اهالی از حسینیه ۶۰۰ ساله محله می‌گویند

درهـای تـکـیه هیچ‌گاه بسته نمی‌شود

درهـای تـکـیه  هیچ‌گاه بسته نمی‌شود

عاطفه صبور- از کوچه باغ‌های درکه که هنوز جای خودش را به برج‌های چند طبقه نداده‌اند که بگذرید، در بزرگ تکیه با شیشه‌های رنگی کوچک زیر پله‌های کوچه به چشم می‌خورد، تکیه‌ای با بیش از ۶۰۰ سال قدمت. بر روی کاشی آبی رنگی در...

از کوچه باغ‌های درکه که هنوز جای خودش را به برج‌های چند طبقه نداده‌اند که بگذرید، در بزرگ تکیه با شیشه‌های رنگی کوچک زیر پله‌های کوچه به چشم می‌خورد، تکیه‌ای با بیش از 600 سال قدمت. بر روی کاشی آبی رنگی در کنار در، آخرین بازسازیش سال 51 درج شده است. اهالی درکه عرق خاصی نسبت به تکیه محله‌شان دارند. تکیه‌ای که به محله‌شان هویت داده و بسیاری از مردان این محله که حالا مویی سفید کرده‌اند سال‌های جوانیشان را با گرداندن تکیه در محرم گذرانده‌اند. «تکیه درکه هیچ‌گاه درش به روی کسی بسته نمی‌ماند.» این جمله ایست که از زبان اهالی درکه زیاد شنیده می‌شود. زیرا آنها معتقدند تکیه فقط مخصوص ماه محرم نیست و محلی است برای جمع شدن اهالی به بهانه‌های مختلف.  حالا با رسیدن ماه محرم تمام جوان‌های دیروز که تکیه را می‌چرخاندند امروز پیرمردانی‌اند که جارو به دست درحال آماده کردن تکیه برای استقبال از ماه محرم هستند و درحال نصب کردن پرچم‌های عزا. یک استکان چای مهمان تکیه می‌شویم و محمدرضا الله‌وردی، محمود الله‌وردی، ابوالقاسم میرزمانی، جعفر میرزمانی(آشپز) برایمان از قدمت و رسم و رسوم تکیه قدیمی
درکه می‌گویند.

آن سال‌ها...

قدمت تکیه به حدود 600 سال پیش برمی‌گردد. آن زمان افراد محلی این مکان را ساختند تا هر سال مراسم ماه محرم را در اینجا برپا کنند. آن سال‌ها ورودی تکیه 3 پله بود که با در چوبی به تکیه باز می‌شد. از دری که مهمانان وارد می‌شدند طبقه بالایی وجود داشت که پیرمردها و بزرگ‌ترهای محله در آن می‌نشستند. آن زمان پوشش تکیه چادر بود و فضای داخل آن را طاق‌های متعددی پرکرده بود. اینجا یک اتاق 12 متری بود با 14 طاق‌نما که هرکدام به یک خانواده و طایفه‌ای تعلق داشت. با شروع محرم تزیین و فرش و روشنایی طاق با طایفه صاحب هر طاق بود. پیرمردها در طبقه مخصوص می‌نشستند و جوان‌ها در تالار اصلی تکیه. هرشب از ماه محرم را یک خانواده نذری می‌داد. یکی قند و چای و یکی هم شام تکیه را. در قدیم هر خانواده‌ای نذر می‌کرد غذای خودش را به تکیه می‌آورد. هرکسی یک نوع غذا با خودش می‌آورد و به دیگران می‌داد. هرشب نوبت یک خانواده بود. آن زمان هنوز در تکیه آشپزخانه‌ای وجود نداشت و هیزم نقش اجاق گاز را داشت.

حال و هوای این روزهای تکیه

تکیه این روزها حال و هوایی متفاوت از سال‌های قدیم دارد. دیگر خبری از طاق و آوردن نذری توسط هر خانواده نیست. حالا تکیه از یک تالار بزرگ تشکیل شده که بیت حسن(ع) قسمتی از تکیه است که به دلیل غربت امام، آن را به نام امام سوم شیعیان نامگذاری کرده‌اند. تمام لوازم این قسمت از تکیه سبز است و در لوسترهایش اسم تمام فرزندان امام حسن(ع) نوشته شده است.  در ورودی حسینیه به 5 طریق باز می‌شود. دری که به گفته اهالی تنها دریست که در این سال‌های اخیر به این شکل ساخته شده تا هم ورودی بانوان و آقایان از هم تفکیک باشد هم بتوان علم را از آن عبور داد. در قسمت انتهایی تکیه یکی از دیوارهای آن به عکس تمام خادمان تکیه در 50 سال اخیر اختصاص داده شده است. از مداح تکیه تا کسی که وظیفه ریختن چایی هیئت را برعهده داشت و حالا دیگر در میان ما نیستند عکسشان بر دیوار نصب شده تا با هربار دیدن عکس‌ها و برگزاری مراسم یاد آنها نیز زنده بماند.

سنت چهارپایه خوانی

تکیه از شب اول محرم به مدت 20 شب مراسم عزاداری برگزار می‌کند. از مداحان قدیمی تکیه که در هرمراسمی از آنها یاد می‌شود می‌توان به سید جواد ذبیحی و حاج مرتضایی که این روزها در بستر بیماریست اشاره کرد. مداحانی که سنت چهارپایه‌خوانی را برای همیشه زنده نگه داشتند و آن را ترک نکردند. به دلیل سیادت اهالی، محله‌های دیگر شمیران، درکه را صاحب عزا می‌دانند. اهالی اوین برای عرض تسلیت در روز هشتم محرم به درکه می‌آیند. بعد از این دیدار اهالی درکه در تاسوعا به اوین می‌روند و بازدید آنها را پس می‌دهند. مردم درکه به این بازدید چنان معتقدند که حتی اگر جوان‌ها در خدمت سربازی باشند سعی می‌کنند آن روز را مرخصی بگیرند و به درکه بیایند. به گفته اهالی جمعیت اصلی درکه را باید در روز تاسوعا دید که همراه با علم و کتل یکی از بزرگ‌ترین دسته‌های عزاداری شمیران را به پا می‌کنند. در گذشته اعتقاد به تکیه و متولیان سادات اینجا به قدری بود که مردم بیمارشان را در محرم می‌آوردند و بر منبر می‌خواباندند تا شفا بگیرد.

نوکری سی ساله

 تکیه درکه تمام 20 شب از ماه محرم را میزبان عزاداران امام حسین(ع) به صرف شام است. غذایی که حاصل دستپخت آشپز قدیمی تکیه با 30 سال سابقه آشپزی غذای امام حسین(ع) در تکیه است و آوازه فسنجان‌های این هیئت را بر سر زبان‌ها انداخته است.جعفر میرزمانی ازبچگی در این تشکیلات بوده و از همان سال‌ها در آشپزخانه کمک می‌کرده تا جوانی که آشپز هیئت شد. به گفته اهالی او تاالان بهترین دستپخت را در محله درکه دارد. اهالی می‌گویند او تمام این سال‌ها اسیر دل است و همین سبب شده که در محرم شبانه‌روز مدیریت پخت و‌پز تکیه را به بهترین شکل انجام دهد.

«ماییم غلام عباس»

صبح عاشورا رسم است تعدادی از بچه‌های کوچک محله جمع می‌شوند و همراه بایک پرچم سفید به سمت خانه‌هایی که از قبل مشخص شده می‌روند. در می‌زنند و یک صدا می‌خوانند «یا عباس یا سیدی، ماییم غلام عباس». این گروه از بچه‌ها معروف هستند به غلام عباس. در قدیم صاحبخانه به بچه‌ها نون و ماست می‌داد، اما امروزه با شیر یا شله زرد از بچه‌ها پذیرایی می‌کنند. این رسم تا ساعت 10 صبح طول می‌کشد. ساعت 10 مداح بالای منبر می‌رود و ریزه‌خوانی می‌کند یعنی خواندن روضه و شعرهایی آهسته تا مردم جمع شوند. هنگامی که دسته جمع می‌شود، به سمت امامزاده راه می‌افتند و هنگام ظهر برای اقامه نماز و صرف ناهار به تکیه باز می‌گردند. بنا به گفته آشپز هیئت در روزعاشورا 600‌کیلو برنج طبخ می‌شود و حدود 3 هزار غذا میان مردم پخش می‌شود. عصر عاشورا نیز بنا بر رسم شام غریبان دسته بیرون از تکیه حرکت می‌کند و تمام جمعیت یکصدا می‌خوانند شام غریبان حسین امشب است. بعد از عزاداری دوباره به تکیه بازمی گردند و شام را در تکیه صرف می‌کنند.  دهه سوم محرم در تکیه حال و هوای دیگر دارد. هر روز صبح زود قبل از آنکه کرکره‌های مغازه‌ها بالا برود و آفتاب کامل دربیاید صدای خواندن زیارت عاشورا و مداحی از تکیه شنیده می‌شود. مداحی و روضه‌خوانی که تمام می‌شود مردان آستین بالا می‌زنند و برای عزاداران صبحانه حاضر می‌کنند. از آش و املت و نیمرو تا کله‌پاچه.  حاج حسن مرتضوی از معروف‌ترین مداحان قدیمی اینجا بود و الان هم حاج جمال مرتضوی از معروف‌ترین مداحان درکه است.

به یاد سال 51

صحبت از باز‌سازی این تکیه که می‌شود اهالی از سال 51 یاد می‌کنند که آخرین بازسازی را شبانه‌روز انجام دادند. روزهایی که پیرمردان امروز و جوانان دیروز، شبانه‌روز زندگی‌شان را گذاشته بودند تا بتوانند به تکیه رنگ و رونقی بدهند. به گفته اهالی هیچ مهندسی ساخت و خاکبرداری زیرزمین تکیه را قبول نکرد. بنابراین چند نفر از اهالی جمع شدند و زیرزمین را با طراحی و نقشه خود بدون هیچ اشتباهی ساختند. آنها اعتقاد دارند اینجا معدن معجزه است. زیرا یکی از اهالی که مشغول ساخت این زیر زمین بود دچاربرق گرفتگی شد و به شکلی که هیچ‌کسی فکرنمی کرد زنده ماند. به خاطر نوکری امام حسین(ع) هیچ اتفاقی برایش نیفتاد و توانست روی پایش بایستد.

 بزرگ‌ترین علم شمیران
اهالی درکه می‌گویند بزرگ‌ترین علم شمیران در این تکیه وجود دارد؛ علمی با رنگ آب طلا که در گوشه‌ای از تکیه خودنمایی می‌کند و هرسال روز عاشورا بر دست جوانان محله به بیرون برده می‌شود. مردم درکه به این علم به دلیل سرگذشتی که داشته اعتقاد زیادی دارند. علمی که با نذر یکی از اهالی برای شفای شخصی که در تصادف مصدوم شده بود، خریداری می‌شود. آقا محسن که حالا سال‌هاست از این دنیا رفته نذر می‌کند بزرگ‌ترین علم را برای روزهای محرم به نیت حضرت عباس(ع) خریداری کند و در عاشورا حرکت دهد. نزدیک به 2 سال طول کشید تا این علم را بتواند بخرد. حالا سال‌ها پس از فوت آقا محسن، پسرش روز قبل محرم به نیت پدر به اهالی شمیران در تکیه که به مراسم علم بندان آمده‌اند ناهار می‌دهد.

مردم سنگ تمام می‌گذارند
 تمام مراسم‌های تکیه از جیب مردمان محله و خیّران تأمین می‌شود. نام امام حسین(ع) که می‌آید با جان و دل خرج می‌کنند و معتقدند برای مهمانان حضرت باید باکیفیت‌ترین اقلام خریداری شود. آنقدر مردم با عشق پول می‌دهند که هیچ‌گاه پول کم نمی‌آید.

انتقال نسل به نسل سنت‌ها
اهالی درکه معتقدند هیئت اینجا نظم و آراستگی مثال‌زدنی دارد. همه افراد به وظایف خودشان آگاهند و به بهترین شکل آنها را اجرا می‌کنند. اهالی درکه برای اینکه رسم‌ها و سنت‌هایشان را به نسل جدید انتقال دهند از کودکی آنها را در کارهای تکیه در دهه محرم دخالت می‌دهند و برخی از مسئولیت‌ها را به آنها می‌سپارند. مثلاً در روز عاشورا حاج مرتضایی یکی از قدیمی‌های تکیه، شعرهایی با آیات قرآن بر روی تابلو می‌نویسد و به دست دخترکان خردسال می‌دهد تا در دسته عزاداری آنها را در دست بگیرند و بخوانند. یا پسران از سنین 12 سالگی نزد قدیمی‌های تکیه یا مداحان درکه می‌روند و مداحی یاد می‌گیرند تا این سنت از پدربزرگ‌ها نسل به نسل ادامه یابد.

سنت‌ها ی درکه‌ای‌ها در محرم

 سنگ زدن
در قدیم در دهه محرم مراسم سنگ زدن برگزار می‌شد. به این معنی که افراد 2 تخته چوب در دستشان می‌گرفتند و می‌خواندند «سنگ به کف صدا می‌کند، ذکر شه کرب و بلا می‌کند.» در حالت‌های مختلف این تخته‌ها را به هم می‌زدند تا صدا کند. این مراسم برای سال‌های پیش بود که بعداز آن مراسم زنجیرزنی به راه افتاد.

هفت لقمه
درکه‌ای‌ها از سادات بودند و به همین دلیل، افراد در محرم از محله‌های دیگر به درکه می‌آمدند و از سفره اهالی یک لقمه برای شفای بیمارانشان تبرک می‌بردند. این رسم که هنوز هم میان برخی افراد وجود دارد به نام هفت لقمه معروف بود.

وقف روشنایی

در درکه چند زمین موقوفی وجود دارد که شخص متولی وصیت کرده درآمد حاصل از اجاره زمینش صرف روشنایی تکیه شود. آن سال‌ها مردمان محله به وقف بسیار اعتقاد داشتند. مثلاً افرادی که در زمین موقوفه بیل می‌زدند، بیل را در همانجا می‌شستند تا مبادا خاک آن زمین وقف بیرون از زمین بریزد و دینی گردنشان بماند. اهالی از زمین موقوفه رد نمی‌شدند و راهشان را کج می‌کردند و ازمسیری دیگر عبور می‌کردند تا مبادا مدیون شوند.

گفت و گو با قدیمی‌ترین مداح درکه

حـسیـنیه  چگونه سـاخـتـه شـد

زهرا راد-  «سید ذبیح‌الله‌ مرتضوی» متولد 1315 و از مداحان قدیمی محله درکه است که مداحی خود را نخستین بار در تکیه قدیمی درکه شروع کرد؛ تکیه‌ای که در ابتدا به‌صورت خیمه برپا و کم‌کم با همت سادات و جوانان درکه بازسازی شد. تکیه درکه سال‌هاست محفل عاشقان اهل‌بیت(ع) و حاج آقا مرتضوی از قدیمی‌ترین مداحان این محله سادات‌نشین به شمار می‌آید. حاج آقا مرتضوی خاطرات بسیاری از برپایی مراسم عزاداری در تکیه قدیمی درکه در سینه دارد و برایمان از شکل‌گیری درکه در اطراف بارگاه امامزاده محمد والی می‌گوید.

والی فدک
سادات درکه را از نسل سید محمد والی می‌دانند، کسی که تحت تعقیب متوکل عباسی قرار گرفت و به گوشه‌ای دنج در شمال شهر تهران پناه آورد. آن‌طور که در کتاب‌های تاریخی آمده است، مامون عباسی به دنبال نوادگان امام سجاد(ع) بود تا فدک را به او ببخشد. سید محمد والی به مامون معرفی شد و مامون گفت من قصد دارم فدک را به شما پس بدم چون وارث فدک شما هستید. با دست خود فدک را به سید محمد داد و او را والی فدک کرد، اما در زمان متوکل عباسی، او دست خط مامون را پاره کرد و سید محمد را تحت تعقیب قرار داد. سید محمد والی به ایران آمد و در درکه که آن زمان گوشه‌ای از شهرری بود ساکن شد. نسل درکه از سید محمد والی، از نوادگان امام سجاد(ع) است.

حسینیه درکه چگونه پا گرفت؟
تاریخ ساخت حسینیه درکه به حدود سال 1346 شمسی بر می‌گردد. تکیه درکه مانند تکیه تجریش بود با این تفاوت که تکیه تجریش سقف شیروانی داشت و تکیه درکه به‌صورت خیمه بود. تکیه درکه 14 طاق‌نما داشت و هر طاق‌نما مربوط به یک طایفه بود که خرج مراسم عزاداری را برعهده داشتند. زمانی که تکیه نیاز به بازسازی داشت اهالی دست به کار شدند تا هزینه‌های لازم را تأمین کنند. سال 1376 با چند نفر از اهالی و معماران محلی صحبت کردیم. سرانگشتی حساب کردیم، خرجش 8 میلیون تومان می‌شد. هزینه بالایی بود. برای همین سراغ حاج عباس مس فروش از خیّران تهران رفتم و گفتم حاج آقا چنین‌کاری را شروع کردیم و نگذارید در خرجش بمانیم. خدا رحمتشان کند. گفت برو و بهترین مصالح را برای امام حسین(ع) بخر. اگر مردم کمک نکردند، من هستم و هزینه را تقبل می‌کنم. صحبت حاج عباس مایه دلگرمی من شد. خدا را شکر همه هزینه با کمک اهالی درکه فراهم شد. یک ماه و نیم دوندگی کردم و به شهرداری رفتم تا مجوز گرفتم. گفتند چطور ستون‌ها را نگه می‌دارید. گفتم تعهد می‌دهم که مشکلی پیش نیاید. 14 ستون بود. اطرافش هر ستون را به اندازه 7 تا 8‌متر به سمت پایین گود کردیم. با همکاری 4 مهندس، اصولی پیش رفتیم. 57 روز طول کشید تا 14 ستون را نگه داشتیم و بعد خاکبرداری کردیم. 150‌مترمربع برای آشپزخانه و 280‌مترمربع هم به سالن اختصاص دادیم. 85 میلیون خرج برداشت.

سید جواد ذبیحی از مداحان بنام
آسید اسماعیل ذبیحی و سید حبیب‌الله ‌یکرنگیان از نوحه‌خوان‌های اصیل درکه بودند. صدای خوش و لحن سوزناک و منحصربه‌فرد این مداحان موجب شده بود تا در شب‌های محرم، شمرونی‌ها برای شرکت در مراسم عزاداری به درکه بیایند. ذبیحی اصالتاً درکه‌ای و از سادات بود. او بعدها به مشهد رفت و پسرش سید جواد در مشهد به دنیا آمد. سید جواد 12 ساله بود که به تهران آمد. او از ساکنان درکه بود و به دلیل صدای خوشی که داشت، به او پیشنهاد دادند که با رادیو همکاری کند. برگ سبز، برنامه‌ای رادیویی بود که ذبیحی مدت 28 سال در آن اجرا داشت. شرط کرده بود هنگام خواندن و پخش صدایش، موزیک پخش نشود. ذبیحی، آدم باهوشی بود. صدای خوبی داشت و خوش تیپ و مرتب بود و خواندنش عالی بود. مناجات علی از نخلستان نمی‌آید را نخستین بار ذبیحی خواند. وقتی در دعای سحر می‌خواند: مولای یا مولای... آنقدر سوزناک می‌خواند و به دل می‌نشست که هر شنونده‌ای را به یاد مظلومیت مولا علی(ع) می‌انداخت.

درکه‌ای‌ها با صفا و صمیمی
محدوده درکه ابتدا در اطراف امامزاده بود. آنها به واسطه همجواری با امامزاده، مردمی ساده و بی‌ریا بودند. سادات درکه مشهور و شمرونی‌ها برای آنها احترام خاصی قائل بودند. بعضی از آنها در بازار تهران شاغل و به سید اجاق معروف بودند. دلیلش هم این بود که مردم از خاکستر اجاق مغازه‌شان به نیت شفا می‌بردند. سال‌های قبل از انقلاب، درکه با وجود نزدیک بودن به ارتفاعات و مسیرهای کوهنوردی، از محله‌های مذهبی به شمار می‌آمد و خبری از جرم و شرب خمر در این محله نبود. دلیل اصلی آن هم سادات درکه و چهره‌های مذهبی درکه بودند که اجازه فسق و فجور در این محله را نمی‌دادند.

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29616
منطقه یک
سرویس: پاتوق
زمان مخابره: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۷:۵۰:۰۰
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله