• حمام قدیمی را دوباره گرم کنید

      ابوالفضا حیدر دوست- چند دهه است که با بهبود کیفیت زندگی و توسعه امکانات شهری حمام‌های سنتی و بزرگ جای خود را به حمام‌های کوچک در خانه‌ها داده‌اند. به همین دلیل حمام‌هایی که قرن‌ها با سنت و شیوه‌ای منحصربه‌فرد اداره می‌شدند از بین رفته‌اند. با این حال ساختمان بعضی از این حمام‌ها به دلیل پشتوانه قوی فرهنگی و تاریخی باقی‌مانده و حمام‌هایی که تا چند دهه پیش کارکرد بهداشتی داشتند، تبدیل به مکان‌های گردشگری شده‌اند. محله کن با داشتن حمامی تاریخی که به ثبت اداره میراث فرهنگی رسیده و بخشی از آن نیز بازسازی شده، سال‌هاست به حال خود رها شده تا کم‌کم فرسایش روزگار بر پایه‌ها و ستون‌های آن اثر بگذارد. با چنین مقدمه‌ای هفته گذشته بیش از ۱۰۰نفر از علاقه‌مندان به فرهنگ و تاریخ کن، از طریق شبکه‌های اجتماعی با هم قرار می‌گذارند مراسمی فرهنگی در این حمام برگزار کنند تا با مرور خاطرات، بعد از ۳۰سال درِ این حمام را به روی اهالی باز و زمینه را برای بازگشت اهالی بومی کن به محله خود فراهم کنند.

       حمام قدیمی را دوباره گرم کنید
    • حالا ۱۲۰۰ «امیر» دارم

      نزاکت اللهیاری- وقتی روز معلم می‌شود همه نگاه‌ها به زحمات و ایثارگری‌های معلمانی معطوف می‌شود که برای آموزش به بچه‌ها از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند. با این حال در چرخه آموزش کشور هستند افرادی که ایثارشان کمتر از معلمان نیست و با انجام کار خیر و نیک‌ خود بستری فراهم می‌کنند تا فرهنگ آموزش در کشور فراگیر شود. نقش خیّران مدرسه‌ساز در منطقه ۵ با ساخت تعداد زیادی مدرسه چنان بوده که نمی‌توان از کنار آن به راحتی عبور کرد. همین عامل دلیلی شده تا به مناسبت هفته معلم با رئیس و بنیانگذار جامعه خیّران مدرسه‌سازی کشور گپی بزنیم. دکتر محمدرضا‌حافظی برای خیر شدنش در زمینه مدرسه‌سازی انگیزه‌ مهمی دارد که در این گفت‌وگو به آن اشاره کرده است.

        حالا ۱۲۰۰  «امیر» دارم
    • عــشق، پــدر، پــسر

      عباس محبعلی- آنچه در قالب گزارش در ادامه خواهید خواند، سناریوی از پیش نوشته شده‌ای برای ساخت فیلم یا سریال نیست، داستان هم نیست. به باور من نام خاطره هم زیبنده آن نخواهد بود. این یک زندگی است؛ زندگی عجیب و غریب یک قهرمان نه؛ یک مرد! در سخت‌ترین شرایط که تاب آورده و با همه سختی‌ها ساخته و به قول سید حسن کاشی، فرزند شهید سید محمد کاشی زندگی را زندگی کرده است.

       عــشق، پــدر، پــسر
    • عطر خوش سبزی‌های صحرایی

      ابوالفضل حیدردوست- به جرئت می‌توان گفت محله کن تنها محله‌ای در تهران است که از نعمت فضای طبیعی و باغی مناسبی برخوردار است. در سال‌های نه چندان دور و در فصل بهار گروه‌های مختلفی از زنان به باغ‌ها و صحراها می‌رفتند تا بتوانند از سبزی‌های معطر، خوش طعم و پرخاصیت بچینند. چیدن این سبزی‌ها هم نیاز به تخصص و هم نیاز به شناخت کامل گیاهان صحرایی داشت. این کار به دلیل رشد بی‌رویه ساخت‌وساز و تغییر نسل‌ها تقریباً رو به فراموشی گذاشته بود. اما یک گروه از جوانان خوش‌ذوق و با اصالت کن با قرار گذاشتن در یک گروه تلگرامی به نام کن قدیم و رفتن به صحراها سنت سبزی چینی را زنده کرده‌اند. ما هم با آنها همراه شدیم و علاوه بر آشنایی با سبزی‌های صحرایی جالب، سیری هم در طبیعت سرسبز کن کردیم.

      عطر خوش  سبزی‌های  صحرایی
    • سفره‌ای به وسعت خانه‌های محله

      باباجانپور- بعضی‌ها با اخلاق و‌منش و کردار خود به محله‌شان هویت می‌بخشند. به‌ویژه محله‌های نوپای تهران که هنوز برای خود نماد و تاریخ هویت شهری چندانی ندارند. محله ارم که بیشتر تهرانی‌ها با شنیدن نامش به یاد پارک بزرگ ارم می‌افتند چند سالی است به همت زنان و مردانی که انسان دوستی را مشق زندگی‌شان قرار داده‌اند حال و هوای دیگری پیدا کرده است. هر شب بانیان خیّر از این محله برای بسیاری از نیازمندان محله‌های منطقه و دیگر محله‌های تهران غذای گرم توزیع می‌کنند.

       سفره‌ای به وسعت خانه‌های محله
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      شمسي كه غروب نمي‌كند

      شمسي كه غروب نمي‌كند

      سميرا باباجانپور‌- آيت‌الله محمود شمس نجف‌آبادي، روحاني مبارز و انقلابي سال ۱۳۰۳ در نجف‌آباد اصفهان به دنيا آمد. پدرش قنات حفر مي‌كرد و مادرش اهل مذهب و قرآن بود.

    آرشیو
    • دعای کودکان ما را به برزیل برد

      حدود ۳سال پیش کارلوس کی‌روش و اعضای تیم‌ملی ایران به دیدار بچه‌های تحت پوشش مؤسسه خیریه بهشت امام رضا(ع) در شهرزیبا رفتند. آن زمان جز خبر ویژه‌ای از این دیدار منتشر نشد، اما اکنون پس از گذشت ۳سال یوسف اصلانی، مدیر مجتمع خیریه بهشت امام رضا(ع) از آن دیدار خاطرات جالبی تعریف می‌کند.

       دعای کودکان ما را به برزیل برد
    • کفش‌هایم کو؟

      نیکا احمدی- پیرمرد خمیده و آرام به طرف صندلی گوشه سالن حرکت می‌کند. دخترش او را به طرف صندلی هدایت می‌کند. پیرمرد لحظه‌ای دست دخترش را رها نمی‌کند. بین ایستادن و نشستن روی صندلی لحظه‌ای فاصله است و پیرمرد فراموش کرده برای چه‌کاری به طرف گوشه سالن می‌رفته است. سرش را بالا می‌آورد. چشمانش دو دو می‌زند. دنبال کلمه‌ای می‌گردد که همین الان تا نوک زبانش حرکت کرده بود و همین لحظه، درست وقتی می‌خواست لب باز کند، فراموشش کرد. دهانش باز و بسته می‌شود بی‌آنکه حرفی زده باشد. دخترش می‌گوید: «بنشین.» و مرد را روی صندلی می‌نشاند. این تصویر آشنایی است که مددکاران و مشاوران «انجمن آلزایمر ایران» هر روز بارها آن را می‌بینند و تجربه می‌کنند. انجمنی که اسم و رسمش را در شهرک اکباتان به خوبی می‌شناسیم و نه تنها از گوشه و کنار شهر، بلکه از شهرستان‌های دور و نزدیک به این تنها مرکز حمایت از بیماران مبتلا به آلزایمر مراجعه می‌کنند.

       کفش‌هایم کو؟
    • تا المپیک راهی نیست

      مینا جوانفرد- وقتی ورزش را شروع کرد ۵سال بیشتر نداشت. مانند بیشتر بچه‌ها به دلیل علاقه‌اش به آب ‌بازی، ورزش شنا را انتخاب کرد و با مادر راهی استخر شد. از همان ابتدا هدفش قهرمانی بود و از همان بچگی از تمام بازی‌ها و کودکانه‌هایش می‌گذشت تا روزی ۳ بار به استخر برود. تازه به سن ده سالگی رسیده بود و قهرمانی‌هایش در رشته شنا از تعداد سال‌های عمرش هم بالاتر رفته‌ بود، که با رشته سینکورنایز(شنای هماهنگ) آشنا شد. در نوجوانی وارد تیم‌ملی شنای هماهنگ شد و پله پله راه موفقیت را طی کرد. در کارنامه فعالیتش که بگردید علاوه بر مقام‌های مختلف جهانی و ملی، به برگزاری مسابقات عام‌المنفعه و فعالیت‌های خیرخواهانه بسیاری می‌رسید که نشان می‌دهد نیکوکاری سن و سال نمی‌شناسد. «سمن سلطانی» هم‌محله‌‌ای ۲۱ ساله ما، مانند تمام دخترانی که این روزها قایقران شده‌اند اول با رشته شنا آشنا شده است. اما از آنجا که تیم شنای دختران ایران در مجامع بین‌المللی حضور پیدا نمی‌کند برای ملی‌پوش شدن و مطرح شدن در سطح جهانی، سراغ قایقرانی می‌رود و حالا تمام تلاشش را به کارگرفته تا در المپیک ۲۰۲۰ برایمان افتخار بیافریند.

       تا المپیک راهی نیست
    • تفریح و سرگرمی با چشمان بسته

      نگین پذیرا- زمین بازی پر از هیاهوی بچه‌های قد و نیم‌قد است. تاب‌ها در هوا می‌چرخند و صفی طولانی برای سرسره‌بازی است تشکیل شده است. چندتایی‌ از بچه‌ها دور پارک می‌دوند و صدای جیغ و خنده‌شان پارک را پر کرده. این صحنه آشنای هر بعدازظهر بهاری در زمین بازی کودکان در بوستان است. پدر و مادرها گوشه پارک نشسته‌اند و نیم‌نگاهی هم به بچه‌هایشان در حال بازی می‌اندازند اما پسربچه‌ای که ساکت و آرام گوشه‌ای نشسته است، توجهم را جلب می‌کند. هر از چند گاهی با مادرش تا جلو وسایل بازی می‌رود و برمی‌گردد. لبخند به لب دارد اما انگار از همه وسایل بازی می‌ترسد. «محمد مهدی» نابینا است. با صدای بچه‌ها می‌خندد و مادرش منتظر است تا دور و بر تاب کمی خلوت شود تا محمدمهدی با راحتی و امنیت بیشتر بتواند بازی کند. مادرش می‌گوید: «بچه‌های نابینا دوست دارند با بچه‌های عادی بازی کنند و همبازی‌شان باشند. البته طبیعی است که بچه‌های نابینا به واسطه محدودیتی که دارند نمی‌توانند هر بازی‌ را انجام دهند و برای امنیت و آسایش خودشان بهتر است بازی‌هایی را تجربه کنند که برای آنها خطرآفرین نباشد.» در این گزارش شما را با تعدادی از ا

       تفریح و سرگرمی  با چشمان بسته
    • تکیه به دیوار بهشت

      سمیرا باباجانپور- اینجا همسایگی حال و هوای دیگری دارد. دیوار خانه‌شان چسبیده به زینبیه خاتم‌الانبیاء(ص) و در چند قدمی‌شان همسایه خانواده شهید مدافع حرم سعید انصاری هستند. خانم و آقای دهقان دلشان خوش است به این همسایگی و معتقدند هرچه دارند از برکت همین همسایگی است. انتهای لاله ششم خیابان شقایق در محله جنت‌آباد تا چشم کار می‌کند آپارتمان است و مجتمع‌های عریض و طویل. اما در میان همه این دیوارهای بلند سنگی دیوار کوتاهی با در سفیدی خودنمایی می‌کند که شاخ و برگ درختانش از دیوار کوتاه خانه پیداست. اهالی این خانه زن و مرد پا به سن گذاشته‌ای هستند که ۳۳سال پیش به این محله آمده‌اند. البته آن موقع که آقای دهقان کلنگ ساخت این خانه را به زمین زد نه تنها خبری از محله و خیابان نبود بلکه نه برق بود و نه آب. هرچه بود زمین بود و بیابان. تنها خانه و بهتر است بگوییم نخستین خانه محله جنت‌آباد هنوز با همان شکل و شمایل پابرجاست. بهانه‌های زیادی برای همنشینی با خانم و آقای دهقان داریم به‌ویژه وقتی همسر شهید مدافع حرم سعید انصاری برایمان از مردمداری و‌منش همسایه‌داری این زن و شوهر گفت. اینکه از وقتی همسرش شه

      تکیه به دیوار بهشت
    • مبــارز بـی‌قرار

      سمیرا باباجانپور- شهید محسن‌ الله‌داد از فرماندهان دوران دفاع‌مقدس و از شهدای محله کن است که در سال‌های بعد از شهادتش به او چنان که باید، پرداخته نشده است. شهید ‌الله‌داد، معاون عملیاتی ستاد جنگ‌های نامنظم و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه T.S.U ایالت تگزاس آمریکا بود که در زمان انقلاب همراه با شهید چمران عازم ایران شد. او ابتدا در پاریس با دکتر مصطفی چمران آشنا شد. شیفتگی او به دکتر چمران در همان لحظات اول آشنایی چنان شد که بعد از نخستین ملاقات برای همسرش نوشت: «دکتر مصطفی، دوست، معلم، همراه، هم‌کاسه، مربی، مرشد و امید من است که اگر تو او را ببینی و با زندگی‌اش آشنا شوی، به زندگی امیدوار‌خواهی شد.» محسن ‌الله‌داد در اوان انقلاب و در سال ۱۳۵۷ برای حضور در کنار رزمندگان فلسطینی و لبنانی به لبنان سفر کرد و در آنجا در کنار دکتر چمران و امام موسی صدر به آموزش‌های نظامی پرداخت. بعد از حضور دکتر چمران برای سامان دادن به غائله کردستان همپای او تا زمان شهادت جنگید و حدود ۲ماه بعد از شهادت دکتر چمران در جبهه شحیطیه در اطراف بستان به شهادت رسید و پیکر پاکش در کنار علمای بزرگی

      مبــارز  بـی‌قرار
    • ویترین خارجی‌ها نمی‌شویم

      مینا جوانفرد- این روزها برای برخی از ما عادت شده که برای خرید محصولات مختلف دنبال یک برند خارجی باشیم. مخصوصاً پوشاک و لباس. دلیلش هم مشخص نیست و معمولاً اگر از ما بپرسند اغلب می‌گوییم که محصول خارجی کیفیت بهتری دارد. کافی است فروشنده، نام یک کشور و شرکت خارجی را در توضیح کالا بیاورد تا چشم بسته و بی‌معطلی، آن محصول را بخریم. آن لحظه به این فکر نمی‌کنیم که با خرید هر کالای وارداتی و خارجی ممکن است چند نفر در کشور بیکار شوند یا چند کارخانه، بنگاه اقتصادی و تولیدی به مرز ورشکستگی نزدیک شوند. معمولاً کمی بعد متوجه می‌شویم کالایی را که خریده‌ایم کیفیت مناسبی هم نداشته است. منطقه ما بازارهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای کم ندارد. یکی از آنها مرکز خرید تیراژه است که همه آن را با اجناس خارجی و برندش می‌شناسند. اما در این میان استثنایی هم وجود دارد. بین بوتیک‌های شلوغ و پر زرق و برق تیراژه که قدم می‌زنیم فروشگاهی توجهمان را به خود جلب می‌کند. نه برای اینکه مغازه‌اش بزرگ‌تر است یا کالاهای عجیب و غریب می‌فروشد، بلکه به دلیل تابلویی است که پشت ویترین مغازه نصب شده و روی آن نوشته شده است: «تولید ملی،

       ویترین خارجی‌ها نمی‌شویم
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله