• چشم  بسته قدم بزن!

      فرهنگ زندگی شهری اقتضا می‌کند که هوای همدیگر را داشته باشیم. باید منفعت شخصی را به منافع جمعی ترجیح بدهیم اما نادیده گرفتن کارهای به ظاهر پیش پا افتاده زندگی در این شهر شلوغ و پرهیاهو را برای شهروندان عادی هم دشوار می‌کند چه رسد به ...

      چشم  بسته قدم بزن!
    • ما همه جهاد‌ی هستیم

      زهرا اردشیری - حتماً شما هم آنها را دیده‌اید. اکثراً جوان هستند. هرکدام در رشته‌های تخصصی خودش مهارت و حرفی برای گفتن دارند. حالا همگی دورهم جمع شده‌اند و قرار است مهارتشان را رایگان در اختیار هم‌محله‌ای‌شان بگذارند. اولویت‌شان با افراد نیازمند محله است. تعدادشان کم نیست، شاید بیش از ۳۰ نفر؛ حالا تبدیل به یک خانواده‌ بزرگ شده‌اند. یک خانواده با هدف مشترک که آن‌هم ارائه خدمات به نیازمندان است. طرح پردیس خدمت، خیلی وقت است که در منطقه ما کارش را شروع کرده است. طرحی که در آن تعدادی از هم‌محله‌ای‌های ما با همکاری سرای محله شکوفه مهارت‌هایشان را رایگان در اختیار اهالی منطقه می‌گذارند. در این طرح نیازمندان منطقه شناسایی می‌شوند و با کمک خیّران داوطلب در این طرح گره از مشکلاتشان گشوده می‌شود. جهادگران طرح پردیس خدمت امروز در مسجد «ارباب» در محله «دلگشا» جمع شده‌اند. به سراغ آنها رفتیم و با تعدادی از آنها گفت‌وگو کرد.

      ما همه  جهاد‌ی هستیم
    • برای کارگرانش مادری می‌کند

      زهرا فراهانی- وقتی اوضاع اقتصادی چندان روبه‌راه نباشد پیدا کردن کار مناسب و با شرایط خوب یک موفقیت محسوب می‌شود. اینجاست که کارآفرینی نه تنها نوعی افتخار شخصی بلکه یک افتخار ملی می‌شود. در شرایطی که بسیاری افراد در کشور حتی توان دست‌وپا کردن یک کار خوب برای خود را ندارند ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب با درآمد کافی برای اقشار مختلف جامعه امری قابل قدردانی و ستایش است. حال وقتی این کارآفرینان بانوان شایسته کشور باشند ارزشی فراتر نیز پیدا می‌کند. بانوانی که نیازهای همنوعان گرفتار خود را بهتر درک می‌کنند و با فراهم کردن شرایط مناسب کار، سعی به همراهی آنان در تأمین زندگی روزمره‌شان دارند. در منطقه ما نیز این دست بانوان زحمتکش و خیّر که با اشتغالزایی هم چرخ زندگی خود را می‌گردانند و هم ‌دست دیگران را می‌گیرند کم نیستند. به دیدار «معصومه عمادی» کارآفرین اهل شهید محلاتی ‌‌رفته‌ایم.

      برای کارگرانش مادری می‌کند
    • قلبم برای محله‌ام می‌تپد

      زهرا اردشیری- قدیمی‌ها او را در لباس تیم تاج سابق میدان فوتبال فراوان دیده‌اند. بازیکنی که به گلزنی معروف بود و به قول خود از هر جای زمین که شوت می‌کرد توپ میان دروازه می‌نشست. جوان‌ترها اما بازی‌های شگفت‌انگیز او را به خاطر ندارند اما همه خوب به یاد دارند که او سال‌ها در کنار بزرگانی مثل «ناصر حجازی» و «منصور پورحیدری» به‌عنوان کمک‌مربی روی نیمکت استقلال نشست و هدایت تیم آبی‌پوشان را برعهده داشت. «جواد قراب» پیشکسوت فوتبال تیم استقلال را در باشگاه استقلال ملاقات می‌کنیم. او از خاطرات زندگی در چهارصددستگاه برایمان تعریف می‌کند.

      قلبم برای محله‌ام می‌تپد
    • سید محبوب «شکوفه»

      زهرا اردشیری- «نامش حرمت دارد.» این جمله را یکی از اهالی می‌گفت. کمتر می‌شناختیمش. می‌دانستیم عالم فقیه و یکی از چهره‌های سیاسی است. می‌دانستیم بنابر نقل محدث قمی، خاندان صدر یکی از سرشناس‌ترین خاندان‌های شیعی هستند که ...

      سید محبوب «شکوفه»
    آرشیو
    • پرونده ویژه
       برو رفیق درست میشه!

      برو رفیق درست میشه!

      هوشنگ صدفی - روزی که زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط منتشر شد، به چاپ‌های مختلفی رسید و مردم کتاب این عارف عامی گمنام را، حلوا حلوا می‌کردند. برای مردم عجیب بود که در همین تهران خودمان، در میان ما، چنین شخص بزرگ مرتبه‌ای زندگی می‌کرد و ما خبر نداشتیم.

    آرشیو
    • چرخ زندگی معلولان اینجا می‌چرخد

      مهناز زین‌الدینی- گرما و صمیمیت کارگاه تولید کت‌وشلوار واقع در خیابان «پاسدار گمنام» و همصحبتی با کارآفرین نمونه و خوشنام منطقه که برای بیش از ۸۰ نفر از افراد کم‌توان جسمی‌ـ حرکتی و بانوی سرپرست خانواده اشتغال ایجاد کرده، سرمای صبح زمستانی را برای رسیدن به این محیط، دلچسب می‌کند. اینجا به گفته بسیاری از شهروندان و «مرتضی شهرابی فراهانی» کارفرمای مجموعه، کت‌وشلوارهایی باکیفیت بسیار بالا و کم رقیب روانه بازار می‌شود. دست‌دوزهایی که هنر توانیابانی است که امیدوارند به رونق بازار تولید و حمایت بیشتر.

      چرخ زندگی معلولان اینجا می‌چرخد
    • حالا ما اعتماد به نفس داریم

      شکوه زین‌الدینی - اینجا در یکی از فرعی‌های منتهی به خیابان پاسدار گمنام مجموعه‌ای فعالیت می‌کند که هدفش مهارت‌آموزی، ایجاد اشتغال و عزت بخشیدن به کسانی است که شاید از نظر فیزیکی توان انجام دادن بعضی کارها برایشان به ‌آسانی ما نباشد و ظاهر زندگی‌شان با من و شما کمی فرق کند اما دلی پرامید دارند و پرتلاش هستند؛ ایده‌های نابی در ذهن می‌پرورانند و جای‌ترحم فقط نیاز به حمایت و همراهی دارند. نیازی که هدف فعالیت مجموعه کارآفرینی «رعد الغدیر» است و با مهارت‌آموزی و اشتغالزایی برای توان‌یاب‌ها به آن توجه شده. اینجا باوجود کاستی‌ها و مشکلاتی که سر راه افراد کم‌توان جسمی‌ـ حرکتی و بانوان سرپرست خانوار هست و حمایت کم مسئولان، با وجود بانیان خیر و دلسوز، زندگی جریان دارد. آنچه دیدیم شوق به زندگی، عزت نفس و ایده‌های ناب بود و توان‌یاب‌هایی که با چهره‌ای خندان و امیدوار از این ایده‌ها برایمان می‌گویند.

      حالا ما  اعتماد به نفس داریم
    • دورهمی ضددیابتی‌ها در محله

      لطیفه‌سادات مرتضوی - می‌پرسم: «چرا از این محله شروع کردی؟‌» می‌گوید: «این منطقه از شهر آلوده‌تر است.» می‌پرسم: «آلودگی چه ارتباطی به دیابت دارد؟‌» و او در جوابم می‌گوید: «علت اصلی دیابت مربوط به ریه می‌شود.» توضیحات بیشترش را وقتی می‌دهد که مرا برای شرکت در کلاس‌های محله‌ای‌اش دعوت می‌کند. می‌گوید: «اگر می‌خواهید بیشتر متوجه ماجرا شوید به کلاس‌های محله ما بیایید.» این را «مریم سادات خدائیان» می‌گوید؛ همان پرستار محله صاحب‌الزمان(عج) که چند وقتی است در طرح جدیدش دیابتی‌های محله را تحت پوشش قرار داده و هدفش حذف قرص‌های شیمیایی از زندگی مردم است. می‌گوید: «این طرح من در وزارت بهداشت هم ثبت جهانی شده است.» کنجکاوی‌ام مرا وادار می‌کند تا دعوتش را قبول کنم و در یک صبح زمستانی مهمان جمعشان شوم.

      دورهمی ضددیابتی‌ها  در محله
    • جزئیات تازه از جنایت فلکه اول مقداد

      شکوه زین‌الدینی- عصر یکی از روزهای پایانی دی‌ماه بود که در پی خبر ناپدید شدن مرد طلافروش بلوار ابوذر، عوامل کلانتری ۱۲۱ سلیمانیه منطقه و پلیس آگاهی برای مشخص شدن سرنوشت مبهم مرد ۵۶ ساله، تجسس را آغاز کردند. ردیابی‌ها ادامه داشت تا اینکه پیدا شدن جسد تکه‌تکه شده مردی داخل سطل زباله در فلکه اول مقداد توسط کارگران خدمات شهری، اهالی و مأموران پلیس را به این گوشه از منطقه کشاند. جسد شناسایی شده متعلق به مرد طلافروش بود. این اتفاق موجب دل‌نگرانی و ترس بسیاری از ساکنان منطقه شد. از پیر و جوان تا کاسبان و همسایه‌ها همه چند روزی از چرایی و چگونگی این اتفاق حرف می‌زدند و حتی پای درد دلشان به همشهری محله هم رسید. تا اینکه با تلاش کارآگاهان اداره پلیس آگاهی عامل جنایت فلکه مقداد دستگیر شد. شرح کامل ماجرا و تحلیل تأثیرات روانی این اتفاق بین مردم راه‌های کنترل چنین آسیب‌هایی را با کارشناسان هم‌محله‌ای به گفت‌وگو نشستیم.

      جزئیات تازه از جنایت فلکه اول مقداد
    • سه تفنگدار چهارصد دستگاه

      زهرا اردشیری - مگر می‌شود استقلالی بود و او را نشناخت؟ «علی جباری» هنوز برای استقلالی‌ها سلطان است. او کاپیتان یک دهه تیم استقلال و دریبل‌زن معروف آبی‌پوشان بود که با رکورد ۸۹ گل برای آبی‌پوشان به اسطوره این تیم تبدیل شد. بااینکه دیگر گرد پیری بر چهره‌اش نشسته اما همچنان مثل همان روزهایی که پیراهن تیم را به تن داشت با تعصب از تیم محبوبش حرف می‌زند. جباری فوتبال را در زمین خاکی معروف چهارصددستگاه شروع کرد و هنوز هم وقتی به این محله می‌رود، دلش برای هیاهوی آن روزهای زمین خاکی چهارصددستگاه تنگ می‌شود. جباری با آنکه چند ماهی است که دخترش را از دست داده و دل‌ودماغ مصاحبه ندارد اما تعریف خاطرات محله قدیمی‌اش، او را سر شوق می‌آورد و با روی خوش پذیرای ما می‌شود. با او در دفتر کارش در باشگاه استقلال ملاقات کردیم. او خاطرات خوش فوتبالی‌اش در منطقه را برایمان تعریف می‌کند.

       سه تفنگدار  چهارصد دستگاه
    • مال خدا را در راه خدا خرج کن!

      زهرا اردشیری- این خانه سبز است. پشت پنجره‌های این خانه قلب‌هایی می‌تپد که مهربانی مهم‌ترین ویژگی‌ آنهاست. مادری که مادر محله است. از کنار مشکل هیچ‌کدام از اهالی نمی‌گذرد. پدری که حتی کمبود امکانات در روستاهای تربت حیدریه هم چشم‌هایش را خیس می‌کند و دخترانی که اعلام کردند سهمشان در جنگ تحمیلی ازدواج با جانبازان است و با ۲ جانباز ازدواج کردند. هر کدامشان سرپرستی تعدادی از کودکان یتیم را بر عهده گرفته‌اند و تمام کمک‌هزینه‌های زندگی‌شان را فراهم می‌کنند. این خانواده بیش از ۴۰ سال است که به خیّر و معتمد این محله معروف هستند. هفته‌ای چند بار کیسه‌های لباس، ارزاق و مایحتاج روزانه زندگی به این خانه می‌رسد. اهل محله یا آشنایان می‌فرستند و اهالی این خانه را مأمور می‌کنند تا آنها را به دست نیازمندان برسانند. با آنکه نتوانستیم با تمام اعضای این خانواده صحبت کنیم اما موفق شدیم پدر و مادر را راضی کنیم تا فقط به‌شرط اشاعه مهربانی کمی از فعالیت‌های خیرخواهانه‌شان بگویند. به سراغ خانواده پورتقی در محله «پاسدار گمنام» رفتیم.

       مال خدا را در راه خدا خرج کن!
    • این ۵ نفر

      عیسی محمدی- بعضی اتفاق‌ها که می‌افتد ذاتش به گونه‌ای است که همه را درگیر خود می‌کند؛ مثل همین انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ خودمان. از عامی و عارف تا گمنام و مشهور، همه را درگیر خود کرد. با توجه به قدیمی و سنتی و دینی بودن منطقه ما، درگیری‌های این محله‌ها با انقلاب نیز، بیشتر از جاهای دیگر بوده است؛ تا جایی که حتی محله‌هایی مثل دولاب، جایگاه انقلابیون حرفه‌ای بوده. هرسال می‌گذرد و به این روزهای سالگشت پیروزی انقلاب اسلامی می‌رسیم. همین بهانه‌ای است برای یادآوری؛ که کجا بودیم، چه کردیم و به کجا رسیدیم. همین یادآوری‌هاست که به یادمان می‌آورد داشته‌های امروزمان راحت به دست نیامده است. به همین دلیل یادآوری‌های مقدس هم که شده، خاطرات برخی از بچه‌محل‌های شناخته‌شده‌تر را از روزهای انقلاب اسلامی مرور کرده‌ایم.

      این ۵ نفر
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله