• جلوه باشکوه همدلی و همراهی

      زهرا رستگارمقدم- انگار چندان دلشان نخواهد آن خاطرات دلچسب را با ما شریک شوند، تنها به تصاویری اشاره می‌کنند که کم و بیش نسل ما در فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و یا در عکس‌های نمایشگاهی تجربه‌اش کرده است. از آن روزها با نام روزهای خوب یاد می‌کنند و اکثرشان وقتی از ...

      جلوه باشکوه  همدلی و همراهی
    • مـرهمی بر دردی طاقت سوز

      لیلا باقری- اینکه زنی به هر دلیلی سرپرست خانوار باشد و همین‌طور هم برای گذران امور خانواده به سختی بیفتد به اندازه کافی ناراحت‌کننده است. حالا اگر بدانی زنانی هستند که با این موقعیت، دچار بیماری سرطان می‌شوند، ماجرا را غمناک‌تر می‌کند. اما مؤسسه خیریه فرهاد در خیابان ملاصدرا از سال ۹۰ تأسیس شده تا کمی این بار را از دوش این زنان بردارد: این خیریه که تا به حال ۳۰۰ نفرشان را شناسایی کرده و ۲۵۰ نفرشان را تا به حال تحت پوشش قرار داده است. معلوم نیست چند زن دیگر تنها در همین تهران به این مشکل مبتلا هستند و بی‌یاور و تنها. در گزارش پیش‌رو با این خیریه که همت «حاج قاسم فرهاد» برای حمایت از زنان سرپرست خانوار و مبتلا به سرطان راه‌اندازی شده بیشتر آشنا می‌شویم.

      مـرهمی بر دردی طاقت سوز
    • پنج سـید پنج شـهید بی‌سر

      نگارحسینخانی- نام‌شان را گذاشته‌اند شهدای خمسه؛ به خاطر داستان عجیب‌شان است که حالا پس از این‌همه سال، هنوز می‌شود از شهادت‌شان گفت و متحیر شد و بر آنان درود فرستاد که خالصانه زندگی کردند و جنگیدند و رفتند. پنج تن بودند؛ پنج سید که در سه‌راهی کوشک با اصابت گلوله تانک نیروهای عراقی، یکباره به شهادت رسیدند. همرزمان همراه‌شان هنوز با روایت قصه آن روز، مو بر تن‌شان راست می‌شود. اینکه چطور از بین آن ‌همه رزمنده ۵ سید به آستان حق دعوت شدند و چرا هیچ‌کس جز آنان در آن لحظه پر نکشید؟ به مناسبت هفته دفاع مقدس یادی کرده‌ایم از شهدای خمسه کوثر و البته شهید علیرضا جوزی یک تن از این پنج شهید که ساکن منطقه ما بود و هنوز خاطرش در یاد اهالی زنده است و عزیز.

      پنج سـید پنج شـهید بی‌سر
    • پشتیبانان خستگی ناپذیرجبهه ها

      نگارحسینخانی- نه، انگار هيچ‌چيز تمام نشده است. انگار خاطرات ته‌نشين شده و گاهي بخشی از آن زخم‌هايي است كه خوب شده و نشده، خاطر را مي‌رنجاند. هنوز مادراني هستند كه دستان‌شان مي‌لرزد و دل ديگران را مي‌لرزاند. هنوز صداهاي پر بغضي است كه وقتي از دلشوره و عشق حرف مي‌زنند مي‌توان باورشان كرد. آن روزها كه ...

      پشتیبانان خستگی ناپذیرجبهه ها
    • هنرمندان منطقه زیریک سقف

      لیلا باقری- این هفته اتفاق امیدوار‌کننده‌ای در زمینه صنایع‌دستی در محله ما افتاده؛ در محله درب دوم یک کارآفرین خلاق و نمونه نمایشگاه صنایع‌دستی برگزار کرده است، آن هم نه برای خودش که برای ارائه و فروش آثار هنرمندان گمنام؛ هم هنرمندان محله‌ای و هم بچه‌های کم‌توان ذهنی هم‌محله‌ای مؤسسه رعد. رزیتا عالی‌پور که عضو هیئت علمی مرکز مددیاران آموزش و پژوهش مدیریت است و همچنین عضو باشگاه نوابغ مدیریت تصمیم گرفته برای نخستین بار، هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع را دورهم جمع کند تا برایشان بازار فروش داخلی و جهانی ایجاد کند.‌کاری که تاکنون به‌صورت گروهی و گسترده انجام نشده است و حتی این دغدغه کمتر حس شده یا کسی این همت بلند را نداشته که وارد چنین معرکه‌ای بشود. اما عالی‌پور فکرهای بلندی در سر دارد و امید دارد که با حمایت‌هایی که جذب و توجه‌هایی که جلب می‌کند، هنر دست زنان و مردان کشورمان را بتواند به نحو مطلوبی ارائه کند.

      هنرمندان منطقه زیریک سقف
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      در همسایگی بزرگمرد  حـوزه و دانشــگاه

      در همسایگی بزرگمرد حـوزه و دانشــگاه

      شهید مفتح یکی از کسانی بود که در دوران قبل از انقلاب در تبدیل کردن قبا و قلهک به یکی از اصلی‌ترین محله‌های تأثیرگذار در انقلاب نقش مهمی داشت. او این محله را برای فعالیت‌هایش انتخاب کرد و این محله هم بستری مناسب شد برای ماندن و فریاد زدن و حق‌طلبی. بعد از انقلاب همچنان در همان خانه بود تا اینکه شهید شد. جوانان محله دوستش داشتند، مریدش بودند و از او می‌آموختند. آنقدر که ۷ تن از آنها حاضر شدند جانشان را به خطر بیندازند تا از دکتر مفتح محافظت کنند اما قصه مفتح و جوانان محله وقتی تلخ می‌شود که قاتلانش هم از جوانان همین محله می‌شوند. در طول تهیه این پرونده بخش بخش آن و راویانش مانند قطعات پازل پیدا شدند و کنارهم قرار گرفتند تا روایت کاملی از آنچه در این محله بر شهید مفتح رفت به دست بیاید. پازلی که آخرین قطعه‌اش تلخ‌ترین آن بود؛ قطعه خنجر زدن دوست به دوست و شهادت محافظان دکتر مفتح در کنار او. در این پرونده با دو تن از اهالی قدیمی قبا، دو تن از محافظان دکتر مفتح، خانواده محافظ شهیدش و محمدمهدی فرزند ارشدش گفت‌وگو کرده‌ایم.

    آرشیو
    • قـرآن آموزی به بچه های پیش دبستانی

      زهرا رستگارمقدم- قرآن را هم باید به زبان خودشان به آنها آموخت؛ زبانی کودکانه. خیلی‌هایشان هنوز مدرسه نرفته‌اند و برخی تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته‌اند. اما آنچه در همه‌شان مشترک است، درست‌خوانی قرآن است. با لحن و صوتی درست قرآن می‌خوانند و دیگران را متحیر صدایی خوش می‌کنند. از مسجد امام جعفر صادق(ع) در محله اختیاریه با کلاس‌هایشان آشنا شدیم. اکثر جمعیت کلاس‌هایشان را هم بچه‌های کم‌سن و سالی تشکیل می‌دهد که هنوز خواندن و نوشتن بلد نیستند. جامعه القرآن که از سال ۷۶ شکل گرفته است، در حال حاضر در کشور ۹۰۰ شعبه دارد و هر سال در شهر تهران بیش از ۱۰۰ حافظ قرآن تربیت می‌کند. در گزارش پیش رو با این مؤسسه فعال قرآنی که در منطقه ما ۴ شعبه پرمخاطب دارد بیشتر آشنا می‌شویم.

      قـرآن آموزی  به بچه های پیش دبستانی
    • # حال_خوب_برای_همه

      لیلا باقری- قرار گروه دم در ورودی باغ کتاب است. اغلب همراه خانواده آمده‌اند. سوار بر خودروهای شخصی که البته تا باغ علم توسط ون‌های ویژه حمل‌ونقل معلولان حمل می‌شوند. بعد یکی یکی پیاده می‌شوند و سوار ویلچرهایشان. این گروه عضو انجمن ضایعه نخاعی استان تهران هستند؛ برخی از بچه‌ها وقتی وارد سالن می‌شوند و فضای باز می‌بینند و محیای ویلچر سواری، تندتر می‌رانند مسابقه می‌دهند و تک‌چرخ می‌زنند. اینها متفاوت از عده زیادی از معلولان دیگر هستند. آنها که اغلب در خانه هستند و بودن در اتاق را به رفتن درون شهر ترجیح می‌دهند. چون زیاد تماشا می‌شوند. زیاد بهشان نگاه ‌ترحم‌آمیز می‌شود. آن هم وقتی که در راه بارها به موانعی برخورد می‌کنند و نیازمند کمک دیگران هستند. اما این گروه فعال به مکان‌های فرهنگی مختلف سر می‌زند تا از امکانات شهری استفاده کند تا اگر آن مکان برای معلولان مناسب‌سازی نشده به یاد مسئولان بیاورد که از جمله حقوق شهروندی یک معلول این است که عادی و مانند سایر شهروندان از امکانات استفاده کنند. این بار هم به باغ کتاب آمده‌اند.

      # حال_خوب_برای_همه
    • بیاموز، بساز، بـفروش

      لیلاباقری- تصور غالب ما از بچه‌های امروزی، کسانی است که صبح تا شب یا درحال تماشای تلویزیون هستند یا غرق در بازی‌های رایانه‌ای شده‌اند. بچه‌هایی بدون دغدغه که گذر از کودکی به نوجوانی و شروع دغدغه‌هایشان اقلاً تا ۳۰ سالگی طول می‌کشد. برای همین وقتی یکباره با خواهر و برادری روبه‌رو می‌شویم که اهل خلاقیتند و دنیایشان عمیق‌ و پرماجراست، کلی کیف می‌کنیم. مهسا و سهیل رنجبر که ساکن خیابان جردن هستند و تازه ابتدای نوجوانی اما یکی دو سال قبل خودجوش افتاده‌اند پی کسب درآمد. راستی چندتا بچه دور و برتان می‌شناسید که دغدغه کارآفرین شدن داشته باشد؟ اگر این سؤال برایتان عجیب است گزارش کارهای هیجان‌انگیز این خواهر و برادر را بخوانید.

      بیاموز، بساز،  بـفروش
    • قهرمانان دروازه‌غار

      مرضیه موسوی- ۲ هفته‌ای است که در مؤسسه خیریه «حضرت علی اکبر(ع)» نقل پیروزی دختران کاراته‌کا ورد زبان بچه‌هاست. «آیلین عزیزی» و«مریم درخشان» ۲ سال است که همراه بچه‌های دیگر در کلاس‌های کاراته مؤسسه شرکت می‌کنند. مسابقات کشوری کاراته نخستین مسابقه‌ای نیست که این ۲ کاراته‌کا محله دروازه غار در آن شرکت کرده و مدال‌آور بوده‌اند. «شهلا احمدزاده» مربی مریم و آیلین می‌گوید: «بیش از ٢٠ نفر از بچه‌های محله دروازه غار در باشگاه کاراته ما شرکت می‌کنند و استعداد خیلی خوبی در این رشته ورزشی دارند. تمام هزینه‌های شرکت در مسابقات و تهیه لباس و وسایل لازم و اعزام بچه‌ها به مسابقات توسط مؤسسه پرداخت می‌شود. به همین دلیل هم ما در تعداد شرکت‌کننده‌ها محدودیت داشتیم. بچه‌های دیگری هم در مؤسسه هستند که اگر در مسابقات شرکت می‌کردند حتماً رتبه و مقام خوبی کسب می‌کردند.»

       قهرمانان دروازه‌غار
    • آشــفتگی در نماهای شهری

      شهرزاد آزرم- درباره نمای ساختمان‌ها و آشفتگی‌اش زیاد خوانده و گفته‌ایم. بماند که بلندمرتبه‌هایش در چشم ما فرو رفته و آسمان را از ما گرفته‌ است. اما اگر با دیده اغماض ببینیم و بگوییم خاصیت کلانشهر‌هاست، می‌رسیم به نمای‌شان که برخی نازیبا هستند و برخی خطرساز. همین‌جا هم بگوییم که اصلاً نمای ساختمان از وقتی مهم شد که بلندمرتبه‌ها از راه رسیدند و از درخت‌ها بالاتر رفتند و دیگر پشت‌شان پنهان نشدند. هرچه نما هم بلندتر، لزوم ایمنی‌اش هم بیشتر چون میزان سنگینی جِرم بسته به ارتفاعی که از آن سقوط می‌کند، بالا و پایین می‌شود. جدای از اینکه در منطقه ما کلی ساختمان بلند داریم، مسئله مهم دیگری هم باعث شد سراغ این مبحث برویم؛ بازسازی نماهای قدیمی، به شیوه مدرن. چیزی که برخلاف تأکیدات استادان و معماران است و حتی خود شهرداری. همه متفق‌القول می‌گویند باید ساختمان‌های قدیمی، نما را طبق آنچه که قبلاً بوده بازسازی کنند تا هویت شهر از بین نرود. اما در گشت‌وگذارهایمان موردی دیدیم که برخلاف این تصمیم همگانی است.

      آشــفتگی در نماهای شهری
    • رکــورد جهانی آقـا معلـم

      سینا احمدی- یک روز صبح با او در ورزشگاه ده‌ونک قرار می‌گذارم. سر موقع با دوچرخه‌اش وارد محوطه می‌شود. مردی با قدی متوسط، محاسن بلند و تیپی که نگفته پیداست یک آقا معلم تمام‌عیار است. انصافاً اگر خودش نگوید ورزشکار است و عکسش را در گود زورخانه با بزرگ‌ترین میل موجود نشان‌تان ندهد، گمان نمی‌کنید آنقدر حرفه‌ای ورزش کند. حالا میل زدن به کنار، اینکه اصلاً بهش نمی‌خورد بوکسور باشد هم به کنار، اما فقط و فقط باید گواهی فدراسیون ورزش‌های همگانی را از کیفش دربیاورد و نشان‌تان بدهد تا باور کنید «منوچهر ارسلانی» متولد سال ۶۱ است و یک روز در حیاط همین ورزشگاه ۷ ساعت تمام، بدون هیج استراحتی طناب زده است!

      رکــورد جهانی آقـا معلـم
    • الگوی اراده علم و مردمداری

      حمیدرضا بوجاریان- رسیدن به آرزوها با سعی و تلاش میسر می‌شود اگر باور ندارید سرگذشت دکتر «حسنعلی شفیعی» می‌تواند مصداق کاملی از خواستن توانستن باشد. او که دوران کودکی سختی را پشت سرگذاشته است اکنون تبدیل به پزشکی مجرب شده که دستش در کار خیر است. این روزها همان‌طور که در دانشکده مورد احترام پزشکان و دانشجویانش است در مطب هم بیمارانش او را دوست دارند چون اعتقاد دارد بیمار به کمکش نیاز دارد و به این دلیل غمخوار بیمارش می‌شود. تمام ساعت‌های زندگی‌اش را طوری تنظیم کرده است تا بتواند آنطورکه باید برای خدمت به مردم از آن استفاده کند. برای لحظاتی مهمان او در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی بودیم تا برایمان بگوید چگونه فعل خواستن را صرف کرده و به موفقیت در کار و زندگی‌اش رسیده است.

      الگوی اراده  علم  و مردمداری
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    تهران سما
    همشهری آنلاین
    سامسونگ
    راهنما
    بانک ملت
    جاباما
    الو پیک
    بچه های آسمان

    چند رسانه ای

    راهنمای محله