• روزی روزگاری شیرخفته

      سودابه رنجبر- «احمد ابوحمزه» استاد تاریخ و ری‌شناس قریب به ۲۵سال است که برای معرفی ری کار می‌کند. ابوحمزه دانشجوی دکتراست و پایان نامه کارشناسی ارشد او با عنوان «ری در قرون نخستین اسلامی(قرن اول و دوم هجری)» به‌عنوان پایان نامه برتر سال ۱۳۸۰ استان تهران انتخاب شد. اکنون ۲کتاب آماده چاپ دارد. یکی از دغدغه‌های اصلی او معرفی ری به‌عنوان گنجینه‌ای در ایران و دنیاست. ابوحمزه از سال ۱۳۷۰ به‌طور غیررسمی دعوت از گردشگران را برعهده گرفت و سال ۱۳۸۳نخستین گروه ۴۰نفری از راهنمایان گردشگری را برای معرفی ری به۲زبان انگلیسی و فرانسه آموزش داد. او می‌گوید که زندگی خود را وقف ری کرده است.

      روزی  روزگاری  شیرخفته
    • مینی‌بوس پروانه خانم رسید بفرمـایید کـتاب!

      عطیه اکبری- هر روز انگشتش را به خاک قفسه‌های کتابخانه می‌زد و از این همه غربت کتاب در میان شهروندان دلش می‌گرفت. صبح به صبح آمار متقاضیان کتاب را از کتابدار می‌گرفت و وقتی می‌دید عدد مراجعان از تعداد انگشتان دست بیشتر نمی‌شود دلش می‌گرفت.

      مینی‌بوس پروانه خانم رسید بفرمـایید کـتاب!
    • هـمه پســران مـادرم

      عطیه اکبری- حاج حسن نمی‌داند از کجا شروع کند و چطور روایتگر قصه ایثار خانواده‌اش باشد. نمی‌داند اول از قاسم و آرامشش بگوید یا از کاظم و بازیگوشی‌هایش. نمی‌داند از دل شکسته و غربت کاظم که فرمانده یکی از گردان‌های لشکرسیدالشهدا(ع) بود در آخرین روزهای جانبازی و قبل از شهادتش بگوید یا روایتگر جانباز شدن اکبر و اصغر و قطع نخاع شدن خودش در عملیات آزادسازی خرمشهر باشد. حاجی ۱۵سال بیشتر نداشت که قطع نخاع شد. از آن روزهای جنگ تحمیلی سال‌ها و سال‌ها می‌گذرد و امروز حاج «حسن صادقی» برادر ۲شهید و ۲جانباز روبه‌رویمان نشسته و در سالگرد آزادسازی خرمشهر کتاب زیبای فداکاری‌های برادرها را برایمان ورق می‌زند و به امروز می‌رسد. امروز آن نوجوان ۱۵ساله ۵۰ساله شده است و اهالی محله برای قدردانی از آن همه ایثار به دیدنش می‌آیند و با او عکس یادگاری می‌گیرند. حاج حسن سنگ صبور جوان‌هاست. تا به حال چندین کتاب نوشته است. کتاب‌هایی که بسیاری از جوان‌های محله با خواندن آنها راه را از بیراه شناختند. حاج حسن نجات‌بخش زندگی‌های از دست رفته و زن و شوهرهایی است که در آستانه جدایی‌ هستند. این حرف حاج حسن نیست. اهالی محله،

      هـمه پســران مـادرم
    • وقتی دزدها وارد شهر مرده‌ها شدند!

      سودابه رنجبر- این روستا پیش از اینکه به نام ۷دستگاه شناخته شود بسیاری از کاوشگران خارجی و دوستداران میراث فرهنگی، آن را به نام اینانج می‌شناسند. ۷دستگاه بین ۲محله امین‌آبادو تقی‌آباد قرار گرفته است. سرسبزی و سکوت در روستای ۷دستگاه مثال‌زدنی است. فقط ۲کیلومتر اززندگی شهری فاصله می‌گیریم. باورش سخت است که چقدر فاصله بین هیاهوی شهرو آرامش روستا می‌تواند کم باشد. فقط کافی است وقتی در جاده امین‌آباد پیش می‌روید به محض دیدن تابلوی ۷دستگاه، بدون اینکه عجله کنید ۳ کیلومتر دیگررانندگی کنید تا به نخستین بریدگی برسید. آنوقت می‌توانید بخشی از راه رفته را بازگردید تا به ورودی روستای ۷دستگاه برسید. کرت‌بندی سبزیکاری‌ها و قلمستانی که در مسیر ورودی ۷دستگاه قرار دارد مهمان‌ها را به آرامش و طبیعت دعوت می‌کند. تاریخ شفاهی روستای ۷دستگاه به ۱۲۰سال گذشته برمی‌گردد. هرچند آثار تاریخی آن، قدمتی هزار ساله دارد.

       وقتی دزدها وارد شهر مرده‌ها شدند!
    • ترویج فرهنگ حجاب به سبک پدر شهید

      عطیه اکبری- چشم به راه بودن درد بدیست. بدتر آنکه هم چشم به راه باشی هم ندانی این انتظار را وصالی هست یا نه؟ شب‌های جمعه که می‌شود نمی‌دانی دلتنگی‌هایت را روی کدام سنگ قبر ببری تا دلت کمی فقط کمی سبک شود. مهدی و مصطفی فرزندان «محمد ملکی» هردو در یک روز و در یک عملیات وقتی دوشادوش یکدیگر می‌جنگیدند شهید شدند.

      ترویج فرهنگ حجاب به سبک پدر شهید
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      خداحافظ مـادر

      چرا پای یک خانم ثروتمند شمال شهرنشین سال ۱۳۵۲ به آسایشگاهی در جنوبی‌ترین نقطه تهران باز شد و در نخستین دیدار چه بر او گذشت که دیگر روز و شبش با کهریزک گره خورد؟ مگر در این سرای سالمندان و معلولان چه اتفاقی افتاد که بانو «اشرف بهادرزاده» دیگر نتوانست چشمانش را به روی آن ببندد و نه تنها زندگی و جوانی خود را وقف کهریزک کرد بلکه دست صدها زن و مرد نیکوکار را به دستان تکیده و بی‌جان صاحبان این‌سرا گره زد.

    آرشیو
    • بچه ها پای درس عروسک ‌ها

      سودابه رنجبر- او امروز اگرچه کارگردانی می‌کند، نمایشنامه‌نویس است و چندین نمایش تئاتر را روی صحنه برده است اما در هنرآئینی خیمه شب بازی حرف اول را می‌زند. تا به حال در ۱۵کشور خارجی نمایش خیمه شب بازی را روی صحنه برده است. حتی در کشور «چک» که مهد عروسک‌های نمایشی است؛ با عروسک‌های قجری‌اش درخشیده است. هنرمند هم‌محله‌ای ما وقتی داخل خیمه می‌رود، همزمان ۱۲عروسک را با نخ بازی می‌دهد و به جای همه حرف می‌زند. حسین ربیعی متولد ۱۳۴۸، دانش‌آموخته کارگردانی تئاتروکارشناس عروسکی است. او اکنون به‌عنوان کارشناس هنری در مدیریت فرهنگی هنری منطقه مشغول به فعالیت است. حسین ربیعی خودش را وقف بچه‌ها کرده است و آموزش‌هایی در مورد زندگی اجتماعی مثبت را با عروسک‌ها به بچه‌ها آموزش می‌دهد. صبح یک روز بهاری در فرهنگسرای ولا پای صحبت‌های این هنرمند هم‌محله‌ای‌مان نشستیم.

      بچه ها پای درس عروسک ‌ها
    • ما همه جهاد‌‌گریم

      قصه د‌‌لد‌‌اد‌‌گی مهد‌‌ی و بهاره شنید‌‌نی است. قصه‌ای که هیچ‌کس از اطرافیان مهد‌‌ی و بهاره فکرش را نمی‌کرد‌‌ند‌‌ چنین روایتی د‌‌اشته باشد‌‌. هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد‌‌ وقتی آقا مهد‌‌ی ۱۰ساله با تشویق‌های خواهرش برای نخستین بار به ارد‌‌وی جهاد‌‌ی د‌‌ر یکی از روستاهای کرمانشاه می‌رود‌‌ سال‌ها بعد‌‌ قرار است چه اتفاقات نابی را رقم بزند‌‌.

       ما همه جهاد‌‌گریم
    • تقــی‌آباد؛ ۶ مشکل و چند راه حل

      سودابه رنجبر- تقی‌آباد‌‌ بین جاد‌‌ه ورامین و جاد‌‌ه امین‌آباد‌‌ واقع شد‌‌ه است. این محله ازحد‌‌ود‌‌ ۶ یا ۷سال گذشته به ۲بخش شهری و روستایی تقسیم شد‌‌ه است. د‌‌ربخش روستایی تقی‌آباد‌‌ هنوزهم کشت و کار انجام می‌شود‌‌. د‌‌ر بخش شهری آن سرای محله وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ و فعالیت‌های شهروند‌‌ی د‌‌ر حال انجام است. تقابل زند‌‌گی شهری و سنتی د‌‌ر این روستا بسیار مشهود‌‌ است. طبیعتاً مشکلات روستا ‌ـ محله‌ای با این ویژگی‌ها هم می‌تواند‌‌ تا حد‌‌ی متفاوت باشد‌‌. ظاهراً مهم‌ترین خواسته‌های مرد‌‌م تقی‌آباد‌‌، تعریض خیابان شهید‌‌ ناصر رضا، ساخت مجتمع فرهنگی، ورزشی د‌‌ر زمین مجاور سرای محله، رفع بوی بد‌‌ کارخانه روغن مارگارین، سرپوشید‌‌ه کرد‌‌ن کانال سرخه‌حصار، جمع‌آوری و انتقال پارکینگ شرکت واحد‌‌ منطقه ۷ از این محله، ساماند‌‌هی کمپ‌های ترک اعتیاد‌‌ و افزایش محد‌‌ود‌‌ه مشمول تسهیلات نوسازی بافت فرسود‌‌ه است.

      تقــی‌آباد؛ ۶ مشکل  و چند راه حل
    • تابوت نقره‌ای را دزدیدند!

      برای رسیدن به روستای «امین‌آباد» باید ابتدا وارد جاده ورامین شوید. بعد در سه‌راه تقی‌آباد تغییر مسیر دهید و وارد جاده امین‌آباد شوید. از روی پلی که روی کانال سرخه‌حصار ساخته شده عبور که کردید کافی است ۲طرف جاده را از نظر بگذرانید.

      تابوت نقره‌ای را دزدیدند!
    • زندگی‌ام وقف پاک شدن همدردها

      سودابهر نجبر- ابتدای محله دولت‌آباد قیصریه، بزرگراه شهید آوینی بعد از پل عابرپیاده پرسان پرسان می‌روم تا خانه‌ای را که این روزها کارگاه تولیدی و خانه امید دختران کم‌توان ذهنی محله شده است پیدا کنم. خانه و کارگاهی قدیمی که سرشار از صمیمیت است. خانم مدیرزودتر از بقیه آمده است و حیاط خانه را آب و جارو می‌کند. هنوزدخترهای فارغ‌التحصیل مدرسه استثنایی کارشان را شروع نکرده اندو منتظرند که خانم مدیر دستشان را بگیردو آنها را پشت چرخ‌های خیاطی بنشاند.

       زندگی‌ام وقف پاک شدن همدردها
    • خاندان عکاسان

      عطیه اکبری- مغازه‌اش را سر شب می‌بست و به خانه می‌آمد تا سرچراغی نصیب صاحب مغازه عکاسی شود که بدهکار بود و آبرودار. به پسرها می‌گفت: «حواستان باشد بچه یتیمی اگر برای گرفتن عکس به مغازه آمد پولی از او نگیرید.» می‌گفت: «حواستان به ناموس مردم باشد. مبادا یادتان برود که چشم‌پاکی شرط اول عکاسی است.» سراغ «کریم افضلی» عکاس قدیمی ای رفتیم تا پای خاطرات شنیدنی‌اش از چند دهه عکاسی از هم محله ای ها بنشینیم. عکاس با اخلاقی که در آستانه ۸۱سالگی با اینکه آلزایمر گرفته اما دلش خوش است که پسرهایش که همگی پا جای پای او گذاشته‌اند میراثدار همه خاطرات و گفتنی‌هایش هستند.

      خاندان عکاسان
    • وقتی آقای دکتـــر ترشی می‌اندازد!

      سودابه رنجبر- می‌شود هم مدیر موفق پالایشگاه نفت‌ باشی و ده‌ها لوح تقدیر و ده‌ها مقاله و کتاب تخصصی در زمینه تولید نفت با نامت منتشر شود و در صنعت نفت ایران حسابی بر سر زبان‌ها بیفتی و هم دلت برای محله‌ات بتپد و درسال‌هایی که به نام تولید داخلی و اشتغالزایی نامگذاری شده است به فکر اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار و بانوانی‌باشی که می‌خواهند با کار باری از دوش همسرانشان بردارند. دکتر«محسن قدیری» ثابت کرد می‌توان از پشت میز ریاست پایین آمد و آستین همت را بالا زد و زمینه کار و درآمد‌زایی را برای هم‌محله‌ای‌ها فراهم کرد. حالا یکی از موفق‌ترین مدیران صنعت نفت که جانباز ۷۰درصد دفاع‌مقدس هم است در ساعت‌های فراغت دست به کار می‌شود و برای بالا رفتن فروش محصولات فروشگاهشان و توسعه اشتغال هم ترشی درست می‌کند و هم بادمجان سرخ می‌کند و می‌گوید: «می‌خواهم با توسعه زنجیره‌ای فروشگاه مواد غذایی‌ام بیکاری را در محله‌ ریشه‌کن کنم.»

       وقتی آقای دکتـــر  ترشی می‌اندازد!
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله