• یک روز خوش پدر و پسری!

      یلدا امیر حسینی- نخستین دوره از مسابقات فوتبال «پدران و پسران» در زمین چمن فوتبال بهمن جنب ساختمان شهرداری منطقه به اجرا درآمد و مورد استقبال اهالی قرار گرفت. خب! در شرایط کنونی جامعه که خانواده‌ها به‌ویژه پدران دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های فراوانی دارند کمتر فرصت می‌کنند که پس از فراغت از کار روزانه ساعتی را با فرزندان خود بگذرانند. به گفته «پریسا عادل» مدیر محله جوادیه کارشناسان سرای محله جوادیه با راه‌اندازی مسابقات فوتبال پدران و پسران به دنبال رسیدن به اهدافی مهم هستند. مثلاً ایجاد رابطه صمیمانه بین والدین و فرزندان، تجربه شیرین همکاری و تلاش برای به دست آوردن موفقیت گل و... گوشه‌ای از زمین چمن فوتبال می‌نشینیم و از حال و هوای این رقابت فوتبالی پدران و پسران برایتان می‌نویسیم.

       یک روز خوش پدر و پسری!
    • خدمت‌رسانی با چراغ خاموش

      یلدا امیر حسینی- یکی از اقدامات تأثیر‌گذار و کارآمد در کاهش مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردم به‌ویژه اقشار محروم و نیازمند تشکیل انجمن‌ها و خیریه‌های محلی است که به همت افراد خیّر و نیکوکار بنا می‌شود و ...

      خدمت‌رسانی  با چراغ خاموش
    • حالتان چطور است حاج حسین؟

      مریم قاسمی- از وقتی که بیماری و مشکلات جسمی‌اش زیاد شده، کمتر به مغازه‌اش می‌رود. بنابراین کسب و کار را کنار گذاشته و اداره امور مغازه‌اش را به پسرش احمد سپرده است. اما هنوز نام این کاسب قدیمی اعتبار و هویت ...

      حالتان چطور است  حاج حسین؟
    • پول نداشتم حتی دستکش بخرم!

      زینب زینال‌زاده- اول راهنمایی بود و پسر عموهایش هر وقت منزلشان می‌آمدند از ورزش بوکس برایش تعریف می‌کردند. آنها عضو تیم‌ملی بوکس بودند و همنشینی با آنها باعث شد «سجاد محمدپور» به این ورزش علاقه‌مند شود. او روزها درس می‌خواند و عصرها به دور از چشم پدرش به باشگاه شهدای گمنام در ۱۰ متری اول جوادیه می‌رفت و بوکس تمرین می‌کرد. ۱۷ سال داشت که برای نخستین بار در مسابقات جنوب غرب تهران شرکت کرد و اول شد. همین مسابقه او را به یک پدیده در دنیای بوکس ایران تبدیل کرد و به تیم‌ملی دعوت شد. او از ۱۹ سالگی رقابت‌های ملی‌اش را شروع کرده و در مدت ۶ سال با غلبه برحریفانش به شهرت جهانی در دنیای بوکس دست یافته است.

        پول نداشتم  حتی  دستکش بخرم!
    • حبیب یاخچی‌آباد

      مریم قاسمی- چهره آرام و مهربانی دارد، آنقدر که دوست دارید کنارش بنشینید و حرف‌های او را بشنوید تا برای مدتی از دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های زندگی فاصله بگیرید. چهره خوشنام و معتبر محله یاخچی‌آباد هر وقت در کوچه‌ها و خیابان‌های محله به راه می‌افتد، اهالی او را عمو حبیب صدا می‌زنند و با سلام و احوالپرسی گرم و صمیمانه بدرقه‌اش می‌کنند. او ۸۰ ساله است و از سال‌ها قبل افتخار خادمی شهروندان در مسجدجامع صاحب‌الزمان(عج) محله یاخچی‌آباد را برعهده دارد. حسن شهرت حاج«حبیب‌الله ‌ابراهیمی» علت دیگری هم دارد. او در حد توان و بضاعت خود به مردم نیازمند خیر می‌رساند. تلاش او برای گره‌گشایی از مشکلات خانواده‌های گرفتار و نیازمند باعث شده تا دیگران هم با او همراه شوند و او را واسطه کارهای خیر قرار دهند. آنها برخی اقلام و اجناس ضروری زندگی را به او می‌سپارند تا حاج حبیب با روش درست و حساب شده و با در نظر گرفتن عزت و آبروی مردم بین خانواده‌های نیازمند تقسیم کند. عمو حبیب سبک زندگی خاصی دارد. او قناعت و ساده زیستی را سرلوحه زندگی‌اش قرار داده و همسرش حاجیه خانم «معصومه رحمانی» در این مسیر او را همراهی می‌کند.

        حبیب یاخچی‌آباد
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      چشم  بسته قدم بزن!

      چشم  بسته قدم بزن!

      فرهنگ زندگی شهری اقتضا می‌کند که هوای همدیگر را داشته باشیم. باید منفعت شخصی را به منافع جمعی ترجیح بدهیم اما نادیده گرفتن کارهای به ظاهر پیش پا افتاده زندگی در این شهر شلوغ و پرهیاهو را برای شهروندان عادی هم دشوار می‌کند چه رسد به ...

    آرشیو
    • دست استاد نمک دارد!

      مریم قاسمی- به کمک افراد قدیمی و ساکنان بومی محله خزانه بخارایی با چهره‌ای آشنا شدم که سبک زندگی ویژه‌ای دارد. نویسنده‌ای که تاکنون و در طول ۲۲ سال گذشته ۳۴۳ کتاب با موضوعات قرآنی نوشته که خیلی از این آثار به زبان‌های مختلف دنیا از جمله انگلیسی، عربی و آلمانی ترجمه شده و به دوردست‌ها از جمله آمریکا، مصر، عراق و... راه پیدا کرده است. استاد «‌عباسعلی کامرانیان‌مهابادی» دوران پرکار و پرمشغله‌ای را پشت سرگذاشته و اکنون کوله‌باری از تجربه و علم را در آستین دارد. او یک طبقه از خانه‌اش را به مؤسسه قرآنی تبدیل کرده تا کنار کارهای پژوهشی و تحقیقی درباره قرآن، کارگاه‌های مختلف آموزشی برای شهروندان راه‌اندازی ‌کند. البته او در کنار فعالیت‌های قرآنی در امور خیر‌خواهانه و عام‌المنفعه مشارکت می‌کند. استاد کامرانیان، امام جماعت مسجد حضرت ولی‌عصر(عج) در شهرک بعثت است و جز این کلاس تفسیر قرآن بین نماز در تعدادی از مساجد برپا می‌کند.

       دست استاد نمک دارد!
    • راه و رسم ‌‌علـــی مراد پا بر جاست

      مریم قاسمی- در خیابان شهید باستانی‌پور محله علی‌آباد جنوبی یک مغازه فروش لوازم خانگی وجود دارد که ساکنان محله با آن خاطرات خوبی دارند. به گفته اهالی و ساکنان قدیمی محله علی‌آباد جنوبی در این فروشگاه چند نسل به مردم خدمت کرده‌اند. چه در دوران طاغوت و پیروزی انقلاب و چه در زمان دفاع‌مقدس و سازندگی کشور. افرادی در این فروشگاه کار می‌کنند که به فکر کسب درآمد آنچنانی و سود سرشار نیستند. همین که بتوانند اسباب سفره‌ای سالم را برای خانواده‌شان تأمین کنند، خدا را شکر می‌کنند. ساکنان محله آنقدر از مردمداری و انصاف کاسب قدیمی خیابان شهید باستانی‌پور حرف زدند که کنجکاو شدیم با شیوه داد و ستد در این فروشگاه بیشتر آشنا شویم.

       راه و رسم ‌‌علـــی مراد   پا بر جاست
    • اینجا جگرهمسایه ها می‌ســـوزد!

      زینب زینال‌زاده- حاشیه خیابان دشت آزادگان از ابتدای سرپل جوادیه تا میدان بهمن در قرق جگرکی‌هاست. وقتی سیخ‌ها روی منقل‌ها گذاشته می‌شود دود و بویی راه می‌افتد که رهگذران را گرسنه می‌کند و خیلی‌ها ناخواسته پا به داخل مغازه‌ها می‌گذارند. شهروندان از تمام مناطق تهران برای خوردن جگر به اینجا می‌آیند و سیخ جگر، خوش گوشت و خوئک کباب شده را به دندان می‌کشند و یک روز به یاد ماندنی برای خود و خانواده‌شان رقم می‌زنند. درست به فاصله یک دیوار، خیابان شهید داود دارابی قرار دارد که ساکنان آن نه تنها از بوی جگر و دل، گرسنه‌شان نمی‌شود و مشتری این صنف نیستند، بلکه از کسب و کار آنها به ستوه آمده‌اند و از دست همسایگان پشت دیوار ناراضی هستند.

       اینجا جگرهمسایه ها می‌ســـوزد!
    • پذیرش بدون چون و چرا

      زینب زینال‌زاده- «خدا پدرش رو بیامرزه.»، «الهی دست به خاک بزنه طلا بشه.» و «خیّر از جوانی‌اش ببینه.» اینها جملاتی است که اهالی جوادیه درباره دکتر «آرتا آریاپاد» رئیس یک آزمایشگاه پاتوبیولوژی بر زبان می‌آورند.

      پذیرش بدون  چون و چرا
    • حلالم کن مادر

      مریم قاسمی- در کوچه و خیابان، اهالی بسیارگرم و صمیمانه با او احوالپرسی می‌کنند. آنها می‌گویند آقا ناصرخیلی عوض شده و اصلاً قابل مقایسه با چند سال قبل نیست، البته قضاوت عجولانه نکنید.

      حلالم کن مادر
    • هر روز نبض درختــان را می‌گیرم!

      یلدا قاسمی- از پیاده‌رو سرسبز و پر‌ دار و درخت پارک بعثت به سمت دریاچه قدم می‌زدم که مردی سالمند با لباس آبی رنگ توجهم را جلب کرد. کنار یکی از درختان چنار که سایه انداخته بود روی زمین ایستاده بود...

       هر روز نبض درختــان  را می‌گیرم!
    • همه قفل ها با کلیـــد باباحیدر باز می شود

      مریم قاسمی- باباحیدر چهره‌ای آشنا و محبوب بین ساکنان محله نازی‌آباد است. «‌‌حیدر خلیلی» که ۸۰ بهار را پشت سر گذاشته به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین کلید سازهای منطقه عمرش را صرف خدمت به مردم کرده و در کنار آن در بسیاری از امور کنار مردم بوده و تا جایی که توانسته برای گره‌گشایی از مشکلات اهالی دخالت داشته است. موضوعی که باعث شده بابا حیدر جایگاه ویژه‌ای بین ساکنان محله پیدا کند به اخلاق و‌منش و سبک زندگی‌اش مربوط می‌شود. اکنون اگر خدایی ناکرده مسئله‌ای باعث کدورت خاطر و ناراحتی اهالی شود، اهالی از حاج حیدر خلیلی کمک می‌گیرند و البته که حرف بابا حیدر برابر سند است و کسی روی آن حرف نمی‌زند. شنیده‌ایم که کلید‌ساز قدیمی محله نازی‌آباد مدتی است که دست از کار کشیده و در خانه استراحت می‌کند. اما همچنان ساکنان محله در موقع نیاز به مغازه یا محل زندگی او مراجعه می‌کنند و کمک می‌گیرند. به کمک شهروندان با کلید‌ساز قدیمی محله نازی‌آباد بیشتر آشنا می‌شویم.

       همه قفل ها با کلیـــد باباحیدر باز می شود
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله