تاریخ ۳ هزار ساله اوین را در کوچه‌پس‌کوچه‌هایش مرور کرده‌ایم

پلاک ۶۸

پلاک ۶۸

راحله عبدالحسینی- برای دیدن محله اوین حسابی باید وقت گذاشت. تأمل کرد و موشکافانه به دل پسکوچه‌ها و کوچه باغ‌های محله اوین قدم گذاشت. چراکه این محله قرن‌ها قدمت دارد. آب فراوان و هوای بسیار مطبوع در حاشیه رودخانه اوین، حدود ۲قرن پیش زندگی در این محله را شکل داد. در بازدید نیمروزه محله اوین، پس از زیارت امامزاده مطیب(ع) به حسینیه قدیمی محله، محل آسیاب‌هایی که دیگر اثری از آن نمانده، سیزده چنار معروف محله اوین و آخرین کوچه باغ‌های باقیمانده سرزدیم. نصرالله حدادی، نویسنده و پژوهشگر تهران قدیم و سید مهدی اعرابی، استاد دانشگاه و شورایار محله اوین ما را همراهی کردند.

آب فراوان و زمین مسطح
توسعه روستا درگذشته شکل خطی داشت و روستاییان در طول رودخانه و نهری که از آن منشعب می‌شد(نهر جوارین) سکونت می‌کردند. نگاهی به تاریخچه محل اوین نشان می‌دهد که تا هزار سال قبل، اوینی‌ها در دره فرا دست ساکن بودند؛ جایی که امروز با نام دانشگاه شهید بهشتی شناخته می‌شود. امامزاده عزیزبن محسن‌بن موسی الکاظم(ع) که در واقع عموی امامزاده مطیب‌ بن زیدبن محسن بن موسی الکاظم(ع) است از مراکز زیارتی محله اوین به شمار می‌آید. اوینی‌ها ابتدا در اطراف امامزاده عزیز ساکن بودند ولی با فرسایش بستر رودخانه و به علت افت آب مجبور شدند به عرصه‌های پایین‌تر تغییر مکان دهند. علت اصلی استمرار زندگی در محل فعلی اوین، آب فراوان و زمین مسطح است که در دشت اوین جایی که امروزه تأسیسات بزرگی همچون نمایشگاه بین‌المللی کتاب، باشگاه انقلاب، ساختمان اجلاس و دانشگاه شهید بهشتی و علوم پزشکی، شهرک آتی‌ساز، شهرک سئول و فجر، پارک ملت، مجموعه صدا و سیما و هتل‌های استقلال، آزادی و اوین دیده می‌شود.

محدوده محله طبق اسناد
طبق اسناد قدیمی، نقطه شرقی محله اوین، شیرخوارگاه آمنه در خیابان ولی‌عصر(عج) است که تا چهارراه پارک وی ادامه دارد و به خیابان شادآور می‌رسد. سپس تا ارتفاع 1800متر ادامه می‌یابد. جنوب پلاک اوین یا پلاک 68 از خیابان عطار نیشابوری شروع می‌شود و تا بزرگراه کردستان خیابان رشید یاسمی پشت کافه شکری ونک و خیابان سئول روی پل نیایش ادامه می‌یابد و به رودخانه اوین‌ـ درکه می‌رسد. ضلع غربی از رودخانه اوین‌ـ درکه شروع و تا 13 چنار ادامه می‌یابد و به ارتفاع 1800‌متر و خوابگاه‌های شهید بهشتی می‌رسد. ضلع شمالی اوین هم ارتفاعات 1800‌متر و کوه‌های این محدوده است. مساحت این اراضی بالغ بر 14 میلیون و 500 هزار‌مترمربع است. اعم از جبال، زمین مزروعی و غیر‌مزروعی، دیمی و کشت آبی است. محله اوین در شمیران به‌عنوان پلاک 68 شناخته می‌شود. محله‌ای که از 5 طایفه سادات با نام‌های میرزا علی محمدی(اعرابی)، میرزا بابا (مسعودیان)، میراسماعیلی (اوینی)، میر شریف (میرشریفی) و میرزا هما (ابتهی) تشکیل و با گذشت زمان طایفه‌های دیگری هم به این 5خانواده اضافه شد. حسینیه و تکیه محله اوین، کوچه باغ‌های روستایی، سیزده چنار، آسیاب‌ها و میراب‌ها، امامزاده‌ها و مساجد، دانشگاه شهید بهشتی، مرکز همایش‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران (سالن اجلاس سران)، از مهم‌ترین نماد‌های محله اوین به شمار می‌آید. 

روستای کهن و باستانی

از قرن‌های گذشته تا 50سال پیش طوائف ساکن شمیران به کشاورزی و دامداری و باغداری مشغول بودند. سید مهدی اعرابی، استاد دانشگاه و شورایار محله اوین می‌گوید: «یکی از روستاهای قدیمی شمیران، روستای کهن و باستانی اوین است که در اسناد جغرافیای تاریخی با قدمت 200سال، با نام‌های ایون و اذون نیز شناخته می‌شود. در گویش دری هم تبدیل حروف به یکدیگر امری طبیعی است. قدمت اوین بیش از 200سال است و در کتاب‌های تاریخی از قرن چهارم کلمه اذون بسیار دیده می‌شود. در قرن پنجم هجری، از ملاعباس اذونی نام برده می‌شود که اهل اوین بود و هر‌گاه به ری می‌رفته، مردم محضر او را مغتنم می‌دانستند و به او تبرک می‌جستند. با توجه به نوشته‌های کتاب «ری باستان» قدمت و سابقه سکونت در اوین به قبل از اسلام برمی‌گردد.» نقطه کانونی محله اوین، در محل امامزاده مطیب است که در کوچه حسینیه واقع شده. کمی بالاتر از امامزاده، به «تپه سرباز» معروف بوده و اهمیت زیادی داشته است. اعرابی در این‌باره می‌گوید: «تپه سرباز در زمان فتحعلی شاه قاجار یعنی حدود 2قرن پیش، موقعیت خاصی بوده و محل آموزش فنون و شیوه‌های رزمی بوده است. این تپه، هم مشرف بر دشت اوین است و هم‌محل استقرار نگهبانان و میراب‌ها و دشت‌بان‌ها بوده. در روزنامه‌های زمان قاجار می‌خوانیم که در اوین درشکه تا کمر در آب فرو می‌رفته. این جملات نشان می‌دهد که در اوین آب فراوان بوده است.» شاهد دیگری بر قدمت روستای اوین، اشیا و آثار قدیمی مکشوفه متعلق به اواخر هزاره یکم و اوایل هزاره دوم پیش از میلاد در شمال تپه سرباز و اراضی اطراف مدفن امامزاده عزیز است که هنگام خاکبرداری ساخت تأسیسات دانشگاه شهید بهشتی به دست آمده و در 2صندوق در موزه ملی نگهداری می‌شود ولی هنوز رونمایی نشده است. دلیل این سابقه طولانی زیست در این محله هم وجود آب فراوان و زمین مسطح بوده است.

5 طایفه اصلی

سابقه فامیلی در اوین به هزار سال پیش برمی‌گردد که به گفته اعرابی سابقه 500ساله اخیر شناسایی شده است. 5خانواده، هسته اصلی روستای اوین را تشکیل داده‌اند. اول، طایفه میرزا علی محمدی که با نام فامیل اعرابی شناخته می‌شوند. دوم طایفه میرزا بابا که نام فامیلی مسعودیان را دارند. سوم، طایفه میراسماعیلی که با نام فامیلی اوینی معروفند. میرشریف طایفه چهارم است که نام فامیلی میرشریفی دارند. پنجمین طایفه هم میرزا هما هستند که با نام فامیلی ابتهی شناخته می‌شوند. سادات اوینی این 5خانواده هستند و طایفه‌های دیگری هم به این 5خانواده اضافه شدند که سادات نیستند ولی اوینی هستند. از جمله فکری، شعیبی، میررحیمی و بذرافشان. قبل از اینکه شناسنامه رایج شود، اسامی خاندان پشت قرآن نوشته می‌شد.

زندگی بر مدار آب می‌چرخید

در طول قرن گذشته حتی تا سال 1346 شمسی، زندگی و معیشت مردم ساکن در اوین از طریق کشاورزی و دامداری با استفاده از آب رودخانه اوین و درکه بوده است که اکنون این زمین‌های کشاورزی تبدیل به ده‌ها مؤسسه و سازمان بزرگ در سطح ملی و بین‌المللی شده است. اساس زندگی 5 طایفه اصلی اوین با وجود آب می‌گذشت. اوایل بهار که آب فراوان بود، همه از آن استفاده می‌کردند. اما در فصول دیگر آب تقسیم می‌شد. تقسیم و گردش آب بر عدد7 استوار است. از آنجا که اراضی اوین 7برابر درکه بوده، آب اوین هم 7برابر درکه تقسیم می‌شد. جدول تقسیم‌بندی آب در طول هفته بدین شکل بود: 2روز برای اوین(48ساعت)، یک روز برای درکه، 3روز اوین، یک روز درکه. اعرابی از اصطلاحات و فرهنگ لغات خاص که در اسناد موجود است این‌طور می‌گوید: «اگر معنای لغات را ندانیم اصلاً نمی‌توانیم از اسناد سردر بیاوریم. حداقل باید معنی 40 لغت را بدانیم. مثلاً کلمه خوره به معنای «آب خوردن زمین» در طول 24ساعت است. خوره آب به نام یکی از آن 5خانواده اوینی بود. میزان آبی که از زمان قطع آب از سرچشمه تا قطع کامل و نرسیدن به زمین‌ها که حدود 50 تا 60دقیقه طول می‌کشید «وهنگ» می‌گفتند. «هراش آب» یعنی میزان آبی که از بندگاهی که مقابل رودخانه اوین گذاشته شده غیر‌قابل کنترل بود و در مسیر خودش ادامه پیدا می‌کرد. برای هراش آب و وهنگ نیز تقسیمات دقیقی لحاظ می‌شد.»

خبری از فئودالیته نیست

به دلیل آب زیاد، کشاورزی در اوین رونق داشت و طایفه‌ها برای خود صاحب نام بودند. اما جالب است که در اوین فئودالیته ریشه ندارد. «در هزار و صد سال پیش موضوعی تحت عنوان فئودالیزم در 36پارچه‌آبادی شمیران، نمی‌بینیم. اسامی به نام فرد نیست. مثلاً دارآباد یعنی جای پر ‌دارودرخت. اسم برخی محله‌ها که به نام شخص است مثل فرمانیه، به دلیل وجود باغ بزرگ این فرد در دل محله‌های قدیمی است نه اینکه آن شخص محله را‌ آباد کرده باشد. فرمانفرما جز باغ خودش در شمیران، جایی را‌ آباد نکرده است. باغ فرمانفرما در دل محله رستم‌آباد است. رستم هم نام شخصیت اسطوره‌ای است.» اوین را همان 5خانواده اصلی‌آباد می‌کنند. خانواده‌هایی که پیوستگی آنها به آل علی(ع) قطعی است.

قدمت 3 هزار‌ ساله

مکشوفات حفاری‌های اراضی جنوب غربی و غرب دانشگاه شهید بهشتی(ملی) از سابقه زیست انسانی در محله اوین حکایت دارد که به هزاره اول و دوم قبل از میلاد (2500تا3500سال پیش) می‌رسد. آثار مکشوفه به دست آمده از محل حفاری دانشگاه، مشابه همان سفال‌های سیاهی است که در آثار حفاری قیطریه کشف شد و همان باستان‌شناسی که در آثار مکشوفه قیطریه تحقیق کرده، معتقد است محله‌های اوین، قیطریه و حصارک جماران از قدیمی‌ترین کانون‌های زیست انسانی در شمیران به شمار می‌آیند. وجود آب فراوان را از دلایل سکونت در این محله می‌توان به حساب آورد که بعدها به نام رودخانه اوین‌ـ درکه نامیده شد. ذکر این نکته ضروری است که سابقه زیست انسانی در محله بالا دست اوین یعنی درکه حداکثر به 800 سال پیش برمی‌گردد و قبل از آن برای زیست انسانی به صورت مجتمع انسانی سابقه‌ای وجود ندارد.

ماجرای قلعه ارامنه و سرگذشت زمین‌های وقفی

در نگاه به گذشته محله اوین این سؤال مطرح می‌شود که قلعه ارامنه در این محله برای چه ایجاد شده و ارمنی‌ها در این محله چه می‌خواستند؟ آیا ریشه تاریخی دارند یا مردمی مهاجر بودند. سیدمهدی اعرابی، این‌طور پاسخ می‌دهد: «حضور ارامنه در این محل به دلایل سیاسی بوده. 130سال قبل مستوفی الممالک پدر و پسر بعد از اینکه ونک را متصرف می‌شوند، برای تباه کردن بخشی از موقوفات در این محله نسبت به مهاجرت تعدادی از ارامنه از فریدن اصفهان به این محله اقدام می‌کنند.» 5 خانواده اصلی اوین، 5 قرن پیش یک ششم زمین‌های خود را به نام مزرعه رضویه، وقف امام رضا(ع) می‌کنند. اعرابی محل دقیق زمین‌های وقفی اوین را جایی عنوان می‌کند که امروز به‌عنوان قلعه ارمنه یا قلعه آرارات می‌شناسیم. «ولی میرزا حسن مستوفی الممالک برای تباه کردن اصل وقف، وقف نامه را در آستان قدس رضوی از بین می‌برد و برای قطعیت موضوع، تعدادی ارمنی را به این محله منتقل می‌کند. در حالی که اگر امروز بگوییم قلعه ارمنه وقف امام رضا(ع) است، به نظر موضوع غیر‌قابل باوری است. صلیب داخل کلیسای قلعه ارامنه را مستوفی‌الممالک خریداری می‌کند.» این اتفاق باعث می‌شود، شائبه بزرگی در مورد زمین‌های وقفی پیش بیاید. یک ششم اصل وقف از بین برود و موضوع بر سر پنجم زمین‌های غیر‌وقفی باشد. جالب است بدانیم ناصرالدین شاه در دوران حکومت خود 2 فرمان صادر کرد. میرزا عیسی وزیر، استاندار تهران مأمور شد تا غرب تهران را‌ آباد کند و میرزا حسن مستوفی الممالک هم مأمور شد تا عمران و‌آبادی را در شمال تهران پیگیری کند. مستوفی الممالک وقتی به ونک می‌رسد، زمین‌آبادی را بین ونک و اوین می‌بیند به نام مزرعه رضویه که به این‌ترتیب از بین می‌برد و ادعا می‌کند مابقی زمین‌های اوین وقف امام رضا(ع)است! اعرابی می‌گوید: «پهلوی اول، عاشق سندهای منگوله‌دار بود. او در سال 1308 ادعای موقوفه بودن اوین را بدون وجود وقف نامه می‌کند. اوینی‌ها شب‌ها دور درخت چنار قدیمی جمع می‌شوند و چاره‌جویی می‌کنند. پهلوی اول دستور قطع چنار را می‌دهد و این نقطه به نام پاچنار معروف می‌شود. این دعوا و درگیری که سال 1308 آغاز می‌شود سال 1312 به عدلیه کشیده می‌شود. قاضی شعبه به وقف نبودن زمین اوینی‌ها رأی می‌دهد. اما پهلوی اول مال غیر‌وقف را وقف تلقی می‌کند و از آن بدتر اینجا را با سرخس معاوضه می‌کند.» اوینی‌ها همچنان در زمین‌های خود روزگار می‌گذراندند تا سال 1335 که پهلوی دوم تصمیم می‌گیرد واحدهای دولتی را در این زمین‌ها، که جزو املاک خالصه می‌دانست، وارد کند. سال 1346 از طرف دولت پهلوی دور تا دور زمین‌های اوین که زیر کشت بوده، سیم خاردار کشیده می‌شود. به این‌ترتیب بین اوینی‌ها و نیروهای دولتی زدوخورد صورت می‌گیرد. چند اوینی بازداشت و برخی زخمی می‌شوند، اما فرمانده دست به تیر نمی‌برد. زمین‌های اوینی به استناد فرمان پهلوی دوم، به سازمان‌های دولتی تعلق می‌گیرد. در اوین 51رقبه غیر‌وقف امام رضا(ع) داریم.

اردوگاه ارتش سابق، زندان اوین فعلی

محله اوین در ثبت شمیران به‌عنوان پلاک 68 اصلی با حدود معین شناخته می‌شود. اعرابی درباره محدوده زندان اوین بیشتر توضیح می‌دهد: «سال 1336 تیمور بختیار لشکر 1و2 را به این محدوده انتقال داد و اردوگاه ارتش را بنا کرد که منجر به اخراج روستایی‌های این محدوده شد به‌طوری که تا سال 1344 دیگر هیچ یک از محلی‌ها در این محدوده اوین باقی نماندند. دور تا دور اردوگاه هم سیم خاردار کشیده و مین‌گذاری شد. سال 1348 هم این اردوگاه در اختیار زندان‌ها قرار گرفت.» بعد از سال 1346 کانون‌های اشتغال زیادی از سوی پهلوی دوم در روستای اوین ساخته شد که باید افراد متخصص در آن کار می‌کردند. به همین دلیل اوین رفته رفته تغییر شکل داد. شرق محله اوین با وجود دانشگاه، نمایشگاه بین‌المللی، باشگاه‌های تنیس تاج، مدرسه رازی و دانشگاه خواجه نصیر نوتر و کارآمدتر شد. اعرابی می‌گوید: «پهلوی دوم، اوین را به موزاییک درهمی تبدیل کرد که در آن فقر و غنای ممزوج دیده می‌شود. بافت محله‌های قدیمی از سال 1346به هم خورد. اما با غلبه فرهنگ مذهبی و سنتی مردم اوین هنوز هم فرهنگ بومی در این محله تازه و زنده است و از جمله آن می‌توان به مراسم عاشورا اشاره کرد.» از سال 1346 به بعد اوین با پدیده مهاجرت و نداشتن کشاورزی و به هم خوردن نظام تقسیم آب به یک روستای در حال از بین رفتن هویت تاریخی خود تبدیل شد. اما به دلیل روابط عمیق مذهبی و وجود تکیه و مسجد و غلبه فرهنگ بومی بر سایر خرده فرهنگ‌ها هنوز از‌ تر وتازگی برخوردار است.

نخستین مدرسه محله

اوین نخستین محله‌ای در شمیران است که 90 سال پیش در آن مدرسه ساخته شد. اعرابی در توضیح شکل‌گیری نخستین مدرسه اوین می‌گوید: «به دنبال خشک شدن قنات‌های ده باقره، پدربزرگم و یک نفر دیگر از سوی تیمور تاش احضار می‌شوند و ملزم می‌شوند تا آب را دوباره به جریان بیندازند. آنها هم بالاخره از دل کوه آب بیرون می‌آورند. به همین مناسبت در شهریور 1305 جشن می‌گیرند. هنگام شام، پدربزرگ من بین داور و تیمورتاش می‌نشیند و مچ دست هر دو را می‌گیرد. می‌گویند صبر داشته‌باش بعد از شام پولت را می‌دهیم. پدر بزرگم می‌گوید پول نمی‌خواهم! اجازه تأسیس مدرسه را بدهید. به این‌ترتیب نخستین مدرسه پسرانه در اوین ساخته می‌شود. عموهای من نخستین شاگردان این مدرسه بودند. از آن نسل فقط یکی از عموهایم که جراح متخصص است، در قید حیات است.»

تکیه و حسینیه 200ساله

تکیه و حسینیه اوین یکی از دیدنی‌های این محله است که به نام تکیه میرزا موسی معروف است. میرزا موسی، یکی از آن 5خانواده اصیل اوینی تکیه را بنا می‌کند. نخستین سند تکیه و موقوفاتش به286 سال پیش برمی‌گردد. حاج شیخ حسین محمودآبادی گلپایگانی عارف عالیقدر سال‌ها در این حسینیه سخنرانی کرده و در ورودی تکیه دفن شده چراکه اعتقاد داشته باید زیرپای عزاداران امام حسین(ع) دفن شود.
مراسم عصر روز هشتم و نهم محرم، یکی از شورانگیزترین مراسم اوینی‌ها و درکه‌ای‌هاست که از همین تکیه آغاز می‌شود. جمعیت از اوین تا درکه است و مراسم علم‌کشی و سینه‌زنی انجام می‌شود. اعرابی درباره وحدت اوینی‌ها و درکه‌ای‌ها می‌گوید: «این دو محله جدا به علت منافع مشترک ناشی از آب، ازدواج‌های محلی و رفت و آمدها با هم وحدت دارند. درکه 800سال قدمت دارد.» ساختمان قدیمی تکیه و حسینیه اوین، سال 1413هجری قمری بازسازی می‌شود. دورتا دور حسینیه قدیمی، طاق‌نماهایی متعلق به یکی از خاندان اوینی‌ها بوده. در وقف نامه موجود حسینیه یک باغ هم وقف حسینیه شده است. اعرابی می‌گوید: «در ایام محرم هرکدام از اوینی‌ها، ‌کاری را می‌کنند که 5 نسل پیش از آنها می‌کرده‌اند. مثلاً اگر کسی جارو می‌زد یا غذا طبخ می‌کرد، 5نسل پیش از او هم این کار را می‌کردند.» در شب شام غریبان، کاروانی همراه با شتر از اوین به سمت امامزاده عزیز در پردیس دانشگاه راه می‌افتد و باز می‌گردد. درآمد آشپزخانه حسینیه هم صرف کارهای خیر و توسعه و نگهداری حسینیه می‌شود. هریک از اوینی‌ها به رحمت خدا برود، حتماً در مسیر تشییع به امامزاده مطیب و حسینیه روانه می‌شود. از سخنرانان حسینیه می‌توان از آیت‌الله ‌فلسفی و مرحوم محمدتقی خوانساری نام برد. اعرابی می‌گوید: «حسینیه به‌صورت هیئت امنایی متشکل از 5جوان و 5پیشکسوت اداره می‌شود.» یکی از علامت‌هایی که حسینیه را مزین کرده، قدمت 150ساله دارد.

باغ‌های باقی مانده
کوچه بلال حبشی از زیباترین کوچه‌های محله اوین است. برخی از باغ‌های بزرگ اوین در این کوچه همچنان دست نخورده باقی مانده و در طول 2 کیلومتر همچون نگین سبزی می‌درخشد و ریه تنفسی شهر است. این درختان از صدها سال پیش با تلاش اوینی‌ها کاشته شده. یکی از باغ‌ها به نام باغ ضیا است. مرحوم ضیاءالدین تجار مردی است که امروز از او به دلیل بیمارستان ضیاء‌الدین یاد می‌شود و یکی از باغ‌هایش در اوین را به ساخت مدرسه ضیاءالدین اختصاص می‌دهد. باغ سرلشکر ضرابی هم اینجاست. احمدعلی مورخ‌الدوله سپهر به نام باغ سپهر با 42هزار‌مترمربع بزرگ‌ترین قطعه باغ این کوچه است. خاندان سپهر متخصصان سرطان‌شناسی بودند.

خانه‌هایی به سبک روستایی

در مسیر کوچه سیزده چنار محله اوین، خانه‌های اگرچه نوساز یا بازسازی شده‌اند اما معلوم است که صاحبخانه ذوق و سلیقه را در بازسازی نمای خانه به کار گرفته است. در گذر از مسیر باغ‌های کوچه، دیوارهای کاهگلی و تکه چوب‌ها جلب توجه می‌کند. اعرابی با اشاره به نمای خانه‌ها می‌گوید: «روی دیوارهای کاهگلی، تکه چوب‌های کوچکی می‌گذاشتند تا از آب برف و باران به سمت زمین هدایت شود. به این کار در زبان محلی لوسو می‌گویند و در زبان فارسی خمیر.» بعد از باغ سپهر، باغ وزیر مشیرالدوله دوم است که ناصرالدین شاه هم روزگار زیادی را اینجا می‌گذرانده و وزیر ناصرالدین شاه، بیشتر گزارش‌ها را در اینجا می‌نوشته است.

کوچه بی‌بی‌گل

این نامگذاری علت و دلیلی دارد. بی‌بی‌گل نام دختر 18ساله‌ای بود که حدود 25سال پیش به دلیل سرطان از دنیا می‌رود. پدر بی‌بی گل خانه و باغش در این محل را با همکاری بنیاد خیریه بهنام دهش‌پور در اختیار والدینی می‌گذارد که برای مداوای فرزند سرطانی خود از شهرستان به تهران می‌آیند.

سیزده چنار تنومند
نقطه عطف محله‌گردی در اوین به 13چنار ختم می‌رسد. سید مهدی اعرابی می‌گوید: «حدود 400 سال قبل، درخت چنار تنومندی بوده که سر آن را قطع می‌کنند. از چنار سر بریده، 13 چنار بیرون می‌زند. بنابراین تنه درخت عمری حدود 400 سال و درخت‌‌های بیرون آمده از آن عمری حدود 200 سال دارد.» وجود یک چنار قدیمی 1400 ساله در قسمت دیگری از محل باعث شده تا نام قسمتی از این محل که در اطراف این چنار بوده به پاچنار معروف شود. یکی از این چنار‌های کهنسال چندی پیش قطع شده  و اهالی بیم آن دارند که این درخت مورد بی‌مهری قرار گیرد.

خادمان حسینیه

در قسمت دیگر حسینیه عکس 30نفر از خادمان حسینیه به نمایش گذاشته شده که در قید حیات نیستند. یکی از آنها سیدمیرزاابتهی، یکی از میراب‌های اوین است. پیشکسوت‌ترین خادم در میان عکس‌ها هم سیدحاجی آقابزرگی است. در حال حاضر حسینیه 150خادم دارد. حاج اکبر ناظم، یکی از مداحان صاحب نام تهرانی نیز در این حسینیه ذکر مصیبت خوانده است. در میانه حسینیه سنگ بزرگ تراش خورده‌ای به رنگ سبز به چشم می‌خورد. اعرابی می‌گوید: «به علت نزدیکی اوین با معدن سنگ سبز در محله درکه شخصی به نام «کاکل» از روی ارادت قلب این سنگ را تراشید و به حسینیه اهدا کرد. مداحان در ایام محرم روی این سنگ می‌ایستند و مداحی می‌کنند.

آب انبار سیدحاجی

در مسیر پیاده‌روی در بخش دست نخورده اوین که همچنان شکل و شمایل قدیمی خود را حفظ کرده، به آب‌انبار قدیمی اوین به نام آب‌انبار سید حاجی بر می‌خوریم. سیدحاجی از آب‌انبار خانگی خودش، شیر آبی هم برای رهگذران کوچه تعبیه کرده بود. آب‌انبارهای دیگر اوین عبارتند از آب‌انبار گل چال، حاج حیدر، ایرج پناه و شیخ جعفر.

خانه مرموز

خیابان بلال حبشی محله اوین را طی می‌کنیم تا به خانه‌ای برسیم که سال 1338 حسابی در جراید سروصدا کرد. اعرابی می‌گوید: «حادثه قتل زن توسط شوهرش در این خانه اتفاق افتاد که پرونده سریالی در روزنامه‌ها شد. پدر زن از بزرگان اوین بود که قاتل محکوم را بخشید تا اعدام نشود.»

5 آسیاب‌
روبه‌روی 13چنار، آثار تخریب شده از آسیاب قدیمی به نام آسیاب شیروانی است. آسیاب دیگر محله اوین، آسیاب باغ بالا نام داشته. آسیاب‌‌ها نقش اقتصادی و مهمی در زندگی اهالی داشته‌اند. محله درکه 5 آسیاب، اوین 3، نیاوران 2 و دارآباد و جماران یک آسیاب داشتند. آسیاب محل رفت‌وآمد اهالی برای آرد کردن غله بود. معمولاً بانوان، غله‌ها را از آشغال پاک و به اصطلاح بوجاری می‌کردند و از همین راه درآمد داشتند. اعرابی می‌گوید: «عمر آسیاب‌‌های محله 13چنار به حدود 200 سال می‌رسد. این آسیاب‌‌ها اغلب برای مصارف شخصی مالکان سر‌شناس و خانواده‌‌های آنها استفاده می‌شد. آسیاب هم از 3بخش تشکیل می‌شد. طاحونه، جایی است که آسیابان آرد را جمع‌آوری و در گونی می‌کند. تنوره و نهر آب هم بخش‌های دیگر آسیاب هستند. نیروی حاصل از گردش آب چرخ را می‌چرخاند.» در کوچه آسیاب نیز آسیابی بوده که حالا فقط ساختمان جای آن دیده می‌شود. به آن آسیاب پاچنار می‌گفتند.

رودخانه اوین
سنگ‌هایی که طی سالیان دراز از کوه جدا شده و در بستر رود افتاده، از سیلاب‌های عظیم جلوگیری می‌کند و نباید خرد شود یا از بین برود. اما متأسفانه در برخی محله‌ها دیده شده که این سنگ‌ها خرد شده و درواقع برای زیباکردن محله یا ساخت محلی تفریحی، طبیعت تخریب شده است.

درخت داغداغان یا تهک
داغداغان با برگ‌های‌ریز و زیادش سایه سخاوتمندانه‌اش را بر سر رهگذران پهن کرده است. اعرابی می‌گوید: «یکی از درختانی که در تهران زیاد کاشته می‌شد، درخت تهک یا داغداغان است. شاید وجه تسمیه نام تهران هم همین باشد. یعنی مکان درخت تهک. داغداغان به آبیاری نیازی ندارد و در طول سال آب باران برایش کافیست. چوب سفتی دارد که چپق و عصا و اسباب خرمن(خیش و چرخ خرمن) از آن ساخته می‌شود.» داغداغان درخت پر ریشه و عمیق، در اوین فراوان است.

آخرین کوچه باغ
محله‌گردی در آخرین کوچه باغ باقی مانده از اوین به پایان می‌رسد. جایی که سکوت با نسیم خنکی که نیمه تیرماه لابه‌لای شاخ و برگ درختان می‌وزد، شکسته می‌شود. این کوچه از محل‌های بکر و دست نخورده اوین است که کمتر می‌تواند مشابه آن را در محله‌های دیگر شمیران پیدا کرد. جایی که به دلیل بکر بودن و وجود درختان کهنسال، محل فیلمبرداری مجموعه‌های تلویزیونی هم بوده. زیبایی‌های اوین و دیدنی‌هایش هنوز تمام نشده. باید فرصتی دیگر به این محله آمد. اوین را باید از بیرون هم نگاه کرد. در خداحافظی با اوین در کوچه باغ، نمایشنامه منظوم میرزاده عشقی را در ذهن مرور می‌کنیم که این‌گونه آغاز می‌شود: «اوایل گل سرخ است و انتهای بهار/ نشسته‌ام سر سنگی کنار یک دیوار/ جوار دره دربند و دامن کهسار/ فضای شمران اندک ز قرب مغرب تار/ هنوز بد اثر روز بر فراز اوین. .»

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 28134
منطقه یک
سرویس: محله گردی
زمان مخابره: شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۳:۰۰
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله