• چهارشنبه ات را نسوزان

      زینب کریمی- هر سال از چند روز پیش از آخرین چهارشنبه سال سروصداهای چهارشنبه‌سوری به گوش می‌رسد. از آیین کهن و اصیل ایرانی آخرین چهارشنبه سال فقط صدای انفجار ‌ترقه‌های دست‌سازی باقی مانده که با بی‌احتیاطی شعله‌ور می‌شود و جز خطر لذتی ندارد. متأسفانه این مراسم هر سال با خسارت‌های جانی و مالی همراه است. تا جایی که در مراسم چهارشنبه‌سوری سال گذشته ۳ نفر از هموطنانمان جانشان را از دست دادند و ۲۵۹ نفر روانه بیمارستان شدند که از بین حادثه‌دیدگان این روز تعداد ۲۳۴ نفر مرد بودند. هر سال برای کاهش خسارت‌های روزهای پایان سال فرهنگسازی‌هایی انجام می‌شود اما هنوز شاهد بروز خسارت هستیم. امسال اما با تلخی حادثه پلاسکو و شهادت ۱۶ تن از آتش‌نشانان فداکار، مردم کمپینی با عنوان «‌نه به چهارشنبه سوزی» تشکیل داده‌اند و قصد دارند آرام‌ترین چهارشنبه‌سوری آتش‌نشانان را رقم بزنند. اهالی منطقه ما هم در این کمپین، حضور فعال دارند.

      چهارشنبه ات را نسوزان
    • هدیه‌ای برای کودکان کـار

      تهمینه رادمهر- شب عید است و ویترین مغازه‌ها برق می‌زند از اجناس به‌روز و زیبا. لباس‌های رنگارنگ و معمولاً گرانقیمت. گاهی بعضی ویترین‌ها را آن‌قدر زیبا می‌چینند که قدم‌های هر رهگذری را کند می‌کند و چشم‌هایش را تیز. بچه‌ها بیشتر از هر رهگذری مجذوب این ویترین‌ها می‌شوند. اما بعضی از همین بچه‌ها عادت کرده‌اند که مقابل هیچ ویترینی نایستند و تماشایش نکنند. انگار که دلشان نمی‌خواهد تلخی نداشتن را بیشتر از این به خود یادآوری کنند. کودکان کار جزو همین گروه‌اند. از همین کودکی خواسته‌های کودکانه‌شان را سرکوب کرده و خیلی زودتر از وقتش بزرگ شده‌اند. اما چندسالی است که شب‌عید این کودکان به این تلخی‌ها هم نمی‌گذرد. خاله‌ها و عموهای جمعیت دانشجویی مردمی امام علی(ع) هر سال در خانه ایرانی لب خط شوش برای کودکان‌کار جشن نوروزی می‌گیرند. امسال در جمع گرم و صمیمی‌شان حاضر شدیم و شاهد جشن نوروزشان بودیم. این خانه غرق شادی است و امید سالی آرام و شاد در چشم‌های بچه‌های این خانه موج می‌زند.

      هدیه‌ای برای کودکان کـار
    • آرزوی سالی آرام

      زینب کریمی - این نوروز جمعشان جمع نیست؛ خودشان می‌گویند. هفت‌سین امسالشان را در حالی پهن می‌کنند که شهید «حسین سلطانی» در جمعشان نیست و جای خالی‌اش را با یاد و خاطره‌اش پر می‌کنند. سال گذشته را در همین ایستگاه، در کنار همکاران هم‌شیفتی‌اش، تحویل کرد و حالا روز تحویل سال بچه‌های شیفت نوروزی بیشتر از هر کس جای خالی‌اش را حس خواهند کرد. متولد ۱۳۶۰ بود و پدر «حلما» ۶ ساله. در آستانه نوروز ۹۶ و در حالی که چهل روز از شهادتش می‌گذرد با اعضای تحریریه همشهری محله منطقه ۱۵ برای دیدار همکارانش به ایستگاه ۱۱۳ آتش‌نشانی هاشم‌آباد رفتیم و هفت‌سین مهر و صفا را در همین ایستگاه پهن کردیم. در ادامه گزارش این دیدار نوروزی را می‌خوانید

      آرزوی سالی آرام
    • ماندگارها

      امین رحیمی - یک سال همراه شما بودیم. از محله و برای محله نوشتیم. در میان ساکنان همین کوچه‌ها و خیابان‌ها بودیم و شیرینی مهمان‌نوازی شما بر مذاقمان خوش نشست. و در این یک سال دیدیم مردمان صمیمی تکه پانزدهم پایتخت چقدر همراه و مهربان بودند؛ بیش از انتظارمان. سال نو می‌شود و رفته‌ها رفته! اما از لطف ساکنان منطقه، از کارهای خوبی که کرده‌اند، از انسانیت و عطوفتشان خاطره‌هایی داریم که فراموش شدنی نیست؛ به یادگار می‌ماند. تعدادی از گزارش‌هایی که به قلم خبرنگاران تحریریه همشهری محله ۱۵ در این نشریه ثبت شد، برای همیشه در ذهنمان ماند و در این روزهای پایانی سال فرصت را غنیمت شمردیم که آن گزارش‌ها و خاطرات را دوباره مرور کنیم.

      ماندگارها
    • عاشق بی‌بی زینب(س) بود

      مژگان مهرابی- با اینکه از خانه و کاشانه‌‌شان دورند، اما حالا در غربت نشان افتخار دارند و در میان اهالی عزیزند. خانواده شهید «رجبعلی غلامی» در محله اتابک زندگی می‌کنند؛ همسر و سه فرزند مردی که برای دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) راهی سوریه شد و به مقام والای شهادت رسید، در همسایگی ما، در خانه‌ای با امکانات ساده و اولیه زندگی می‌کنند. مهمان خانه‌شان شدیم و با «صابره غلامی» همسرش و«کمردین غلامی» برادر شهید به گفت‌وگو نشستیم.

       عاشق بی‌بی زینب(س) بود
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      خانه‌هایی كه خيمه امام حسين(ع) مي‌شود

      خانه‌هایی كه خيمه امام حسين(ع) مي‌شود

      تا آمدن خانم‌هاي همسايه ساعتي وقت هست. مادربزرگم صبح آفتاب نزده حياط را جارو و آب‌پاشي كرده تا مهمان‌ها برسند. ۸۰ سال را پر كرده! با كمك عصا راه مي‌رود اما روزهايي كه مراسم روضه دارد قبراق و سرحال مي‌شود. امروز هم روز هجدهم ماه است. او به نيت وفات حضرت فاطمه(س) در این سن اين تاريخ را انتخاب كرده است. برگ‌هاي زرد گلدان شعمداني‌اش را جدا مي‌كند و به من مي‌گويد كه سماور را روشن كنم. بعد هم خودش لنگ‌لنگان به آشپزخانه مي‌آيد. استكان‌هاي كمرباريكش را روي ميز مي‌گذارد و بر صندلي مي‌نشيند. مي‌گويم: «خانم جان چه اصراري است كه شما هر بار اين‌قدر به خودتان زحمت بدهيد که دست آخر چند نفر بيايند و روضه گوش كنند.» انگار حرف بدي زدم چون اخم مي‌كند و مي‌گويد: «از وقتي خودم را شناختم كنيز امام حسين(ع) بودم. ۶۰ سال است كه مراسم روضه دارم. همه دلخوشي‌ام به مجلس ذكر مصيبت امام حسين(ع) است.» بعد چاي خشك را در قوري گل قرمزي‌اش مي‌ريزد و با دلخوري ادامه مي‌دهد: «هرچه داريم از اين روضه‌هاست. گريه براي امام حسين(ع) دل را جلا مي‌دهد. چرك گناه را مي‌شويد و پاكمان مي‌كند.» بعد هم می‌گوید: «در مجلس اهل‌بيت(ع) است ك

    آرشیو
    • قطع۱۷ درخت برای یک تن کاغذ!

      مرجان آقبلاغی- کاغذ پنجمین صنعت بزرگ مصرف‌کننده انرژی در دنیاست که به ازای هر تن محصول، انرژی بیشتری نسبت به یک تن محصول صنایع استیل و آهن مصرف می‌کند. همچنین این صنعت در دنیا نسبت به صنایع دیگر آب بیشتری به ازای هر تن محصول مصرف می‌کند که بازیافت این زباله‌ها می‌تواند نقش بسزایی در اقتصاد کشور و به‌ویژه کلانشهر تهران داشته باشد.

      قطع۱۷ درخت  برای یک تن کاغذ!
    • قولنامه‌ای‌ها ورثه‌ای‌ها و رهنی‌ها!

      محله مینابی از سال ۱۳۴۱ و با تغییر کاربری اراضی کشاورزی به مسکونی شکل گرفت. به همین دلیل در اغلب بخش‌های این محله خانه‌ها بدون نظم معماری و در قواره‌های نامناسب ساخته شده است. روند کند نوسازی طی ۳ دهه اخیر نیز موجب شد این محله ۸۳ هکتاری جزو محله‌های فرسوده منطقه قرار گیرد. ۴۷ هکتار از مساحت محله شامل ۴هزار و ۵۷۹ پلاک معادل ۷۰‌درصد از خانه‌های محله مینابی جزو بافت فرسوده است. البته با نوسازی ۴۹۱ پلاک یعنی حدود ۱۱‌درصد از بافت فرسوده طی ۵ سال اخیر این محله رکورددار رشد نوسازی است. در ادامه از مهم‌ترین موانع نوسازی این محله و راهکارهای آنها سراغ گرفته‌ایم.

      قولنامه‌ای‌ها ورثه‌ای‌ها  و رهنی‌ها!
    • هزار مدال بر سینه

      امین رحیمی- دختر مقابل پدر نشست؛ فرزند شهید مقابل شهید. و مدالی را که تازه گرفته بود می‌خواست به پدر تقدیم کند؛ بر گردنش می‌خواست بیاویزد انگار. و پیش از آن چه‌ها گفتند و شنیدیم و چه‌ها که نگفتند و نشنیده بودیم. گفتند که می‌گفت و می‌گفت و می‌گفت لحظه دیدار نزدیک است؛ موعد پرواز، روز وصل. نشستیم در محضر شهید؛ در خانه شهید. در ضیافتی نشسته بودیم زیر نگاه گرم و مهربانی که سایه امنیت و آرامش انداخته بود بر سرمان انگار. آخر مجلس دختر نشسته بود روبه‌روی پدر و دست دراز کرده بود به سوی پدر. چه مدال می‌دهی این پدر را که خود هزار مدال بر سینه دارد. هزار «نشان» دارد در این کوچه و در این محله؛ در این مملکت. خوشا پدری که تو هستی. فرخنده آن مدال که دخترت بر سینه‌ات می‌خواهد آویخت و خجسته آن «نشان» که تو داری. و آن نام که تو دارنده شدی؛ «شهید».

      هزار مدال بر سینه
    • ما هم درختی بنشانیم

      تهمینه رادمهر- هوای آلوده پایتخت را می‌توان با کاشت درخت و توسعه فضای سبز پاک کرد. نامگذاری روز درختکاری در اسفند ماه هم اهمیت این اقدام را به هر شهروندی یادآوری می‌کند. با وجود تأکید به این روز هنوز بسیاری از شهروندان در طول زندگی‌شان درختی نکاشته و سهمی در رشد و نمو یک موجود سرسبز پالایش‌کننده نداشته‌اند. اما افرادی هم هستند که با کاشت تعداد بالای درخت در پاکی هوا و آبی شدن این آسمان نقشی چشمگیر داشته‌اند. به مناسبت روز درختکاری سراغ درختکاران منطقه رفته‌ایم.

      ما هم درختی بنشانیم
    • خانه دردانه‌ها!

      زینب کریمی- چند ماه از راه‌اندازی آن می‌گذرد و مدتی است که این اتاق‌ها خانه امن بچه‌های بدسرپرست و بی‌سرپرست خردسال شده است. تیرماه امسال بود که مراحل مرمت و بازسازی و البته زیباسازی این ساختمان به اتمام رسید و فضای امن و آرامی برای دختران ۳ تا ۶ سال مهیا شد. چند ماهی است که این کودکان در خانه‌ای که خیریه «دردانه حضرت زهرا(س)» برایشان راه‌اندازی کرده در آرامش زندگی می‌کنند. این خانه با نظارت سازمان بهزیستی در محله طیب فعال شده و میزبان ۱۲ کودک است. اما اینجا هیچ شباهتی به مراکز نگهداری از کودکان ندارد. درست شبیه خانه است. کودکان مربی‌هایشان را «مامان» صدا می‌زنند. گاهی هم جوانانی داوطلب به آنان سر می‌زنند و بچه‌ها را سرگرم می‌کنند؛ عموها و خاله‌ها! سری به این خانه متفاوت زدیم و با زندگی ساکنانش آشنا شدیم.

      خانه دردانه‌ها!
    • میهمانان یک شبه!

      زینب کریمی - زمستان‌های گرمخانه خاوران شلوغ‌تر از فصول دیگر سال است. هر شب حدود هزار بی‌خانمان در این گرمخانه اسکان داده می‌شوند تا شب‌های سرد زمستان را به صبح برسانند. گرمخانه از هر قشری مددجو دارد. با آنان که هم صحبت می‌شوی و از زندگی‌شان می‌پرسی از روزهایی برایت می‌گویند که مثل سایر شهروندان زندگی و خانواده داشته‌اند. تعدادی از این جمعیت هزار نفره به تازگی به این جمع ملحق شده‌اند و تازه وارد محسوب می‌شوند. سراغ آنان رفته و از حال و هوای زندگی در گرمخانه از آنان پرسیده‌ایم.

      میهمانان یک شبه!
    • ۵۰ جهیزیه تهیه کرده‌ایم

      مژگان مهرابی - انجام کار خیر سعادت است و توفیقی از سوی خداوند می‌خواهد. به سرمایه زیاد و مال فراوان هم نیاز نیست. به همتی نیاز است که قدم در راه بگذاری و برای باز کردن گره‌ای آستین بالا بزنی. آن وقت می‌توان کارهای زیادی کرد و واسطه ‌کار خیر شد. «زهره شیدایی» یکی از خیران محله مشیریه است. او دختران زیادی را روانه خانه بخت کرده و نان در سفره خیلی‌ها گذاشته است. درآمدی از خود ندارد اما به هر دری می‌زند تا نیازمندی را بی‌نیاز کند. او هم اکنون با سرای محله مشیریه هم همکاری می‌کند و حضورش در این مرکز توانسته گام بزرگی برای حمایت مالی از مستمندان محله باشد.

      ۵۰ جهیزیه تهیه کرده‌ایم
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله