•   شـــادی  شــاپرک‌ها

      به پیشنهاد همشهری محله کودکان زیرپوشش کمیته امداد یک روز متفاوت را تجربه کردند

      شـــادی شــاپرک‌ها

    • منم یه مادرم

      همراه با همسر شهید قربانعلی به دیدار مادر شهید شاهرخ عبدی رفتیم که پسرش مزار ندارد

      منم یه مادرم

    • نوروزانه

      منیرگرجی - گفت و گوی بهاری ما را با دو تن از هنرپیشگان هم محله ای بخوانید. متولد نخستین روز زمستان است اما بهار را هم مثل زمستان دوست دارد. او این روزها بی‌صبرانه منتظرآمدن بهار و نو شدن رخت درختان است. «ایمان صفا» یکی از جوانان ساکن محله تهرانپارس است که اکنون در مجموعه تلویزیونی عملیات ۱۲۵ با ایفای نقش یک آتش‌نشان خیلی قوی ظاهر شده و توانسته به خوبی بدرخشد...

      نوروزانه
    • دختری به نام سارا

      فاطمه شعبانی- زنگ در یک خانه قدیمی در دل محله خاک‌سفید را به صدا در می‌آوریم و از میان دیوارهای آجری و سیمانی سرد، در به‌صورت مهربان «‌‌مه لقا» خانم باز می‌شود و به خنده و چشمان سبز «‌سارا» می‌رسد. دختر زیبا و خواستنی که عروسکی به بغل دارد که آن را با روسری کهنه‌ای قنداق پیچ کرده و لحظه‌ای از خود دور نمی‌کند. مه لقا می‌گوید: «سلام کن به خانم! ‌» اسم عروسکش را می‌پرسیم، می‌گوید: «خب اسمش عروسکه!‌» می‌گوییم: «آمدیم امروز برای عروسکت اسم بگذاریم ما را به خانه‌تان دعوت می‌کنی؟‌» سارا می‌خندد و مه‌لقا با حجب و حیایی خاص که از آن مهمان‌نوازی می‌بارد می‌گوید: «خواهش می‌کنم، کلبه ما را روشن کردید.» همراه «محسن حسن‌نژاد» شهردار ناحیه ۶و «‌‌پروانه بختیاری» معلم خیّر به دیدار این خانواده آبرومند رفتیم.

       دختری به نام سارا
    • گفتم مامان جان گفتا که جانا

      فاطمه شعبانی- از مامان بپرسی می‌گوید: «آن هشت تا یک طرف من یک طرف! ‌» این جمله را همه فرزندان می‌گویند گاهی هم عروس‌ها و دامادها. در این خانه هیچ فردی به هیچ‌وجه احساس نمی‌کند: کسی من را دوست ندارد! در بدترین شرایط هم یک نفر بیشتر از همه او را دوست دارد و او هم کسی نیست جز مامان جون. بچه‌ها به‌ترتیب قد قطار شده‌اند و از روی میز به نوبت می‌پرند صدای خنده و شیطنتشان خانه را پر کرده است. متعجبم که کسی نمی‌گوید: بچه‌هایتان را ساکت کنید، سر درد گرفتم. مامان جون می‌چرخد و حواسش به همه هست که کسی از پذیرایی جا نماند. از روی مبل بلند می‌شود کنار جوان‌ها می‌نشیند و جوان‌ها دست در گردنش می‌اندازند. گاهی بچه‌ها از پشت سر گردنش را می‌گیرند و غرق بوسه‌اش می‌کنند. مادر است دیگر. روزمادر بهانه خوبی بود که به منزل حاجیه «‌‌جمیله هاتفی اردکانی» از ساکنان محله مجیدیه برویم که خانواده‌اش الگوی صبر، شکیبایی و مدیریت مادرانه است. همه فرزندان و نوه‌های این مادر تحصیلات عالیه دارند. او ۹فرزند، ۲۳نوه و۵نتیجه دارد.

      گفتم  مامان جان گفتا که جانا
    • هفت‌سین ما تویی!

      نسترن کوهی- همسر برای انجام کار به شهرستان رفته و زن جوان پابه ماه است و کنار مادر شوهر. خانه‌تکانی عید خسته‌اش کرده و بساط سفره هفت‌سین را چیده و در همین حین حرکات جنین تندتر شده است. درد گاهی می‌آید و می‌رود. دهان روزه است و‌گاه از درد ضعف می‌کند. محمد کوچولو از مادر «غذا» می‌خواهد. مادر شوهر برای محمد فرنی درست می‌کند. رنگ و روی زن را که می‌بیند با دلسوزی می‌گوید: «مرحمت جان واجب نیست با بارداری ۹ ماهه روزه بگیری پاشو یک لقمه نان بخور.» زن نگاهی به ساعت می‌اندازد زیاد به اذان افطار نمانده است. باز درد شروع می‌شود. این‌بار دیگر نمی‌تواند طاقت بیاورد. عموهای شوهر او را به بیمارستان می‌برند. روز نوزدهم ماه رمضان و اول فروردین با اذان صبح بچه با گریه تولدش را اعلام می‌کند. ۲۳ سال بعد درست روز نوزدهم ماه رمضان آسمانی می‌شود. ۵۲ سال از آن اذان تولد و ۳۰ سال از آن اذان شهادت گذشته است. پنجاه و دومین سالگرد تولد شهید «احمد خدایی» بهانه دیدار ما با مادرش است.

      هفت‌سین ما تویی!
    • شـــادی شــاپرک‌ها

      پریسا نوری- مینی‌بوس کنار خیابان می‌ایستد و حدود ۱۵ کودک ۶ تا ۱۲ ساله یکی یکی پیاده شده و دوان دوان از پله‌های مجتمع بالا می‌روند و در طبقه همکف جلو آسانسور می‌ایستند. مربی‌ها تا رسیدن آسانسور بچه‌ها را به صف می‌کنند اما بچه‌ها آرام و قرار ندارند و برای رسیدن به مقصدشان بی‌تابی می‌کنند. در داخل آسانسور مربی‌ها به بچه‌های بزرگ‌تر سفارش می‌کنند که همراه گروه حرکت و مراقب کوچک‌ترها باشند آنها هم قول می‌دهند که به توصیه مربی‌ها عمل کنند اما همین که از آسانسور بیرون می‌آیند و چشمشان به اسباب‌بازی‌ها و فضای رنگارنگ و شاد شهربازی می‌افتد قولشان را فراموش می‌کنند و با خوشحالی به طرف شهربازی می‌دوند. اینجا شهر کودک شاپرک است که در آستانه نوروز به دعوت همشهری محله میزبان جمعی از کودکان زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) منطقه و هنرمندانی چون «محمد عیوضی» مجری برنامه‌های کودک و «محمدرضا شیرخانلو» بازیگر شده است.

        شـــادی  شــاپرک‌ها
    آرشیو
    • از پر قنداق نظر کرده است

      فاطمه شعبانی- کسانی که روز میلاد مبارک حضرت رسول(ص) برنامه «کوی محبت» شبکه ۲ سیما را نگاه کرده‌اند، بی‌شک پسر بچه شیرین زبانی را به یاد دارند که در مراسم رونمایی گنبد زرین امیرالمؤمنین علی(ع) در نجف اشرف، مداحی و شعرخوانی کرد. این پسر بچه پای ثابت هیئت‌های بزرگ تهران است و در مناسبت‌های مذهبی در خیلی از برنامه‌های تلویزیون اجرای برنامه داشته است. «محمدمهدی احمدی» ۷ ساله از ساکنان محله حکیمیه است که با وجود سن کم، اشعار آیینی بسیاری را حفظ کرده و کمی بزرگ‌تر از سنش رفتار می‌کند.

      از پر قنداق  نظر کرده است
    • منم یه مادرم

      فاطمه شعبانی- خانه و زندگی‌شان و محله‌ای که زندگی می‌کنند، کمی متفاوت‌تر از باقی خانه شهدایی است که تا به حال رفته‌ایم. این را می‌توان از سروشکل خانه و وسایل اصیل در خانه فهمید. روی تابلو جلو در نوشته شده «‌شهید حسین عبدی» اما همه او را به نام «شاهرخ عبدی» می‌شناسند. پسری که یک روز بی‌خبر از خانواده جعبه شیرینی می‌گیرد و در مسجد پخش می‌کند و اسم خود را به حسین تغییر می‌دهد و مادر بعدها می‌فهمد. شهیدی که نمایشگاه ماشین هدیه پدر و زندگی مرفه را رها می‌کند و برای دفاع از وطن راهی جبهه‌های حق علیه باطل می‌شود. روز تجلیل از مادران شهدا بهانه خوبی بود تا همراه همسر شهید قربانعلی به دیدار مادر شهید «‌شاهرخ عبدی» برویم.

      منم یه مادرم
    • بهار همدلی

      پریسانوری - این روزها در کنار هیاهوی روزهای پایانی سال، نوای دلنشین مهربانی همزمان با برپایی جشن نیکوکاری از محله‌های مختلف به گوش می‌رسد. این جشن که هر سال از سوی کمیته امداد امام خمینی(ره) و آموزش و پرورش با هدف کمک به نیازمندان و‌‌‌ ترویج فرهنگ انفاق و نیکوکاری در آستانه سال نو برگزار می‌شود، این روزها با شعار«بهار همدلی، شکوه مهربانی» در مدارس و پایگاه‌های کمیته امداد امام خمینی(ره) منطقه در حال برگزاری است تا شهروندان در آستانه سال نو و بهارطبیعت، بهار همدلی را به شکوه مهربانی گره بزنند. با «ابوالقاسم ولی‌زاده» رئیس کمیته امداد امام خمینی(ره) در منطقه همراه شدیم تا در این‌باره بیشتر بدانیم.

      بهار همدلی
    • بهار ارزانی همه باد

      منیرگرجی - آرامش کلام دارد و جملاتش سرشار از انژری مثبت است، درست مثل بسیاری از نقش‌هایی که تاکنون از او دیده‌ایم. با اینکه سال‌ها از حضور و نقش‌آفرینی‌اش در رادیو و تئاتر می‌گذرد و صدای او را در بیشتر نمایشنامه‌های رادیویی شنیده‌ایم اما به اعتقاد خیلی‌ها بازی در سریال «تهران پلاک یک» موجب بیشتر شناخته شدن او و بهتر دیدن شدنش بوده است. سریالی که او با نقش «قزی» در آن مخاطبان زیادی از سنین مختلفی جذب کرده بود. «مرضیه صدرایی» از سال۱۳۷۲ وارد دنیای رادیو و تلویزیون شده و سال‌ها در این راه فعالیت داشته، از چند سال پیش همسایه ما شده و در محله پاسداران ساکن است. در آستانه نوروز با او همراه شدیم و از خانه‌تکانی تا شرایط کاری‌اش صحبت کرده‌ایم.

       بهار ارزانی همه باد
    • نغمه بلبل در لویزان

      اگر گذرتان به حوالی بزرگراه شهید بابایی و خیابان کوهستان افتاده باشد، حتماً سازه‌های فلزی بلند در دل جنگل لویزان را دیده‌اید. ستون‌های بلندی که قرار است به‌زودی محل پرواز آزادانه پرندگان در باغی باشد که اختصاصی برای آنهاست. باغی که مرحله اول آن چند سال پیش به بهره‌برداری رسید و امسال هم مهندسان تلاش کردند تا در زمانی کمتر از یک سال، مرحله دوم آن را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های شهری پایتخت تکمیل کنند. اکنون این طرح با سرعت و دقت هرچه تمام درحال اجراست و مراحل پایانی‌اش را سپری می‌کند تا براساس برنامه زمان‌بندی تعیین شده، از آخرین روزهای سال پذیرای مراجعان شود. در یک روز‌کاری شلوغ و در میان هیاهو و فعالیت کارگران و بازدیدهای متعدد شهردار منطقه و معاونانش، به باغ پرندگان رفتیم تا از نزدیک در جریان روند اجرای کار باشیم.

       نغمه بلبل در لویزان
    • چهارشنبه‌های قرآنی

      فاطمه شعبانی- آوای تلاوت آیات قرآنش هنوز در کوچه‌پسکوچه‌های محله طنین‌انداز است و خیلی‌ها حاجی را به یاد دارند و قرآن را در مکتب او و مادر مرحومش یادگرفته‌اند. مدرس قرآنی که جلسه‌های آموزش و تلاوتش سال‌های متمادی چهارشنبه‌شب‌ها برقرار بود و افراد زیادی را از دور و نزدیک راهی محله لویزان می‌کرد. مرحوم استاد «علی اربابی» چهره شناخته شده در این حوزه و فعال در جلسه‌داری، تربیت قاریان و حافظان قرآن کریم است. مردی که زندگی‌اش را وقف این راه و خانه‌اش را محل رفت‌وآمد قاریان کرد و ۱۰ سال پیش دوستداران و شاگردانش را برای همیشه تنها گذاشت و در روز اربعین حسینی، آسمانی شد. در آستانه دهمین سالگرد درگذشت او با خانواده‌اش همراه شده و خاطرات استاد را مرور کرده‌ایم.

       چهارشنبه‌های قرآنی
    • داستان زندگی ما

      فاطمه شعبانی - اینجا نه قدرتش را به رخ می‌کشد و نه زور بازوهایش را. نه جهان قهرمان است، نه روی تشک کشتی ایستاده، اینجا همان پسر کوچک و ته‌تغاری مادر است با شیطنت‌ها و با همان قربان صدقه رفتن‌ها و «بچه‌ام» گفتن‌های مادرانه‌ای که حتی اگر فرزندش قهرمان جهان هم باشد، باز هم برایش بچه است. با مهر و محبت خاص با هم صحبت می‌کنند و هوای همدیگر را دارند.‌گاه می‌خندند و‌گاه بغض می‌کنند، چند ساعتی مهمان خانواده «‌‌مصطفی حسین‌خانی» قهرمان کشتی جهان و حاجیه «‌‌راضیه صبری» مادرش از اهالی محله اوقاف هستیم که این روزها خوشحال از پیروزی بر حریف آمریکایی و قهرمانی تیم‌ملی ایران در جام‌جهانی کشتی هستند. خانواده‌ای که چندساعت مهمان محفل گرم‌شان شدیم و با آنها از ورزش تا دلتنگی‌های مادرانه صحبت کردیم.

       داستان زندگی ما
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله