• نیمرخ زرگنده

      اکرم فراهانی- اجرای طرح «نیمرخ محله» به تازگی به پایان رسیده و پژوهشگران با گشت‌وگذار در خیابان‌ها و کوچه پسکوچه‌های محله‌های منطقه امکانات و کاربری‌های مختلف را ثبت کرده اند. این طرح اطلاعات به دست آمده از امکانات فرهنگی و اجتماعی و تناسب آنها با جمعیت و نیاز اهالی محله‌ را معرفی می‌کند و امید است تا با اجرای آن گامی مؤثر در توسعه شهر و رفاه نسبی مردم ایجاد شود. همشهری محله هم قصد دارد تا با همکاری اداره مطالعات شهرداری منطقه، در راستای تکمیل این طرح، تازه‌‌ترین اطلاعات به دست آمده را برای آگاهی بیشتر اهالی منتشر کند. نتایج اجرای طرح نیم‌رخ در محله زرگنده به همت «مریم‌السادات‌پورمیرغفار» تهیه و تدوین شده است.

      نیمرخ زرگنده
    • حواسمان را از مـا نگیرید!

      لیلا باقری- در شهر به هر طرف که نگاه می‌کنی چیزی تو را به خودش دعوت می‌کند. همه و همه دعوتت می‌کنند که کالایی بخریم، چیزی یاد بگیریم، از جایی دیدن کنیم و.... اینها مرتب در تو حس نیاز ایجاد می‌کند. با انبوهی از پیام‌ها طرف هستی که تأکید می‌کنند نیازمند آنهایی. انگلیسی یاد می‌گیری نوبت به فرانسه می‌رسد، شنا یاد می‌گیری نوبت به شطرنج می‌رسد، کاردانی می‌گیری تبلیغات کاردانی به کارشناسی روی سرت هوار می‌شود.... همیشه به تو القا می‌شود به چیزی نیازمندی. حس غنی بودن کم می‌شود و اضطرابِ کم داشتن زیاد. درحالی که یکی از حقوق شهروندی این است که شهر آرامش تو را آنقدر به‌هم نزند. در همین باره قرار است گفت‌وگوهایی داشته باشیم با اقشار مختلف درباره حقوق شهروندی؛ از هنرمند گرفته تا جامعه‌شناس و.... نخستین قرعه هم به نام «حمیدرضا دیبازر» افتاد که آهنگساز هم‌محله‌ای ما در ونک است. هم آکادمی موسیقی دارد و هم استاد و رئیس دانشکده است. او دلایل جذابی برای چرایی مخرب بودن تبلیغات زیاد در شهر دارد.

      حواسمان را  از مـا نگیرید!
    • سـایه روشـن های نگــین قلهـک

      لیلا باقری- تهران تابستان‌ها گرم می‌شد و گنداب بخار شده از چاله‌های آب، بوی بدی در هوا پراکنده می‌کرد. همراه با این بوی بد بیماری‌هایی مثل وبا هم اوج می‌گرفت. همین می‌شد که هرکسی که دستش به دهنش می‌رسید اسباب و اثاث مختصری بار الاغ و قاطر می‌کرد و راهی شمال تهران می‌شد. قلهک هم از نزدیک‌ترین روستاها به تهران بود و پر از باغ و عمارت. اشراف که برای خودشان باغ و عمارت داشتند و بقیه هم اتاق و خانه‌ای اجاره می‌کردند تا از تابستان تهران در امان باشند.

      سـایه روشـن های   نگــین   قلهـک
    • آه و افسـوس هیئت تحصیلکرده ها

      نگار حسینخانی- نزدیک یک سال است که از درگذشت فاطمه سادات مرتاضی تهرانی می‌گذرد. زنی که اهالی، او را مادر معنوی بچه‌های محله و هیئت جوانان علی‌اکبر(ع) می‌دانستند. تهرانی، مردادماه سال پیش درگذشت و پس از ۲۰ سال افتتاح هیئت و فعالیت در محله اختیاریه، بچه‌های دیروز را که دیگر جوانان رعنا و قد کشیده و تحصیلکرده‌ای شده‌اند، تنها گذاشت. حالا اما با وجود تحمل این داغ در دل اهالی محله و هیئت جوانان علی‌اکبر(ع)، حتی یک روز برنامه‌های هیئت متوقف نشده و همچنان بر قوت خود باقی است. پنجشنبه شب‌ها، طبق روال کلاس‌های قرآن، مداحی، سخنرانی و... برپاست. در یکی از برنامه‌های این هیئت شرکت کردیم، از بانیان آن پرسیدیم و با زینب قیامتیون، دختر فاطمه‌سادات تهرانی که امروز جای مادر را در هیئت پر می‌کند به گفت‌و‌گو پرداختیم. در گزارش پیش‌رو، او و دیگر اعضای هیئت برایمان از برنامه‌های آینده هیئت گفتند و از خاطرات‌شان از مرحومه بانو تهرانی.

      آه و افسـوس هیئت تحصیلکرده ها
    • همچنان به یاد دوستان شهیدم نفس می‌کشـم

      نگارحسینخانی- از آن دست انسان‌هایی است که شاید بتوان او را بهترین نمونه‌ها برای شناخت اخلاق و خوشرویی و روحیه رزمندگی دانست. رزمنده‌ای نه چندان سن و سال‌دار و شوخ‌طبع که روایتش از روایت‌های دیگر درباره همرزمانش متفاوت‌تر است. او و برادرش هر دو از بچه‌های رستم‌آبادند و هم رزمانشان که حالا شهدای محله و منطقه ما نیز هستند، دوستان نزدیکشان بوده‌اند. خاطره اما برای او با شادی و زندگی نیز عجین شده است. از روزهای قبل از شهادت می‌گوید و روحیه دوستانش. از اینکه همرزمانش چقدر تشنه شهادت بوده‌اند و او از این قافله جا مانده است. از اینکه هنوز خاطر دوستان شهیدش برایش شیرین و خاطره‌انگیز است. با حمید رحیمیان از نخستین شهدای پس از قطعنامه سخن گفتیم و اینکه در آن عملیات و پیش و پس از آنچه بر آنان گذشته است.

      همچنان به یاد  دوستان شهیدم  نفس می‌کشـم
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      در همسایگی بزرگمرد  حـوزه و دانشــگاه

      در همسایگی بزرگمرد حـوزه و دانشــگاه

      شهید مفتح یکی از کسانی بود که در دوران قبل از انقلاب در تبدیل کردن قبا و قلهک به یکی از اصلی‌ترین محله‌های تأثیرگذار در انقلاب نقش مهمی داشت. او این محله را برای فعالیت‌هایش انتخاب کرد و این محله هم بستری مناسب شد برای ماندن و فریاد زدن و حق‌طلبی. بعد از انقلاب همچنان در همان خانه بود تا اینکه شهید شد. جوانان محله دوستش داشتند، مریدش بودند و از او می‌آموختند. آنقدر که ۷ تن از آنها حاضر شدند جانشان را به خطر بیندازند تا از دکتر مفتح محافظت کنند اما قصه مفتح و جوانان محله وقتی تلخ می‌شود که قاتلانش هم از جوانان همین محله می‌شوند. در طول تهیه این پرونده بخش بخش آن و راویانش مانند قطعات پازل پیدا شدند و کنارهم قرار گرفتند تا روایت کاملی از آنچه در این محله بر شهید مفتح رفت به دست بیاید. پازلی که آخرین قطعه‌اش تلخ‌ترین آن بود؛ قطعه خنجر زدن دوست به دوست و شهادت محافظان دکتر مفتح در کنار او. در این پرونده با دو تن از اهالی قدیمی قبا، دو تن از محافظان دکتر مفتح، خانواده محافظ شهیدش و محمدمهدی فرزند ارشدش گفت‌وگو کرده‌ایم.

    آرشیو
    • روایت عاشـقی یک زن

      نگار حسینخانی- خانه‌اش در خیابان شهید تسلیمی بود. همیشه از کنار این خانه ساده گذشته بودم، این بار اما پرچم‌های سیاه دلم را لرزاند. زنگ را که زدم‌ هانیه در را باز کرد. او را نمی‌شناختم، دختر بزرگ شهید ...

       روایت عاشـقی یک زن
    • قِلق گیری همین نزدیکی ها

      لیلا باقری- شاید خیلی از ما اسم سالن تیراندازی سئول را شنیده باشیم اما نمی‌دانم تا به حال چند نفرمان ترغیب شده‌ایم از این سالن ورزشی که زیرمجموعه سرای محله آرارات است استفاده کنیم. به‌ویژه اگر علاقه‌مند به تیراندازی هستیم و شاید روی گوشی موبایلمان بازی‌هایی مربوط به این رشته را هم داریم. ما این هفته به بهانه این امکان ورزشی خوب محله که افراد در همه سنین هم می‌توانند از آن استفاده کنند، سری به سالن تیراندازی سئول زده‌ایم. برای آشنایی با رشته تیراندازی و امکانات سالن تیراندازی محله گزارش این بازدید را بخوانید.

      قِلق گیری همین نزدیکی ها
    • حـال خوب در آستان حق

      زهرا رستگار مقدم- خیلی‌ها در ونک می‌دانند که اگر بخواهند حال‌شان خوب شود، بهتر است سری به مسجدجامع ده‌ونک بزنند. مسجدی که از قدیم جایگاه ویژه‌ای بین مردم محله داشته و دارد و به گفته خودشان هم شادی‌شان در مسجد بوده و هم عزاداری‌شان، مشکلات‌شان را هم در همین مسجد حل می‌کردند. جایی که برای همه آنها حرمت دارد. حالا هم برخی مشکلات خانوادگی و محله‌ای در همین مسجد حل می‌شود. از ویژگی‌های خوب مسجدجامع این است که هر غریبه و آشنایی که پا در آن می‌گذارد، حس آشنا و آرامش خاص محیط مسجد به او منتقل می‌شود و اهالی معتقدند این به دلیل قدمت مسجدشان است.

      حـال خوب  در آستان حق
    • دورهمی همسایه‌ها در خانه‌ آقای نویسنده

      لیلا باقری- خیابان دلبر و سرسبز «گوی‌آبادی» را پشت سر می‌گذاریم و همان حوالی به خانه آقای نویسنده می‌رسیم. نخستین چیزی که جلو ورودی خانه نظرم را جلب می‌کند وجود چند پله و راهرویی کوتاه است بین در ورودی آپارتمان و خیابان که حریمی شده است برای اهالی وقت رفت‌وآمد به خیابان. بعد هم صندوق‌های پستی برای هرکدام از همسایه‌ها که گرچه مدت‌هاست رنگ نامه‌ای به خودشان ندیده‌اند اما حس به‌سامان بودن این آپارتمان را می‌دهد؛ جایی که حواسش به همه ابعاد زندگی آدم‌ها هست. بعد هم وارد خانه صمیمی «قاسمعلی فراست» می‌شویم تا با رویی خوش از ما استقبال کند و با کلامی شیوا از شهر و محله برایمان حرف بزند. البته بعدش هم کمی پیاده‌روی کنیم در خیابان یخچال و یکی از بوستان‌های مورد علاقه این نویسنده همسایه.

      دورهمی همسایه‌ها  در خانه‌ آقای نویسنده
    • خـدا هیچ وقت تنهایم نگذاشت

      مریم والی- با اینکه هر از گاهی لابه‌لای حرف‌هایش بغضش می‌گیرد و صدایش می‌لرزد، اما از همه چیز زندگی‌اش راضی است، چه از اینکه همسر جانباز است چه از شرایط جسمی‌اش. «سیده‌فاطمه میراسماعیلی» همسر سیدمسلم ...

      خـدا هیچ وقت تنهایم نگذاشت
    • مسجد متقین چشم به راه خیرین

      نگار حسینخانی- مسجد المتقین کنار پل شهید صدر در خیابان شهید ستار کشانی است. مسجدی برای اهالی محله‌ای که تقریباً نصف بیشتر آنان اهالی تویسرکان هستند و سال‌هاست در این محله ساکن شده‌اند. از این‌رو در هر سه نوبت صبح، ظهر و شب در این مکان مقدس که در دل خانه‌های مسکونی اهالی قرار گرفته نمازجماعت برگزار می‌شود. مسجد المتقین از جمله مساجد منطقه است که اهالی بسیار به آن اتکا دارند و مشکلات و مسائل خود را در آن حل و فصل می‌کنند. این مسجد خانه دوم اهالی درب دوم به شمار می‌رود.

      مسجد متقین  چشم به راه خیرین
    • قصه پرماجرای مالکان و مالکیت ده ونک

      لیلا باقری- از زمانی که رضاخان اعلام کرد همه برای مدرن شدن شیوه شهرداری باید املاک خودشان را به ثبت رسمی برسانند دردسر اهالی ونک شروع شد و هنوز هم دلخوری در این محله ادامه دارد. ساکنان قدیمی معتقدند حق‌شان توسط خاندان مستوفی پایمال شده است. آنچه می‌خوانید مروری کلی است بر روی آنچه در پرونده املاک ده‌ونک رخ داده است.

      قصه پرماجرای  مالکان و مالکیت ده ونک
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله