جوانان قرارگاه جهادی امام رضا(ع) با گل و شیرینی به خانه سالمندان گئورک رفتند

کریسمس مبارک همسـایـه!

کریسمس مبارک همسـایـه!

فاطمه عسگرنیا - مراسم كريسمس است و درخت‌هاي كاج زينت يافته و بابانوئل پير قرمز‌پوش كه قرار است در شب برفي عيد ميلادي، داخل چكمه‌هاي خالي پشت در خانه‌ها هديه كريسمس را قرار دهد. براي تبريك اين عيد و برپايي جشني كوچك به همين مناسبت با بچه‌هاي گروه جهادي قرارگاه امام رضا(ع) و اعضای سراي محله سنگلج مهمان خانه سالمندان كليساي «گئورك» شديم. براي رفتن به اين جشن و حضور در اين خانه سالمندان چهارراه شاپور را پشت سر گذاشتيم و بعد از عبور از بازارچه قديمي و سنتي آن و خيابان‌هاي سنگفرش شده تنگ و باريكش به كوچه «مغفوري» رسيديم؛ كوچه‌اي كه در ابتداي آن ساختمان قديمي و سفيد رنگ كليساي گئورك به چشم مي‌خورد. جايي كه در آن همسايگي كليسا و خانه سالمندان گئورك فضاي دلنشين و آرامي را براي اهالي اين خانه به ارمغان آورده است.

خانه‌اي به قدمت 66 سال

«خانه سالمندان گئورك مقدس» عنوان تابلو كوچكي است كه بالاي سردر كليسا نصب شده است. حياط بزرگ كليسا با درخت‌هاي خشك شده از سرماي زمستاني تصوير زيبايي را خلق كرده است. خانه سالمندان در سكوت حياط كليسا انتظار مهمانان را مي‌كشد. از پشت شيشه‌هاي اتاق بيرون را تماشا مي‌كند و با ديدنمان لبخندي دلنشين مي‌زند. در اين حين زن ميانسالي به طرف ما مي‌آيد و به گرمي خوشامد مي‌گويد. «آناهيت زرگريان» رئيس انجمن خيريه بانوان ارامنه تهران وقتي ما را به طرف دفترش راهنمايي مي‌كند مي‌گويد: «اينجا خانه‌اي است كه 66 سال پيش به دست جمعي از بانوان خيّر مسيحي براي حمايت از سالمندان بي‌خانمان و بي‌سرپرست راه‌اندازي شد.» به گفته او اين انجمن قدمتي 111 ساله دارد. انجمني كه فعاليت‌هاي خيرخواهانه‌اش ابتدا در حوزه آموزش با راه‌اندازي نخستين كودكستان در ايران شكل گرفت و بعدها فعاليتش با حمايت از دانشجويان بي‌بضاعت، حمايت از بيماران خاص و تأسيس 2خانه سالمندان ادامه يافت. «خانه سالمندان گئورك مقدس امروز پذيراي 15 سالمند بي‌خانمان است كه 5 سالمند را خانم‌ها و 10 سالمند ديگر را آقايان تشكيل مي‌دهند.» اين‌طور كه زرگريان مي‌گويد: «تمامي اعضاي هيئت‌مديره انجمن خيريه بانوان ارامنه تهران داوطلبانه در اين مؤسسه فعاليت مي‌كنند و براي جذب كمك‌هاي مردمي گاهي نمايشگاه‌هاي مختلف و بازارچه‌هاي خيريه برپا مي‌كنند.»

جمع گرم سالمندان

بعد از صحبت با زرگريان داخل خانه سالمندان مي‌رويم. جايي كه درخت كريسمس كنار تنديس مريم مقدس خبر از فرارسيدن سال نو ميلادي مي‌دهد. سالني كه ميزهاي فلزي قديمي‌اش با سفره‌هايش رنگ و روي جديد يافته‌اند. ظرف‌هاي شيريني براي پذيرايي از مهمانان آراسته شده است. دورتادور ميزها پيرمردها و پيرزن‌هايي نشسته‌اند كه هر يك قصه‌اي در دل خود دارند. در 6 اتاق به سالن باز مي‌شود كه داخلش محل استراحت سالمندان است. چهره مهربانش نظرمان را جلب مي‌كند. وقتي مي‌خواهيم با او صحبت كنيم پرستارش مي‌گويد: «او آبرام شامريان 89 ساله و قديمي‌ترين عضو اين خانه است.» پيرمرد مي‌گويد: «حساب‌ روزهايي را كه اينجا هستم از دستم در رفته ولي آرزو مي‌كنم عزيزانم را ببينم. آنها را دوست دارم.» 

گورگن 94 ساله، عاشق شاهنامه و فردوسی

پيرمردي با كاپشن سبز رنگ و كلاه بافتني سياه، پشت به پنجره حياط در جمع دوستانش نشسته و بدون اينكه حرفي بزند با نگاهي خيره همه امور را كنترل مي‌كند. مسئولان خانه مي‌گويند كه 19 سالي مي‌شود در اين خانه است؛ پيرمردي كه ديگر اين روزها نه با در و ديوار اين خانه غريبي مي‌كند و نه زندگي در آن را براي خود سخت مي‌كند. گرچه آبرام قديمي‌ترين عضو اين خانه است اما «گورگن آبل يگانيان» با 94 سال سن پيرترين عضو خانه سالمندان گئورك مقدس است. پيرمرد خوش مشربي كه كلاه لبه‌دار سبز رنگي به سر دارد و در حافظه‌اش كل شاهنامه فردوسي را جا داده است. حرف‌هايش را با اين بيت شعر معروف فردوسي شروع مي‌كند: «بسي رنج بردم در اين سال سي/ عجم زنده كردم بدين پارسي» بيتي كه شنيدنش با لهجه زيباي ارمني گورگن خالي از لطف نيست. مي‌گويد: «تاريخ تولدم 1301 است. عاشق شاهنامه ابوالقاسم فردوسي طوسي‌ام و شعرهايش را هر روز براي دوستانم مي‌خوانم.» جمع سالمندان خانه گئورك آنقدر گرم و صميمي است كه از صحبت با آنها مي‌توان انرژي گرفت. 

كم‌كم عادت مي‌كنم

«چون به سخن نوبت عيسي رسيد/ عيب رها كرد و به معني رسيد/ عيب كسان منگر و احسان خويش/ ديده فرو بر به گريبان خويش.» «تامارا وارتانيان» يكي ديگر از اعضاي اين خانه است كه اين‌گونه كريسمس را به هموطنان مسيحي تبريك مي‌گويد. پيرزن 87 ساله‌اي كه عمر حضورش در اين خانه به 9 ماه مي‌رسد؛ گرچه تامارا خيلي از بودن در اين خانه احساس رضايت نمي‌كند اما اين احساس او مانع دوستي با ديگر اعضاي خانواده‌اش در خانه گئورك نشده. مي‌گويد: «40سال كار كرده‌ام. به همين دليل زندگي بي‌تحرك در اين فضا برايم سخت است اما كم‌كم عادت مي‌كنم.» فضاي اتاق تامارا پر از مجله‌هاي جورواجور است. او با بيان اينكه حتي براي لحظه‌اي كتاب و مجله از دستش نمي‌افتد توضيح مي‌دهد: «اگر اين كتاب‌ها و مجله‌ها نباشد روزهاي طولاني عذابم مي‌دهد.» او از آرزويش در آستانه سال نو مي‌گويد: «خوشبختي همه جوانان و عاقبت به خيري ما سالمندان.» آرزويش كوتاه اما پرمحتواست. تامارا گرچه اين را آرزوي شب سال نو مي‌داند اما در ميان حرف‌هايش از تنهايي هم سخن مي‌گويد و اينكه دوست دارد در همنشيني و همصحبتي با كسي كمي از تلخي‌اش بكاهد. 

آرزوي پادشاهي 

روبه‌روي تخت ماتارا، يوگين زندگي مي‌كند. وقتي متوجه صحبت‌هايمان با هم اتاقي‌اش مي‌شود چيزي نمي‌گويد ولي از حالت نگاهش معلوم است حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد. وقتي كنارش مي‌نشينيم مي‌گويد كه يك سال است به خانه گئورك آمده. گويا كمي فراموشي دارد؛ چون مسئولان خانه مي‌گويند كه 3 سالي مي‌شود مهمان اين خانه است. با اينكه پيري و سختي‌هاي زمانه، جز دست‌هاي لرزان و بيماري‌هايي كه امانش را بريده چيزي ديگري برايش نداشته است ولي لبخند از صورت مهربانش جدا نمي‌شود. با دست اشاره‌اي به تصوير مريم مقدس كه بالاي تختش نصب شده مي‌كند: «‌من هر روز با اين عكس و خدایم راز و نياز مي‌كنم.» بيرون از اتاق تامارا و يوگين، «ورژ» 90 ساله محفل دوستان را گرم كرده است. اين پيرمرد خندان كه دمادم صليب آويزان بر گردنش را مي‌بوسد 12 سال پيش همراه خواهرش به اين خانه آمدند. البته «ساتينك» (خواهرش) سال گذشته فوت كرد و ورژ را تنها گذاشت اما او همچنان روحيه خود را حفظ كرده و از آرزوي سال نو برايمان مي‌گويد: «آرزو مي‌كنم در شب سال نو پادشاه شوم.» خودش از آرزويي كه دارد خنده‌اش مي‌گيرد مثل همه اعضاي خانه و با بيان اينكه «البته الان هم پادشاه هستم.» جمله‌اش را تكميل مي‌كند تا صداي خنده دوستانش بيشتر در فضاي خانه گرم و صميمي گئورك بپيچد. 

شاخه گلي براي چشمان منتظر

گپ‌وگفتمان با جمع خانوادگي خانه گئورگ تازه گرم شده است كه صداي زنگ خانه خبر از آمدن بچه‌هاي جهادي قرار‌گاه امام رضا(ع) مي‌دهد؛ بچه‌هايي كه با در دست داشتن بسته‌هاي سنگين هديه كه با جمله «‌ماييم و آستانه عشق و سرنياز‌» زينت داده شده‌اند و شاخه‌هاي گل‌ رز آبي رنگ به جمع گرم و صميمي سالمندان اضافه مي‌شوند. استقبال كاركنان و سالمندان خانه گئورك از بچه‌هاي جهادي آنقدر گرم است كه اين محفل جشن را گرم‌تر از گذشته مي‌كند. شاخه‌هاي گلي كه به پيرمردها و پيرزن‌هاي ساكن خانه گئورك اهدا مي‌شود براي ساعتي آنها را از تنهايي و انزوايي كه در اين سال‌هاي پيري درگيرش هستند دور مي‌كند. اشك در چشم خيلي از اين پدرها و مادرهاي پير حلقه مي‌بندد؛ اشكي كه همراه با شوق است و لبخندي زيبا نيز همراه دارد. «سيدحسين محمدي‌موسوي» نماينده قرارگاه امام رضا(ع) ضمن دلجويي از سالمندان ارامنه مي‌گويد: «اميدواریم در آستانه سال نو خاطره خوبي براي اين خانواده به يادگار بماند.» به گفته او فعاليت‌هاي خير‌خواهانه گروه جهادي قرارگاه امام رضا(ع) ريشه در طرح مهرباني «تهران مدرسه‌اي براي همه» دارد. طرحي كه اين روزها شاخه‌هاي فراواني دارد و يكي از اين شاخه‌هايش جهاد مهرباني است. او مي‌گويد: «‌ميلاد حضرت مسيح و آغاز سال نو ميلادي بهانه خوبي است تا بار ديگر در اين كليسا و جمع سالمندان ساكن در اين مجموعه حضور يابيم. گرچه سركشي به اين خانه سالمندان برنامه هميشگي ماست اما در مناسبت‌هاي خاص سعي مي‌كنيم حتماً جداگانه در اين جمع، حاضر و جوياي حال اين عزيزان شويم.»
شوراياران محله سنگلج هم در كنار اعضاي قرار‌گاه جهادي امام رضا(ع) از خانه سالمندان بازديد مي‌كنند و با اهداي گل به ساكنان اين خانه آغاز سال نو ميلادي را جشن مي‌گيرند.» «ميكائيل سعيد» دبير شوراياري محله سنگلج سركشي از خانه سالمندان گئورك را جزو برنامه‌هاي هرساله اين شوراياري در آستانه سال نو معرفي مي‌كند و مي‌گويد: «مي‌كوشيم تا هر ساله طي بازديدي از اين مجموعه متوليان آن را در اداره بهتر امور آن ياري كنيم.»

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 19709
منطقه دوازده
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۰۵:۵۲:۰۱
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله