• آتش‌نشان مخترع

      مرضیه موسوی- «حسین اسلامی» به تازگی در مقطع دکترا رشته الکترونیک در دانشگاه پذیرفته شده است. دختر این آتش‌نشان ۳۳ ساله ۳ ماهه است. ۱۲ سال است که سراغ علم رباتیک رفته و بیش از ۲۶ مدال و جایزه در مسابقات رباتیک به دست آورده؛ از جمله مسابقات ربوکاپ آزاد ایران و.... ۶ ثبت اختراع در کارنامه‌اش دارد و مقام دوم جشنواره خوارزمی را سال ۱۳۸۸ به خود اختصاص داده است. ربات امدادگر و ربات مریخ‌نورد از جمله ربات‌هایی است که او تاکنون ساخته. آخرین اختراعش حالا در مرحله تولید انبوه قرار دارد و آماده عرضه به بازار است؛ دستگاه دیجیتالی که در زمان بروز حوادث می‌تواند در مدیریت بهتر بحران به کار مدیران عملیات‌های امداد و نجات بیاید.

      آتش‌نشان مخترع
    • این تیمچه خون بهای قتل امیرکبیر است

      مرضیه رسولی- «تیمچه حاجب‌الدوله» یکی از پر نقش و نگارترین نقاط بازار تهران است و البته یکی از قدیمی‌ترین تیمچه‌های آن. راسته بازار کفاش‌ها، پشت درهای بزرگ چوبی تیمچه، میدانگاهی بزرگ با پنجره‌های ارسی و سقف مقرنس‌ و گچکاری شده به چشم می‌خورد. اینجا تیمچه «حاجب‌الدوله» است؛ تیمچه‌ای که ساخت آن به دوره ناصرالدین شاه برمی‌گردد و در طول دهه‌های گذشته تغییرات زیادی کرده است. «تیمچه در بازارهای ایران حیاطی است که چهار طرف آن مغازه یا اتاق وجود دارد.» این را روی دیوار ورودی تیمچه می‌توان دید به همراه توضیحی در مورد تاریخچه ساخت تیمچه حاجب‌الدوله؛ اطلاعات مختصری که کاسبان تیمچه و مشتریان بازار را با تاریخچه این نقطه از بازار تهران آشنا می‌کند. این روزها به بهانه‌های زیادی می‌توان راه را به سوی این تیمچه کج کرد؛ خرید لوازم خانگی و ظروف چینی و بلور، دیدن زیبایی‌های معماری بازار حاجب‌الدوله و آشنایی با بخشی از تاریخچه بازار تهران.

      این تیمچه خون بهای قتل امیرکبیر است
    • خبر شهادتم را ۳ بار خودم شنیدم!

      عسگری نیا/ جواهری- وقتی می‌گوید یا اباعبدالله‌الحسین(ع) چنان‌ بند دلش پاره می‌شود که سیل اشک را بر ‌گونه‌هایش جاری می‌کند. احساس می‌کنیم سال ۱۳۶۰ است و ما در خاکریز هستیم؛ درست مثل آن وقت که برای دوستان شهیدش در دوکوهه مرثیه‌های عاشقانه سر می‌داد. اما ادبیات عاشقی این روزهای حاج «یونس‌حبیبی» درد است و نواهای سوزناکی که آرام روی تخت زمزمه می‌کندو پای یااباعبدالله(ع) گفتن‌هایش مادرجان دل می‌سپارد. البته غیر از مادر، همسر و گاهی فرزندش و برادرانش جای صدها نفری را که زمانی در مجلس روضه‌هایش می‌نشستند پر می‌کنند. جای جای بدنش یادگاری‌هایی از جنگ تحمیلی است. حاج یونس از دلتنگی‌های این روزهایش برایمان می‌گوید. از روزهای سختی که مجبور است به دلیل بیماری دور از خانه و خانواده سپری کند. نه می‌تواند بازیگوشی‌های «محمد طاها» را ببیند و نه به پسر بزرگش که این روزها داماد می‌شود کمک کند. دلش را از دنیا کنده و دلتنگی‌هایش برای رفقای شهیدش گذر زمان در این دنیا را برای او کند و تلخ کرده است. دلش این روزها در دوکوهه است و تنها آرزویش شهادت.

       خبر شهادتم را  ۳ بار خودم شنیدم!
    • پاپوش ۲۵۰۰ ساله بپوش!

      فاطمه عسگری نیا- روزی که در ۱۸ سالگی وارد صنف کفش‌فروشی شد و به‌عنوان یک کارگر ساده به‌عنوان رویه‌ساز کفش در کارگاه کفاشی کارش را شروع کرد خودش هم فکر نمی‌کرد روزی روزگاری کفشی را به پا کند که دوخته دست خودش باشد و خیلی‌ها آرزوی داشتنش را کنند. صحبت از «محسن‌ پورسهی» طراح کفش‌های کماندار در ایران است. کفشی که طرح و مدلش برگرفته از کفش سربازان هخامنشی در ۲ هزار و ۵۰۰ سال پیش است. برای گپ‌وگفت با این کفاش هنرمند در منطقه راه دوری نمی‌رویم؛ در کوچه‌پسکوچه‌های ولی‌عصر(عج) مقابل سینمای اروپای سابق کوچه قدیمی و باریکی هست به نام کوچه «هاشمی» که ساختمان نما چوبی زیبایی پذیرای ماست. ساختمانی که به‌عنوان نخستین آموزشگاه طراحی کفش ایران به‌صورت علمی این روزها پذیرای جوانان علاقه‌مندی است که از راه‌های دور و نزدیک برای فراگرفتن این هنر بومی به‌صورت علمی خود را به این کارگاه می‌رسانند.

      پاپوش ۲۵۰۰ ساله بپوش!
    • حسین بعد از ۴ سال حاجی شد و آمد

      فاطمه عسگری نیا- هر لحظه با «حسین» زندگی می‌کند. انگار نه انگار ۳۰ سال از شهادت حسین می‌گذرد. هروقت یادش می‌کند کافی است درِ گنجه چوبی اتاق را باز کند و لباس‌های قدیمی حسین را ببوید تا جانی دوباره بگیرد و به زندگی ادامه دهد. نگاهش را به قاب تصویر نقاشی شده از حسین بر دیوار اتاق می‌دوزد و می‌گوید...

      حسین بعد از ۴ سال حاجی شد و آمد
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      یگانه واعظ دوران

      یگانه واعظ دوران

      حسن حسن زاده- جوان است و همان نشانه‌های پدربزرگ مشهورش را دارد. از لحن و کلام استوار تا چهره و نشانه‌های ظاهری که یاد و خاطر بزرگ‌ترین واعظ و خطیب معاصر را برای آنهایی که پای منبر بلند آن یگانه وعظ و خطابه دوران نشسته‌اند زنده می‌کند. حجت‌الاسلام «سید محمدرضا لواسانی» نوه دختری مرحوم فلسفی است که به دلیل ارتباط عاطفی و علمی با پدربزرگ، خاطرات شنیدنی بسیاری از مرحوم حجت‌الاسلام «محمدتقی فلسفی» دارد. خاطره‌های دور و نزدیکی که از همنشینی با استاد وعظ و خطابه در خانه قدیمی پدربزرگ شکل گرفت و سرمشقی برای مشی طلبگی‌اش شده است. حالا اما سال‌هاست که به توصیه مرحوم فلسفی آن خانه قدیمی تبدیل به مکانی برای پرورش طلاب و مبلغان جوان شده است. درست مثل زمان حیات خود او که خانه‌اش کلاس درسی برای مبلغان، خطیبان و واعظان بزرگ تهران بود. گفت‌وگوی ما را با حجت‌الاسلام لواسانی درباره سبک زندگی آن یگانه وعظ و خطابه در محیط خانه می‌خوانید.

    آرشیو
    • ببخشید! کفش خارجی نداریم

      حرف قدیمی‌ترین کفش‌فروشی‌های خیابان انقلاب که به میان می‌آید اغلب کاسبان مغازه «محمدعلی نیک پور» را نشان می‌دهند که از کاسبان قدیمی این خیابان است. «آقا محمدعلی پیر این کار است. حتی در زمینه تاریخچه کفشگری در ایران کتاب هم نوشته.» آقا محمدعلی ۸۶ ساله پیرمرد خوشرویی است که با لهجه شیرین خطه شمال حرف می‌زند و از نوجوانی برای کار به تهران آمده و از همان ابتدا فروش کفش را به‌عنوان شغل خود انتخاب کرده است. کتاب «کفشگری و پروسه تاریخی آن» را به دلیل علاقه‌‌اش به تولید کفش و تجربه‌هایی که در این زمینه داشته نوشته و البته از خوانده‌هایش در این زمینه هم کمک گرفته است. مغازه‌ گوش تا گوش پر است از کفش‌های چرمی که کارگاه تولیدی آن در حوالی همین کوچه‌پسکوچه‌های منطقه است. اسم کفش خارجی که به میان می‌آید آقا محمدعلی رو ترش می‌کند. همه می‌دانند چرخ مغازه‌اش را کفش‌های ایرانی می‌چرخاند: «دوست داشتم فقط کفش‌های دست‌دوز بفروشم. اما چون تقاضا کم است کفش‌های صنعتی ایرانی هم می‌فروشم.»

      ببخشید!  کفش خارجی نداریم
    • پیمان خداپسندانه ۵ رفیق کفاش

      فاطمه عسگری نیا- جمع، جمع دوستان قدیمی از صنف کفاشان است، پیر و جوان ندارد هرکسی در صنف کفاشان تهران دستی بر آتش دارد و به قول قدیمی‌ها دستش به دهنش می‌رسد گوشه‌ای از کار را گرفته تا همه نیازمندان این صنف سر سفره پر برکت خیریه حضرت سیدالشهدا(ع) بنشینند تا دغدغه گذران روزگار را نداشته باشند. شروع قصه‌شان از خیابان صف بود. قصه برمی‌گردد به ۳۰ سال پیش یعنی سالی که مرکز خیریه با قولی که ۵ نفر از خیّران این صنف به هم دادند آغاز به کار کرد. آنها به هم تعهد دادند اجازه ندهند در جمعشان خانواده نیازمندی کاسه چه کنم چه کنم دستش بگیرد. برای اطلاع از چگونگی فعالیت‌های این مرکز خیریه راهی خیابان مصباح شده‌ایم.

       پیمان خداپسندانه ۵ رفیق کفاش
    • خواب دیدم شهید می‌شود

      فاطمه عسگری نیا- خبر شهادتش را که می‌دهند مادر لگن بزرگ مسی داخل حیاط را برمی‌دارد و در میانه حیاط قدیمی‌شان در محله پامنار شروع می‌کند به دایره زدن و چرخیدن و کل کشیدن. اشک می‌ریزد و می‌چرخد و فریاد می‌زند که «محمد» به آرزویش رسید. آنقدر می‌زند و می‌چرخد که همه فکر می‌کنند عقلش را از دست داده است اما در دل مادر چه غوغایی است فقط خودش می‌داند و بس. یک قرار عاشقانه مادر و پسری. قول داده به محمد که وقتی خبر شهادتش را شنید بی‌تابی و فریاد و‌ زاری نکند اما قول نداده برایش جشن نگیرد. مادر است دیگر هر راهی را که به دلش ببندی راهی دیگر برای عشقبازی‌اش با فرزند پیدا می‌کند. این روزهای بهاری پر باران برای مادرش پر از خاطره است. «محمدعلی حاجیان» شهیدی که همه او را با لقب «شکارچی» می‌شناختند و چه خوش این لقب بر تارک قامتش نشست تا این روزها به‌عنوان نخستین شهید نیروی انتظامی در محله «بهارستان» مطرح باشد. سالروز شهادت این شهید در اردیبهشت ماه بهانه‌ای شد برای آنکه ساعتی مهمان پدر و مادر پیرش در محله «بهارستان» شویم تا از قصه‌های زندگی این شهید برایمان روایت کنند.

      خواب دیدم شهید می‌شود
    • تحصیل حق همه بچه‌هاست

      مرضیه موسوی- درهای آهنی بزرگ، تازه رنگ شده‌ است. نقاشی‌های دیواری، بلوک‌های سیمانی را رنگ و روح بخشیده. حیاط از صدای بچه‌ها پر می‌شود. اتاق‌های کوچک خانه قدیمی با پنجره‌های چند لته رو به حیاط صدای بچه‌ها را در کوچه‌پسکوچه‌های شوش پخش می‌کند. انجمن «روشنگران فردای کودک» محل تحصیل بیش از ۵۰ فرزند محروم از شناسنامه شوش است؛ مدرسه‌ای که یک سال از تأسیس آن می‌گذرد. مدیر آموزش انجمن می‌گوید: «در این محله بچه‌های زیادی زندگی می‌کنند که به دلایل مختلف محروم از شناسنامه و اوراق هویتی هستند. به همین دلیل از درس خواندن جا مانده‌اند. بزرگ‌ترین هدفی که در این مرکز دنبال می‌کنیم فراهم کردن فرصت تحصیل برای بچه‌هایی است که مدارک هویتی ندارند. کودکانی که بیشتر در بین خانواده‌های کولی‌ها و مهاجران به چشم می‌خورند.»

      تحصیل حق همه بچه‌هاست
    • کارتن‌خوابی که کتابفروش شد!

      مرضیه موسوی- «فتح‌الله ‌آرامش» لقبی است که بچه‌های انجمن به او داده‌اند؛ مرد ٦٣ ساله قدبلندی که اغلب لباس‌های یکدست سفید می‌پوشد و قبل از راه‌اندازی کتابفروشی و مؤسسه ندای آرامش بیش از ۳۰ سال مصرف‌کننده موادمخدر بوده. «فتح‌الله ‌بیطرفان» می‌گوید: «از ١٢ سالگی مصرف موادمخدر و الکل را شروع کردم. همه چیز بر خلاف میلم پیش می‌رفت و علاقه‌ای به این کار نداشتم. با این حال تنها برای دیده شدن پا در این راه گذاشتم. فقط به دنبال شنیدن دمت گرم می‌گشتم.» ١٤ سال است کتابفروشی و دفتر مؤسسه او به پناهگاهی برای معتادان در حال بهبود تبدیل شده. بی‌طرفان روزگاری نه چندان دور در میان کارتن‌خواب‌های محله‌های شوش و مولوی زندگی می‌کرد.

       کارتن‌خوابی که کتابفروش شد!
    • زندگی‌با صدای زنگ شمس‌العماره شروع می‌شد

      فاطمه عسگری نیا- «خسرو معتضد» مرد خوش‌زبانی که قصه‌های تاریخی‌اش در برنامه شب‌های تاریخی‌ خیلی‌ها را پای این جعبه جادویی می‌نشاند تا با روایت‌های او سفری کنند به دل تاریخ. معتضد که ۱۵۰ کتاب را در حوزه تاریخ نگارش کرده از فعالان حوزه رسانه هم است و به‌عنوان خبرنگار در خیلی از روزنامه‌های کثیرالانتشار سابقه قلم زدن دارد. پژوهش‌های تاریخی او در آن سوی مرزها هم طرفداران خاص خود را دارد. او متولد ۳۰ خرداد سال ۱۳۲۱ در خیابان «سیروس» است. آن‌وقت‌ها که همراه پدر و مادرش در محله «سرچشمه» ساکن بودند او در ۵ سال اول زندگی به سر می‌برد اما خاطره‌هایی دارد از شمس‌العماره که شنیدنش خالی از لطف نیست. برای شنیدن قصه‌های تاریخی منطقه میزبان این پژوهشگر تاریخی شدیم در خانه قدیمی و تاریخی مدرس؛ جایی که او را به گفته خودش در دل تاریخ قرار داد. زیبایی‌های این خانه قدیمی برایش قابل باور نبود به‌طوری‌که بارها تکرار کرد: «باورم نمی‌شود در دل کوچه‌پسکوچه‌های تنگ این محله چنین بهشتی پنهان باشد.»

      زندگی‌با صدای زنگ  شمس‌العماره شروع می‌شد
    • دندان سالم، هدیه به بچه‌ها

      مرضیه موسوی- حیاط اداره فضای سبز محله هرندی چند وقتی است پاتوق بچه‌های محله شده؛ دانش‌آموزانی که در انتظار رسیدن نوبت دندانپزشکی هستند. مطب، غرفه سیاری است که یکی دو هفته از حضورش در حیاط این اداره می‌گذرد. خیریه نوآوران سلامت مدتی است خدمات سیار دندانپزشکی خود را به محله هرندی آورده تا دانش‌آموزان نیازمند و خانواده‌های آنها از خدمات رایگان این غرفه بهره‌مند شوند. کسانی که این دورهمی را‌ ترتیب داده‌اند گفتنی‌های زیادی برای شنیدن دارند.

       دندان سالم، هدیه به بچه‌ها
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله