آنها همیشه در صحنه‌های بمباران حاضر بودند

اعضای ستاد شـیـشه‌!

 اعضای ستاد شـیـشه‌!

مرضیه موسوی- «کسی یادش نیست زمان بمباران‌های دوران جنگ تحمیلی چطور شیشه‌ها مثل برگ درخت بر زمین می‌ریخت و با اینکه کمبود شیشه داشتیم در چشم بر هم زدنی شیشه‌های تازه جایگزین می‌شد.

 «کسی یادش نیست زمان بمباران‌های دوران جنگ تحمیلی چطور شیشه‌ها مثل برگ درخت بر زمین می‌ریخت و با اینکه کمبود شیشه داشتیم در چشم بر هم زدنی شیشه‌های تازه جایگزین می‌شد. آن روزها اسمش را گذاشته بودند «ستاد شیشه». از طرف دفتر اتحادیه شیشه و آینه مدیریت می‌شد که در خیابان سعدی قرار داشت. کاسبان همین صنف هم بودند که داوطلب می‌شدند برای جا انداختن شیشه‌های جدید.» «محرم عرب بیگی» شیشه‌فروش قدیمی خیابان خیام این را می‌گوید و درباره کیمیای سال‌های دفاع‌مقدس توضیح می‌دهد: «آن زمان بیشتر نیاز شیشه کشور از خارج وارد می‌شد. شهرها سهمیه‌بندی داشتند و شهرهایی که کمتر مورد اصابت بمباران بودند از گرفتن سهمیه خودداری می‌کردند. اوضاع در تهران نسبت به سایر شهرها ویژه‌تر بود. چون اینجا پایتخت بود و خرابی‌ها و ویرانی‌ها باید خیلی زود‌آباد می‌شد. همیشه در تصور ما خانه‌هایی که شیشه‌های شکسته و فروریخته دارند نماد خانه‌ها و شهرهای ویران و متروکه‌اند. مردم نباید چنین حسی نسبت به شهر و به‌خصوص پایتخت پیدا می‌کردند. به همین دلیل یک ساعت از بمباران نگذشته، نخستین ستادی که در محل حاضر می‌شد ستاد شیشه بود.»

کار داوطلبانه
خیابان خیام پاتوق واحدهای صنفی شیشه و آینه شهر تهران است؛ همانجایی که اعضای ستاد شیشه وقتی خبر بمباران نقطه‌‌‌ای از شهر را می‌شنیدند آنجا دور هم جمع می‌شدند و گروهی به طرف اتحادیه می‌رفتند و اعلام آمادگی می‌کردند. «مرتضی لاهیجی» از شیشه‌فروش‌های قدیمی خیابان خیام می‌گوید: «جنگ تحمیلی زندگی همه مردم را تحت تأثیر خود قرار داده بود. ما هم وقتی می‌شنیدیم جایی از تهران بمباران شده خیلی زود خود را به اتحادیه می‌رساندیم و اعلام آمادگی می‌کردیم. اگر کمی دیر می‌رسیدیم باید خودمان را به محل برپایی ستاد موقت می‌رساندیم؛ جایی که بمباران در نزدیکی آن اتفاق افتاده بود. میز کوچکی کنار کوچه می‌گذاشتند و از نخستین خانه‌ای که در کوچه به چشم می‌خورد شروع می‌کردند به نصب شیشه‌ها. هرکسی هرچند روز و هرچند ساعتی که در توان داشت آنجا کار می‌کرد. بعضی‌ها یکی دو روز و بعضی دیگر چند ماه. همه چیز بسته به خسارت وارده داشت.»

ستاد شیشه، ستاد بحران و ‌آبادی شهر
ساماندهی و شکل‌گیری ستاد شیشه به همان سال‌های اول انقلاب اسلامی برمی‌گردد؛ زمانی که هنوز جنگ تحمیلی شروع نشده بود اما در بحبوحه انقلاب اسلامی حملات‌ تروریستی زیادی در شهرها رخ می‌داد. «محمدعلی قنبری» رئیس اتحادیه شیشه و آینه که از نخستین سال شکل‌گیری اتحادیه یعنی از سال 1358 این سمت را برعهده دارد می‌گوید: «سال‌های اوایل انقلاب اسلامی در تهران مدام شاهد عملیات‌های‌ تروریستی بودیم. آن زمان 70درصد نیاز شیشه کشور از خارج تأمین می‌شد و به دلیل وقوع انفجارهای زیاد در شهرها همیشه کمبود شیشه در شهر احساس می‌شد. از همان نخستین انفجارها به فکر افتادیم که برای حفاظت از مردم در برابر سرما و گرما نیاز به مرمت زودتر شیشه‌ها داریم. هرجا انفجاری رخ می‌داد ما اتراق موقتی داشتیم تا خسارت‌ها را جبران کنیم. جنگ تحمیلی که شروع شد این کار هم جدیت بیشتری پیدا کرد و ضرورت خود را بیشتر نشان داد. هر روز گوشه‌ـ‌ای از شهر به دلیل وقوع انفجار شیشه‌های ساختمان‌ها می‌شکست و درست کردن آن کار یکی دو نفر نبود و به یک همت جمعی نیاز داشت.»

چطور این کار را انجام دادیم
«2، 3 ماهی طول می‌کشید تا بعد از هر انفجار بزرگ محله‌ای صاحب شیشه‌های نو شود. شاید نصب شیشه روی پنجره‌های نو کار ساده‌ای باشد ولی ما باید بتونه‌های شیشه‌ها را خراب می‌کردیم و شیشه‌های باقیمانده را از قاب پنجره‌ها جدا می‌کردیم و بعد تازه شیشه‌ها را جا می‌انداختیم. یادم است اوایل دهه 60 در نزدیکی میدان امام خمینی(ره)‌تریلی حاوی مواد منفجره‌ای را منفجر کرده بودند. علاوه بر شیشه‌های اداره‌ها و بانک‌های اطراف میدان تمام شیشه‌های ساختمان وزارت ارتباطات فرو ریخته بود. این ساختمان و شیشه‌ها را شرکتی اسرائیلی ساخته بود. آن زمان تولید شیشه‌های مشابه آنچه وجود داشت یعنی شیشه‌هایی طلقی برای ما کار ساده‌ای نبود. با این حال توانستیم مشابه آن را بسازیم و بعد از حدود 4ماه کار و فعالیت در آنجا تمام آن پنجره‌ها صاحب شیشه‌هایی نو شدند. خیابان و محله‌ای نبود که آن زمان از شدت ضربه بمباران دور و نزدیک دچار شکستگی شیشه نشده باشد.» حالا هر وقت قنبری از کنار ساختمان‌های بزرگ شهر رد می‌شود با تعجب از خود می‌پرسد: «ما چطور این کار را انجام دادیم؟!‌»

چسب‌های ضربدری
حکایت شیشه‌های فروریخته و مردمی که از شدت خرابی و اضطراب عصبانی بودند از یاد قنبری نرفته است: «روزهای اول مردم کوچه و محله ناراحتی‌شان را سر ما خراب می‌کردند و با عصبانیت و طلبکاری با ما حرف می‌زدند. هرکسی می‌خواست خودش نخستین نفری باشد که شیشه‌های خانه‌اش درست می‌شود. ما از نخستین خانه شروع می‌کردیم و به آخرین خانه می‌رسیدیم. برایمان فرقی نمی‌کرد صاحب خانه کیست. کمی که می‌گذشت و مردم زحمات بچه‌ها را از نزدیک دیدند با ما گرم گرفتند و با چای و شیرینی از دلمان درآوردند. خیلی از ساختمان‌های چندین و چند طبقه آسانسوری نداشت و ما برای رفتن به طبقات باید از پله استفاده می‌کردیم. روزهایی بود که پادرد امانمان را می‌برید. اما خستگی را پس می‌زدیم و به کارمان ادامه می‌دادیم.» شیشه‌های نونوار که روی قاب پنجره‌ها جا می‌گرفت چسب‌های شیشه‌ای پهنی هم ضربدری روی شیشه‌ها می‌نشست تا شدت انفجار شیشه‌ها را به اطراف پرت نکند. سال‌ها بعد از جنگ تحمیلی می‌شد رد این ضربدرهای رنگی و‌گاه سفید را روی شیشه‌ها دید.


برادران شهید صنف شیشه و آینه
50 شهید اتحادیه شیشه و آینه تهران اغلب از اعضای جوان خانواده این صنف بودند. سال‌هاست برای حفظ یاد و خاطره این شهدا تصاویری از آنها بر دیوارهای سالن انتظار اتحادیه به چشم می‌خورد. در میان این شهدا که اغلب در سال‌های اول جنگ تحمیلی به شهادت رسیده‌اند 2 یا چند پسر از یک خانواده دیده می‌شوند. مثل برادران شهید «فراهانی»، «باقری»، «حیدرهایی» و...


از واردات تا خودکفایی
سال 1372 صنعت شیشه ایران با افتتاح نخستین کارخانه تولید شیشه راه تازه‌ای آغاز کرد. بعد از آن با تولید شبانه‌روزی 7 کارخانه بزرگ شیشه کشور روزانه 500 هزار‌مترمربع شیشه در کشور تولید می‌شود. علاوه بر خودکفایی کامل در صنعت شیشه اکنون 40درصد از تولید کارخانه‌های شیشه کشور به خارج صادر می‌شود. این در حالی است که تا قبل از دهه70 و به‌خصوص در دهه60 شیشه مورد استفاده کشور از تولیدکنندگان خارجی تأمین می‌شد.


منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29644
منطقه دوازده
سرویس: چهارسوق
زمان مخابره: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۸:۲۲
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله