روایت زندگی عباس یمینی شریف سراینده شعر «من یار مهربانم» از زبان خواهرزاده اهل هنرش

دایی جان و یار مهربان

دایی جان و  یار مهربان

بهاره خسروی- حکایت یار مهربان و خاموش است. یار دانا و خوش‌بیانی که با برپایی نمایشگاه کتاب دوباره بازارش گرم می‌شود. یکی از اشعار ماندگار در وصف کتاب که از آن به‌عنوان نوستالژی چندین نسل می‌توان یاد کرد؛ شعر«کتاب خوب» با مصرع معروف «من یار مهربانم دانا و خوش بیانم / من دوستی هنرمند با سود و بی‌زیانم.» «سروده عباس یمینی شریف» است. مرد فرهنگی عصر حاضر که در شکل‌گیری نسل نو داستان‌نویسی ادبیات کودک و نوجوان بسیار تلاش کرده است. هرچند یاد بزرگان ادبیات و هنر همیشه زنده است، اما برپایی نمایشگاه و هفته کتاب بهانه‌ای شد تا از این نویسنده و شاعر نام آشنای کشورمان یادی کنیم. «فرشته یمینی شریف» خواهرزاده عباس یمینی شریف است. در رشته نقاشی سبک مدرنیسم فعالیت می‌کند و بیش از بیست سال است در محله بهار سکونت دارد. این بانوی هنرمند که همسر مرحوم «نیما پتگ» از نقاشان برجسته کشوری نیز است در زمینه شعر و سینما هم دستی بر آتش دارد. کتاب شعر کوچه بی‌پلاک و طراحی صحنه و لباس فیلم باغ‌های کندولوس از جمله کارهای مهم این هنرمند است. چند ساعتی مهمان خانه‌اش در محله بهار شدیم و با او درباره سبک کتابخوانی به شی

 حکایت یار مهربان و خاموش است. یار دانا و خوش‌بیانی که با برپایی نمایشگاه کتاب دوباره بازارش گرم می‌شود. یکی از اشعار ماندگار در وصف کتاب که از آن به‌عنوان نوستالژی چندین نسل می‌توان یاد کرد؛ شعر«کتاب خوب» با مصرع معروف «من یار مهربانم دانا و خوش بیانم / من دوستی هنرمند با سود و بی‌زیانم.» «سروده عباس یمینی شریف» است. مرد فرهنگی عصر حاضر که در شکل‌گیری نسل نو داستان‌نویسی ادبیات کودک و نوجوان بسیار تلاش کرده است. هرچند یاد بزرگان ادبیات و هنر همیشه زنده است، اما برپایی نمایشگاه و هفته کتاب بهانه‌ای شد تا از این نویسنده و شاعر نام آشنای کشورمان یادی کنیم. «فرشته یمینی شریف» خواهرزاده عباس یمینی شریف است. در رشته نقاشی سبک مدرنیسم فعالیت می‌کند و بیش از بیست سال است در محله بهار سکونت دارد. این بانوی هنرمند که همسر مرحوم «نیما پتگ» از نقاشان برجسته کشوری نیز است در زمینه شعر و سینما هم دستی بر آتش دارد. کتاب شعر کوچه بی‌پلاک و طراحی صحنه و لباس فیلم باغ‌های کندولوس از جمله کارهای مهم این هنرمند است. چند ساعتی مهمان خانه‌اش در محله بهار شدیم و با او درباره سبک کتابخوانی به شیوه مرحوم یمینی شریف به گفت‌وگو نشستیم.  

 لذت تماشای کتابخانه دایی جان 
خانه و دفتر کار فرشته یمینی شریف در حوالی خیابان بهار محل دیدار‌مان است. خانه‌ای که گوشه گوشه آن پراز خاطرات مشترک چندین نسل است. چهره بعضی از ابزار قدیمی خانه آشناست. یمینی شریف این کنجکاوی را از نگاهم می‌خواند. بعضی از لوازم قدیمی خانه مثل ساعت، لوستر، کمد و آباژور را نشان می‌دهد و گریزی می‌زند به خاطرات دوران کودکی‌اش؛ اینکه بسیاری از آنها یادگار مادر و مادربزرگش است و در طراحی صحنه چندین فیلم سینمایی مورد استفاده قرار گرفته است. او با همین تعریف‌ها به دایی‌اش «عباس یمینی شریف» شاعر شعرمعروف «من یار مهربانم می‌رسد»: «سن و سال کمی داشتم که پدر و مادرم را از دست دادم و به خانواده مادری در محله شمیران کوچه صالح اسدی پیوستم. آقای یمینی شریف در واقع برای من حکم دایی، پدر، مدیر مدرسه و مشاور را داشتند. در واقع زیر نظر دایی و دوستان و آشنایانی که همگی از اعضای انجمن کتاب و کودک و نوجوان بودند بزرگ شدم. علاقه به کتابخوانی من از همین‌جا شروع شد. شعرها و قصه‌های‌شان را با صدای بلند در خانه برای بقیه به‌صورت ریتمیک و آهنگین می‌خواند. «فری به مدرسه می‌رود» یکی از نخستین قصه‌هایی است که برایم خواند. به دلیل تشابه اسمی خودم با شخصیت این داستان گاهی فکر می‌کردم این قصه را برای من نوشته به همین دلیل مشتاق دنبال کردن ماجرای قصه تا پایان بودم.» از کتابخانه بزرگ آقای یمینی شریف در خانه تعریف می‌کند: «خاطرم است دایی جان در خانه کتابخانه بزرگی داشتند و سرک کشیدن و تماشای تصویر کتاب‌ها برایم یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهای دوران کودکی بود. آن دوره تعداد کتاب‌های مصور نسبت به امروز انگشت‌شمار و بیشتر تصویرسازی‌ها به کارهای مرحوم «مرتضی ممیز» محدود بود.»

همسایگی با شاعر لب دوخته 
هنر در خانواده یمینی شریف مثل چشمه جوشانی است که هرکدام از اعضای خانواده در آن دستی دارند. فرشته خانم با اشاره به این موضوع یادی از مادربزرگ و علاقه به شعر و شاعری‌اش دارد، اینکه زمینه‌های شعری و روی آوردن به ادبیات داستانی کودک و نوجوان چطور در مرحوم یمینی شریف زنده شد: «مادربزرگم اهل شعر و شاعری بود. همیشه در خانه اشعار حافظ و سعدی را می‌خواند. داستان‌ها و متون قدیمی را جمع‌آوری می‌کرد. از طرفی دایی جان در کودکی مکتب و مدرسه هم رفته بودند. آموزش‌ها و درس‌های مکتبخانه از دیدگاهش سرد و خشن بود. به عقیده‌اش بچه نیاز به شادی و بچگی کردن داشت. بچه‌ها در مکتب باید متن‌های سنگین گلستان و بوستان را می‌خواندند. برای بچه کم‌سن و سال خواندن و حفظ کردن ادبیات سخت و خشن کار راحتی نیست. همه اینها پیش‌زمینه علاقه شاعری و قدم گذاشتن در حوزه ادبیات کودکان و نوجوان را فراهم می‌کند.» «میزرا محمدفرخی یزدی» شاعر و روزنامه‌نگار و مبارز سیاسی معروف معاصر کشورمان مخالف جدی سیاست‌های رضا خان بود. به همین دلیل کلی شعر تند و آتشی بر ضد رضا خان در روزنامه از خود چاپ می‌کند. در نهایت دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد و لب و دهانش را می‌دوزند. چندسالی مستأجر خانه و همسایه مرحوم «عباس یمینی شریف» می‌شود. فرشته خانم با تعریف این همسایگی می‌گوید: «فرخی یزدی چندسالی در محله دربند مستأجر مادربزرگ و دایی جان می‌شود. این همسایگی باب آشنایی‌های تازه برای هردو شاعر را باز می‌کند. شعر سرودن‌هایش و خواندن آن با صدای بلند در کنار هم در جوانه زدن طبع شعر و شاعری جوانه دایی جان اثر گذاشت. او شعر گفتن را از دوره دانش‌سرا و تشویق استادانش شروع می‌کند.»

ماجرای من یار مهربانم... 
همسفر خاطرات روزهای کودکی فرشته خانم و حکایت زندگی با دایی جان می‌شویم. او از راه‌اندازی مجتمع‌های آموزشی روش نو توسط مرحوم یمینی شریف تعریف می‌کند: «دایی جان مدیر مدرسه مجتمع‌های مدارس آموزش نو بودند. روزش را از ساعت 4 صبح با نوشتن شروع می‌کرد. رأس ساعت 6 به اتفاق دایی و زن دایی قبل از همه در مدرسه حاضر بودیم. چون مدیر مدرسه‌ام بود حسابی برایم درس و مدرسه را جدی می‌گرفت. خاطرم است یکبار در آن مدرسه، مرحوم را دایی جان صدا زدم. گفت: «‌نه فرشته جان اینجا مدرسه است و من آقای مدیر هستم.» تا مدت‌ها مکان‌ها را با هم قاطی می‌کردم. گاهی اوقات در خانه هم آقای مدیر خطابش می‌کردم. می‌گفت: «‌فرشته جان اینجا دایی هستم.»  یکی از سروده‌های معرف عباس یمینی شریف در ادبیات کودکان و نوجوانان «شعر کتاب خوب» است که با این بیت آغاز می‌شود: من یار مهربانم دانا و خوش بیانم /گویم سخن فراوان باآنکه بی‌زبانم. با صحبت‌ درباره این شعر شوق و نشاط همان روزها در چشمان فرشته خانم موج می‌زند و می‌گوید: «ما معمولاً نخستین شنونده شعرها و قصه‌های دایی جان در خانه بودیم. با توجه به مشغله کاری‌اش اغلب سر شام و روزهای تعطیل دورهم جمع می‌شدیم و از این فرصت برای خواندن شعرهای تازه استفاده می‌کرد. زمان سرودن این شعر خاطرم نیست چون خیلی قبل‌تر سروده بود اما جالب است بدانید که مثل همه بچه‌ها با اشتیاق در کلاس درس این شعر را می‌خواندم و تکرار می‌کردم. حتی گاهی اوقات این شعر را در خانه هم با صدای بلند تکرار می‌کردم و از این کار لذت می‌بردم.»

چرا کتاب می‌خوانیم؟ 
شاید بارها از خودمان پرسیده باشیم که در عصر سرعت و اینترنت چه نیازی به خواندن کتاب است؟ فرشته یمینی شریف به این سؤال اینگونه پاسخ می‌دهد: «قرار نیست با کتابخوانی به دایره‌المعارف کتاب تبدیل شویم. کتاب خواندن باعث بالا رفتن میزان درک عمیق از زندگی و محیط اطرافمان می‌شود. در واقع با کتاب خواندن یاد می‌گیریم در زندگی با نزدیکان، دوستان و همسایه‌ها در مواقع مختلف چه رفتاری داشته باشیم. به نحوی ایده و راهکار مناسبی برای زندگی بهتر را با مطالعه دریافت می‌کنیم. متأسفانه کمبود وقت و سرعت از دغدغه‌های نسل امروز است. نسل جوان به این فکر می‌کند که در کمترین زمان می‌تواند بهترین اطلاعات کتاب را از اینترنت دانلود کند و گاهی اوقات به داشتن اطلاعات محدودی از هر حوزه مثل فلسفه و علم بسنده می‌کند در صورتی که برای شناخت دیدگاه فکری یک چهره باید در زمینه همه آثارش مطالعه داشت تا به شناخت و تسلط رسید.» این هنرمند نقاش با مروری به شیوه تشویق مرحوم یمینی شریف برای کتابخوانی توضیح می‌دهد: «خاطرم است 12 یا 13 سالگی به کتابخوانی روی آوردم و عضو کتابخانه مدرسه شدم. تأکید دایی جان براین بود که حتماً کتاب‌ها را به‌صورت مجموعه‌ای مطالعه کنم. برای مثال اگر آثار جلال آل احمد را می‌خوانم باید همه مجموعه‌اش را مطالعه کنم تا بتوانم درک عمیقی از دیدگاه نویسنده داشته باشم.»

کتابخوانی را از کجا شروع کنیم
مردم نسل قدیم در مقایسه با امروز کتابخوان‌تر بودند. در واقع در گذشته جای خالی تلویزیون، اینترنت، تلفن همراه و بسیاری از سرگرمی‌ها باب شده امروزی را کتاب پر می‌کرد. همسایه نویسنده ما در این‌باره می‌گوید: «برای دعوت به کتابخوانی باید از دوران کودکی پدر و مادر و مدرسه پیشقدم باشند. خاطرم است آقای یمینی شریف در همان دوران کودکی حساسیت زیادی داشتند که حتماً در کتابخانه به‌ویژه کتابخانه مدرسه عضو شوم. آن زمان تعداد کتاب‌هایی که از مدرسه به امانت می‌گرفتیم برای دانش‌آموزان امتیاز به حساب می‌آمد.»  اوکمک گرفتن از روش تشویق و ترغیب برای کتابخوانی را به پدر و مادرها پیشنهاد می‌دهد: «کنجکاو کردن بچه به مطالعه از خانه شروع می‌شود. اینکه شب‌ها پدر یا مادر برای بچه‌ها قصه تعریف یا از بچه‌ها بخواهند قصه را برایشان تعریف کنند یا آخر ماجرا را حدس بزنند، همه این کارها باعث ایجاد انگیزه و تشویق به مطالعه میان کودکان می‌شود. برای مثال مرحوم یمینی شریف برای بچه‌ها نشریه کیهان بچه‌ها را منتشر می‌کرد. اماهیچ‌وقت این نشریه را به رایگان دریافت نکردم و بیشتر مواقع از پول تو جیبی‌ام مجله را می‌خریدم چون نگاه دایی‌ام این‌طور بود که اگر کتاب به‌صورت دائمی و آسان در اختیار بچه‌ها قرار گیرد شوق خواندن و مطالعه کم می‌شود. هیچ‌وقت به کتاب خواندن مجبورم نکرد بلکه با شیوه غیر‌مستقیم به مطالعه دعوتم کرد.»
به عقیده این هنرمند نوشتن داستان‌های شاهنامه با زبان کودکانه، اجرای نمایش و تئاترهای خیابانی همه این موارد می‌تواند برای افزایش و انگیزه‌های مطالعه در میان کودکان و تربیت نسل کتابخوان اثر‌گذار باشد. 

از کارمندی بانک تا همسری استاد
فرشته یمینی شریف، همسر مرحوم نیما پتگر از هنرمندان برجسته رشته نقاشی است. او که علاوه بر هنر نقاشی و برپایی چندین نمایشگاه از آثارش در خارج کشور دستی هم بر هنر طراحی صحنه و لباس در چندین فیلم سینمایی و تله فیلم دارد که از معروف‌ترین آنها باغ‌های کندلوس با بازی «محمدرضا فروتن» است. او درباره شروع فعالیت‌هایش می‌گوید: «سال 57 در شلوغی‌های اویل انقلاب دیپلم گرفتم. به پیشنهاد دایی چند وقتی در مدرسه ناظم شدم. اما بعد از مدتی اتفاقی یک آگهی استخدام در بانک را دیدم و بعد از آزمون در بخش بین‌الملل آن مشغول کار شدم. تقریباً 9 سالی کارمند بانک بودم. از دوران کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشتم. خاطرم است وقتی نقاشی می‌کشیدم و به دایی‌ام نشان می‌دادم خوشش می‌آمد. دایی دومین نقاشی را که کشیدم از من خرید و با پولش تشویق شدم و دوباره برای کارم ابزار نقاشی خریدم.» فرشته خانم بعد از مدتی به پیشنهاد یکی از اقوامش برای آموزش نقاشی شاگرد همسرش نیما پتگر از نقاشان برجسته کشور فرزند «علی اصغر» پتگر از نقاشان مکتب کمال‌الملک می‌شود. این شاگردی در پایان به ازدواج می‌رسد و مادر 2 پسر به نام‌های داژر و اوژن می‌شود. او می‌گوید: «بسیاری از شعرهایم در زمان ظرف شستن در ذهنم شکل می‌گرفت. شب‌ها وقتی بچه‌ها می‌خوابیدند و خانه به آرامش می‌رسید، نقاشی کشیدن را شروع می‌کردم. چندین نمایشگاه از کارهایم در خارج از کشور بر‌گزار کردم.»  او می‌گوید: «به دعوت یکی از دوستان خانوادگی به نام ایرج کریمی برای طراحی صحنه و لباس در فیلمی دعوت شدم. از میان کارهایم مشهورترین آن طراحی صحنه و لباس باغ‌های کندلوس است.»

 

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 24185
منطقه هفت
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۳:۳۴
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله