• شکوفه، محله آدم معروف‌ها بود

      زهرا اردشیری - «رسول صدرعاملی» را که می‌شناسید؟ کارگردان معروفی که از مصاحبه فراری است. رسانه‌ها به‌سختی می‌توانند او را راضی کنند تا گفت‌وگویی داشته باشد. اما ما او را خوب می‌شناسیم. وقتی پای محله کودکی و خاطرات محله «شکوفه» به میان بیاید رسول صدرعاملی همان پسربچه‌ای می‌شود که تصور می‌کرد محله زندگی‌اش شگفت‌انگیز است. حرف از خاطرات خانه پدری‌اش که باشد آن‌وقت خودش گفت‌وگو را آغاز می‌کند. رسول صدرعاملی جدا از آنکه یکی از چهره‌های سینمایی معروف منطقه ماست و آثار ماندگاری مانند «من ترانه ۱۵ سال دارم» و «گل‌های داودی» دارد، جدا از آنکه پسر حجت‌الاسلام «فخرالدین صدرعاملی» یکی از بزرگ‌ترین خیّران این منطقه است از زمان ورودش به عرصه روزنامه‌نگاری و سینما بارها زندگی مردم این منطقه را به تصویر کشیده است. در آستانه بهار سراغ کارگردان دوستداشتنی هم‌محله‌ای رفتیم. در آخر هم به بهانه روز مادر از مادر او خواستیم از پسر بزرگش برایمان بگوید.

      شکوفه، محله آدم  معروف‌ها بود
    • معرکه‌گیری را دریبل زدم

      مهدی حدادپور- بعضی آدم‌ها انگار که خلق شده‌اند بزرگ باشند؛ انگار که بزرگی را با خودشان دارند. به این گروه می‌گویند شخصیت‌های کاریزماتیک؛ کسانی که بدون هیچ دوره‌ای و کلاسی و... انگار که در ژنشان رهبری و مدیریت جریان دارد. در هر حوزه‌ای چند تایی از این آدم‌ها را می‌شود مثال زد. در فوتبال بی‌‌تردید یکی از این آدم‌های ذاتاً جالب و کاریزماتیک که لقب «سلطان» را هم یدک می‌کشد «علی پروین» است. علی پروین به روایت خودش فوتبالیست خوش تیپی نبوده است؛ زیاد هم شاید لفظ قلم و حرفه‌ای نتواند صحبت کند اما او ذاتاً یک رهبر و مدیر است. به همین دلیل هم هست که این‌قدر میان پرسپولیسی‌ها و فوتبالی‌ها برای خودش اسم و رسمی به هم زده است. فوتبال سلطان مستطیل سبز ایران در همین منطقه ما شکل گرفته است. همین بهانه‌ای شد تا سری به او در خانه‌اش بزنیم و خاطرات سال‌های دور این حوالی را مرور کنیم. ماحصل دیدار نوروزی ما را با سلطان فوتبال ایران پیش رو دارید.

        معرکه‌گیری را  دریبل زدم
    • شادی‌ دختران انتظار

      زهرا فراهانی- منطقه ما خیّران بسیاری دارد که البته و همیشه، از آنها گزارش‌های مختلفی تهیه کرده‌ایم. بخشی از این خیّران، ایتام و فرزندان بدسرپرست یا بی‌سرپرست را تحت پوشش خود قرار داده‌اند و مهر مادری‌شان را نثار آنها می‌کنند. آنها که در آخرین روزهای سال به فکر عزیزان تحت پوشش خود هستند و با مهر مادری به این می‌اندیشند که موظفند شادی آنها را نیز مانند شادی فرزندان خود تأمین کنند. هفته گذشته باخبر شدیم چند تن از این بانوان زحمتکش تلاش کرده‌اند تا در آستانه سال نو و فرا رسیدن موج جدید جشن و شادی‌ها، شادی را به خانه برخی از خانواده‌های تحت پوشش خود بیاورند. گزارش این برنامه می‌خوانید؛ گزارشی از بهارانه‌های خیّران محلی.

       شادی‌ دختران انتظار
    • نوروز به صرف کار خیر و تولید ملی

      فاطمه عسگری- اسفندماه که می‌شود نمایشگاه‌های بزرگ و کوچک به بهانه نوروز برپا می‌شوند؛ نمایشگاه‌هایی که تبلیغاتشان از دور حکایت از هواداری جیب مردم را می‌دهد. اما آنچه دل آدمی را به درد می‌آورد در بدو ورود به خیلی از این نمایشگاه‌ها عرضه جنس‌های چینی و پوشاک خارجی است که بازار شب‌عید ما را هم رها نمی‌کنند. در میان تمام این نمایشگاه‌ها، نمایشگاه دستاوردهای زنان سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی(ره) منطقه حال و هوای دیگری دارد. هر گوشه نمایشگاه را که نگاه می‌کنیم با لبخندهای زنانی روبه‌رو می‌شویم که حالا در سایه حمایت و پشتیبانی کمیته امداد امام خمینی(ره) توانسته‌اند با قدرت روی پای خود بایستند و امروز به این استقلال و خودکفایی‌شان ببالند. در هر غرفه آثار تولیدی زیبایی به چشم می‌خورد که حکایت از تلاش بی‌وقفه زنانی دارد که به قول قدیمی‌ها دست روی زانوی خود گرفته و بلند شده‌اند تا دستشان جلو کسی دراز نباشد. کالاهایی که بوی تولید داخل را می‌دهد.

      نوروز  به صرف  کار خیر و تولید ملی
    • محله گل‌وبلبل اینجاست

      زهرا اردشیری- بدون شک محبوب‌ترین مجری تلویزیون برای کودکان است و شاید محال باشد تصویرش در قاب جعبه جادویی بیاید و بچه‌های بازیگوش خانه را میخکوب نکند. که عموپورنگ برای بچه‌ها حسابش با همه فرق دارد. این را فقط کسانی خوب می‌دانند که فرزند دارند؛ که عموپورنگ حرفش در جان‌ودل بچه‌ها رسوخ می‌کند که اگر بگوید: «بچه‌ها زود به رختخواب بروند» بچه‌ها آن روز به عشق عمو پورنگ‌ حتماً زود به رختخواب می‌روند. عمو پورنگ با آن چهره دوستداشتنی و بیان شیرینش چطور جایش را میان دل بچه‌ها باز کرده است؟ البته این دوست داشتن که فقط مال بچه‌ها نیست. بزرگ‌ترها هم دوستش دارند. بعید است وقتی تلویزیون را روشن می‌کنیم و عموپورنگ را در قاب آن می‌بینیم لبخند روی لب ‌ما ننشیند و حتی برای چند دقیقه پای برنامه این عموی دوستداشتنی ننشینیم. حالا سراغش رفته‌ایم. «داریوش فرضیایی» در محله «جوادیه» منطقه۱۶ به دنیا آمده اما سال‌ها در منطقه ما زندگی کرده است؛ سال‌هایی که خودش آنها را بسیار دوست دارد. او در آستانه بهار از خاطرات نوروز کودکی‌اش برایمان می‌گوید.

      محله گل‌وبلبل اینجاست
    آرشیو
    • پرونده ویژه
       برو رفیق درست میشه!

      برو رفیق درست میشه!

      هوشنگ صدفی - روزی که زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط منتشر شد، به چاپ‌های مختلفی رسید و مردم کتاب این عارف عامی گمنام را، حلوا حلوا می‌کردند. برای مردم عجیب بود که در همین تهران خودمان، در میان ما، چنین شخص بزرگ مرتبه‌ای زندگی می‌کرد و ما خبر نداشتیم.

    آرشیو
    • بهار در خانه ننه حبیب

      شکوه زین الدینی- همراه شدیم با تعدادی از جوانان منطقه که در آستانه نوروز تصمیم گرفتند به دوستی سلام گرم کنند و به شکلی خاص و دوستداشتنی به پیشواز عید بروند. کار پسندیده این جوانان آن است که برای دلگرمی مادران شهید و خانه‌تکانی به خانه‌های آنها می‌روند تا شور جوانی و مهربانی‌شان را هدیه کنند به مادرانی که این روزها را با جای خالی عزیز سفرکرده‌شان می‌گذرانند. یکی از به‌یادماندنی‌ترین خانه‌تکانی‌ها خانه‌تکانی منزل «رقیه غلام حیدری»، مادر شهید «حبیب‌الله خیاط بصره» است که همه جوان‌های محله او را «ننه حبیب» صدا می‌زنند. خوشروست و عاشق گل شمعدانی. دیوار حیاط خانه‌اش روزها پر می‌شود از پرنده‌هایی که برای دانه خوردن قرار هر روزه با این خانه دارند. ننه حبیب خیابان «نبرد» معتقد است: «عید بهانه قشنگی است تا علاوه بر خانه‌تکانی خانه دل را پر کنیم از یاد و نام خدا. قدر یکدیگر را بدانیم و پایبند به مبانی دین و اسلام و حافظ این آب‌وخاکی باشیم که خون شهیدان برآن جاری شده.»

       بهار در خانه ننه حبیب
    • رؤیاهای ما چند نفر

      زهرا اردشیری - بعید نیست یک روز ربات‌ها جای انسان‌ها را بگیرند و شهر پر شود از ربات‌هایی که به‌جای ما انسان‌ها سر کار بروند؛ ماشین‌ها را برانند؛ خرید کنند؛ آشپزی کنند و ما انسان‌ها فقط وظیفه هدایت آنها را داشته باشیم. شاید این اتفاق چند سال دیگر بیفتد. شاید هم یک قرن دیگر اما بعید به نظر نمی‌رسد مخصوصاً وقتی نسل نوجوان و کودک امروزی در نسل فن‌آوری زندگی می‌کنند. تعدادی از آنها کنار ما هستند. بچه‌هایی که با ربات‌هایشان می‌خواهند دنیا را عوض کنند. ربات‌هایی که از نظر آنها قادرند هر ‌کاری انجام دهند. همه آنها از دانش‌آموزان منطقه ما هستند و جالب است بدانید در ۶ لیگ مسابقات رباتیک بیشتر مقام‌های اول و دوم برای نخبه‌های رباتیک منطقه ما بوده است. کنار بچه‌های رباتیک منطقه هستیم. بچه‌هایی که با قد و قواره کوچکشان رؤیاهای بزرگی در سر دارند. با آنها صحبت کردیم از رؤیاهاشان و آنها از ربات‌هایی که ساخته‌اند با ما حرف می‌زنند.

       رؤیاهای ما چند نفر
    • کار خیر نه پول می‌خواهد نه اعتبار

      زهرا احمدوند- تا او را ندیدیم باور نمی‌کردیم. اهالی محله گفته بودند. اما باورکردنی نبود. مردی که خودش کارگر ساختمان است اما در محله چشم امید نیازمندان است. مگر می‌شود با جیب خالی به دیگران کمک کرد؟ با آنکه اصلاً دلش نمی‌خواهد نامش در نشریه نوشته شود اما راضی‌اش می‌کنیم به گفت‌وگو. می‌گوید: «اگر برای رضای خداست اشکالی ندارد.» «ابوالفضل ناطقی» را نه تنها به‌عنوان خیّر بلکه او را با نام گره‌گشای محله می‌شناسند. مردی که با جوانی‌اش ریش‌سفیدی می‌کند.

      کار خیر نه پول می‌خواهد نه اعتبار
    • بچه‌ محل‌ها اعضای یک خانواده بودند

      زهرا اردشیری - در فضای فوتبال دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، چهره‌های جوان کمتر فرصت پیدا می‌کردند که به دنیای ستاره‌های فوتبالی راه پیدا کنند. باید خیلی تلاش می‌کردی تا میان آن ‌همه ستاره ورزشی دیده شوی. «هادی نراقی» نوجوان ۱۷ ساله آن روزها از همان‌هایی بود که از روز اول با خودش عهد کرد تا لباس تیم‌ملی فوتبال را به تن کند. او بعد از رفتن به تیم تاج با ثبت چندین گل برای چند هفته در رأس گلزنان برتر لیگ ایستاد. نشریه کیهان ورزشی او را با عنوان جالب «آقا کوچولوی گل» یاد کرد. برای چند هفته متوالی عکس نراقی روی تمام نشریه‌های ورزشی جا خوش کرده بود. همه از او به‌عنوان یک استعداد یاد می‌کردند. حالا او ۶۲ ساله است. در کنار زمینی ایستاده است که می‌گوید برای رسیدن به آرزوهای فوتبالی‌اش مدیون همان زمین است. گفت‌وگو ما با هادی نراقی، یکی از ستاره‌های فوتبالی دهه ۵۰ را بخوانید.

       بچه‌ محل‌ها اعضای یک خانواده بودند
    • قل بازارچه تجریش در سرآسیاب

      زهرا فراهانی- محله‌های قدیمی به‌نوعی هویت هر شهر محسوب می‌شوند. تلاش برای حفظ این محله‌ها از سوی مسئولان به ساکنان آنها انگیزه و هویت می‌دهد. پایتخت ما محله‌های این‌چنینی زیاد دارد و تقریباً هر تهرانی قدیمی، میدان سرآسیاب را به‌عنوان یکی از هویت‌های شهرش می‌شناسد. محله‌ای در منطقه ما. دانستن قدمت و تاریخچه این محله بی‌شک باید هر شهروند هویت‌شناسی را به وجد آورد تا با دید گردشگری سری به این میدان قدیمی بزند و با دیدن باقیمانده زنده از پیشینه شهرش لذت ببرد. اما چه می‌شود که این اتفاق کمتر رخ می‌دهد؟ شاید سهل‌انگاری در زیباسازی این مناطق و محله‌های ارزشمند و به‌راحتی از دست دادن بافت تاریخی آنها! در میان همه گذشته زیبای از بین رفته میدان سرآسیاب، بازار روز مسقف آن هنوز پابرجاست. فضایی پر از رنگ و شور و زندگی. محلی که متأسفانه تحت تأثیر گذر زمان رو به انحلال دارد. در این گزارش به تاریخچه این بازارچه پرداخته‌ایم و آنچه این سال‌ها بر آن رفته و اینکه برای احیای آن چه کاری می‌توان انجام داد.

      قل بازارچه تجریش در سرآسیاب
    • «نه» به چهارشنبه پرخطر

      شکوه زین‌الدینی - ما که ماجرای پلاسکو یادمان نرفته، یادمان نرفته جانفشانی و شهادت ۱۶ دلاور مرد آتش‌نشان چون «ناصر مهرورز»، ققنوس خیابان نبرد را. همین ادای احترام به شهدای آتش‌نشان بهانه قشنگی شده است تا در آستانه سال نو و جشن چهارشنبه پایان سال، بسیاری از شهروندان منطقه به کمپین «نه به چهارشنبه‌سوری خطرناک» بپیوندند و این قول را به آتش‌نشان‌ها بدهند که این مراسم را با کمترین خطر برگزار کنند. در یک نیمروز دل‌چسب زمستانی، ما نیز همراه با تعدادی از کودکان و هم‌محله‌ای‌ها چندساعتی مهمان آتش‌نشانان با صفا و مهربان ایستگاه ۴۸ منطقه شدیم. اینجا در کنار آموزش و توصیه آتش‌نشان‌ها، برای اینکه چهارشنبه‌سوری بی‌خطری داشته باشیم، شنیدن خاطرات تلخ و شیرین آنها از سنت‌های قدیمی، همچنین تصمیم‌شان برای همیاری با شهروندان در برگزاری جشن آیینی، بدون استفاده از مواد محترقه و یک دورهمی شاد، خالی از لطف نیست.

      «نه» به چهارشنبه پرخطر
    • حرمت پنج‌شنبه آخر سال

      زهرا اردشیری - نوروز نزدیک است. ما ایرانی‌ها رسم و رسوم زیبای زیادی برای فرارسیدن بهار داریم. جدا از خانه‌تکانی و لباس نو و سفره هفت‌سین و... رسم داریم که پنجشنبه آخر سال را به دیدار درگذشتگانمان برویم. مزارشان را با گل و گلاب صفایی بدهیم و خاطراتشان را زنده کنیم. این رسم از گذشته با ماست. از آن رسم‌هایی است که هیچ‌وقت رنگ و روی کهنگی نمی‌گیرد و از یاد مردم نمی‌رود. حالا اگر شما هم می‌خواهید رسم و رسوم پنجشنبه آخر سال را به‌جا آورید اما دلتان می‌خواهد امسال متفاوت باشد یا با توجه به شلوغی خیابان‌ها می‌خواهید به نزدیک‌ترین مکان محله‌تان بروید ما برای شما پیشنهاداتی داریم. شاید امسال پنجشنبه آخر سال متفاوتی را تجربه کردید.

      حرمت پنج‌شنبه  آخر سال
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله