گشت وگذار با حسین محجوب بازیگر پیشکسوت در خانه های قدیمی منطقه

گنجینه معماری اینجاست

 گنجینه معماری اینجاست

فاطمه عسکری‌نیا- معصومه غلامی- در نگاه اول خیلی جدی به نظر می‌رسد. به همان جدیت و صلابتی که همه او را در فیلم مدرس دیده‌اند. اما همین که حرفهایمان گل می‌اندازد می‌شود همان «سید خلیل» مهربان در فیلم صاحبدلان. صحبت از «حسین محجوب» است. مرد محجوب سینمای ایران. کسی که به قول خودش مردم تا به حال او را در یک چارچوب مشخص ندیده‌اند. نه نقش‌های منفی مانند آنچه در «رنگ خدا» ایفا کرد قالب‌کاری همیشگی‌اش بوده و نه پیرمرد مهربانی که در صاحبدلان هنوز مردم با او خاطره دارند. بازی در فیلم «عمارت فرنگی» آن هم در نقش آیت‌الله «مدرس» توسط محجوب بهانه‌ای بود برای اینکه او را مهمان خانه مردی کنیم که این هنرمند در لباس وی به ایفای نقش پرداخت تا مردم را از دریچه تاریخ با این شخصیت والا آشناتر کند. دعوتی که به گرمی از سوی این هنرمند پذیرفته شد تا در گفت‌وگویی صمیمی و گرم با او کمی درباره تهران قدیم و خاطراتش برایمان بگوید.

شروع زندگی در گلوبندک

با محجوب به خانه فرهنگ بازار تهران و خانه موزه مدرس می‌رویم. مجموعه‌هایی که برای رسیدن به آنها باید از خیابان‌ها و کوچه‌پسکوچه‌های قدیم تهران بگذریم. نکته قابل توجه این است که راننده گاهی مسیر را با راهنمایی‌های محجوب دنبال می‌کند؛ کسی که به قول و گفته خودش طهران قدیم جایی بوده که او زندگی هنری‌اش در آن شکل گرفته است. نگاهی به ترافیک سردرگم و خانه‌های قدیمی منطقه می‌اندازد و می‌گوید: «بیشتر این خانه‌ها لوکیشن فیلم‌هایی بوده که من در آنها ایفای نقش کرده‌ام. همه این منطقه را مثل کف دست می‌شناسم. جایی که هنوز کوچه‌پسکوچه‌های قدیمی‌اش پر از خاطره‌های زیبای زندگی طهران قدیم است؛ تهرانی که امروز دیگر محله‌هایش مختصات خاصی ندارند.» سال 1327 در رشت متولد شده است. وقتی خانواده‌اش در پی ورشکستگی پدر راهی تهران می‌شوند او 6 ماه بیشتر نداشت: «نخستین محله‌ای که بعد از ورود به تهران برای زندگی انتخاب کردیم گلوبندک بود و بعد از آن بیشتر در منطقه 11 و محله اسکندری زندگی کرده‌ام.»

نیمی از عمرم در تهران قدیم گذشته

از کودکی‌هایش در گلوبندک خاطره زیادی ندارد. خاطره‌هایش از منطقه 12 مربوط به زمانی می‌شود که او زندگی هنری‌اش را شروع کرد: «من عاشق تئاتر و سینما بودم. برخلاف برادران دیگرم که هیچ علاقه‌ای به هنر ندارند نوجوان که بودم همیشه باید مرا در سالن‌های تئاتر یا سینما پیدا می‌کردند. همین شد که در 16، 17 سالگی وارد این عرصه شدم. در ابتدای کار من تا دهه 50 تنها مجموعه‌ای که هنرمندان تئاتر ایران در آن دور هم جمع می‌شدند سالن تئاتر سنگلج بود. بعد از آن تالار رودکی روی کارآمد. پکی به سیگار باریک لای انگشتانش می‌زند. مکث کوتاهی می‌کند و می‌گوید: «نخستین نمایشنامه‌ای که با آن فعالیت هنری‌ام را شروع کردم سلطان مار به کارگردانی بهرام بیضانی بود که سال 1348 به اجرا درآمد.» حرفش را با خنده‌ای که حکایت از مرور خاطرات خوش آن روزگار دارد ادامه می‌دهد: «نیمی از عمر من در کوچه‌پسکوچه‌های تهران قدیم گذشته است.» یاد فیلم «چوپانان کویر» می‌افتد که سال 1359 در یکی از خانه‌های قدیمی در خیابان جاویدی امروز بازی کرد: «این کوچه برایم پر از خاطره روزهای خوش جوانی است.»

من در یک ظرف نمی‌گنجم

خیلی دلخوشی از وضع تولیدات سینمایی و تلویزیونی ندارد. همین دل ناخوشش باعث شده تا در سال گذشته دست رد بر سینه بالغ بر 8 پیشنهاد‌کاری بزند. می‌گوید: «کارهای ضعیف جذابیتی برای من ندارد. به همین دلیل ترجیح می‌دهم‌کاری انجام ندهم که به دلم ننشیند.» او در تمام مدت زندگی هنری‌اش با نقش‌هایش زندگی کرده است. چون همه آنها را با وسواسی خاص پذیرفته و به همین دلیل است که نمی‌تواند از یکی به‌عنوان بهترین یاد کند. می‌گوید: «من در یک ظرف نمی‌گنجم. به همین دلیل تیپ‌های مختلف شخصیتی را بازی می‌کنم. گاهی در لباس یک شخصیت منفی و گاهی در نقش مثبتی مثل آیت‌الله ‌مدرس. همیشه از اینکه در یک بعد مورد قضاوت قرار بگیرم تنفر دارم.» محجوب که این روزها خیلی کم کار شده است می‌گوید: «شاید کلاً کار بازیگری را کنار بگذارم. ترجیح می‌دهم در خانه بنشینم تا یک کار ضعیف به مردم ارائه کنم. من برای شعور و وقت مردم ارزش زیادی قائل هستم.»

مرور تاریخ در قلب تهران

به خانه فرهنگ بازار که نزدیک می‌شویم آنقدر با مردمی که او را می‌شناسند و از خوشحالی دیدنش لبخندی نثارش می‌کنند با خوشرویی و مهربانی برخورد می‌کند که آدم را یاد نقش سید خلیل در صاحبدلان می‌اندازد. وقتی از ماشین پیاده می‌شود و قدم در کوچه‌های تنگ و باریک محله می‌گذارد چشم‌هایش را برای لحظه‌ای می‌بندد و نفسی می‌کشد: «اینجا هنوز بوی گذشته‌ها را می‌دهد.» وارد خانه فرهنگ بازار تهران می‌شود که نگاه نافذ و جست‌وجوگرش را به در و دیوار خانه می‌اندازد و می‌گوید: «این منطقه گنجینه‌ای از معماری ایرانی است. جایی که می‌توان در آن تاریخ را مرور کرد؛ از گذشته‌های مردمش تا معماری سنتی‌اش.» فعالیت او در بخش مستندسازی باعث شده اطلاعات خوبی از هنر معماری ایران داشته باشد. می‌گوید: «برای حفظ این آثار زیبا باید از 40 سال پیش برنامه‌ریزی می‌کردیم. بناهای ارزشمند تاریخی که هم گویای تاریخ ما هستند و هم فرهنگ ایرانی را به رخ همه می‌کشد.» با دست اشاره‌ای به پنجره‌های رنگی اتاق «سلطان بگم» عمه ناصرالدین شاه در این خانه می‌کند و می‌گوید: «این پنجره‌ها در قدیم فلسفه خاص خود را داشت و آن ممانعت از ورود حشرات به خانه بود. در حالی که ما گمان می‌کنیم این شیشه‌های رنگی فقط کاربرد زیبایی دارند.»

بومی‌ها کوچ کرده‌اند

شوخ‌طبعی‌هایش ادامه دارد. وقتی سوژه لنز دوربین عکاس می‌شود حرفش را قطع می‌کند و می‌گوید: «من ژانگولر نیستم که بتوانم 4 کار را با هم انجام دهم.» خودش هم با حرفش می‌خندد و ادامه می‌دهد: «من همیشه در نقش‌هایم سعی کرده‌ام با تمام وجود نقش را در خود حل کنم و درون آن بروم تا بتوانم خوب اجرایش کنم. در زمان عکس انداختن هم باید بتوانم خوب حس بگیرم تا نتیجه‌اش عکسی شود که همه بپسندند.»

با او کم‌کم راهی خانه مدرس می‌شویم؛ خانه مردی که مردم او را مدت‌ها از قاب جادویی او را در لباس این روحانی مقتدر دیدند. در مسیر خانه آیت‌الله ‌مدرس در حالی که مجبور می‌شویم ساعتی را پشت ترافیک محموله‌های بار مراکز تجاری در کوچه‌های تنگ منطقه سپری کنیم محجوب یاد گذشته‌های این منطقه می‌افتد. یاد ایامی که از این همه ماشین و آدم در خیابان‌های شهر خبری نبود: «امروز این منطقه بیشتر به محل کسب وکار اصناف و کارگران تبدیل شده است. دیگر از آدم‌های سنتی و قدیمی تهران در این منطقه خبری نیست. اکثر جمعیت اینجا را مهاجران تشکیل می‌دهند؛ کسانی که برای لقمه‌ای نان راهی پایتخت شده‌اند.»

اینجا بوی زندگی می‌دهد

به خانه آیت‌الله ‌مدرس که می‌رسیم لبخندی بر لبانش می‌نشیند که حکایت از رضایت قلبی‌اش از حضور در این خانه دارد. وقتی به حیاط اصلی خانه می‌رسد محو تصاویر مدرس می‌شود. اکثر این تصاویر را در فیلم عمارت فرنگی بازی کرده است. بعد از سکوت نسبتاً طولانی می‌گوید: «این خانه چه روح خوبی دارد. حس آرامش عجیبی به آدم می‌دهد که برگرفته از شخصیت مدرس است.»

مردی با صراحت لهجه

محجوب در خانه آیت‌الله ‌مدرس چشم‌هایش را تنگ و به عکس‌ها دقیق‌تر نگاه می‌کند: «یکی از ویژگی‌های مدرس صراحت لهجه او بود. مرد بزرگی که به نظر من حق مطلب درباره او در فیلم عمارت فرنگی ادا نشد.»

ایران را ارزان فروختید!

در حاشیه بازدید از خانه موزه مدرس به اتاقی می‌رسیم که در آن پیکره‌ای از آیت‌الله ‌مدرس در حال اعتراض به قرارداد ننگین1919 است. محجوب می‌گوید: «تمام دیالوگ‌های این قسمت را هنوز هم حفظم. در این صحنه مدرس در مجلس است که وقتی وثوق‌الدوله به دیدار او می‌آید آیت‌الله ‌مدرس می‌گوید: انگلیس کیست که استقلال ما را به رسمیت بشناسد؟ آقای وثوق! چرا شما این‌قدر ضعیف هستید؟ وثوق پاسخ می‌دهد: آنها به ما پول هم دادند و آیت‌الله ‌مدرس تأکید می‌کند: آقای وثوق! اشتباه کردید. ایران را ارزان فروختید.»

محجوب کنار پیکره مدرس می‌نشیند و عکس یادگاری می‌گیرد. می‌گوید: «تاریخ هیچ‌گاه خدمات این مرد بزرگ به ایران اسلامی را فراموش نمی‌کند.»

هنر باید زبان گویای تاریخ باشد

همین طور که از بخش‌های مختلف خانه موزه مدرس دیدن می‌کنیم محجوب از علاقه‌اش به تاریخ و مطالعات تاریخی می‌گوید. او معتقد است: «هنرمندان می‌توانند با هنر خود و زبان هنر وقایع تاریخی گذشته را برای نسل‌های بعد روایت کنند. این در حالی است که متأسفانه ما امروز از نقش هنر در روایت تاریخ غافل و محدود به کارهای تولیدشده هستیم. این بخش هم همراه با تحریف‌هایی است که‌ گاه به دل آنها که تاریخ را خوانده و در آن زندگی کرده‌اند نمی‌چسبد؛ مثل آنچه در سریال عمارت فرنگی رخ داد یا به تازگی در سریال معمای شاه همه دیدند.»

حسین محجوب در یک نگاه

«حسین محجوب» کارگردان، نویسنده و هنرپیشه کارش را با تئاتر «سلطان مار» در سال 1348 شروع کرد و نخستین فیلم سینمایی‌اش هم «رگبار» بود. وی برای فیلم «رنگ خدا‌»جایزه بازیگری جشنواره‌های والنسین فرانسه و جشن خانه سینما و فیلم فجر را به دست آورد. او برای بازی در فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» دوباره از جشن خانه سینما جایزه گرفت. محجوب برای فیلم «پرده آخر» کاندیدای جایزه از جشنواره فجر و برای «طبل بزرگ زیر پای چپ» کاندیدای جایزه نقش اول مرد از جشن خانه سینما شد.

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29643
منطقه دوازده
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۴:۳۸
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین
میراث اهل قلم
پایگاه اطلاع رسانی دولت
خبرگزاری دولت
فرارو
انتشارات کتاب مرجع
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
عصر ایران

چند رسانه ای

راهنمای محله