا نه پدری شرمنده فرزند می‌شود و نه کودکی حسرت لباس شب‌عید و شریک شدن در همهمه روزهای آخر سال بردلش سنگینی می‌کند. اهالی محله جوانمرد قصاب به لطف همدلی‌های مهربانانه‌شان طعم خوشی را همه با هم مزه مزه می‌کنند. تیک تاک روزهای آخر اسفند ماه که به صدا در می‌آید همسایه‌ها در مسجد محله دور هم جمع می‌شوند. یا علی(ع) از زبانشان نمی‌افتد و برای خوش کردن دل همه تنگ دستان گلریزان محلی راه می‌اندازند و چه زیباست این حس همدلی در میان همسایه‌ها. همسایه‌هایی که ۴ سال است همه لحظه‌های خوبشان را با هم شریک می‌شوند. امسال به جشن گلریزان محله جوانمرد قصاب دعوت شدیم تا تماشاچی بزم جوانمردان باشیم.

      یا علی(ع) گفتیم و عشــق آغاز شد
    • خاله‌مرضیه‌کام شهر را شیرین می‌کند

      انسیه اسماعیلی- این روزها با نزدیک شدن نوروز بازار فروش سمنو داغ است و کنار بساط شب‌عید، سمنو به‌عنوان یکی از خوشمزه‌ترین و مقوی‌ترین سین‌های هفت‌سین طرفداران بسیاری دارد. از قدیم رسم بود که نام نخستین یا مشهورترین فردی که کالایی را می‌ساخت یا خوراکی را می‌پخت، روی آن ماندگار می‌شد. سال‌هاست که در بین اهالی شهر تهران سمنوی «عمه لیلا» معروف شده است و بسیاری از فروشندگان سمنو برای اینکه مشتری‌های خود را ترغیب به خرید کنند سمنوهای خود را با نشان سمنوی عمه لیلا معرفی می‌کنند اما جالب است بدانید که بیشتر سمنوهایی که در بازار قدیمی ری، تجریش یا پاتوق‌های معروف عرضه سمنو به فروش می‌رسد به نام عمه لیلا اما در اصل دستپخت خاله مرضیه، پیرزن هم‌محله‌ای ماست. خاله مرضیه، پیرزنی مهربان و دوستداشتنی و دست به خیر است که سمنوهای دست پخت او نه فقط در شهرری و مناطق شمالی تهران مشتری‌های پروپاقرصی دارد بلکه از سوی مشتری‌ها برای دوستان و فامیل‌هایشان به سایر شهرها و حتی خارج از کشور هم فرستاده می‌شود.

      خاله‌مرضیه‌کام شهر را شیرین می‌کند
    • صد سال به از این ســال ها

      لعیا دشتی نژاد- اتفاق تازه‌ای نیست. از نخستین سالی که همشهری محله به جمع رسانه‌ها اضافه شد، دید و بازدید عیدانه با اهالی غریب آسایشگاه کهریزک بخش جدانشدنی ویژه‌نامه‌های نوروزی در ری بوده و این اتفاق باید هر سال تکرار شود. باید هر سال بگوییم آسایشگاه کهریزک بهشت بیستمین تکه پایتخت است و ساکنان دوستداشتنی آن، روزهای آخر سال همیشه چشم به راه هستند. چشم به راه دلخوشی‌های ساده‌ای که برای ما و شما در آستانه نوروز تکراری است. پیرمردان و پیرزنانی که دلشان لک می‌زند برای ماهی و تنگ آب که گوشه اتاق بگذارند و نگاهش کنند. دلشان پر می‌زند برای دستانی که سبزه و سنبل سفره هفت‌سین را مهمان اتاقشان کنند. امسال همراه با «حمیدرضا پگاه» بازیگر نام آشنای پرده نقره‌ای سراغشان رفتیم تا باز هم به یادشان‌آوریم که فراموششان نکرده‌ایم. یادشان بیندازیم که در این شلوغی و همهمه تیک تاک ساعت‌ها و روزهای پایانی سال چشم‌های منتظرشان را فراموش نکرده‌ایم و برایشان هفت‌سین سلامتی هدیه بردیم.

      صد سال به از این ســال ها
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      خداحافظ مـادر

      چرا پای یک خانم ثروتمند شمال شهرنشین سال ۱۳۵۲ به آسایشگاهی در جنوبی‌ترین نقطه تهران باز شد و در نخستین دیدار چه بر او گذشت که دیگر روز و شبش با کهریزک گره خورد؟ مگر در این سرای سالمندان و معلولان چه اتفاقی افتاد که بانو «اشرف بهادرزاده» دیگر نتوانست چشمانش را به روی آن ببندد و نه تنها زندگی و جوانی خود را وقف کهریزک کرد بلکه دست صدها زن و مرد نیکوکار را به دستان تکیده و بی‌جان صاحبان این‌سرا گره زد.

    آرشیو
    • عیدی بچه‌های هیئت به کودکان یتیم

      سودابه رنجبر- اهالی این خانه اعتقاد دارند هر‌کاری نقطه اوجی دارد و نقطه اوج‌کار آنها این روزهاست که از پی هم با شتاب می‌آیند و می‌روند. در واپسین روزهای زمستان برای ۱۱ هزار یتیم عیدی تهیه می‌کنند. می‌گویند یتیم‌های این خانه فرزندان خدا هستند و افتخار می‌کنند که هر جمعه برای کمک به آنها در این خانه دور هم جمع می‌شوند. خانم جوانی دفترچه‌های زیادی را جلو خود چیده است. با نام و شماره‌هایی که جلو آن ثبت شده به‌ترتیب شماره‌ها را می‌خواند و دیگری هر شماره را روی کیسه پلاستیکی می‌نویسد. این کیسه پلاستیکی حالا برای یک خانواده است که باید با اقلام رسیده پر شود. روبه‌روی هر نام و شماره توضیحات کامل خانواده نوشته می‌شود. شماره ۲۳۷۵. این خانواده ۳دختر و ۲پسر دارد. برای دختر‌ها ۳مانتو با اندازه‌های ۳۶، ۳۸ و۴۰و کفش با شماره‌های ۳۸ و ۴۰، ۳ روسری‌ها با رنگ‌های شاد که یکی از آنها سبز باشد. برای پسرها ۲جفت کفش کتانی شماره‌های ۳۴ و ۳۶ و پیراهن‌های مناسب سایزهای ۸ و ۱۰ساله. انگار پدر به لباس‌فروشی رفته است و اندازه فرزندانش را سفارش می‌دهد. حتی گاهی رنگ‌ها مورد توجه است. هر بسته برای یک خانواده.

      عیدی بچه‌های هیئت به کودکان یتیم
    • ۱۴ سال بلاتکلیفی

      امیر ارسلان فاضلی- مجتمع شرکت واحد امام حسین(ع) همان‌طور که از نامش پیداست مجتمعی برای اسکان کارکنان شرکت اتوبوسرانی است. هرچند به دلیل واگذاری مالکیت آپارتمان‌های این مجتمع توسط برخی از کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی، افراد دیگری هم ساکن این مجتمع شده‌اند. ساخت مجتمع شرکت واحد از سال۱۳۸۱ آغاز شد. این در حالی است که همچنان این طرح پایان نیافته است و ۲ بلوک در ابتدای مجتمع به‌صورت نیمه‌کاره رها شده و هر روز با اعتراض انبوهی از مالکان چشم‌انتظار روبه‌روست. طی چند روز گذشته شاهد بودیم که جمعی از مالکان برای نشان دادن اعتراض خود نسبت به تأخیر در اتمام طرح، مقابل بلوک‌های خود چادر زده‌اند و شب‌های سرد زمستانی را در چادر مسافرتی به سر می‌برند.

      ۱۴ سال بلاتکلیفی
    • محله مهاجران

      محله «۱۳آبان» یکی از شهرک مسکونی قدیمی است که در کشور ما ساخته شده است. این را شورایاران محله می‌گویند. به‌طور کلی می‌توان گفت محله ۱۳آبان محله نخستین‌هاست. لوله‌کشی گاز شهری، ساخت شبکه فاضلاب شهری، اجرای طرح شهرسالم، همه و همه از جمله برنامه‌های توسعه‌ای بود که نخستین بار در محله ۱۳آبان اجرا شد. یکی از نکات جالب درباره این محله بررسی بافت اجتماعی آن در پایان نامه‌ها و مقالات دانشجویان است. بعد از اینکه کوی ۱۳آبان به‌عنوان نخستین محله برای اجرای طرح ستادشهر سالم انتخاب شد بیشتر مورد توجه دانشجویان و مراکز دانشگاهی قرارگرفت. بررسی تاریخ شفاهی کوی ۱۳آبان تفاوت قابل توجهی با دیگر محله‌ها دارد. تاریخ این محله با نخستین سازه‌های مسکونی مدرن که در دوره پهلوی دوم ساخته شد آغاز می‌شود.

       محله مهاجران
    • هم بچه به دنیا آورده ام هم مرده شسته ام

      انسیه اسماعیلی- در بعضی از شهرها و روستاها هنوز هم هستند افرادی که حرف‌ها و رفتارشان در بین اهالی آن منطقه زبانزد است و با اینکه گوش‌هایشان مثل گذشته خیلی خوب نمی‌شنود و چشم‌هایشان سوی سابق را ندارد اما هنوز هم توصیه‌ها و تجربه‌هایشان راهگشای زندگی اطرافیان است. «حاج فخری جان» پیرزن ۹۱ ساله‌ای است که نامش برای بسیاری از اهالی روستاهای ری آشنا و محال است کسی اهل روستای قمصر و‌آبادی‌های آن اطراف باشد و نام این شیرزن را نشنیده و تاکنون به بهانه‌ای گذرش به خانه قدیمی او نیفتاده باشد. برای پیدا کردن نشانی خانه پیرزن از خانم میانسالی که مشغول خرید سبزی است سؤال می‌کنیم و همین‌که نام حاج فخری جان را می‌آوریم او منتظر ادامه حرف‌هایمان نمی‌ماند و دستش را به سوی خیابان روبه‌رو نشانه می‌رود و می‌گوید: «این خیابان را ادامه می‌دهی. داخل آن کوچه باریک در هر خانه‌ای که باز بود خانه حاج فخری جان است.»

      هم بچه به دنیا آورده ام  هم مرده شسته ام
    • خداحافظ مـادر

      چرا پای یک خانم ثروتمند شمال شهرنشین سال ۱۳۵۲ به آسایشگاهی در جنوبی‌ترین نقطه تهران باز شد و در نخستین دیدار چه بر او گذشت که دیگر روز و شبش با کهریزک گره خورد؟ مگر در این سرای سالمندان و معلولان چه اتفاقی افتاد که بانو «اشرف بهادرزاده» دیگر نتوانست چشمانش را به روی آن ببندد و نه تنها زندگی و جوانی خود را وقف کهریزک کرد بلکه دست صدها زن و مرد نیکوکار را به دستان تکیده و بی‌جان صاحبان این‌سرا گره زد.

      خداحافظ مـادر
    • همـدلی در بن‌بست یازدهم

      کافی است وارد محله «شهید بهشتی» و کوچه‌های تو در تویش شوید و چشمتان به خانه‌های ریزدانه فرسوده بیفتد که بی‌هیچ قاعده و هنجار معماری کنارهم قطار شده است. خانه‌های ۴۰، ۵۰ مترمربعی که در کوچه‌های کم‌عرض بن‌بست، عرصه را به صاحبانش تنگ کرده است.

      همـدلی در بن‌بست یازدهم
    • عطر کلوچه های خاله دانه انار

      انسیه اسماعیلی- عطر خوش نان تازه تا چند خانه آن طرف‌تر به مشام می‌رسد و بی‌آنکه در میان کوچه‌های آشتی‌کنان روستا نشانی خانه خاله «دانه انار» را بپرسیم راه را پیدا می‌کنیم. در خانه نیمه باز است و «زهرا» دخترکی با لباس محلی کنار در منتظر ما ایستاده است تا ما را به داخل راهنمایی کند. خانواده احمدوند آنقدر مهربان و خونگرم هستند که انگار سال‌هاست آنها را می‌شناسیم و خیلی زود صحبتمان گل می‌اندازد. این خانواده پرجمعیت که اکنون ما مهمان دخترها، عروس و نوه و پدربزرگ خانواده و البته خاله دانه‌ انار هستیم نانواهای خانگی روستای «قمصر» هستند و طعم نانشان آنقدر برای مشتریان خوشایند است که بسیاری از اهالی شهرری مشتری پروپاقرص نان‌ها و کلوچه‌های خانگی آنها هستند. نانوای پیشکسوت خانواده، مادر خانواده «نازگل احمدوند» است. از همان کودکی بعضی از اعضای خانواده، نازگل را دانه انار صدا زدند و به همین دلیل حالا او در بین اهالی روستا به خاله دانه انار معروف است.

      عطر کلوچه های خاله دانه انار
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله