• ۴۰ سال گره‌گشایی

      معصومه ماه پیکر - نزدیک ظهر است که به محله گلچین می‌رسم. چند نفر کنار میوه‌فروشی محله ایستاده‌اند. نزدیک می‌روم و سراغ صندوق خیریه محله را می‌گیرم. نام صندوق خیریه «اقتصاد اسلامی» برایشان ناآشناست. برای معرفی بیشتر صندوق می‌گویم: «همان صندوقی که حاج آقا محمدی مسئولش است.» با شنیدن نام محمدی در حالی که مسجد محله‌شان را نشانم می‌دهند، می‌گویند: «دفترشان در مسجد سید الشهدا(ع) است.» علی‌اصغر محمد که اهالی او را با نام حاج اصغر محمدی می‌شناسند، عضو هیئت‌مدیره و یکی از مسئولان صندوق، پشت میز سرش گرم دفتر و دستک‌هایی است که پیش رویش قرار دارد. بیش از ۴دهه است که مسئولیت حساب و کتاب این صندوق خیریه را برعهده دارد. صندوقی که به گفته اهالی گره از کار خیلی‌ها باز کرده است.

       ۴۰ سال گره‌گشایی
    • خـطر در کمین کارگاه‌های ناایمن

      رابعه تیموری- کارگاه کفاشی را که اوایل سال در حوالی میدان فلاح آتش گرفت، آب و رنگی زده‌اند و دیگر از دود و سیاهی آتش اثری نیست. ۱۱ کارگری هم که آتش‌نشانان ایستگاه ۲۸، با هزار رنج و سختی از دل شعله‌‌های آتش بیرون کشیدند، هریک در یکی از کارگاه‌های محله فلاح یا محله‌های دیگر مشغول کسب و کار شده‌اند. کارگاه مبلمانی هم که ۳ماه پیش در محله یافت‌آباد دچار حریق شد، دوباره رونق گرفته و چرخش می‌چرخد، اما نه این کارگاه‌های حادثه‌دیده و نه کارگاه‌های صنعتی و تجاری دیگری که در املاک مسکونی منطقه فعالیت می‌کنند، هیچ‌ یک استانداردهای ایمنی لازم را ندارند و شاید بارها نمونه این حوادث ناگوار تکرار شود. صاحبان این کارگاه‌ها برای این بی‌احتیاطی هزار دلیل و برهان می‌تراشند و مسئولان ایمنی و آتش‌نشانی هم صدها دلیل می‌شمارند که باید برای این مشکل تدبیری اندیشید. در این گزارش به شرایط این کارگاه‌ها پرداخته‌ایم و در گفت‌وگو با اهالی دلایل فعالیت غیرقانونی این واحدهای تجاری در منطقه را بررسی کرده‌ایم.

      خـطر در کمین  کارگاه‌های ناایمن
    • ترکش‌ها تن پوش حاج علیرضا

      رابعه تیموری - لحنش خودمانی و صمیمانه است. وقتی مسئولیت‌ها و فعالیت‌هایش را در دوره‌های مختلف می‌شمرد، یادش می‌رود که از۵ سال معاونت در حفاظت فیزیکی وزارت ورزش و جوانان بگوید. بحث هم که گل می‌اندازد، یادت می‌رود این پهلوان جبهه و جنگ، که این‌طور متواضع و بی‌ادعا از گذشته‌ها صحبت می‌کند، فرمانده پایگاه بسیج بوده یا معاون وزیر یا صاحب عناوین ‌ریز و درشت دیگر. حاج «علیرضا برخورداری» بچه‌محل دلاور ما از اهالی محله ابوذر است که هنوز خاطرات روزهایی را که در این محله گذرانده را جزو بهترین لحظات دفتر عمر ۵۷ ساله‌اش به شمار می‌آورد. حاج علیرضا جانباز دوران دفاع‌مقدس است. او از ۸ سال جنگ تحمیلی، عوارض گازهای شیمیایی و ترکش‌های‌ریز و درشتی که در تمام بدنش پراکنده شده‌اند، به یادگار نگهداشته ‌است. زندگی اجتماعی برخورداری با وجود این زائده‌های تیز آهنی بدنش، دستمایه یک مستند تلویزیونی از مجموعه «‌ترین‌ها» شد که از شبکه مستند سیما به نمایش درآمد. در گزارش زیر پای صحبت این بزرگمرد روزهای آرامش و توفان نشستیم.

      ترکش‌ها تن پوش  حاج علیرضا
    • حسرت زندگی دیگران را نمی‌خورم

      زینب زینال‌زاده - در گذشته حضور پر رنگی در کوچه‌ها و خیابان‌ها داشتند. وقتی صدای سم اسب و چرخ‌های مستهلک گاری‌های قدیمی در کوچه می‌پیچید، زنان چادر به سر می‌کردند و برای خرید نمک کنار گاری صف می‌کشیدند. افراد زیادی بودند که از این راه نمک سفره دیگران و نان خودشان را تأمین می‌کردند. به مرور زمان تعدادشان کم شد و امروز تعدادشان از انگشتان دست هم کمتر شده است. دیگر کسی علاقه‌ای به این کار ندارد و دلش نمی‌خواهد با اسب و گاری نمک‌فروشی کند. در چنین روزگاری که نسل گاری‌های نمک‌فروش در حال پیوستن به خاطره‌هاست، «مجید تهرانی» جوان ۲۲ ساله هم‌محله‌ای ما با انتخاب این شغل میراث‌دار شغل آبا و اجدادش شده است.

      حسرت زندگی دیگران را نمی‌خورم
    • ۷ نخبه در مدرسه شماره ۱۱

      معصومه ماه پیکر- وقتی صحبت از زندگی در جنوب شهر می‌شود برخی، کمبود امکانات را مانع پیشرفت خود می‌دانند. حال آنکه در میان این افراد کسانی را می‌توان یافت که با وجود همه کمبودها توانسته‌اند افتخارآفرین محله باشند. عده‌ای از دانش‌آموزان مدرسه علامه حلی۱۱ از جمله این افراد به شمار می‌روند. موفقیت آنها در زمینه‌های مختلف علمی و پژوهشی و جشنواره‌های خوارزمی باعث شد تا بتوانند گوی سبقت را از همسالان خود بربایند. داشتن هدف و تلاش برای رسیدن به آن را عامل موفقیت خود می‌دانند و معتقدند با برنامه‌ریزی و تلاش می‌توان به خواسته خود رسید. «میثاق سلامی»، «عرفان محمدی»، «محمد وثوقی»، «فرهاد فغفوری»، «علی بیات»، «نوید رضازاده» و «محمدحسین حیدرزاده» دانش‌آموزانی هستند که با اختراعات متعدد و حضور در مسابقات علمی و پژوهشی خوش درخشیده‌اند. پای صحبت‌شان نشستیم تا برایمان از داشته‌ها و کمبودهای منطقه بگویند.

       ۷ نخبه  در مدرسه  شماره ۱۱
    آرشیو
    • چشم  بسته قدم بزن!

      فرهنگ زندگی شهری اقتضا می‌کند که هوای همدیگر را داشته باشیم. باید منفعت شخصی را به منافع جمعی ترجیح بدهیم اما نادیده گرفتن کارهای به ظاهر پیش پا افتاده زندگی در این شهر شلوغ و پرهیاهو را برای شهروندان عادی هم دشوار می‌کند چه رسد به ...

      چشم  بسته قدم بزن!
    • پدرش را قهرمان می‌دانست

      زینب زینال‌زاده- عکس شهید آتش‌نشان «حامد هوایی» کنار عکس پدرش حسن، روی صفحه تلویزیون حرم نمایش داده می‌شود که پایین آن نوشته شده: «می رود دل به جایی که تعلق دارد/ صحبت دیدار پدر شد خانه از یادش رفت» پدر حامد، جانباز جنگ بود و ۱۳ دی سال گذشته ‌دار فانی را وداع گفت. این غم برای حامد که سال‌ها وظیفه پرستاری از او را برعهده داشت، سنگین بود. حادثه ساختمان پلاسکو برای حامد حکم دعوت‌نامه‌ای داشت که می‌توانست از طریق آن به دیدار پدر برود. پدر همیشه آرزوی شهادت داشت که به آن دست نیافت و با دعاهای خیرش، آرزوی شهادت قسمت پسرش حامد شد. خانواده از اینکه او راه پدر را ادامه داده ناراحت نیستند اما از اینکه دیگر حامد کنارشان نیست، دلتنگند.

      پدرش را قهرمان می‌دانست
    • همیشه دنبال توپ پلاستیکی می‌دویدم

      معصومه ماه پیکر - همواره شاهد موفقیت جوانان و نوجوانان منطقه در عرصه‌های مختلف هستیم. آنها نشان داده‌اند که با همه کمبودها می‌توانند نام منطقه را سر زبان‌ها بیندازند و برای کشور افتخارآفرین باشند. «علی قلی‌زاده» فوتبالیست نوجوان ساکن محله بلور‌سازی در سرپل امامزاده معصوم(ع)، یکی از این افراد است. گل به یاد ماندنی او در مسابقات جام‌جهانی در امارات به نیجریه را هنوز خیلی‌ها به یاد دارند. راهیابی او به تیم‌ملی و موفقیتش در کنار بازیکنان تیم بزرگسالان سایپا باعث شد تا پای صحبتش بنشینیم و حرف‌هایش را درباره امکانات و کمبودهای منطقه بشنویم.

       همیشه دنبال توپ پلاستیکی می‌دویدم
    • کار گل و دل

      مهدی حبیبی - هنوز خاطرات حضور بچه‌های جهاد سازندگی در حافظه نسل دهه ۵۰ باقی مانده، همان جوان‌هایی که وقتی سنگ و ملات پای کار می‌آوردند و با پاچه‌های تا زده گل لگد می‌کردند تا راه و جاده و حمام و درمانگاه برای مردم روستاهای محروم و دورافتاده بسازند، کسی تصور نمی‌کرد آنها دانشجویان بهترین دانشگاه‌های کشور هستند. در حالی که کم‌کم این تصاویر ناب و ارزشمند به خاطره‌ها می‌پیوست، گروهی از جوانان بسیجی آستین بالا زدند تا با احیای روحیه خدمت جهادی بی‌مزد و منت، این خاطره‌ها را زنده کنند. گروه جهادی فتح‌المبین که از جوانان منطقه تشکیل شده، نمونه‌ای از این گروه‌های جهادی است که اعضای آن برای کمک به نیازمندان منطقه و ساکنان نقاط محروم کشور قدم‌های بزرگ زیادی برداشته‌اند. گزارش زیردرباره این گروه جهادی و فعالیت‌های آنهاست.

       کار گل و دل
    • شغل‌های راحت را نپذیرفت

      رابعه تیموری - روز پنجشنبه که تصویر مجتبی در حال خاموش‌کردن آتش ساختمان پلاسکو از تلویزیون پخش شد، مادر فهمید پسرش هیچ‌وقت عضو نیروهای پشتیبانی امداد نبوده و هربار که به مأموریت می‌رفت، از نخستین کسانی بود که به دل آتش می‌زد تا جان و مال دیگران را نجات دهد.

       شغل‌های راحت را نپذیرفت
    • نیم قرن سنگینی کفه ترازو به نفع مشتری

      علی پورسعید- اگر بگوییم کاسبانی خوشنام هر محله، اعتبار آن محله هستند، اغراق نکرده‌ایم. از سوی دیگر، کاسبان خوشنام هر محله‌ای بخشی از هویت آن محله را تشکیل می‌دهند که از گذشته‌های دور مورد اعتماد اهالی بوده و هستند. در محله‌های منطقه ما کم نیستند تعداد کسبه‌ای که به خوشنام بودن در میان اهالی شهره هستند. مانند تعدادی از کاسبان قدیمی محله‌ها که برخی از آنها اکنون در میان ما نیستند اما هنوز هم هستند کاسبان خوشنامی که در همسایگی ما زندگی می‌کنند و هر روز برای تأمین بخشی از نیازهای خود به مغازه یا محل کار آنها مراجعه و خدمات و اقلام مورد نیازمان را با خوشرویی کاسب خوشنام محله تأمین می‌کنیم. راستی! هریک از ما برای قدردانی و تجلیل از این کاسبان خوشنام محله چه‌کاری را انجام داده یا قصد انجام آن را داریم؟ اگر تا به حال در این زمینه اقدامی نکرده‌اید، خوب است بدانید برخی از مراکز فرهنگی و اجتماعی در این زمینه پیشقدم شده و در قالب طرح «کاسب حبیب خدا» از تعدادی از کاسبان خوشنام محله تجلیل و قدردانی کرده‌اند. گزارش زیر درباره یکی از برنامه‌های این طرح در محله زهتابی است.

       نیم قرن سنگینی کفه ترازو به نفع مشتری
    • این مخروبه‌ گلستان می‌شود

      رابعه تیموری - هنوز زمینی خالی است که سطح آن را با کفپوش پوشانده‌اند و هنوز نه در آن گل و بوته‌ای کاشته‌اند و نه تاب و سرسره‌ و الاکلنگی هست که بچه‌های محله زمزم با دیدن آن ذوق کنند، اما همین سنگ و بلوک‌های سیمانی دورتادور زمین وکفپوش سطح آن و حتی دیدن کارگرانی که هر روز کار می‌کنند تا از مکان انباشت زباله‌ها و پاتوق معتادان، یک بوستان باصفا بسازند، برای اهالی قدرشناس زمزم خوشحال‌کننده است. آنها سال‌ها با مشکلات این مکان در دل محله دست و پنجه نرم کرده‌اند و این روزها لحظه‌شماری می‌کنند تا این زمین هم مانند بوستان «گل‌آرا» پاتوق دورهم‌نشینی‌های عصرانه اهالی محله شود. این گزارش نقل نظرات اهالی محله زمزم درباره این اتفاق است.

        این مخروبه‌  گلستان می‌شود
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    پربیننده ترین ها
    پربحث ترین ها
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله