• محله غرق مهربانی

      گشت و‌گذاری نوروزی با سید کاظم احمدزاده، چهره نام آشنا ی هم‌محله‌ای:

      محله غرق مهربانی

    • گـوهـرقـیطریـه

      سبک زندگی مرحوم حاج اسماعیل گوهری را به روایت اهالی و فرزندش بازخوانی کرده‌ایم

      گـوهـرقـیطریـه

    • بفرمایید توتک

      پریسا امیرقاسم خانی- شمیران امروز پر از آداب و رسوم است. آداب و رسومی که در دل شمیرانی‌های اصیل باقی مانده و هنوز هم بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی آنها به شمار می‌رود. یکی از رسم‌هایی که از دیر باز در شمیران وجود داشته است؛ رسم توتک‌پزان است که از قدیم، هر سال با آمدن بهار رنگ و بوی تازه‌ایی به خود می‌گرفته، اگر با شمیرانی‌ها صحبت کنید، همه آنها رسم توتک‌پزان را به یاد دارند و اغلب دلشان برای طعم خوش توتک تنگ شده است. همان نان شیرینی‌های محلی که با آمدن بهار پخته می‌شد و کام همه را شیرین می‌کرد. برای با خبر شدن از رسم توتک‌پزان به یکی از قریه‌های شمیران که در لواسان واقع شده، به نام گلوکان می‌رویم و با اهالی آن درباره رسم توتک‌پزان حرف می‌زنیم:

      بفرمایید توتک
    • صد سال به از این سال‌ها

      راحله عبدالحسینی- «من باید با عصا و پرستارم بیایم. اشکالی ندارد؟‌» ملکه رنجبر در پاسخ به دعوت ما برای بازدید از سرای سالمندان و نشستن پای سفره هفت‌سین این‌طور پاسخمان را می‌دهد. پاسخی که هم از بیماری‌اش حکایت دارد و هم از دل مهربانش برای پذیرفتن خواسته ما در آستانه سال نو. به سراغش در محله الهیه می‌رویم. آهسته و آرام و عصازنان با ما همراه می‌شود. ملکه رنجبر سابقه طولانی در کارهای خیر و خداپسندانه دارد. با خوشحالی می‌گوید: «چه فکر خوبی! من خیلی به کارهای خیرخواهانه علاقه دارم. چه خوب که به سرای سالمندان سر بزنیم.» پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های سرای سالمندان که بیشتر او را به نام «مهتاج خانم» نقشی که در سریال زیر آسمان شهر داشته، می‌شناسند از حضورش استقبال می‌کنند و یک خاطره خوش در واپسین روزهای سال می‌سازند.

      صد سال  به از این سال‌ها
    • صدای پـای بهار

      راحله عبدالحسینی- روزهای آخر سال با احیای سنت‌های نوروزی همراه است. از جشن چهارشنبه آخر سال و خانه‌تکانی که بگذریم، چیدن سفره هفت‌سین و یادآوری داستان نمایشی عمو نوروز و حاجی فیروز یکی از ماندگارترین و دوست داشتنی‌ترین سنت‌های آیین کهن ایرانی در اول بهار است. جواد انصافی، هنرمند هم‌محلی ما به واسطه اجرای نمایش‌های سنتی ایرانی به‌ویژه سیاه بازی و حاجی فیروز نام آشناترین هنرمند در این عرصه است. انصافی که سال‌هاست لواسان را برای زندگی برگزیده، کتابی با عنوان «نوید بهار» دارد که در آن ریشه داستان و شخصیت نمایشی عمو نوروز و حاجی فیروز را موشکافی می‌کند. او همچنین در عرصه سیاه بازی مقالات زیادی نوشته و به واسطه آن نشان درجه یک هنری معادل دکترا در رشته سیاه بازی را دریافت کرده است. دی ماه امسال هم به واسطه نگارش کتاب نمایش‌های ایرانی در جشنواره جایزه تهران رتبه برتر را کسب کرد. با این هم‌محلی مهربان و خوش‌اخلاق که با نقش عبدلی در ذهنمان پیوند خورده، درباره نوروز و هفت‌سین وحاجی فیروز گفت‌وگو کردیم.

      صدای پـای بهار
    • قول مردانه می‌دهیم

      راحیل حسینیان- دانش‌آموزان دبستان پسرانه فرزانه۲در خیابان پورابتهاج در حضور آتش‌نشانان ایستگاه ۱۰۶دارآباد میثاق نامه‌ای امضا کردند تا از این طریق به عهدی که بسته‌اند وفادار بمانند. آنان به آتش‌نشانان قهرمان قول دادند که در چهارشنبه‌سوری امسال سراغ‌ترقه بازی نروند. پسران فرزانه ۲با دیدن فیلم‌های مستند از حوادث چهارشنبه‌سوری، یکه خوردند و به قول خودشان دور موادمحترقه را خط قرمز کشیدند. این مراسم به همت سرای محله کاشانک تدارک دیده شد.

      قول مردانه می‌دهیم
    • گردشگری در هزار توی شمیران

      پریسا امیر قاسم خانی- شمیران به‌عنوان قطب و پایگاه گردشگری شهر تهران شناخته شده است. حتی از زمانی که هنوز هیچ تفریحگاه و مرکز گردشگری در شمیران وجود نداشته، این منطقه به علت آب و هوای خوش و مناظر طبیعی، همواره مورد توجه اهالی دور و نزدیک بوده است. امروزه نیز شمیران با وجود مراکز ومناطق مختلف گردشگری که در آن وجود دارد مانند موزه‌ها، بوستان‌ها، مناظر طبیعی و کوهستانی، روستاها و... می‌تواند در فصل بهار میزبان گردشگران از سراسر شهر باشد. اگر مایل هستید در ایام نوروز، سفرهای کوتاه و تفریحی داشته باشید و از اماکن گردشگری موجود در شمیران دیدن کنید، می‌توانید این راهنما را تا پایان تعطیلات نوروز همراه خود داشته باشید.

      گردشگری در هزار توی شمیران
    آرشیو
    • پرونده ویژه
        عالم پارسا و مرد عمل

      عالم پارسا و مرد عمل

      مژگان مهرابی- انسان اشرف مخلوقات است و اگر تار دلش را به ریسمان خدا گره بزند می‌شود اشرف آدم. آن وقت است که تمام وجودش را نور الهی فرا می‌گیرد. نفسش تسبیح می‌شود و دعایش درگیر. گل و خمیره‌اش رنگ و بوی خدایی می‌گیرد که با هر بار دیدنش به یاد خالق بیفتی. همنشینی با مردان خدا می‌تواند تا کهکشان‌ها پروازت دهد و سعادت آخرتت را تضمین کند. این دسته از انسان‌ها می‌شوند برکت که هر کدامشان در هر محله‌ای باشند، می‌توان گفت لطف خدا شامل آنجاست. حکایت پدر پیر محله ما هم که دیگر در میان‌مان نیست همین است. مردی که جز خدا ندید و جز برای خدا قدمی برنداشت. کسی که امام خمینی(ره) او را «سیدالعلما» خطاب کرد و در زهد و پرهیزکاری سرآمد همه متقیان بود. چند هفته‌ای است که بار سفر بسته و سبکبال به سوی آسمان‌ها پر کشیده است. از او فقط نام خوش و خاطرات شیرین به جا مانده و اندرزهایی که می‌تواند راه زندگی را نشانمان دهد. همسر و فرزندانش شرایط روحی خوبی برای صحبت کردن با ما ندارند و «محمدرضا خسروشاهی» نوه او در این گفت‌وگو ما را یاری می‌کند.

    آرشیو
    • مـادران جـان

      عاطفه صبور- حاج خانم که در را باز کرد، انگار سال‌هاست که همدیگر را می‌شناختند. سلام که کردند و در آغوش هم رفتند لحظه‌ای در بغل هم ماندند. مادر شهید علی ارباب، آرام در گوش مادر امین کریمی گفت: همدردیم... همین یک کلمه ...

      مـادران جـان
    • محله غرق مهربانی

      نفیسه خانلری- سال‌های زیادی است که با اجراهای گرم و دلنشینش، احساسات آدمی را به چالش می‌کشد و کمتر پیش می‌آید که کسی پای برنامه‌های او بنشیند و اشکی از سراحساس نریزد. جدا از تمام اجراهای متنوع و جذابی که ...

      محله غرق مهربانی
    • رنگ‌های زندگی روی بــوم

      راحله عبدالحسینی- اهالی دزاشیب مرحوم «گداعلی عباسی» را خوب به خاطر دارند که روزها در قهوه‌خانه‌اش می‌نشست و ساعت‌ها بر پرده نقاشی نقش می‌زد. نقشی از روایت‌های عاشورایی و داستان‌های شاهنامه. مرحوم گداعلی یکی از نقاشان قهوه‌خانه‌ای شمیران بود. پسرش منصور، دوم فروردین ۱۳۳۴ در محله دزاشیب متولد شد و از ۱۲ سالگی هم نقاشی قهوه‌خانه‌ای را از پدر فراگرفت و با تمام فوت و فن این شیوه نقاشی آشنا شد. حدود ۵۰۰تابلو نقاشی قهوه‌خانه‌ای دارد که با تعدادی از آنها در نمایشگاه سعدآباد و‌سراهای محله نمایشگاه برگزار کرده است. استاد منصور عباسی، که طبع شعر هم دارد، این روزها نگران به فراموشی سپرده شدن این هنر ایرانی است. می‌گوید: «اگر مراکز فرهنگی منطقه تمایل نشان بدهند من با جان و دل حاضرم رایگان به جوانان آموزش بدهم.» با او همکلام شدیم تا از نقاشی قهوه‌خانه‌ای بیشتر برایمان بگوید.

      رنگ‌های زندگی روی بــوم
    • عاشق کمک به نیازمندان هستم

      راحیل حسینیان- از همان روزی که به عشق رشته پرستاری در کنکور شرکت کرد، حواسش به عهد میان خود و خدایش بود. فخری یاحسینی، بانوی هم‌محلی ما حالا ۱۳ سالی می‌شود که بعد از ۳۰سال خدمت در بیمارستان شهدای تجریش به‌عنوان سوپروایزر اتاق عمل بازنشسته شده، اما هنوز به عهدش وفادار است. برای همین هم به همنوعانش عشق می‌ورزد. چراکه همه نشانی از روح خدا دارند پس قابل احترامند. «تا جایی که در توانم باشد دردی از دلی برمی‌دارم. خداوند این عنایت را در حقم کرده است.» فخری یاحسینی بیش از ۳دهه است که هم‌محلی ماست. هم تجربه زندگی در محله چیذر را دارد و هم‌محله دربند را. تعاملش با همسایه‌ها زبانزد است. یاحسینی مانند همه مادران مهربان و صمیمی و دوستداشتنی است. ما هم در آستانه ولادت بانوی دوعالم حضرت زهرا(س) مهمان خانه‌اش شدیم تا برایمان از راز و رمز خوش خلاقی و دست به خیری‌اش بگوید.

      عاشق کمک به نیازمندان هستم
    • سهره‌های خوش‌الحان یادش بخیــر!

      راحله عبدالحسینی- هر کدام از محله‌های شمیران برای خود هویتی دارد و تاریخچه‌ای. هویتی نه چندان جدا از دیگر محله‌ها اما با تفاوت‌های ظریف و باریک‌تر از مویی که هر محله را منحصربه‌فرد می‌کند. از وقتی قرار شد شهری مدرن داشته باشیم انگار بی‌آنکه بخواهیم از هویت و گذشته محله‌مان دور شدیم. برای برقراری این ارتباط و بازگشت به هویت خودمان بهترین راه نشستن پای صحبت هم‌محلی‌هایی است که مویی سپید کرده‌اند و رسم و رسوم گذشته محله‌ها را دیده و تجربه کرده‌اند. در آخرین روزهای اسفند ماه با «محمدصاحب سلمان» یکی از هم‌محلی‌های دارآباد به گذشته‌ها سفر کردیم. او برایمان هم از رسم و رسوم قدیم محله‌ها در آخرین ماه سال گفت و با اطلاعاتی که در حافظه داشت از کوه‌های دارآباد و اسم‌هایی که شاید این روزها برایمان قدری غریب باشد. سلمان، معتقد است اسفند که از راه می‌رسید، صدای پای بهار در کوچه‌ها می‌پیچید و با نوای خوش پرندگان در هم می‌آمیخت. او اضافه می‌کند که با مرور خاطرات قدیمی‌های محله برای جوان‌ترها می‌توان رشته اتصال بین نسل جدید و قدیم و به دنبال آن هویت محله‌ها را حفظ کرد.

      سهره‌های خوش‌الحان  یادش بخیــر!
    • گـوهـرقـیطریـه

      عاطفه صبور- بچه‌های محله او را به عمو پفکی می‌شناختند. هرگاه از زبان مادر یا پدر می‌شنیدند که حاج آقا گوهری به خانه‌شان آمده است از سر ذوق مشق و کتاب را رها می‌کردند و نزد او می‌رفتند تا جعبه پفکی که همیشه همراه او بود و برای کودکان می‌آورد را از...

      گـوهـرقـیطریـه
    • خوش‌نواز بود صدای پُتکش

      پریا خانی- میدان تجریش پر از قصه، حکایت، اسطوره و خاطره‌هایی است که امروز برای اهالی شبیه یک گنجینه ارزشمند و دوستداشتنی است. وقتی اهالی قدیمی از تجریش و روزهایی که پشت سر گذاشته‌اند، می‌گویند، گفته‌هایشان که بخشی از هویت و سبک زندگی اهالی تجریش را زنده می‌کند. ساختمان‌هایی با سقف‌های شیروانی و شیشه‌های خاک خورده و در و پنجره‌هایی که غبار سال‌ها را با خود حمل می‌کنند؛ نشانی از آن روزها هستند و در این میان به یاد ماندنی‌ترین آنها مربوط به قدیمی‌ترین‌ها و نخستین‌ها می‌شود. نخستین‌هایی که امروز دیگر نام و حتی نشانی از آنها باقی نمانده، ولی یادشان زنده است. شما امروز دیگر حرفی از شغل چلنگری نمی‌شنوید؛ ولی در همین میدان تجریش نخستین چلنگرشمیران یک مغازه کوچک داشت.

      خوش‌نواز بود صدای پُتکش
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله