• چاره‌جویی برای ۷ مشکل

      فاطمه عسگری نیا- محله امامزاده یحیی(ع) یکی از محله‌های قدیمی شهر تهران، محله‌ای که بافت قدیمی و تاریخی آن تو را می‌برد به سال‌های دور تهران قدیم؛ آنجا که هنوز می‌شود بوی کاهگل را از جامانده خانه‌های خشت و گلی‌اش استشمام کرد. کوچه‌پسکوچه‌های تنگ و باریکی که شباهتی به این روزهای تهران ندارد. تلفیق بافت قدیمی و مدرنیته زندگی شهری در این محله قدیمی این روزها باعث بروز مشکلات ریز و درشتی شده که‌گاه عرصه زندگی را بر اهالی بومی محله سخت کرده است. همراه با شورایاران محله و مردم در محله قدم زدیم. روزی که هم تاریخ شنیدنی محله را ورق زدیم و هم از مشکلات مردمش شنیدیم. از مشکلات ترافیکی تا عمرانی. مشکلاتی که «محمدرضا ندرلو» شهردار ناحیه ۲ می‌گوید که رفع آنها در اولویت کاری‌اش قرار دارد.

      چاره‌جویی برای  ۷ مشکل
    • فراموش شده‌ام

      مرضیه موسوی- ساکن محله امامزاده یحیی(ع) است؛ محله‌ای که همه ساکنانش «عشق فیلم» هستند و از آغاز تاریخ فیلمسازی در ایران عادت کرده‌اند که کوچه‌ها و خیابان‌ها و خانه‌های محله لوکیشنی برای فیلم‌های سینمایی و سریال‌های جورواجور باشد؛ از «قیصر» تا فیلم و سریال‌های دیگری مثل «در چشم باد» و «پدرسالار» و «روزگار قریب» و... بیش از ۲ دهه از حضور «حسین کلانتر» در فیلم و سریال‌های تلویزیونی می‌گذرد. «تیک تاک»، «کیسه برنج»‌، «کلاه قرمزی و سروناز»، «ده رقمی»، «تو آزادی»، «خواب سفید» و سریال‌های «متهم گریخت»، «مزرعه آفتابگردان»، «خانه پدری»، «عید امسال»، «ماجراهای آقاجلال» و... کارنامه پرکاری در ۲ دهه برای او رقم می‌زند. با این حال ۵ سالی از آخرین بازی او در فیلم و سریال می‌گذرد و کلانتر این روزها در مغازه فروش مواد غذایی در نزدیکی خانه‌اش در امامزاده یحیی(ع) مشغول به کار است.

        فراموش شده‌ام
    • مجلس روضه یک نفره در امامزاده ۴۰۰ ساله

      مرضیه موسوی- «حبیبه، رقیه، فاطمه، ساره، هاجر، تاجر دختران سواد بن موسی کاظم(ع) از بغداد روی به سوی ولایت ری نهادند و چون به تهران رسیدند آنها را شهید کردند.» این یکی از روایت‌هایی است که در مورد امامزادگان «هفت دختران» در کتاب‌ها نقل شده. در حالی که اسم ۶ دختر در این روایت به چشم می‌خورد. امامزاده‌ای نه چندان وسیع در محله سرچشمه که نزدیک تکیه رضاقلی‌خان قرار دارد و هر روز مهمان‌های زیادی را از گوشه و کنار شهر پذیرا می‌شود. حکایت این امامزاده و آداب حضور در آن و رسمی که خود زائران بنا گذاشته‌اند قصه‌ای شنیدنی دارد.

       مجلس روضه یک نفره در امامزاده ۴۰۰ ساله
    • روضه محمد یخی اشک از چشمانش جاری می‌کرد

      حدود ۳۰ سال از فوت آیت‌الله ‌حاج شیخ «یوسف ایروانی» می‌گذرد. ولی هنوز در بین اهالی محله جایگاه ویژه دارد و همه نامش را به نیکی یاد می‌کنند. حاج آقا ایروانی سالیان سال در مسجد قندی، محله تختی(خانی‌آباد) خدمت کرد و اهالی این محله جز خاطره‌ای خوش از یک روحانی مبارز و مردمی چیز دیگری در ذهن ندارند. به همین دلیل است که هنوز روحانیت در این محله جایگاه ویژه دارد. با «عباس عبدالقاسمی» پیرغلام ۸۹ ساله و از دوستان نزدیک آیت‌الله ‌ایروانی به گفت‌وگو نشستیم.

       روضه محمد یخی اشک از چشمانش جاری می‌کرد
    • ساده زیست پر مهـر و گـره‌گشا

      علی جواهری- آیت‌الله ‌«یوسف ایروانی» فرزند آیت‌الله میرزا «علی ایروانی» است. آیت‌الله ‌میرزا علی از علمای برجسته بود که امام خمینی(ره) سطح علمی‌اش را سنگ‌ زیربنای علم فقه بیان می‌کند. حاج یوسف ایروانی سال ۱۲۸۹ در نجف به دنیا آمد و بعد از اتمام تحصیلات حوزوی به حکم آیت‌الله «سیدابوالحسن اصفهانی» راهی تهران می‌شود و در مسجد قندی فعالیت‌های تبلیغی‌اش را آغاز می‌کند. او با علمای برجسته‌ای مثل آیت‌الله ‌»لواسانی» و «مرعشی نجفی» و امام خمینی(ره) و... ارتباط داشت. آیت‌الله ‌یوسف ایروانی سال‌ها در بین اهالی تختی زندگی کرد و سال ۱۳۶۹ دار فانی را وداع گفت و پیکرش در جوار حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد. در گفت‌وگو با فرزندانش «محمدموسی ایروانی» بازاری‌ خوشنام و «محمدجواد ایروانی» عضو تشخیص مصلحت نظام و وزیر سابق اقتصاد با سبک زندگی و فعالیت‌های این مرد بزرگ آشنا شدیم.

       ساده زیست پر مهـر و گـره‌گشا
    آرشیو
    • آوار پـلاسـکو در باغ چالی

      حسن حسن زاده- شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که پس از حادثه تلخ ساختمان پلاسکو، سرنوشت حجم عظیم آوار ساختمان چه شد و نخاله‌های ساختمانی و تیرآهن‌های درهم شکسته به چه مکانی انتقال پیدا کرد. پاسخ این پرسش را باید در زمین ۷ هکتاری که سال‌هاست در دل محله «تختی» جا خوش کرده و همه آن را با نام گود باغ‌چالی می‌شناسند جست‌وجو کرد. این روزها اگر گذرتان به خیابان مختاری شرقی و خیابان جعفری بیفتد از پشت دیوارهای گود باغ‌چالی آوارهای ساختمان پلاسکو را خواهید دید. اما انتقال این نخاله‌های ساختمانی به گود باغ‌چالی اعتراض شدید اهالی محله تختی را در پی داشت. آنها با وجود گذشت چند هفته از انتقال نخاله‌های ساختمانی همچنان از برخاستن گرد و غبار ناشی از دپو شدن نخاله‌ها در دل محله‌شان گلایه دارند. به همین بهانه سری به گود باغ‌چالی زدیم و در گفت‌وگو با اهالی و کاسبان خیابان مختاری ابعاد مشکل را بررسی کردیم.

      آوار پـلاسـکو  در باغ چالی
    • بی اعتمادی به ایمنی معتمد

      فاطمه علوی- «حاضری یک چشم نداشته‌باشی اما پولی بابت تعمیر مغازه از جیبت خرج نکنی؟‌»، «حاضری دستت دچار سوختگی شود اما پولی به کپسول آتش‌نشانی ندهی؟‌» «حاضری پاساژ فرو بریزد و مغازه‌ات آتش بگیرد در عوض...» این سؤال‌ها را از کاسبان پاساژی قدیمی در خیابان «جمهوری» می‌پرسیم. پاساژی که شاید ظاهری کمی سالم و سرحال داشته باشد اما ترک‌های روی دیوار و کابل‌های برق قدیمی که از دیواری به دیوار دیگر آویزان شده‌اند و چند باری آتش‌های‌ریز و درشت در پاساژ سوزانده‌اند خبر از حالت آماده‌باش برای پاساژ و کاسبانش می‌دهند: «نه! کدام آدم عاقلی راضی به چنین معامله‌هایی می‌شود؟‌» این پاسخ مغازه‌ـ‌داران است. مغازه‌هایی که در خیابان جمهوری قرار دارند و خیلی از آنها هنوز فرو ریختن پاساژ پلاسکو را واضح در خاطر دارند و روزی صد بار آن ماجرا را با خود مرور می‌کنند.

      بی اعتمادی به ایمنی معتمد
    • خانه امید بچه‌های هرندی و مولوی

      مرضیه موسوی- آفتاب به میانه آسمان رسیده. زنگ تعطیلی مدارس به صدا درآمده. بچه‌های محله «هرندی» کیف و وسایلشان را جمع می‌کنند اما به جای اینکه سمت خانه‌هایشان بروند راهی مرکزی در کوچه «عرب دفتر» می‌شوند؛ مؤسسه «معاک» یا همان خیریه «حضرت علی اکبر»(ع). قرار است ظهر تا غروب را در این مرکز بگذرانند و بیشتر به درس و مشقشان برسند. معاک خیریه‌ای است که بنیانش را اهالی قدیمی همین محله گذاشته و سال‌هاست در زمینه‌های مختلف هوای اهالی هرندی و مولوی را دارد. این مؤسسه چند سالی می‌شود که اساس فعالیت‌هایش را روی آموزش‌ و فرهنگسازی گذاشته است.

       خانه امید بچه‌های هرندی و مولوی
    • اولین روضه‌ام را برای مادرم خواندم

      هوشنگ صدفی- زیر گنبد فیروزه‌ای مساجد منطقه کارهایی از جنس محبت و صمیمیت اهالی انجام می‌شود. کارهایی که در نهایت با وجود سختی‌ها و دردسرهایش حاصلی دلنشین دارد. از مراسم آشتی‌کنان تا باز کردن گره مشکلات اهالی و نیازمندان در این سنگر اسلام انجام می‌شود. مجموعه این کارها وقتی زیباتر می‌شود که یک روحانی که غالباً حکم پدری دلسوز برای محله دارد جلودار آن باشد. درست مثل حجت‌الاسلام «سیدجواد حسینی» امام جماعت مسجد «قندی» که ۳۰سال بعد از فوت آیت‌الله ‌ایروانی وظیفه تبلیغ امور دینی و اقامه نماز مردم محله «تختی» را برعهده دارد. حاج آقا حسینی جایگاه خاصی در بین مردم محله تختی دارد تا جایی که در وعده‌های نماز مسجد جای سوزن انداختن نیست. او سال ۱۳۲۲ در روستای فامرین کمیجان استان مرکزی در یک خانواده روحانی به دنیا می‌آید. همه اجدادش روحانی بودند. حجت‌الاسلام حسینی درطول انقلاب اسلامی از سوی سلطنت طلب‌ها مورد هجوم قرار می‌گیرد و ۲ فرزندش را از دست می‌دهد. مهاجمان در غیاب او که به مسجد رفته بود اتومبیل او را آتش می‌زنند و به منزلش حمله می‌کنند و در و پنجره منزل را تخریب می‌کنند. در این ماجرا همسرش سقط

       اولین روضه‌ام  را برای مادرم خواندم
    • گنج‌های پنهان یک محله

      مرضیه موسوی- محله‌گردی در محله امامزاده یحیی(ع) و سرچشمه پایمان را به کوچه‌ها و خانه‌هایی باز می‌کند که بخش مهمی از هویت کوچه‌های قدیمی تهران را تشکیل می‌دهند؛ وجب به وجب این محله‌ها و خانه به خانه آن دیدنی است و حرف‌های زیادی پشت درهای آن جا گرفته که سرمایه‌های محله هستند. قدم زدن در این محله همراه «نصرالله حدادی» تهران‌شناس و همصحبت شدن با اهالی محله قند مکرر است که شما را در کیف آن شریک می‌کنیم.

       گنج‌های پنهان یک محله
    • جای خالی علی

      منصور پور محمدی- بغضی در خانه ‌گیر کرده و از هیچ در و پنجره‌ای بیرون نمی‌رود. خانه‌ای قدیمی با دیوارهایی لرزان و نم گرفته در محله امامزاده یحیی(ع) که «زهرا حسینی» همراه ۲ پسر کوچکش در آن اجاره‌نشین است. از همسایه‌های همان خانه قدیمی که سراغ زهرا خانم، همسر شهید مدافع حرم را می‌گیریم کمی گنگ و گیج نگاهمان می‌کنند. او را می‌شناسند که یک تنه پسرهایش را به چنگ و دندان گرفته و آنها را بزرگ می‌کند. اما شوهرش را خیلی به یاد ندارند. ۴ سال پیش بود که زهرا و علی به این خانه آمدند. همان سال‌ها بود که علی و پدر زهرا برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) راهی سوریه شدند. به همراه دیگر شیعیان افغانستان که حالا مهاجرانی در تهران و دیگر شهرهای ایران بودند. زهرا هنوز حرف زدن را شروع نکرده، تیله چشم‌هایش از اشک خیس می‌شود. بغض می‌کند. صدایش می‌لرزد. لب‌هایش می‌لرزد. دست‌هایش می‌لرزد: «سال ۱۳۹۳ بود. علی و پدرم تصمیم گرفتند مدافع حرم شوند. از جهاد در راه خدا می‌گفتند و اینکه دوست دارند از دین و مذهبشان دفاع کنند. دلم آشوب بود. راضی نبودم. به جز آنها کسی را نداشتم. پسر کوچکمان تازه به دنیا آمده بود. راهی سوریه ش

       جای خالی علی
    • یادگار خاندان قجـری

      زهرا موسوی- سنگ‌های صیقلی بیش از یک قرن از عمر پله‌های ورودی کوچه «پله نوروزخان» می‌گذرد. حالا سنگ‌های این پله صیقلی شده و برای اینکه عابران بیشماری که هر روز از آن می‌گذرند زمین نخورند گاردهای آهنی از لبه پله تا میانه آن را در برگر گذرها و کوچه‌هایی که از خیابان ۱۵ خرداد راه به دل بازار باز می‌کنند هرکدام ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارند. نمونه‌اش کوچه «پله نوروزخان» که آن‌سوتر از کوچه مسجد امام(ره) به خاطر پله‌های قدیمی و شیب رو به پایینش شهرت دارد. پله نوروزخان که این روزها بورس فروش کیسه‌های پلاستیکی و نوشت‌افزار است روزگاری یکی از کوچه‌های همجوار بازار عودلاجان بود که هر پلاکش خانه‌ای با حیاط‌ بزرگ بود. قدمت این کوچه در بازار تهران بیش از سن و سال و عمر قدیمی‌ترین‌های بازار نوروزخان است. با این حال کاسبان بازار نوروزخان از تاریخچه این کوچه چیزهایی شنیده‌اند و تک و توک چیزهایی از نیم قرن گذشته این گذر در خاطرشان مانده است. با این حال کسی اطلاعات دقیقی از تاریخچه این کوچه ندارد و حتی گاهی گفته‌هایشان با وقایع تاریخی تناقض پیدا می‌کند. با ما در این گزارش در کوچه پله نوروزخان قدم بزنید.

       یادگار خاندان قجـری
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله