حاشیه‌نگاری از مسابقه پیشکسوتان فوتبال محله که به یاد شهدای آتش‌نشان برگزار شد

نبرد ستاره‌ها به یاد شهدای پلاسکو

نبرد ستاره‌ها به یاد شهدای پلاسکو

زهرا اردشیری- روزگاری منطقه ما مهد زمین‌های خاکی و ستاره‌های برخاسته از این زمین‌ها بود. هنوز هم گاهی رقابت‌هایی در زمین‌های خاکی باقیمانده برگزار می‌شود تا یاد و خاطره گذشته‌ها زنده نگه داشته شود. حالا هم برای تهیه گزارش به یکی از این رقابت‌ها آمده‌ایم. تماشای فوتبال لذت‌بخش است اما اگر بدانی این مسابقه به یاد شهدای آتش‌نشان پلاسکو برگزار شده است ذوق و شوقت از دیدن بازی بیشتر هم می‌شود. اینجا زمین چمن بوستان «هفتم‌تیر» است و قرار است اختتامیه مسابقات پیشکسوتان در محله «صاحب‌الزمان»(عج) برگزار شود. دورتادور زمین پر از افرادی است که دیدن مسابقه را از دست نداده‌اند و خود را از دور و نزدیک به اینجا رسانده‌اند. ما هم به تماشای مسابقه تیم هم‌محله‌ای «شهدای دولاب» و تیم پیشکسوتان «راد» از منطقه ۱۲ می‌نشینیم. مسابقه دلچسبی که در حضور آتش‌نشانان منطقه برگزار شده است.

پیش از رقابت‌

ساعت 18 است. جوان‌ها پشت میله‌های سبزرنگ زمین چمن ایستاده‌اند و منتظرند در ورودی زمین چمن باز شود و مسابقه را تماشا کنند. یکی می‌گوید: «خدا کند علی پروین هم بیاید.» و یکی دیگر می‌گوید: «گفته‌اند محمدحسن انصاری‌فرد هم می‌آید.» و آن یکی که جوان‌تر است می‌گوید: «با این سن و سال‌ها هنوز هم می‌توانند بدوند و بازی کنند؛ هرچه می‌کشیم از تنبلی است. در ورودی باز می‌شود. نگاهمان می‌افتد به دورتادور زمین. پیرمرد 60، 70 ساله‌ای که روی عصایش تکیه داده و منتظر شروع بازی است. چند مرد میانسال دیگر هم کنارش ایستاده‌اند. نزدیکش می‌شویم. می‌شنویم که می‌گوید: «یادش بخیر آن روزها. عجب دورانی بود. چمن نبود که زمین خاکی بود. دلم شاد می‌شود یاران قدیمی را دوباره می‌بینم.» یکی دیگر می‌گوید: «دمشان گرم. به هرکجا که رسیدند محله‌شان را فراموش نکردند. هر چند وقت یک‌بار می‌آیند همین‌جا در زمین خاکی‌های منطقه بازی می‌کنند.»

غوغای انصاری‌فرد

ساعت 18:30 عصر است. زمین چمن بوستان هفتم‌تیر لحظه‌به‌لحظه شلوغ‌تر می‌شود. صدای سوت و کف زدن جوان‌ها می‌آید. اعضای تیم راد زودتر وارد زمین می‌شوند و خودشان را گرم می‌کنند. جوان‌ها آمده‌اند وسط زمین و بازار سلفی داغ است. اما سن و سال‌دارها مدل عکس گرفتنشان فرق می‌کند. شق‌ و رق کنار رفقای قدیمی‌شان می‌ایستند. دست‌ها را پشت کمرشان می‌گذارند و سینه را جلو می‌دهند. بازیکنان گروه شهدای دولاب هم یکی‌یکی وارد زمین می‌شوند. با آمدن «محمدحسن انصاری‌فرد» به داخل زمین غوغایی به پا می‌شود. از بین چهره‌های فوتبالیست‌های پیشکسوت تک‌وتوک را می‌شناسیم اما جالب است که قدیمی‌ها همه‌شان را با نام و نشان و تیم‌هایی که بازی کرده‌اند نام می‌برند.

آغاز رسمی مسابقه

ساعت 19 است. مسابقه کاملاً رسمی با خواندن سرود جمهوری اسلامی ایران و انتخاب زمین توسط کاپیتان‌ها شروع می‌شود. سوت شروع بازی را زده‌اند. قرار است 2 نیمه 25 دقیقه‌ای داشته باشیم. هیجان بازی خیلی زود بالا می‌گیرد.

نخستین گل به نفع ما

ساعت 19:11 است که نخستین گل بازی را «محمود دیانی» از تیم شهدای دولاب وارد دروازه حریف می‌کند. خوشحالی بعد از گلشان به شیوه قدیمی خودشان است. همدیگر را بغل می‌کنند و چیزی را با صدای بلند می‌گویند. هیجان بازی بیشتر می‌شود. مربی تیم راد کنار زمین با صدای بلند می‌گوید: «رضا! فرامرز! سفت‌وسخت بازی کنید.» اما اهالی منطقه از جلو افتادن تیم منطقه‌شان خیلی خوشحال هستند و صدای دست‌ها قطع نمی‌شود. پیرمردی کنار ما نشسته است. به جوانی که کنارش ایستاده و انگار نوه‌اش است می‌گوید: «این محمود که گل را زد هم‌محله‌ای‌ ما بود. دقیقاً همسن من است. با هم یک مدرسه درس خواندیم. نگاه کن من چقدر درد و مرض دارم و محمود خداراشکر با این سن و سال چطور مثل جوان 18 ساله می‌دود. تأثیر ورزش است بابا جان. به همین دلیل می‌گویم ورزش کن.»

ماجرای نیمه بازی و بعد از آن

ساعت 19:30 عصر است و بازی به نیمه رسیده. هدایایی به بازیکنان و مهمانان داده می‌شود. بازیکنان سراغ آتش‌نشانان می‌آیند و از آنها دلجویی می‌کنند. ساعت 19:45می‌شود. نیمه دوم مسابقه شروع شده. هر دو تیم باقدرت بیشتری بازی می‌کنند. تیم راد در تلاش برای زدن یک گل و تیم شهدای دولاب در تلاش برای حفظ جایگاهش به‌عنوان برنده میدان است. نیمه دوم گلی ندارد. بازی به دقایق آخرش نزدیک می‌شود اما هیجان تماشاچیان تمامی ندارد. سوت پایان بازی را که می‌زنند صدای تشویق تماشاچیان، بلند و تیم منطقه ما برنده میدان می‌شود.

نوستالژی‌ها کنار یاران قدیمی

ناصر جباری

از آن پرسپولیسی‌های دوآتشه است. خیلی از جوان‌ها به عشق او پرسپولیسی شده‌اند. حتی وقتی پای ثابت تیم پرسپولیس هم ‌بازی می‌کرد بازی در زمین خاکی‌هایش ترک نمی‌شد. «ناصر جباری» می‌گوید: «از بچگی در همین زمین خاکی‌ها بازی کردیم و بزرگ شدیم این بازی‌ها علاوه بر یک مسابقه برای ما حس نوستالژی هم به همراه دارد. همه ما از کودکی کنار هم بودیم. من در این زمین‌ها بزرگ شده‌ام. همین زمینی که الآن می‌بینید چمن شده است قبلاً خاکی بود. ما خودمان وقتی بچه بودیم می‌آمدیم بازی پیشکسوتان را از کنار زمین نگاه می‌کردیم و دلمان می‌خواست مثل آنها باشیم. فکر می‌کنم این بازی‌ها تأثیر زیادی روی جوان‌ها داشته باشند. چون بالاخره افرادی مثل ما که در همین محله‌ها بزرگ شده‌ و در تیم‌های باشگاهی بازی کرده‌ایم و حالا با اینکه سن و سالمان زیاد شده است بازهم سرحال هستیم می‌تواند یک الگو باشد.»

دیدارها تازه می‌شود

محمدحسن انصاری‌فرد

علاقه عجیب‌وغریب اهالی منطقه به او زبانزد است. وقتی وارد زمین می‌شود صدای جیغ و دست جوان‌ها بلند می‌شود. خیلی‌ها تا آخر بازی اسمش را صدا می‌کنند. تنها کسی است که حتی یک دقیقه هم میان 2 نیمه استراحت نمی‌کند و پای ثابت سلفی جوان‌ترهاست. «محمدحسن انصاری‌فرد» می‌گوید: «این بازی‌ها علاوه بر اینکه برای جوان‌ها خیلی جذاب است و می‌تواند علاقه زیادی در آنها به وجود آورد برای فوتبالیست‌ها هم یک نوع دلگرمی است که اگر روزی سن و سالی پیدا کردند و دیگر نتوانستند بازی کنند مورد بی‌توجهی قرار نمی‌گیرند و مردم همچنان دوستشان دارند. البته تشکیل تیم‌های محلی اتفاقی شگفت‌انگیز است. چون همه ما از بچگی با هم بچه‌محل بودیم. هم‌تیمی شده‌ایم و حالا باز هم دور هم جمع شدیم و دیدارها تازه می‌شود.»

پیرمردهایی که باذوق به تماشا آمده‌اند

مسعود سیفی

در سال 1999نخستین دوره بازی‌های قهرمانی فوتسال آسیا نام «مسعود سیفی» به‌عنوان دروازه‌بان این تیم سر زبان‌ها افتاد. او حالا هم دروازه‌بان تیم راد است اما امروز به دلیل مصدومیت نمی‌تواند بازی کند و از کنار زمین‌بازی را تماشا می‌کند. می‌گوید: «کاش می‌رفتید از بیرون زمین چمن مقابل بوستان عکس می‌گرفتید. جای پارک ماشین نیست. خیلی‌ها از دور و نزدیک برای تماشا آمده‌اند. کنار زمین پیرمردهایی را می‌بینم که شاید در حالت عادی برای چند ساعت نتوانند بنشینند اما الان ساعت‌هاست روی یک صندلی سخت نشسته‌اند و با شوق‌وذوق مسابقه را تماشا می‌کنند.» او ادامه می‌دهد: «تابه‌حال در زمین چمن این محله بازی نکرده بودم. به نظرم تماشاچی‌های بسیار باذوقی دارد.»

 

زین خاکی‌ها را خراب کردند

حسین شمس

مگر می‌شود اهل ورزش ‌باشی و «حسین شمس» را نشناسی؟ مربی تیم فوتسال؛ همان کسی که تیم‌ملی فوتسال ایران با مربیگری او در جام‌جهانی درخشید. او اهل منطقه ماست. می‌گوید: «این منطقه پر از زمین خاکی بود. دلیل اینکه این‌همه ستاره از دل این منطقه برخاسته به‌خاطر همین زمین خاکی‌ها بود. متأسفانه همه را خراب کرده‌ و جایش ساختمان ساخته‌اند. شاید الآن برایتان جالب باشد که این جمعیت برای تماشای فوتبال آمده‌اند اما ما از این صحنه‌ها زیاد در این منطقه دیده‌ایم. هر وقت مسابقات محلی داشتیم دورتادور زمین پر از پیر و جوان بود. علاوه بر آن این بازی‌ها مخصوصاً اگر چهره‌های ورزشی مشهور بیایند برای اهالی منطقه به‌خصوص جوان‌ها بسیار جذاب است.»

عموحیدر نخستین تیم منطقه را داشت

حیدر فروغی

همه او را «عموحیدر» صدا می‌کنند. انصاری‌فرد و جباری، او را به ما نشان می‌دهند و اصرار دارند که حتماً با او صحبت کنیم. می‌گویند: «او نخستین مربی بچه‌های این تیم است. «حدر فروغی» که تیم «شهید فروغی» را راه انداخته می‌گوید: «این فوتبالیست‌ها را که می‌بینید اکثرشان نوجوان بودند که به تیم من آمدند. من و برادرم هر دو تصمیم گرفته بودیم یک تیم راه بیندازیم و افرادی مثل ضیاء عرب‌شاهی و همین آقایان انصاری‌فرد و جباری در تیم من بازی می‌کردند. وقتی برادرم شهید شد نام تیم را عوض کردم و شهید فروغی گذاشتم. هنوز هم همان بچه‌ها که هر کدامشان در تیم‌هایش معروف بازی کرده‌اند در تیم من بازی می‌کنند.»

نتیجه یک همکاری دسته‌جمعی

قاسم قدیمی

از چند ساعت مانده به شروع به بازی تا انتهای بازی یک نفر مدام در حال هماهنگی است و برای تماشای یک بازی خوب تمام تلاشش را می‌کند. «قاسم قدیمی» شورایار محله صاحب‌الزمان(عج) می‌گوید: «برایمان خیلی مهم بود که این بازی قرار است در محله ما برگزار شود و مهمانان زیادی به این محله می‌آیند. طی چند روز اخیر مدیر محله همراه اهالی سرای محله صاحب‌الزمان(عج) تلاش زیادی برای بهتر برگزار شدن این بازی کرده‌اند. خوشبختانه استقبال خوبی هم شده و خوشحالیم که توانستیم پیشکسوتان منطقه را دور هم جمع کنیم.»

یا فوتبالیست یا کشتی‌گیر

احمد حسینی

مدیر زمین چمن هفتم‌تیر است. از آنهایی که تا نزدیک قرارداد با باشگاه پرسپولیس هم رفت اما بد اقبالی آورد و برای همیشه از ورزش حرفه‌ای کناره گرفت. «احمد حسینی» می‌گوید: «ما هم مثل این بچه‌ها یک روز پا به توپ بودیم. ولی نتوانستیم حرفه‌ای فوتبال را دنبال کنیم. اما همیشه تیم‌های خودمان را در زمین خاکی‌ها داشتیم. قدیم‌ها در منطقه ما به ورزش خیلی اهمیت می‌دادند. به همین دلیل بیشتر بچه‌ها یا کشتی‌گیر بودند یا فوتبالیست.»

تسکین دل آتش‌نشانان است

محمد تنها

«محمد تنها» آتش‌نشان می‌گوید: «ما آتش‌نشانان وقتی می‌بینیم بعد از گذشت مدت زیادی هنوز هم مردم به آتش‌نشانان و شهدای پلاسکو لطف دارند و یادشان را زنده نگه می‌دارد واقعاً خوشحال می‌شویم. بازی پیشکسوتان برای زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدای آتش‌نشان باعث شادی و تسکین آتش‌نشانان و خانواده آنها می‌شود.»

نشاط به محله تزریق شد

سرگرد خدابخش سلطانی

سرگرد «خدابخش سلطانی» نماینده نیروی انتظامی در این دیدار می‌گوید: «هرچقدر این کارهای فرهنگی و ورزشی بیشتر شود ما در بوستان‌ها و مناطق کمتر شاهد ایجاد جرم و جنایت خواهیم بود. جوان‌های ما هنوز هم دلشان برای قهرمانان ورزش می‌تپد و پیام آنها را زودتر درک می‌کنند. جالب است بدانید همزمان با بازی پیشکسوتان در بوستان هفتم‌تیر جوانان زیادی مسابقه والیبال و فوتبال گذاشته‌اند. این در حالی است که در روزهای گذشته این افراد در بوستان گوشه‌ای نشسته بودند. این یعنی انگیزه و نشاط به محله تزریق شده است.»

خانواده مهرورز خوشحال شدند

علیرضا گل ‌و بلبل

«علیرضا گل‌وبلبل» یکی دیگر از آتش‌نشانان منطقه ماست. بااینکه امروز روز‌کاری‌اش نیست اما خودش را برای قدردانی از پیشکسوتان که برای شادی روح رفقای او پا به توپ شده‌اند رسانده است. می‌گوید: «شهید مهرورز از دوستان نزدیک من بود. خانواده او وقتی فهمیدند پیشکسوتان منطقه به خاطر آنها امروز مسابقه می‌دهند بسیار خوشحال شدند. ما هم خیلی خوشحال شدیم وقتی این هیجان و زمین چمن را دیدیم که با عکس دوستان آتش‌نشانمان آراسته شده است.»

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 28236
منطقه چهارده
سرویس: دولت محله
زمان مخابره: دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۷:۰۴
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله