مدیر کمپ ترک اعتیاد از ماجرای نذری می‌گوید که باعث نجات خود و بسیاری از بیماران اعتیاد شده است

گذر از تاریکی

گذر از تاریکی

حسن حسن‌زاده- «اعتیاد بیماری مرموزی است. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند برای همیشه از دست آن در امان است.» اینها را «علیرضا صالحی» می‌گوید. جوان ۳۲ ساله و خوش‌پوش محله آشتیانی که امروز نه در ظاهر و نه در رفتار شباهتی با آن شخصی ندارد که ۱۲ سال درگیر مصرف موادمخدر بود. علی آقا اما حالا ۸ سالی می‌شود که به قول خودش زندگی جدیدی را شروع کرده و با لبخندهای همیشگی و مشاوره‌های دلسوزانه‌اش تا به امروز افراد زیادی را از دام اعتیاد نجات داده است. قصه علی آقا ماجرای عزم و اراده آهنی برای جبران گذشته است. گذشته‌ای که می‌گوید به خاطر اعتیاد پر از تنهایی و تاریکی شده بود. حالا اما او چند سالی است که با راه‌اندازی یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد نمونه شهر، زمینه پاکی و رهایی خیلی‌ها را فراهم کرده و در همین چند سال برای بسیاری از آنها شغل فراهم کرده است. در این گزارش قصه زندگی صالحی را از تاریک‌ترین روزهای مصرف موادمخدر تا راه‌اندازی مرکز ترک اعتیاد و تلاش برای کمک به مصرف‌کنندگان موادمخدر می‌خوانید.

روزهای خوب به در شد

حرف زدن درباره روزهای سخت گذشته برایش آسان نیست. وقتی قرار است آن روزها را تعریف کند، همین که به قول خودش سیاهی و تنهایی سال‌های نوجوانی و آغاز جوانی‌اش را به یاد می‌آورد بی‌اختیار عرق می‌ریزد. انگار همان اضطراب یا همان تنهایی‌های بی‌انتها دوباره سراغش می‌آید. با این وجود معتقد است که شاید شنیدن این حرف‌ها مثل طناب نجات یا روزنه امیدی باشد که یک نوجوان و جوان دیگر را از دام اعتیاد رها کند. با این نگاه شروع به تعریف ماجراهای آن روزهای تاریک می‌کند. همان اول کلام لبخندی می‌زند و می‌گوید: «آن روزها وزنم به 48‌کیلوگرم هم رسید. نمی‌دانستم قرار است مصرف موادمخدر چه مشکلاتی برایم ایجاد کند.» علی آقا این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «فقط 12 ساله بود که درگیر موادمخدر شدم. خیلی کنجکاو و پرانرژی بودم. از آن بچه‌های بیش‌فعالی که می‌خواهند همه چیز را امتحان کنند. آن یک امتحان اما با بقیه فرق داشت. باعث شد دیگر درس و مدرسه را هم رها کنم و گرفتار انواع و اقسام موادمخدر شوم. طولی نکشید روزهای طرد شدن از خانواده و محیط‌هایی که مناسب یک نوجوان عادی است شروع شد و روزهایی از راه رسید که راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم رهایم کند.»

ماجرای نذری که نجاتم داد

علی آقا که حالا یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد نمونه تهران را اداره می‌کند از عهد و نذری می‌گوید که به قول خودش باعث شد از آن روزهای تاریک نجات پیدا کند. با مدیر جوان کمپ ترک اعتیاد ندای صالحین بیداری که همصحبت شوید انرژی و خوش‌صحبتی‌اش نخستین چیزی است که جلب توجه می‌کند. او حالا دست خیلی‌ها را هم گرفته و برای بازگشت آنها به زندگی عادی عرق ریخته. معتقد است که همه اینها را از همان نذرش در نخستین شب بستری شدن در یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد دارد. می‌گوید: «اعتیاد ‌کاری کرده بود که حتی خانواده هم پذیرای من نبود. دوستان که هیچ، آنها هم ترکم کرده بودند. یک روز ناامید از همه‌کس و همه چیز به یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد رفتم. همان شب اول که ازخودگذشتگی و ایثار خدمتگزاران کمپ را دیدم نذر کردم اگر پاک شوم خودم را وقف هر کسی کنم که اعتیاد گریبانش را گرفته است. خدمتگزاران آن کمپ که سابقه مصرف داشتند و حالا پاک شده بودند بدون هیچ چشمداشتی مثل برادر کمکمان می‌کردند.» صالحی مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «فردای شبی که نذر کردم به مدیر کمپ گفتم در بخش‌های مختلف کمپ به من مسئولیت بدهد. می‌خواستم همه کارهای جاری یک کمپ را تجربه کنم. راستش را بخواهید فکرش را هم نمی‌کردم که آن تجربه‌ها یک روز به کارم بیاید. اما آن نذر انگار مرا به جلو هل می‌داد.»

فکرش را هم نمی‌کردم نذرم ادا شود

8 سال از پاکی‌اش می‌گذرد. می‌گوید یک سال پس از پاک شدن ازدواج کرد و حالا عشق به همسر و فرزندانش است که هر روز فاصله بیشتری بین او و آن روزهای تاریک می‌اندازد. حرف‌ها که به اینجا می‌رسد صالحی از راه‌اندازی نخستین کمپ ترک اعتیادش می‌گوید. از کمک‌های دوستی که باعث شد نذرش ادا شود. او می‌گوید: «همان مسئولیت‌های مختلفی که داوطلبانه در آن کمپ قبول می‌کردم باعث شد زمینه‌های راه‌اندازی نخستین کمپ ترک اعتیادی که مسئولش بودم مهیا شود. تازه 8 ماه از پاک شدنم گذشته بود. یکی از دوستانم که مدیر یکی از مراکز ترک اعتیاد بود وقتی انگیزه و روحیه‌ام را برای کمک به دیگران دید سراغم آمد و گفت: علی تو لیاقتش را داری. دوست‌داری خودت یک مرکز ترک اعتیاد را اداره کنی؟ تا این حرف را شنیدم یاد آن نذر افتادم. با شوق زیاد قبول کردم. گفتم: من پولی ندارم که جایی دست و پا کنم. او ساختمانی در اوشان را در اختیارم قرار داد که تقریباً هیچ امکاناتی نداشت. گفت: خودت باید همه امکاناتش را تهیه کنی تا آماده راه‌اندازی یک کمپ درست و درمان شود. سراغ بچه‌هایی رفتم که دوره پاکی‌شان با من بود. موضوع را با آنها در میان گذاشتم و هرکدام گوشه‌ای از کار را گرفتند. یکی فرش خانه‌اش را آورد، آن یکی اجاق گازش را تهیه کرد و... حتی کار بنایی‌اش را هم خودمان انجام دادیم تا آن مرکز راه‌اندازی شد.»

درمان رایگان معتادان کم‌بضاعت

حالا اما 5 سالی است که علی آقا مدیر تنها کمپ ترک اعتیاد محله آشتیانی است. یعنی محله‌ای که در آن متولد شد و یک روز هم از بد روزگار همین‌جا به دام اعتیاد افتاد. ماجرای راه‌اندازی این کمپ از زبان علی آقا شنیدنی‌تر است: «مدتی از راه‌اندازی نخستین کمپ گذشت. در آن مدت هم با کمک دوستان و هم دوره‌ای‌هایم توانستم زمینه پاکی افراد زیادی را فراهم کنم. با این وجود هر وقت به محله‌ام و دوستانی فکر می‌کردم که بعضی از آنها به خاطر من گرفتار موادمخدر شده بودند حس شرمندگی رهایم نمی‌کرد. هر روز با خودم می‌گفتم باید در حد توانم آن گذشته تاریک را جبران کنم. روز تاسوعای همان سالی که این مرکز راه‌اندازی شد پای دیگ غذای نذری هیئت از خدا خواستم شرایطش را برایم مهیا کند. طولی نکشید که شرایط مالی و قانونی راه‌اندازی این کمپ جور شد.» مدیر جوان کمپ ترک اعتیاد ندای صالحین بیداری برای کمپ ترک اعتیادی که در محله‌اش تأسیس کرد یک قانون دیگر هم قرار داد. اینکه در این کمپ همیشه به روی افرادی که توانایی مالی پرداخت هزینه‌هایش را ندارند هم باز باشد. می‌گوید: «به همکاران هم سپرده‌ام هر کسی که توانایی مالی ندارد به شرط در اختیار داشتن تمام مدارک قانونی باید پذیرفته شود. اتفاقاً کمک به آنها بیشتر به من می‌چسبد. مثل یک جوان شهرستانی که پرسان پرسان این کمپ را پیدا کرد و بعد از چند ماه به شهرش برگشت. حالا نه تنها اعتیاد را رها کرده بلکه شغل دارد؛ ازدواج کرده و حتی کمک مالی هم به مرکز ما می‌کند.»

در این مرکز همه رایگان کار می‌کنند

با همکاران علی آقا که خودشان را خدمتگزار افرادی معرفی می‌کنند که برای ترک موادمخدر به مرکز آمده‌اند همصحبت می‌شویم. «داود لاهرودی» 19 ماه از پاکی‌اش می‌گذرد. به گفته دیگر همکاران مرکز تمام وقتش را وقف کمک‌رسانی و مشاوره به آنها کرده است. او از تلاش‌های شبانه‌روزی علی آقا می‌گوید: «صبح‌ها علی آقا نخستین نفری است که وارد مرکز می‌شود و شب‌ها دیرتر از همه به خانه می‌رود. انگار به خودش وقت استراحت نمی‌دهد. هرچقدر هم خسته باشد باز پای درددل همه می‌نشیند.» «فرشید جوان» هم که یکی از مسئولان کمپ است و از نخستین روز تأسیس مرکز در کنار علی آقا بود می‌گوید: «علی آقا همیشه می‌گوید این جوان‌ها امانت خانواده‌هایشان هستند. امید پدر و مادرها به ماست که بتوانیم دستشان را بگیریم و آنها را به زندگی عادی برگردانیم. همین حرف‌هایش حس مسئولیت‌پذیری همکاران را بیشتر می‌کند.» علی آقا اما ازخودگذشتگی همکارانش را باعث مصمم‌تر شدن خودش می‌داند و می‌گوید: «در این مرکز 15 نفر به‌عنوان خدمتگزار فعالیت می‌کنند. کسانی که خودشان یک روز درگیر مصرف موادمخدر بوده‌اند و حالا که اعتیاد را دور زده‌اند می‌خواهند دست بقیه را هم بگیرند. خیلی از آنها حتی لحظه‌هایی که سال‌ها منتظرش بودند یعنی از لحظه‌های حضور در کنار خانواده‌هایشان کم می‌کنند تا خدمتگزار این جوان‌ها باشند. حتی پزشکانی که با ما همکاری می‌کنند هم با دیدن از خودگذشتگی این بچه‌ها بدون هیچ چشمداشتی بیماران را معاینه می‌کنند تا بتوانیم افراد کم‌بضاعت بیشتری پذیرش کنیم. وقتی این همدلی و همیاری آنها را می‌بینم من هم برای ادامه این راه مصمم‌تر می‌شوم.»

  علیرضا صالحی
سن: 32 ساله
ویژگی: علیرضا صالحی پس از ترک مصرف موادمخدر یک کمپ ترک اعتیاد در محله‌اش راه‌اندازی کرده است. او در این کمپ که به‌عنوان یکی از مراکز ترک اعتیاد نمونه تهران هم شناخته می‌شود معتادانی را که توانایی مالی ندارند پذیرش می‌کند.

 اطلاعات کمپ ترک اعتیاد ندای صالحین بیداری
کمپ ترک اعتیاد ندای صالحین بیداری در مدت 5 سال فعالیتش بیش از 100 بهبودیافته بالای 2 سال دارد.
کمپ ترک اعتیاد ندای صالحین بیداری با همت علیرضا صالحی سال 1392 در محله آشتیانی شروع به کار کرد.
این مرکز همزمان امکانات لازم برای 60 نفر را در طول یک دوره درمانی کامل که نزدیک به یک ماه طول می‌کشد در اختیار دارد.

 

 

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29823
منطقه سیزده
سرویس: ندارد
زمان مخابره: دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۵:۵۵
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله