• آموزشگران مهربان شـهر

      زهرا رستگارمقدم- همه ضلع‌های مثلث تقاطع میرداماد ـ شریعتی را گذاشته‌اند روی سرشان. اینجا در یکی از محورهای مهم و البته شلوغ پایتخت در منطقه، غوغایی برپاست. این شاید برای نخستین‌بار است که عده‌ای به عده‌ای دیگر می‌گویند این کار را بکن و آن کار را نکن و آن عده اول به جای اینکه رو ترش کنند، لبخند می‌زنند. حتی برخی پشت چراغ قرمز که منتظرند، آنها را به کنار خود می‌خوانند تا عکس سلفی بگیرند به یادگار. هفته گذشته اعضای کمپین «از خودمان شروع کنیم» در منطقه ما بودند و تئاتر خیابانی اجرا کردند؛ بچه‌هایی که مبتلا به سندرم داون هستند، به کارگردانی رسول حق‌شناس به اینجا آمدند تا برای مردم از فرهنگ ترافیک و‌ تردد بگویند.

      آموزشگران  مهربان شـهر
    • از ۶ سالگی پاتوقمان همین جاست

      مهران مصفا- حسین و محمدحسن سعیدی دو برادری هستند که هر دو در دانشگاه شریف با رتبه‌های خوب پذیرفته شده‌اند و مشغول تحصیلند. دو برادر قاری قرآن که از کودکی به مسجد‌الزهرا(س) در جردن می‌روند و بعد از قبولی در دانشگاه هم به نوجوانان و کودکان همین مسجد درس می‌دهند. ردشان را از همین مسجد گرفتیم. وقتی داشتند از جوان‌های مایه افتخار این مسجد می‌گفتند. کسانی که از کودکی نمازجماعت را در مسجد خواندند و جزو مکبرها و اذان‌گوها بودند و حالا هم که جوان شده‌اند، همچنان به مسجد می‌آیند و به بچه‌های محله‌شان در موفقیت درسی کمک می‌کنند. با این دو برادر و مادرشان گفت‌وگو کرده‌ایم. خودتان می‌توانید حدس بزنید داشتن دو پسر متدین و سر به راه و درس‌خوان چه حس خوبی برای این مادر نمونه دارد.

      از ۶ سالگی  پاتوقمان همین جاست
    • هنر مرشــدی را به دنیــا شناساندم

      لیلا باقری- ده‌ونک از معدود محله‌های تهران است که هنوز می‌توانی حال و هوای یک محله واقعی را در آن حس کنی. جایی که کم و بیش مردمش همدیگر را می‌شناسند و جز مسجد پاتوق قرص و  محکمی مانند زورخانه هم دارد. مثل قدیم‌ها هر محله‌ای زورخانه‌ای داشت و پهلوان‌های زورخانه از بزرگان محله بودند و کسانی که عرق تنشان شفا بود و حرفشان حجت. ما این هفته سری به زورخانه این محله باصفا زدیم و مرشد مهرگان معروفش را زیارت کردیم و لذت بردیم از گپ‌وگفت با مرشد استاد دانشگاهی که موسیقی هم می‌داند و افتخاراتی هم در زمینه سازهای کوبه‌ای دارد. یک مرشد همه فن حریف که تمام سعی‌ خودش را کرده تا زورخانه ده‌ونک به رسم و رسوم قدیم اداره شود. اتفاقاً موفق هم بوده و نشان به نشان تمام آدم‌های ویژه‌ای که اینجا را برای ورزش انتخاب کرده‌اند. از دکتر و مهندس‌ها و استادان دانشگاه گرفته تا کسانی که در سیاست صاحب‌منصب هستند. مرشد می‌گوید مسئولانی که این ورزش را انجام می‌دهند، خیلی دلسوز و دستگیر مردم می‌شوند و نمونه‌اش را بارها در همین زورخانه دیده‌ است.

      هنر مرشــدی را  به دنیــا شناساندم
    • حس خوبی که چشیدنی است نه گفتنی

      لیلا باقری- هانیه حیدرپور متولد ۱۳۷۷ یک دختر مؤمن خوشرو و مهربان و البته پر شر و شور است. با اعتماد به نفس و البته عاقل. چند کلمه که با او حرف بزنی متوجه می‌شوی از این کاراکترهای کمیاب سریال‌های تلویزیونی است. دختر خوب و چادری، اما زبر و زرنگ و خندان. او ۳ سال است که قرآن را حفظ کرده و به تازگی در سرای محله هم کلاس تدریس قرآنش دایر می‌شود. یک روز عصر مهمان خانه این حافظ قرآن ۱۹ ساله و مادرش بودیم که اصلی‌ترین مشوق او بوده است در این راه.

      حس خوبی که  چشیدنی است نه گفتنی
    • اوقات فراغت بــه روایــت پیک‌های موتوری

      حمیدرضا بوجاریان- اگرگذرتان به خیابان آفریقا افتاده باشد حتماً بوستان بزرگ جردن و موتورسیکلت‌هایی که هرکدام نشانی از کسب و کار و برندی خاص دارند را دیده‌اید. موتورسیکلت‌هایی که راکبان عمدتاً جوانشان بعد از کار سخت و رفت‌وآمد بسیار در خیابان‌ها، برای فرار از گرمای طاقت‌فرسای تابستانی، بوستان را پناهگاه خود کرده‌اند و ساعتی را در آن می‌گذرانند. حضورشان دقیقاً زمانی است که بوستان از جمعیت تقریباً خالی است و آنها می‌توانند برای دقایقی هم که شده بچگی کنند و با وسایل بازی بوستان خوش باشند. به بهانه حضور پیک موتوری‌ها در بوستان جردن با تعدادی از آنها درباره بازی‌های کودکانه‌ و خاطرات تلخ و شیرین کارشان پرسیده‌ایم.

        اوقات فراغت  بــه روایــت  پیک‌های موتوری
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      در همسایگی بزرگمرد  حـوزه و دانشــگاه

      در همسایگی بزرگمرد حـوزه و دانشــگاه

      شهید مفتح یکی از کسانی بود که در دوران قبل از انقلاب در تبدیل کردن قبا و قلهک به یکی از اصلی‌ترین محله‌های تأثیرگذار در انقلاب نقش مهمی داشت. او این محله را برای فعالیت‌هایش انتخاب کرد و این محله هم بستری مناسب شد برای ماندن و فریاد زدن و حق‌طلبی. بعد از انقلاب همچنان در همان خانه بود تا اینکه شهید شد. جوانان محله دوستش داشتند، مریدش بودند و از او می‌آموختند. آنقدر که ۷ تن از آنها حاضر شدند جانشان را به خطر بیندازند تا از دکتر مفتح محافظت کنند اما قصه مفتح و جوانان محله وقتی تلخ می‌شود که قاتلانش هم از جوانان همین محله می‌شوند. در طول تهیه این پرونده بخش بخش آن و راویانش مانند قطعات پازل پیدا شدند و کنارهم قرار گرفتند تا روایت کاملی از آنچه در این محله بر شهید مفتح رفت به دست بیاید. پازلی که آخرین قطعه‌اش تلخ‌ترین آن بود؛ قطعه خنجر زدن دوست به دوست و شهادت محافظان دکتر مفتح در کنار او. در این پرونده با دو تن از اهالی قدیمی قبا، دو تن از محافظان دکتر مفتح، خانواده محافظ شهیدش و محمدمهدی فرزند ارشدش گفت‌وگو کرده‌ایم.

    آرشیو
    • شـب ها بیداریم

      حمیدرضا بوجاریان- گشت‌زنی شبانه در خیابان‌ها و کوچه‌پسکوچه‌های منطقه با شهردار شب حال و هوای دیگری دارد. به همان اندازه که روز با خود زیبایی‌ها و مشکلاتی دارد، شب وضعیت خیابان‌ها و معابر شهر و جلوه‌های بصری آن هم متفاوت می‌شود.‌ گاه ترسناک است و ‌گاه زیبایی مسحور‌کننده‌ای دارد. برخلاف بسیاری از شهروندان که فکرمی کنند با فرا رسیدن شب، شهر به خواب عمیقی می‌رود تا روز دیگری را آغاز کند می‌توان روی دیگر زندگی را این بار در شب منطقه دید. روایت خبرنگار همشهری محله را از شبگردی و مشاهده فعالیت‌های شهرداری منطقه را بخوانید.

      شـب ها بیداریم
    • یــاد زمین های خاکی اختیاریه بخیر!

      مریم والی ـ نگار حسینخانی- متولد ۱۳۳۱ و بچه‌محله رستم‌آباد و اختیاریه است. در همین محله به دنیا آمده، ورزش کرده، درس خوانده، عاشق شده، ازدواج کرده و مشغول به کار شده است. دختر همسایه را به همسری انتخاب کرده و حالا صاحب ۳ دختر شده است. فرهاد نوروزی می‌گوید هیچ جایی برای او و فرزندانش محله‌شان نمی‌شود. تا جایی که وقتی مکان بهتر و تازه‌تری برای سکونت پیدا کردند، راضی نشدند از محله بروند و رفتن او از محله برای مدت کوتاهی پیش از انقلاب نیز برایش دلهره‌آور بوده است. او فوتبال را هم از همین محله آغاز کرده. بازی با علی پروین و حسن روشن به‌عنوان پیشکسوتان فوتبال هنوز برایش ارزشمند است. ارزشی که هیچ‌گاه حاضر نشد برای پول و شرایط بهتر پیراهن تیم دیگری از محله دیگری را بر تن کند. حالا شاید دلخوش شاگردانی است که سالم زیستن را به آنها آموزش می‌دهد. معلمی که به شاگردانش یاد می‌دهد چگونه زندگی کنند و در این راه همراهی‌شان می‌کند. به منزل نوروزی در محله اختیاریه می‌رویم تا از تجربه‌ها و عشقش به محله و فوتبال برایمان بگوید.

      یــاد  زمین های خاکی  اختیاریه  بخیر!
    • بفرمایید غــذای خانگی!

      حمیدرضا بوجاریان- منطقه ما پر از شرکت‌ها و مؤسسات دولتی و خصوصی است که مدیرانشان به کارکنان آنها غذا نمی‌دهند و بیشتر کارکنان هم به دلیل دوری مسافت و دردسرهای آوردن غذا همراه خود، قید آوردن غذا را از منزل می‌زنند و با خوردن هله هوله خودشان را سیر می‌کنند. اما، یک سال است جوانی درخیابان آفریقا با خودرو ۲۰۶ در کنار خیابان توقف می‌کند و غذاهای خانگی خود را با قیمت مناسب در اختیار این دسته از مشتریان خود قرار می‌دهد. «امیرعلی محمدی» در مدتی که کارش را شروع کرده طرفداران زیادی پیدا کرده است. با او و برخی مشتریانش در گرمای ظهر نخستین ماه تابستان هم صحبت شده‌ایم.

      بفرمایید  غــذای  خانگی!
    • ناجــی عقاب ها

      لیلا باقری- بعضی‌ها مثل تلویزیون هستند. البته نه از این شبکه‌های بی‌بخار! از این شبکه‌های پرجنب و جوش و سرگرم‌کننده که کلی چیزهای جالب دارند برای نشان دادن. «افشین سیاهپوش» متولد ۱۳۴۷ قطعاً یکی از این تلویزیون های خوب‌ است. از این‌هایی که در یک ساعتی که مخاطبش هستی و روبه‌رویش نشسته‌ای بارها می‌توانی شبکه را عوض کنی و او از دریچه‌ای تازه و کاملاً متفاوت برایت حرف بزند. باور ندارید؟ خب اگر بگویم این آدم یک قاری قرآن، خواننده و ترانه‌سرا، نوازنده و پرورش‌اندام‌کار عشق حیوانات است که کلی خزنده در خانه‌اش دارد از جمله یک مار چند متری ۶۰ کیلویی حتماً باورتان نمی‌شود. راستش خودش هم می‌داند آدم عجیب و غریبی است. هرچند من دوست دارم بگویم انسان چند بعدی است. کسی که خوب زندگی کرده و به قول خودش یک نقطه بدون مصرف در خودش باقی نگذاشته. تا یادم نرفته بگویم، نقاشی هم می‌کند. اصلاً درسش را خوانده. قرآن تأثیر عمیقی در همه ابعاد زندگی‌اش گذاشته است. این گزارش خواندنی را از دست ندهید!

      ناجــی  عقاب ها
    • هم نمازجماعت هم  فوتبال دستی و گل کوچیک

      مهران مصفا- مسجد‌الزهرا(س) در خیابان جردن قدیم و نلسون ماندلا جدید، کلی نوجوان مسجدی شاداب و پر شور دارد که در عین رفاقت و بچه‌محلی، پایه مسجد آمدن هم هستند و همیشه نماز ظهر و مغرب‌شان را در مسجد می‌خوانند. بعد هم در یک حرکت خودجوش تصمیم گرفتند ماه رمضان، صبح‌ها هم برای اقامه نماز به مسجد بیایند. حالا نمی‌خواهیم زیادی به اهل جردن بودنشان بپردازیم اما انصافاً بعد از همین چند خط، برای شما خواننده هم جذاب شد که بدانید در این مسجد چه خبر است که بچه‌های این محله این‌طور پایبندش شده‌اند.

      هم  نمازجماعت هم  فوتبال دستی  و گل کوچیک
    • یادگار۶۴ ساله

      حمیدرضا بوجاریان- ساخته شدنش در منطقه ما بافت منطقه و محله کاووسیه را هم تغییر داده است. آنها که همسایه مرکز جامع توانبخشی معلولان هستند از وجود فضای سبز بکر و دست نخورده‌ای که پشت حصارهای این مرکز نگهداری شده‌اند سرخوشند. این فضای سبز آب و هوای خوبی را هم به ارمغان آورده و در این گرمای طاقت‌فرسای نخستین روزهای تابستان، خنکای دلنشینی روح و جان همسایه‌ها و مراجعان را نوازش می‌دهد. اما این همه تغییراتی نیست که محله به واسطه مرکز دارد و نامگذاری خیابان‌ها و کوچه‌های اطراف هم ردی از مرکز توانبخشی را به جای گذاشته است. کوچه‌هایی با نام‌های خاص از مددکاران گرفته تا معلولان همگی رهاورد همجواری محله با مرکز جامع توانبخشی معلولان است. برای بررسی وضع این روزهای این مرکز و خدماتی که از سوی آن به اهالی معلول منطقه داده می‌شود با برخی معلولان و مسئولان دیروز و امروزش گفت‌وگو کرده‌ایم.

       یادگار۶۴ ساله
    • کــهنه ســرباز خــانه‌نشــین

      نگار حسینخانی- همجواری و نزدیکی مسافت بیمارستان خاتم‌الانبیاء(ص) او را به این محله کشاند. مردی تنومند که حالا دیگر چندان توان نبرد ندارد و با دو عصای این سو و آن سویش که چون مناره سر کشیده‌اند، به دنبال راه‌حل ...

      کــهنه ســرباز  خــانه‌نشــین
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله