• بـیا از گذشته حـرف بزنـیم

      ژیلا تختی- یادهایی است که چراغ دل را روشن نگه می‌دارد؛ یاد سال‌های برف و بنفشه، روزهای پخش‌کردن اعلامیه و دیوار‌نویسی‌های شبانه، روزهای تظاهرات و فریاد مرگ بر شاه، روزهای امام آمد. روزهای عشق و حماسه در کانال کمیل و تپه‌های رملی فکه و جزیره‌ای که مجنونمان کرد. ۳۸سال‌ از آن روزها می‌گذرد. روزهایی که حسین، عباس، سعید، محمدرضا و جواد و بقیه لبیک گفتند به امام عزیزشان و با لباس‌های خاکی رفتند پشت خاکریزها سنگر گرفتند تا سنگر مملکتی که همه دارایی‌شان بود حفظ شود. سال‌ها از آن روزها گذشته و بچه‌محل‌ها و همرزم‌های دیروز هم‌قسم‌های وفادار امروزند. بچه‌های بامعرفت خیابان مختاری هنوز دلبسته رفاقت‌های آن روزگارند و وابسته به با هم‌بودن‌هایی از جنس روزهای یکرنگی. این‌طور است که هر کجا باشند پنجشنبه‌های پایان هر ماه خودشان را به محله قدیمی‌شان می‌رسانند. در منزل یکی از رفقا دور هم جمع می‌شوند، به مسجد محله می‌روند و به رسم دورهمی‌های باصفای سنگرهای جبهه در کنار هم دعا می‌خوانند و با مرور خاطرات آن روزهای آسمانی، روحشان را تازه می‌کنند. این بار ما هم مهمان این دورهمی خاص بودیم.

      بـیا از گذشته  حـرف بزنـیم
    • هرچه بود عشق بود

      ژیلا تختی- هیچ چیز برایش به شیرینی خاطراتی که پلی می‌شوند میان امروز و سال‌های دور نیست. خاطراتی که از ۱۵، ۱۶ سالگی پا گرفتند و تا همین لحظه می‌توان ردشان را در نم نشسته در چشمانش پیدا کرد. مثل همه دانش‌آموزان سرش گرم درس و دلش پر از آرزوهای دور و دراز بود که جنگ تحمیلی آمد و رنگ آرزوها را عوض کرد. روپوش سپید پزشکی رؤیاهایش جایش را داد به لباس خاکی جبهه. عشق به امام(ره) برایش شد همه چیز. حتی ترکش‌های نشسته در تنش هم حریف این علاقه نشد حتی وقتی شدت جراحات او را تا یک قدمی معراج شهدا برد و برگرداند. باورش شاید آسان نباشد اما دکتر «سید شهاب‌الدین احمدیان» جانباز ۷۰درصد محله امیریه شهادت را هم در کارنامه دارد؛ نام او یکبار به‌عنوان شهید ثبت شد اما خواست خدا بر زندگی دوباره او قرار گرفت تا برگردد و جهاد و مبارزه را در جبهه‌ای دیگر پی بگیرد. در سی و هشتمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی، در دانشگاه علوم پزشکی ایران، محل خدمت این سال‌های دکتر احمدیان پای صحبت‌هایش نشستیم تا برایمان بگوید از آن رفت و برگشت به یاد ماندنی.

      هرچه بود عشق بود
    • روزهای مـعـجـزه

      فهیمه عسکری نیا- یک جنگ بود و ده‌ها جبهه. سوای رزمندگان جان برکفی که در خط مقدم در مقابل دشمن مبارزه می‌کردند، گروه‌های مختلف مردم هم در جبهه‌های مختلف، پشت سر آنها در جریان آن دفاع‌مقدس مشارکت می‌کردند. در این میان پزشکان و پرستاران که فرشته‌های نجات سنگرهای درمانی بودند جهادی کم‌نظیر داشتند. در گفت‌وگو با پرستاران پیشکسوت بیمارستان بهارلو با خاطراتشان سفر کردیم به روزهای سخت و پرالتهاب ۸سال دفاع‌مقدس که در این مرکز درمانی با کمترین امکانات کارهای بزرگی برای درمان مجروحان جنگی انجام می‌گرفت.

       روزهای مـعـجـزه
    • جنگ برایم دانشگاه بود

      مریم شریفی- ۳۰سال که جای خود دارد ۱۰۰سال هم بگذرد برای امثال او جنگ تمام نمی‌شود. کافی است ساعتی پای روایتش از داستان عکس‌هایی که از آن روزها گرفته بنشینی تا باورت شود همه آن چهره‌های خاکی و مظلوم اما پرغرور و خستگی‌ناپذیر که روزگاری سوژه‌های لنز دوربینش بودند رفیقان لحظات تنهایی و دلتنگی امروز او هستند و فقط درددل با آنهاست که می‌تواند در ناملایمات زندگی در این شهر هزاررنگ دلش را آرام کند. از خودش بپرسید می‌گوید همه زندگی‌اش را مدیون همان بچه‌های باصفاست که حالا جای خیلی‌هایشان خالی است. تا صدها قطعه عکس اغلب منحصربه‌فرد استاد «علی فریدونی» عکاس ۶۲ ساله و برجسته دفاع‌مقدس و هم‌محله‌ای سال‌های نه چندان دور ما در محله عباسی از روزهای خاطره‌انگیز ۸ سال دفاع‌مقدس روی دیوارها، در دل کتاب‌ها و در فضای مجازی پابرجاست، جنگ هم برای او تمام نمی‌شود.

      جنگ برایم دانشگاه بود
    • یکی از ویلایی‌ها

      ژیلا تختی- از سال‌های خانه به دوشی در مبارزات انقلاب اسلامی، اعلامیه پخش کردن‌های شبانه دو نفره تا آخرین صبحانه مشترکشان در اندیمشک. خاطرات همه آن روزهای تلخ و شیرین مثل یک فیلم پیش چشمانش است و هر لحظه با آنها زندگی می‌کند. «طوبی عرب پوریان» شیرزنی است که وظیفه مدیریت خانواده رزمندگان را در نزدیکی منطقه جنگی برعهده داشت و امسال برش‌هایی از زندگی‌اش با بازی «پریناز ایزدیار» در فیلم سینمایی «ویلایی‌ها» روی پرده سینما رفت. همسر شهید «علیرضا نوری» مسئول کمیته و حراست راه‌آهن جمهوری اسلامی و هم‌محله‌ای ما در خیابان وحدت اسلامی است. او که در مبارزات انقلاب اسلامی و سال‌های دفاع‌مقدس پا به پای همسرش فعالیت می‌کرد طی ۲۶سال گذشته هم تلاش کرده در سنگر مدرسه به‌عنوان معلم و مدیر راه همسرش را ادامه دهد.

      یکی از ویلایی‌ها
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      روزی روزگاری خاندان شیبانی

      روزی روزگاری خاندان شیبانی

      مریم شریفی- راست می‌گفت استاد تهران‌شناس که در محله‌های اصیلی مانند امیریه و منیریه، پشت دیوارهای هرکدام از خانه‌های قدیمی، صفحاتی از تاریخ نهفته است. شما هم باید به آن سوی دیوار خانه قدیمی خیابان شهید «ژیان پناه»(شیبانی سابق) می‌آمدید تا مثل ما حس می‌کردید در تونل زمان قدم گذاشته‌اید، دالانی که در یک لحظه مسافرانش را به اعماق تاریخ پرتاب می‌کند. آن سوی در ورودی خانه شیبانی‌ها، ملاقات با بازماندگان خاندان چند صد ساله و مواجهه با شخصیت‌هایی خاص انتظارمان را می‌کشید. «زهره شیبانی» در خانه‌ای که از اجداد همسرش به یادگار مانده است، از یک خاندان اصیل، موفق و اثرگذار برایمان گفت.

    آرشیو
    • ۲۳ استخوان شکسته و۱۰سال اسارت

      فاطمه عسکری نیا- از وقتی سایه نخستین هواپیماهای جنگنده عراقی را بر خاک سرزمین مادری‌اش دید دیگر آرام ننشست و برای مقابله با آنها داوطلب شد تا دشمن پایش را بیشتر از گلیمش دراز نکند. فقط ۸روز فرصت داشت در این جنگ تحمیلی مشارکت کند و در همین مدت کوتاه کارنامه‌ای درخشان از خود برجا گذاشت. او بعد از انجام ۳۳عملیات جنگی هوایی هشتم مهرماه سال ۱۳۵۹ به اسارت عراقی‌ها درآمد و ۱۰سال اسارت پر درد و رنج را تحمل کرد تا وجبی از خاک وطنش به دست دشمن نیفتد. سرلشکر خلبان «محمد صدیق قادری» امروز هم بعد از ۳۸سال با وجود تمام سختی‌ها و بی‌مهری‌ها و با اینکه تنش پر از یادگاری‌های دوران اسارت است، از شانه‌هایی که استخوان ندارند تا لکه خونی که سال‌هاست در مغزش جاخوش کرده و گهگاه او را زمینگیر می‌کند هرگز از راهی که پیموده است پشیمان نیست.

       ۲۳ استخوان شکسته و۱۰سال اسارت
    • شگفت انگیز مثل مرضیه

      فهیمه عسکری نیا- کسب «موفقیت» از فعالیت و تلاش تمام انسان‌هاست. برخی معتقدند که برای رسیدن به آن باید تمام امکانات از جمله سلامتی جسمی، امکانات مالی و... را کنار هم در اختیار داشت. اما دختر قصه ما با وجود تجربه کردن دردهای شدید جسمانی و داشتن بهره‌کم از سلامتی جسمی، توانسته به موفقیت‌های بزرگی دست پیدا کند. صحبت از «مرضیه اوشنی» است که می‌توان از او به‌عنوان قد بلندترین دختر منطقه و یکی از قد بلندترین دختران شهرمان نام برد. بلندی قد که همیشه چالش اصلی زندگی او بوده ولی نتوانسته مانع پیشرفت او در درس و زندگی شود. قهرمان گزارش ما برخلاف بعضی هموطنان بلند قد که به دلیل محدودیت‌های موجود و برخوردهای نامناسب بعضی اطرافیان گوشه‌نشینی اختیار کرده‌اند هرگز تسلیم نشده است. درد فراوان کشیده اما این دردها باعث شده برای رسیدن به اهدافش بیشتر تلاش کند. نتیجه این خواستن و تلاش، حفظ کل قرآن و کسب رتبه ۳۰۰ کنکور سراسری و قبولی در رشته مهندسی پزشکی دانشگاه امیرکبیر است.

       شگفت انگیز مثل مرضیه
    • گنبد ساقه‌ای، شاهکار اسـتاد لـرزاده

      فاطمه عسکری نیا- ۹۰ سال از عمرش می‌گذرد. اما هنوز استوار و پابرجاست. مسجد «توتونچی» شاهکار دیگری از معماری اسلامی و هنر استاد «حسن لرزاده» است. مسجدی که با گنبد کوچکش روی پایه‌ای نسبتاً بلند چشم هر...

       گنبد ساقه‌ای، شاهکار اسـتاد لـرزاده
    • این دختران طـلایــی

      ژیلا تختی- با دست خالی قهرمان شدن را اگرفقط شنیده‌اید اینجا می‌توانید از نزدیک ببینید؛ همین بغل گوش خودمان... تمام سهمشان شده یک سالن کوچک که به زور صد‌مترمربع می‌شود و یک تشک رنگ ورورفته دارد... اما روی همین تشک دست‌هایشان را روی هم گذاشتند و با هم عهد بستند که تا برنده شدن لحظه‌ای از تلاش دست نکشند و حالا هرکدامشان گردن آویزهای افتخارشان رنگارنگ است. دختران رزمی کار محله راه‌آهن در مسابقات کشوری ووشو که در استان قم برگزار شد ۹ مدال طلا به دست آوردند. با این دختران از راز موفقیتشان به گفت‌وگو نشستیم.

       این دختران طـلایــی
    • خوشنویس، طرفدار تئاتر و سنگ صبور

      فاطمه عسکری نیا- ۳۰سالی می‌شود که عمرش را پای مسجد ولی‌عصر(عج) در چهارراه ولی‌عصر(عج) گذاشته است. خوشرو، مهربان و در عین حال جدی است. اهل رفاقت با مردم است؛ از جوان تا پیر. سن و سال فرقی برایش ندارد؛ زبان همه را می‌فهمد. از آیت‌الله «سیدحیدر جعفری‌حصارلو» می‌گوییم؛ کسی که این روزها سنگ صبور جوانان در بوستان دانشجوست. کارنامه پر و پیمانی هم در عرصه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی دارد. از نمایندگی در مجلس شورای اسلامی تا مدرسی در حوزه و دانشگاه. اما بیش از هر چیز هنرمند و عاشق هنر بودن او را متفاوت کرده است. امام جماعت مسجد ولی‌عصر(عج) که از طرفداران هنر تئاتر محسوب می‌شود استاد خوشنویسی است و تأسیس انجمن خوشنویسان نوین ایران به همراه دوستانش را هم در کارنامه هنری‌اش دارد. در مسجد همسایه مجموعه تئاتر شهر با این روحانی خوشنویس و هنردوست گفت‌وگو کرده‌ایم.

      خوشنویس، طرفدار تئاتر و سنگ صبور
    • چرتکه بازان کوچک

      ژیلا تختی- عمر حضورش در کشور ما به زحمت به ۶سال می‌رسد اما خیلی زود قهرمان‌های کوچکش افتخارآفرین شدند. اگر شما هم در خانواده و اطرافیان کودکی داشته باشید که در مقطع ابتدایی تحصیل کند به احتمال فراوان اصطلاح UCMAS یا همان محاسبات ذهنی و چرتکه‌ای را شنیده‌اید. کودکان منطقه ما هم چند سالی است با این مهارت آشنا شده‌اند. محله حر از جمله محله‌های فعال در این زمینه است و کودکان و نونهالان باهوش این محله در روزهای گذشته در پنجمین دوره رقابت‌های کشوری UCMAS در دانشگاه آزاد بابل با کسب یک مدال طلا و ۵مدال نقره حسابی گل کاشتند. در سرای محله حر سراغ این ۶قهرمان کوچک رفته‌ایم.

      چرتکه بازان کوچک
    • زندگی بر مدار قرآن

      فهیمه عسکری نیا- می‌گوید از وقتی حافظ قرآن و لحظاتش به کلام الهی معطر شده، مسیر زندگی‌اش را پیدا کرده است. حالا سال‌هاست زندگی‌اش بر مدار قرآن می‌گردد و تمام برنامه‌ها و فعالیت‌های فردی و اجتماعی‌اش وام گرفته از کتاب خداست. به شکرانه توفیق حفظ کل قرآن چند ساعت در هفته برای دختران و مادران محله در مسجد سیدالشهدا(ع) کلاس رایگان حفظ قرآن برگزار می‌کند. حواسش به کوچولوهای هم‌محله‌ای هم است و بخشی از وقتش را هم صرف آموزش آنها در سرای محله می‌کند. البته به قول خودش اگر سعادت داشته باشد در اردوهای جهادی هم شرکت می‌کند. «زینب زاد حسینعلی» دختر موفق محله سلامت برایمان از عاشقانه‌هایش با کتاب وحی گفته است.

      زندگی بر مدار قرآن
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    تهران سما
    همشهری آنلاین
    سامسونگ
    راهنما
    بانک ملت
    جاباما
    الو پیک
    بچه های آسمان

    چند رسانه ای

    راهنمای محله