سیدجواد ذبیحی و چارپایه تکیه درکه

سیدجواد ذبیحی و چارپایه تکیه درکه

دوست بزرگواری تعریف می کرد در یکی از کشورهای خارجی و در کافه ای قهوه درخواست کردم. وقتی زمان حساب و کتاب رسید متوجه شدم هرقهوه را ۴ برابر قیمت معمول حساب کرده است. بعد از اعتراض، متوجه شدم این کافه جائیست که فلان سیاستمدار محبوب مدتی را برای نوشیدن قهوه انتخاب کرده است. اتفاقا میز کناری هم برای "یادنشان" هنرمند فقید دیگریست و آن یکی یادبود یک مبارز اجتماعی و ... فهمیدم به یک کافه تاریخی و باهویت آمده ام. اینجا یادمان "خوش هویت" شهرست. ترجیح دادم مجدد قهوه سفارش دهم و اینبار گوئی طعم قهوه هم تغییر کرده بود. طعم تلخ قهوه با شوق و شعفی شیرین.
مدتی پیش سری به تکیه بزرگ و چند صدساله محله اوین زدیم. تکیه ای که داستان هایی داشت شنیدنی....گفتند و شنیدیم تا رسید به قدمت چهارپایه ای مستقر و تاریخی در میانه تکیه.
چهارپایه‌ای که عمری به خاک پای پیرغلامان و نوحه خوان های شهر حرمت یافته است.
از حاج اکبرناظم روی این چهارپایه رفتند تا ....تا استاد سید جواد ذبیحی.


عجب ارج و آبرویی.
خاک چهارپایه عز و عزت داشت. میمنت گرفته و مقدس و متبرک به نام اهل بیت. خاکش را به جبین سودیم. گوئی یک عمر پای این چهارپایه ایستاده و عزا گرفته ایم. گوئی محبت پرسابقه
روضه‌خوان ها به رگ رگ این چهارپایه سنگی نشسته است.
اما سید جواد...
خاطرات معنوی یک شهر با نام سیدجواد ذبیحی انیس و محشورست.
سید جواد همان مرد خوش الحان و نیکو طنینی ست که با آواز آسمانیش یک عمر مدح آل الله را از تکیه اوین و درکه تا رسانه طاغوت امتداد داده است.
به قول حاج‌منصور ارضی آن‌روز که روضه خوانی قدغن بود سیدجواد در رادیو و برنامه برگ سبز مدح و منقبت می خواند.
تا مدتها برایم سوال بود که سیدجواد ذبیحی را باید چطور تحلیل کرد؟ مدح اهل بیت یا همکاری با نظام طاغوت؟
یک جور دیگر سوال کنم؛ ذبیحی را با ترور اول انقلاب به جرم همکاری با طاغوت تحلیل کنم یا خاطرات معنوی و شرافتمندانه مردم شهر؟
خیلی حیرت نداشت. مردم هرزمان مردم همان زمانند. آدمها را با خودشان باید مقایسه کرد.
ارزش آدمها،  عمل به آن چیزی‌ست که می دانند نه آنچه نمی دانند.
سید جواد ذبیحی را وقتی به رادیو دعوت کردند شرط کرد بی ساز و طرب می خوانم. هرشعری را هم نمی خوانم. به حرمت سیادتش اسم برنامه را برگ سبز گذاشتند و یک عمر هرچه خواند،
عارفانه‌هائی در مدح و منقبت انسان کامل بود.
عمل و تعصب به آنچه اعتقاد داشت و می دانست، صدایش را خرج معنویت مردم کرد و نامش را جاودانه تاریخ شهر. حالا در حسینیه بزرگ اوین وقتی متوجه منبر اشک و ندبه سیدجواد شدم، خنکی این هویت پر سرور را احساس کردم.
ما می رویم اوست هوالباقی السلام
دنیا به نام آل حسین است ... والسلام

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 28216
روزنامه
سرویس: -
زمان مخابره: یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۱:۳۶
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله