هم محله‌ای ما از سال‌های دور نمایش فیلم در سینما‌های پایتخت می‌گوید

روزی روزگاری فیلم بَر سینما

 روزی روزگاری فیلم بَر سینما

بهاره خسروی- همه چیز از یک سفر شروع شد. وقتی مظفرالدین‌شاه قاجار میل سفر به فرنگستان و دیدن جاذبه‌های تفریحی ینگه دنیا به سرش می‌زد. سوغات این سفر در بازگشت به کشور یک دستگاه آپارات زغالی بود. دستگاه ...

 همه چیز از یک سفر شروع شد. وقتی مظفرالدین‌شاه قاجار میل سفر به فرنگستان و دیدن جاذبه‌های تفریحی ینگه دنیا به سرش می‌زد. سوغات این سفر در بازگشت به کشور یک دستگاه آپارات زغالی بود. دستگاه آپارتی، که بعدها و کم‌کم، پای پرده نقره‌ای سینما را به کشور باز کرد. در دهه 40 و 50 کار در سینما از حرفه‌های پردرآمد و جذاب به شمار می‌آمد. حرفه‌هایی که این روزها با وجود تکنولوژی و شبکه‌های خانگی تقریباً از یاد رفته‌اند و کمتر کسی به یاد دارد روزگاری هنر هفتم، چنین مشاغلی را هم ایجاد کرده بود. فیلم بَری یکی از این حرفه‌هاست.‌ کاری پر هیجان که در آن بیشتر موتورسیکلت‌سواران فیلم‌های روز را برای نمایش به سینماهای درجه یک دهه 30 و 40 (مولن رژها) می‌رساندند. برای این کار هم در روز بارها مسیر این سینماها را از شمال گرفته تا جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران طی می‌کردند. در همین رفت و آمدها هم ماجراهای جالبی برای آنها رقم می‌خورد. این بار به بهانه روز سینما سراغ «حسن توانا» از همسایه‌های قدیمی محله در خیابان رودکی (سلسبیل سابق) رفتیم. مردی که مدت‌ها شغل اصلی‌اش فیلم‌بری در سینما بوده است. در این دیدار همراه با همسایه 76 ساله‌مان خاطرات حرفه فراموش‌شده فیلم‌بری را مرور کرده‌ایم.

پاتوق آقای توانا

نسیم نیمه خنک شهریور شاخه‌های درختان انتهای خیابان رودکی را تکان می‌دهد. راهی خیابان رودکی و قهوه‌خانه وطن می‌شویم. جایی که «حسن توانا» این روزها آن را اداره می‌کند. قهوه‌خانه‌ای که از روی ذوق و علاقه این همسایه خوش‌ذوق و اهل هنرمان در و دیوارش تا چشم کار می‌کند پر از عکس‌های طهران قدیم و تصاویر چهره‌های مشهور است. حسن آقا با نشان دادن بخشی از همین تصاویر مانند عکس جهان‌‌پهلوان تختی در گود زورخانه، سر صحبت را باز می‌کند: «سال 1319 در خیابان رودکی یا به قول قدیمی‌ها سلسبیل به دنیا آمدم. تا مقطع متوسطه درس خواندم. بعد از آن خیلی زود جذب بازار کار شدم. در همین خیابان موتورسازی داشتم. آن زمان تهران حدود یک و نیم میلیون نفر جمعیت داشت. به نسبت، موتورسیکلت و مغازه تعمیر آن هم کم بود. با این حال تعداد سینماها خوب بود. آن زمان شاید در کل تهران فقط 20 نفر موتورسیکلت‌سوار فلیم بَر سینما، داشتیم.» توانا آن سال‌ها اما حرفه دیگری داشت. در میان مشتری‌هایش یکی، 2 نفر فیلم‌بر سینما بودند. به واسطه همین آشنایی به حرفه فیلم‌بری علاقه‌مند می‌شود.

 فیلم‌بری در سینماهای مولن رژ

سال 1334نخستین سینمای مولن‌رژ (سینما سروش فعلی) توسط برادران اخوان، در جاده قدیم شمیران وخیابان شریعتی فعلی راه‌اندازی می‌شود. توانا در این‌باره می‌گوید: «امکان نمایش فیلم‌های رنگی و کپی کردن فیلم‌ها آن زمان فراهم نبود. از طرفی پخش فیلم‌های روز دنیا هم در هر سینمایی ممکن نبود. به همین دلیل برادران اخوان یکسری سینمای درجه یک، را به نام مولن رژها راه‌اندازی کردند. در این سینماها فیلم‌های رنگی پخش می‌شد. فیلم‌های درجه یک‌هالیوود همزمان با سینماهای روز دنیا. قیمت بلیت در این سینما 3 تومان بود. اما کار فیلم‌بر‌ها چه بود؟ از آنجایی که امکان کپی کردن فیلم را نداشتیم و معمولاً یک فیلم در طول روز در چند سینما به‌طور مشترک پخش می‌شد. وظیفه فیلم برها رساندن به موقع فیلم‌ها برای نمایش در سینماهای مولن رژ بود.» به گفته توانا، سینما «برلیان» در خیابان استانبول، سینما «اسکار» در خیابان اسکندری، سینما مهتاب در چهارراه ولی‌عصر(عج) جزو گروه سینماهای مولن‌رژ تهران بودند. واژه مولن‌رژ از زبان فرانسوی به معنای «آسیاب بادی قرمز»، قرض گرفته شده است.

فیلم‌برهای تندرو

تقریباً از سال 1339 صنعت سینما در ایران با ساخت استودیوهای بزرگ فیلمسازی و شناخته‌شدن این هنر جان گرفت. تماشای فیلم‌های روز یکی از سرگرمی‌های مردم بود. حسن آقا دستی به خاطرات غبار گرفته ذهنش و روزگار جوانی می‌کشد و درباره شغل سابقش می‌گوید: «کارم را با دستمزد روزی 90 تومان شروع کردم. فیلم برها 2 نفر بودند. یک نفر راننده موتورسوار و نفر بعد که به اصطلاح ترک موتورسوار برای نگهداشتن فیلم می‌نشست. آن زمان نمایش یک فیلم را همزمان در چند سینما داشتیم. به این‌ترتیب که سینمای اول 45 دقیقه پخش فیلم را زودتر شروع می‌کرد. حلقه اول فیلم که به نمایش در می‌آمد، خیلی سریع آن را به سینمای دوم می‌رساندیم. بعد به سرعت به سینمای اول برای گرفتن حلقه دوم بر می‌گشتیم و حلقه اول را به سینمای سوم می‌بردیم تقریباً این رفت‌وآمد از صبح تا ساعت 10 و 11 شب، چند بار انجام می‌شد تا فیلم‌ها به موقع برای پخش در سینماها برسند. البته در دل این رفت و آمدها کلی اتفاق و ماجرای جالب مانند تصادف موتورسواران و بسیاری اتفاقات حاشیه‌ای دیگر مانند افتادن فیلم‌ها در نهر آب و از بین رفتنشان پیش می‌آمد. آن موقع تلفن و موبایل هم نبود. به همین دلیل گاهی ناچار بودیم تاکسی هم بگیریم.»

سینماهای خاندان سلطنتی

کافه‌نشینی در ایران در دهه 30 رونق فراوانی داشت. به همین دلیل حتی این فرهنگ به سینماها هم راه پیدا می‌کند. توانا با اشاره به این موضوع از ساخت سینماهای خاص که کافه داشتند به‌ویژه برای خاندان سلطنتی تعریف می‌کند: «سینما «گلدن سیتی» یا فلسطین فعلی از جمله سینماهای مدرنی بود که داخل آن کافی‌شاپ طراحی و ساخته شده بود. بیشتر فستیوال‌های هنری هم در آن اجرا و در این سینما از خاندان سلطنتی برای تماشای فیلم دعوت می‌شد. بعدها سینما «شهرداری» ما همین سینما «آزادی» فعلی را ساختند که فضایی شبیه سینما گلدن سیتی داشت.» توانا در مرور خاطراتش گریزی به روزگار پخش فیلم‌های صامت هم می‌زند و می‌گوید: «روزهای نخست، پخش فیلم در سینماها صامت بود. بیشتر، کارهای چارلی‌چاپلین پخش می‌شد. در امیریه سینمای «نور» را داشتیم که یک عده در کنار پرده سینما مسئولیت توضیح دادن ماجرای فیلم برای تماشاچیان را داشتند.»

محله سینمای درجه یک نداشت

آقای توانا دستی به سرش می‌کشد. از پشت ویترین مغازه سالن روباز سینما خرم را نشان می‌دهد و از روزگار رونق سینماهای منطقه یاد می‌کند: «همین سینما خرم از سینماهای قدیمی با 2 سالن نمایش تابستانی و سرپوشیده برای فصل سرما بود. آن وقت‌ها سینما رفتن، تفریح ویژه برای خانواده‌ها به شمار می‌رفت. در محله ما هم چند سینما ساخته شده بود. برای مثال سینمای باغ گلستان که در آن اجرای نمایش تئاتر و موسیقی را هم داشتیم. این سینما امروز به مجموعه فرهنگی‌ـ ورزشی تبدیل شده است. سینما «ناتالی»، سه‌راه اکبر‌آباد، سینما «چرخ و فلک» در خیابان مالک اشتر، «آریانا» در خیابان کارون، سینما «کیهان نواب» چهارراه قزوین، سینما «مارلیک» در خیابان قزوین و سینما «جی» همه این سینماها از جمله مراکز فعال تفریحی در سال‌های رونق سینما محسوب می‌شدند.» به گفته حسن آقا چیزی حدود 15 سینمای فعال در منطقه داشتیم اما هیچ یک از سینماها مولن رژها یا درجه یک‌ نبودند.

سینما المپیا پر تماشاچی

از تمام سینماهای پر رونق منطقه اکنون فقط سینما جی در خیابان شهید سبحانی(16 متری امیری سابق) با 3 سالن و سینما کارون با این تعداد در خیابان رودکی فعال هستند. توانا با اشاره به این موضوع درباره سینماهای منطقه می‌گوید: «نخستین دستگاه سینماتوگراف را مظفرالدین شاه قاجار به کشور وارد کرد. نخستین سینما هم در تبریز ساخته می‌شود. بعدها هم در چهارراه مولوی سینما تمدن فعالیت خود را آغاز می‌کند. این سینمای قدیمی مدتی است در دست بازسازی قرار گرفته است. نخستین سینمای منطقه ما اما سینما کارون بود. بعدها؛ سال 1338 سینما جی هم ساخته شد. سینما جی با توجه به موقعیت محلی‌اش از جمله سینماهای پرمخاطب بود. بعدها؛ اواخر دهه 40 و دهه 50 سینما المپیا هم در خیابان آذربایجان ساخته می‌شود. این سینمای نوساز بین جوانان و نسل جدید، طرفداران بیشتری پیدا می‌کند و گیشه بلیت پرفروشی داشت.»

محله پرهنرمند

به تعریف توانا تا چند سال پیش با توجه به ذوق و علاقه‌اش به هنر، قهوه‌خانه وطن لوکیشن ضبط فیلم‌های بسیاری مانند رستگاری در 8:20 با بازی «بهرام رادان» و فیلم‌های سینمایی دیگر بوده است. او در کنار گفته‌‌هایش یادی هم از هنرمندان قدیمی بنام محله می‌کند و می‌گوید: «هنرمندان مشهوری از محله سلسبیل و باشگاه البرز به دنیای سینما معرفی شدند که مردم با فیلم‌ها و نقش‌های آنها خاطرات بسیاری دارند. یکسری از بازیگران مثل «جمشید هاشم‌پور»، «اکبر عبدی» و... پای ثابت قهوه‌خانه خیابان رودکی و دیزی‌های آن بودند.»

سالن‌ها تقسیم شدند

به گفته این همسایه ما از دوران پهلوی، صنعت سینما در ایران جان گرفت و سینماهای بسیاری مانند سینما ایران، رکس، آتلانتیک، حافظ، سعدی و شهر قشنگ در کنار بقیه سینماهای درجه یک تهران جا گرفتند. در سینماهای درجه یک یا همان مولن‌رژها کمتر فیلم ایرانی پخش می‌شد و فیلم‌هایی مثل «هاشم خان» و «قیصر» ساخته «مسعودکیمیایی» از نخستین فیلم‌های ایرانی به نمایش در آمده بودند. آواز تغییر سلیقه مردم و کم شدن تماشاچی صندلی سینماها می‌گوید: «ظرفیت سالن‌های سینما چیزی حدود 750 نفر بود. در واقع سینما رفتن از نخستین تفریح‌های مردم بود. اما به مرور زمان و تغییر سبک زندگی همه چیز تغییر کرد. شاید نخستین دلیل آن دانلود کردن بهترین فیلم‌ها از اینترنت، تلویزیون و سیستم‌های تصویری جدید، سینما به خانه‌های مردم رفت. همین باعث کم شدن تماشاچی‌های سالن سینما شد. به همین دلیل کار بسیاری از سینماداران تعطیل شد. برای جبران این ضعف، سینماداران سالن‌هایشان را به سالن‌های کوچکی تقسیم کردند که همزمان فیلم‌های متفاوتی را نمایش می‌داد.» به گفته توانا اگر فیلم خوب بسازیم، مردم دوباره مثل سابق از سینماها استقبال می‌کنند و سینماها رونق دوباره می‌گیرد.

از مردم جا نمانیم

حال و هوای صحبت‌هایمان از سینما به تغییر سبک زندگی مردم می‌رسد. اینکه سلیقه مردم این روزها در تماشای فیلم حسابی تغییر کرده است. نکته‌ای که فیلمسازان زبردست باید به آن توجه کنند. او می‌گوید: «تفریح بیشتر مردم، جمعه‌ها گردش در لاله‌زار و تماشای فیلم در سینما بود. برای مثال در تهرانپارس یا میدان ونک سینماهایی داشتیم با پرده‌های بزرگ. اما حالا تفریح‌ها متنوع و بیشتر شده است. طبیعی است که دایره انتخاب بیشتر می‌شود. سلیقه و توقع مردم بالا رفته چون رسانه‌ها بیشتر شده‌اند. طبیعی است که نوع خواسته و نیازها با دورانی که هرچند خانواده یک رادیو داشتند متفاوت است. این یعنی باید با این پیشرفت اطلاعات و سطح زندگی مردم پیش رفت و از آن جا نماند.»

قهوه‌خانه پر از مشتری شده است. بسیاری از مشتریان اطلاعی از حرفه سابق این همسایه قدیمی نداشتند و محو شنیدن صحبت‌های آقا توانا و تحلیل‌هایش درباره حال و هوای سینما هستند. صدای اذان از رادیوی قهوه‌خانه شنیده می‌شود، توانا ما را بدرقه می‌کند و می‌گوید: «به امید رونق دوباره سینماها.»

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29536
منطقه ده
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۰:۰۱
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله