قهرمان پرتاب دیسک پارالمپیک هم‌محله‌ای ماست

تکتاز همچون هاجربانو

 تکتاز همچون هاجربانو

مریم قاسمی- نوشتن درباره «هاجر تکتاز» بانوی نابینای عضو تیم‌ملی دوومیدانی و قهرمان چند دوره از مسابقات جهانی و پارالمپیک کار ساده‌ای نیست. این بانوی هم‌محله‌ای تنها یک قهرمان ورزشی نیست. وقتی با او بیشتر حرف ...

  نوشتن درباره «هاجر تکتاز» بانوی نابینای عضو تیم‌ملی دوومیدانی و قهرمان چند دوره از مسابقات جهانی و پارالمپیک کار ساده‌ای نیست. این بانوی هم‌محله‌ای تنها یک قهرمان ورزشی نیست. وقتی با او بیشتر حرف می‌زنیم، هاجر را قهرمان کار و زندگی نیز می‌دانیم، چراکه او با وجود معلولیت از ناحیه چشم، استعداد و توانمندی‌هایش را شناخته و با توکل بر خدا و حمایت خانواده‌اش به چهره‌ای موفق و تأثیرگذار در جامعه تبدیل شده است. فردی که روی پای خودش ایستاده و دست نیاز پیش کسی دراز نمی‌کند. شاید بسیاری از قهرمانان ورزشی را بشناسید که تنها در همان رشته ورزشی به‌صورت حرفه‌ای و با حقوق و مزایای بالا فعالیت می‌کنند، اما هاجر تکتاز، بانوی غیرتمند و با اخلاقی است که با وجود معلولیت و قرار گرفتن در فهرست قهرمانان ملی برای گذراندن زندگی کار و تلاش می‌کند و از کمک به همنوعان و افراد عادی جامعه لذت می‌برد. سبک زندگی و اخلاق ورزشکار هم‌محله‌ای از زوایای گوناگون قابل تأمل است و جذابیت دارد و نکته مهم اینکه در بخش‌های مختلف زندگی هاجربانو می‌توان روزنه و روشنایی ایمان و توسل به خدا را احساس کرد. در ادامه مطلب با فرازو نشیب زندگی «هاجر تکتاز» قهرمان چند دوره از مسابقات پارالمپیک جهان آشنا می‌شوید. 

 بچه شر و شوری بودم، اما...
«وقتی به دنیا آمدم دچار عارضه کم‌بینایی بودم. بنابراین دوران کودکی و نوجوانی را در مدارس عادی در کنار دیگر بچه‌ها گذراندم. آن وقت‌ها بچه پرشرو شوری بودم و معلم‌ها من را به‌عنوان دانش‌آموز شلوغ می‌شناختند.» «هاجر تکتاز» متولد 22 مهر سال 1355 است و تحصیلات دانشگاهی دارد. او با اینکه در دوران کودکی و نوجوانی بچه بازیگوش کلاس درس و مدرسه بوده، اما استعداد خوبی در زمینه کسب علم و دانش داشته و توانسته در یکی از رشته‌های حساس دانشگاهی یعنی روان‌شناسی کودکان استثنایی تحصیل کند و با رتبه و نمره خوب در مقطع کارشناسی فارغ‌التحصیل شود. او با گذری بر ایام گذشته می‌گوید: «متأسفانه پزشکان در زمان کودکی‌ام در درمان من کوتاهی کردند و با این کار در20 سالگی نابینای مطلق شدم. پذیرفتن این واقعیت برای من خیلی سخت بود و برای همین مدتی گوشه‌گیر و منزوی شدم. حتی ارتباطم با دوستانم کم شده بود و فکر می‌کردم که دنیا به سرآمده است، اما در واقع این‌گونه نبود و به مرور زمان روزنه‌های امید در زندگی‌ام راه پیدا کرد.»هاجر بانو وقتی بینایی‌اش را از دست می‌دهد، خودش را به پروردگار نزدیک‌تر احساس می‌کند. همان زمان از خدا می‌خواهد که مسیر روشنی مقابلش بگذارد تا بتواند استعداد و توانایی‌هایش را به دیگران نشان دهد و از طرف دیگر شکرگزار نعمت‌های الهی باشد.

 اصلاً ورزش را دوست نداشتم
«‌در دوران درس ومدرسه کمتر پیش می‌آمد که زنگ ورزش در کنار همکلاسی‌ها و دوستانم در حیاط مدرسه ورزش کنم. فکر می‌کنم آن زمان اصلاً ورزش را دوست نداشتم. شاید به دلیل کمبود امکانات و عدم تنوع رشته‌های ورزشی مدرسه بود، اما به هر طریق آن زمان نتوانستم ارتباط خوبی با ورزش پیدا کنم تا اینکه اتفاق تازه‌ای برایم افتاد.» قهرمان نابینایان جهان در رشته‌های دوومیدانی و پرتاب دیسک با بیان این مطلب اضافه می‌کند: «فراموش نمی‌کنم خانم حاجی‌زاده، دبیر ورزش مدرسه نقش بسیار زیادی در زندگی‌ام داشت. او متوجه شده بود که با از دست دادن کامل بینایی چشمانم، از بچه‌ها دوری می‌کنم و احوال خوبی ندارم، بنابراین مدام با حرف‌ها و صحبت‌هایش مرا تشویق می‌کرد تا اینکه خبر مهمی به من داد. «الهام» یکی از دوستانم که در رشته پرتاب دیسک فعالیت می‌کرد و جزو اعضای تیم دوومیدانی و پرتاب دیسک و وزنه اداره آموزش و پرورش منطقه بود، متأسفانه به دلیل بیماری سخت دیگر قادر نبود با تیم منطقه همکاری کند، برای اینکه باید به مداوای خود می‌پرداخت و دکترها او را از ورزش منع کرده بودند. بنابراین آموزگارم پیشنهاد کرد که به جای او در مسابقات شرکت کنم، من هم به این شرط پذیرفتم که تا زمانی در تیم باشم که ‌‌الهام به سلامت برگردد.»تکتاز ادامه می‌دهد: «با اینکه شناختی از رشته‌های دوومیدانی به‌ویژه پرتاب وزنه و دیسک نداشتم اما برای اینکه شرمنده الهام و مربی مدرسه‌ام نشوم، تلاش کردم و در نخستین مسابقات کشوری در ماده پرتاب دیسک مقام اول و در پرتاب وزنه مقام دوم را به دست آوردم. با این حال خوشحال نبودم و دعا می‌کردم که همکلاسی‌ام زود درمان شود و بتواند دوباره ورزش کند. اما انگار قرار نبود که الهام به این زودی‌ها برگردد و بعد‌ها متوجه شدم گویا به ‌‌سرطان خون مبتلا شده و باید اوقات زیادی را برای درمان بگذراند.»

 مدال‌هایم را تقدیم خانواده‌ام می‌کنم
بانوی افتخارآفرین مسابقات پارالمپیک جهان از سال 1377 به‌طور حرفه‌ای رشته دوومیدانی، پرتاب وزنه و دیسک را دنبال کرده است. او در این مسیر پر فراز و نشیب سختی‌های بسیاری را پشت سر گذاشته، اما هر بار مصمم‌تر و با توکل بر خدا از این دوران عبور کرده است. «هاجر تکتاز» درباره دوران پرافتخار ورزشی خود می‌گوید: «از سال 77 به‌طور مرتب در بسیاری از مسابقات معلولان و نابینایان در رشته پرتاب دیسک و وزنه و همچنین دوومیدانی در آیتم‌های گوناگون 400 متر، 800‌متر و... شرکت کردم و مقام آوردم.» او از امکانات ورزشی حرفه‌ای صحبت می‌کند و می‌گوید: «تا چند سال قبل از امکانات ورزشی باشگاه شهید کشوری زیر نظر خانم ‌‌قنات و دیگر استادان استفاده می‌کردم، اما مدتی است که در باشگاه قیانوری در خیابان بهمنیار زیر نظر استاد موسوی فعالیت می‌کنم. کاش امکانات ورزشی منطقه برای معلولان بیشتر از این بود. آرزو دارم که روزی بتوانم در خدمت ورزش نابینایان منطقه باشم و تجربه‌هایم را به دیگران منتقل کنم.» او در این بخش از حرف‌هایش به حمایت خانواده به‌ویژه پدرش اشاره می‌کند و می‌گوید: «از همه اعضای خانواده‌ام، تک تک، تشکر می‌کنم. اگر اکنون در این جایگاه هستم حاصل زحمت آنهاست و با افتخار همه مدال‌ها و نشان‌هایم را به پدر و مادرم تقدیم می‌کنم و دست آنها را می‌بوسم.»تکتاز اکنون خود را برای درخشش در مسابقات آسیایی سال 2018 آماده می‌کند و امیدوار است که با کسب سهمیه و شرکت در مسابقات پارالمپیک بتواند گردن آویز طلا را از آن خود کند و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را به اهتزاز در آورد.

تهیه و فروش ترشی برای تأمین هزینه‌های ورزشی
همین‌طور که با «هاجر تکتاز» چهره ورزشی محله نازی‌آباد در خانه‌اش گرم صحبت هستیم و او با میل و اشتیاق حرف می‌زند، متوجه ظروف کوچک و بزرگ ترشی کنار آشپزخانه می‌شویم که کنار هم قرار گرفته و بوی اشتها‌آور آن به مشام می‌رسد. هاجر که متوجه کنجکاوی ما درباره ظروف ترشی می‌شود، لبخندی می‌زند و می‌گوید: «متأسفانه از ورزش قهرمانی حمایت نمی‌شود. نمونه‌اش من که حدود 20 سال از عمر و زندگی‌ام را در رشته ورزشی دوومیدانی گذرانده‌ام، هیچ منبع درآمد و حقوقی از فدراسیون ندارم. بنابراین به ناچار از طریق کسب و کار خانگی مثل درست کردن ترشی امرار معاش می‌کنم و حتی هزینه شرکت در مسابقات ورزش را از همین طریق به دست می‌آوردم. من برای رستوران‌ها و اغذیه‌فروشی‌ها ترشی درست می‌کنم و به قیمت پایین و مناسب به آنها می‌فروشم. البته در نیمه دوم سال مشتری ترشی بیشتر می‌شود و باید وقت بیشتری برای آماده کردن سفارش رستوران‌ها بگذارم تا به موقع آماده شود.» بانوی موفق محله نازی‌آباد از امکانات و تسهیلاتی که تاکنون دریافت کرده صحبت می‌کند و می‌گوید: «در این سال‌ها تنها یک بار 300 هزار تومان بابت هزینه ایاب و ذهاب یک ساله پرداخت کردند که بعد از آن کاملاً قطع شد.»پس از مسابقات اینچئون قرار بود به نفر اول 10 میلیون، نفردوم 8 میلیون و نفر سوم 6 میلیون تومان جایزه نقدی از طرف فدراسیون پرداخت شود اما بعد از کلی دوندگی با کسب 2 عنوان نایب قهرمانی در این مسابقات جهانی، تنها 4 میلیون تومان به او پرداخت شده است.»

 کسب عناوین مختلف قهرمانی و نایب قهرمانی در رشته‌های دوومیدانی، پرتاب وزنه
و دیسک از سال 76 تا 82 در مسابقات استانی و کشوری
 نخستین بانوی نابینای ایرانی که سال 1383 به مسابقات جهانی کانادا راه پیدا کرد
 و این افتخار در تاریخ ورزش کشور ثبت شد.
 کسب عنوان نایب قهرمانی مسابقات آسیایی – اقیانوسیه در سال 1385
 کسب عنوان سوم مسابقات جهانی ترکیه در سال 1391 و کسب سهمیه حضور در پارالمپیک 2012
 کسب عنوان پنجم مسابقات پارالمپیک 2012
 دو نایب قهرمانی در مسابقات 2014 اینچئون کره‌جنوبی در رشته پرتاب دیسک و وزنه
 رکورددار بانوان نابینای شرکت‌کننده در مسابقات جهانی
‌ـ عضو تیم‌ملی دو ومیدانی از سال 83 تاکنون

از هر پنجه‌اش هنر می‌بارد
از دوستان و نزدیکان ورزشکار هم‌محله‌ای شنیده بودیم که هاجر بانو، هنرمندی تمام‌عیار است و به قول قدیمی‌ها از هر پنجه‌اش هنر می‌بارد. مثلاً همین تهیه و آماده کردن انواع ترشی‌های خوشمزه برای رستوران‌ها و اغذیه‌فروشی‌ها. «هاجر تکتاز» در بین اهالی و دوستان به همه فن حریف شهرت دارد چراکه او کارهایی را که برخی افراد سالم نمی‌توانند انجام دهند به سادگی انجام می‌دهد. مثل نصب و راه‌اندازی نرم‌افزار‌های مختلف روی تلفن همراه. خودش در این زمینه می‌گوید: «خیلی خوشحالم که می‌توانم به دوستانم در برخی از کارها کمک کنم. این مسئله باعث می‌شود که نگاه جامعه به معلولان به‌ویژه نابینایان تغییر کند و توانمندی این افراد را ببینند. متأسفانه با وجود اطلاع‌رسانی‌ها هنوز نگاه درستی نسبت به جامعه معلولان و توان‌یاب وجود ندارد. این مسئله می‌تواند منجر به گوشه‌گیری و انزوای این افراد شود. البته به نظر من افراد معلول و توان‌یاب نباید خودشان را دست‌کم بگیرند و عقب بکشند. باید به این باور برسند که اگر به تقدیر الهی دچار محدودیتی هستند، اما پروردگار در وجود آنها استعدادهای زیادی به امانت گذاشته که باید کشف و هدایت شود.»

قوت قلب اعضای تیم‌ملی
«هاجر تکتاز» با بیان خاطره‌ای می‌گوید: «در مسابقات انتخابی پارالمپیک 2012 که در ترکیه برگزار شد، نخستین نفری بودم که باید به میدان می‌رفتم به همین دلیل از خدا کمک خواستم و آیت‌الکرسی را بارها خواندم، یادم می‌آید که مربی می‌گفت اگر مقام بیاوری به بچه‌های تیم روحیه و قوت قلب می‌دهی. وقتی در آیتم پرتاب وزنه شرکت کردم، نمی‌توانستم نتایج مسابقه را روی تابلو اعلانات بخوانم تا اینکه یکی از بچه‌ها کنارم آمد و تبریک گفت. وقتی فهمیدم که در رتبه سوم جدول ایستاده‌ام، خیلی خوشحال شدم و بچه‌ها هم روحیه پیدا کردند. پس از بازگشت از مسابقات جهانی، خانواده‌ام با حلقه گل به استقبالم آمده بودند که این خاطره را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.»

نازی‌آباد چه رنگی است: آبی آسمانی
اگر شهردار بودید: امکانات ورزش نابینایان را بیشتر می‌کردم.
مهم‌ترین مشکل محله:کمبود پارکینگ خودرو و فعالیت دستفروشان.
کسی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنید: خانم حاجی‌زاده، معلم ورزش دوران  مدرسه‌ام.
مدیون چه کسی هستید: پدرم که همیشه همراه و پشتیبانم بوده است.
خاطره‌ای که فراموش نمی‌کنید: حلقه گلی که خانواده‌ام برای اولین بار به گردنم انداختند.

چه آرزویی دارید: کسب مدال طلا در مسابقات پارالمپیک
درخواست از مسئولان: هوای قهرمانان ملی را داشته باشید.
از چه چیزی متنفرید: از دروغ و از کسی که از نابینایی‌ام سوء‌استفاده کند.

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 28187
منطقه شانزده
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۷:۴۱
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله