• چشم  بسته قدم بزن!

      فرهنگ زندگی شهری اقتضا می‌کند که هوای همدیگر را داشته باشیم. باید منفعت شخصی را به منافع جمعی ترجیح بدهیم اما نادیده گرفتن کارهای به ظاهر پیش پا افتاده زندگی در این شهر شلوغ و پرهیاهو را برای شهروندان عادی هم دشوار می‌کند چه رسد به ...

      چشم  بسته قدم بزن!
    • جهاد ادامه دارد...

      آزاده مهرآبک- در سال‌های نه چندان دور، زن و مرد و پیر و جوان دست به جهادی بزرگ زدند و جانشان را کف دستشان گذاشتند تا رژیم طاغوت را سرنگون کنند. چند سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جوانان غیورمان پرچم جهاد را از بزرگ‌تر‌های خود ...

       جهاد ادامه دارد...
    • نوشتم خطی ز دلتنگی

      نیلوفر ذوالفقاری- اهالی امیرآباد پیش از این هم با برنامه‌های جمعی متنوعی که برگزار کرده‌اند نشان داده‌اند که چقدر راغبند از فرصت همسایگی و هم‌جواری‌شان برای داشتن زندگی بهتر استفاده کنند. آنها که همیشه دنبال راهی برای جمع شدن دور هم هستند، بسیاری از دورهمی‌های خود را در پاتوق قدیمی خیابان نهم امیرآباد برگزار کرده‌اند که خانه یکی از اهالی و‌ بانی بسیاری از برنامه‌هاست. حالا که این خانه قدیمی آماده تخریب و نوسازی است امیرآبادی‌ها دیوارهای این پاتوق را پر از یادگاری‌نوشته‌ها و نقاشی‌هایی کرده‌اند که یادآور خاطرات شیرین محله است. گزارش ما را از این ایده خلاقانه که اهالی معتقدند شروعی برای همدلی‌های بیشتر است بخوانید.

       نوشتم خطی   ز دلتنگی
    • زنــگ پاکیزگی!

      پرنیان سلطانی- اغلب از ما شهروندان بی‌تفاوت از کنار انواع آلودگی‌های زیست‌محیطی عبور می‌کنیم و فقط‌ برخی با نریختن زباله روی زمین، استفاده از ناوگان حمل‌ونقل عمومی، تفکیک زباله از مبدأ و... از محیط‌زیست‌مان محافظت می‌کنیم. البته در این میان عده‌ای پا را فراتر گذاشته‌اند و با ارائه آموزش‌های شهروندی، دیگران را هم نسبت به حفظ محیط‌زیست تشویق می‌کنند. اعضای گروه «همیاران خانه سبز» در زمره شهروندان مسئول محله جهاد هستند که با دغدغه مشترک حفظ محیط‌زیست از سال ۱۳۹۲ کنار هم جمع شده‌اند و، با آموزش در مدارس منطقه، دانش‌آموزان، اولیا و مربیان را نسبت به حفظ محیط پیرامون خود از آلودگی‌های مختلف تشویق می‌کنند. با ۳ نفر از اعضای اصلی این سازمان مردم‌نهاد که دانش‌آموزان را به‌عنوان جامعه هدف خود انتخاب کرده‌اند گفت‌وگو کردیم.

       زنــگ پاکیزگی!
    • ۵ خـبر خـوش

      بهنام سلطانی- در نخستین روزهای امسال بود که شهردار منطقه از به سرانجام رسیدن همه طرح‌های عمرانی تا بهمن ماه خبر داد. عظیم بابایی گفت تا پایان سال ۱۳۹۵هیچ طرح عمرانی نیمه‌کاره‌ای در منطقه باقی نخواهد ماند و حالا با بهره‌برداری از سرای محله‌های ساعی و البرز، مرکز بهاران، پله‌های دسترسی محله یوسف‌آباد به نظامی گنجوی و پاویون بیمارستان شریعتی، وعده‌ها در حال محقق شدن است. به همین مناسبت با مدیران شهرداری منطقه به ۵ طرح عمرانی که در سالگرد پیروزی انقلاب به بهره‌برداری رسید سر زدیم تا از امکانات جدید که برای ارتقای کیفیت زندگی اهالی مهیا شده باخبر شویم.

      ۵ خـبر خـوش
    آرشیو
    • دست در دست کودکان کار

      پرنیان سلطانی - همه چیز از روزی شروع شد که مدیر خانه تسنیم محله ساعی تصمیم گرفت با مشارکت گروهی از دانشجویان این محله، سازمانی مردم‌نهاد برای حمایت از کودکان‌کار تشکیل دهد. «نفیسه خلیلی»، که خودش فارغ‌التحصیل دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه است، با کمک ۴ دانشجوی پرانرژی و مشتاق این دانشگاه در گام اول غذای اضافی و دست نخودره سالن غذا‌خوری دانشکده را جمع کردند و به دست کودکان‌کار منطقه رساندند. در گام بعدی با کمک شبکه خیّران محله، برای کودکان‌کار دستکش، کلاه و شال گردن تهیه کردند. اینکه دانشجویان جوان در ادامه قرار است چگونه از کودکان‌کار منطقه حمایت کنند، سؤالی است که اعضای گروه «فعالان انجمن علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه» در یک روز سرد زمستانی و در ساختمان نوساز سرای محله ساعی به آن پاسخ می‌دهند.

       دست در دست کودکان کار
    • فیلمی گرفتم که هنوز دل دیدنش را ندارم

      بهنام سلطانی- روایت‌های مختلفی از روزهای پر تب و تاب انقلاب نقل شده که هر یک دلالت دارد بر همراهی مردم با رهبری که سراسر صراحت و قاطعیت بود. روایت‌هایی که از آن روزهای پر از خون و خاطره گذشته و به نسل چهارم انقلاب رسیده و انقلاب اسلامی را نه رویدادی صرفاً تاریخی ...

      فیلمی گرفتم که هنوز  دل دیدنش را ندارم
    • امدادگر نامرئی بودم

      آزاده مهرآبک- سال ۱۳۵۳ که از همدان به تهران آمد و بساط دستفروشی‌اش را در خیابان انقلاب پهن کرد، فکرش را هم نمی‌کرد که ۴ سال بعد، بساط کوچکش درست در مرکز فعالیت‌های انقلابی قرار بگیرد و کارش از فروش نوار کاست و لباس مردانه، به رساندن مجروحان مبارز انقلابی به بیمارستان‌های منطقه بکشد. «محمد فرخی» ۶۰ ساله، ۴۲ سال است که هر روز از ۸ صبح بساطش را در تقاطع خیابان‌های انقلاب وصال شیرازی پهن می‌کند تا نانی حلال سر سفره همسر و فرزندانش ببرد. او که در روزهای پرالتهاب سال ۵۷ ده‌ها دانشجو و شهروند زخمی و مجروح را به بیمارستان‌های منطقه رسانده و جان آنها را نجات داده، در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برایمان از فعالیت‌های انقلابی‌اش در دهه ۵۰ و حال و هوای منطقه در آن روزها می‌گوید.

      امدادگر نامرئی بودم
    • پناهـگاه عکاسان خارجی

      رضا افراسیابی- خانه‌شان در طبقه چهارم ساختمان معروف ضلع شمال شرقی میدان ۲۴ اسفند و به چهارگوشه میدان مشرف بود. در بهمن ماه ۵۷ که عکاسان خارجی در تب و تاب تهیه عکس و فیلم از شکسته شدن آخرین دژهای حکومت پهلوی بودند، درهای این خانه به روی آنها باز شد و خیلی از عکس‌های ناب و کمیابی که آن روزها از میدان ۲۴ اسفند به دنیا مخابره شد از پنجره‌های همین خانه گرفته شده است. مجید باقریان، یکی از جوانان قدیم که هنگام پیروزی انقلاب ۱۷ سال داشت، آن روزها در خانه‌شان را به روی عکاسان خارجی باز می‌کرد و به جای حضور در خیابان‌ها در چهار دیواری خانه پدری به نوعی با حکومت پهلوی مبارزه می‌کرد. عکاسان خارجی هم بابت این مهمان‌نوازی یادگاری‌هایی به او دادند که با گذشت ۳۸ سال از ارزش آن کم نشده است. با «مجید باقریان» همراه شدیم تا از همنشینی با عکاسان خارجی و قصه عکس‌هایی که یادگار سال ۱۳۵۷ هستند برایمان بگوید.

      پناهـگاه  عکاسان خارجی
    • چو ایران نباشد تن من مباد

      حمیدرضا رسولی- قاب عکس بزرگ آتش‌نشانان فداکار جلو در ورودی است و دو شمعی که برای یادبود شهدای آتش‌نشان روشن شده حکایت جاودانگی دلاورانی است که سوختند تا کسی نسوزد. بعد از در ورودی هم تعدادی از یادگاران دوران دفاع‌مقدس نشسته‌اند و صدای خنده و احوالپرسی‌شان بلند است. چند دقیقه بعد شماری از پیشکسوتان خوشنام ورزش ایران وارد می‌شوند تا حلقه افتخارآفرینانی که از سال‌های دور تا امروز پرچم کشورمان را بالا نگه داشته‌اند کامل شود. اینجا ساختمان شهرداری منطقه ۶ در میدان سید جمال‌الدین اسدآبادی است و گروهی از جانبازان ۷۰‌درصد به اتفاق تعدادی از مدافعان حرم و چند نفر از زندانیان سیاسی دوران رژیم پهلوی در دورهمی‌ای که به همت عظیم بابایی، شهردار منطقه، برپا شده حضور یافته‌اند تا خاطرات شیرین دوران مبارزه و دفاع‌مقدس را با هم مرور کنند. پیشکسوتان خوشنام ورزش ایران هم مهمان این دورهمی بی‌تلکف شدند.

      چو ایران نباشد تن من مباد
    • این گاراژ انبار مهمات انقلابیون بود

      پرنیان سلطانی- هر کدامشان از یک طرف راهی تظاهرات و راهپیمایی‌ها می‌شدند و عصر که می‌شد یکی یکی به خانه برمی‌گشتند. کافی بود یکی از آنها کمی دیرتر به خانه برگردد تا مادر با نگرانی به همه کلانتری‌ها و پادگان‌های محله سر بزند و سراغ جگرگوشه‌اش را بگیرد. اعلامیه‌ها و شب‌نامه‌ها را که در اتاق‌هایشان مخفی می‌کردند و قوطی‌های رنگ را که برای دیوارنویسی در گاراژ خیابان وصال روی هم می‌چیدند، دل مادر در آن روزهای پرالتهاب می‌لرزید. صحبت از برادران میرزایی است؛ ۴ برادری که در جریان انقلاب اعلامیه پخش می‌کردند، روی دیوارها شعار می‌نوشتند، پای ثابت تظاهرات بودند و سردسته انقلابیون محله وصال بودند. سراغ برادرانی رفتیم که دیروز کنار هم در سنگر انقلاب می‌جنگیدند و امروز در توقفگاه خیابان وصال شیرازی روزهای آرامی را سپری می‌کنند.

      این گاراژ انبار مهمات انقلابیون بود
    • نگذاریم کودکی‌ها بسوزند

      نیلوفر ذوالفقاری- خبر تلخ و دردناک بود. کسی نبود این خبر را بشنود و چشمانش تر نشود و از ته دل نخواهد که دیگر چنین اتفاقاتی رخ ندهد. احدوصمد، ۲ کودک‌کار، در یک کارگاه زباله‌سوزی گرفتار شعله‌های آتش شدند و جان خود را از دست دادند. اتفاقی که باعث شد توجه عمومی به وضعیت کودکان‌کار جلب شود. به همین دلیل هم فعالان حوزه کودک در منطقه ما دور هم جمع شدند تا درباره چرایی وقوع چنین اتفاقاتی حرف بزنند و فکرشان را برای حل این مشکل روی هم بگذارند.

       نگذاریم کودکی‌ها بسوزند
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله