همراه «رابعه مدنی» و «امیرشهاب رضویان» مادر و پسر سینمایی به پیشواز شب یلدا رفته‌ایم

یاد مهره‌ریزان بخیر!

یاد مهره‌ریزان بخیر!

بهاره خسروی- همه چیز از یک پلان کوتاه و ساده شروع شد. مادر به پیشنهاد پسر کارگردانش قرار شد نقش کوتاهی در یک پلان از فیلم دانشجویی او بازی کند. اما همین پلان ساده، مقدمه‌ای شد برای خلق...

همه چیز از یک پلان کوتاه و ساده شروع شد. مادر به پیشنهاد پسر کارگردانش قرار شد نقش کوتاهی در یک پلان از فیلم دانشجویی او بازی کند. اما همین پلان ساده، مقدمه‌ای شد برای خلق نقش‌های ماندگاری مانند «فروغ» فیلم سینمایی «بوسیدن روی ماه‌» و «حاج خانم گلکار» مادربزرگ مهربان سریال پرطرفدار «وضعیت سفید» و کسب موفقیت‌هایی مانند دریافت تندیس «حافظ» بهترین بازیگر زن برای فیلم «برف». به قول «رابعه مدنی» مادربزرگ دوست‌داشتنی سینما، سال‌هاست بازی در آن یک پلان همچنان ادامه دارد. «امیرشهاب رضویان» کارگردان شناخته شده سینما و پسر هنرمند خانم مدنی که نامش یادآور فیلم زیبا و موفق «مینای شهر خاموش» است و مدتی پیش هم فیلم سینمایی «یک دزدی عاشقانه‌»را بر پرده سینما داشت، دستی هم در ادبیات و ثبت آداب و رسوم فولکلور کشور دارد و پژوهش‌های متعددی در این زمینه انجام داده است. فیلم مستند «مهره‌ریزان» تولید سال 1367 درباره یکی از رسم‌های جالب استان همدان در شب یلدا، از جمله کارهای پژوهشی این هنرمند است. با نزدیک شدن به شب یلدا به دیدار این مادر و پسر باصفا و هنرمند همدانی رفتیم و با نقل‌هایشان از سنت‌های فراموش شده، همراه شدیم.

نوستالژی‌ها در یک عصر پاییزی

در یک عصر پاییزی وقتی قدم به خانه گرم و باصفای امیرشهاب رضویان می‌گذاریم از همان بدو ورود موجی از خاطره‌ها ما را در بر می‌گیرد؛ از رادیوی قدیمی که مادر با اشتیاق، خاطره خرید آن را روایت می‌کند تا گرامافون، شمعدانی‌های قدیمی، چراغ گردسوز و پیشدستی‌های گلسرخی پذیرایی که بقایای جهیزیه مادر است. در این فضای صمیمی که هیچ مهمانی احساس غریبگی نمی‌کند، باب گفت‌وگو خیلی زود باز می‌شود و رنگ یلدایی به خود می‌گیرد. رابعه مدنی با روایتی از رسم «مهره‌ریزان» که دستمایه فیلم مستند پسرش هم بود، ما را به شب‌های یلدای استان همدان در سال‌های دور می‌برد و می‌گوید: «به نظر من زیباترین سنت یلدا، مهره‌ریزان است. اجرای این سنت قدیمی به این شکل است که یک شب قبل از یلدا، اهل خانه و فامیل در یک کوزه با هر چیزی که در اختیار دارند نشانه‌ای می‌اندازند؛ از دکمه لباس گرفته تا شکلات، انگشتر و... بعد هم برای تقدس دادن به این سنت، کوزه را سمت قبله قرار می‌دهند. شب یلدا وقتی همه اعضای خانواده و فامیل جمع می‌شوند مراسم آغاز می‌شود. یک تور قرمز روی سر یک دختر بچه نا بالغ قرار می‌دهند؛ او را کوزه به دست کنار کرسی می‌نشانند و از بزرگ‌تر خانواده می‌خواهند یک شعر از حافظ یا شعری عامیانه بخواند. بعد از هر نوبت شعرخوانی، دختربچه مهره‌ای از کوزه بیرون می‌آورد و صاحب مهره وقتی که دختربچه مشتش را باز می‌کند، با تطبیق شعر خوانده شده، می‌خواهد ببیند بختش چه بوده و چه چیزی نصیبش شده است. به این ترتیب شور و نشاط خاصی در میان مهمانان شب یلدا ایجاد می‌شود. در واقع قدیمی‌ها با این کار، تفأل می‌زدند و آن را نشانه خیر می‌دانستند.»

شب محبت و آشتی‌کنان

«یلدا یکی از مهمانی‌های مهم خانواده‌های ایرانی بود که کسی به دعوت برای حضور در این مهمانی پاسخ منفی نمی‌داد.» مادربزرگ مهربان سریال وضعیت سفید این را می‌گوید و با آهی از سر حسرت، یادی از شب‌های یلدای خانه پدری در دوران کودکی و تدارک مادرش برای مهمانی یلدا می‌کند: «مادرم، بزرگ‌تر خانواده بود و همیشه شب‌های یلدا اقوام، مهمان خانه ما می‌شدند. آن زمان به آذرماه «قوس» می‌گفتیم. آذر ماه که می‌رسید، بساط کرسی را در خانه علم می‌کردیم. 20روز که از قوس می‌گذشت مادرم همه فامیل و دوستان را برای شب یلدا به خانه‌مان دعوت می‌کرد. آن موقع خودمان 2تا کرسی داشتیم؛ 2تا هم از همسایه امانت می‌گرفتیم تا برای مهمانی شب یلدا چیزی کم و کسر نباشد. کم‌کم مهمان‌ها پیدایشان می‌شد. زن‌هایی که بچه کوچک داشتند حتماً با خودشان گهواره می‌آوردند تا بچه‌ها را داخل آن بگذارند و بتوانند دقایقی با خانم‌های فامیل گفت‌وگو کنند.»  رابعه خانم، شب یلدا را شب محبت و مهربانی و آشتی‌کنان میان خانواده‌های ایرانی می‌داند و می‌افزاید: «شب یلدا، منشأ رویدادهای خوب و خوش در میان اعضای خانواده و فامیل بود. برای مثال اگر 2نفر از فامیل با هم قهر بودند، به احترام بزرگ‌ترها در این مهمانی به احترام هم بلند می‌شدند، کینه و کدورت‌ها را کنار می‌گذاشتند و با یکدیگر روبوسی می‌کردند. بسیاری از مراسم‌ خواستگاری هم در شب یلدا برگزار می‌شد. دختر و پسرهای دم بخت هم در همین مراسم و در حضور خانواده‌هایشان همدیگر را می‌دیدند. بردن خنچه برای تازه عروس‌ها هم از دیگرسنت‌های شب یلدا بود.»

شب چره‌های یلدایی

رونمایی از خوردنی‌های خوشمزه و شب چره‌های متنوع، بخش پرطرفدار دورهمی شب یلدا برای همه خانواده‌های ایرانی است. مزه فراموش نشدنی خوراکی‌های ساده اما خوشمزه

حافظ و فردوسی مهمانان ثابت شب یلدا

صحبت‌هایمان حسابی گل انداخته که خانم مدنی از کتابخانه پشت سرش دیوان حافظ را برمی‌دارد و غزلی برای خواندن انتخاب می‌کند. این معلم بازنشسته آموزش و پرورش، حافظ و شاهنامه‌خوانی را بخش جدانشدنی طولانی‌ترین شب سال می‌داند و با لهجه شیرین همدانی می‌گوید: «فامیلی داشتیم که دوران نوجوانی در قهوه‌خانه کار می‌کرد و با توجه به برپایی مراسم نقالی در قهوه‌خانه، همه شاهنامه را حفظ بود و همیشه برایمان از شاهنامه می‌خواند. ما بچه‌ها به ذوق خوردن «شب‌چره» سعی می‌کردیم تا آخر این نقل‌ها و قصه‌ها هوشیار باشیم و خوابمان نبرد. گاهی اوقات بعضی بزرگ‌ترها با حافظ‌خوانی و تعریف خاطرات یلداهای دوران جوانی‌شان حسابی مهمانان را سرگرم می‌کردند. پدرم از مرحوم پدرش نقل می‌کرد زمستان‌های همدان آن سال‌ها آنقدر سخت و طاقت‌فرسا بود که همیشه از اول پاییز جارچی‌ها در شهر فریاد می‌زدند که اگر کسی آذوقه غذایی 6 ماه خود را در خانه ندارد، زمستان را در شهر همدان نماند و به جای دیگری کوچ کند.»
مادربزرگ مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «در داستان‌هایی که در شب یلدا روایت می‌شد، روح زندگی جریان داشت و افراد را به حرکت و پویایی دعوت می‌کرد. همه آن نقل‌ها و قصه‌ها پایان خوشی داشت و تقاضای سعادتمندی و شادکامی برای همه بود.»

یلداهای قدیم هنوز زیر دندان «فروغ» دوست‌داشتنی فیلم «بوسیدن روی ماه» مانده. او با همان لحن صمیمانه همه نقش‌هایش در این‌باره می‌گوید: «دورهمی یلدای ما ساده بود. شام‌مان آبگوشت ساده یا نهایتاً برنج و خورشت قورمه سبزی بود. بعد از شستن ظرف‌ها، خوشمزه‌ترین بخش ماجرا، خوردن شب‌چره بود. «انگور بند» یکی از میوه‌های خوشمزه شهر همدان است. خوشه‌های انگور را دور چوب «مروار» که به دلیل انعطاف‌پذیری با آن سبد می‌بافتند می‌پیچیدند؛ به نحوی که خوشه‌ها روی هم قرار نمی‌گرفت. انتهای آن را با نخ قند می‌بستند و به یک میخ در یک اتاق خنک آویزان می‌کردند. آن زمان جعبه نبود و مادرم این انگور‌ها را در اتاق کوچکی روی طناب، آویزان یا در یک سبد پهن می‌کرد.» مادربزرگ هنرمند با خنده می‌گوید: «گاهی اوقات که از مدرسه به خانه می‌آمدم یا با دوستانم بودم و بازیگوشی‌ام گل می‌کرد، زیر این طناب‌ها چادر می‌انداختیم و با پرتاب یک گلوله پارچه‌ای به سمت انگورهای آویزان، کلی انگور و کشمش نصیبمان می‌شد. معمولاً شب‌های یلدا کسی دست خالی جایی نمی‌رفت و این انگور بهترین هدیه بود.» خانم مدنی در ادامه می‌گوید: «هندوانه و گاهی برف شیره، مهم‌ترین شب چره‌های ما بود. روی برفی که باران رویش باریده و شسته و تمیز شده بود شیره می‌ریختند و می‌شد برف شیره. در واقع این ترکیب به نوعی یکی از بستنی‌های اولیه محسوب می‌شد. پدرم به میوه زمستانی مقید بود و به همین دلیل یک گاله هندوانه خربزه می‌خرید. مادرم این میوه‌ها را روی تخت‌هایی به نام «باغی» پهن می‌کرد. میوه‌های کال‌ و نرسیده را هم در زیرزمین داخل سبد می‌چید و بعضی‌ها را هم آونگ می‌بست تا برسند. آجیل شور، تخمه هندوانه، تخمه خربزه، نخودچی، پسته و بادام، برگ زردآلو، برگه هلو انجیر، توت و کشمش، مهم‌ترین خوراکی‌ها و شب‌چره‌های شب یلدا بود.»

به نام یلدا، به یاد پدر

امیرشهاب با دقت به حرف‌های مادر گوش می‌دهد و گاهی نکاتی از برخی رسوم قدیمی به نقل‌های او اضافه می‌کند. او توصیف‌های پدر مرحومش از رسم قدیمی «مهره‌ریزان» را انگیزه اصلی برای ساخت فیلم مستندش بیان می‌کند: «یلداهای کودکی‌ام در جمع خانواده همیشه برایم جذاب بود.
زنده یادان پدرم «آسیدمیرزا»، دایی‌ام«آمیرفخرالدین» و عمویم «آسید محسن» هر سه از جوانی دوستان صمیمی بودند. گاهی هم مرحوم «شمس» باجناق عمویم به آنها ملحق می‌شد و معمولاً شب یلدا و عید، خانواده‌هایمان دور هم جمع می‌شدیم. پدرم از مراسم مهره‌ریزان و رسم جالب آن زیاد تعریف می‌کرد. همین باعث شد نسبت به آیین‌های شب یلدا کنجکاو شوم و فیلمی در این زمینه بسازم. تحقیق‌های اولیه را از کتاب مرحوم «ابوالقاسم انجوی شیرازی» شروع کردم. این نویسنده درباره سنت‌های مردم در شب یلدا در ادبیات فولکلور و تاریخ شفاهی ایران کارهای زیادی انجام داده است و سال‌ها هم در رادیو با نام مستعار «آقای نجوا» درباره فرهنگ عامه برنامه داشت. زنده‌یاد دکتر «جابر عناصری» هم کارها و تحقیقات فراوانی در مورد سنت‌های باستانی ایران انجام داده است. سال 1366 که برای تحقیقات ساخت این فیلم مستند به خانه‌ دکتر عناصری در خیابان ابوریحان رفتم، با اینکه دانشجویش نبودم، کلی منابع مفید به من معرفی و راهنمایی‌ام کرد.»  رضویان می‌خندد و با لحن طنزآلودی ادامه می‌دهد: «البته گواهینامه‌ام را امانت نگه داشت، بعد منابع را دستم داد و گفت: برو از همه‌شان کپی بگیر. استاد می‌دانست به دانشجو جماعت چیزی بدهد، برگشتش سخت یا غیرممکن است.» او از بازتاب مثبت فیلمش در میان اهل هنر و مهم‌تر از آن در جمع خانواده این‌طور می‌گوید: «سال 1367 فیلم مستند مهره‌ریزان را با همکاری پدر، مادر و جمعی از اعضای خانواده‌ام ساختم. خوشبختانه فیلم خیلی مورد استقبال قرار گرفت و چند جایزه خوب هم دریافت کرد. اما شاید شیرین‌ترین اتفاق این بود که بعد از ساخت و نمایش این فیلم، دوباره اجرای مراسم مهره‌ریزان شب یلدا در خانواده ما رسم شد.»

با فضای مجازی از سنت‌ها غافل نشویم

به عقیده رضویان رسانه‌ها به‌ویژه فضای مجازی می‌تواند کمک زیادی به احیای سنت‌های بومی کشورمان کند: «این روزها متأسفانه کارمان شده تکثیر برخی مطالب جعلی درباره ایران باستان در رسانه‌های مجازی و هر روز برای همه آنها کلی نظر و لایک می‌گذاریم؛ در حالی ‌که بهتر است به جای این کارها یک‌بار گوشی‌هایمان را کنار بگذاریم، از دنیای مجازی بیرون بیاییم و به دیدار بزرگ‌ترهایمان در دنیای حقیقی برویم. اما از همین فضای مجازی هم می‌توانیم استفاده‌های خوب ببریم. این روزها بسیاری از پویش‌های مردمی از طریق همین فضای مجازی شکل می‌گیرد. برای مثال، حامیان و فعالان محیط‌زیست و میراث فرهنگی از طریق همین کانال‌های مجازی با یکدیگر ارتباط می‌گیرند و تبادل افکار می‌کنند. خب چرا برای معرفی و‌ ترویج سنت‌هایمان از این ابزار و فضا کمک نگیریم؟‌» کارگردان فیلم تحسین شده «مینای شهر خاموش» می‌افزاید: «ما رسم‌ها و سنت‌های جالب فراوانی داریم که خیلی از مردم از آن بی‌خبر هستند. برای مثال در قدیم رسم بوده برای وصل روشنایی شب به روز، از غروب شب یلدا تا صبح چراغی را روشن می‌گذاشتند و اصطلاح «چراغ روشن دم غروب» کاسبان هم از همین رسم نشئت می‌گیرد. اما چند‌درصد از جوانان ما از این سنت‌ها باخبر هستند؟ اینها سرمایه‌های معنوی ماست که اگر منتشر شود نسل جوان ما متوجه می‌شود جشن‌های خارجی مانند ولنتاین متعلق به ما نیست و هیچ ربطی به ما ندارد. ملت خوب ملتی است که نکته‌های مثبت فرهنگ کشورش را رشد و‌ ترویج دهد.» بسیاری از جشن‌ها در کشورهای غربی که اتفاقاً جنبه شادمانی دارند، ریشه مذهبی دارد. از آنجا که آنها برای اجرا و‌ ترویج این جشن‌ها برنامه‌ریزی و پیگیری‌های هدفمند کرده‌اند، امروز می‌بینیم جشن‌هایشان جهانی شده است. رضویان این را می‌گوید و با بیان اینکه مدتی در کانادا زندگی کرده است، اضافه می‌کند: «جالب است بدانید ایرانی‌های خارج از کشور به اجرای مراسم ملی و مذهبی گاهی حتی بیشتر از هموطنان داخل کشور پایبند هستند. برای مثال، مراسم نوروز و یلدا را خیلی خوب اجرا می‌کنند. پیام اغلب جشن‌های باستانی ما مانند یلدا، پیام همدلی، محبت و صلح میان همه مردم است. مردم و به‌ویژه جوانان ما وقتی با جشن‌ها و سنت‌های ملی خودشان و ریشه‌های آن آشنا شوند، جشن‌های خارجی برایشان بی‌معنا می‌شود.»

 

منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله