خانه عروسک‌های اقوام ایرانی در خیابان سعدی افتتاح شد

همه جمعند گلنار و نخودی و زن ارباب سیستانی

همه جمعند  گلنار و نخودی  و زن ارباب سیستانی

فاطمه عسگری نیا- حدود یک سال پیش شهرداری منطقه خبر از افتتاح موزه عروسک‌های بومی و فرهنگ ایرانی را داد. موزه‌ای که سرانجام با گشایش به انتظارها خاتمه داد. در این موزه به تمام نقاط ایران سفر می‌کنیم و پای قصه عروسک‌های‌ ریز و درشت اقوام ایرانی لذت می‌بریم. یکی در قامت مجسمه برایمان قصه می‌گوید و دیگری در قامت عروسک‌های پارچه‌ای و دست‌ساز زنان و دختران روستایی. خلاصه اینکه اینجا شهر قصه است. جایی که هم زن ارباب سوار بر شتر چوبی از شاخه‌های نخل قصه‌های بومی اهالی جنوب را همراه دارد و هم گلنار سیستانی‌ها همه را پای قصه عشق افسانه‌ای خود مهمان می‌کند.

تحفه 12 سال پژوهش در 22 استان
قصه موزه عروسک‌های ملل و عروسک‌های بومی ایرانی به سال 1393 برمی‌گردد. عروسک‌هایی که تحفه سفر 12 ساله جمعی از دوستداران فرهنگ بومی این سرزمین به 25 استان کشور است. عروسک‌های این موزه توسط «علی گلشن» و «مسعود ناصری» 2 پژوهشگر و سرمایه‌گذار علاقه‌مند به این حوزه جمع‌آوری شده است. گلشن می‌گوید: «تاکنون ما در ایران موزه عروسک و فرهنگ ایرانی نداشتیم. موزه‌ای که با زبان قصه و روایت بزرگ و کوچک، این سرزمین را با داشته‌های فرهنگی این سرزمین از دورترین تا نزدیک‌ترین مناطق آشنا کند. اما امروز این بستر در قلب تاریخی طهران فراهم شده است.» عروسک‌های اقوام ایرانی قبل از اینکه به خانه جدید اسباب‌کشی کنند در مکانی اجاره‌ای همسایه عروسک‌های ملل در موزه‌ای با همین عنوان در پاسداران بودند اما همین که تاریخ اجاره‌نامه موزه تمام می‌شود عروسک‌ها چمدان‌نشین می‌شوند تا اینکه رایزنی‌ها برای تأمین فضایی در منطقه ما به‌عنوان قطب گردشگری تهران شروع می‌شود. گلشن می‌گوید: «بعد از تأمین این فضا در 2 طبقه کار آماده کردن موزه و عروسک‌ها شروع شد؛ عروسک‌هایی که در ابعاد مختلف ساخته شده‌اند. بخشی را عروسک مجسمه‌های زنان با پوشش‌های سنتی تشکیل می‌دهد و بخش دیگر را عروسک‌های پارچه‌ای کوچک؛ عروسک‌هایی که پیش از این یک نمونه‌اش را در صندوقچه قدیمی مادربزرگم دیده بودم. عروسک‌های پارچه‌ای زیبایی که لباس‌هایشان از تکه پارچه‌های اضافی است و موی سرشان موی بز.»

قالی‌های قصه گو
از عروسک‌های خوشبوی گیاهان دارویی که بگذریم چشممان را قالیچه‌های منقوش به نقش‌های اسلیمی می‌گیرد؛ قالیچه‌هایی که شاید پیش از این نمونه‌هایشان را با همین نقش شیر ایرانی و زن و مرد زیاد دیده بودیم اما قصه‌هایشان را نمی‌دانستیم. فرش‌هایی که دیوار و کف موزه عروسک‌ها را تزیین داده‌اند. گلشن در حالی که با دست فرش 80 ساله منقوش به شیرین و خسرو را نوازش می‌دهد می‌گوید: «این فرش‌ها که عمدتاً به منطقه فردوس خراسان تعلق دارد پادری‌های افغان بافت هستند که تصاویر هرکدام حاوی قصه‌هایی برای بچه‌هاست. قالیچه‌هایی که شاید قبلاً زیاد به چشم دیده باشیم اما کسی قصه آنها را نداند.» راست می‌گوید؛ خوب که به طرح و نقشه این قالیچه‌ها نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که این طرح و نقش‌ها نمی‌تواند فارغ از قصه باشد؛ قالیچه‌ای مانند قالیچه شیرین و خسرو ایل قشقایی که به گفته گلشن قدمتی 80 ساله دارد و راوی قصه عشق این دو معشوق ایرانی است. 

 

دورهمی مجسمه خادمان و مروجان ادبیات کودک ایرانی
این موزه زیبا هر گوشه‌اش حرفی برای گفتن دارد. به‌خصوص وقتی به محفل خادمان ادبیات کودک ایرانی می‌رسیم. آنها عاشق ادبیات داستانی ایران هستند. شاید بهترین بخش این موزه برایشان همین بخش عروسک‌های خادمان، مروجان و پدیدآورندگان ادبیات کودک ایران باشد؛ جایی که می‌شود در آن مجسمه‌هایی از نویسندگان ادبیات داستانی کودک را دید. ناصری، پژوهشگر مدیر موزه عروسک‌ها و اقوام و فرهنگ ایرانی در این‌باره می‌گوید: «وجود عروسک شخصیت افرادی مثل عباس یمینی شریف، سراینده شعر یار مهربان که همه بچه‌های نسل امروز و دیروز در کتاب‌های فارسی‌شان با آن خاطره دارند یا جبار باغچه‌بان برای بازدیدکنندگان خیلی جالب است؛ ضمن اینکه در کنار این چهره‌های معروف کتاب‌های درسی شاهد حضور مجسمه‌هایی از هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده قصه‌های مجید هم هستیم.»

 

عروسک‌های گیاهان دارویی
یک بخش جالب این موزه عروسک‌های شکم گنده و خوش عطری است که به عروسک‌های گیاهان دارویی شهرت دارند. گلشن درحالی که یکی از این خاله قزی‌های پارچه‌ای را در دست می‌گیرد و بو می‌کند می‌گوید: «در این موزه، عروسک‌ها فقط به بچه‌ها معرفی نمی‌شوند. چون ما در قالب عروسک‌ها می‌کوشیم ظرفیت‌های مختلف کشور را هم به آنها نشان دهیم. در بخش عروسک‌های گیاهی بچه‌ها با انواع و اقسام گیاهان دارویی و خواص آنها آشنا می‌شوند. بعد می‌توانند خودشان عروسک‌هایی حاوی همین گیاهان را بسازند. به این شکل که داخل شکم عروسک‌ها را از گیاه دارویی که دوست دارند و با خواصش آشنا شده‌اند پر کنند.» به گفته او این عروسک‌های گیاهان دارویی می‌توانند هنگام خواب همراه بچه‌ها باشد و با عطر دل انگیزشان برای آنها آرامشی طبیعی به دنبال بیاورند. 

 

خاطره بازی با اسباب‌بازی‌های قدیمی
در طبقه زیرین این موزه زیبا جایی در نظر گرفته شده برای خاطره بازی با اسباب‌بازی‌های قدیمی که برای ما یادآور خاطره‌هایی هستند. جایی که می‌شود فارغ از هر دغدغه، این روزها ساعتی را در آن چرخید و خاطرات خوش کودکی برای دهه‌های 50 و 60 زنده شود. ناصری می‌گوید که همه این اسباب‌بازی‌ها را دوستان همین گروه فرهنگی اهدا کرده‌اند. همه افرادی که دلشان هنوز هم برای روزهای خوش کودکی می‌تپد. به گفته او این بخش برای اهدای اسباب‌بازی‌های قدیمی به این موزه توسط مردم همیشه استقبال می‌کند. بخشی که در آن هم سه‌چرخه‌های پلاستیکی گربه شکل دیده می‌شود و هم قلک‌های سفالی قدیمی و اسباب‌بازی‌های پلاستیکی که روزگاری من و شما با آن خاله بازی‌های کودکانه‌مان را هر روز تکرار می‌کردیم. 

 

زن ارباب سیستانی‌ها
گشتی در موزه می‌زنیم. عروسک‌هایشان هم مثل مردم هر منطقه با مهربانی از ما میزبانی می‌کنند. مردم قدیم چه دنیایی داشته‌اند؛ از خاک و پارچه و چوب دست‌ساخته‌هایی را به یادگار گذاشته‌اند که با زبان بی‌زبانی برایمان امروز راوی قصه‌هایشان هستند. یکی مثل عروسک‌های گلی یا همان اشترکوها که در گذشته‌های دور سیستانی‌ها با استفاده از خاک منطقه این عروسک‌های دست‌ساز را می‌ساختند اما امروز فقط یکی از این کارگاه‌ها آن هم در محله بهمنیه باقیمانده در کاوش‌های منطقه شهر سوخته تعداد زیادی از این عروسک‌ها پیدا شده است. در کنار این عروسک‌ها عروسک زن ارباب قرار دارد که با چادر سبزی که به سر کرده سوار بر شاخه‌ای از درخت نخل است که شکل و شمایلش بیشتر شبیه شترهاست. دختران بومی منطقه شعرهای زیادی برای این عروسک می‌خواندند: «بی‌بی‌آمده / بی‌بی که رمه‌های زیاد داره/ طلاهای زیاد داره...» 

 

گلنار قوم کرمانج
در میان تمام قصه‌ها و افسانه‌های بومی تنها لیلی و مجنون و شیرین و خسرو نبوده‌اند که اسم و آوازه‌شان گوش فلک را کر کرده است؛ مردم بومی خراسان هم برای خود افسانه‌ای دارند که حالا در قالب عروسک گلنار برای مردم در این موزه روایتش می‌کنند؛ عروسکی که با لباس‌های رنگارنگ و پارچه‌ای قصه یک عشق را روایت می‌کند؛ قصه‌ای که خیلی از بچه‌های کرمانجی سال‌ها آن را شنیده و با آن بزرگ شده‌اند. گلشن می‌گوید که «گلنار» عاشق پسری به نام «بهمن» می‌شود و خانواده‌اش بعد از اطلاع از این موضوع کوچ می‌کنند تا آنها به هم نرسند اما بهمن دست از تلاش برای رسیدن به گلنار برنمی‌دارد و با تحمل سختی‌های بسیار راهی کوه می‌شود برای پیدا کردن گلنار، این دختر کرد خراسانی. 

 

لباس‌های گل و دامن‌های پرچین
هر 2طبقه موزه زنان اقوام ایرانی در قالب عروسک مجسمه‌هایی انسان نما ایل و تبار بومی و منطقه‌ای را نشان می‌دهد و محفل قصه‌گویی خاصی را به راه انداخته‌اند. «سارا حسینی» سازنده این عروسک‌ها برای ساختن این عروسک‌ها به خیلی از مناطق سفر کرده است؛ پای درددل خیلی از زنان نشسته و قصه‌هایشان را شنیده است. می‌گوید: «شاید در ظاهر لباس 2طایفه لر به هم شباهت‌هایی داشته باشد اما جالب است که نوع بستن سربندها و حتی آرایش موی هر زن حکایت از فرهنگ و باورهای آن منطقه دارد که کوچک‌ترین اشتباهی در این زمینه می‌تواند موجب دلخوری اقوام شود. به همین دلیل سعی کرده‌ایم در بازدید از هر طایفه و قبیله نحوه دقیق این پوشش‌ها را استخراج کنیم.» برای آنکه دقیق‌تر متوجه حرف‌هایش شویم به گیس این عروسک مجسمه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «در زنان لر سمت لرستان حتماً باید گیس زنان بیرون از سربندها باشد در حالی که در زنان لر سمت کردستان این‌گونه نیست و بیرون بودن گیس زنان حتی توهین به آنهاست.»

 

نمایش سایه در موزه
درست است که موزه عروسک‌های اقوام ایرانی است اما در اینجا قرار نیست نه فقط عروسک‌ها به نمایش درآیند و نه شوی لباس از پوشش‌های سنتی اجرا شود. بلکه اینجا جایی است که قصه‌های کهن قبایل مختلف ایرانی قرار است از زبان قصه‌گوهای قهار روایت شود. یکی از بخش‌های جذاب این موزه نمایش سایه است؛ بخشی که همه زحمت آماده‌سازی ابزار و‌ آلاتش برعهده «مقداد ساداتی» است. جوانی که کارش تصویرگری کتاب کودک و طراحی اسباب‌بازی است و کارنامه درخشانی در این بخش دارد. او که امروز کنار دوستانش در موزه عروسک‌ها می‌کوشد با بهره‌گیری از شیوه قصه‌گویی سایه برای مراجعان قصه‌های کهن ایرانی را روایت کند می‌گوید: «قصه شامارا از جمله قصه‌هایی است که در این بخش روایت می‌شود. شامارا قصه پادشاه ماران است که کردهای کرمانج آن را قرن‌هاست برای بچه‌های خود روایت می‌کنند. در این قصه پسربچه‌ای با شاه ماران که نیمی انسان و نیمی دیگر از تنش مار است، آشنا و در طول قصه با فراز و نشیب‌های افسانه‌ای بسیاری روبه‌رو می‌شود که برای شنوندگان خرد و بزرگ بسیار جذاب است.»

 

عروسک‌های نخودی، کوچک‌ترین عروسک‌های موزه
در میان هیبت مجسمه‌های زنان اقوام ایرانی و دست‌سازه‌های پارچه‌ای فراوانی که در گوشه گوشه موزه عروسک‌های ایرانی به نمایش درآمده‌اند عروسک‌های نخودی و ‌ریز توجه همه را به خود جلب می‌کند؛ عروسک‌هایی که به گفته گلشن در قدیم برای بستن زبان عروس‌های نوجوان و کم‌سن و سال پای سفره عقد می‌گذاشتند: «این عروسک‌ها را که با کمک نخود درست می‌کردند پای سفره عقد می‌گذاشتند و به عروس می‌گفتند نباید تا وقتی که این نخودها حرف بزنند حرفی بزند. عروس بیچاره هم چشم به سفره می‌دوخت تا عروس‌های نخودی لب به دهان باز کنند. این می‌شد که حتی اگر عروس مخالف ازدواج هم بود نمی‌توانست تا بعد از خطبه عقد حرفی بزند.»

 

دوستی مردمان تاریخ در موزه عروسک‌ها
موزه عروسک‌ها یا خانه قصه‌های ایرانی هر گوشه‌اش پر از قصه است. یکی از بخش‌های جذاب و جالب این موزه عروسک‌های تاریخی آن است. عروسک‌هایی که تصاویرشان را پیش از این فقط در کتاب‌های تاریخی دیده بودیم. از مردان و زنان سلسله ساسانی تا هخامنشیان مقتدر از مادها تا ایلخانیان. با دست زدن به این عروسک‌ها و لمس آنها می‌توان سفری کرد به عمق تاریخ این سرزمین و با آداب و رسوم مردمشان آشنا شد. جایی که مردم همه دوره‌های تاریخی قرار است در دورهمی شاد و دوستانه‌شان فارغ از هر کینه و دشمنی قصه این سرزمین را برای بچه‌های امروز روایت کنند. آنقدر محو این عروسک‌های زیبا شده‌ایم که متوجه حضور راهنمای موزه نمی‌شویم. «الهه حریریان» بانویی خوشرو که با مهربانی از این بخش و کارکردش برایمان می‌گوید: «به این بخش ایستگاه تاریخ هم می‌گوییم؛ جایی که شخصیت‌های تاریخی از کتاب‌های تاریخ مدرسه بیرون آمده‌اند و برای بچه‌ها قصه‌های تاریخی را روایت می‌کنند. قصه‌هایی که با این عروسک‌ها برای بچه‌ها روایت می‌شود در ذهنشان ماندگارتر از درس‌های کتاب‌هایی است که تا به حال خوانده‌اند.» 

 

بانور و سالوک سیستانی‌ها
در گوشه دیگر موزه می‌توانیم قصه خوشبختی «بانور» و «سالوک» بلوچستانی را بشنویم؛ 2عشق تاریخی بلوچ که این روزها قصه عشقشان را با عروسک‌ها برای مردم روایت می‌کنند. گلشن می‌گوید: «این عروسک‌ها هدیه عروس‌ها و دامادهای بلوچ به بچه‌هایی است که در مراسم عروسی‌شان شرکت می‌کنند؛ عروسک زوجی که افسانه عاشقی‌شان چیزی کمتر از لیلی و مجنون نیست. آنها بعد از گذشت سالیان دراز و مشکلات مختلف سرانجام به هم می‌رسند و توزیع آن در مراسم عروسی بین بچه‌ها همراه با یک آرزوست و آن آرزوی رسیدن همه عشاق به همدیگر.» او می‌افزاید: «بلوچستان عروسک‌های دیگری هم دارد و آن دوتوک‌های بلوچی است؛ دختران کوچکی که موهایشان از موی بز است و پوششان از پارچه و چوب. در میان این عروسک‌های بلوچی سفال گلپورگان هم به نمایش درآمده است. سفالی که بدون استفاده از چرخ سفال و تنها با کمک دست از خاک سرخ موجود در منطقه ساخته می‌شودو به گفته گلشن تنها 2 منطقه در جهان این سفال‌ها را می‌سازند؛ یکی در ژاپن و دیگری در بلوچستان. سفالی که به تازگی در فهرست آثار ملی ایران هم به ثبت رسیده است.»

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 28921
منطقه دوازده
سرویس: دولت محله
زمان مخابره: شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۳:۵۲
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله