• ما امانت‌دار بودیم

      دیدار با خانواده «شهید علی خان بابایی» که خانه‌شان محل قدیمی‌ترین هیئت باغ‌فیض است

      ما امانت‌دار بودیم

    •  پرتلاش  و نیکوکار

      داستان چند جوان اکباتانی که گره از کار هم محله‌ای‌ها باز می‌کنند

      پرتلاش و نیکوکار

    • روی ما حساب کنید

      سمیرا نشلی- حال و هوای شهر عوض می‌شود وقتی آدم‌هایش یک دل و یک نفس می‌شوند وقتی کاسب محله کرکره‌هایش را به نیت روزی حلال بالا می‌کشد و نذر می‌کند وقت و تخصصش را دراختیار افرادی قرار دهد که نیاز دارند باید منتظر اتفاق‌های خوب بود. اتفاق‌هایی از جنس همیاری و همدلی. این روزها خیلی از کاسبان و صاحبان فن و شاغلان منطقه با طرح همیار وقت و تخصص همراه شده‌اند. طرحی که قصد دارد به نیکوکاری مردم رنگ و بوی دیگری دهد. کار خیر فقط کمک مالی و سبد ارزاق نیست. هزاران راه برای نیکی کردن پیش روی ماست.

      روی ما حساب کنید
    • چند نفر بودیم در بن بست یک راه پله

      نگین پذیرا- هفته‌ها از سوختن و آوار شدن ساختمان پلاسکو گذشته است. مسئولان جلسه می‌گذارند و همچنان پیگیر این موضوع هستند که این اتفاق برای ساختمان‌های تجاری بزرگ شهرمان تکرار نشود. آنها دنبال راهکارند اما راه‌حلی هنوز برای تکرار نشدن این فاجعه پیدا نشده است! ۱۶ آتش‌نشان جانشان را از دست دادند و خیلی ها اموالشان در آتش سوخت و بودند کسانی که ماندند تا از جان و مال مردم حفاظت کنند، آتش‌نشان‌هایی که به مردان بی‌ادعا معروفند و جانشان کف دستشان است و تنها چیزی که برایشان اهمیت ندارد این باارزش‌ترین دارایی، یعنی همان جان خودشان است. گزارشی که می‌خوانید روایت ۲هم‌محله‌ای آتش‌نشان ما از حادثه دردناک آن روز ساختمان پلاسکو است.

       چند نفر بودیم در بن بست یک راه پله
    • ما امانت‌دار بودیم

      مینا جوانفرد- «بتول امینی خراقانی» و «حاج حیدرخان بابایی» حالا دیگر در این سال‌ها معلوم نیست چندین و چندبار خاطرات جنگ تحمیلی و شهادت پسرشان «علی خان بابایی» را مرور کرده‌اند اما هنوز هم محکم و استوارند. ۳۳سال از شهادت علی می‌گذرد اما برای آنها حرکت عقربه‌های ساعت و گردش ایام بی‌معنی است، گویا در مورد ۳۳ ثانیه پیش صحبت می‌کنند و خاطره‌های کهنه برایشان ‌تر و تازه است. انگار الان سوم اسفند سال ۱۳۶۲ است که پسر ۲۳ساله‌شان شهید شده است.

      ما امانت‌دار بودیم
    • حال خوبم از خداست

      سمیرا باباجانپور- فرید آندستا، کارگردان نمایشنامه «سندرم سفارشی» وقتی نمایشنامه‌اش را می‌نوشت خوب می‌دانست که روایت زندگی شخصیت اول نمایش این‌قدرها هم کار ساده‌ای نیست. شخصیت اول نمایشنامه «سندرم سفارشی» بانوی ۳۵ساله‌ای است که برای موفقیت از هیچ کاری دریغ نمی‌کند. لاوینیا هرمزیان با کارش زندگی می‌کند. برای او پوشیدن لباس پرستاری یعنی وفا به عهدی است که با خود بسته؛ اینکه تنها برای بهبودی جسم بیمار تلاش نکن. این روح و روان بیمار است که باید هوایش را داشته باشی. داستان زندگی این پرستار زمانی روی کاغذ می‌آید که او بعد از اینکه سال‌ها به بیمارانش امید و انگیزه بهبود می‌داد به ناگاه خود نیز درگیر یک مهمان ناخوانده شد. مهمان ناخوانده‌ای که همه جسمش را تسخیر کرد و لنگ لنگان به سمت تسخیر روحش رفت. اینجاست که تراژدی زندگی این پرستار به اوج خودش می‌رسد و روی صحنه نمایش مخاطب را میخکوب می‌کند.

      حال خوبم از خداست
    • پرتلاش و نیکوکار

      نگین پذیرا- حتماً برای همه ما پیش آمده که مرد جوانی در خیابان سرراهمان قرار بگیرد و ادعا ‌کند کیف پولش را دزدیده‌اند و هیچ پولی ندارد یا زن جوانی بگوید چند فرزند قد و نیم‌قد دارد و برگه‌های آزمایش شوهر بیمارش دستش باشد و ادعا کند نیازمند است و مبلغی برای بستری شدن یا خرج دوای دکتر شوهرش را بخواهد. به اینها اضافه کنید کودکانی را که هر روز سر چهارراه‌ها شیشه‌های ماشینتان را پاک یا اسفند برایتان دود می‌کنند. شاید پشت چراغ قرمز دادن یک اسکناس هزار تومانی دل آنها را خوش و حال شما را برای کمک خوب کند اما معمولاً قبل از هر کمکی ذهنمان با یک سؤال درگیر است. آیا می‌توانم به حرف‌شان اعتماد کنم؟ راست می‌گویند؟ کمک به خیریه‌ها هدفمندترین نوع کمک به کودکان‌کار و خانواده‌های آنهاست. خیریه‌ها نیازمند کمک‌های مادی و بیشتر از همه معنوی ما هستند و می‌توان به راحتی به آنها اعتماد کرد چون آنها قبل از هر چیز افراد نیازمند را شناسایی می‌کنند. دورهمی جوانان خیّر و نیکوکار شهرک اکباتان بهانه‌ای شد تا سری به خیریه آنها بزنیم و پای حرف‌هایشان بنشینیم.

       پرتلاش  و نیکوکار
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      شمسي كه غروب نمي‌كند

      شمسي كه غروب نمي‌كند

      سميرا باباجانپور‌- آيت‌الله محمود شمس نجف‌آبادي، روحاني مبارز و انقلابي سال ۱۳۰۳ در نجف‌آباد اصفهان به دنيا آمد. پدرش قنات حفر مي‌كرد و مادرش اهل مذهب و قرآن بود.

    آرشیو
    • کـن در انـتظار چهره نو

      ابوالفضل حیدر دوست- یکی از مشکلات اساسی این روزهای تهران، بافت‌های فرسوده‌ای است که هر از گاهی فاجعه‌ای را رقم می‌زنند و مدیریت شهری و گاها دولت را درگیر مشکلات فراوانی می‌کنند. این در حالی است که متوسط تراکم جمعیت در بافت‌های فرسوده ۳۷۰ نفر در هکتار است که آمار قابل توجهی است و زنگ خطر را برای مدیریت شهری به صدا در می‌آورد. بر اساس آخرین آمارها بافت فرسوده تهران بیش از ۳هزار هکتار است که حدود ۲میلیون نفر در این بافت‌ها زندگی می‌کنند. با توجه به این آمار خوب است بدانید که محله کن با ۱۵هزار نفر جمعیت یکی از محله‌های فرسوده و نوسازی نشده تهران است که بافت آن در برنامه‌ریزی‌ها در نظر گرفته نشده بود تا اینکه هفته گذشته خبر افتتاح دفتر نوسازی در سرای محله کن نوید خوبی برای اهالی محله بود تا متوجه برنامه‌ریزی‌های تازه برای بافت مسکونی محله قدیمی و تاریخی‌شان شوند.

       کـن در انـتظار چهره نو
    • مسجد فیض پایگاه مبارزان

      مینا جوانفرد- سال‌های گذر ایام را به خود دیده اما همچنان استوار و پابرجا در میان پیچ و خم‌های محله قد علم كرده و نظاره‌گر رفت‌و‌آمد روزهاست. اگر خوب گوش كنیم خاطرات زیادی برای گفتن دارد. خاطراتی از جنس دوران خونین مبارزات و روزهای شیرین پیروزی انقلاب اسلامی و روزهای دردناك جنگ تحمیلی. مسجدجامع باغ‌فیض را می‌گوییم. مسجدی كه بیش از ۶۰ شهید به انقلاب اسلامی هدیه كرده است. مسجدی كه تنها جایی برای اقامه نماز نبوده و زمانی كه غرب تهران تنها در چند روستای كوچك خلاصه می‌شد، نقش مهمی را ایفا كرده است. چه در روزهای خون و قیام كه جوان‌های محله در سنگر آن مبارزه می‌كردند و چه در ایام دفاع‌مقدس كه جوان‌ها از محراب آن عازم نبرد می‌شدند. هم شاهد جشن پیروزی بوده است و هم تشییع پیكر پاك شهیدان محله‌اش. این مسجد حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. حرف‌هایی كه برای شنیدنشان سراغ قدیمی‌های محله رفتیم و خاطراتشان را در روزهای مبارزات برای پیروزی انقلاب اسلامی ورق زدیم. خاطراتی از جنس شجاعت، همت، وحدت، جهاد و...

       مسجد فیض  پایگاه مبارزان
    • بهار در زمستان

      نگین پذیرا- «عکاسان در روزهای انقلاب جانشان را کف دست گذاشتند تا تاریخ ایران ثبت شود. اگر آنها نبودند نسل ما هیچ اطلاعی از ابعاد خاص انقلاب نداشت.» اینها حرف‌های «محمد نوروزی» بازنشسته روزنامه کیهان و مدرس عکاسی است. او بازنشسته مطبوعات است و سال‌ها در کنار بزرگان عکاسی کار کرده است. گرچه سال۱۳۵۷جوان بوده و تمام اتفاقات آن روزها را با چشم دیده و در ذهنش ثبت کرده اما خاطرات ناگفته زیادی از عکاسان بزرگ آن زمان دارد. دهه‌فجر بهانه‌ای شد تا با او گفت‌وگویی درباره عکس‌های تأثیرگذار روزهای انقلاب داشته باشیم و به تماشای عکس‌هایش بنشینیم.

       بهار در زمستان
    • «پپسی‌کولا» درآتش

      عباس محبعلی- در طول این سال‌ها اسناد زیادی از فعالیت‌ها و خاطرات انقلابی مردم منتشر شده و هرکدام گوشه‌ای از حماسه و خیزیش انقلابی را در مبارزه با رژیم ستمشاهی به تصویر کشیده‌اند اما هنوز ناگفته‌های فراوانی از فعالیت‌ها و مبارزات مردم در سینه‌ها باقی مانده است. رجبعلی شکوری، یکی از این افراد است که از آغاز مبارزات انقلابی در سال ۱۳۴۲ همراه با مردم و روحانیون کن در تظاهرات و جلسات عمومی و خصوصی شرکت کرده و خاطرات زیادی از این دوران دارد. شکوری که متولد سال ۱۳۲۱ است به‌عنوان یکی از معتمدان محله و یکی از اعضای نخستین شورای کن در اوایل انقلاب منشأ خدمات مختلفی به مردم بوده است.

      «پپسی‌کولا» درآتش
    • محله‌ها، شبکه‌های مردمی انقلاب

      طاها یاسین- انقلاب اسلامی یک حرکت خودجوش مردمی بود که از‌لایه‌های پایین اجتماع شروع شد و به‌لایه‌های بالایی تسری یافت. در این بین شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته در دل محله‌ها نقش مؤثری در این مسیر داشتند. همین موضوع نشان می‌دهد که نقش محله‌ها و ظرفیت آن را نباید دست‌کم بگیریم و باید از این توانمندی برای اولویت‌های امروز کشور بهره‌گرفت. در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با عباس سلیمی‌نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران و ساکن منطقه ما در جنت‌آباد گفت‌وگویی درباره نقش و ظرفیت محله در پیروزی انقلاب و چگونگی استفاده از این توانمندی در روزگار فعلی انجام داده‌ایم.

       محله‌ها، شبکه‌های مردمی انقلاب
    • همه فرزندان خاله مهری

      سمیرا باباجانپور- دغدغه روز و شب بعضی از آدم‌ها جنسش با دغدغه جریان عادی زندگی دیگران فرق می‌کند. زندگی این آدم‌ها اگر پراز آرامش و لحظه‌های خوش باشد باز سعی می‌کنند جایی برای دیگران در این روزهای خوش باز کنند. زندگی این آدم‌ها در خوشی‌های فردی معنی ندارد و عاشق خندیدن با دیگران هستند. غم دیگران این‌قدر روی سینه‌شان سنگینی می‌کند که برای کاستن از این غم شب و روز ندارند. بانو مهری میرزایی مقدم نمونه‌ای از این آدم‌های مهربان شهرمان است. او بیش از ۱۵ سال است که همه دغدغه‌اش بچه‌های کار و مشکلاتشان است. حضور موفق او به‌عنوان مدیر مدرسه کودکان‌کار منطقه و انجام طرح‌های اجتماعی برای شناسایی مشکلات کودکان‌کار بهانه‌ای شد تا در یک روز شلوغ‌کاری دقایقی مهمانش شویم. او را درحالی در مؤسسه رویش نهال جوان ملاقات کردیم که بچه‌ها دورش حلقه زده بودند.

       همه فرزندان  خاله مهری
    • ماجراجویان در اکباتان

      نگین پذیرا- به اطرافش نگاه می‌کند تا کسی از اهالی سر راهش نباشد‏، دورخیزی می‌کند و از روی سکوی بلند چنان می‌پرد و می‌چرخد که هر رهگذری را متحیر می‌کند! مهم نیست که ریشه این حرکات محیرالعقول به تمرینات نظامی برمی‌گردد یا حرکات آکروباتیک. مهم روح ماجراجویی، سر نترس و تمرکز بالایی است که وقتی با هم یکجا جمع ‌شود، می‌شود همان پارکورکاری که با هر چرخش‌ همه را متحیر می‌کند. جمعه‌ها اگر در شهرک اکباتان چرخی بزنید، در هر گوشه‌ای چند پسر جوان را در حال تمرین پارکور می‌بینید. همین موضوع بهانه‌ای شد تا یک صبح جمعه در جمع آنها باشیم و از پارکور بشنویم.

      ماجراجویان در اکباتان
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله