• نفسگیر مثل راهبندان خیابان امام حسین(ع)

      سودابه رنجبر- تا همین چند سال پیش شهرری هیچ گره ترافیکی نداشت. راننده‌ها وقتی از خانه بیرون می‌آمدند تا به مقصد برسند پشت هیچ چراغ قرمزی نمی‌ایستادند. حتی در معابر تنگ و باریک هم چیزی به نام ترافیک نبود. اما حالا انگار بیماری تهران به جنوبی‌ترین قسمت آن هم سرایت کرده است. طوری که خیابان‌های اصلی آن دچار گره‌های ترافیکی شده‌اند. خیابان امام حسین(ع) که از میدان نماز تا خیابان فداییان اسلام کشیده شده از جمله همین معابر پرترافیک است. مدتی است که اهالی این خیابان از افزایش مشکل ترافیک در این نقطه از منطقه گلایه دارند. گویا این مشکل ناشی از تغییر در برخی از اصلاحات هندسی آن است.

      نفسگیر مثل راهبندان خیابان امام حسین(ع)
    • دولت آباد بوی مادرم را می دهد

      عطیه اکبری- هنوزهم بسیاری از اهالی شهرری نمی‌دانند ستاره سینمای دهه‌های ۶۰ و ۷۰، بازیگر فیلم‌های سینمایی که هنوز هم بازی‌هایش در ذهن همه مانده، بچه‌محل آنهاست و در شهرری به دنیا آمده. در کوچه‌پسکوچه‌های ...

      دولت آباد بوی مادرم را می دهد
    • ملاقات با نویسنده مدیر مدرسه

      عطیه اکبری- بسیاری از آنهایی که اهل شعر و ادبیات هستند، در یک کلام کتاب خوانند و در طول عمرشان حداقل چند جلد از کتاب‌های «جلال آل‌احمد» را خوانده‌اند نمی‌دانند آرامگاه او کجاست؟ جلال آل‌احمد نویسنده معاصر در قبرستان کوچکی در مسجد فیروزآبادی شهرری به خاک سپرده شده است. آرامگاه او مهجور مانده است و گاهی شاعران و نویسنده‌های جوان بر سر مزارش می‌آیند. سالگرد درگذشت جلال آل‌احمد بهانه‌ای شد تا یادی از او کنیم. یادی از جلال و آرامگاه بی‌جلال او در گوشه‌ای از بیستمین تکه پایتخت که در اثر کم‌لطفی متولیان، حالا به زحمت می‌توان تصویر مخدوش شده او روی سنگ قبرش را شناخت.

      ملاقات با نویسنده مدیر مدرسه
    • صفای سعــی برای هاجران امروز

      عطیه اکبری- این روزها حاجیان از سفر حج بازمی گردند و مراسم استقبال از حاجیان و دادن ولیمه در گوشه و کنار شهر برگزار می‌شود اماحاجی‌های تازه از حج برگشته شهرری و نیک‌اندیشان بیستمین تکه پایتخت، اگر می‌خواهند لذت انجام مناسک حج به کامشان شیرین‌تر شود می‌توانند در دهمین آیین «صفای سعی» شرکت کنند که به همت جمعیت امداد دانشجویی‌ـ مردمی امام علی(ع) شهرری برگزار می‌شود. با شرکت در این طرح می‌توانید به یاد سعی و تلاش‌های مادرانه هاجر در میان صفا و مروه دست هاجران زمانه خود را بگیرید. هاجران زمانه ما همان زنان سرپرست خانواری هستند که در شرایط سخت زندگی می‌کنند و برای به سامان رساندن زندگی کودکانشان تلاش می‌کنند و کسی صدای تلاش‌های خاموش آنها را نمی‌شنود. حاجیان و خیّران می‌توانند به جای صرف هزینه‌های گزاف برای برگزاری مراسم تجملاتی بعد از بازگشت از سفر حج به یاد ۷بار سعی صفا و مروه به ۷زن سرپرست خانواده کمک کنند.

      صفای سعــی  برای هاجران امروز
    • روایت‌های سید آقا و سادات خانم

      سودابه رنجبر- روستای «قلعه شیخ»کهریزک را با نام ۲امامزاده آن، یعنی امامزادگان ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) می‌شناسند. قلعه شیخ روستایی است قدیمی که زمانی از ۲قلعه تشکیل شده بود. امروزه ساخت‌وسازهای جدید چهره این روستای قدیمی را دگرگون کرده اما تاریخ و گذشته آن هیچ‌وقت از ذهن مردم روستا پاک نشده است. از جمله جذاب‌ترین قصه‌های این روستا چگونگی پیدا شدن شجره‌نامه و شرح حال متولیان امامزاده‌هاست که چطور به این روستا رسیدند و همه زندگی‌شان را صرف‌ آبادانی این روستا و زمین‌های همجوار آن کردند. نوادگان متولیان پیشین امامزاده‌ها همچنان برای حفظ حرمت این اماکن مقدس تلاش می‌کنند. قصه حضور«سیدآقا» و دخترش «سادات خانم» برای اهالی روستای قلعه شیخ آنقدر شیرین است که آن را بارها برای ساکنان جدید روستا و زائران امامزاده تعریف کرده‌اند. .

       روایت‌های سید آقا  و سادات خانم
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      خداحافظ مـادر

      چرا پای یک خانم ثروتمند شمال شهرنشین سال ۱۳۵۲ به آسایشگاهی در جنوبی‌ترین نقطه تهران باز شد و در نخستین دیدار چه بر او گذشت که دیگر روز و شبش با کهریزک گره خورد؟ مگر در این سرای سالمندان و معلولان چه اتفاقی افتاد که بانو «اشرف بهادرزاده» دیگر نتوانست چشمانش را به روی آن ببندد و نه تنها زندگی و جوانی خود را وقف کهریزک کرد بلکه دست صدها زن و مرد نیکوکار را به دستان تکیده و بی‌جان صاحبان این‌سرا گره زد.

    آرشیو
    • جای‌خالی خادم الشهدای باقرشهر

      مردم باقرشهر بعد از ۳سال هنوز غم از دست دادن خادم الشهدا «محمود فخامتی»را فراموش نکرده‌اند. مردی که همه زندگی‌اش را وقف خانواده‌های شهدا کرده بود و ۳سال قبل در ۵۳ سالگی به رحمت خدا رفت. خادم الشهدا عنوانی بود که مردم به حاج محمود داده بودند و او را برازنده این لقب می‌دانستند. به او خادم الشهدا می‌گفتند. چون جسم و روح و قلبش با غم و شادی ۱۲۰خانواده شهید باقرشهر گره خورده بود. چون محال بود روز تولد شهیدی را فراموش کند. در روز تولد شهدا با گل و شیرینی به خانه آنها می‌رفت تا غم نبودشان را تسکین باشد. تا دل پدر، مادر، همسر یا فرزند شهیدی را شاد کند. مادران شهدای باقرشهر می‌گویند ما ۲بار غم از دست دادن عزیز را تجربه کردیم. یکبار وقتی پسرمان شهید شد و بار دیگر وقتی حاج محمود را از دست دادیم. در سومین سال درگذشت خادم الشهدای باقرشهر سراغ خانواده و دوستان او رفتیم.

      جای‌خالی خادم الشهدای باقرشهر
    • مـادر گـل‌ها

      سودابه رنجبر- هرصبح همسرش را تا سرکوچه بن‌بست بدرقه می‌کند. بعد در خنکای صبح در انتهای کوچه بن‌بست کنار درحیاط خانه‌اش می‌نشیند و از سماور زغالی برای خودش چای خوش رنگ می‌ریزد. تفاله چای را هم پای گلدان‌هایش می‌ریزد تا قوت بگیرند. معتقد است که گل‌هایش چای دوست دارند. «فاطمه الماسی» هرصبح با گل‌هایش که حالا قد کشیده‌اند و به خانه همسایه‌ها سرک می‌کشند همصحبت می‌شود. داستان کوچه بن‌بست سبز را برای چندمین بار تعریف می‌کند. از روزی می‌گوید که همسرش، «علی» آقا نخستین گلدان را برای او خرید و بعد از آن بود که فاطمه خانم یکی از قرص‌های اعصابی را که می‌خورد روانه جوی آب کرد. ۲سال از خرید نخستین گلدان می‌گذرد. وقتی حیاط خانه پراز گل شد فاطمه خانم گل‌ها را به کوچه آورد. حالا کوچه پر از گل شده است. طوری که همسایه‌های چند خیابان آن طرف‌تر نشانی بن‌بست سبز را به یکدیگر می‌دهند و برای دیدن گل‌های فاطمه خانم به این کوچه می‌آیند. مهم‌تر اینکه فاطمه خانم هم این روزها زندگی شادی دارد.

      مـادر گـل‌ها
    • شالیزارها با آب‌های‌آلوده سیراب می‌شود

      چند سالی از کاشت و برداشت برنج در روستاهای اطراف شهرری خبری نبود. سال‌ها قبل کشاورزان روستاهای اطراف شهرری در زمین‌های خود برنج می‌کاشتند. شالیزار برنج باید غرق در آب باشد و این کشاورزان برای سیراب کردن شالیزارها چشم به آبی آلوده دوختند که به آن پساب یا فاضلاب می‌گویند. آب‌های سطحی از مناطق بالادستی تهران وارد چند کانال شدند و در راه رسیدن به جنوب تهران، انواع زباله‌های تر و خشک و پساب کارخانه‌ها و کارگاره‌های کوچک و بزرگ صنعتی به آن افزوده شد و در نهایت این آب آلوده سر از زمین‌های کشاورزی درآورد. این‌گونه شد که کشاورزان با این آب آلوده زمین‌های برنج را سیراب کردند تا اینکه مسئولان جهادکشاورزی و بهداشت مانع ادامه فعالیت شالیکاران شدند. اما بعد از ۳سال این قصه تلخ یکبار دیگر تکرار شده است و امسال کشاورزان روستاهای اطراف شهرری برای سود بیشتر دوباره دست به کار کاشت و برداشت برنج با پساب‌های شهری شدند. این موضوع جار و جنجال بسیاری به راه انداخته است. خیلی‌ها منکر این موضوع شده و بعضی هم بر آن صحه گذاشته‌اند.

        شالیزارها  با آب‌های‌آلوده سیراب می‌شود
    • نیـازمنـد حمایت خیّران هستیم

      سودابه رنجبر- تربیت دینی کودکان کمتر از ۷سال در قالب بازی‌های کودکانه و ارتباط صمیمی خانواده صورت می‌گیرد. این برنامه‌ریزی نیاز به مهارت‌هایی دارد که پیش شرط آن جلوگیری از افراط و تفریط است. مرکز «آیه‌های زندگی کودک ومادر» در منطقه ما زیر نظر اداره ارشاد به این منظور تشکیل شده است و برای رسیدن به این مطلوب، برنامه‌ریزی‌هایی مثل تشکیل هیئت تخصصی کودکان، خاطره‌سازی برای کودکان، ارائه مشاوره به مادران و حتی تربیت مربی برای حفظ و نگهداری کودکان در مراسم دینی را انجام می‌دهد.

      نیـازمنـد  حمایت خیّران هستیم
    • خیمه سبز، زیر بلندترین طاق بازار

      سودابه رنجبر- هرسال بلندترین طاق بازارحرم شاهد حضور عزادارانی است که برای شرکت در مراسم مسلمیه رهسپار این دیار مهربان می‌شوند. وقتی چهارپایه نوحه‌خوانی زیر طاق آجرچین در محل چارسوق بازار حرم قرارمی گیرد نفس در سینه زائران و رهگذران حبس می‌شود. همه نجواکنان با چهارپایه رو(مداح) همکلام می‌شوند و در عزای شهادت حضرت«مسلم ابن عقیل»(ع) سوگواری می‌کنند. «امیر نوارچی» شاعر و مداح اهل‌بیت(ع) یکی از بانیان این مراسم بود. هرسال همراه با جوان‌های بازار حرم، خیمه مسلمیه را در چارسوق بازار بالا می‌برد اما امسال جای خالی‌اش اشک همه اهل بازار را درآورد. او ۳ماه قبل در ۶۳سالگی‌دار فانی را وداع گفت و حالا خاطره این پیرغلام اهل‌بیت(ع) در دل بازاریان زنده است. وقتی بچه‌ها خیمه مسلمیه را بالا می‌بردند نصایح نوارچی برایشان زنده می‌شد در حالی که بغض گلویشان را می‌فشرد.

       خیمه سبز، زیر بلندترین طاق بازار
    • ۳۰۰دانش‌آموزپشت نیمکت‌های مهربانی

      عطیه اکبری- «مبادا با دانش‌آموزان یتیم ترشرویی کنید. حتی اگر شما را عصبانی کردند بازهم با ملایمت با آنها رفتار کنید. دست پرمهرتان را از سر دختران یتیمی که در این مدرسه درس می‌خوانند دریغ نکنید.» معلمان تنها مدرسه ایتام جنوب تهران این جمله‌ها را آویزه گوش کرده‌اند. جمله‌ها را آیت‌الله ‌« سید علی غیوری» در آخرین روزهای زندگی، وقتی به سختی نفس می‌کشید به اطرافیانش گفت. می‌گفت: «کار برای بچه‌های یتیم سعادت می‌خواهد. قدر سعادتی را که خدا نصیب شما کرده است بدانید.» از سال ۱۳۷۲ تاکنون هزاران دانش‌آموز یتیم در مجتمع آموزشی شهید غیوری که با نیت خیر آیت‌الله ‌غیوری در شهرری و روبه‌روی بقعه شیخ صدوق ساخته شد درس خواندند. در آستانه سال تحصیلی سراغ مسئولان این مدرسه رفتیم. دفترخاطرات یاران قدیمی مرحوم آیت‌الله ‌غیوری را ورق زدیم. با مدیر مجتمع آموزشی همکلام شدیم و «الهام ربیعی» از همه رویدادهای خوب در این مدرسه برایمان گفت.

      ۳۰۰دانش‌آموزپشت نیمکت‌های مهربانی
    • خروج از بن‌بست

      عطیه اکبری- خبرهای خوب برای اهالی قلعه دولت‌آباد یکی یکی از راه می‌رسد و کم‌کم زنگ پایان مشکلات برای آنها به صدا درمی‌آید. سال‌ها قبل وقتی شاهزاده‌های قاجاری دستور دادند در جنوبی‌ترین محدوده ...

      خروج از بن‌بست
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله