حجت‌الاسلام ذاکری، روحانی محبوب محله اقدسیه از خاطرات سال‌های دور می‌گوید

کار در چیت‌سازی تا پیشنمازی مسجد

کار در چیت‌سازی تا پیشنمازی مسجد

سودابه رنجبر- حجت‌الاسلام محمدعلی ذاکری را اهالی محله اقدسیه ضمن تماس‌های تلفنی با دفترهمشهری محله به ما معرفی کردند. اهالی دلیل معرفی او را خلق خوب و رفتار مناسب با جوان‌ها و امانت‌داری‌شان می‌دانستند. حاج آقا ذاکری با توجه به اینکه در دهه هشتم زندگی‌اش قرار دارد با این همه برای ارتباط و امر به معروف جوان‌ها از فن‌آوری روز(تلگرام) به خوبی استفاده می‌کند. وقتی به دیدارحاج آقا ذاکری در محله اقدسیه رفتیم ویژگی‌های دیگری از شخصیت ایشان برایمان نمایان شد. او از سال ۱۳۴۸ اهالی شهرری را به سفر حج می‌برده و بیش از ۱۱۲ بار به مکه مشرف شده است. حاج آقا ذاکری متولد ۱۳۱۹ دانش‌آموخته مدرسه فیضیه و تحصیلات حوزوی او معادل کارشناسی ارشد است.

دوست و محرم اسرار اهالی

در گذشته‌های نه چندان دور، یکی از ویژگی‌های روحانی‌های محله و امامان جماعت مساجد، ارتباط صمیمانه و شناخت تک تک اهالی محله بود طوری‌که از حال و روز همسایه‌هایش خبردار بود. روحانی و پیشنماز مسجد برای اهالی یک محله، محرم اسرار بود. محمدعلی ذاکری نمونه بارز یک روحانی است که هنوز آداب و رسوم گذشته را در محله‌اش زنده نگه داشته است. وقتی در محله قدم می‌زند وظیفه خود می‌داند که با کاسبان محله گفت و شنودی داشته باشد. با بچه‌ها دوست باشد و با لحنی مهربان و شوخ‌طبعی، جوانان محله را دریابد. با او در دفتر مسافرتی حج و زیارت ملاقات کردیم. او در اعزام زائران به مکه و سوریه پیشکسوت است. حتی قبل از اینکه سازمان حج و زیارت تشکیل شود او مسئولیت اعزام زائران شهرری به خانه خدا را برعهده گرفته بود. 

 

عبای پدر را به دوش گرفت

محمدعلی ذاکری با عرق‌چین سفید و عبای سفید و محاسن سفید چهره دلنشین و مهربانی دارد. می‌گوید: «سال 1337 از خمین به شهرری آمدیم، پدرم غلامرضا ذاکری به محض سکونت در شهرری مسجد حسین‌بن‌علی(ع) را در محله ولی‌آباد پایه‌گذاری کرد.» او در حالی‌که حکم و امضای رهبر کبیرانقلاب اسلامی حضرت امام(ره) را نشانمان می‌دهد می‌گوید: «قبل از سال 42 پیش ازاینکه امام خمینی(ره) تبعید شود. این دست خط را برای پدرم فرستاد که ایشان نماینده ولی فقیه در شهرری باشد. پدرم در سال 1342 به رحمت خدا رفت. طبق وصیت پدرم که آرزو داشت یکی از فرزندانش عبای او را به دوش بکشد، من ضمن ادامه تحصیل در مدرسه حوزوی برهان شهرری و سپس مدرسه فیضیه قم نیز توانستم در این مسیر قرار بگیرم.»

رئیس کاروان قدیمی حج و زیارت

سال 1348 بود. آرزوی سفر مکه داشت اما در این سفر تنها نبود. او که مرد کار بود تصمیم گرفت کاروانی را تشکیل دهد و دوستداران سفر حج را با خودش همراه کند. حاج آقا ذاکری دفتر کارش را از همان زمان، یعنی سال 1348 به یادگار نگه داشته است. او در این دفتر عکس و نام تک تک زائران خانه خدا را نوشته و حفظ کرده است. هزینه سفر حج در سال 1348برای یک زوج مبلغ 3 هزارو400 تومان قید شده است. در بیشتر صفحه‌ها عکس همسرانی الصاق شده است که با یکدیگر به سفر حج مشرف شده‌اند. آقای ذاکری همان‌طور که صفحه به صفحه دفتر را ورق می‌زند می‌گوید: «این زوج به رحمت خدا رفته‌اند.» صفحه دیگر را ورق می‌زند و می‌گوید: «آقا فوت کرده و خانم در قید حیات است.» همان‌طور که دفتر را از آخر به اول ورق می‌زند بر تعداد افرادی که نام و تصویرشان وجود دارد اما دیگر در این دنیا نیستند افزوده می‌شود. حاج آقا از احوال تک‌تک زائران 50 سال پیش بی‌خبر نیست. می‌گوید: «طی آن سال‌ها به دلیل اختلافات سیاسی که با عراق داشتیم از مرز ترکیه عبور می‌کردیم از ترکیه به سوریه می‌رفتیم و از آنجا به اردن و از اردن وارد کشور عربستان سعودی می‌شدیم. این سفر حدود 45 روز طول می‌کشید و از سال 1371 که گواهینامه پایه یک رانندگی را دریافت کردم. مسئولیت رانندگی اتوبوس زائران را هم برعهده گرفتم.» 

یادی از آیت‌الله ‌اثنی‌عشری

 

محمدعلی ذاکری بزرگان و روحانیان قدیمی شهرری را خوب می‌شناسد. از بین آنها آیت‌الله ‌حسین اثنی‌عشری را یاد می‌کند و می‌گوید: «از فوت آیت‌الله ‌اثنی‌عشری نزدیک به 50 سال می‌گذرد اما همچنان یاد و خاطره ایشان در ذهن اهالی مانده است. او یک الگوی کامل در زمان خودش بود. بنده از ایشان کار کردن و از زور بازو نان در آوردن را یاد گرفتم. آیت‌الله ‌اثنی عشری تا آخرین روزهای عمر خود باغداری می‌کرد و لباس کارش را در می‌آورد و به مسجد می‌رفت. همیشه سیر و سلوک ایشان در این امر الگویی برای من بوده است.»
در لابه‌لای حرف‌های حاج آقا ذاکری متوجه می‌شویم که او هیچ‌وقت از کارکردن ابایی نداشته است. در کودکی چوپانی کرده است. در سال‌های جوانی بعد از فوت پدرش برای امرار معاش خانواده مقنی‌گری کرده و حتی در کارگاه شیشه بری کار کرده و در تمام این سال‌ها برای اقامه نمازجماعت، به‌عنوان پیش نماز خودش را به مسجد رسانده است. او اکنون در مسجد بازار تهران اقامه نماز می‌کند و منبر می‌رود. 

 

امر به معروفش هم دلنشین است

از کاسبان قدیمی خیابان بابک است. هنوز بقالی‌اش را به سبک قدیم می‌چیند و درگاه مغازه‌اش حبوبات را داخل گونی‌هایی ردیف کرده است. وقتی از حضور حاج آقای ذاکری در محله، سؤال می‌کنم، علی فخرایی می‌گوید: «حضور ایشان برای ما برکتی است. هر وقت که از اینجا عبور کند حتماً به ما سر می‌زند. رابطه خوبی با اهالی محله دارد. حتی گاهی شوخ‌طبعی ایشان باعث انبساط خاطر ما می‌شود. اما لابه‌لای شوخی‌هایشان تذکراتی می‌دهند که به خاطر لحن ملایمشان کسی از ایشان ناراحت نمی‌شود. همیشه به من می‌گوید شما سعی کن در بقالی سیگار نفروشی. شاید کمک کوچکی برای جامعه باشد و ما هم سعی می‌کنیم به گفته‌های ایشان عمل کنیم.»

وعظ با پیام تلگرامی

شهرام فخرایی می‌گوید: «حاج آقا50 سال است که همسایه ما است. با وجود اینکه روحانی است و تحصیلات عالیه حوزوی دارد اما از کودکی شاهد هستم که خیلی کار می‌کند. جوان‌تر که بود درکارخانه چیت‌سازی کار می‌کرد. از زبان همسایه ها می‌شنیدم که حاج آقا ذاکری حتی بار و بنه زائران را به دوش می‌کشید و برایشان جابه‌جا می‌کرد. انگار از لحظه‌ای که با او همسفر می‌شدند تمام مسئولیت آنها را قبول می‌کرد. همه افرادی که با او همسفر شده‌اند از خوش سفری او بسیار یاد می‌کنند. او نسبت به اطرافیان خود بی‌تفاوت نیست. مواقعی که راجع به موضوعی صحبت می‌کنیم و در مورد مسائل روز جامعه توافق نظر نداریم، او مانند یک پدر تحمل می‌کند و سعی می‌کند رابطه خوبی را با جوان‌ترها داشته باشد.»

 

امانتدار مردم است

 

مغازه میوه‌فروشی‌اش در ابتدای کوچه‌ای که حاج آقا در آن زندگی می‌کند قرار دارد. یکی از پاتوق‌های حاج آقا همین مغازه است. غدیر معصومیان از کاسبان قدیمی این خیابان است. می‌گوید: «حاج آقا ذاکری را همه به حسن‌خلق می‌شناسند. بیشتر اهالی شهرری به‌خصوص محله اقدسیه با کاروان او به سفر حج رفته‌اند. خیلی از آقایان که به دلیل مشغله‌کاری نمی‌توانستند به سفر زیارتی بروند خانواده‌شان را به آقای ذاکری می‌سپردند. حاج آقا از حال روز مردم بی‌خبر نیست و اغلب سراغ اهالی را  می‌گیرد.»

به کوچک و بزرگ سلام می‌دهد

 

صاحب مغازه سبزی خردکنی خیابان بابک، حاج آقا ذاکری را خوب می‌شناسد؛ سید اصغر ساداتی می‌گوید: «حاج آقا خودش همه خرید منزلش را انجام می‌دهد. آنقدر روی گشاده‌ای دارد که می‌شود از او راجع به مسائل زندگی سؤال کرد. بسیار خوب و صبورانه راهنمایی می‌کند. حاج آقا ذاکری منتظر سلام نمی‌ماند. در سلام کردن به کوچک و بزرگ پیش‌دستی می‌کند. در هر جمعی که وارد شوند با نزاکت تمام شادی را به جمع می‌آورند.»

شعری که محمدعلی ذاکری در قم 
و در محضر امام خمینی(ره) قرائت کردند

هزارشکر که از فیض ذات سبحانی             شدم به محضرت ‌ای پیشوای روحانی
بزرگ آیت پروردگار حی و کریم                   که از رخ تو بتابد فروغ یزدانی
رسول گفت که افضل عبادتی باشد             نظر نمودن برروی شخص روحانی
شنوحدیث دیگر که عالمان نیک سیر            که وارثند به پیغمبران سبحانی
ولی به دوره غیبت به غیر‌عالم کیست؟        کسی که او کند ز دین حق نگهبانی
من و تو چون رمه، خصم دین بود چون گرگ        که هست عالم دین در مقام چوپانی
دعای ملت اسلام روز و شب این است        که حق دهد به شما عمر و جاه طولانی
پی سلامتی ذات اقدس رهبر                    برید نام محمد خدیو امکانی

 

زبانی مشترک با جوان‌ها

جوان‌های محله ارتباط صمیمانه‌ای را باحاج آقا ذاکری برقرار کرده‌اند. آقای ذاکری معتقد است این رابطه بسیار طبیعی است و روحانی محله نخستین وظیفه‌اش برقراری ارتباط منسجم با اهالی محله و همسایه‌هایش است. جالب اینکه حاج آقا زبان مشترک بین جوان‌های امروزی را خیلی خوب پیدا کرده است. وقتی در محل کار او حاضر شدیم فهرستی از اسامی دوستان جوان حاج آقا روی میز او قرار داشت. آقای ذاکری در کنار نام دوستان جوان خود بعد از ارسال هر پیامی علامت می‌زند. او با توجه به شرایط روحی جوان‌های محله حداقل در هفته یکبار برای آنها پیام‌هایی را می‌فرستد تا بتواند دوستی و رابطه قلبی خود را با آنها حفظ کند و به فراخور ویژگی‌های روحی آنها پیام‌هایی که بیشتر انرژی مثبت و امید به زندگی در آن نهفته است برای آنها ارسال می‌کند. جالب‌تر اینکه این ارتباط دو طرفه است و دوستان جوان حاج آقا گاهی طریق دنیای مجازی با او مشورت می‌کنند. 

منبع:" همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 19397
منطقه بیست
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۷:۲۱
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله