سید احمد سیدمحسنی، اسناد و قباله‌ها را با دقت نگهداری می‌کند

قدیمی‌ترین خانه محله اینجاست!

قدیمی‌ترین خانه محله اینجاست!

راحله عبدالحسینی- قدم که به داخل حیاط خانه می‌گذارید صدای آب روحت را صفا می‌دهد. جوی آب زلال و باریک از چشمه درکه می‌آید و از این حیاط می‌گذرد تا حال ساکنانش را خوش کند. هرچند دیگر کسی در این خانه زندگی نمی‌کند و همه آپارتمان‌نشینی را ترجیح داده‌اند. اما سید احمد سیدمحسنی به اینجا می‌آید و به باغچه و خانه رسیدگی می‌کند. پیرمرد ۸۶ ساله خوش محضر است. به رسم میزبانی با ریحان و گوجه محصول باغچه‌اش از ما پذیرایی می‌کند، آن هم در کنار حوض فیروزه‌ای و گلدان‌های شمعدانی. او اسنادی دارد که میخکوب‌مان می‌کند. از قباله ازدواج مادربزرگ گرفته تا نامه‌هایی که برای حل مشکل اهالی نوشته شده و اعلامیه‌های زمان انقلاب. به قدری مهمان‌نواز است که نمی‌خواهیم از خانه‌اش دل بکنیم. می‌گوید در این خانه به روی همه باز است. اینجا قدیمی‌ترین خانه درکه است.

اساسنامه انجمن محلی درکه. 1342‌ـ سیدجمال سیدمحسنی رئیس انجمن بود. یکی از کارهای انجمن راهسازی برای مردم درکه بود.

هشتی خانه، محلی برای رفع مشکلات همسایه‌ها

به سبک معماری قدیم این خانه هشتی دارد. فضای سرپوشیده‌ای بین کوچه و خانه که هم ارتباط با بیرون و همسایه‌ها فراهم می‌شود و هم اهالی خانه. اما نه می‌توانی حیاط و اتاق‌ها و داخل خانه را ببینی و نه اهل خانه و اندرونی را. همسایه‌ها هم در همین هشتی نامه‌های خود را به دست پدر سیداحمد می‌رساندند و بیشتر وقت‌ها او میانجی حل مشکلات مردم می‌شد. رئیس انجمن محلی درکه حاج سیدجمال سیدمحسنی بود. پدرش سید جمال مردمدار بود. از هشتی می‌گذریم و به حیاط وارد می‌شویم. سکوت این خانه فقط با صدای جریان آب شکسته می‌شود. درختان خرمالو و انجیر و چنار، زیبایی حیاط را چند برابر می‌کنند. سیداحمد به استقبال‌مان می‌آید. با یک بغل پوشه پر از اسناد قدیمی. عینکش را می‌زند و یکی یکی اسناد را نشان می‌دهد. سند خرید و فروش زمین که هنوز اثر انگشت کدخدا پای آن است. کاغذ دیگر مربوط به قباله ازدواج مادربزرگش است. سند ازدواج مادرش هم هست. شناسنامه پدر بزرگش سید حبیب‌الله ‌را نشان می‌دهد و شناسنامه پدرش سید جمال را. نامه‌ای هم هست که آیت‌الله ‌طباطبایی برای پدربزرگش نوشته بودند تا کمک کند فردی بتواند خانه‌ای در درکه اجاره کند. سید احمد اعلامیه‌های زمان انقلاب را نشان می‌دهد و می‌گوید: «اگر زمان شاه می‌دانستند ما این اعلامیه‌ها را در خانه داریم اعدام می‌شدیم.» اسناد ما را به روزگار گذشته می‌برند. به 2 قرن پیش.

سکونت 7 نسل

سید احمد نسل‌هایی که در این خانه زندگی کرده‌اند را برایمان می‌شمارد: «آسیدمحسن، حاج میرکریم، حاج میررحیم، سیدمحمد، سیدحبیب الله، سید جمال و من.» سیداحمد می‌گوید که معماری این خانه از ابتدا به این شکل نبود. «گوشه حیاط 3 اتاق بود. اتاق وسط پنج دری بود که متعلق به پدربزرگم بود. آن گوشه هم مطبخ. داخل مطبخ تنور داشتیم. این اتاق‌ها و این آشپزخانه بعدها ساخته شد.» سیداحمد یادی از قدیمی‌ها می‌کند: «ملاهاشم آملی، آیت‌الله ‌طباطبایی، شهید مطهری، آیت‌الله ‌مروارید به درکه می‌آمدند و تابستان‌ها درکه حوزه شماره2 فیضیه بود.»

 

قباله عقدنامه مادربزرگ رقیه خانم دختر حاجی رمضان‌ـ مهریه مبلغ بیست ریال وجه جدیدالضرب سلطانی‌ـ عندالاستطاعه‌ـ سال 1238

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29615
منطقه یک
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۹:۰۰
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین
میراث اهل قلم
پایگاه اطلاع رسانی دولت
خبرگزاری دولت
فرارو
انتشارات کتاب مرجع
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
عصر ایران

چند رسانه ای

راهنمای محله