• رج به رج تا خودکفایی

      معصومه مهدیانی - در ساختمان نیمه باز است و خانم‌ها یکی پس از دیگری با در دست داشتن دارهای کوچک قالی وارد خانه می‌شوند. کم‌کم سکوت پشت در، جای خود را به همهمه‌ای پر انرژی می‌دهد. دارهای قالی کنار هم در گوشه‌ای از خانه چیده می‌شوند تا هنر دست هنرجویان را به نمایش بگذارند. هرکدام از هنرجوها چنان مشغول بافت قالی کوچک خودش می‌شوند که انگار به کلی از دنیای اطرافش جدا شده‌اند. خانم مربی هم مدام از این گوشه خانه به آن گوشه در رفت‌وآمد است و نکات لازم را به شاگردهای خود یادآوری می‌کند. «فاطمه علی محمدی»، ۶۷ساله، از حدود ۲۳سال قبل، آموزش و کارآفرینی در زمینه قالیبافی را آغاز کرده است. اما حالا چند سالی می‌شود که علاوه بر‌سراها و مسجد محله مدائن، خانه او نیز محلی برای دایر کردن کارگاه‌های قالیبافی شده تا به‌صورت رایگان قالیبافی را به زنان سرپرست خانواده آموزش دهد و راهی باشد برای درآمدزایی و اشتغال آنان. سری به این خانه می‌زنیم و پای حرف خانم علی محمدی و دوستانش می‌نشینیم.

      رج به رج تا خودکفایی
    • حمام هایی که دیگر گرما ندارند

      حمیدرضا بوجاریان - چراغ حمام‌های عمومی این روزها کم فروغ‌تر از هر زمان دیگری است و هر روز خبرهایی درباره تعطیل شدن تعدادی از این مراکز به گوش می‌رسد. روزگاری نه چندان دور حمام‌های نمره برای خود برو و بیایی داشتند و صدای دلاکان و «خشک خشک» از آن به گوش می‌رسید. اما امروز دیگر خبری از رونق گذشته نیست و صدای زوزه باد را می‌شود در بسیاری از این حمام‌ها که روزگاری نوید‌دهنده سلامت و پاکیزگی بودند و امروز مأمن حیوانات و افراد ناباب شده‌اند، به وضوح شنید. تغییر سبک زندگی، افزایش رفاه عمومی و بهداشت فردی میان شهروندان، بزرگ‌ترین عامل کاهش اقبال به حمام‌های عمومی در شهر است. اما در این میان هنوز هم هستند حمام‌های قدیمی که در منطقه ما فعال‌اند و در محله‌های لشکر شرقی، لشکر غربی، مجیدیه و کرمان به شهروندان خدمات ارائه می‌کنند. به بهانه فعالیت نیمه‌کاره برخی و خاموشی تعداد دیگر این حمام‌ها سری به این محله‌ها زدیم تا با اهالی و کارشناسان پیرامون این بناها گفت‌وگو کنیم.

      حمام هایی که دیگر گرما ندارند
    • صاحب مدال ۶۵ساله المپیک

      مهدی اسماعیل‌پور - خیابان شهید ثانی محله نارمک جایی که هنوز بسیاری از اهالی آن را به نام ۴۶ متری می‌شناسند پهلوان و قهرمان نامدار کشتی ایران زندگی می‌کند و روزگار می‌گذراند. چند دهه است که دارنده نخستین مدال المپیک کشتی ایران در خانه‌ای قدیمی روزگار سپری می‌کند؛ خانه‌ای قدیمی و دیوار به دیوار با مدرسه فیض با باغچه بزرگ اما خالی از هرگونه گل و گیاه و سبزینه. پهلوان و قهرمان کشتی ۸۵ ساله مدت‌هاست که دیگر نمی‌تواند دست به میل و وزنه ببرد و به اصطلاح بازو کلفت کند. این را وسایل ورزشی غبار اندودی که در گوشه‌ای از دیوار ایوان آرام گرفته‌اند به ما می‌گویند. سن این چهاردیواری ۲ برابر من و شماست اما جلو صاحب‌اش لنگ می‌اندازد؛ مردی که با وجود کهنسالی و بیماری به رسم پهلوانی و قهرمانی هنوز کمر خم نکرده و در مقابل جبر روزگار زانو نزده است. در اتاقی کوچک که یک در آن رو به حیاط بزرگ خانه باز می‌شود لب تخت نشسته و به عصایش تکیه زده است. انگار پهلوان ناصرگیوه‌چی خیلی زودتر از اینها انتظار ما را می‌کشید و بعد از سلام و علیک می‌گوید «چرا این‌قدر طول کشید تا بیایید! ‌»

      صاحب مدال  ۶۵ساله المپیک
    • قنات‌های سـرریز در کـرمان

      سبامحسنی‌نژاد- یافتن وجه تسمیه خیابان کرمان برایمان شبیه به ورق زدن کتاب تاریخی مصوری بود که ساعت‌ها می‌توان با آن سرگرم شد. کتابی که قرار بود فقط دلیل نامش را بدانیم، اما جست‌وجو‌ها، ما را به کشف تازه‌ای از این محله کشاند. برای یافتن وجه تسمیه این خیابان قدیمی راهی این تکه از منطقه می‌شویم تا قدیمی‌ها را بیابیم و از نامگذاری‌اش رمزگشایی کنیم. در این میان خانواده گلکاری از اهالی قدیم این محله در به تصویر کشیدن تاریخ این محل آن‌چنان پرقدرت عمل کردند که گزارش هویت کوچه این هفته رنگ و بوی خاطره بازی هم می‌گیرد. گزارش ما را از دست ندهید.

      قنات‌های سـرریز  در کـرمان
    • عطر نان کاسب خوشنام

      معصومه مهدیانی - چند صباحی است که بحث کاسبان نمونه در محله‌ها بالا گرفته و اهالی و شورایاران منطقه می‌کوشند تا کاسبان خوشنام را انتخاب کنند و از آنها تقدیر به عمل آورند. «یعقوب قدیمی» نانوای محله مجیدیه یکی از همین کاسبان است که از سوی مردم به نیکوکاری، خوشرویی و رعایت نظافت معروف است. خانواده قدیمی بیش از ۵۰ سال است که در محله مجیدیه برای خدمت به مردم تلاش کرده و با اخلاق و منش‌شان تأیید و تکریم اهالی را کسب کرده‌اند.

      عطر نان کاسب خوشنام
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      مرد خدا، مرد دانش

      مرد خدا، مرد دانش

      معصومه مهدياني - سيد جعفر شهيدي را نه تنها اهل علم كه بسياري از دانشجويان به سبب خواندن كتاب‌هايش مي‌شناسند؛ كسي كه به دلیل موشكافي‌هايش در تاريخ اسلام و بررسي‌هاي دقيق‌اش شهره است و در اين ميان آثارش، خود بيانگر رتبه علمي اوست، اما محدود ساختن شهرت این استاد كم‌نظير تاريخ و ادبيات به آثار و دانسته‌هایش به دور از انصاف است، چه آنكه بسياري از شاگردان او نه به خاطر كتاب‌ها و آثار، كه بر اثر رفتار مهربانانه و تشويق‌هاي پدرانه همراه او شدند و اينك خود در قامت استادانی بزرگ مشغول تدريس هستند.

    آرشیو
    • پرستار جبهه و زندگی

      معصومه مهدیانی- ۲۵ سالش بود که برای عیادت پدر راهی یکی از بیمارستان‌های تهران شد اما هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد که همین ملاقات ساده تمام زندگی و آرزوهای کودکی‌اش را تغییر دهد و مسیر زندگی‌اش را عوض کند. آن روز وقتی در راهروی بیمارستان دختران سفید‌پوش را دید و نگاهش به سمت لبخندهای تشکر‌آمیز و نگاه‌های قدرشناسانه بیماران کشیده شد، دلش زیر و رو شد و در خیالش خود را با لباس سفید پرستاری تجسم کرد. این خیال به درازا نکشید و بعد از مرخص شدن پدر از بیمارستان، راهی بیمارستان فیروزگر شد تا دوره پرستاری را طی کند. حالا ۵۶ سال از آن روز می‌گذرد و «نصرت قادری» ۸۱ ساله، هنوز هم برای یک محله همان خانم پرستار جوان و مهربانی است که با عشق و علاقه بر سر بیمارانش حاضر می‌شد، دردهایشان را به جان می‌خرید و وقت و بی‌وقت پذیرای بیماران محله در منزلش بود. او اکنون سال‌هاست که بدون هیچ چشمداشتی در سختی‌ها به داد اهالی محله می‌رسد و خالصانه و صادقانه به آنها خدمت می‌کند.

       پرستار جبهه و زندگی
    • ۱۰۰ میدان نه کمتر، نه بیشتر

      فرشاد شیرزادی- یوریک کریم مسیحی، نه اهل حرف‌های قلنبه سلنبه است و نه به نظر می‌رسد مانند برخی افراد بی‌خبر جامعه حرف بزند. نه از روشنفکران برج‌عاج‌نشین است و نه آنقدر عامه‌پسند می‌نویسد که بتوان او را جزو نویسندگان این دسته به شمار آورد. گرچه زویا پیرزاد و آثارش را ارج می‌نهد اما مخاطب باهوش درمی‌یابد که جنس کار او از بنیان با آثار عامه‌پسند متفاوت است. کتاب «۱۰۰ میدان» که درباره ۱۰۰ میدان نارمک نوشته شده و ایام کریسمس بهانه‌ای شد تا سراغ او برویم و پای حرف‌هایش بنشینیم. در این گفت‌وگوی خاص با ما همراه شوید.

      ۱۰۰ میدان  نه کمتر، نه بیشتر
    • پرنده پــرواز کرد

      سبامحسنی‌نژاد - پیدا کردن داستان نام کوچه و پس‌کوچه‌های محله‌ها گاهی مثل یافتن گنج از روی نقشه است. شما نام کوچه یا خیابان را می‌بینید و سلانه سلانه برای پیدا کردن چرایی این نام رهسپار آن محله می‌شوید تا شاید گنج‌تان را از دل محله بیرون بکشید. گاهی در میان این رمزگشایی‌ها به اطلاعاتی دست می‌یابید که خواندنش خالی از لطف نیست. قصه ‌این هفته را «عذرا اکبریان» مادر شهید «یعقوب سرپرنده» که نامش روی یکی از کوچه‌های سرپرنده نشسته است، برایمان بازخوانی می‌کند.

      پرنده پــرواز کرد
    • طرح نو تن پوش باغ‌موزه

      سبا محسنی‌نژاد- صدای سم ستورانی که به تاخت تخت‌جمشید را پشت سر می‌گذارند شنیده می‌شود. یک رویشان به خورشید است و روی دیگر به تاریخ دارند. راهی نمانده تا به نقش رستم برسند. مردم اصفهان و ارومیه را هم ساعتی پیش از نظر گذراندند. آخرین مقصد آنها ارگ بم در کرمان است. اینجا باغ‌موزه مینیاتور است؛ میراث جهانی ایران. جایی که می‌توانید برای ساعتی از شهر تهران دور شوید و ایران کوچک را با تاریخ کهن آن ببینید. ۸ ماه از واگذاری این باغ‌موزه به شهرداری منطقه می‌گذرد و بهانه خوبی است تا از وضعیت آن در این مدت خبری بگیریم.

      طرح نو تن پوش باغ‌موزه
    • استوارتر از کوه

      معصومه مهدیانی - با چهره شاد و خندانش مشغول فروش یکی از دستبندهای چیده شده روی میز به چند دختر نوجوان است که در راه برگشت از مدرسه سری به غرفه او زده‌اند. از دور که او را نگاه می‌کنید چیزی به جز یک دختر جوان و فعال نمی‌بینید که برای رسیدن به خواسته‌هایش در سرما و گرمای هوا ساعت‌ها روی میز پلاستیکی گوشه حیاط خانه فرهنگ سلام می‌نشیند و تمام مشکلات و سختی راهش را در پشت چهره معصوم و شادش پنهان می‌کند. «زهرا سرحدی» متولد ۱۳۶۶ در محله تهرانپارس است که معنای واقعی «خواستن، توانستن است» را برایمان معنا می‌کند. جوان کم‌توان ذهنی که از همان دقیقه‌های اول زندگی به خاطر تأخیر در زایمان دچار معلولیت شد اما تا به امروز اجازه نداده است که این معلولیت زندگی و آینده‌اش را تحت‌الشعاع قرار دهد. فعالیت او به‌عنوان یک کارآفرین موفق و کسب عنوان کارآفرین نمونه در سال گذشته موجب شد تا سری به غرفه صنایع‌دستی او در خانه فرهنگ سلام بزنیم.

      استوارتر از کوه
    • سرمشق در مدائن

      مهدی اسماعیل‌پور - خیابان دردشت مثل همیشه شلوغ است و رفت‌وآمد و کسب و کار در آن جریان دارد. به سمت پایین خیابان سرازیر می‌شویم تا به خیابان حاجی عبادی برسیم. سرای محله مدائن مکانی است که پاتوق این هفته اهالی در آن شکل می‌گیرد. دوشنبه‌های هر هفته تعدادی از اهالی علاقه‌مند به هنر زیبای خوشنویسی از ساعت ۱۴:۳۰ در این محل جمع می‌شوند تا زیر نظر استاد محمدحسن شیخی، خوشنویسی را بیاموزند. اتاقی نسبتاً کوچک با ۹ صندلی برای هنر‌آموزان و یک تخته وایت برد بزرگ و میز و صندلی که محل استقرار استاد است. اینجا سنت زیبای هنر خوشنویسی ایرانی پاس داشته می‌شود. با ما به این پاتوق بیایید.

      سرمشق  در مدائن
    • ۵۰ سـال انصاف و مردمداری

      حتماً نباید آدم خاصی باشید و یا برای انجام کارهای خیر یک خیریه بنا کنید. گاهی می‌شود با دادن یک جنس با کیفیت به دست اهالی و خوشرویی هم در زمره نیکوکاران قرار گرفت و دعای خیر مردم را پشت سر داشت. مدتی است که در سراسر منطقه طرحی به نام «کاسب حبیب الله» برگزار می‌شود که طی آن با همراهی و انتخاب مردم کاسبان نمونه انتخاب می‌شوند تا به پاس خدمات صادقانه‌شان، مورد تقدیر قرار بگیرند. این بار قرعه به نام محله مجیدیه افتاد؛ کاسب خوشنامی که در طول ۵۰ سال گذشته هیچ‌گاه اعتماد مردم را فدای سود بیشتر نکرده و همواره برای ارائه اجناس باکیفیت به مردم تلاش کرده است.

      ۵۰ سـال  انصاف و مردمداری
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما
    همشهری آنلاین

    چند رسانه ای

    راهنمای محله