تاریخ شفاهی محله منصوریه به روایت ریش سفید‌ها

لک لک‌ها برای همیشه رفتند

 لک لک‌ها برای همیشه رفتند

سودابه رنجبر- «منصوریه و منگل» نام یکی از محله‌هایی است که امروز در تقسیمات شهری منطقه ما روی نقشه مشخص شده است اما پیش ازاین، یعنی تا حدود ۶۰سال قبل، «منصور‌آباد» محله‌ای بود در همسایگی محله منگل و هریک از آنها محله‌ای مستقل محسوب می‌شدند.

  «منصوریه و منگل» نام یکی از محله‌هایی است که امروز در تقسیمات شهری منطقه ما روی نقشه مشخص شده است اما پیش ازاین، یعنی تا حدود 60سال قبل، «منصور‌آباد» محله‌ای بود در همسایگی محله منگل و هریک از آنها محله‌ای مستقل محسوب می‌شدند. از نمادهای معروف منصور‌آباد قلعه ارمنی‌ها، کارخانه ماکارونی، کارخانه‌های سنگبری و دباغی‌های اطراف است که پشت به پشت هم قرار گرفته بودند. محله‌ای که باغ‌های سبزیکاری آن در تقابل با سنگبری‌ها نفس می‌کشیدند و زنده بودند. وجود کاریزها (قنات‌ها) و پر آب بودن سفره‌های زیر زمینی در این محله سبب شد تا جمعیت بومی از اطراف شهرری به این محله سرازی ر شود. البته به مرور زمان کارخانه‌های صنعتی زیادی در این محله، ساخته و در نهایت منصور‌آباد به محله‌ای صنعتی تبدیل شد. به مرور کارگران کارخانه‌های اطراف برای دسترسی آسان‌تر به محل کارشان، در منصورآباد ساکن شدند. به همین دلیل اهالی منصور‌آباد با فرهنگ‌های متفاوت و از قشرهای مختلف کنارهم جمع شدند. وجود کارخانه‌هایی که امروز بدون فعالیت رها شده‌اند هنوز یاد آن روزها را زنده می‌کند. روزهایی که تعداد کارخانه‌ها در این محله از تعداد خانه‌های مسکونی بیشتر بود.

منصور‌آباد یا منصوریه از جنوب به محله دیلمان(خیابان منتظری)ازغرب به محله جوانمرد قصاب و از شرق و شمال به محله صفائیه می‌رسد. نام منصور‌آباد روی هیچ کوچه و خیابانی نوشته نشده اما همچنان این نام زنده مانده است. در قدیم نام آدم‌هایی که باعث‌‌ آبادانی یک محله می‌شدند روی آن محله باقی می‌ماند و چه بسا که نام منصورآباد هم برگرفته از نام فردی باشد که سبب‌آبادی این محله شده است. «قاسم رحمتی» می‌گوید: «وقتی پی خانه‌ها را طی سال‌های 1330تا 1340حفر می‌کردند حداقل چندین اسکلت انسان از زیر خاک بیرون آمد. پدرانمان می‌گفتند اینجا قبرستان بود. این موضوع آنقدر در این محله عادی شده بود که ما در عالم کودکی با جمجمه‌های بیرون آمده از زیرخاک فوتبال بازی می‌کردیم.» پدر آقا قاسم «محمدعلی رحمتی» یکی از قدیمی‌های محله سال گذشته فوت کرده است. او هرچه از گذشته محله می‌داند نقل قول‌های پدرش است. می‌گوید: «منصور‌آباد اصلی در ضلع غربی خیابان فداییان اسلام بود. جایی که بیشتر به قلعه ارمنی‌ها معروف بود. وقتی سر خیابان مهر که امروز به نام شهید عزیز‌نژاد مزین شده است می‌ایستادیم نمای قلعه ارمنی‌ها پیدا بود. قلعه در بزرگ چوبی داشت. شغل مردان گاوداری بود. روزها گاوها را برای چرا به محله‌های مجاور می‌بردند. محله‌هایی که علف هرز بیشتری داشت. شب که می‌شد گاوها را داخل قلعه می‌بردند و دروازه را هم می‌بستند. ما آن موقع بچه بودیم برای خریدن شیر و ماست گاهی به قلعه ارمنی‌ها می‌رفتیم. با اینکه مردم مهربانی بودند اما سعی می‌کردیم بدون اجازه وارد قلعه‌شان نشویم.»


 

دکه چوبی و جریمه یک ریالی
رحمتی می‌گوید: «یکی از خاطراتی که پدرم تعریف می‌کرد ماجرای دکه چوبی بود. ظاهراً آن دکه چیزی شبیه به دکه‌های راهنمایی و رانندگی امروزی بود. پدرم می‌گفت دکه چوبی ابتدای خیابان قرار داشت و برای گرفتن گواهینامه موتور به آنجا مراجعه می‌کردند و شاید هم افرادی که در دکه می‌نشستند مبلغی را می‌گرفتند تا به موتورسواران اجازه رفت‌وآمد بدهند. آنها به هر بهانه‌ای موتورسواران را جریمه می‌کردند و همان موقع هم پول جریمه را می‌گرفتند. این قانون دکه بود و همه این موضوع را می‌دانستند و سعی می‌کردند کمتر گذرشان به این محدوده بیفتد. چون باید یک ریال می‌دادند.»

قدیمی‌ترین خانه
رحمتی چند خانه در اطراف خانه را نشان می‌دهد و می‌گوید: «منزل آقای طاهرزاده قدیمی‌ترین خانه این محله است. پدرم ابتدا درخانه آنها مستأجر بود.» همان‌طور که از آن روزها می‌گوید به سمت قدیمی‌ترین خانه محله می‌رود. «سکینه قندی» متولد سال 1316صاحب این خانه است. او می‌گوید: «کاریزهای زیادی از محله ما می‌گذشت. سطح سفره‌های آب زیرزمینی آنقدر بالا بودکه اگر 2متر چاه حفر می‌کردیم به آب می‌رسیدیم. یکی از همین کاریزها ازحیاط منزل ما می‌گذشت. همسرم خانه بزرگی ساخته بود که بیش از 6 اتاق داشت و هر اتاق را به یک خانواده اجاره داده بود. اگر کسی پول کمی داشت یا نمی‌توانست اجاره‌اش را بدهد خیلی سخت نمی‌گرفت. به یاد دارم که اجاره خانه را روزانه دریافت می‌کرد. سال1335حدود 5 ریال برای هر اتاق اجاره می‌گرفتیم.»قندی امروز قدیمی‌ترین ساکن این محله است. او به ابتدای خیابان اشاره می‌کند و می‌گوید: «امروز خودروها مثل برق و باد از خیابان می‌گذرند. آن روزها اینجا بیابان بود. چشم ما به این محدوده بود تا شاید درشکه‌ای یا گاری از این خیابان عبور کند. یک ریال می‌دادیم تا ما را به حرم حضرت عبدالعظیم(ع) برساند. بعدها منتظر اتوبوس‌های ۲طبقه سر ایستگاه می‌نشستیم. وقتی ما به این محله آمدیم تعداد خانواده‌های ارمنی از تعداد مسلمان‌ها بیشتر بود. ارمنی‌ها در ۲قلعه زندگی می‌کردند. آنها مردم خیلی خوبی بودند. آداب خاصی برای روزه گرفتن داشتند. روزه گرفتن آنها به این صورت بودکه گوشت نمی‌خوردند و فقط از گیاهان تغذیه می‌کردند.»سکینه خانم می‌گوید: «خدا بزرگان این محله آقایان اصغرعزیزنژاد و ناصر محمدی را رحمت کند. آنها در‌آباد کردن محله منصورآباد خیلی تلاش کردند. علاوه براینکه از مسئولان شهری کمک می‌گرفتند حتی از خودشان هم خرج می‌کردند.»«مرتضی طاهرزاده» دوست آقا قاسم است. هر دوی آنها در این محله متولد شدند و حالا دهه هفتم زندگی‌شان را می‌گذرانند. او از بازی‌های کودکانه‌شان در این محله این‌طور تعریف می‌کنند: «این محله پر شده بود از کارخانه‌های سنگبری و به همین دلیل دیگر سبزیجات با پساب کارخانه‌ها رشد نمی‌کرد و همه جا را علف هرز پوشانده بود. برای بازی بیشتر به سمت ریل قطار می‌رفتیم و منتظر می‌ماندیم تا قطار باربری بگذرد و سکه یک ریالی را زیر ریل قطار بگذاریم تا پهن و پول بزرگ‌تر شود و بتوانیم بیشتر خرید کنیم. غافل از اینکه همان پول هم از ارزش می‌افتاد و دیگر به درد نمی‌خورد.» آقامرتضی می‌گوید: «گاهی چاقو می‌گذاشتیم روی ریل قطار تا شمشیر درست کنیم.»

کوچه درختی یادگار قلمستان
خیابان‌ها و کوچه‌های اطراف صفائیه بسیار‌آباد و سرسبز بود اما منصور‌آباد به دلیل فعالیت کارخانه‌های دباغی و سنگبری و حتی کوره‌های آجر‌پزی با وجود گذر قنات‌ها خالی از سبزه و درخت بود. تا اینکه اهالی تصمیم گرفتند قلمه درختان کاج و زبان گنجشک را به خیابان همجوار با خیابان مهر بیاورند. حالا آن قلمه‌ها به درختان تنومند و بلند بالایی، تبدیل و خیابان همجوار خیابان مهر هم به خیابان درختی معروف شده است. 

 

خیابان 13یا قلعه ارمنی‌ها
برای رسیدن به قلعه ارمنی‌ها باید به ضلع غربی خیابان فداییان اسلام برویم. به خیابان «سرزعیم» می‌رسیم. کمتر عابری از آن عبور می‌کند. بیشتر از 10کارخانه بزرگ سنگبری در آن فعال هستند. سردرهای قدیمی و آجرچین‌های سردر کارخانه‌ها ما را به حال و هوای ۵۰سال قبل می‌برد. به خیابان سیزدهم می‌رسیم. به جایی که بیش از 100خانواده ارمنی در ۲قلعه مجاور هم زندگی می‌کردند. زن و مرد ارمنی کلاه‌های‌گردی برسر می‌گذاشتند و مردان همانقدر حجاب رعایت می‌کردند که زنهایشان. آنها وقتی از قلعه خارج می‌شدند به احترام مسلمان‌ها لباس‌های بلند‌تری می‌پوشیدند و روسری بزرگی به سر می‌گذاشتند. آنها بیش از 30سال است که از این قلعه نقل مکان کرده‌اند. حتی از دروازه قلعه ارمنی‌ها خبری نیست. البته اتاقک‌های به جا مانده از قلعه تغییر کاربری داده‌اند و امروز برای تفکیک بخشی از زباله‌های شهری استفاده می‌شود. 

 

کارخانه ماکارونی بهگو
اوج فعالیت کارخانه «بهگو» در دهه 1360بود. وقتی رقیبی نداشت و هرچه تولید می‌کرد در چشم برهم زدنی به فروش می‌رسید. حالا از آن کارخانه فقط سردر قدیمی آن مانده است که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. کنده‌کاری‌های موزون روی آجرچین‌ها و در و پنجره‌های قدیمی که به دلیل تخریب، قرینه آنها در آن سوی کوچه از بین رفته است. سرایدار این ساختمان یک تنه از سیلوهای خالی از آرد نگهداری می‌کند. «حسین مرعاتی» می‌گوید: «بیشتر کارگران کارخانه خانم‌ها بودند. بخشی از ماکارونی‌های تولید شده بدون بسته‌بندی و فله به فروش می‌رسید و مشتری‌های دائمی آن اهالی شهرری بودند. روزهای آخر هفته وقتی کارخانه را تمیز می‌کردند آداب خوشه چینی در کارخانه رعایت می‌شد. خانواده‌هایی که محتاج بودند وارد کارخانه می‌شدند و ماکارونی‌ها را از گوشه و کنار کارخانه جمع‌آوری می‌کردند و برای مصرف می‌بردند. حتی یک رشته ماکارونی روی زمین نمی‌ماند.» «والیه یزدانی» یکی از اهالی قدیمی محله می‌گوید: «از محله دولت‌آباد تا محله دیلمان ۲قابله کار می‌کردند؛ آبجی زبی(زبیده) و مریم ارمنی که هردو در کارشان مهارت داشتند.» او ادامه می‌دهد: «آبجی زبی خانمی لاغر اندام بود و بیشتر در محله صفائیه کار می‌کرد. مریم ارمنی در قلعه ارمنی‌ها زندگی می‌کرد و خانمی قوی‌هیکل و درشت‌اندام بود. به دلیل چاقی کند راه می‌رفت و برای آوردن او بالای سر زائو درشکه می‌گرفتند. به زائوهای محله‌های شمال خط آهن آبجی رسیدگی می‌کرد. مریم ارمنی هم به زائو‌های ضلع جنوبی چهارراه خط آهن می‌رسید.»میرزایی نگاهش را از خیابانی که به قلعه ارمنی‌ها ختم می‌شود برمی‌دارد و می‌گوید: «او خیلی از مواقع برای به دنیا آوردن نوزادان پولی درخواست نمی‌کرد و دستمزد او را به‌عنوان هدیه پرداخت می‌کردند. او تقریباً در تشخیص جنسیت و ماه بارداری هم بسیار ماهر بود.»

دودکش یادگاری
«تقی طاهری‌روزبهانی» متولد 1315 و بناست. او می‌گوید: «بیشترخانه‌های این اطراف خیلی قدیمی نیستند اما در بین آنها خانه‌هایی هست که هنوزهم تیر چوبی دارند. بیشتر این خانه‌ها را خودم ساخته‌ام.»طاهری به دودکش(میل) باقی مانده از کوره‌های آجرپزی اشاره می‌کند که در فضای مجموعه ورزشی قمربنی‌هاشم(ع) باقی مانده است و می‌گوید: «ما ۵۰سال همسایه این دودکش بودیم. در تمام این سال‌ها هوا را آلوده می‌کرد. حالا چند سالی است که خاموش شده است.»طاهری توضیح می‌دهد که از سه راه فرح‌آباد سابق تا پل سیمان کوره‌های آجرپزی کار می‌کردند: «کوره‌ای که در همسایگی ما بود دودکش بلندی نداشت. بنابراین آلودگی بیشتری را ایجاد می‌کرد. این دودکش مناسب آجر‌پزی نبود و بعدها برای هدایت دود کارخانه چرم‌سازی مورد استفاده قرار می‌گرفت. از آن روز به بعد بوی تعفن مهمان خانه‌های ما شد. هنوز هم می‌توان سوراخ‌ها و لوله‌هایی را که به کوره وصل شده بود مشاهده کرد. 3دیگ بخار مخصوص چرم‌سازی به دودکش وصل بود. چرم ساخته شده این کارخانه برای ساخت پوتین سربازان استفاده می‌شد.»حالا این دودکش به‌عنوان نماد کوره‌های آجر‌پزی در دل یک بنای مدرن حفظ شده و مجسمه‌ای هم از یک لک لک روی دودکش ساخته شده تا یادمان نرود زمانی لک لک‌ها مهمان‌های همیشگی ری بودند اما با آلودگی‌های زیست‌محیطی برای همیشه رفتند. 

محل گذر شتربان‌ها
«قدرت‌الله ‌میرزایی» 60 ساله بیشتر از 45سال است که در خانه‌ای در کوچه مهر زندگی کرده است. می‌گوید: «در همین کوچه ازدواج کردم. اقوام ما در این کوچه بودند. به ما کمک کردند تا بتوانیم مراسم عروسی را برگزار کنیم. البته باشگاهی در انتهای همین کوچه بود که آقای ناصر محمدی در آن رشته‌های ورزشی مختلف به‌ویژه کشتی را راه‌اندازی کرده بود و هر وقت کسی برای برگزاری مراسم عروسی به او مراجعه می‌کرد باشگاه ورزشی را در اختیارش قرار می‌داد.» قدرت‌الله ‌حدود 60 ساله است. او می‌گوید: «خانه ما سر خیابان مهر بود. همیشه با صدای زنگوله شترها که میوه و تره‌بار از میدان‌های شوش و صفائیه به میدان‌های بار‌فروشی شهرری می‌آوردند بیدار می‌شدیم.»

 

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 28246
منطقه بیست
سرویس: زیر پوست محله
زمان مخابره: دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۳:۴۲
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله