حکمتی که زن بدکاره به حضرت آیت الله گفت...

حکمتی که زن بدکاره به حضرت آیت الله گفت...

روز جمعه فرصتی شد تا خدمت آیت الله سید رضی شیرازی برسیم. حضرت استاد بیش از 50 سال است در محله یوسف آباد تهران ساکن و امام جماعت مسجد شفای محله اند. بسیار اهل علم و زهد و تقوا و مردمداری و رسیدگی به فقرا هستند.
 سید رضی از نوادگان میرزای شیرازی بزرگ است و به تعبیر خودش این روزها اگر توان جسمی اش اجازه دهد منظومه ملاهادی و شرح اسفار می گویند.
آقا سید به واسطه زندگی در محله ای غیرمسلمان، تا امروز صدها نفر را به اسلام دعوت کرده است. روش این بزرگوار نیز ارتباط عاطفی و محبتی در مسجد محله شان بود. این رابطه صمیمی با اهل محل باعث شده است بسیاری طی این سالها به دین حق مشرف شوند. در همین رابطه دفتری نیز از یادگاری تازه اسلام یافته ها در منزلش به رسم یادبود وجود دارد.
بسیار خوش مشرب و خنده رو و شوخ طبع و اهل مهمانداری و رسیدگی به مراجعه کننده است. اما در همین مجلس خاطره ای نیز از جد بزرگوار آقا سید یعنی
میرزای شیرازی بزرگ نقل شد که خواندنی است.
گفته می شود شبی که میرزا در منزل استراحت می کرده است، فردی پشت در خانه می آید و سید را می خواند. سید پشت در می رسد و به محض باز کردن درب خانه متوجه زن بدکاره ای می شود که به جهت کار و حاجتی رجوع کرده است. سید از دلنگرانی عقب عقب می رود و روی بر می گرداند.
زن بدکاره که متوجه این حال میرزای بزرگ می شود تک بیتی را با این مضمون می خواند؛
عندلیب یک گلستانیم از ما رخ متاب
آنکه رخسار تو را گل کرد ما را خار کرد
اما سید چنان تحت تاثیر این بیت حکیمانه قرار می گیرد که برای عاقبت بخیری زن دعا می کند. آن زن با همان دعا و توبه چنان کمالی پیدا می کند که سید بسیاری را برای رفع حاجت به دعای زن حکیم ارجاع می دهد.
این جلسه برایم خیلی ماندنی شد. هر دو ماجرا از یک جنس بود. هم تلاش استاد برای دعوت به دین حق و هم این ماجرای شنیدنی از جد بزرگوارشان. کل جلسه به همین دو نکته گذشت. دعوت به دین حق و دعوت به اخلاق دینی. یک جلسه در محضر عالم برای این دو نکته باعث شد مختصری درباره حکمت این روز تامل کنم.
همه ماجرای روزگار ما همین است. فصل مشترک ما انسان ها بسیار است. نقطه شروع اصلاح را باید بر فصل مشترک ها نهاد. انسانیت استاد و محبت و علقه های عاطفی نقاط روشن و مشترک تعاملی ما با دیگران است؛ حتا آنانکه خارج از دینند. آن زن بدکاره نیز به همان راز مشترک اشاره کرد و جد بزرگوار جناب سید را متاثر ساخت.
نقطه اشتراک ما همان نقطه ساختن است. نقطه وحدت است. موقف یکی شدن است. کافی است از بالا دیگران را نگاه نکنیم و بدانیم که قدرت ما در با هم بودن است.
جزء جزء این چمن آینه دار وحدت است
سایه از صد رنگ گل یک رنگ افتد بر زمین

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 29097
روزنامه
سرویس: -
زمان مخابره: شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۶:۰۳
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین
میراث اهل قلم
پایگاه اطلاع رسانی دولت
خبرگزاری دولت
فرارو
انتشارات کتاب مرجع
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
عصر ایران

چند رسانه ای

راهنمای محله