تنها شعبه نفتی فعال منطقه به همان سبک قدیم باقی مانده است

کوپن، عمو نفتی و خاله کبری

 کوپن، عمو نفتی و خاله کبری

از شهرک بعثت که وارد خیابان شهید «محسن فراهانی‌» می‌شویم پیدا کردن «‌شعبه نفتی» محله کار ساده‌ای است. بوی نفت از فاصله چند متری مغازه به مشام می‌رسد. درست مثل قدیم‌ها که نفت جزو نیازهای ضروری هر خانه بود و هر کسی باید برای به دست آوردن چند لیتر نفت برای روشن کردن نجاری خانه ساعت‌ها در صف طولانی شعبه نفتی می‌ایستاد. شکل و شمایل این شعبه نفتی پس از گذشت نیم قرن هنوز تغییر نکرده است و حس نوستالوژی هربیننده‌ای را بیدار می‌کند. اینجا تنها شعبه نفتی فعال منطقه است که همچنان متقاضی دارد. مثلاً ساکنان بافت فرسوده و قدیمی که لوله‌کشی گاز شهری ندارند، کارخانه‌دارها و صاحبان تولیدی‌هایی که برای ادامه فعالیت خود نیاز به نفت دارند. وارد فضای جذاب شعبه نفت می‌شویم تا در گفت‌و‌گو با حاج «علی کرم کمره‌ای» و حاجیه خانم حسینی از روزگار نفت‌های کوپنی و مشتریانی که جلو شعبه نفت صف می‌کشیدند بیشتر بدانیم.


داخل مغازه 21 متری شعبه نفتی گالن و پیت‌های نفت‌ دیده می‌شود. اما بیش از همه بوی نفت است که به خوبی این حرفه قدیمی به جا مانده از تهران قدیم را معرفی می‌کند. اینجا را حاج ‌علی کرم بنا کرده و در طول این سال‌ها «کبری حسینی» همسرش همراه همیشگی اوست. صاحب شعبه نفتی قریب به 67 سال دارد و بیش از50 سال از عمرش را در حرفه نفت‌فروشی گذرانده است. او کارش را با شاگردی در مغازه نفت فروشی در اطراف شمیران آغاز کرده و به مرور زمان توانسته برای خود شعبه نفتی مستقلی راه‌اندازی کند. البته در این کار همسر و فرزندانش هم با او همکاری کرده‌اند تا کار او رونق بیشتری بگیرد. 

کمره‌ای با توجه به سنش به سختی راه می‌رود و نمی‌تواند زیاد روی پاهایش بایستد. او عنوان می‌کند که در گذشته شغل نفت‌فروشی بسیار سخت و طاقت‌فرسا و یکی از ویژگی‌های آن ایستادن مداوم و طولانی مدت روی پاها بود. او به پیت آبی رنگ کوچک داخل مغازه نگاهی می‌اندازد و می‌گوید: «در قدیم خانواده‌ها برای دریافت نفت کوپن داشتند. میزان سهم خانوارها از نفت براساس تعداد نفرات خانواده‌ها بود. مثلاً خانواده 4 نفری، کوپن نفت دریافت 400 لیتر نفت را داشت. افرادی که تعداد فرزندانشان بیشتر بود سهم بیشتری از کوپن نفت می‌بردند.» 

حاجیه خانم «کبری حسینی» بسیار مهربان و صبور است. طی این سال‌ها کنار همسرش امور شعبه نفتی را ‌چرخانده و به همین دلیل زیر و بم این حرفه کمیاب را به خوبی می‌داند. خاله کبری ما را به دوران قدیم می‌برد: «قدیم ‌گرچه نفت در طول سال‌ هم مشتری داشت اما زمستان‌ها صف مشتری‌ها بسیار طولانی بود. مثلاً از دم خانه صف می‌کشیدند تا چهارراه قنادی. بنابراین ناچار بودیم تا زمانی که مشتری بود در شعبه را باز نگه داریم تا اهالی بی‌سوخت نمانند.» 

قدیم در محدوده منطقه ما 3 شعبه نفتی وجود داشت. یکی در فلکه اول خزانه، دیگری در نزدیکی کارخانه برق و یکی دیگر اینجا. اما از میان آنها تنها شعبه نفتی حاج علی کرم کمره‌ای باقی مانده است و هنوز مشتری دارد. صاحب شعبه نفتی درباره وضع کسب و کارش می‌گوید: «صاحبان خانه‌های ورثه‌ای و قدیمی و جاهایی که هنوز لوله‌کشی گاز به آنجا نرسیده از جمله مشتری‌های ثابت نفت هستند. البته از محدوده بازار، خیابان انقلاب و نقاط دیگر شهر تهران هم مشتری داریم. اما برخلاف گذشته نفت کوپنی نیست؛ شهروندان حواله نفت در اختیار دارند که طبق آن می‌توانند سهمیه‌ نفت را دریافت کنند.»

حاجیه خانم حسینی از سختی‌ها و دردسرهای شغل نفت‌فروشی می‌گوید: «در قدیم به دلیل اینکه مدت زمان زیادی را در شعبه می‌گذراندیم و با نفت سروکار داشتیم لباس و تنمان بوی نفت می‌گرفت اما چاره‌ای نبود؛ خاصیت این شغل این‌طور بود. به همین دلیل وقتی شهروندان ما را در کوچه و خیابان‌ها می‌دیدند از ما فاصله می‌گرفتند و می‌گفتند: بوی نفت می‌دهید. اما به هر‌ترتیب آن روزهای سخت تمام شده است. در قدیم چرخ‌دستی داشتیم و نفت را به خانه اهالی می‌بردیم اما خیلی وقت است که دیگر با چرخ‌دستی کار نمی‌کنیم و ماشین پیکان جای آن را گرفته است.»

آن زمان که نفت به زحمت به دست می‌آمد مردم در مصرف سوخت صرفه‌جویی می‌کردند. حاج علی درباره راه‌های صرفه‌جویی مردم در قدیم توضیح می‌دهد: «اگر خانواده‌ها بخاری نفتی در خانه داشتند در اتاق را باز نمی‌گذاشتند تا گرما بیرون نرود. حتی بیشتر مردم در خانه لباس گرم می‌پوشیدند تا سوخت کمتری بسوزانند و بتوانند نفت را پس‌انداز کنند. مردم باید قدر لوله‌کشی گاز را بدانند و در مصرف آن بیشتر صرفه‌جویی کنند. در قدیم با وجود این صرفه‌جویی‌ها خانواده‌های پرجمعیتی بودند که نفت کم می‌آوردند. بنابراین از همسایه‌ها و اهالی کمک می‌گرفتند. اگر نفت پیدا نمی‌کردند با چوب، زغال تهیه می‌کردند و آن را می‌شستند و روی منقل می‌گذاشتند و کرسی به راه می‌انداختند.»

در روزگار گذشته شعبه‌های نفتی جزو مشاغل شناخته شده و خاص بود. «‌صالح صبوری» از اهالی شهرک بعثت به جمع اضافه می‌شود و از ویژگی‌های این حرفه صحبت می‌کند: «معمولاً نفتی‌ها بین مردم اعتبار و احترام خاصی داشتند. به دلیل ارتباط و تعاملی که بین مردم و شعبه نفتی وجود داشت عمو نفتی‌ها جزو سرشناسان و امین محله بودند. اگر خانواده‌ای پیگیر ازدواج و فرزندانش بود یکی از گزینه‌ها این بود که سراغ عمو نفتی بروند و بی‌واسطه تحقیق کنند. بنابراین خیلی از ازدواج‌ها و اتفاقات خوب در محله به دلیل شناختی بود که بین کاسب محله و اهالی به وجود می‌آمد.»

«در محله‌ ما تعدادی خانواده کم‌درآمد و بی‌بضاعت زندگی می‌کردند که توان پرداخت پول خرید چند لیتر نفت را نداشتند اما به هزار امید به شعبه نفتی می‌آمدند.» کمره‌ای با بیان این مطلب آهی می‌کشد و می‌گوید: «به این خانواده‌ها نفت قسطی می‌دادیم؛ یعنی به آنها می‌گفتیم که نفت را مصرف کنند و سال بعد پولش را بدهند. البته در این بین افرادی بودند که پول نفت را نمی‌آوردند و ما هم از نزدیک می‌دیدیم که چه شرایط بد و نامناسبی دارند و به همین دلیل سراغشان را نمی‌گرفتیم؛ به امید روزی که این خانواده‌ها بتوانند زندگی‌شان را سرو سامان بدهند. هنوز هم برخی خانواده‌ها توان پرداخت پول نفت را ندارند. هر چند که وضع بازار شعبه نفتی مانند گذشته نیست اما باز به سفارش همسرم به آنها کمک می‌کنم و نمی‌گذارم دست خالی از اینجا بروند.»

سال‌ها زمان برد تا لوله‌گذاری و انشعاب گاز خانگی به شهرک بعثت برسد. به همین دلیل ساکنان این محله جزو آخرین افرادی بودند که با نفت، چراغ و اجاق خانه‌شان را روشن نگه می‌داشتند. 
به گفته حاج آقا کمره‌ای، اینجا تنها شعبه نفتی منطقه است که چند نسل در آن کار کرده‌اند. اعضای خانواده‌ای کمره‌ای از کوچک تا بزرگ در شعبه نفتی فعالیت می‌کردند و به اندازه زحمتی که می‌کشیدند مزد و حقوق می‌گرفتند. حاصل زندگی عمو نفتی 10 فرزند بود که به فضل خدا هر کدامشان سر و سامان گرفته‌اند و زندگی مستقلی دارند. خاله کبری عقیده دارد که نان زحمت و رنجی که در شعبه نفتی به دست آمده آنقدر برکت داشته که بچه‌ها در راه درست قدم بردارند و به افرادی موفق و سالم در جامعه تبدیل شوند. 

«زمین کوچه‌ها و خیابان‌های محله مثل حالا صاف و آسفالتی نبود. وقتی پیت‌های نفت را داخل چرخ‌دستی می‌چیدم و در محله راه می‌افتادم باید از مسیر بسیار ناهموار عبور می‌کردم گاهی وقت‌ها چرخ خراب می‌شد و ناچار می‌شدم که پیت‌های نفت را با دست تا در خانه اهالی ببرم. البته اهالی وقتی متوجه ماجرا می‌شدند خودشان جلو می‌آمدند و نمی‌گذاشتند به زحمت بیفتیم.» حاج علی با بیان این مطلب خاطره‌ای نقل می‌کند: «به یاد دارم که در یکی از روزهای سرد زمستانی که بار زیادی روی چرخ‌دستی‌ام داشتم یک طرف آن داخل گودال افتاد و دیگر نتوانستم آن را تکان دهم. اما طولی نکشید که چند جوان به کمک من آمدند و چرخ را از گودال بیرون کشیدند.»

خانواده خوشنام و مردمداری هستند
خانواده عمو نفتی در بین ساکنان شهرک بعثت بسیار خوشنام و مردمدار هستند. اگر خانواده‌ای نیاز به کمک داشته باشند نخستین جایی که به ذهنشان می‌رسد مراجعه به خانه حاج علی کرم کمره‌ای است. بدون‌ تردید هر قدر توانشان باشد کمک می‌کنند. 
اکبر ابراهیمی از اهالی محله

مشتری این نفت‌فروشی بودیم
یادش به خیر؛ زمانی که در خانه لوله‌کشی گاز نداشتیم ساعت‌ها به صف می‌ایستادیم تا یک پیت نفت بخریم. ما جزو مشتریان دائمی این شعبه بودیم. گاهی وقت‌ها که مشتری‌ها از ایستادن در صف نفت خسته می‌شدند خاله کبری برایشان آب و شربت می‌آورد. 
مجتبی رضایی‌ از همسایه‌ها

مراقب بودند کم‌فروشی نکنند
نفت فروشی مثل خیلی از مشاغل دیگر کاری حساس است. مثلاً یادم است که عمو نفت فروش با ظرف 4 لیتری، نفت داخل گالن و پیت می‌ریخت و مراقب بود که مبادا میزان نفت کم و کسر شود؛ بنابراین پیمانه‌ها را تا جایی که جا داشت پر می‌کرد. 
محمد امیری از اهالی محله

بین مشتریان تفاوت نمی‌گذاشتند
در قدیم قشر ثروتمند فرصت و امتیاز ویژه‌ای برای خرید نفت داشتند اما برخلاف جاهای دیگر این شعبه نفت فروشی تفاوتی میان آدم‌ها قائل نبود. یعنی به همان اندازه که مشتریان پولدار سهمیه نفت دریافت می‌کردند، به همان اندازه افراد کم درآمد و ضعیف هم نفت می‌گرفتند.
احمد ابراهیمی از همسایه‌ها

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 19292
منطقه شانزده
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۷:۲۷
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله