• لقمه حلال عاقبت بخیرشان کرد

      مریم تهوری- نگاه پراضطرابش را به ضریح امام رضا(ع) دوخت و چادر عربی‌اش را روی سر جابه‌جا و زیر لب شروع به دعا خواندن کرد. دلش آشوب بود. خرمشهر، بمباران شده بود. هرچند در تماس تلفنی با خرمشهر پسرانش وعده داده بودند تا شب همه چیز دوباره روبه راه می‌شود اما دیگر دل «علویه» خانم آرام و قرار نداشت. بلیت خریدند و از مشهد راهی تهران شدند. به تهران رسیده نرسیده تصمیم گرفت راهی خرمشهر شود. همه می‌گفتند که بچه‌ها به‌زودی به تهران می‌آیند اما مادر باید می‌رفت؛ انگار صدایی او را می‌خواند. او ندای قلبش را اجابت کرد و رفت. دلش راست گفته بود؛ شروع فراق‌های بی‌پایان مادر بود. همراه جمعی از مدیران شهرداری ناحیه یک در خانه‌ای قدیمی و باصفا در خیابان «شهید نظری» مهمان خانه شهیدان «جلال و محمدتقی عزیزیان» شدیم و «علویه جعفری» مادر شهیدان ما را سر سفره ضیافت خاطره‌های عزیزانش نشاند.

      لقمه حلال  عاقبت بخیرشان کرد
    • خیابان آب دخانیات کـجاسـت؟

      مریم تهوری- کافی است کمی به عقب برگردیم؛ به حدود نیم قرن پیش. آن وقت چهره‌ای متفاوت از کوچه‌پسکوچه‌هایی که امروز محل سکونت ماست می‌بینیم؛ خبری از این ساختمان‌های بالابلند نیست؛ کوچه با چند خانه یک یا ۲طبقه شکل گرفته و به جای خودرو و موتور و دود و آلودگی، درخت است و باغ و سرسبزی... اما فقط این نیست. زیر پوست کوچه‌پسکوچه‌های قدیمی محله‌های ما داستان‌ها و روایت‌های جالبی نهفته است. پای صحبت قدیمی‌ها که بنشینید از نام قدیمی کوچه و وجه تسمیه آن و از مردمی که قبل از ما در این کوچه زندگی می‌کردند حکایت‌ها دارند. در این صفحه قصد داریم در دنیای داستان‌های کوچه و خیابان‌های قدیمی منطقه سرک بکشیم. این شماره نوبت کوچه و خیابان «آب دخانیات» در محله هلال‌احمر و حوالی میدان قزوین است که امروز به نام کوچه «سرزعیم» و خیابان «شهید احمدی سخا» شناخته می‌شود.

      خیابان آب دخانیات کـجاسـت؟
    • حاج بابای‌آگاهی

      فهیمه عسکری نیا- اهالی محله او را به نام «بابای محله» می‌شناسند؛ پیرمرد باصفا و خوش رویی که لحظه‌ای خنده از روی لب‌هایش محو نمی‌شود. پیرمرد اصالتاً اصفهانی قصه ما، تاریخچه محله «آگاهی» را به قول قدیمی‌ها از بر است. بنگاه معاملات ملکی قدیمی‌اش بیش از آنکه محل انجام معاملات ملکی باشد شاهد حل و فصل مشکلات نیازمندان یا رفع کدور‌ت‌های احتمالی میان اهالی محله بوده و هست. حاج «مصطفی پورمشیر» را همه اهالی به‌عنوان بزرگ و معتمد محله قبول دارند؛ از قدیمی‌های محله که رفقای خودش هستند تا جوان‌ترهایی که او را حاج مصطفی صدا می‌کنند و برایش احترام زیادی قائلند. خلاصه آنکه در محله آگاهی هرکسی گرهی در کارش ایجاد می‌شود حتماً گذرش به مغازه کوچک حاج مصطفی می‌افتد. صحبت‌های شیرین حاجی بابای محله خواندنی است.

       حاج بابای‌آگاهی
    • نسخه نیازمندان را رایـگان مـی‌پیچم

      نگار ملایری- خیلی وقت است نام این مرد به دلیل نسخه‌هایی که با شرایط ویژه برای نیازمندان می‌پیچد در محله «راه‌آهن» بر سر زبان‌هاست. اما وقتی از خودش می‌خواهیم از داستان همراهی‌اش با دردمندان محله برایمان بگوید می‌خندد و می‌گوید: «مردم پیاز داغش را زیاد کرده‌اند.» «سید موسی رضوی» پسرک نسخه پیچی که کارش را در مشهد شروع کرد امروز در تهران در عرصه داروخانه‌داری حرف‌های فراوانی برای گفتن دارد که مهم‌ترینش همدردی با بیماران کم‌بضاعت است. گفت‌وگوی ما را با این داروخانه‌دار مردمدار محله بخوانید که در هر حالی با گشاده‌رویی پذیرای مراجعان نیازمند است و با حفظ کرامت آنان نسخه‌هایشان را رایگان می‌پیچد.

       نسخه نیازمندان را رایـگان مـی‌پیچم
    • تهمینه‌های محله ما

      نگار ملایری- نقالی و پرده‌خوانی که یکی از هنرهای قدیمی ایران زمین است و در سال‌های نه چندان دور طرفداران فراوانی داشته روزگاری در قامت یک رسانه در میان مردم کارکرد داشت. مرشد، نقال یا پرده‌خوان در محافل مختلف؛ از قهوه‌خانه تا کوی و برزن مردم را دور هم جمع می‌کرد تا قصه‌های شاهنامه را با استفاده از صدای قوی و مردانه، مهارت قصه‌گویی و حرکات بدن برای جماعت مشتاق بیان کند و آنها را در حماسه، هیجان و حزن جاری در ابیات شاهنامه شریک کند. این روزها اما این قصه‌های حماسی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره ۲ منطقه از زبان دختران نوجوان محله روایت می‌شود؛ دخترانی که با اجراهای موفق و اثرگذارشان ثابت کرده‌اند هنر نقالی یک هنر انحصاری در دست مردان نیست. به بهانه ۲۵اردیبهشت، سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی به سراغ این دختران نقال هم‌محله‌ای رفته‌ایم.

       تهمینه‌های محله ما
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      روزی روزگاری خاندان شیبانی

      روزی روزگاری خاندان شیبانی

      مریم شریفی- راست می‌گفت استاد تهران‌شناس که در محله‌های اصیلی مانند امیریه و منیریه، پشت دیوارهای هرکدام از خانه‌های قدیمی، صفحاتی از تاریخ نهفته است. شما هم باید به آن سوی دیوار خانه قدیمی خیابان شهید «ژیان پناه»(شیبانی سابق) می‌آمدید تا مثل ما حس می‌کردید در تونل زمان قدم گذاشته‌اید، دالانی که در یک لحظه مسافرانش را به اعماق تاریخ پرتاب می‌کند. آن سوی در ورودی خانه شیبانی‌ها، ملاقات با بازماندگان خاندان چند صد ساله و مواجهه با شخصیت‌هایی خاص انتظارمان را می‌کشید. «زهره شیبانی» در خانه‌ای که از اجداد همسرش به یادگار مانده است، از یک خاندان اصیل، موفق و اثرگذار برایمان گفت.

    آرشیو
    • روایت خرمشهری‌ها از مشکلات محله ریز و درشت

      نگار ملایری- در ادامه بررسی‌های مشکلات محله‌ها این شماره پای درددل اهالی محله «مخصوص» نشستیم. محله‌ای قدیمی و تاریخی که آغاز شکل گیری‌اش به اواخر دوره قاجاریه برمی‌گردد. به گفته اهالی این محله جزو محله‌هایی بوده که با ظهور پدیده حاشیه‌نشینی در خارج از محدوده تهران شکل گرفت. سابقه نامگذاری این محله به«مخصوص» به زمانی برمی‌گردد که مسافران کرج از این محل سوار خودروها و راهی جاده مخصوص کرج می‌شدند. علاوه بر این حکایت نقل شده از سوی اهالی محله، دلیل دیگری هم برای این نامگذاری مطرح می‌شود و آن مشجر بودن این محله و وجود درخت‌های اقاقیابوده که باعث خاص بودن آن و معروف شدنش به محله مخصوص شده بود. اهالی این محله قدیمی و باصفااین روزها با مشکلات و کاستی‌هایی مواجه هستند. آنها به امید رسیدگی مسئولان، مشکلاتشان را با ما در میان گذاشتند.

      روایت خرمشهری‌ها  از مشکلات محله ریز و درشت
    • می‌خواهم کارگاه خیاطی راه بیندازم

      فاطمه عسکری نیا- در محله «اسکندری» همه او را می‌شناسند. دختر جوانی که به سندرم داون مبتلاست اما اهالی محله او را با تلاشگری، مهربانی و پشتکارش می‌شناسند. صحبت از «راحله کامکار» دختر ۲۸ ساله‌ای است که به لطف حمایت و همراهی صبورانه مادرش امروز در قامت یک دختر موفق فعالیت می‌کند. قصه زندگی او لابه‌لای تکه پارچه‌های رنگی قصه عشق و اراده است؛ قصه‌ای که در کتاب «من می‌توانم» با مهر مادرانه «ناهید کامکار» روایت می‌شود تا همه بدانند خواستن توانستن است.

      می‌خواهم کارگاه خیاطی راه بیندازم
    • ۳ تا ۷۰ ساله‌ها در پناه قرآن

      فهیمه عسکری‌نیا- انگار همه اهالی محله در حسینیه جمع شده‌اند؛ از زن و مرد، پیر و جوان و کودک و نوجوان، گرم و صمیمی کنار هم نشسته‌اند و شادی می‌کنند. نوای مولودی و صدای دست‌های عاشقان امام منتظران(عج) در فضا طنین‌انداز شده و صدا به صدا نمی‌رسد. همه کاره این جشن بزرگ بچه‌های محله هستند که با شور و حال خاصی از مهمانان پذیرایی می‌کنند و از قرائت قرآن شروع مراسم تا اجرای سرود و تواشیح و نمایش، همه را خودشان برعهده دارند. اینجا د‌ارالقرآن مرکزی منطقه است؛ همان نهال جوانی که ۲۰سال قبل در محله «قلمستان» کاشته شد و حالا به درخت پرباری تبدیل شده که ثمرات شیرینش کام بسیاری از اهالی را شیرین کرده است. این محفل قرآنی پس از سال‌ها تلاش عاشقان قرآن به یک پاتوق محلی برای بچه‌ها و بزرگ‌ترهای محله تبدیل شده است به‌طوری‌که اگر بگوییم این مجموعه این روزها کار یک فرهنگسرا را در محله قلمستان انجام می‌دهد پر بیراه نگفته‌ایم. پای روایت دست‌اندرکاران این بیت‌القرآن درباره دیروز و امروز آن نشستیم.

       ۳ تا ۷۰ ساله‌ها در پناه قرآن
    • ببر، بخون، بیار!

      فاطمه عسگری‌نیا- تعدادشان کم نیست. این روزها از مترو تا خیابان‌های شهر و اتوبوس‌های همگانی همه جا می‌شود ردی از شاغلان این حوزه را دید. نامشان دستفروش است. افرادی که می‌کوشند در گوشه و کنار همین شهر هزار رنگ ما روزی حلالی برای خود کسب کنند. در میان همه دستفروش‌های بزرگ و کوچک شهر در گوشه‌ای از چهارراه ولی‌عصر(عج) دستفروش جوانی بساط پهن کرده که نوع نگاهش که به شغلش و عشق و علاقه‌اش به کار مثال‌زدنی است. «علی شمسی» جوان ۲۶ ساله‌ای است که برای خود با عنوان «دستفروش بی‌سواد» اسم و آوازه‌ای یافته. دستفروشی که می‌کوشد به شیوه‌های مختلف جایگاهی برای شغل دستفروشی پیدا کند. آن هم با این شعار «‌من شغلم را دوست دارم.» برای گفت‌وگو با این جوان خوش‌ذوق مهمان بساطش شدیم زیر یک درخت توت.

      ببر، بخون، بیار!
    • تماشاخانه‌های شهر ایمن است؟

      مریم تهوری- هنوز زمان زیادی از فاجعه فروریختن پلاسکو نگذشته است. حادثه‌ای تلخ و غم‌انگیز که نه تنها ساکنان تهران بلکه تمام کشور را در بهت و غم فرو برد و همه را عزادار کرد. اما از آن روز به بعد نخستین پرسشی که در ...

       تماشاخانه‌های شهر ایمن است؟
    • دوباره حادثه دوباره خسارت و آوارگی

      فتانه فرهادی- باز هم بی‌احتیاطی و بی‌مسئولیتی یک نفر، خسارت‌های سنگین به تعداد زیادی از افراد را به دنبال داشت. هفته گذشته گودبرداری غیراصولی یک ملک در خیابان وحدت اسلامی، کوچه زهره کرمانی باعث ریزش ساختمان ۴ طبقه مسکونی مجاور آن و تحمیل خسارت‌های مالی و روحی به خانواده‌های ساکن در آن و آوارگی آنها شد. به محل حادثه رفتیم و با اهالی ساختمان تخریب شده و همسایگان گفت‌وگو کردیم.

       دوباره حادثه دوباره خسارت و آوارگی
    • چشم و چراغ محله، عیدت مبارک!

      ژیلا تختی‌ـ مریم شریفی- خوب که فکر می‌کنیم جز این نمی‌تواند باشد که «مرتضی» بچه‌محل‌هایش را دور هم جمع کرد تا بی‌ادعا بیایند، نور بیاورند، دل مادرش را شاد کنند و بروند. همه آنهایی که آمدند انگار انتظار چنین...

      چشم و چراغ محله، عیدت مبارک!
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله