جمعی از اهالی با راه‌اندازی خیریه‌ای کوچک کارهای بزرگی برای نیازمندان می‌کنند

سه‌شنبه‌های گره‌گشایی

سه‌شنبه‌های گره‌گشایی

فاطمه عسکری‌نیا- قدیمی‌ها می‌گفتند: «سخنی که دل برآید لاجر بر دل نشیند.» این روزها این ضرب‌المثل در مورد یک کار دلی در محله «سنگلج» نمود پیدا کرده؛‌کاری که به همت چند نفر از خیّران شکل گرفته و به دل خیلی از نیازمندان نشسته است. سال‌هاست که بساط سه‌شنبه‌های خدایی این گروه در محله سنگلج پهن است. جمعی که از راه‌های دور و نزدیک می‌آیند تا با پخت یک وعده غذای گرم برای نیازمندان شهر از کارتن‌خواب‌ها تا ایتام و همراه بیماران بستری در بیمارستان‌ها دلی شاد کنند. تنها بهانه‌شان در این کار خدایی رضایت خداست و صلوات‌های‌گاه و بیگاهشان هنگام کار حکایت از رنگ و بوی الهی این حرکت اجتماعی آنها دارد. در یکی از سه‌شنبه‌ها مهمان این جمع باصفا شدیم تا وقتی در حال پختن عدس پلوی نذری و بسته‌بندی لباس و نوشت‌افزار برای دانش‌آموزان نیازمند هستند از حال و هوایشان هنگام کار جویا شویم. مردان و زنانی که سه‌شنبه‌ها زندگی شخصی را تعطیل می‌کنند تا در راه خدمت به خلق خدا قدم بردارند.

خیریه بی‌نام و نشان سنگلج
پاتوقشان بوستان دکتر حسابی است. وارد بوستان که می‌شویم عطر عدس پلوی نذری محله را پر کرده است. با سلام و صلوات دیگ‌های بزرگ را از روی اجاق‌های داخل حیاط برمی‌دارند و به داخل ساختمان قدیمی می‌برند.
یا علی(ع)‌گویان آنها را روی میزی قرار می‌دهند و همگی با هم مشغول کشیدن غذا می‌شوند. لحظه‌ای صدای صلوات قطع نمی‌شود.‌گاه بین این صلوات‌ها با یا علی(ع) گفتن از مولایشان مدد می‌جویند و گاهی با یا حسین(ع)‌هایی که از عمق جانشان بلند می‌شود حاجت‌هایی را در دل از او‌طلب می‌کنند. عطر دارچینی که «حمید عطایی» به‌عنوان سرپرست گروه در دیگ برنج می‌ریزد فضا را می‌کند. دیگ و بقیه کار را به دوستانش می‌سپارد و از چگونگی شروع این حرکت می‌گوید: «حدود 11 سال پیش بود که کار را با یک قابلمه کوچک عدسی آن هم در روزهای پنجشنبه شروع کردیم. قابلمه را با چند پیاله کوچک سر کوچه می‌بردیم و 4، 5 نفری بین نیازمندان توزیع می‌کردیم.»
حرف‌هایش را با نگاهی به بنر تصویر دکتر«محسن بهشتی» ادامه می‌دهد «‌‌این مرد‌بانی همه این کارهاست. کسی که برای هرکدام از شاگردانش وظیفه‌ای را تعریف کرد و از آن سال به بعد هرکدام ازما سعی می‌کنیم به وظایفمان خوب عمل کنیم. او مرا مسئول پخت غذا و توزیع آن بین نیازمندان کرد. ما هم در این 11 سال هر هفته با پخت یک وعده غذا و توزیع آن میان کارتن‌خواب‌ها، افراد بی‌خانمان، همراهان بیماران شهرستانی بستری در بیمارستان‌ها، مراکز نگهداری بهزیستی و... سعی کرده‌ایم کار خود را انجام دهیم.»

اینجا همه خدمتگزارند
می گوید اینجا همه خدمتگزارند. از مدیرکل تا تاجری که روزهای سه‌شنبه را تعطیل کرده‌اند تا برای دل خود کار کنند. عطایی می‌گوید: «خیلی از خیّرانی را که به این مجموعه کمک می‌کنند تا به حال ندیده‌ایم. اما کمک‌های قابل توجهشان گره‌های زیادی از نیازمندان باز کرده است.» می‌گوید که دیوار مهربانی را نخستین بار به شهرداری تهران پیشنهاد دادند اما اینجا اجرایی نشد تا اینکه تبریزی‌ها پیشی گرفتند. این خیریه بی‌نام و نشان این روزها نقش مهمی در حل مشکلات اقتصادی اهالی نیازمند محله سنگلج ایفا می‌کند. عطایی می‌گوید: «در محله ما افراد مستمند و نیازمند زیادی زندگی می‌کنند. یکی از کارهای گروه ما مراجعه به بقالی‌های محل و تسویه حساب افراد بدهکار و نیازمند است.‌کاری که باعث می‌شود این افراد برای تأمین مایحتاج خود به دلیل بدهکاری معطل نمانند.»

به نیازمندان محله ماهیگیری یاد می‌دهیم
درست است که خیّران و نیکوکاران حاضر در این خیریه می‌کوشند برای حل مشکلات اقتصادی نیازمندان قدم بردارند اما قرار نیست این کمک‌ها همیشه ادامه داشته باشد. عطایی می‌گوید: «اعضای خیریه ما می‌کوشند با فراهم کردن بستر کسب و کار مناسب خانواده‌های نیازمند را توانمند کنند. به این شکل که برای یک خانواده امکانات تهیه سبزی آماده را فراهم می‌کنیم و خودمان محصولات تولیدی‌شان را می‌خریم. یک خانواده را هم با کارهای خانگی دیگر مشغول می‌کنیم. دوست نداریم مردم عادت کنند به دریافت پول بی‌زحمت. چون معتقدیم که این شیوه کمک بیشتر شبیه خیانت است. به گفته او امروز 250 نفر از اهالی نیازمند سنگلج از خدمات حمایتی این خیریه بهره‌مند می‌شوند؛ از نوعروسان نیازمند تا بیماران خاص و خانواده‌هایی با سرپرست‌های ازکارافتاده یا زنان بی‌سرپرست. عطایی می‌گوید: «امروز 19 بیمار خاص در محله سنگلج تحت پوشش این خیریه هستند که داروهای کمیاب و گران آنها از جمله بیماران پروانه‌ای توسط خیّران خارج از کشور، تهیه و ارسال می‌شود.»

کمک‌هایی که مسلمان و غیرمسلمان نمی‌شناسد

«همه بنده خدا هستند. می‌خواهد مسلمان باشد یا غیرمسلمان. سعی ما بر این است که به همه بنده‌های خدا کمک کنیم.» عطایی با بیان این حرف می‌گوید: «ما امروز علاوه بر 16 مرکز نگهداری از سالمندان و کودکان بی‌سرپرست بهزیستی به نیازمندانی که در کلیساها نیز نگهداری می‌شوند خدمات ارائه می‌کنیم. یک زمان به بهانه کریسمس می‌رویم و زمان دیگر به بهانه سرکشی.»

تابلو نداریم اما همه می‌شناسند
مراجعان با در دست داشتن نامه به اتاق کار عطایی می‌آیند و می‌روند. می‌گوید: «ما نه تابلو داریم و نه خود را به جایی معرفی کرده‌ایم. اما هر روز مراجعان زیادی به این خیریه می‌آیند و درخواست کمک می‌کنند که خوشبختانه در سایه فضل الهی و همکاری دوستان بزرگوار توانسته‌ایم در حل بخش قابل توجهی از این مشکلات سهیم باشیم.» مصداق حرف‌هایش پسر جوانی است که با مدرک کارشناسی بنا بر دلایلی از داشتن سرپناهی در شهر محروم بود که اعضای گروه دست به دست هم می‌دهند تا ضمن تهیه ودیعه مسکن برای او زمینه اشتغالش را هم در شرکت یکی از اعضا فراهم کنند. لبخند همراه با اشکی که در چهره این جوان موج می‌زند حس خوب انساندوستی را در وجود آدمی زنده می‌کند. عطایی با دیدن حال و روز این جوان می‌گوید: «همین حال و روز را عشق است.»

پرداخت هزینه درمان نیازمندان
یکی از اعضای گروه که نمی‌خواهد نامی از او در گزارش برده شود می‌گوید: «بچه‌هایی که در این مجموعه خدمت می‌کنند به بندگی خدا مشغولند. کسانی که با حضورشان در این مجموعه و دستگیری از نیازمندان از خود بیخود می‌شوند. دلشان آرام می‌شود و خود را به خدا نزدیک‌تر می‌بینند.» او می‌افزاید: «گاهی ما ساعت‌ها در مقابل حسابداری بیمارستان‌ها می‌نشینیم و صورتحساب افراد نیازمند را پرداخت می‌کنیم. بی‌آنکه بیمار یا همراه او خبردار شود.‌گاه از مسئولان صندوق‌های حسابداری کمک می‌گیریم برای شناسایی نیازمندان.»

تهیه لباس و نوشت‌افزار برای کودکان نیازمند
همین‌طور که مردان در دورهمی دوستانه و هفتگی‌شان بعد از یک روز سخت‌کاری کمی استراحت می‌کنند بانوان در اتاق دیگر مشغول بسته‌بندی لباس‌هایی هستند که قرار است به دست دانش‌آموزان نیازمند برسد. «فاطمه محتشمی» از بانوان محله سنگلج می‌گوید: «روزی که با این گروه آشنا شدم شرایط خیلی سختی در زندگی داشتم اما حضورم در این گروه باعث شد تا برکت به زندگی‌ام بیاید.» پسر کوچک فاطمه خانم هم امروز کمک حال این خیریه است. او می‌گوید: «خیلی از کارهای خیریه و خریدهای دم دستی را پسر کوچکم انجام می‌دهد. ما امروز زندگی‌مان را از برکت این خیریه داریم.» دستی بر لباس‌ها می‌برد و می‌گوید: «این لباس‌ها همه هدیه خیّران است که برای دانش‌آموزان بسته‌بندی و ارسال می‌شود. این کار هر ساله در ایام بازگشایی مدارس و شب‌عید انجام می‌شود.

به عشق پدر
همین‌طور که بانوان لباس‌ها را سر و سامان می‌دهند «امیر عطایی» نوشت‌افزار دانش‌آموزان را می‌آورد. دفتر و قلم و کیف‌هایی که قرار است شادی‌بخش دل دانش‌آموزان نیازمند باشد. این جوان 35 ساله می‌گوید: «از 13 سالگی به عشق پدرم وارد این کار شدم. قابل توصیف نیست خدمت در این خیریه. انگار در بهشت کار می‌کنی. باید بیایید و هنگام توزیع غذا به نیازمندان باشید تا این خوشحالی و حس خوبی که بعد از آن نصیبمان می‌شود را درک کنید.» او از حضور در این خیریه هم قناعت را یاد گرفته و هم محبت را و بهترین ارمغان این کار را در زندگی‌اش آرامش می‌داند. می‌گوید: «ما همه دیوانه و مجنون هستیم.»

درخت آرزوها
در گوشه‌ای از دفتر خیریه درختی با سبدهای سفید و پاکت‌های حریر پول زینت داده شده. درختی که به درخت آرزوها مشهور است. این درخت را «صبا فراهانی» یکی از اعضای جوان این گروه در خانه ساخته است. او توضیح می‌دهد: «این درخت پیشنهاد یکی از دوستان در گروه بود مبنی بر اینکه درختی را طراحی کنیم با عنوان درخت آرزوهای بچه‌های بهزیستی و برایشان ببریم تا آنها آرزوهایشان را برای ما بنویسند. بعد از برآورد هزینه این آرزوها هرکدام از اعضا مبلغی را پرداخت می‌کنند. حالا در چندین دوره این آرزوها، جمع‌آوری و با کمک خیّران برآورده شده است.»

سوپراستار نیستیم
«علی راد» یکی از خیّران فعال در این گروه است. او 6سالی می‌شود که بعد از ورشکستگی کامل در خارج از کشور و برگشت به ایران در این مرکز خیریه مشغول به کار شده است. می‌گوید: «نمی‌دانم کار در این مرکز چه انرژی مثبتی نصیب همه ما می‌کند که هیچ کداممان حاضر نیستیم سه‌شنبه‌های خود را جز در اینجا صرف کار دیگری کنیم.» از عشقی سخن می‌گوید که توصیفش برای او خیلی سخت است: «ما اینجا همه عاشق و مجذوب معنویتی شده‌ایم که ترک آن برای هیچ‌کدام ما امکانپذیر نیست.» او که بعد از 6 سال رونق دوباره کسب و کارش را نتیجه خدمت در این مرکز خیریه می‌داند می‌گوید: «همه افرادی که در این خیریه مشغول به کارند در رده‌های اجتماعی و اقتصادی بالایی هستند. کسانی که در شرایط عادی یک ساعت از زمانشان را بیهوده نمی‌گذرانند. چون بازار تجارت بازار پر از ریسک و خطرناک است اما با سه‌شنبه‌هایشان تعارف ندارند. سه‌شنبه‌ها متعلق به دلشان است. هیچ‌کدام از ما سوپراستار نیستیم؛ فقط برای رضای خدا و کمک به خلق خدا از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنیم.»

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29645
منطقه دوازده
سرویس: پاتوق
زمان مخابره: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۴:۵۲
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین
میراث اهل قلم
پایگاه اطلاع رسانی دولت
خبرگزاری دولت
فرارو
انتشارات کتاب مرجع
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
عصر ایران

چند رسانه ای

راهنمای محله