• من آخرین بازمانده آب فروشان هستم

      هوشنگ صدفی - با چرخاندن شیر به راحتی آب زلال در لوله‌های آب شرب خانه جاری می‌شود، اما روزگاری نه چندان دور همین آب شرب به سادگی به محله‌های تهران نمی‌رسید و برای خودش قوانین و سهمیه‌بندی داشت. مردم محله‌های غرب تهران به‌ویژه اهالی محله قنبر‌آباد یا همین خیابان دامپزشکی و بزرگراه شهید آیت‌الله ‌سعیدی فعلی از نعمت آب بی‌بهره‌بودند. در حالی که آب زلال سد کرج از طریق لوله‌های شرکت نفت زیر جاده نظامی که اکنون نامش خیابان استادمعین است، برای خنک کردن پالایشگاه تهران جاری بود. نزدیک به۴۷سال از لوله‌کشی آب در محله‌های غرب تهران می‌گذرد و شیوه آبرسانی در این مدت تغییرات چشمگیری داشته است. از توزیع آب توسط گاری تا پرکردن آب‌انبار خانه‌ها و بعد هم لوله‌کشی، زمان زیادی سپری شده است. توزیع آب با گاری در کوچه‌پسکوچه‌های منطقه، خود حکایتی دارد که حاج «قاسم زمانی» از آب‌فروشان قدیمی محله قنبر‌آباد آن را برایمان روایت می‌کند.

       من آخرین بازمانده آب فروشان هستم
    • عمو‌حســن اولین نخود آش را انداخت

      رضا افراسیابی- در سال‌های دفاع‌مقدس وقتی رزمنده‌های منطقه از مسجد امام زمان(عج) به جبهه اعزام می‌شدند یکی از اهالی محله آستین بالا می‌زد تا در مسجد محله، برای آنها آش پشت پا درست کند. «حسن میرزایی» را می‌گویم که پسر خودش هم در یکی از همان روزها به جبهه رفت و با شهادتش آسمانی شد. او به نیت اینکه این جوان‌ها دوباره به خیر و سلامت به آغوش خانواده‌شان بازگردند، در روز اعزامشان آش پشت پا درست و بین اهالی توزیع می‌کرد. جالب اینجاست که اهالی محل بعد از فوت میرزایی نگذاشتند این رسم به فراموشی سپرده شود و در زیرزمین مسجد آش درست می‌کنند و بین اهالی و رهگذران توزیع می‌کنند. همین موضوع بهانه‌ای شد تا سراغ خانواده شهید و تعدادی از اهالی محله سی‌متری جی برویم که نگذاشتند این رسم به فراموشی سپرده شود و یاد و خاطره رزمنده‌ها و شهدای منطقه را زنده نگه داشته‌اند.

      عمو‌حســن اولین نخود آش را  انداخت
    • نذر فرهنگی ۴۰۰ نمازگزار

      مساجد در هر محله‌ای به‌عنوان پایگاه فرهنگی و اجتماعی، محور اجرای بسیاری از فعالیت‌ها و اقدامات شاخص هستند. از برگزاری کلاس‌های آموزشی گرفته تا شناسایی و جمع‌آوری کمک به نیازمندان از جمله برنامه‌هایی است که در بسیاری از مساجد منطقه انجام می‌شود. مسجدجامع فاطمه‌الزهرا(س) در محله استادمعین هم یکی از مساجدی است که در کنار برنامه‌های مختلف فرهنگی و آموزشی به یاری نیازمندان و مدافعان حرم آمده و فعالیت‌های متعددی در این زمینه در پیش گرفته است. جمع‌آوری کتاب‌های درسی و آموزشی، روپوش مدارس، لباس برای کمک به نیازمندان مناطق محروم کشور و وسایل مورد نیاز مدافعان حرم و همچنین اهدای کتاب‌های مذهبی و دینی به مردم کشورهای سوریه و بوسنی تنها بخشی از فعالیت‌های متنوع این مسجد و نمازگزاران آن است. این موضوع باعث شد تا سری به این مسجد بزنیم و با فعالیت خیرخواهانه نمازگزارانش بیشتر آشنا شویم.

       نذر فرهنگی  ۴۰۰ نمازگزار
    • هزینه یادگیری ذکر صلوات است

      زینب زینال‌زاده- برخی از افراد با پشتکار و غلبه بر کمبودها، قله‌های موفقیت را فتح می‌کنند و تبدیل به الگو می‌شوند. «اکرم راستی» نمونه‌ای از این افراد است که بدون هیچ استاد و مربی توانسته در هنر بافتنی به مهارت مثال‌زدنی دست یافته و اکنون به‌عنوان مربی هنری فعالیت ‌کند. این مربی ۵۵ ساله، تجربه و تخصصش را صلواتی دراختیار علاقه‌مندان هنر قرار می‌دهد و معتقد است: «انسان برای دست یافتن به پیروزی به امکانات نیاز ندارد چراکه با پشتکار و تلاش می‌تواند به آنچه می‌خواهد، برسد.» کمک به زنان سرپرست خانوار، معرفی هنر بافتنی در بیرون از مرزهای کشور و اهدای عروسک به کودکان نیازمندان، بخشی از کارهای این بانوی هنرمند هم‌محله‌ای است.

       هزینه یادگیری ذکر صلوات است
    • یک دورهمی گره گشا

      زهرا کریمی- یکی از دلخوشی‌های بانوان محله امامزاده عبدالله(ع) این است که یک روز در میان با دیگر خانم‌های محل در ایستگاه تندرستی سر قرارشان حاضر شوند. قرارشان این است که با ورزش و تحرک سبک زندگی‌شان را کمی تغییر دهند. قبل از شروع تمرین برای سلامتی همدیگر دعا می‌کنند. آنها به جای خرید دمبل و چوب برای استفاده در تمرینات، با ابتکارشان از مواد بازیافتی وسایل ورزشی تهیه کرده‌اند و البته در کنار همه اینها به فکر کسب درآمد هم هستند. همین ایده‌های بکرشان باعث شد تا سری به این ایستگاه صبحگاهی بزنیم. اگر مثل ما صدای خنده‌هایشان را چاشنی گزارش کنید، حال شما هم خوب‌ می‌شود.

      یک دورهمی گره گشا
    آرشیو
    • قنبرآباد را باید از نو شناخت

      هوشنگ صدفی- تاکنون نام «قنبرآباد» را شنیده‌اید؟ قنبر‌آباد هم مثل قهوه‌خانه حمام و حسینیه قنبر هویت خاص خودش را دارد. در اذهان مردم معمولاً از مکان‌های شلوغ و پرهیاهو با عناوینی چون قهوه‌خانه قنبر یاد می‌کنند. شاید به این دلیل که در این فضاها، معمولاً آشفتگی و شلوغی بر سایر ویژگی‌های آن می‌چربد. محله قنبرآباد منطقه تا حدودی همین شرایط را دارد. محدوده‌ای حوالی فرودگاه مهر‌آباد، با گستره بزرگراه فتح، خیابان ۲۱ متری جی تا بزرگراه ‌آیت‌الله‌سعیدی به این نام خوانده می‌شد. هرچند برخی از اهالی قدیمی، زاغه‌نشینان و حلبی‌آبادی‌های اطراف فرودگاه را هم جزو اهالی محله قدیمی می‌دانند. البته از حلبی‌آباد دیگر نام و نشانی باقی نمانده است. در دهه ۴۰ همه اهالی غرب تهران به خوبی این منطقه را می‌شناختند. اکنون، اما شناخت اهالی محدود می‌شود به همین‌ها که گفتیم. به سراغ قدیمی‌های قنبر‌آباد رفتیم تا هویت این محله را با همفکری آنها کنکاش کنیم.

      قنبرآباد را باید از نو شناخت
    • زندگی برای این ۳۲هزار نفر شیرین می‌شود؟

      رضا افراسیابی- ۲۳ هزار نفر از اهالی منطقه در محله سرآسیاب مهرآباد زندگی می‌کنند که با مشکلاتی نظیر نبود بازار میوه و‌تره‌بار، پارکینگ طبقاتی و وضعیت نامناسب نظافت دست و پنجه نرم می‌کنند. این مشکلات باعث شده تا اهالی از زندگی در محله سرآسیاب رضایت نداشته باشند. در گزارشی که پیش روی شماست سراغ اهالی محله سرآسیاب مهرآباد رفتیم و با آنها درباره کمبودهای محل زندگی‌شان گفت‌وگو کردیم. از «حمید شاه بداغی» شهردار ناحیه ۲ منطقه هم درباره برنامه‌های مدیریت شهری برای بهبود اوضاع زندگی اهالی در این محله پرس‌وجو کردیم.

      زندگی برای این ۳۲هزار نفر شیرین می‌شود؟
    • زیــر‌سقف عشق و سادگی

      زینب زینال‌زاده- با چادرهای سفید و ساده دست در دست همسرانشان وارد مسجد حضرت فاطمه زهرا(س) می‌شوند. میزبانان با شاخه گل سرخ از آنها استقبال می‌کنند و به کمک انتظامات سالن به سمت صندلی‌هایشان هدایت می‌شوند. خبری از لباس‌های گران‌قیمت و تزیینات خاص عروسی‌های این روزها نیست. بیش از ۵۰زوج در این مراسم که به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) برگزار شده است، شرکت کرده‌اند تا نشان دهند که سادگی، مانعی برای خوشبختی نیست و می‌توان با الگوبرداری از سبک زندگی اسلامی سعادتمند شد. همه زوج‌ها متفق‌القول می‌گویند که خواهان زندگی ساده توام با سلامت و آرامش هستند.

      زیــر‌سقف  عشق و سادگی
    • همیشه آزاده

      زهرا سالار- «محمدصادق رامندی» یکی از آزادگان و جانبازان میهن اسلامی است که با خانواده‌اش در محله مهرآبادجنوبی زندگی می‌کند. برایش مهم بود در اوج جوانی هرچه از دستش برمی‌آید برای حفظ خاک سرزمینش انجام دهد. به همین دلیل وقتی به سن سربازی رسید کوله‌بارش را بست و راهی جبهه حق علیه باطل شد. این عاشقی و دلدادگی تاوان زیادی برایش داشت، مثل ترکشی که گاهی راه نفسش را می‌بندد یا پایی که روی مین رفت، اما باز می‌گوید اگر نیاز باشد با دشمن بجنگم، این دردها را کنار می‌گذارم و دوباره بار سفر می‌بندم. او بیش از یک سال اسیر جنگی بود. رامندی اصالتاً قزوینی است و پس از آزادی از اسارت، همراه خانواده‌اش در محله مهرآبادجنوبی ساکن شد و اکنون بیش از ۲۰سال است که هم‌محله‌ای ماست. بازدید مسئولان شهرداری ناحیه۲ بهانه‌ای شد تا برای ساعتی مهمان خانه این هم‌محله‌ای جانباز و آزاده باشیم.

      همیشه آزاده
    • اینجا ناشنوایان حــرف می‌زنند

      کارشناسان مباحث تربیتی کودک معتقدند که آموزش در دوران کودکی تأثیر‌گذاری و ماندگاری زیادی دارد. گاهی اوقات همین آموزش‌ها می‌تواند تحولات بزرگی در زندگی کودکان به وجود آورد و منشأ آثار فراوانی شود. به تازگی در سرای محله شمشیری مهدکودکی راه‌اندازی شده که ویژه کودکان ناشنوا و کم شنواست و آموزش‌های خاصی در آن به کودکان ارائه می‌شود. آموزش‌هایی که کودکان را از دنیای تنهایی بیرون کشیده و آنها را با اجتماع آشتی می‌دهد. کودکان این مهد بدون استفاده از زبان اشاره، یاد می‌گیرند که زیباترین کلمات یعنی مامان و بابا را ادا کنند و در مراحل بعد سخن بگویند. این مهدکودک برای نخستین بار در پایتخت شروع به کار کرده است. برای آشنایی بیشتر از کم و کیف خدمات و آموزش‌های ارائه شده در آن، با والدین و کودکان همراه شدیم.

      اینجا ناشنوایان حــرف می‌زنند
    • اشرف خانـــم همیشه در صف اول

      زینب زینال‌زاده- «اشرف زارعی» متولد سال ۱۳۳۳ است. از همان دوران نوجوانی و جوانی به پیاده‌روی علاقه داشته و اکنون هم در ۶۳سالگی همراه با دوستان و همسن‌هایش پیاده‌روی می‌کند. او از طرفداران پروپاقرص ورزش‌های صبحگاهی است و ۱۳سالی می‌شود که در برنامه ورزشی ایستگاه صبحگاهی بوستان المهدی(عج) شرکت می‌کند و به گفته دوستانش جانشین «ناهید فرهنگی» مربی ایستگاه است. خیلی از بانوانی که در این ایستگاه ورزش می‌کنند به تشویق زارعی در این فعالیت‌های ورزشی حضور دارند چراکه به گفته خودش هر جا که می‌رود یا با هرکسی که همکلام می‌شود، از فواید ورزش می‌گوید و اطرافیانش را تشویق می‌کند. برای گفت‌وگو با وی به بوستان المهدی(عج) می‌رویم. بانوان زیادی آمده‌اند و زارعی در کنار ناهید فرهنگی مشغول تمرین دادن است. صبر می‌کنیم تا ورزش صبحگاهی تمام شود. به سراغش می‌رویم تا از سبک زندگی‌اش برایمان صحبت کند.

       اشرف خانـــم همیشه در صف اول
    • خانه شمــاره ۳۷ دربست برای توانمندی بانوان

      زهرا کریمی- دیوار به دیوار خانه‌های حیاط‌دار کوچه شهید ملکی، بین تمام پلاک‌های آبی رنگ، در کنار پلاک رنگ پریده شماره ۳۷، تابلو کوچکی نصب شده است. تابلویی که کم پیش می‌آید، نظر عابری را به خودش جلب کند. روی تابلو نوشته شده «مؤسسه توانمندسازی بانوان مهر گوهر بینا». گهگاهی در خانه دو طبقه باز می‌شود و بانوانی به آنجا رفت‌وآمد دارند. این خانه با نیک‌اندیشی «مریم میرزا محمدی» تبدیل به پاتوق فعال فرهنگی برای بانوان شده است. بانوان از هر گوشه تهران در این خانه گرد هم جمع می‌شوند و برای تقویت توانایی‌هایشان زیر نظر مشاوران و کارشناسان، فعالیت‌اقتصادی و فرهنگی انجام می‌دهند.

      خانه شمــاره ۳۷ دربست برای توانمندی بانوان
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما
    همشهری آنلاین
    میراث اهل قلم
    پایگاه اطلاع رسانی دولت
    فرارو
    انتشارات کتاب مرجع
    خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
    عصر ایران

    چند رسانه ای

    راهنمای محله