• این برچسب‌های نـچسب!

      آزاده مهرآبک- در و دیوارهای منطقه پر از برچسب‌های تبلیغاتی رنگارنگ است. از آگهی برای اجاره خوابگاه‌های دانشجویی تا فروش پایان‌نامه دیوارها را پوشانده‌ و نمای برخی ساختمان‌ها را نازیبا کرده است. سنگفرش‌های پیاده‌روها هم وضعیت مشابهی دارد. تبلیغات جزو لاینفک زندگی شهری است، اما حجم آگهی‌های دیواری و زمینی به حدی در منطقه ما افزایش یافته که باعث اعتراض اهالی شده است. تلاش کارگران زحمتکش خدمات شهری برای بیرون کشیدن دیوارها از زیر آوار تبلیغات بی‌حاصل است و مدت زمان تمیز نگه داشتن دیوار‌ها به کمتر از ۵ دقیقه رسیده است و روزانه ۴ میلیون تومان از بودجه عمومی صرف پاکسازی چهره منطقه از این برچسب‌های آزاردهنده می‌شود که در نوع خودش یک رکورد است. در پی شکایت اهالی و درخواست شورایاران برای رسیدگی به وضع برچسب‌های تبلیغاتی به محله‌های مرکزی منطقه رفتیم و با معاون خدمات شهری منطقه راهکاری قانونی را مرور کردیم.

      این برچسب‌های نـچسب!
    • خطر رخت بربست

      بهروز مسروری- محله امیرآباد به‌واسطه قرار گرفتن در محاصره بزرگراه‌های شهید حکیم و کردستان محل عبور حجم زیادی خودرو است و جمعیت شناوری که روزانه برای رسیدن به این دو بزرگراه از خیابان‌های امیرآباد به‌ویژه ...

      خطر رخت بربست
    • بباف و بدوز برای آزادی زندانیان

      پرنیان سلطانی- همه دور یک میز نشسته‌اند و هرکسی به کاری مشغول است؛ یکی پارچه‌های سفید را برش می‌زند و دیگری با دوردوزی آنها ملحفه زیبا می‌دوزد. یکی مشغول تهیه مواد اولیه برای برگزاری جشنواره غذای خیریه است و دیگری کمی آن‌طرف‌تر گلدوزی و قلاب‌بافی می‌کند. کامواهای روی میز مرتب بین خانم‌ها دست به دست می‌شود تا در نهایت کلاه‌های رنگارنگ و دستکش‌های کوچک و بزرگ از میل‌های بافتنی بیرون بیاید. اینجا سرای محله یوسف‌آباد است؛ پاتوق «بانوان تسهیلگر» که از ۲۰ سال پیش دور هم جمع شده‌اند تا با انجام کارهای هنری و دستی و در نهایت فروش آنها، زندانیان جرائم غیرعمد را به کانون خانواده‌شان برگردانند، نوعروسان نیازمند را با جهیزیه‌ آبرومند راهی خانه بخت کنند، هزینه درمان بیماران صعب‌العلاج را بپردازند و هر‌کاری از دستشان بر می‌آید انجام دهند تا هم‌محله‌ای‌هایشان زندگی راحت‌تری داشته باشند. صبح یک روز بهاری مهمان بانوان خیر محله یوسف‌آباد شدیم تا حین کار و تلاش برای هم‌محله‌ای‌های نیازمندشان، برایمان از فعالیت‌های خیرخواهانه‌شان طی ۲۰ سال گذشته بگویند.

       بباف و بدوز برای آزادی زندانیان
    • مزرعه‌ای در فیشرآباد

      بهنام سلطانی- تعداد محله‌های قدیمی در قلب پایتخت کم نیست و با وجود گذشت بیش از نیم قرن از قدمت آنها هنوز روایت‌های مختلفی درباره روزگار قدیم‌شان نقل می‌شود که شنیدن آنها خالی از لطف نیست. ایرانشهر هم یکی از محله‌های پرخاطره منطقه است که در روزگار قدیم با نام فیشر‌آباد شناخته می‌شد و دلیلش هم زندگی یک اتریشی به نام فیشر در این خیابان بود که برای خودش اسم و رسمی داشت. کوچ فیشر از ایرانشهر با تغییر نام این محله همراه شد و ایرانشهر، نامی بود که بر این محله گذاشته شد. اگر می‌خواهید روزگار قدیم ایرانشهر را مرور کنید این گزارش کوتاه را بخوانید.

       مزرعه‌ای در فیشرآباد
    • عکس صدام را روی سطل آشغال کشیدم

      عاطفه خیرخواه- سوم خرداد یادآور حماسه آزادسازی خرمشهر است که بسیاری از آن به‌عنوان عروس شهرهای جنوب یاد می‌کنند. به همین مناسبت با یکی از هنرمندان دفاع‌مقدس که خاطراتی از خرمشهر دارد گفت‌وگو کردیم. «علی‌محمد شیخی» هنرمند ۶۳ ساله‌ای که وقتی پای حرف‌هایش می‌نشینیم، گفتنی‌های بسیاری دارد. این هنرمند هم محله‌ای ساکن توانیر معتقد است هنر می‌تواند بهترین راوی حماسه‌های ملی و دینی باشد.

      عکس صدام را روی سطل آشغال کشیدم
    آرشیو
    • شجاعت را از مادر به ارث برده بود

      حسن حسن‌زاده- دخترها می‌گویند حافظه‌اش به قوت گذشته نیست و خاطرات سال‌های دور را خوب به یاد نمی‌آورد. اما همین که حرف دوران دفاع‌مقدس وسط می‌آید، مو به مو تمام لحظه‌های موشکباران، دلیری‌های مجید، پناه دادن به همسایه‌های جنگ زده و هزار ماجرای ریز و درشت آن ایام را بی‌کم و کاست تعریف می‌کند. کافی است نگاهی به آلبوم عکس‌های مجید بیندازد. آن وقت است که هجوم خاطرات کوچه‌های پر التهاب اندیمشک رهایش نمی‌کند. با آن لهجه غلیظ عربی، از مجید و رشادت‌هایش می‌گوید، از دلسوزی و بخشندگی‌هایش، از شجاعتی که همه می‌گفتند آن را از مادرش«فرمانده عتیق» به ارث برده است. «فرمانده عتیق» لقبی بود که همسایه‌ها به‌خاطر شجاعت بی‌حد و وصفش به او داده بودند. به مناسبت سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر با سکینه نواصری مادر شهید مجید عتیقی‌نژاد گفت‌وگو کردیم.

      شجاعت را از مادر به ارث برده بود
    • درخواست‌های نامتعارف توقف‌های غیرقانونی

      اتوبوس‌ها با جابه‌جایی تعداد زیادی از مسافران، نقش بسزایی در کاهش ترافیک و آلودگی هوا دارند و به همین دلیل همواره به‌عنوان یکی از کارآمدترین وسایل حمل‌ونقل شهری شناخته می‌شوند. اما همین موضوع که نقطه قوت اتوبوس‌ها به حساب می‌آید، با سهل‌انگاری مسافران یا تخلف رانندگان می‌تواند تبدیل به نقطه ضعفی بزرگ شود. به همین دلیل رعایت قانون از سوی اتوبوسرانان و مسافران این وسیله نقلیه عمومی اهمیت دو چندانی دارد. همان‌طور که رانندگان اتوبوس‌ها که مسئولیت امنیت و سلامت مسافران را به عهده دارند، انتظار می‌رود از قوانین عدول نکنند و باعث به خطر افتادن جان مردم نشوند، این توقع از مسافران هم وجود دارد که درخواست غیرمنطقی و غیرقانونی از رانندگان نداشته باشند. در این گزارش با همراهی سرهنگ «فیض‌الله حسنوند»، رئیس پلیس راهور منطقه و «نیما کریمی»، مدیر اداره اتوبوسرانی منطقه رفتارهای ترافیکی اتوبوسرانان و مسافران را بررسی و برای حل مشکلات از آنها چاره‌جویی کردیم.

      درخواست‌های نامتعارف توقف‌های غیرقانونی
    • علیخان خالق مجسمه‌های خـاص !

      بهنام سلطانی- جنگ‌ها گاهی پایان زندگی بوده‌اند و ‌گاه سرآغاز یک زندگی جدید شده‌اند. داستان زندگی هم‌محله‌ای هنرمند ما هم با جنگ، مهاجرت و آوارگی گره خورده، اما علیخان عبداللهی از آن دست افرادی است که از میان آوارهای افغانستان برخاسته و بعد از قریب به ۴ دهه مهاجرت و زندگی در غربت، کشتی توفان زده زندگی‌اش را با کار و تلاش مثال‌زدنی به ساحل امن رسانده است. قهرمان داستان ما مرد تکیده‌ای است که لابه‌لای شغل سرایداری در ساختمان قدیمی خیابان کریمخان زند، با آزمون و خطاهای بسیار توانسته هنر مجسمه‌سازی را فرا بگیرد. علیخان مردی میانسال از قوم هزاره افغانستان است که بعد از سال‌ها سرایداری، حالا آثار خود را در بهترین نمایشگاه‌های پایتخت به فروش می‌رساند. صبح یک روز بهاری با هنرمند افغان که با شانه‌های تخم‌مرغ مجسمه‌های میلیونی می‌سازد گفت‌وگو کردیم.

       علیخان خالق مجسمه‌های خـاص !
    • جشن عشق به همت دستان مهربان

      نیلوفر ذوالفقاری- فقر روی هر چیزی هم که غبار بنشاند، نمی‌تواند رنگ آرزوها را کدر کند. اهالی یوسف‌آباد به واسطه همین فکر تصمیم گرفته‌اند به جوان‌ها کمک کنند تا آرزوهایشان را از زیر آوار فقر بیرون بکشند و به آنها رنگ تازگی بزنند. جمعی از اهالی یوسف‌آباد دست به دست هم داده‌اند تا برای جوانان محروم جشن ازدواج برگزار کنند، وسایل اولیه زندگی‌شان را تهیه و به آنها کمک کنند راهی خانه بخت شوند. در شب میلاد حضرت ابوالفضل(ع) جشن ازدواج ۳ دختر جوان تحت پوشش بهزیستی به همت اهالی این محله در خانه یکی از همسایه‌ها برگزار شد.

       جشن عشق  به همت دستان مهربان
    • یوسف آباد در محاصره ۳ مشکل بزرگ

      نگار ملایری- یوسف‌آباد با حدود ۵۰ هزار نفر ساکن پرجمعیت‌ترین محله منطقه است که یک کلانتری و چند پاسگاه محلی، سینما‌ـ تئاتر، فرهنگسرا، مهم‌ترین بیمارستان ترمیمی خاورمیانه، یک بوستان بزرگ و چند بوستان محلی، مجموعه‌های آموزشی و فرهنگی را در دل خو «جا داده و به همین دلیل یکی از مهم‌ترین مناطق قلب پایتخت به شمار می‌رود. اما یوسف‌آباد که یکی از محله‌های شمالی منطقه است، با ۴ مشکل عمده دست و پنجه نرم می‌کند؛ ترافیک و کمبود پارکینگ، پیاده‌روهای ناهموار، شست‌وشوی غیرمجاز خودرو در معابر و همسایگی با تعمیرگاه‌هایی که بالادست این محله در خیابان شهید جهان‌آرا را نازیبا کرده است. در گشت‌وگذار کوتاهی که با ابوالفضل کاظمی، شهردار ناحیه ۶ در خیابان‌های یوسف‌آباد و شهید جهان‌آرا داشتیم، پای صحبت اهالی نشستیم که انتظار داشتند به خواسته‌هایشان رسیدگی شود.

      یوسف آباد در محاصره ۳ مشکل بزرگ
    • شکرانه سلامتی بیمار

      پرنیان سلطانی- کسی یادش نمی‌آید از آخرین باری که مثل یک خانواده دور سفره نشستند چند روز گذشته، اما حالا فارغ از همه دل‌نگرانی‌ها گرد هم جمع شده‌اند تا بعد از مدت‌ها لذت صرف یک وعده غذای گرم را بچشند. اینجا همراه‌سرای «جوادالائمه(ع)» در خیابان دکتر قریب است که حدود دو سال قبل برای اسکان همراهان بیمار در خیابان دکتر قریب و در نزدیکی بیمارستان‌های امام خمینی(ره)، شریعتی و مرکز طبی کودکان بنا شد و این روزها به پاتوق خیّران محلی تبدیل شده است. در یک روز زیبای بهاری در همراه‌سرای جوادالائمه(ع) با ۳ نفر از بانوان هم‌محله‌ای که با غذای گرم به دیدار همراهان بیمار رفتند همراه شدیم.

      شکرانه سلامتی بیمار
    • مدال‌هایم تقدیم به بچه‌محل‌ها

      بهنام سلطانی- ۱۰ سال قبل که در قامت ناجی جان شناگران را نجات می‌داد هرگز تصور نمی‌کرد خودش در دریای پرتلاطم زندگی گرفتار شود، اما با کمک اهالی محله از روزهای طوفانی به سلامت عبور کرد و به ساحل امن رسید. «درو زرگر هارطونیان» در دوره نوجوانی شناگر و بسکتبالیست زبده‌ای بود اما بعد از یک تصادف وحشتناک ۱۰ سالی می‌شود که روی ویلچر نشسته و حالا به‌عنوان ورزشکار معلول پرچم کشورمان را در میادین بین‌المللی به اهتزاز در می‌آورد. کسب مقام استانی، بهترین افتخار زندگی ورزشی درو، قبل از آن حادثه تلخ بود اما بعد از معلولیت سه بار روی سکوی المپیک آسیایی ایستاده و اکنون به‌عنوان شناگر تیم‌ملی معلولان و جانبازان شانس نخست قهرمانی در پارالمپیک است. او می‌گوید بچه‌محل‌ها فارغ از هر دین و مذهبی در سخت‌ترین روزها دستش را گرفتند و کمک کردند تا به زندگی برگردد و حالا تمام مدال‌هایش را به آنها پیشکش می‌کند.

       مدال‌هایم تقدیم  به بچه‌محل‌ها
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله