مرور خاطرات قیام روز۱۸ دی مردم شهرری از زبان قدیمی‌ها

تظاهرات آرامی که به خون نشست

تظاهرات آرامی  که به خون نشست

بعضی از حوادث تاریخی مختص به یک شهر نمی‌شود اما آثار آن در یک منطقه وسیع‌تر بروز می‌کند. تظاهرات ۱۸ دی سال ۱۳۵۷ در شهرری نمونه‌ای از همین اتفاق است که حدود ۲۴ روز بعد از این واقعه، هواپیمای امام خمینی(ره) در فرودگاه تهران برزمین نشست و پس از آن انقلاب اسلامی ایران پیروز شد. در این روز با تظاهراتی که در خیابان حرم با حضور خودجوش جوانان انقلابی و جمعی از بزرگان شهرری اتفاق افتاد چند تن از جوانان محله شهید و زخمی شدند. تاریخ ۱۸ دی اگرچه در تقویم نیامده است اما این روز هیچ‌وقت از یاد و خاطر مردم شهرری پاک نمی‌شود.

دی سال1357بود. با گسترش فعالیت‌های امام خمینی(ره) در نوفل لوشاتو در مقطع زمانی 16 تا 22 دی سال 1357، ایشان بیش از21 مصاحبه انجام دادند و 16 دی ماه در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواستند به مبارزه خود با حکومت پهلوی ادامه دهند. امام خمینی(ره) دوشنبه، 18 دی سال 1357 را برای گرامیداشت شهدای مشهد، قزوین و کرمانشاه عزای عمومی اعلام کردند.
همین باعث شد که برنامه‌ریزی یک تظاهرات گسترده مردمی رقم بخورد. مردم مبارز شهرری آن روز پس از تجمع در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) در حالی که علمای شهر پیشاپیش جمعیت بودند به سمت مرکز شهر حرکت کردند که راهپیمایان پس از عبور از بازار و خیابان حرم، در خیابان 24 متری مورد تیراندازی عوامل رژیم طاغوت قرار گرفتند و شهیدان سبزعلی، طرق وردی، کوهی‌نژاد و ملکی به فیض شهادت رسیدند.

 راهپیمایی هزاران نفر
«محسن سبزعلی» برادر شهید «قاسم سبزعلی» که در این روز به شهادت رسید خاطراتی را از حضور پررنگ مردم نقل می‌کند: «قرار بود برای هماهنگ کردن مردم بلندگوی دستی ببریم. بلندگو را به خواهرم سپردیم تا آن را زیر چادرش پنهان کند و در حرم به من بدهد. برنامه مسیر تظاهرات این‌گونه بود که در صحن حرم تجمع کنیم و سپس به سمت میدان شهرری برویم و پس از آن از خیابان رزم آرا (فدائیان اسلام کنونی) تا سه‌راه ورامین حرکت کنیم و در آنجا با صدور قطعنامه‌ای راهپیمایی تمام شود.»
سبزعلی می‌گوید: «ساعت 9 صبح جمعیت عظیمی جمع شدند. روحانیت از جمله شیخ عبدالرحیم کنی و فرزندش شیخ آقا بزرگ کنی و سید مهدی موسوی فضیلت، آقای رفیعی و موسوی همدانی شرکت داشتند. سپس من بر لبه حوض در وسط صحن ایستادم تا چند نکته را تذکر بدهم؛ گفتم: شعارها فقط از طریق بلندگو پخش می‌شود؛ شعارهای پراکنده ندهید. در مسیر هم اگر اتفاقی افتاد از کوچه‌های اطراف می‌توانید متفرق شوید. این راهپیمایی آرام،  یک نوع اعلام حمایت از امام(ره) است.
برادرم، قاسم از مسئولان انتظامات راهپیمایی بود. او قد بلندی داشت و به اطراف مسلط بود. قرار گذاشتیم که اگر اتفاقی افتاد و مأموران رژیم حمله کردند انتظامات فرار نکنند و مردم را راهنمایی کنند. حدود 10هزار نفر آن روز در تجمع شرکت داشتند به‌طوری که ابتدای جمعیت در میدان شهرری و انتهای آن در حرم بود. خانم‌ها در انتهای جمعیت بودند و من مسئولیت داشتم ابتدای صف را که روحانیت بودند هدایت کنم. شعارها هم شعارهای آرامی بود. مثلاً استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، درود بر خمینی و... اما در مسیر مردم دچار هیجان شدند و شعارهای تندتری سر دادند. بعد از چند بار تهدید از طرف ارتش که زودتر پراکنده شوید، ارتش به مردم حمله کرد و تیراندازی زمینی شروع شد. عده‌ای هم زخمی شدند. فرمانده نیروهای نظامی که احساس خطر می‌کردند با بیسیم نیروهای گارد و ساواکی مستقر در آرامگاه رضاخان را فرا خواندند. آنها که رسیدند دستور تیراندازی داده شد. در همان لحظات قاسم شهید شد. من از خود بی‌خود شده بودم برای اینکه به برادرم خون برسانیم به سرعت به سمت خیابان حرم آمدم.
 وقتی به میدان شهرری رسیدیم غوغایی بود؛ روسری، چادر، کفش و آجر و... روی زمین پراکنده بود. مردم متفرق شده بودند و از پشت‌بام‌ها مبارزه می‌کردند و با سنگ مأموران را می‌زدند.»


 به داروخانه پناهنده شدیم
«محسن مشهدی محمود» خادم حرم حضرت عبدالعظیم(ع) می‌گوید: «از کودکی در شهرری بودم و اتفاقاتی را که در شهرری افتاده است به خوبی به یاد می‌آورم. یکی از بزرگ‌ترین اتفاقات سیاسی شهرری مربوط می‌شود به 18 دی 1357. آن روز جمعیت زیادی در خیابان حرم جمع شده بود. در‌گیرو‌دار تظاهرات و شعارهای انقلابی بودیم که به یکباره نیروهای ارتشی به سمت مردم شلیک کردند. من وسط خیابان حرم بودم. مردم به سمت کوچه‌های اطراف متفرق می‌شدند. من به سمت داروخانه مرمر می‌دویدم. در راه خانمی را دیدم که فرزندش داخل کالسکه بود و قادر نبود در سیل جمعیت کالسکه را حرکت دهد. بچه را بغل کردم و به سمت داروخانه دویدم. خانم هم پشت من حرکت می‌کرد. وقتی به داروخانه رسیدیم دکتر داروخانه دفترچه‌ای را به دستمان داد تا در ورود نیروهای ارتش وانمود کنیم که برای خرید دارو آمده‌ایم.»

 آن روز همه درها باز شد
«اعظم محمدی پاکدامن» ساکن یکی از کوچه‌های فرعی خیابان حرم است. او سال 1357 هم ساکن این کوچه بود. می‌گوید: «خیلی جوان بودم. فرزند یک ساله‌ای داشتم که تازه راه افتاده بود و یک جا‌بند نمی‌شد. در خانه بودم که صدای همهمه شنیدم. می‌دانستم که قرار است راهپیمایی در خیابان حرم اتفاق بیفتد اما فکرش را نمی‌کردم که آنقدر گسترده باشد. صدای شلیک گلوله می‌آمد. در حیاط خانه باز بود. با خودم گفتم که در این شلوغی پسر یک ساله‌ام به خیابان رفته است. سراسیمه چادر به سر انداختم و وارد کوچه شدم. برای پیدا کردن پسرم در طول خیابان می‌دویدم. چشمم به 2سرباز افتاد که در حال جست‌وجو بودند. به سرعت خودم را به حیاط خانه‌ای کشاندم و در را پشت سرم بستم. از ترس نفسم را حبس کرده بودم.»

18دی نامی اسطوره‌ای در محله ما

نخستین بار نام دبیرستان دخترانه‌ای واقع در خیابان فدائیان اسلام به نام 18 دی نامگذاری شد. بعد از نوسازی مدرسه توسط مؤسسه خیریه قلم‌چی به نام قلم‌چی تغییر کرد اما اکنون یک مدرسه ابتدایی دخترانه با نام 18دی در خیابان 24 متری نامگذاری شده است تا این روز را نسل امروز ما فراموش نکند. البته برای زنده نگهداشتن این قیام مردمی باکمک بسیج منطقه، ستاد گرامیداشت قیام 18 دی شهرستان ری و شهرداری، خیابان ضلع شرقی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) به نام 18 دی نامگذاری شده است.

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 20154
منطقه بیست
سرویس: پاتوق
زمان مخابره: یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۰:۱۳
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله