شهری که لبخند می‌زند

شهری که لبخند می‌زند

افسردگی یکی از بلاهای ناگزیر جامعه مدرن و فرزند ناخلف شهرنشینی است. این حرف من نیست. روان‌شناسان و جامعه‌شناسان نشسته‌اند عقل‌هایشان را روی هم گذاشته‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند انسان امروز زیر چرخ دنده‌های زندگی ماشینی دارد خرد می‌شود. همین حالا هم در همین تهران خودمان مدام آمار افسردگی را وجب می‌گیرند و عجبا کانه نرخ گرانی همین‌طور در حال افزایش است. به هر حال نتیجه زندگی بی‌تحرک در خانه‌های قوطی کبریتی عمودی بهتر از این نمی‌شود. حالا اینها را گفتم که برسم به اینکه همه جای دنیا یک بخشی از کار را داده‌اند دست شهرداری‌ها که کارشناسان و مدیران آن بنشینند نقشه بکشند و برنامه‌هایی‌ترتیب دهند که شادی و نشاط را تزریق کند زیر پوست شهر. حکایت شهرداری شهرخودمان هم توفیر زیادی ندارد. مدیریت شهری در سال‌های اخیر با ایجاد فضاهای شاد برای تفریحات سالم خانوادگی نقش ویژه‌ای در تزریق شادی به رگ‌های جامعه افسرده شهری داشته است. در سال‌های اخیر برگزاری سامانه‌های نشاط، جشن‌های ویژه ماه رمضان، انواع مسابقات ورزشی و جشنواره‌های بزرگ تفریحی و آموزشی مانند همین جشنواره «داستان تابستان» که در بوستان‌های تهران در حال برگزاری است، برنامه‌هایی است که علاوه بر اینکه‌کاری می‌کند افراد خانواده در کنار هم چند ساعتی را خوش بگذرانند، هوای جیب آنها را هم دارد و این شادمانی خرجی روی دست خانواده نمی‌گذارد.
اگر بپذیریم که وظایف شهرداری فقط به خدمات شهری محدود نمی‌شود و رخت مدیریت فرهنگی و اجتماعی هم به تن مدیران شهری زیباست، بنابراین ایجاد نشاط بین شهروندان باید در اولویت برنامه‌های شهرداری باشد. ناگفته پیداست که شهرداری تهران به این مهم رسیده است که خرج کردن برای تفریحات سالم و خانوادگی و تزریق آن به جامعه هزینه محسوب نمی‌شود؛ بلکه بهترین سرمایه‌گذاری است. نشاط اجتماعی یکی از نیازهای مهم انسان شهری در دنیایی است که فرصت نشستن لبخند روی لبان آدم‌ها را به راحتی آب خوردن از آنها می‌گیرد. زندگی در شهر خاکستری تهران با این همه هیاهو و انواع آلودگی‌های محیطی، صوتی و تصویری، ناخواسته روح افسرده‌ای به کالبد این شهر می‌دمد. اضطراب یکی از پیامدهای زندگی در این شهر شلوغ است و قطعاً همه اینها بر ارتباطات بین شهروندان سایه سنگینی می‌اندازد. پس چاره‌ای نمی‌ماند جز آنچه در سطرهای نخست این یادداشت آمد. البته این اندازه هم ساده لوح نیستم که خیال برم دارد با همین دو سه برنامه همه مشکلات بی‌تحرکی و افسردگی‌مان درز گرفته می‌شود؛ نه این‌طور نیست، اما لااقل می‌شود برای چند ساعت هم که شده لبخند را مهمان خانواده‌ای کرد که زیر بار مشکلات، گره‌های پیشانی‌اش همین‌طور بیشتر و بیشتر می‌شود.

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29260
روزنامه
سرویس: -
زمان مخابره: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۳:۱۹
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله