به زیبایی راه مشترک...

به زیبایی راه مشترک...

پنج شنبه هفته گذشته فرصتی شد تا با استاد حدادی و جمعی از خبرنگاران همشهری محله منطقه ۶ بازدیدی از مرکز طبی کودکان و دیداری با دکتر ربانی مدیرپیشین مرکز و پزشک فعلی بیمارستان داشته باشیم.

 

پنج شنبه هفته گذشته فرصتی شد تا با استاد حدادی و جمعی از خبرنگاران همشهری محله منطقه 6 بازدیدی از مرکز طبی کودکان و دیداری با دکتر ربانی مدیرپیشین مرکز و پزشک فعلی بیمارستان داشته باشیم.
بهانه جلسه آشنایی با فعالیت های زنده یاد دکتر مینا ایزدیار بود که به عنوان یک ایرانی زرتشتی خدمات بزرگ و بیادماندنی از خود به یادگار گذاشته است. درباره خانم ایزدیار حرف بسیار است و باید مفصل تر نوشت. اما دیدار با جناب ربانی عزیز و توضیحات وی درباره تاریخ این بیمارستان از جهاتی دیگر برایم ارزشمند بود.
اولین بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی کودکان حدود سال 1346 با همت دکتر حسن اهری راه اندازی شده است. بجز کمک خیرین، دکتر اهری به جهت روابط حسنه ای که با دربار داشت توانست هزینه ساخت این بیمارستان را تامین کند. البته این بیمارستان بیشتر به نام دکتر محمد قریب پدر طب کودکان شناخته می شود؛ پزشک دردآشنا و مردمدار و خبره ای که نامش در میان مردان نیک این مملکت به یادگار مانده است.
اما اولین سوالی که برایم ایجاد شده بود نحوه همکاری دکتر قریب و دکتر اهری بود. ظاهرا آشنایی این دو بزرگوار به سالها پیش از راه اندازی این بیمارستان باز می‌گشت. علاقه داشتم از رابطه این‌دو بیشتر بدانم. چطور ممکن است دکتر قریبی که علنا سر کلاس درس علیه شاه حرف می زند و بعد هم به خاطر آن نامه مشترک همراه با بازرگان و سحابی دستگیر می شود، با دکتر اهری که گفته می شد با دربار ارتباط داشت همکاری کند؟
راز این ماجرا در هدف مشترک شان دیدم. گویی این هدف مشترک آنقدر قوت داشت که جان ودل این‌دو را همراه کرده بود؛  خدمت به مردم و حل مشکلات کودکان این شهر. برای اولین بار بود که کودکان بیمار بصورت تخصصی در این مرکز معالجه می شدند. این هدف بزرگ توانسته بود دو نفر را با گرایش سیاسی متفاوت کنار هم قرار دهد. و چه حوادث زیبایی رقم خورد. مثل اینکه هردو بزرگوار تاکید داشتند کسانی که می خواهند در این بیمارستان مشغول بکار شوند باید متعهد باشند و اهل نماز و شرعیات و دینداری. ربانی می گفت در این بیمارستان و در آن سال‌ها جانماز هر پزشک کنار دیگر تجهیزاتش بود. و شاید جانماز کوچک امروز دفتر دکتر ربانی باقی مانده از همان رسم ماندگار و دیرینه باشد.
فرهنگ خدمت رسانی با هدف مشترک، در این بیمارستان بعدها نیز نسل به نسل منتقل شد. یکی از ناب ترین هایش رابطه همکاری دکتر ایزدیار و دکترربانی بود. خانم دکتر ایزدیار زرتشتی بود ولی به گفته دکتر ربانی از خیلی حزب اللهی‌ها
 حزب اللهی تر بود. اینبار هم، این هدف مشترک بود که این دو پزشک را در کنار هم، به قدرت پولادین تحول در مرکز طبی  تبدیل کرده بود. هدف مشترک چنان غلیط و عمیق بود که هیچ رنگی از اختلاف نمی گذاشت.
دکتر ربانی برایمان تعریف می کرد که چطور وقتی بالاسر کودک بیمار اشک می ریخت؛ فردایش تصمیم می گرفتند برای حل ساختاری مشکل این بیماران دست به کار شوند. دکتر ایزدیار وقتی با بیماری مواجه می شد که خانواده اش سهل انگار‌‌ند و به بیمارستان مراجعه نمی کنند، خودش راه می افتاد و سراغ بیمار می رفت. با پاترول شخصی اش بسیاری از شهرهای محروم را می گشت تا مراکز درمانی کودکان را توسعه دهد. ربانی از دغدغه های این زن فداکار
می‌گفت و اینکه برای توجیه پزشکی برخی مراجع و گرفتن احکام پزشکی چادر سر می‌کرد و به دفتر مراجع می رفت.
ربانی از نحوه توسعه مرکز طبی گفت و اینکه پشت هر تغییر و تاسیسی دل شکسته پای تخت بیمار بوده است که تبدیل به همت مردانه برای جذب کمک خیرین و توسعه تجهیزات می شد.
خدمت به مردم هدف مشترکی بود که این آدم های بزرگ را ولو با اختلافات سیاسی عقیدتی کنار هم جمع کرده بود. نیاز امروز جامعه ما چنین فرهنگی است.
روح دکتر اهری و دکتر قریب و دکتر ایزدیار شاد...

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 26867
منطقه شش
سرویس: دولت محله
زمان مخابره: یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۶:۴۴
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله