• استانداردسازی محــله ها

      سمیرا باباجانپور‌- وقتی قرار باشد از محله‌های بریانک، جی، سلیمانی‌ـ تیموری و هفت‌چنار که همگی روی نقشه در پهنه‌ای به نام ناحیه یک کنارهم قرار گرفته‌اند، حرف بزنیم جدا از پیشینه تاریخی و قدمت این محله‌ها و صفای باغ‌های قدیمی و همدلی و یکرنگی مردمی که آیین همسایگی برایشان مهم است باید از مشکلی که سال‌هاست باعث شده حال و هوای زندگی در این محله‌ها با استانداردهای شهرنشینی همخوانی نداشته باشد هم حرف بزنیم. سال‌هاست برچسب عریض و طویلی به نام بافت فرسوده برپیشانی این محله‌ها جا خوش کرده است. خانه‌های فرسوده ومعابر تنگ حرکت توسعه زندگی استاندارد شهری را در این پهنه از منطقه کند کرده است. اجرای طرح تفصیلی با تکیه بر نوسازی بافت‌های فرسوده و توسعه زیرساخت‌های استاندارد، چشم‌اندازی متفاوت برای این محله‌ها تعریف کرده است. اجرای کامل طرح تفصیلی در ناحیه یک یعنی خداحافظی با بافت فرسوده‌ای که چهره منطقه را مخدوش و پیر کرده و نفس اهالی را‌بند آورده است.

      استانداردسازی محــله ها
    • سرو سامان می‌گیرند این خانه‌ها؟

      حمیدرضا بوجاریان‌- محله هاشمی را با خانه‌های قدیمی‌اش می‌شناسند، خانه‌هایی که مدتی است برخی از مالکانشان ترجیح داده‌اند آن را به افرادی که مجرد هستند و دور از خانواده زندگی می‌کنند، اجاره دهند. همین موضوع باعث شده افراد مختلفی پا به محله هاشمی بگذارند. حالا می‌شود رد مجردهایی که در خانه‌هایی با متراژهای کوچک زندگی می‌کنند را در هر کوچه‌ای از این محله که خانه قدیمی دارد، پیدا کرد. مجردهایی که حضورشان برای برخی مزیت و برای برخی دیگر مزاحمت است. برای بررسی وضع خانه‌های مجردی در خانه‌های محله، بیم و امیدهای اهالی با دبیر شورایاری محله سری به کوچه‌هایی زدیم که بیشترین خانه‌های مجردی را در خود جای داده‌اند. دو روی سکه این خانه‌ها و گفته‌های اهالی را در این گزارش بررسی کرده‌ایم. یکی از اهالی حرف جالبی می‌زند: «مالکان این خانه‌ها بیشتر در مناطق دیگر ساکن و بعضی املاک موروثی هستند. تعیین تکلیف و نوسازی این املاک هزینه دارد و به همین دلیل معمولاً آن را به مجردها اجاره می‌دهند.»

      سرو سامان می‌گیرند  این خانه‌ها؟
    • مسجدی برای رفع همه نیازها

      مریم شریفی- خانه امید است برای خیلی‌ها. برای برخی، جایی برای گره‌گشایی و برای بعضی دیگر، نقطه‌ای است برای پایان دادن به کدورت‌ها و اختلافات. زیر سقف مسجد قدیمی محله که حالا دیگر به عاقله مرد ۷۰ساله‌ای می‌ماند که گرد پیری بر موهایش نشسته، فارغ از هیاهوی خیابان پر‌ تردد قزوین، اتفاقات خوبی رقم می‌خورد. در سایه حمایت‌های حجت‌الاسلام والمسلمین «سید محمد حسینی» امام جماعت مسجد «حاج عبدالله» که خودش هم در دامان این خانه مقدس پرورش یافته است، از برگزاری مراسم عقد و عروسی جوانان محله گرفته تا حل اختلافات همسایه‌ها و دستگیری از نیازمندان و بی‌خانمان‌ها، در مسجد انجام می‌شود و این همه، باعث شده مسجد و امام جماعتش تکیه‌گاه باشند برای اهالی محله. در گفت‌وگو با حاج آقا حسینی، به بازخوانی نقش این خانه نورانی و بزرگانش بر زندگی ساکنان محله پرداخته‌ایم.

      مسجدی برای رفع همه نیازها
    • یاد هـادی در دورهمی چهارشنبه ها

      فربد عرب امینی- آنچه نام انسان را ماندگار کرده و یاد و خاطرش را جاودانه می‌کند، خوبی‌هایی است که از او به جا می‌ماند. حسن خلق، مسئولیت‌پذیری، مهربانی و عطوفت، دست و دل بازی، نوعدوستی و.... این‌طور می‌شود که در و دیوار محله عطر خوبی‌های او را به خود می‌گیرد. اهالی نامش را به نیکی می‌برند و در هر محفلی تا صحبت از او می‌شود، خاطره مهربانی‌هایش برای آنها تداعی می‌شود. مثل شهید «هادی زاهد» بچه هیئتی محله هاشمی. اگر به هیئت محبان الرضا(ع) بروی، عکس او را روی محراب حسینیه می‌بینی. دوستانش بعد از رفتن او چهارشنبه اول هر ماه محفلی را به رسم یادبود در هیئت برگزار می‌کنند. امشب هم همه دور هم جمع شده تا برای جای خالی او ذکر مصیبت کنند. حتی سقاخانه حسینیه را هم به نام او مزین کرده‌اند. برای بچه‌های هیئت محبان‌الرضا(ع) دیدن جای خالی شهید زاهد سخت است. کسی که بیش از ۲۰ سال با او دوست بوده‌اند و شب و روزشان را با هم سپری کرده‌اند. مهمان هیئت باصفایشان می‌شویم و درباره شهید با دوستان قدیمی‌اش گفت‌وگو می‌کنیم.

      یاد هـادی در دورهمی چهارشنبه ها
    • گــرمابه کــم‌مصـرف

      پروانه موسوی- سن و سالی ندارد. آنچه اختراع کرده تقریباً هم قد و قواره خودش است. برای همین پدرش کمکش می‌کند تا اختراع«میرمحمدمهدی سیدزهتاب»، پسر ۱۰ ساله‌اش را از پله‌های پژوهش‌سرای منطقه تا کارگاه فیزیک بالا ببرد. مادر هم دستش را روی دوش پسرش گذاشته و خوش و خرم با هم از پله‌ها بالا می‌روند. آرام و زیر لب از مادر می‌پرسد که فلان سؤال را اگر پرسید، چه پاسخی بدهم و مادرش می‌گوید که خیلی راحت مراحل کار را از اول تا آخر بگو. منظور محمدمهدی از پرسشگر من خبرنگار است. لبخند می‌زنم و می‌گویم سؤال‌های من خیلی ساده‌تر از اختراعی است که کرده‌ای، راحت باش. گفت‌وگو با سید زهتاب که یکی از دانش‌آموزان خلاق منطقه است و اختراع او در قالب «آبگرمکن کاهنده مصرف آب و انرژی» طی۲ دوره مسابقات علمی دانش‌آموزی جابربن‌حیان خوش درخشیده است، به همت مسئولان پژوهش‌سرای منطقه فراهم شد.

      گــرمابه  کــم‌مصـرف
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      با چشم دل  زندگي كرد

      با چشم دل زندگي كرد

      علی جواهری- مرحوم كربلايي «محمدعلي رياحي» را تقريباً همه اهالي منطقه مي‌شناسند. مردي كه بيش از نيم قرن در هيئت‌هاي محله‌هاي «سلسبيل»، «آذربايجان» و «قصرالدشت» نوحه و روضه مي‌خواند و شور حسيني را در دل‌هاي اهالي زنده نگه مي‌داشت.

    آرشیو
    • ۲۰ ســال قرار همـدلی

      بهاره خسروی- همه چیز با یک پیشنهاد دوستانه در محله هفت‌چنار شروع شد. روزی دو همسایه برای انجام یک کار خیرساده، عیادت و پرستاری از سالمندان، راهی آسایشگاه خیریه کهریزک شدند. همین یک بار کافی بود تا بیایند و از دعای خیر سالمندان بگویند و این سنت حسنه، میان بقیه همسایگان هم باب شود. «مرضیه حیدری» یکی از ۲ همسایه و ‌بانی تشکیل رسم عیادت از بیماران و سالمندان کهریزک است ۲۰ سالی می شود که اهالی ماهی یک بار به همت این همسایه قدیمی، با حضور در سرای سالمندان کهریزک، امید و لبخند را به ساکنان چشم انتظار این مجموعه هدیه می‌دهند. در این گزارش همراه با اهالی سری به این آسایشگاه خیریه زدیم با تعدادی ازسالمندان و اعضای شرکت‌کننده در این کار خیر خداپسندانه گفت‌وگو کردیم.

      ۲۰ ســال  قرار همـدلی
    • خالی های پر دردسر

      سمیه جعفریان - کارتن‌های پخش شده روی زمین، بطری‌های کثیف آب، پارچه و گونی‌های پاره و کهنه، کبریت‌های سوخته و شیشه‌های شکسته نشانی از رفت‌وآمد افراد معتاد و کارتن‌خواب به داخل خانه‌های متروک و خرابه است. خانه‌هایی که فقط جزو بافت فرسوده نیستند و این روزهای سرد سال یا سرپناه افراد بی‌خانمان شده‌اند یا پاتوق معتادان. مشکلات کوچه فدایی خیابان هاشمی در ناحیه ۳ منطقه اما فقط به این ایام معطوف نیست و ۲ ملک متروک مدت‌هاست که مشکلات مختلفی برای اهالی ایجاد کرده‌اند. این کوچه قدیمی بافتی فرسوده و متراکم و در ضلع جنوب‌شرقی منطقه قرار دارد. بیشتر پلاک‌ها در انتظار تجمیع هستند. با این حال ۲ ملک این کوچه مشکلاتی را به وجود آورده‌ که اهالی درباره آن با همشهری محله گفت‌وگو کرده‌اند.

      خالی های پر دردسر
    • مـادرجون خیابان خوش

      مژگان مهرابی- بعضی‌ها انگار آفریده شده‌اند برای خوب بودن. یعنی گل و خمیره‌شان این‌طور است. دل مهربانشان به جز مهر و وفا چیز دیگری نمی‌داند و کار دیگری هم بلد نیست. آنقدر خوب هستند که باورش برای آدم‌هایی که دور و برشان زندگی می‌کنند شاید کمی سخت باشد چه برسد به دیگرانی که از دور آنها را می‌شناسند. حکایت «مادرجون» خیابان خوش محله ما هم همین است. زنی که کارش مادری کردن است نه فقط برای فرزندان خود که این را همه کسانی که واژه مادر برای صدا زدن او به کار می‌برند، خوب می‌دانند. برای همین است که اهالی دوستش دارند و عنوان دیگری هم به مادر ۲ شهید داده‌اند؛ «برکت محله». اگر سراغ مادر شهیدان «سید رحیم» و «سید امیر» میرصانعی را از کاسبان خیابان خوش بگیرید بی‌درنگ خانه کوچک و نقلی‌اش را نشانت می‌دهند. خانه بانو «‌عصمت ذوالفقاری» را. مادری که خیّر است؛ خیّر مهر و محبت. آن هم در این آشفته بازار دنیا که مهر و دوستی رنگ باخته است. مادر جون خیابان خوش، چند روزی در بیمارستان بستری بوده. به رسم عیادت سری به او می‌زنیم و پای صحبتش می‌نشینیم.

      مـادرجون  خیابان خوش
    • قلبـم جای همسـایه‌هاست

      بهاره خسروی- چند روز است که سال ۲۰۱۷ میلادی از راه رسیده و بازار دید و بازدید، شیرینی گرفتن، هدیه‌های سال نو و عکس یادگاری با درخت کاج میان هموطنان مسیحی‌مان داغ شده است. قسمتی از منطقه ما پیش از دهه ۵۰ به دلیل وجود قلعه ارامنه (پارک رضوان فعلی) بین بومیان منطقه بود و ارامنه زیادی به آن رفت‌وآمد و عده‌ای هم در منطقه سکونت داشتند. به مروز زمان به دلیل مهاجرت ارامنه و تبدیل به بوستان در دوره پهلوی دوم این رفت و آمدها کم شد. اما هنوز هم تعدادی از هموطنان ارامنه در همسایگی ما زندگی می‌کنند. «جانسون تومه» یکی از همین همسایه‌های اقلیت و هنرمند ما در زمینه موسیقی و شعر است. تومه به گفته بسیاری از اهالی و دوستانش همیشه برای انجام کار خیر پیشقدم است. یک گروه موسیقی دارد که برای کمک به ایتام و کودکان بدسرپرست، برنامه‌های بسیاری بین اهالی اجرا کرده. فرا رسیدن سال نو میلادی بهانه خوبی است تا همراه عده‌ای از اهالی دیداری عیدانه با این همسایه قدیمی داشته باشیم.

      قلبـم جای همسـایه‌هاست
    • آتشی که گلستان شد

      علی احمدی‌ - سال ۱۳۸۸ و وقایعی که پس از انتخابات رخ داد، بی‌شک یکی از برگ‌های تاریخ کشور است. وقایعی که روزهای پر تب و تابی را رقم زد. در نهایت حضور مردم در راهپیمایی ۹ دی در شهرهای مختلف کشور و تهران پایبندی مردم به انقلاب اسلامی ایران را متجلی کرد. مردم در حضور پرشور خود هتک حرمت به کیان انقلاب اسلامی ایران، ولایت فقیه، مقدسات، مساجد و دسته‌های عزاداری را محکوم کردند. مسجد لولاگر یکی از مساجدی بود که در آن ایام؛ یعنی ۳۰ تیر ماه ۱۳۸۸ توسط فتنه‌گران و منافقان به آتش کشیده شد. یکی از قدیمی‌ترین مساجد منطقه که نام یکی از واقفان خوشنام محله؛ مرحوم لولاگر را بر خود دارد. به تازگی نشستی با عنوان گرامیداشت و یادمان ۹ دی در این مسجد فعال محله برگزار شد. سخنرانی این مراسم را حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی امام‌جمعه موقت شهر تهران برعهده داشت.

      آتشی که گلستان شد
    • شاگرد نمونه مکتب اخـلاق

      علی جواهری- داستان سکونت خانواده حدیدی در محله هفت‌چنار به حدود ۸۰ سال پیش بر می‌گردد. زمانی که آیت‌الله «منیرالدوله حدیدی» از اصفهان به تهران می‌آید در محل کنونی مسجد «محمد مصطفی»(ص) چادری نسبتاً بزرگ برای اقامه نمازجماعت برپا می‌کند. دوران انقلاب اسلامی، منبرهای این عالم بزرگ زمینه روشنگری علیه رژیم پهلوی را فراهم می‌کند. بارها این عالم بزرگ مورد آزار و اذیت مأموران رژیم طاغوت قرار می‌گیرد اما خم به ابرو نمی‌آورد. حدیدی آنقدر بین اهالی محبوبیت داشت که به مرور همت او اهل محله را همراه کرد و سنگ بنای ساخت مسجد، تأسیس نخستین کتابخانه و خیریه مسجد محمدمصطفی(ص) را گذاشتند. بعد از فوت آیت‌الله ‌حدیدی، فرزندش حجت‌الاسلام دکتر «حسین حدیدی» فارغ‌التحصیل رشته دکترای ادبیات عرب از دانشگاه دهلی و استاد دانشگاه و نویسنده ۷جلد کتاب در زمینه‌های زبان عربی و انگلیسی و معارف اسلامی راه پدر را ادامه می‌دهد. حدیدی پسر شاگردی در مکتب بزرگانی مثل آیت‌الله ‌مجتهدی تهرانی را هم تجربه و با تلاش و خلاقیت، مسجد محله را تبدیل به دانشگاهی دینی کرده است.

      شاگرد نمونه   مکتب اخـلاق
    • مادر و فرزند در مسابقه زندگی

      مرضیه موسوی- «نمی‌تواند خوب حرف بزند. اما من و خواهرهایش خوب می‌فهمیم چه می‌گوید. حتی برای ما پرچانگی هم می‌کند. از اتفاقات باشگاه می‌گوید. از روزهایی که منتظرش است.» اینها گفته‌های « ایزدی» مادر «محمدرضا سعادتی فر» است؛ جوانی ۲۷ ساله‌ که با وجود معلولیت متوسط ذهنی، این روزها کمربند مشکی کاراته به کمر می‌بندد. مادر می‌گوید: «همه چیز از تشنج‌ دوره کودکی‌ پسرم شروع شد. قبل از دبستان رفتنش متوجه نشده بودیم مشکل جدی دارد. یادگیری‌اش ضعیف بود. کلاس سوم را خوانده و نخوانده، درس را رها کرد. کم‌کم حرف زدن را هم فراموش کرد. گفتیم حالا که از مدرسه دور شده لااقل در همین باشگاه نزدیک خانه یک رشته ورزشی مثلاً کاراته را پی بگیرد. درست ۱۸ سال پیش بود.» حمایت‌های خانواده سعادتی‌فر از فرزندشان و تشویق‌ها محمدرضا را به جوانی شاد و باانگیزه تبدیل کرد؛ جوانی که با وجود موانع سعی می‌کند با شهر دوست باشد. هرچند شهرِ محمدرضا این روزها حرف او را خوب نمی‌فهمد.

      مادر و فرزند در مسابقه زندگی
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما
    همشهری آنلاین

    چند رسانه ای

    راهنمای محله