دیدار با «بیژن ذوالفقارنسب» بازیکن و مربی اسبق تیم ملی

یـوسـف آبـاد از نگاه دکتر فوتبال

  یـوسـف آبـاد از نگاه دکتر فوتبال

بهنام سلطانی- محله یوسف‌آباد از قدیم‌الایام محل زندگی فوتبالیست‌های خوشنام بوده، اما حکایت بیژن ذوالفقارنسب کمی متفاوت از سایرین است. سرمربی سابق تیم‌ملی که دومین دهه زندگی در یوسف‌آباد را پشت سر گذاشته به‌واسطه اتفاقات بازی معروف ایران و استرالیا و صعود شگفت‌انگیز تیم‌ملی ایران به جام‌جهانی مورد توجه و احترام اهالی است و هنوز هم درباره آن بازی به یادماندنی با اهالی همصحبت می‌شود. او رابطه گرمی با ساکنان محله دارد و می‌گوید زندگی در یوسف‌آباد را با هیچ محله دیگری عوض نمی‌کند. با دکتر بیژن ذوالفقار نسب در پارک شفق قرار گذاشتیم و با او درباره زندگی آرامش در محله یوسف‌آباد و رازهای آن بازی به یادماندنی گفت‌وگو کردیم.

از شهرآرا به یوسف‌آباد آمدیم

ماجرای آغاز زندگی سرمربی سابق تیم‌ملی در محله یوسف‌آباد به 20 سال قبل برمی‌گردد. روزهایی که ذوالفقارنسب از محله شهرآرا به خیابان یازدهم یوسف‌آباد نقل مکان کرد تا به قول خودش دسترسی بهتری به مراکز مهم شهر داشته باشد و زیر سایه درختان تنومند خیابان اسد‌آبادی زندگی تازه‌ای را آغاز کند. او می‌گوید: «در آن سال‌ها به فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش در خیابان سئول رفت‌وآمد داشتم و در دانشگاه علامه طباطبایی هم تدریس می‌کردم. باید در محله‌ای زندگی می‌کردم که دسترسی آسانی به بزرگراه‌ها داشته باشد و به همین دلیل محله یوسف‌آباد را انتخاب کردم.» ذوالفقارنسب می‌گوید دو پارک قدیمی محله یوسف‌آباد او را به اینجا کشانده و آرزوی زندگی در همسایگی پارک شفق و ساعی را داشته است: «مسئله دیگری که باعث شد محله یوسف‌آباد را برای سکونت انتخاب کنیم، فضای سبز ایده‌آل و محیط آرام این محله بود. سال‌هاست که آلودگی هوا شهروندان تهرانی را آزار می‌دهد، اما محله یوسف‌آباد فضای سبز ایده‌آلی دارد و در مقایسه با سایر محله‌های تهران وضعش بهتر است. ما در خیابان مستوفی و شهید اکبری فعلی زندگی می‌کنیم و به دلیل واقع شدن بین دو پارک شفق و ساعی کمتر با آلودگی هوا مواجه‌ایم.»

زندگی در محله فرهنگی

سرمربی سابق تیم‌ملی که از معدود افراد فرهنگی و تحصیلکرده فوتبال ایران و فارغ‌التحصیل رشته ورزش و تربیت‌بدنی از دانشگاه بروکسل است، از زندگی در یوسف‌آباد راضی است. ذوالفقارنسب معتقد است در این محله قدیمی کمتر شاهد معضلات فرهنگی و اجتماعی است و به همین دلیل 2 دهه زندگی در یوسف‌آباد برایش همراه با آسایش بوده است: «نمی‌خواهم بحث طبقه‌بندی اجتماعی را مطرح کنم، اما رعایت حقوق شهروندان در محله ما ملموس است و همسایگانی داریم که شهروند مسئولی هستند. قوانین ترافیکی و قواعد زندگی شهری و توجه به فرهنگ آپارتمان‌نشینی در محله ما رعایت می‌شود و به همین دلیل همه در کنار یکدیگر احساس آرامش می‌کنیم. به جرئت می‌توانم بگویم محله یوسف‌آباد در بین همه محله‌های تهران با کمترین معضل اجتماعی مواجه است چون اینجا همه هوای یکدیگر را دارند. همسایه‌ها معمولاً از حال یکدیگر خبر دارند و به افراد سالمند سر می‌زنند. فرهنگ تهران قدیم هنوز هم در کوچه و خیابان‌های یوسف‌آباد جاری است و به همین دلیل 20 سال در این محله
 دوام آورده‌ایم.»

پارک ساعی پاتوق ورزشی من است

سرمربی سابق تیم‌ملی که این روزها در قامت کارشناس فوتبال در شبکه‌های تلویزیونی حاضر می‌شود، با اهالی محله رابطه دوستانه‌ای دارد و در پاتوق ورزشی‌اش درباره مسائل روز فوتبال با آنها صحبت می‌کند. او می‌گوید: «هفته‌ای 5 جلسه به اتفاق همسرم به جلسات ورزش صبحگاهی پارک ساعی می‌رویم و روزی یکساعت ورزش می‌کنیم. تا 2 سال قبل و زمانی‌که فرزندانم ازدواج نکرده بودند به‌طور خانوادگی ورزش می‌کردیم، اما با رفتن بچه‌ها هنوز ترک عادت نکرده‌ایم. وقتی با اهالی مواجه می‌شوم خیلی‌ها دوست دارند درباره مسائل روز فوتبال با هم صحبت کنیم. عده‌ای به رنگ قرمز گرایش دارند و عده‌ای دیگر طرفدار آبی‌ها هستند و برای اینکه کسی از من دلخور نشود اعلام بی‌طرفی می‌کنم!» ذوالفقارنسب می‌گوید نوعی گفتمان ورزشی و فرهنگی با اهالی دارد و گاهی اوقات از نظرات آنها استفاده می‌کند: «وقتی با اهالی صحبت می‌کنم متوجه می‌شوم که مردم فوتبال قدیم را بیشتر دوست داشتند و دائماً درباره رفتار و ‌منش و شخصیت فوتبالیست‌های قدیمی صحبت می‌کنند. علتش این است که فوتبالیست‌های قدیمی ارتباط بیشتری با مردم داشتند و دسترسی اهالی محله به آنها آسان بود. فوتبالیست‌های امروزی کمتر به امور فرهنگی و تحصیلی اهمیت می‌دهند و شاید به همین دلیل ارتباطات اجتماعی خوبی ندارند. بیشتر فوتبالیست‌ها حتی دو دقیقه با هم‌محله‌ای‌هایشان همصحبت نمی‌شوند، در حالی‌که فوتبالیست‌های قدیمی یوسف‌آباد هنوز هم وقت خودشان را با اهالی می‌گذرانند. حسین فرزامی، ستاره تیم‌ملی در دهه 50 و بیوک وطنخواه، سرمربی سابق تیم‌ملی یا ابراهیم آشتیانی، بهترین مدافع راست تاریخ باشگاه پرسپولیس و بیژن شادکام، قهرمان سابق تیم‌ملی دوومیدانی، که همگی ساکن محله یوسف‌آباد هستند، رابطه دوستانه‌ای با اهالی دارند و همگی از معتمدان محلی محسوب می‌شوند.»

یک پیشنهاد برای شهرداری

یوسف‌آباد هم مثل اغلب محله‌های پایتخت در گذر زمان دستخوش تغییر و تحولات شده، اما هنوز هم به‌عنوان یکی از محله‌های با اصالت تهران شناخته می‌شود. ذوالفقارنسب درباره تغییر چهره محله از 20 سال قبل تاکنون می‌گوید: «محله ما یکی از پاکیزه‌ترین محله‌های پایتخت است و در مقایسه با سال‌های دور به قول معروف بزک شده است. سر کوچه و خیابان تابلوهای راهنمایی و رانندگی نصب شده و این موضوع به ارتقای فرهنگ ترافیکی اهالی کمک کرده است. مهم‌ترین اتفاق کوچ نهادها و سازمان‌های دولتی به یوسف‌آباد است که با خودش ترافیک را به همراه داشته است. در خیابان شهید اکبری که محل سکونت ماست چندین اداره دولتی مستقر شده‌اند و توقف بیش از حد خودروهای کارمندان این اداره‌ها در کوچه و خیابان‌های کم‌عرض دردسر‌ساز شده است. هجوم خودروها از ساعت 7 صبح آغاز می‌شود و تا پایان وقت اداری ادامه دارد.» سرمربی سابق تیم‌ملی پیشنهادی هم برای شهرداری منطقه دارد: «از حدود 10 سال قبل قرار است شهرداری در نزدیکی میدان کلانتری پارکینگ طبقاتی مجهز احداث کند، اما هنوز به سرانجام نرسیده است. پیشنهاد می‌کنم برای مدیریت ترافیک محله و از بین رفتن معضل کمبود جای پارک خودرو، شهرداری ساخت این پارکینگ را در اولویت قرار بدهد.»

یوسف‌آباد نگین انگشتری تهران است

«یوسف‌آباد را با هیچ محله دیگری عوض نمی‌کنم.» بیژن ذوالفقارنسب که بعد از دو دهه به زندگی در محله قدیمی تهران عادت کرده از دلبستگی‌اش به یوسف‌آباد می‌گوید: «بعد از یوسف‌آباد، محله سعادت‌آباد هم برای زندگی در تهران مناسب است، اما تاکنون به نقل مکان به محله دیگری فکر نکرده‌ام. زادگاه من سنندج است و 10 روز در ماه به آنجا می‌روم، اما روی یوسف‌آباد هم تعصب دارم و آن را با هیچ محله دیگری عوض نمی‌کنم. حقیقتاً به پارک ساعی و پارک شفق عادت کرده‌ام و به همین دلیل نمی‌توانم از یوسف‌آباد دل بکنم. از طرفی با همسایگان رابطه دوستانه‌ای داریم و در دورهمی‌ها که ماهی یکبار برپا می‌شود از حال هم با خبر می‌شویم.» سرمربی سابق تیم‌ملی کثرت وزارتخانه و اداره‌های دولتی را که به ترافیک و آلودگی هوا دامن می‌زند بزرگ‌ترین مشکل پایتخت می‌داند و در پاسخ به این سؤال که اگر شهردار بود چه تدبیری برای پایتخت می‌اندیشید می‌گوید: «اگر شهردار بودم همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و نهادهای دولتی را به اطراف تهران منتقل می‌کردم تا حجم‌‌‌ ترددها کاهش پیدا کند و شهروندان به راحتی نفس بکشند. بعد از انتقال مراکز دولتی به خارج شهر، فکری به حال‌‌‌ تردد بیش از حد موتورسیکلت‌هایی می‌کردم که سوخت نامطلوبی دارند و به اندازه 5 خودرو آلودگی ایجاد می‌کنند. اگر معضل ترافیک و آلودگی هوا حل شود، تهران را به انگشتری تشبیه می‌کنم که یوسف‌آباد هم نگین آن است.»

ساخت مجموعه ورزشی خیریه

قریب به اتفاق اهالی فوتبال، بیژن ذوالفقارنسب را یکی از مربیانی می‌دانند که هرگز از دایره اخلاق خارج نشده و به همین دلیل بین عموم مردم مقبولیت خاصی دارد. او که دستی هم در کارهای خیر و فعالیت‌های خیرخواهانه دارد، از سال‌ها قبل یک مجموعه ورزشی ویژه نابینایان و کم‌بینایان را در زادگاهش تأسیس کرده و 10 روز در ماه برای سر زدن به این افراد به سنندج می‌رود. ذوالفقارنسب می‌گوید: «از حدود 8 سال قبل با هزینه شخصی یک مجموعه ورزشی خیریه برای نابینایان تأسیس کردم تا خدمات ورزشی متناسب با وضعیت‌شان به آنها بدهیم چراکه معتقدم این افراد باید از حقوق شهروندی برخوردار باشند. در این مجموعه ورزشی به بچه‌ها قرآن هم آموزش می‌دهیم و در حال حاضر 80 نفر را تحت پوشش داریم.» ذوالفقارنسب یک آکادمی فوتبال برای نوجوانان هم در زادگاهش سنندج تأسیس کرده و بر این باور است که دیر یا زود نسل جدید فوتبالیست‌های بااستعداد ایرانی از این شهر معرفی خواهند شد. او می‌گوید یوسف‌آباد هنوز هم استعدادهای ورزشی بالقوه‌ای دارد و آماده است تجربیاتش را برای کشف این استعدادها به مسئولان ورزشی شهرداری انتقال بدهد.

رازهای بازی ایران و استرالیا

قریب به 20 سال از صعود حماسی تیم‌ملی فوتبال ایران به جام‌جهانی 1998 فرانسه گذشته، اما بیژن ذوالفقارنسب هنوز با هیجان خاصی اتفاقات این بازی را روایت می‌کند. او با اشاره به نسل طلایی فوتبال ایران در آن روزها می‌گوید: «در آن دوره 6 بازیکن تیم‌ملی در اروپا بازی می‌کردند و بقیه هم از بهترین بازیکنان لیگ ایران بودند. بعد از تغییر و تحولاتی که فدراسیون اعمال کرد، ویرای برزیلی 15 روز قبل از بازی ایران و استرالیا سرمربی تیم‌ملی ایران شد و طبیعی بود که از فوتبال و خلق و خوی بازیکنان ایرانی شناخت کاملی نداشته باشد. وقتی تیم‌ملی نتوانست مستقیماً به جام‌جهانی صعود کند با پیشنهاد من چند بازیکن مثل جواد زرینچه، مجید نامجو مطلق، ابراهیم تهامی و مهدی پاشازاده به اردوی تیم‌ملی دعوت شدند تا خون تازه‌ای به رگ‌های تیم‌ملی تزریق شود.» دست بر قضا همین بازیکنان تازه وارد بودند که سرنوشت بازی ایران و استرالیا را رقم زدند. بیژن ذوالفقارنسب ادامه می‌دهد: «قبل از بازی با استرالیا فیلم بازی‌های آنها را آنالیز کردیم، اما مربی نامدار و باتجربه‌ای داشتند و در تهران بسیار متفاوت‌تر از آنچه در فیلم‌ها دیده بودیم بازی کردند. نتیجه یک بر یک در تهران برای ما حکم باخت خفیف را داشت و خیلی‌ها کار را تمام شده می‌دانستند، اما در فاصله 10 روزه تا بازی برگشت دائماً تلاش کردم به بچه‌ها تفهیم کنم که استرالیا در بازی برگشت هم متفاوت بازی می‌کند. حدود 20 دقیقه از بازی گذشته بود که همه متوجه حرف‌های من شدند. بین دو نیمه هم مربی برزیلی اصلاً وارد رختکن نشد و من فرصت داشتم با بچه‌ها صحبت کنم. در نیمه دوم بهتر بازی کردیم، اما معتقدم یکسری اتفاقات دست به دست هم داد تا ایران به جام‌جهانی صعود کند. شاید اگر عابدزاده نبود 4 گل از استرالیا می‌خوردیم و اصلاً به جام‌جهانی نمی‌رفتیم یا اگر آن تماشاگر خاطی در بحرانی‌ترین زمان ممکن تور دروازه ما را پاره نمی‌کرد و بازی 9 دقیقه متوقف نمی‌شد استرالیا به راحتی بازی را برده بود.» دو سال بعد از این بازی، بیژن ذوالفقارنسب مربیگری در تبریز را به لقایش بخشید و به محله یوسف‌آباد برگشت و مورد استقبال اهالی قرار گرفت: «وقتی به محله برگشتم، اهالی دائماً درباره بازی ایران و استرالیا پرس‌وجو می‌کردند و هنوز هم در این‌باره با هم صحبت می‌کنیم. در آن روزها خیلی از اهالی محله می‌گفتند صعود ایران به جام‌جهانی معجزه فوتبال بود. هنوز عده‌ای از من می‌پرسند چرا در آن بازی ابراهیم تهامی که یک بازیکن تازه وارد بود تعویض شد و من در جواب آنها می‌گویم چون گل زدیم و مأموریتش به پایان رسیده بود. هنوز با اهالی درباره بازی ایران و استرالیا صحبت می‌کنیم و به آنها می‌گویم فوتبال مثل شطرنج، بازی مهره‌هاست. هر مربی‌ای که بهتر با مهره‌ها بازی کند برنده می‌شود.»

الگوی اخلاق است
امیر رحمانی پناه یکی از کاسبان و معتمدان محله یوسف‌آباد است که دوستی دیرینه‌ای با بیژن ذوالفقارنسب دارد. او با اشاره به حسن برخورد ذوالفقارنسب با اهالی محله می‌گوید: «بیشتر افراد شناخته شده وقت چندانی را صرف گفت‌وگو با مردم و خوش‌وبش با اهالی نمی‌کنند اما دکتر ذوالفقارنسب از این حیث یک الگوی تمام‌عیار است. در مواجهه با اهالی همیشه لبخند بر لب دارد و به حدی صمیمی می‌شود که همه با او احساس راحتی می‌کنند. بیژن ذوالفقارنسب آداب خاصی دارد و حتی با کاسبان محله هم ارتباط خوبی برقرار کرده است. او رابطه بسیار دوستانه‌ای با همسرش دارد که زبانزد است و رفتاری که به‌عنوان یک چهره شناخته شده ورزشی بروز می‌دهد می‌تواند برای اهالی محله الگو باشد. در یک کلام می‌توانم بگویم بیژن ذوالفقارنسب برای محله ما الگوی اخلاق است.»

50 سال است از او بی‌اخلاقی ندیدم
حسین فرزامی ستاره سال‌های دور تیم‌ملی و هم‌محله‌ای بیژن ذوالفقارنسب است و سابقه رفاقت آنها به نیم قرن می‌رسد. فرزامی می‌گوید: «برادر بیژن مدیر باشگاه تاج سنندج بود. وقتی بیژن تازه به فوتبال آمده بود برادرش دست او را در دست من گذاشت و خواست که مراقبش باشم تا در فوتبال اتفاق بدی برایش رخ ندهد. ما در تیم استقلال و تیم‌ملی همبازی شدیم و در یک دانشگاه درس خواندیم و حالا هم در یک محله زندگی می‌کنیم. از روزی که برادرش او را به من سپرد تا امروز یک رفتار خلاف اخلاق از او ندیدم. در فضای فعلی فوتبال ایران که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود بیژن ذوالفقارنسب یک غنیمت بزرگ است و بازیکنان جوان باید امثال او را الگو قرار بدهند، همان‌طور که در محله یوسف‌آباد برای خیلی‌ها الگو است.»

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 20133
منطقه شش
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۶:۰۰
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله