مرصع خوان خورشید

مرصع خوان خورشید

ابوذر چهل امیرانی - ملت ایران چنان خاندان مؤذن‌زاده را دوست دارند و به خوبی می‌‌شناسند که گویی مؤذن‌‌زاده‌ها اهل همه شهرهای کشور بوده‌اند. سال‌ها با نوای ملکوتی اذان مرحوم رحیم مؤذن‌زاده به نماز ایستاده و با نوحه‌‌سرایی سلیم مؤذن‌زاده اشک ریخته‌اند. به همین دلیل، سال‌هاست هنر دینی و نواهای آسمانی در کشورمان با نام خاندان مؤذن‌زاده قرین است و در اذهان تک‌تک ایرانیان به ثبت رسیده و همیشه به‌عنوان میراث معنوی در تاریخ این کشور کهن باقی خواهد ماند. از مرحوم فرج مؤذن‌زاده به‌عنوان قدیمی‌ترین مؤذن و پسرش شیخ عبدالکریم به‌عنوان نخستین مؤذن رادیوی ایران حکایت‌های زیادی شنیده‌ایم اما بهانه‌ای که باعث تهیه این ویژه‌نامه شد، فوت حاج سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی، نوه فرج و فرزند عبدالکریم بود. مردی که اخلاص و عشق او به امام‌ حسین(ع) زبانزد همگان بود و هر ایرانی با هر قومیت، زبان و اندیشه‌ای، هنر او را می‌ستود و می‌دانست روح قدسی هنر در صدایش موج می‌زد. در منطقه ما هم، سلطان‌‌الذاکرین، سلیم مؤذن‌‌زاده ارج و قرب زیادی داشت، چراکه نخستین مداحی او در پایتخت، در این منطقه و در مسجد اردبیلی‌ها شروع شد وهمه ساله در مناسبت‌های مختلف مهمان اهالی بود. مؤذن‌زاده هیچ‌وقت ساحت قدسی هنر خود را قربانی طمع‌ها و حرص‌های پوچ دنیوی نکرد و این خصیصه، درس بزرگی برای همه مداحان به شمار می‌رود. مردی که 6دهه از عمر 80ساله خود را وقف مداحی و اهل‌بیت(ع) کرد و همردیف استاد شجریان در عالم موسیقی و استاد عبدالباسط در قرآن‌خوانی بود. زمانی که آخرین بازمانده از خاندان مؤذن‌‌زاده‌ها از امام حسین(ع) و عاشورا به‌خصوص حضرت زینب(س) می‌خواند بی‌اختیار صدایش می‌‌لرزید و برای لحظاتی از این دنیا جدا می‌شد که نشان از ارادت خالصانه او به این اهل‌بیت(ع) داشت. او یکی از شخصیت‌های درخشان تشیع بود و همان‌گونه که خود از معارف سرشار خاندان عترت توشه برگرفت شعاع‌ نورانی آن فرهنگ پربار را بر تشنگان معارف اهل‌بیت(ع) عرضه کرد. به همین دلیل، درگذشت استاد سلیم مؤذن‌‌زاده اردبیلی شوک بسیار بزرگی برای ملت ایران بود چراکه همگام با او عزاداری می‌کردند و نوای دلنشین این پیرغلام اهل‌بیت(ع) گرما و شوری عجیب به مراسم عزاداری امام حسین(ع) می‌بخشید. مؤذن‌‌زاده با مداحی در دستگاه اباعبدالله(ع) گام بزرگی در‌ ترویج نهضت حسینی برداشت و نوا و صوت دلنشین خود را که در دنیا کم‌‌نظیر بود وقف‌سالار شهیدان کربلا کرد. او در کمال شایستگی به زیور درخشان خدمتگزاری خاندان عصمت و طهارت آراسته بود و همواره در تعظیم شعائر عاشورایی توفیقی بی‌بدیل داشت. همین موضوع بهانه‌ای کافی بود تا در ایام اربعین حسینی پاداش 6دهه مجاهدت خود را در‌ ترویج فرهنگ شیعی عزاداری بگیرد و به سوی معبود برود. لازم است راه و‌منش شخصیت‌های بزرگی مثل او تداوم یابد تا سنت مداحی اهل‌بیت(ع) با فقدان این ستایشگر مخلص و خدوم از یادها نرود. بی‌شک، روح آن والامقام در جوار رحمت حق جای گرفته است و اجر معنوی خدمات ارزنده‌اش به فرهنگ و شعائر تشیع در خزانه ذات ربوی محفوظ خواهد بود. 

خاندان سلطان‌الذاکرین

مرحوم سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی در خانواده‌ای تربیت شد که همگی حنجره خود را وقف‌سالار شهیدان کربلا کرده بودند. صدای گیرا در خانواده مؤذن‌زاده اردبیلی موروثی است. 

مرحوم فرج مؤذن‌زاده اردبیلی
پدربزرگ سلیم جزو قدیمی‌ترین مؤذن‌های ایرانی است که صدای جادویی او را بارها اردبیلی‌ها از پشت‌بام مسجد زینال شنیده بودند. متأسفانه از این مؤذن قدیمی‌ کشور اطلاعات مختصری در دسترس است اما به گفته قدیمی‌ها، صدای اذان او را ساکنان روستاهای اطراف از 3 فرسنگی می‌شنیدند. 

مرحوم شیخ عبدالکریم مؤذن‌زاده اردبیلی
پدر مرحوم سلیم مؤذن‌زاده، نخستین مؤذن رادیوی ایران بود که نوای دلنشین اذان او شهرت زیادی دارد. شیخ عبدالکریم در سال۱۳۲۱ به قصد زیارت بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) عازم مشهد مقدس بود که در بین راه شبی را در منزل یکی از دوستانش در تهران سپری می‌کند. از آنجا که عشق مؤذنی داشت سحرگاه به پشت‌بام منزل دوستش درخیابان عین‌الدوله می‌رود و ندای توحیدی اذان را سر می‌دهد. امام جماعت وقت مسجد سلطانی (امام فعلی) صدای اذان او را از دور می‌شنود سراغ او را از تمامی خانه‌های اطراف می‌گیرد. سپس از شیخ عبدالکریم می‌خواهد ظهر همان روز در مسجد اذان بگوید. او پس از بازگشت از زیارت مشهد، در تهران ماندگار و مؤذن مسجد سلطانی می‌شود. صدای مرحوم تا سال۱۳۲۹ که دارفانی را وداع گفت، روزی 3بار از رادیو در میدان ارک پخش می‌شد. 

مرحوم محمود مؤذن‌زاده اردبیلی
محمود در جوانی ارتشی بود و برخلاف دیگر برادرانش راه خود را رفت. گرچه صدای خوبی داشت ولی زیر می‌خواند. برادرانش به او گفته بودند: صدای تو به درد نوحه نمی‌خورد. به همین دلیل از نوحه‌خوانی کناره گرفت و ارتشی شد و لباس ارتش پوشید تا در سنگری دیگر به پاسداری از حیات ایرانیان بپردازد. 

مرحوم نعیم مؤذن‌زاده اردبیلی
برادر سلیم به مناجات‌خوانی کنار پدرش می‌پرداخت. روی صفحه سیمی که می‌گویند اذان شیخ عبدالکریم روی آن ثبت شده است در یک طرف اذان شیخ است و در سمت دیگرش مناجات نعیم. ‌‌صدای نعیم شبیه‌ترین صدا به صدای شیخ عبدالکریم بود که متأسفانه در 25سالگی‌دار فانی را وداع گفت. او هم اذان می‌گفت و هم مناجات می‌خواند؛ گاهی پدر و پسر همراه هم می‌خوانده‌اند، به گونه‌ای که کسی متوجه 2 صدا نمی‌شد و انگار که یک نفر می‌خواند. 

مرحوم رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی
برادر سلیم از مؤذن‌های اسلامی بود که اذان بی‌مانند او در دستگاه بیات ترک، در فهرست آثار معنوی ایران به ثبت رسیده است. اذان او سال۱۳۳۴ در استودیو یک رادیو، ضبط و سال۱۳۸۷ به‌عنوان اثر ملی و معنوی شناخته شد. وی که به «بلال ایران» مشهور بود سال1384 به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان مدائن تهران بستری شد و بهار همان سال از دنیا رفت. 

مرحوم داود مؤذن‌زاده اردبیلی
صدای داود زیبا و ظریف بود. از نظر حجم به پای سلیم نمی‌رسید اما نوحه می‌خواند و اذان را هم در دستگاه بیات ترک خوانده بود. نوحه‌های داود با حزن خاصی آمیخته بود، او در سال74 بر اثر سکته از این دنیا رخت بربست. 

مرحوم سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی
از جمله مداحان مشهور اهل‌بیت(ع) بود که به زبان‌های آذری، فارسی و عربی مداحی می‌کرد. او به رسم مداحان قدیمی از فرم و دستگاه موسیقایی ایرانی برای ارائه مداحی استفاده می‌کرد. بااینکه علاوه بر حفظ روش‌های قدیمی، سبک‌های جدیدی با اصالت فرهنگی را در نوحه‌خوانی و مداحی ابداع کرد اما همیشه می‌گفت: «صدای من در برابر صدای پدرم مانند قطره‌ای است درمقابل دریا.»

ودود مؤذن‌زاده اردبیلی
پسر مرحوم سلیم مؤذن‌زاده می‌گوید: «من مفتخرم به نام مؤذن‌زاده و خاندان مؤذن و به این مرتبه مباهات می‌کنم اما هر فردی باید خودش کار و تلاش کند و به جایی برسد.» نوه پسری شیخ عبدالکریم و فرزند سلیم مؤذن‌زاده هنرمند نقاش و مجسمه‌ساز است. او موسیقی کار می‌کند و موسیقی آموزش می‌دهد. صاحب کرسی خاصی در هنرهای چندگانه است و زندگی‌اش با نقاشی و موسیقی درآمیخته است. در این چند سال که ساکن زادگاهش شده دست به کار ساخت مجسمه برای میادین شهر شده است و مجسمه شاه اسماعیل خطایی را ساخته که در موزه باستان‌شناسی اردبیل به نمایش درآمده است و مجسمه تاج‌الشعرا، بیضا و شمس عطار را هم مدتی پیش با هنرمندی تمام ساخت که نمادی شد از ارادت اردبیلی‌ها به عشاق حسینی این شهر. پرده‌های نقاشی و پرتره‌های خلق شده توسط او در نمایشگاه‌های متعددی در ایران و خارج از کشور به نمایش درآمده است. وی کنسرت‌های متعددی برپا کرده است و علاقه‌مندان خاص خود را دارد. او عنوان می‌کند که با مداحی ارتباط دارد ولی نگاهش از نظر فرم و محتوا متفاوت است. ودود سال‌ها تلاش می‌کند که نوحه‌های قدیمی اردبیل را در قالب یک اثر موسیقایی با تنظیمی نو و بدیع عرضه کند.  

نامگذاری یک روز به نام سلیم
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهاد داد که یک روز به‌عنوان روز «سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی» تعیین شود. 
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه مراسم بزرگداشت استاد فقید گفت: «سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی روح متجلی مداحی ناب ایران زمین است.»
«سید رضا صالحی امیری» تأکید کرد: «باید یک روز به‌عنوان روز سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی تعیین شود چراکه انسان بزرگی بود و روح و شور حسینی را در این سرزمین ایجاد کرد.»
وی با تأکید براینکه باید برنامه‌ای‌ترتیب داده شود تا در یادبود مرحوم مؤذن‌زاده اردبیلی، ذاکران اهل‌بیت(ع) در سراسر کشور بتوانند یک روز را به‌عنوان روز تکریم از مداحان داشته باشند، خواستار نامگذاری و شکل‌گیری جایزه ویژه به نام سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی در تکریم مداحان شد و عنوان کرد: «باید نام این خانواده حسینی و زینبی در کشور بدرخشد تا در کنار سیدالشهدا(ع) به آرامش و قرین رحمت برسد.»
وی با بیان اینکه خاندان مؤذن‌زاده با صدای خود هنر دینی را در جامعه جاری کردند، افزود: «راه سلیم ادامه دارد. چون راه امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) در جامعه جاری است.»

حرف‌های ناب استاد
 همه ما هرچه داریم از «ابوی» داریم که او عشق به خدا، پیامبر(ص) و اهل‌بیتش را در دل ما به ودیعه گذاشت. 
 اگر برادرم رحیم، من و دیگران اذان گفته‌ایم و دل‌های مردم مؤمن را منقلب کرده‌ایم به مدد انفاس پاک نبوی است و توجه ویژه اهل‌بیت(ع) و امام حسین(ع). 
 در خانه ما همیشه مجلس وعظ و عزا برپا بود و حضرات علما و آقایان مداح به خطابه و نوحه‌خوانی مشغول بودند. 
 کودکی من هم مثل کودکی دیگران بود؛ با این تفاوت که من در خانواده‌ای زندگی می‌کردم که همگی صدای خوبی داشتند. در واقع صدا در خاندان ما موروثی است و از پدر به پسر ارث می‌رسد. 
 ابوی در خانه‌اش مجالس عزا ‌ترتیب می‌داد و واعظان و مداحان شهر جمع می‌شدند و افاضه فیض می‌کردند. آن زمان‌ها مجالس عزا از انسان‌های بزرگ‌منش و نورانی‌صفت پر بود. مجلس عزا به‌هیچ‌وجه دستاویز ریاکاری و اعمال ناپسندی مثل غیبت و دروغ نبود. همه تلاش می‌کردند به معنویت راهی بیابند و با خلوص نیت عزاداری می‌کردند. 
 ما در دوران کودکی در مکتب میرزا عزیز درس می‌خواندیم که مکتبی بود واقع در منطقه یساول. مداحان بسیاری آنجا مشغول تحصیل بودند مثل حاج محمد تمدن، حاج رحیم مؤذن و دیگران. در واقع رفتن به آن مکتب و تحصیل در آن به مثابه تحصیل در دانشگاه بود. چون میرزا عزیز، هم ادب و ایمان و هم موسیقی و آواز یاد می‌دادند. 
 مداحی و نوحه‌خوانی کار هر کسی نیست؛ کار ساده‌ای هم نیست. نوحه‌خوان باید دوره‌های تعلیم را با موفقیت پشت سر بگذارد و به این نکته توجه کند که می‌خواهد برای عزای حسین‌بن‌علی(ع) نوحه بگوید. پس پاکی نیت و خلوص عمل لازمه موفقیت و ماندگاری است. 
 باید برای نوحه‌خوانی علاقه داشت. اگر علاقه قلبی و خواست درونی نباشد و امیال نفسانی و رسیدن به مادیات مدنظر باشد مدتی نمی‌گذرد که هم آبروی آدم می‌رود و هم مال و منالش. دستگاه امام حسین(ع) با کسی شوخی ندارد؛ باید پاک بود و با نفس سالم به این درگاه خدمت کرد. 
 بهترین صدا آن است که باعث آزار شنونده نشود و عامل جذب او باشد.‌گاهی مداحانی می‌بینیم که بدون دانستن فنون آواز و موسیقی و رعایت قواعد کلامی با صدای آزاردهنده‌ای مداحی می‌کنند. اینها، هم به خود ضرر می‌رسانند و هم موجب آزردگی‌خاطر عزاداران می‌شوند. 
 مداحان باید قبل از مداحی، تمرین داشته باشند. باید واژه‌ها را درست تلفظ کنند؛ سواد عربی و فارسی داشته باشند. اطلاعاتشان کامل باشد. با دستگاه‌های موسیقی و نت و ردیف آشنایی داشته باشند. مهم‌تر اینکه خلوص نیت داشته باشند. 
 کار مداحان فقط این نیست که از مردم اشک بگیرند. گریاندن مردم و مسئله بکاء در عزا مسئله مهمی است اما مهم‌تر از آن توجه دادن مردم به اهداف قیام امام حسین(ع) و روز عاشوراست. متوجه کردن مردم به اینکه باید در مقابل ظلم ایستاد و شعار «هیهات من الذله» را شعار زندگی قرار داد. 
 الان برخی از مداحی‌ها در ‌شأن ائمه اطهار(ع) نیست. معلوم نیست دارند عزاداری می‌کنند یا شادی! این چه شکل از مداحی است؟ باید مداحی ‌ها اصلاح شود. واقعه کربلا فقط برای گریه نیست بلکه درسی بزرگ برای مبارزه با ظلم است. 
 من عمرم را کرده‌ام و خداوند هر آنچه را خواسته‌ام به من لطف و عطا کرده است. تنها آرزوی باقیمانده‌ام این است که پس از مرگم، پیکرم را با نوای نوحه «زینب زینب» تشییع کنند.

سبک زندگی «فخر الذاکرین» از زبان یادگارش
به کودکان مداح هم میدان می‌داد

علی جواهری-  افراد زیادی تاکنون از شهرستان اردبیل به حرفه مؤذنی و مداحی پرداخته‌اند اما مسلماً صدای گیرا در خانواده مؤذن‌زاده اردبیلی موروثی بود و همه فرزندان و نوادگان مرحوم شیخ فرج (پدربزرگ)، این موهبت الهی را از او به یادگار دارند. استاد سلیم معتقد بود: «اگر من، رحیم و برادرانم اذان گفته و دل‌های مردم را منقلب کرده‌ایم به دلیل توجه ویژه اهل‌بیت(ع) و امام حسین(ع) است. برای آشنایی با خصوصیات اخلاقی و رفتاری مرحوم در منزل و نحوه رفتارش با اعضای خانواده سراغ «ودود مؤذن‌زاده» فرزند استاد رفتیم که از هنرمندان و پیکرتراش‌های معروف کشور است.

محمدباقرقالیباف
شهردار تهران:

صدای جاودان خاندان مؤذن‌زاده میراث فرهنگی ما ایرانیان است. همه ما با اذان رحیم و «زینب زینب(س)» سلیم مؤذن‌زاده خاطرات فراوانی را به یاد می‌آوریم. امروز سلیم هم به رحیم پیوست و به دیار باقی شتافت. درگذشت استاد سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی را به همه آذری‌زبانان و دوستداران این مرد عزیز تسلیت عرض می‌کنم. جامعه مداحین اهل‌بیت(ع) پیرغلامی خوش نوا را از دست داد. 

هیچ وقت اهل تجمل نبود 
وقتی می‌خواهیم درباره سبک زندگی استاد سلیم مؤذن‌زاده با فرزند سومش، صحبت کنیم نخستین چیزی که به یادمان می‌آید ماجرایی است که چند سال پیش از استاد شنیده‌ایم که می‌گفت: «به دعوت پادشاه بحرین به آن کشور سفر کردم و در مجلسی برایش خواندم. بعد از اتمام مجلس گفت: ثروت شما چقدر است؟ جواب دادم چیزی از مال دنیا ندارم و این حنجره وقف اربابم امام حسین(ع) است.» این موضوع را که به فرزند مرحوم می‌گوییم درباره شخصیت پدرش می‌گوید: «برای بیان همه ویژگی‌های پدر ساعت‌ها وقت نیاز داریم. درست می‌گویید؛ پدرم هیچ‌وقت اهل تجمل نبود و به هیچ‌وجه برای مال دنیا ارزش قائل نمی‌شد و مهم‌ترین خصوصیتش ساده‌زیستی او بود. در منزل پدری‌ام سادگی را خواهید دید. خیلی از دوستان به او می‌گفتند منزل دیگری بخرد تا در شأن او باشد ولی پدرم با کمال فروتنی و تواضع می‌گفت: همین جا برایم خیلی خوب است. چندبار مسئولان قصد خرید منزل مناسب برای او داشتند که همه آنها را رد کرد. حتی تعدادی از دوستدارانش برایش خانه تهیه کردند اما نپذیرفت چون دوست داشت در خانه قدیمی‌اش زندگی کند، خانه‌ای که پدرش هم آنجا زندگی کرده بود.»

لقبی که دلباختگان حسینی دادند
سلیم مؤذن‌زاده، بلبل خوش الحان آستان امام حسین(ع) که به حق لقب «فخرالذاکرین» از سوی دلباختگان حسینی به او داده شده است در مورد تنها آرزوی خود می‌گفت: «از خدا می‌خواهم همه را به راه راست هدایت کند؛ آرزویم این است که سیدالشهدا(ع) همه شیعیان حقیقی‌اش و ما را شفاعت کند.» یا تأکید می‌کرد: «مداحان باید مردم را نسبت به ظلم جباران آگاه کنند. گریاندن این مردم عاشق کار آسانی است. مهم توجه دادن آنها به اهداف قیام امام حسین(ع) است.» فرزند سلیم مؤذن‌زاده با بیان اینکه استاد سلیم واقعاً خلق و خوی سلیم داشت و سلیم به تمام معنا بود می‌گوید: «خیلی چیزها را نمی‌توانم درباره کارهای پدرم بگویم چون خودش راضی نیست، ولی افرادی که با او در ارتباط بودند می‌دانستند نفس سلیمی داشت. او برای دیگران ارزش قائل بود. نه برای پست و مقام و پولشان بلکه برای درون درست و پاک آنها احترام ویژه‌ای قائل بود. گاهی می‌دیدیم چنان با یک فرد رفتار می‌کند که انگار مقام والایی دارد چون معتقد بود در این دنیا مهم، انسانیت است و مابقی در مراحل بعدی قرار دارد.»

میدان دادن به تازه کارها
سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی از جمله باسابقه‌ترین مداحان ایرانی بود که همیشه عرصه را برای افرادی که ابتدای راه بودند باز می‌کرد و به جوانان میدان می‌داد. حتی شعر شاعران جدید را می‌خواند و این کار باعث ایجاد انگیره در نسل جدید می‌شد. فرزند مرحوم استاد سلیم در این‌باره می‌گوید: «منش او این‌گونه بود چون دنبال مطرح شدن نبود و دوست داشت مجلس اربابش، امام حسین(ع) پررونق باشد. حتی اگر پسربچه‌ای که تازه مداحی یاد گرفته بود در مجلس بود اول به آن پسربچه میدان می‌داد تا بخواند.» استاد به گواه همه استادان موسیقی حنجره طلایی و یکی از ماندگارترین حنجره‌های دوران معاصر کشور را داشت؛ حنجره‌ای که در طول 8دهه عمر، تنها در راه خدمت به اهل‌بیت(ع) و‌سالار شهیدان باز شد و با وجود پیشنهادهایی که داشت حاضر نشد در عرصه موسیقی از آن استفاده کند.

همیشه نوآوری می‌کرد 
نوحه «زینب زینب(س)» سلیم مؤذن‌زاده که با سوز همراه است معروف‌ترین اثر به جامانده از اوست که نه تنها اهالی آذربایجان بلکه حتی افرادی که آذری نمی‌دانند هم با آن همنوایی و همراهی می‌کنند. به گفته کارشناسان، اگر آثار او از طریق سازمان‌های دولتی ثبت و حق تکثیر در آنها در نظر گرفته می‌شد فقط کاست زینب زینب(س) این پیرغلام اهل‌بیت(ع) بیش از یک میلیارد برایش سوددهی داشت. فرزند استاد فقید می‌گوید: «روزگاری پدرم از من خواست که نوحه‌های قدیمی و آثار خانواده‌مان را جمع‌آوری کنم تا ثبت شود. سال‌هاست مشغول این کار هستم. امیدوارم بتوانم زودتر این کار را به سرانجام برسانم.» وی درباره خصوصیات مداحی پدرش می‌گوید: «همیشه نوآوری می‌کرد. هیچ‌وقت ندیدم که یک نوحه را 2 بار در یک مجلس بخواند. او بزرگ‌ترین مرصع‌خوان کشور به شمار می‌رود. وسواس عجیبی در انتخاب شعر داشت. برای یک برنامه اشعار زیادی مطالعه می‌کرد و گاهی برای شعرهایش با شاعران متعددی تماس می‌گرفت.» فرزند استاد مؤذن‌زاده می‌افزاید: «هیچ چیز به اندازه غیبت، دروغ و خواندن شعر نامناسب در وصف اهل‌بیت(ع) او را آشفته نمی‌کرد.» سلیم مؤذن‌زاده ارتباط خوبی با علما داشته است. او در حضور امام خمینی(ره)، رهبر معظم انقلاب و علامه طباطبایی مداحی کرده است. فرزند استاد در این‌باره می‌گوید: «آنقدر به انتخاب احادیثی که می‌خواست در مجالس بخواند حساسیت نشان می‌داد که گاهی با علما ساعت‌ها درباره یک جمله صحبت می‌کرد تا از صحت آن مطمئن شود.»

یاد و صدایی که ماندگار شد
فرزند استاد مؤذن‌زاده به خیلی از سؤال‌های ما مثل فعالیت‌های خیرخواهانه پدرش پاسخ نمی‌دهد و دوست دارد این کارهایش راز بماند. درباره نحوه رفتار استاد در خانه که می‌پرسیم توضیح می‌دهد: «به اندازه‌ای که به کارش اهمیت می‌داد به همان مقدار هم برای خانواده‌اش ارزش قائل بود. همیشه سفارش می‌کرد به جز روزهای شهادت و ماه‌های محرم و صفر، لباس‌هایی با رنگ‌های شاد بپوشیم. پدر هیچ‌وقت بین 5 فرزندش تفاوت قائل نشد.» فرزند سوم مؤذن‌زاده درباره آخرین لحظات حیات پدرش می‌گوید: «شبی که حال پدر بد شده بود مادرم تماس گرفت و گفت: حال پدرت خوب نیست. وقتی به خانه رسیدم چشم‌هایش را بست و بدون هیچ مشکلی از بین ما رفت. امیدوارم بتوانم راهش را که نوکری سیدالشهدا(ع) است ادامه دهم.» حاج سلیم رفت اما صدا و یادش تا زمانی که نام آقا اباعبدالله (ع) در این جهان هست در ذهن و خاطر دوستداران اهل‌بیت(ع) باقی خواهد ماند. 

نخستین اذانی که از رادیو پخش شد
«پدر‌بزرگم شیخ عبدالکریم، مؤذن، مداح و تعزیه‌خوان بود؛ اما موسیقی ایرانی را هم به خوبی می‌‌شناخت. آن دوره بیشتر مداحان و تعزیه‌‌‌خوان‌ها به‌خصوص آذری‌ها موسیقی دستگاهی را می‌شناختند. مکتبخانه‌‌هایی بود که مداحان در آنجا دوره می‌دیدند. البته نه به اندازه یک موسیقیدان بلکه تا اندازه‌‌ای که موسیقی اصیل و دستگاه‌‌های معروف آن را بشناسند و بتوانند اجرا کنند. شیخ کریم در جوانی اذان را براساس آواز بیات ترک می‌‌خواند. اذانی که شیخ کریم مؤذن‌زاده در مسجد امام(ره) بازار تهران اجرا کرد آنقدر مورد توجه قرار می‌‌گرفت که رادیو آن را ضبط می‌کرد.»
«ودود مؤذن‌زاده» با بیان این مطلب ماجرای نخستین ضبط رادیویی اذان پدربزرگش را این‌گونه تعریف می‌کند: «پدرم می‌گفت سال 1322 این اذان، ضبط و تا سال1337 از رادیو پخش می‌شد اما از آن زمان به بعد، اذان پسر بزرگ شیخ کریم یعنی رحیم مؤذن‌زاده پخش شد. او پس از پدر در مسجد امام (ره) اذان می‌‌گفت. بعد هم در حوزه علمیه قم درس خواند و منبر‌خوان مسجد امام(ره) شد. سال‌ها آنجا منبر می‌رفت و بعد از منبر مداحی می‌کرد. قبل از اینکه شیخ عبدالکریم اذانی را در موسیقی ایرانی آواز بیات ترک بخواند سبک تمام اذان‌‌ها عربی بود. او کار دشواری را به سر‌انجام رساند. چون گنجاندن اذان در دستگاه‌های ایرانی کار آسانی نیست. بعد از او هم تلاش‌های زیادی برای خواندن اذان‌‌های مشابه شد اما هیچ‌کدام با موفقیت همراه نبود. اذان مؤذن‌زاده‌ها تنها اذان در دستگاه‌های موسیقی ایرانی است. پدر بزرگم می‌گفت: وقتی خواستم این اذان را ضبط کنم روزه بودم. در استودیو به من گفتند: برو بعد از اذان بیا تا ضبط کنیم. گفتم: نه! من می‌‌خواهم با زبان روزه، این اذان برای یادگاری ضبط شود. اذانی بود در ذکر و غروب و غربت. شاید تمام دردهای من در این اذان است که این جلا را پیدا کرده و توفیقی بود که از جانب خدا نصیب من شد. خدا قبول کند.»

 شهروز علیزاده، ذاکر اهل‌بیت(ع):
صدایش معجزه می‌کرد


بارزترین جنبه شخصیتی سلیم مؤذن‌زاده این بود که هرگز ندیدم پشت سر کسی غیبت یا عیب‌گویی و بدگویی کند و به کسی هم اجازه نمی‌داد نزد او از کسی بدگویی و غیبت شود. هرچند سلیم اصول و فروع دین و ایمان قلبی را به زبان نمی‌آورد اما با شناختی که از نزدیک نسبت به او داشتم، در قلب خود سرشار از ایمان و پایبندی به دین بود. در یادگار بازگو می‌کنم. اول اینکه برای مجلس‌ترحیمی دعوت بودم که در اثنای مدیحه‌سرایی صدایم گرفت و نتوانستم ادامه دهم. استاد بلافاصله پشت‌تریبون قرار گرفت و مجلس را ادامه داد ولی به هیچ عنوان مانند گذشته و با شور و حال مرثیه نخواندند و مانند همیشه اوج نگرفتند. خواهش کردم و گفتم: «استاد! مانند سلیم مؤذن‌زاده بخوانید.» در پاسخ گفتند: «من نمی‌توانم وقتی شما کسالت حنجره دارید خودم را اینجا مطرح کنم یا در معرض تشویق قرار دهم.» بعد از ختم مجلس، مرا به منزل خود بردند و 3 نوع نوشیدنی ترکیبی درست کردند تا اینکه صدایم باز شد. در شب‌های محرم امسال با همدیگر در مسجد جوادیه تهران مرثیه‌سرایی کردیم. شب عاشورا حال عجیبی داشت؛ به‌طوری که از انتخاب نوع شعر و مداحی او متعجب شدم. او 2 بیت از مرحوم یحیوی درباره وداع امام حسین(ع) و پیراهن خونین خواند و در پایان مرثیه «خداحافظ‌ای آنام باجیم، یاوریم هواداریم» را خواند که از نظر اثرگذاری بسیار مورد استقبال عزاداران قرار گرفت؛ گویی می‌دانست که آخرین محرمش است. 

 حجت‌الاسلام زین‌العابدین سعادتی، استاد دانشگاه: 
شخصیت او در عشق اباعبدالله(ع) ذوب شده بود
از سال 1362 آشنایی نزدیکی با سلیم مؤذن‌زاده دارم. البته این موضوعی نیست که بتوان به آن تکیه کرد چون همه او را می‌شناختند و به هرکسی که در مسیرش بود لطف می‌کرد. مؤذن‌زاده با هرکسی یک نوع رفتار می‌کرد؛ به‌طوری که هیچ‌کسی در کنارش احساس غریبی نمی‌کرد. با کسی که یک لحظه برخورد داشت و با کسی که سال‌ها دوست بود رفتاری درخور و مهربانانه داشت. سلیم مؤذن‌زاده را نه تنها در اردبیل بلکه در کل ایران و دنیا می‌شناسند. من بارها به اروپا رفته‌ام. در سفر اخیرم به ترکیه دیدم که نوارهایش آنجا هم رواج دارد. او شخصیت منحصربه‌فردی داشت. شخصیت او در عشق به اباعبدالله(ع) ذوب شده و او را به معرفتی والا رسانده بود. این موضوع در کارهایی که ارائه داده بود هم نمود بارز دارد چون هیچ وقت نمی‌توانستیم بگوییم فلان نوحه سلیم مؤذن‌زاده بهتر از نوحه دیگرش است. کارهایش یکی از دیگری بهتر بود. این نکته است که همیشه نسبت به آن تأکید دارم و همه هم براین باور هستند. مؤذن‌زاده این بزرگواری را هم در مجلس امام حسین(ع) یاد گرفته بود. کسی که وارد دستگاه سیدالشهدا(ع) می‌شود تأثیراتی می‌گیرد و می‌آموزد که همیشه در سخت‌ترین مراحل زندگی هم با صبوری رفتار می‌کند. او هم نسبت به دیگران با تواضع رفتار می‌کرد. همیشه می‌گفت: «در دستگاه امام حسین(ع) هیچ فرقی بین آدم‌ها وجود ندارد. گاهی آدمی که جلوی در نشسته است مورد عنایت ارباب قرار دارد. باید به همه احترام گذاشت.» 

 سیدمجید بنی فاطمه، ذاکر اهل‌بیت(ع):
حاج سلیم تکرار نمی‌شود
اجازه دهید با یک خاطره درباره استاد حرف بزنم. ریشه خانوادگی من آذری است و از کودکی با نوحه‌ها و روضه‌های آذری مأنوس بودم. یادم می‌آید در همان دوران کودکی در تمام خانواده‌های آذری زبان یک رسم زیبا و هماهنگ وجود داشت. صبح‌های جمعه، بیشتر مواقع خانواده‌ها نوارهای استاد مرحوم سلیم مؤذن‌زاده را می‌گذاشتند و کوچک و بزرگ با صدای مسحور‌کننده او، جمعه را به ظهر می‌رسانند. این اتفاق مثل یک رسم فراگیر شده بود؛ حتی آنهایی که نوارهای جدید حاج سلیم را نداشتند در طول هفته نوار را تهیه می‌کردند تا صبح جمعه‌ خانواده با صدای این ذاکر بااخلاص اهل‌بیت(ع) آغاز شود. با تمام ارادتم به این استاد بزرگ تا همین چندسال قبل توفیق دیدار مستقیم ایشان را نداشتم تا آنکه روزی همراه با دوست عزیزم، حاج امین مقدم که از مداحان آذری شناخته شده و کاربلد کشور هستند خدمت حاج سلیم رسیدم. خدا می‌داند که هیچ چیز جز پاکی، زلالی و صمیمت در وجودشان ندیدم. یادم است در آن دیدار به مناسبتی فیلمی از دوران دفاع‌مقدس نشان‌ دادند. این پیرمرد باصفا دستمالش را از جیبش درآورد و شروع کرد به اشک ریختن و مدام می‌گفت: یاد آن روزهای نورانی به خیر. در همان دیدار بسیار از ایشان آموختم. توصیه‌هایی برای مداحی داشت که بسیار برای اهل فن قابل استفاده است و به من منتقل کردند. خلاصه اینکه صفایی که از ایشان دیدم کم‌نظیر بود. یک تعبیر دلی و احساسی از ایشان هم دارم. آغاز محرم برای روضه‌خوان‌ها آغاز نوکری است؛ حاج سلیم از ابتدای محرم همراه قافله سیدالشهدا(ع) شد و در روزهایی که کاروان به کربلا برگشت و حضرت زینب(س) تنها شد حاج سلیم خود را به قافله عمه سادات رساند تا آنجا نغمه جاودان «زینب زینب» را سر دهد. 

استاد سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی به روایت دو تن از خادمان حسینی

این صدا وقف حسین(ع) است

هوشنگ صدفی چند وقت پیش مراسم پایانی طشت‌گذاری مسجد مرکزی اردبیلی‌های تهران در چهارراه گلوبندک به پایان رسید. این شاید تنها مراسم پایانی طشت‌گذاری این بود که استاد سلیم مؤذن‌زاده در آن حضور نداشت چراکه همه ساله، اغلب در مراسم شروع و پایانی طشت‌گذاری مسجد اردبیلی‌ها حضور پررنگی داشت. با مهدی و امیر سراج‌زاده، 2برادر اردبیلی ساکن تهران که از سال‌های دور با استاد سلیم مؤذن‌زاده در این مسجد ارتباط دوستی و رفت‌وآمد خانوادگی پیدا کردند و از غیبت استاد  در مراسم پایان طشت گذاری امسال ابراز تأسف می‌کردند، گفت‌وگو کرده‌ایم.

«مهدی سراج‌زاده» درباره نحوه آشنایی‌اش با مرحوم مؤذن‌زاده می‌گوید: «قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد مرکزی اردبیلی‌های تهران در سال1352 با استاد آشنا شدیم و بعد از آن با ایشان رفت و‌آمد خانوادگی پیدا کردیم. این آشنایی منجر به دوستی با ایشان و برادرش، آقا رحیم شد. البته این آشنایی از طریق پدرم که عضو هیئت امنای مسجد مرکزی اردبیلی بود رقم خورد. پدرم نخستین بار مراسم شهادت حضرت زینب(س) را در مسجد مرکزی اردبیلی‌ها برگزار کرد و در آن مراسم از مداحان بنام از جمله حاج قدرت علاف جوادی، حاج غلام ترابی و حاج سلیم مؤذن‌زاده دعوت کرد. در آن مجلس بعد از اینکه حاج قدرت علاف جوادی چند بیت شعر درباره اهل‌بیت(ع) خواند استاد سلیم نوحه معروف من عزیز فاطمه‌ام فلک، من حرمتن نئدر اولمادی را خواند. این نوحه در فضای جامعه قبل از انقلاب اسلامی انعکاس خوبی داشت و توانست جایگاه سلیم مؤذن‌زاده را به‌عنوان مداح اهل‌بیت(ع) به خوبی نشان دهد. حاج سلیم فرد سلیم النفسی بود و درباره همکاران مداح اجازه سخن چینی یا غیبت نمی‌داد. به همین دلیل اگر جایی درباره مداح یا شاعری صحبت می‌شد سعی می‌کرد مسیر گفت‌وگوی حاضران را تغییر دهد چراکه به غیبت حساسیت خاصی داشت.» 
وی از خاطره کوهنوردی با این پیر غلام اهل بیت(ع) می‌گوید: «یک بار سفارش فیله گوشت دادیم تا به کوهنوردی برویم. با آشپز صحبت کرده بودیم که 2تومان دستمزد بگیرد اما مرحوم مؤذن‌زاده به او 5تومان و چند سیخ کباب داد. در حقیقت به کار او ارزش داد. یادش به خیر. بعد از خوردن غذا، حاضران را به ابیاتی درباره مدح امیرالمؤمنین(ع) مهمان کرد. صدای خوش و علاقه او به مولی الموحدین، کوهنوردان عبوری را به خود جلب کرده بود.» 

شعری که همه را دگرگون کرد
مهدی سراج‌زاده از تقید استاد درباره سبک زندگی اسلامی می‌گوید: «سال1359 یکی ازاقوام فوت کرده بود. مراسمی در یکی از محله‌های بالای شهر برای او برپا شد. استاد مؤذن‌زاده را برای مداحی به آن مجلس‌ترحیم دعوت کردم. آشنایان و اقوام متوفی خیلی مقید به رعایت شئونات اسلامی نبودند. هنگام مداحی برای متوفی، مؤذن‌زاده شعر معروف حیدربابا به‌خصوص قسمت یالان دنیا را با سوز و‌گذار خواند؛ به نحوی که همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد. حاضران او را دوره کردند تا دوباره شعرحیدر بابای استاد شهریار را برای آنها بخواند اما ایشان خطاب به آنها گفت: این اشعار را خواندم تا به خود‌ آیید و از سبکسری در امور دنیا پرهیز کنید. حالا هم اشعار مذهبی و قرآن می‌خوانم.» این موضوع چنان فضای مجلس‌ترحیم را تحت‌الشعاع قرار داد که همه سعی کردند تا پایان مراسم، حجاب و رفتارشان را رعایت کنند.»

وفاداری به عهد و پیمان
استادسلیم مؤذن‌زاده به عهد و پیمان خود وفادار و پایبند بود. امیر سراج‌زاده از خادمان حسینی مسجد مرکزی اردبیلی‌ها ارتباط خوبی با مرحوم مؤذن‌زاده داشت. او درباره وفاداری به پیمان استاد سلیم مؤذن‌زاده می‌گوید: «در دهه60 معمولاً 3 تا 5 روز مراسم برای ماه مبارک رمضان در مسجد مرکزی اردبیلی‌ها توسط هیئت امنا برگزار می‌شد. پدرم به‌عنوان عضو هیئت امنای مسجد تصمیم گرفت یک ماه مراسم مذهبی سخنرانی و مداحی در این مسجد برگزار کند. به همین دلیل ضمن دعوت از آیت‌الله ‌سید غنی اردبیلی برای سخنرانی از مؤذن‌زاده هم برای مداحی دعوت کرد. قرار بود ایشان بعداز منبر 20دقیقه مداحی کند اما این بزرگوار چنان به عهد و پیمان خود وفادار بود که معمولاً نیم ساعت یا گاهی یک ساعت قبل از مراسم در راهروی ورودی مسجد می‌نشست تا نوبت به او برسد.» 

بدون وضو مداحی نمی‌کرد
امیر سراج‌زاده از خلق وخوی سنجیده و منطقی مرحوم مؤذن‌زاده می‌گوید: «اگر به ایشان بابت مداحی پاکت پولی می‌دادیم هیچ‌وقت نمی‌گفت مبلغ آن کم است. معمولاً قبل از دعوت نیز درباره مزد و هدیه با کسی طی نمی‌کرد و هر چه را به او هدیه می‌دادند می‌پذیرفت. در طول 50سال آشنایی با او هم هیچ‌وقت ندیدم که از کسی وجه دستی بگیرد. معمولاً در مجالس ختم افراد مستمند و فقیر، پولی بابت مداحی نمی‌گرفت و همیشه به هیئت امنای مسجد توصیه می‌کرد که اگر کسی توان پرداخت هزینه مداحی ندارد حتماً به او اطلاع دهند. ایشان هیچ‌وقت بدون وضو مداحی نمی‌کرد و مقید بود که کنار منبر و مداحی با وضو باشد. در هر مجلس یا برنامه‌ای اگر پیرغلامی را می‌دید حتماً تلاش می‌کرد که ابتدا آنها را به نوحه‌خوانی دعوت کند. اگر صدای آنها رمقی نداشت هیچ‌وقت صدای خود را بالاتر از آنها نمی‌برد. اگر در مجلسی نوحه‌خوان جوان یا مداح تازه‌کاری بود حتماً او را به خواندن نوحه ترغیب می‌کرد و نمی‌گذاشت مداح یا پیرغلامی دست خالی از مجلس برود.» 

لطف حضرت زینب(س) به استاد

امیر سراج‌زاده از خاطره اذان‌گویی 2برادر در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) که به مسجد تمدنی هم در شرکت دخانیات معروف بود می‌گوید: «استاد رحیم مؤذن‌زاده برای سخنرانی و روضه‌خوانی به مراسم فاطمیه دعوت شده بود. برادرش مرحوم سلیم هم در آن مجلس حضور داشت. رحیم مؤذن‌زاده با ذکر روایتی از حضرت زهرا(س) شروع به اذان گفتن در مسجد کرد. بعد از چند لحظه صدای او گرفت. استاد سلیم که پای منبر بود بدون بلندگو شروع به اذان گفتن کرد. فضای معنوی خاصی بر مسجد حاکم شده بود. سپس استاد رحیم سخنرانی را ادامه داد و برادرش نیز با او همراهی کرد.»
امیر سراج‌زاده درباره خوانش نوحه معروف «زینب‌زینب(س)» مرحوم مؤذن‌زاده در مسجد حاج مجید می‌گوید: «مسجد حاج مجید بعد از امامزاده معصوم(ع) قرار دارد. استاد سلیم مؤذن‌زاده برای هفته‌خوانی به این مسجد آمده بود. ابتدای مراسم گفت: امشب خسته‌ام و توان نوحه‌خوانی ندارم. مگر اینکه حضرت زینب(س) یاری کند. بعداز آن برای نخستین بار شروع به خواندن نوحه زینب‌زینب(س) کرد که غوغایی در مسجد به پا شد. آن نوحه ماندگار هم با همان لحن وسوز در همان مسجد ضبط شد. فکر کنم حضرت زینب(س) آن شب استاد مؤذن‌زاده را یاری داد تا چنین نوحه‌ای در تاریخ مداحی ثبت شود.» 

«سیدعباس سجادی» کارگردانی است که مستند زندگی مؤذن‌زاده را ساخته است
مرصع‌خوان خورشیـد

محمد امیری -  «سیدعباس سجادی» کارشناس موسیقی و تجربه اندوخته حوزه فیلم مستند است. او مدت‌ها مدیر موسیقی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران بود می‌گوید که نخستین‌بار درمراسم بزرگداشت سلیم مؤذن‌زاده با عنوان «آوای آسمانی» تصمیم می‌گیرد که با همفکری خواهرش سیده «فتانه سجادی» و همکاری «کاظم حلیمی» کارگردان تلویزیونی، مستندی باعنوان «مرصع‌خوان خورشید» را سال1386 در 2قسمت 45دقیقه‌ای برای شبکه2 سیما بسازد. این گفت‌وگو درباره مراحل آشنایی و ساخت این برنامه مستند تلویزیونی است و به نحوی سبک زندگی و خلق و خوی مرحوم استاد سلیم مؤذن‌زاده را به تصویر می‌کشد. 

مقاومت برای ساخت فیلم 

ارتباط با خانواده مؤذن‌زاده در طول ساخت 2برنامه مستند، آشنایی سجادی و استاد را عمیق‌تر کرده بود. هرچند که سجادی پیش از این به دلیل روحانی بودن پدربزرگ و عمویش و سابقه مذهبی خانواده‌اش در منطقه خلخال ارتباط خوبی با خانواده مؤذن‌زاده داشت. او درباره شیوه پرداخت فیلم مستند به زندگی و فعالیت آیینی استاد مؤذن‌زاده می‌گوید: «اصولاً ارتباط با مرحوم استاد سلیم مؤذن‌زاده به‌دلیل سجایای اخلاقی راحت‌تر بود اما ابتدا در مقابل تولید فیلم مستند مقاومت می‌کرد تا اینکه آشنایی ایشان با خانواده‌ام و همراهی پسرش، ودود مؤذن‌زاده موجب شد کار به خوبی پیش برود. این مجموعه مستند 2قسمتی در 2بخش به خانواده مؤذن‌زاده می‌پرداخت. در قسمت اول به موضوع خاندان مؤذن‌زاده، برادرش رحیم و تأثیر آنها در موسیقی آیینی و مذهبی آذربایجان و قسمت دیگر صرفاً به فعالیت‌های آیینی استاد سلیم می‌پرداخت.» وی می‌افزاید: «تحقیق و نگارش متن و کارگردانی هنری برعهده من، تهیه‌کنندگی آن برعهده خواهرم سیده فتانه و کارگردانی تلویزیونی آن برعهده کاظم حلیمی بود. این برنامه از تولد تا فعالیت‌های مؤذن‌زاده را در برمی‌گرفت. متن گفتار فیلم با صدای پرویز بهرام و روایت جذاب او توانست تأثیر خوبی در مخاطبان تلویزیونی داشته باشد.»

آسیب‌شناسی نغمه‌های عاشورایی
سجادی درباره انگیزه ساخت این فیلم مستند می‌گوید: «نخستین بار در مراسم بزرگداشت آوای آسمانی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران از سلیم مؤذن‌زاده، مداح آیینی و حسین صبحدل، پایه‌گذار برنامه‌های معارف رادیو تجلیل کردیم. در ‌آن مراسم خیلی تحت تأثیر سادگی شخصیت و خلق و خوی ایشان قرار گرفتم. بنابراین دوست داشتم فیلم مستندی ازنغمه‌های عاشورایی او تهیه کنم. 

بررسی شخصیت استاد

 این شاعر و ترانه‌سرا از گفت‌وگو با هنرمندان و کارشناسان موسیقی، شعر و مسائل آیینی درباره خانواده مؤذن‌زاده می‌گوید: «برای تهیه این برنامه مستند از استاد علی معلم دامغانی به‌عنوان شاعر آیینی، استاد ساعد باقری به‌عنوان کارشناس شعر و موسیقی و از استاد حسام‌الدین سراج به‌عنوان خواننده مذهبی برای معرفی فعالیت‌های استاد مؤذن‌زاده و خانواده او بهره‌گرفتیم. این برنامه در آن دوره بارها از شبکه‌های فراگیر ملی و شهرهای آذربایجان پخش و اخیراً هم بعد از فوت استاد از شبکه سوم سیما پخش شد.» 

حجت‌الاسلام شیخ «ابوذر بیدار» دوست صمیمی مؤذن‌زاده 62سال حکم مشاورش را داشت
رفت اما پستچی امانتی‌اش را آورد

 علی جواهری - می‌گوید: «اگر قرار باشد کسی درباره خانواده مؤذن‌زاده به‌خصوص سلیم مؤذن‌زاده صحبت کند کسی به اندازه من درباره این خانواده آشنایی و دوستی ندارد. چون رفاقت و معاشرت ما به 62سال پیش برمی‌گردد. وسعت شخصیت سلیم مؤذن‌زاده آنقدر وسیع است که نمی‌دانم از کجا باید شروع کرد. آشنایی من با سلیم مؤذن‌زاده از مدرسه صالحیه اردبیل که به مدرسه مسجدجامع مشهور است آغاز شد. این دوستی تا آخرین روزهای زندگی آن مرحوم ادامه پیدا کرد. در تمام این روزها، بیشتر تحصیلات حوزوی را پیش من خواند. ادبیات عرب و گاهی هم ادبیات فارسی را با او کار می‌کردم.» حجت‌الاسلام شیخ «ابوذر بیدار» 78ساله یکی از دوستان قدیمی استاد سلیم مؤذن‌زاده است که درباره سیر زندگی دوست قدیمی‌اش و سال‌هایی که با هم سپری کردند برایمان صحبت می‌کند.

اصرار داشت بدون غلط بخواند

حجت‌الاسلام بیدار، دوست قدیمی حاج سلیم با بیان اینکه صدای خوب در خانواده مؤذن‌زاده موروثی است درباره ارتباطش با او می‌گوید: «سلیم مؤذن‌زاده در حوزه علمیه هم تحصیل ‌کرده است. او بعد از انجام کارهایش، مرتب پیش من می‌آمد و اشتباهاتش را در اشعار عربی و فارسی تصحیح می‌کرد. آنقدر به صحیح خواندن شعرها تأکید داشت که ساعت‌ها وقت می‌گذاشت و پیش من می‌آمد تا واژه‌ها را درست ادا کند. تمامی درس‌هایی را هم که به او می‌گفتم می‌نوشت و هنوز هم در کتابخانه‌اش دارد.» او درباره نحوه مداحی مؤذن‌زاده توضیح می‌دهد: «از نوشته‌های مرحوم غروی استخراج می‌کردم و در اختیار مؤذن‌زاده می‌گذاشتم تا در مجالس بخواند. او عادت داشت در مجالس که می‌خواند ابتدا از دیوان غروی شروع کند و بعد فارسی و در ادامه آذری بخواند. او در تمامی این مراحل حق مطلب را ادا می‌کرد. سلیم از آن زمان که توانست بخواند و کار مداحی را شروع کرد می‌خواست مرتب و بدون غلط بخواند. او به این کارها اصرار داشت و به همین منظور مطالعه و بررسی می‌کرد.»

مجلسی که جای سوزن انداختن نبود

این پیرغلام اهل‌بیت(ع) تمام سال‌های دوستی‌شان را خاطره می‌داند و می‌گوید: «سلیم مؤذن‌زاده بعد از پایان تحصیلات در اردبیل، در حوزه علمیه تبریز ادامه تحصیل داد. او درس‌های حوزه را در مدارس طالبیه، صادقیه و خواجه علی‌اصغر خواند. خواهرش در تبریز ازدواج کرده بود. سلیم بیشتر وقت‌ها به خانه خواهرش می‌رفت تا هم به او سر بزند و هم در مجالس تبریز بخواند. آن وقت حجره من در مدرسه طالبیه بود. وقتی طلبه‌ها مطلع می‌شدند آقای مؤذن‌زاده آمده جلوی در و پنجره اتاقم جمع می‌شدند و می‌خواستند آقای مؤذن‌زاده برایشان روضه بخواند.» حجت‌الاسلام بیدار می‌افزاید: «مدرسه طالبیه، مدرسه بسیار بزرگی بود که بیش از 400طلبه در آنجا درس می‌خواندند. هیچ‌وقت آن صحنه‌ها را فراموش نمی‌کنم. حجره من در طبقه دوم مدرسه بود. پنجره را باز می‌کردیم و او بدون بلندگو شروع به خواندن می‌کرد. از یک طرف بازاری‌ها می‌آمدند و از طرفی دیگر طلبه‌ها جمع می‌شدند؛ به‌طوری که در حیاط بزرگ مدرسه جای سوزن انداختن نبود. یک بار پیرمردی از بین جمعیت بلند شد و گفت: این صدا از کجا می‌آید؟ این صدا از زمین است یا آسمان؟ احتمالاً فرشته‌ای از جانب خدا روضه ارباب می‌خواند.»

حکمت کیف چرمی 

«او اهل کار خیر بود؛ به اصطلاح امروزی‌ها تنهاخور نبود. بخشی از پول‌هایی که از جاهای مختلف به او می‌رسید بین فقرا و دیگران پخش می‌کرد.» حجت‌الاسلام بیدار با بیان این جمله از کیف کوچک مؤذن‌زاده که همیشه همراهش بود می‌گوید: «در کیف چرمی‌اش برکت‌های زیادی نهفته بود. اول اینکه مرجع او بود. وقتی به مشکلی درباره یک شعر بر می‌خورد به آن کیف مراجعه می‌کرد و کتاب و نوشته‌هایش را از آن درمی آورد. از طرف دیگر سابقه نداشت به برنامه‌ای دیر برسد چون تمامی برنامه‌هایش را در یک دفتر می‌نوشت که همیشه درون آن کیف چرمی بود. در آن کیف همیشه مقداری پول هم وجود داشت که برای کمک به نیازمندان کنار گذاشته بود. مردم به او اعتماد داشتند و وجوه خود را به او می‌دادند. سلیم هم آن پول را در بخش مخصوصی از کیف می‌گذاشت.»
وی با اعلام اینکه هیچ چیز به اندازه فقر مرحوم مؤذن‌زاده را ناراحت نمی‌کرد می‌گوید: «وقتی یک روحانی یا طلبه را می‌دید که برای امور زندگی و تحصیلاتش به مشکل برخورده گریه می‌کرد و هرچه در جیب داشت به او می‌داد. آنقدر به او کمک می‌کرد تا بی‌نیاز شود. خودم بارها شاهد این ماجرا بوده‌ام و مصداق‌های زیادی دارم.»

رهرو پدر

این دوست قدیمی مؤذن‌زاده با بیان اینکه یکی از خصوصیات مرحوم که باید در جامعه الگو قرار گیرد این بود که به علما و طلبه‌ها احترام می‌گذاشت: «اگر سلیم در مسجدی طلبه‌ای را می‌دید از او تعریف می‌کرد و برای سلامتی‌اش صلوات می‌فرستاد. به هرترتیب هم شده آن فرد را از انتهای مجلس به کنار خود می‌آورد. یک بار خودش به من گفت: پدرم عادتش این بود که وقتی در مجلسی بود و می‌خواند از علما تجلیل می‌کرد. من هم فرزند او هستم و باید راه او را ادامه دهم. در حقیقت، سلیم با این کار به خودش اعتبار می‌داد و مردم او را دوست داشتند. نکته دیگر اینکه همواره از پدر مرحومش به نیکی یاد می‌کرد و می‌گفت: همه، مرا به خاطر پدرم می‌شناسند. این از روی ادبش بود و اینکه همیشه به بزرگ‌ترها احترام می‌گذاشت.»
این پیرغلام اهل‌بیت(ع) با بیان اینکه سلیم مؤذن‌زاده در راه پدرش حرکت می‌کرد می‌افزاید: «در تمامی مسائل از پدرش الگوبرداری می‌کرد. حتی نذرهای پدرش را هم دنبال می‌کرد. شیخ عبدالکریم آنقدر در تهران و بین بازاری‌ها اعتبار داشت که بعد از فوتش، بازار تهران تعطیل شد. سلیم هم در آخرین سال‌های عمرش مثل پدرش در ماه مبارک رمضان به پشت‌بام می‌رفت و مناجات می‌خواند. یکی از دلایلی که در خانه پدری‌اش زندگی می‌کرد همین بود که می‌خواست صدای مناجات از خانه پدری‌اش قطع نشود.»

همه را حلال کرد

شیخ ابوذر با یادآوری خاطرات گذشته می‌گوید: «وقتی برای نخستین بار نوار مظلوم حسین(ع)، ان محروم حسین(ع) مؤذن‌زاده در دوران پس از انقلاب اسلامی بدون اجازه او تکثیر شد بعضی از دوستان به او گفتند شکایت کند. ولی من به او گفتم: تو که دنبال پول نیستی. آنها با این کار قصد تو را که خدمت به امام حسین(ع) است انجام داده‌اند. حلالشان کن. سلیم نگاهی به من کرد و گفت: خیلی وقت است حلالشان کرده‌ام. حال که شما گفتید به تصمیم خودم مطمئن شدم.» شیخ می‌گوید که استاد همه افرادی که بی‌اجازه با نوارهای او پول در می‌آوردند حلال می‌کرد.»
حجت‌الاسلام بیدار آه بلندی می‌کشد و می‌گوید: «در مراسمی که برای مؤذن‌زاده برپا شد یکی از افرادی که سلیم نوارهایش را به او می‌داد تا با فروش آنها خرج زندگی‌اش را تأمین کند پیش من آمد و شروع به گریه کرد. می‌گفت: حالا که سلیم نیست از این به بعد چطور نان زن و بچه‌ام را دربیاورم. قبل از اینکه حرفی بزنم گفت: سلیم همیشه می‌گفت که خدا به فکر بنده‌هایش است. این ما هستیم که از او غافل هستیم. شک ندارم روزگار برای من هم می‌گذرد.» شیخ می‌افزاید: «از این دست آدم‌ها در زندگی‌ام زیاد دیده‌ام. افرادی که کنار سلیم برای خانواده خود نان حلال درمی آوردند.»

قراری که تا آخرین لحظه پایش ایستاد

«بامعرفت بود. نشد در مجلسی بخواند و بتوانم خودم را حفظ کنم و گریه نکنم.» حجت‌الاسلام بیدار با بیان این مطلب می‌گوید: «جاهایی که لازم بود کنارش بودم. جایی هم که نبودم نوارهایش را به من می‌داد. بیشتر نوارهایش را دارم. هروقت به تهران می‌آمد حتی برای چند لحظه جلوی خانه من می‌آمد و ضمن احوالپرسی، نوارهایش را به من می‌داد. همیشه هم تأکید می‌کرد به نوارها گوش بدهم تا اگر اشتباهی در خواندن داشته به او بگویم تا اصلاح کند.»
وی می‌افزاید: «دکتر به او تأکید کرده بود نخواند ولی تا آخرین لحظه زندگی مشغول مداحی بود و قبل از فوت در چند مراسم شرکت کرد. در بعضی از آن برنامه‌ها شرکت نداشتم. آخرین باری که یکدیگر را دیدیم گفت: می‌گویم سهم شما را بیاورند. قربان وفایش بروم که هیچ‌وقت دوستانش را فراموش نمی‌کرد. وقتی هم که فوت کرد با خودم گفتم که این بار نوارهای سلیم به دستم نرسید اما وقتی از اردبیل به تهران رسیدم دیدم پستچی آخرین نوارهایش را آورده و به خانه تحویل داده است. درود بر ذات پاکش که خوش غیرت و بامعرفت بود.»

عشق و ارادت جمعی از شهروندان به پیرغلام ماندگار حسینی
صدایش دل را به کربلا می‌برد

جمشید عسگری -  مرحوم سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی به عشق اهل‌بیت(ع) زندگی کرد و لحن و صوت روح‌نواز خود را در خدمت نوحه‌گری برای ائمه اطهار(ع) و خاندان مکرم نبوی به کار گرفت. در تاریخ مداحی هم، رویدادهای بی‌نظیری با توجه به فعالیت‌های او اتفاق افتاد. به نحوی که افراد زیادی در هر سن و مقام و قومیتی با صدای او مأنوس و عجین شدند و صدای او را نغمه ثابت خانه‌های خود کردند. ملت ایران سال‌ها با مداحی سوزناک مؤذن‌زاده در ماتم اهل‌بیت(ع) به‌خصوص شهیدان کربلا گریستند و همین مسائل باعث شد هزاران نفر در مراسم خاکسپاری او در اردبیل و مراسم بزرگداشتش در محله پامنار شرکت کنند. با جمعی از اهالی درباره مرحوم مؤذن‌زاده صحبت کردیم. 

 اکبر بازوبند پیرغلام و ذاکر اهل‌بیت(ع): 
ذره‌پرور بود 
درباره سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی باید کسی صحبت کند که در اندازه این بزرگوار باشد. من به اندازه شاگرد این مردبزرگ هم نیستم؛ چه رسد به اینکه درباره شخصیت او بتوانم صحبت کنم. او آبروی جامعه بود و آبروی هرکسی است که دم از امام حسین(ع) می‌زند. در تمامی هیئت‌ها و جاهایی که در ذهن دارم سلیم مؤذن‌زاده والاترین جایگاه را داشت. چون او شخصیتی محترم و در‌ شأن دستگاه امام حسین(ع) داشت. بسیار مخلصانه در مسیر عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت گام بر می‌داشت و با فروتنی تمام با اطرافیانش رفتار می‌کرد. این بود که صدایش مورد عنایت ارباب بود و دیدیم در تشییع پیکرش سیلی از مردم بودند که همه به یادش می‌گریستند. او با همه قدرتی که در منبر و مداحی داشت ذره‌پرور بود. هیچ‌وقت حق کسی را پایمال نمی‌کرد. 40سال پیش در مسجد لولاگر از طرف متولیانش برای روضه خواندن دعوت شدم. وقتی وارد شدم دیدم تمامی مداحان تراز اول آذری زبان که هرکدام مجالس 5هزار نفری را هدایت می‌کردند نشسته‌اند. سلیم مؤذن‌زاده هم در رأس آنها بود. از من پرسید: «اسمت چیه؟‌» من هم اسمم را نوشتم و به او دادم. بلافاصله گفت: «اجازه بدهید آقای بازوبند بخواند.» من هم 5دقیقه خواندم و پایین آمدم و از او تشکر کردم. من هیچ وقت این کارش را فراموش نمی‌کنم. این ویژگی‌های یک نوکر بااخلاص است که باعث می‌شود حکم پیرغلامی امام حسین(ع) داشته باشد. من یزدی هستم اما مثل همه ایرانیان به این مرد افتخار می‌کنم. یادش مانند صدای ملکوتی‌اش در ذهن و قلب مردم ماندگار است. 

 حاج علی مشکینی 
 پیرغلام و ذاکر اهل‌بیت(ع): 

سلیم، سلیم بود
روزگار باید بسیار بچرخد تا مداحی مانند او پا به عرصه گیتی بگذارد. انسانی بسیار باسواد و آگاه بود. شناخت استاد سلیم مؤذن‌زاده افتخاری است برای تمامی ذاکران اهل‌بیت(ع). کسی نتوانست در زمان حیاتش او را بشناسد. آنقدر این مرد بزرگوار و متین بود که همیشه با همه با ملایمت رفتار می‌کرد و انسان در برابر تواضعش کم می‌آورد. او بسیار بامعرفت بود. تمامی اینها را من در چند برنامه‌ای که همراهش بودم دیده و در گفت‌وگو با او به آنها پی برده‌ام. خیلی‌ها سعی می‌کردند مثل او باشند و از او تقلید کنند ولی واکنش او این بود که هرکسی در دستگاه امام حسین(ع) کار درستی انجام دهد جایگاه دارد. این کارها نگاه سلیم را به زندگی و دنیا نشان می‌دهد. همین خصلتش بود که تمام عمر به کسی جز امام حسین(ع) ارباب نگفت. واقعاً سلیم، سلیم بود. بهترین خاطره‌ای که تمام اینهایی را که درباره‌اش گفتم می‌تواند به تصویر بکشد این است که پدر باجناقم به رحمت خدا رفته بود. از استاد سلیم مؤذن‌زاده دعوت کردند. سلیم مؤذن‌زاده در حال خواندن بود که من وارد مسجد شدم. همین که مرا دید از جایش برخاست و گفت: «جایی که حاج علی هست چرا مرا دعوت کردید؟ من نمی‌خوانم.» آنقدر از من تعریف کرد که شرمنده‌اش شدم. نمی‌دانید کسی مثل سلیم مؤذن‌زاده با آن همه جایگاه از کسی مثل من تمجید کند چقدر انگیزه و آبرو پیدا می‌کند. آنقدر از ذاکر اهل‌بیت(ع) نوپا در مجالس تعریف می‌کرد که او به رتبه‌های بالاتر می‌رسید. همه اینها به این دلیل بود که سفره روضه اربابش را 
بزرگ‌تر کند. 

 جابر ولدپور 
 متخلص به مژده اردبیلی، شاعر اهل‌بیت(ع): 

تمام وجودش وقف ارباب بود
آشنایی من با مرحوم سیلم مؤذن‌زاده به نیم قرن پیش می‌رسد. او در یک خانواده بسیار مذهبی به دنیا آمد و تربیت شد. آوازه این خانواده در کل کشور پیچیده است. خانواده‌ای که همگی مدال نوکری اهل‌بیت(ع) را دارند. 6ساله بودم که با مرحوم آشنا شدم و دوستی‌مان از آنجا آغاز شد که شعری از من گرفت و در یک مجلس خواند. تصورش را نمی‌توانستم بکنم که سلیم مؤذن‌زاده از من که شاعر نوپایی هستم شعری بخواند. در مدت آشنایی‌مان خاطرات زیادی از او دارم که اگر بخواهم تعریف کنم ساعت‌ها زمان نیاز دارد ولی آنچه باید درباره شخصیتش بگویم ساده زیستی اوست. منزلی بسیار ساده داشت که در اتاقش پر از کتاب و برگ‌های شعر بود. یک‌بار در منزلشان مهمان بودم که استاد گفت: «آخرین شعرت را بده تا در مراسمی که چندساعت بعد دارم بخوانم.» من شعر را دادم و بلافاصله نگاهی به شعر کرد و ریتمش را در چندثانیه، پیدا و شروع به خواندن و گریه کرد. تمام اینها حدود 5دقیقه طول کشید. وقتی مجلس شروع شد دیدم کاغذی که به او دادم در دست ندارد. با خودم گفتم حتماً شعرم مناسب نبوده ولی بعد از اینکه استاد مقدمات را تمام کرد شعرم را از حفظ خواند. واقعاً از این کارش متحیر شدم ولی به خودم گفتم: این سلیم مؤذن‌زاده است که لطف ارباب شامل حالش می‌شود و با یک نگاه می‌تواند شعری را حفظ کند. نه تنها من بلکه همه افرادی که با او در تماس بودند می‌دانستند تمام وجود این مرد بزرگ وقف اربابش سیدالشهدا(ع) است. ابتدای مجلس، وقتی هنوز برای خواندن پشت بلندگو نرفته، شاعری ناشناخته شعری به او می‌داد و او می‌خواند. حتی اگر آن شعر ضعیف بود چنان می‌خواند که خطاهای شعری آن دیده نمی‌شد. 

 سیدمحمد منتظری 
 پیرغلام و ذاکر اهل‌بیت(ع):

حسادت نداشت و غیبت نمی‌کرد
سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی انسان بسیار بزرگی است. تمامی لحظه‌های زندگی این مرد بزرگ آموزنده است. نحوه لباس پوشیدنش، رفتارش با خانواده، فرزندانش و نگاه مردم نسبت به او، همگی نشاندهنده مقام والای این پیرغلام اهل‌بیت(ع) است. صدایش را کسی ندارد و کسی هم نخواهد داشت. او خیلی وقت‌ها بدون استفاده از سیستم صوتی، مراسم را اداره می‌کرد. صدایش آنقدر رسا بود که در محوطه‌ای بسیار بزرگ حتی پیرمردی که مشکل شنوایی داشت صدایش را می‌شنید. این چه چیزی جز عنایت سیدالشهدا(ع) است؟ باید در نظر داشته باشیم که اهل‌بیت(ع) چیزی را بیهوده عنایت نمی‌کنند. حتماً سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی از امتحانات زیادی سربلند بیرون آمده است. می‌گویند که صدای سلیم مؤذن‌زاده ملکوتی است. من هم این موضوع را تأیید می‌کنم و افتخار دارم که همشهری این مرد بزرگ هستم ولی اینکه سلیم مؤذن‌زاده چطور این‌گونه شد مهم است. دلایل مختلفی وجود دارد. از جمله اینکه او هیچ‌وقت اهل غیبت و حسادت نبود و از چنین مجالسی دوری می‌کرد و مرتب درباره‌اش تذکر می‌داد. یک‌بار در مجلسی بودیم که تعدادی از دوستان داشتند پشت یک نفر غیبت می‌کردند. اولش استاد توجهی نکرد ولی بعد گفت: «غیبت نکنید؛ درست نیست. این کار شما برخلاف آن چیزی است که از آن دم می‌زنید.» یکی از دوستان گفت: «ما درباره آن نفر بد نگفتیم.» او گفت: «اگر او رضایت نداشت، چه کار می‌کنید؟» همین توجه به نکات است که باعث می‌شود این‌گونه صدایی داشته باشد و با قدرت، دل‌ها را بلرزاند و اشک‌ها را از چشمان عاشق اهل‌بیت(ع) جاری کند. 

دیگر تکرار نمی‌شود
«مهدی عباسیان» به قدری مرحوم سلیم مؤذن‌زاده را دوست داشت که به محض اطلاع از فوت او از محل کارش مرخصی گرفت و به شهرستان اردبیل رفت. وی ساکن شهرستان اسلامشهر است و برای شرکت در مراسم بزرگداشت استاد هم به محله پامنار آمده است. عباسیان می‌گوید: «افتخار می‌کنم که در مراسم او شرکت کردم. با این کار می‌خواستم دین خود را به این مرد بزرگ و دوستداشتنی ادا کنم. هرچه باشد او به گردن ما حق داشت چراکه سال‌ها با نوای دلنشین او دل ما راهی کربلا شد.» وی می‌افزاید: «مرحوم مؤذن‌زاده سبک‌های زیادی در مداحی داشت که او را از دیگران متمایز می‌کرد. به نظرم این مداح دیگر تکرار نمی‌شود.» 

 دلتنگ صدای رسایش هستیم
«علی حب الوطن» فقط یک‌بار در مراسم نوحه‌خوانی مرحوم سلیم مؤذن‌زاده شرکت کرده است اما نوارهای زیادی از استاد در خانه‌اش دارد که نه تنها در ماه‌های محرم و صفر بلکه در روزهای دیگر هم به آنها گوش می‌دهد. وی می‌گوید: «مرحوم مؤذن‌زاده را خیلی دوست داشتم و افتخار می‌کردم چنین مداحی در کشور ما وجود دارد. از شنیدن خبر فوت او هم خیلی ناراحت شدم و به مراسم بزرگداشت او در مسجد اردبیلی‌ها رفتم.» حب الوطن می‌افزاید: «در عمرم صدای دلنشین و رسایی مثل صدای مرحوم مؤذن‌زاده نشنیده‌ام. خوشحالم که او از این نعمت خدادادی در راه مدیحه‌سرایی ائمه اطهار(ع) استفاده کرد.»

 شنونده را به شور و شوق می‌آورد
بااینکه «ابوطالب مهدوی» فارس زبان است اما سال‌هاست به نوحه‌های مرحوم سلیم مؤذن‌زاده گوش می‌دهد. وی که موسیقیدان است می‌گوید: «موذن‌زاده با سبک‌های خاص خود و تسلط در موسیقی هر شنونده‌ای را به شور و شوق می‌آورد. من حتی در سیاه چادرهای عشایر هم مداحی‌های او و اذان برادر مرحومش را شنیده‌ام.» وی که حین گفت‌وگو گریه می‌کند می‌گوید: «تمامی نغمه‌های استاد مؤذن‌زاده بی‌نظیر است. او به معنای واقعی عاشق اهل‌بیت(ع) بود.» مهدوی که از محله قیطریه برای شرکت در مراسم بزرگداشت مؤذن‌زاده به منطقه ما آمده است می‌گوید: «او به خوبی با ردیف‌های موسیقی آشنا بود.» 

حزن در کلام استاد
«علی صداقت 72 ساله می‌گوید که از کودکی پای روضه‌های مرحوم سلیم مؤذن‌زاده نشسته‌ است: «در کلام استاد نوعی حزن وجود داشت. هروقت مداحی می‌کرد دلم می‌شکست و بی‌اختیار گریه می‌کردم.» وی می‌افزاید: «هر زمان که صدای مرحوم مؤذن‌زاده را می‌شنیدم احساس می‌کردم در حرم امام حسین(ع) و امام رضا(ع) هستم.» صداقت که ساکن شهرری است و برای شرکت در مراسم ختم مرحوم مؤذن‌زاده به منطقه ما آمده است می‌گوید: «با این کار خواستم عشق و ارادتم را به خاندان مؤذن‌زاده نشان دهم.»

قدرشناس باشیم
«گاهی برای خواندن فاتحه به مزار برادر مرحوم استاد، رحیم مؤذن‌زاده می‌روم و خیلی دوست دارم فرصتی فراهم شود تا مزار مرحوم سلیم مؤذن‌زاده را هم زیارت کنم.» «امیر حسینی» با بیان این مطلب می‌گوید: «انسان باید قدرشناس باشد و به کسانی که به او خدمت کرده یا باعث افزایش آگاهی او شده‌اند احترام بگذارد. من هم به همین دلیل از راه دور برای شرکت در مجلس ختم مرحوم مؤذن‌زاده به مسجد اردبیلی‌ها رفتم چراکه استاد با نوحه‌هایش، آگاهی مرا درباره واقعه عاشورا بالا برد. به نشانه قدرشناسی، همیشه از او به نیکی یاد خواهم کرد.» 

ثبت آثار مؤذن‌زاده
«قاسم خانی سلوط» متولد سال1342 است و از 6سالگی با صدای مرحوم سلیم مؤذن‌زاده آشنا شده است. وی می‌گوید: «فکر نمی‌کنم صدای او تکرار شود اما امیدوارم فعالیت‌های مناسبی برای ثبت و نگهداری آثار مرحوم و خاندانش در کشور انجام شود.» خانی می‌افزاید: «هر مداح با یک سروده شناخته می‌شود اما مرحوم مؤذن‌زاده تا آنجایی که من اطلاع دارم بیش از 20شاهکار در زمینه مداحی دارد که یکی از آنها نوحه زینب زینب(س) است. الحق این نوحه مثل بقیه نمونه کارهای مرحوم جاودانه است و هیچ‌وقت از یادها نمی‌رود.»

آیت‌الله سید فخرالدین موسوی ننه کران، نماینده مجلس خبرگان رهبری:
متعلق به یک شهر نبود

مرحوم سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی متعلق به یک شهر نبود. او متعلق به همه ایرانیان از هر قشر و قومی بود که دلداده اهل‌بیت(ع) به‌خصوص‌سالار شهیدان کربلا بودند. به همین دلیل رحلت ایشان ضایعه بزرگی بود که همگان را در هر شهر و استانی از کشور غمگین کرد. سال‌ها با مرحوم رحیم مؤذن‌زاده در ارتباط بودم و از طریق او با مرحوم سلیم آشنا شدم. خاندان مؤذن‌زاده به گردن همه ما حق دارند و اذان‌های معروف پدر بزرگ، پدر خانواده و رحیم مؤذن‌زاده، افتخار بزرگی برای ما محسوب می‌شود. مرحوم سلیم مؤذن‌زاده هم با نوای سوزناک خود و مداحی برای اهل‌بیت(ع)، دل‌های ما را به پرواز در می‌آورد و فوت ایشان ضربه سنگینی به جامعه مداحی کشور زد. 

همراه با تصویربردار و دم خوان مراسم مرحوم مؤذن‌زاده 
نانی که استاد در سفره ما گذاشت

محمد امیری -  هر دو زل زده‌اند به عکس‌های قاب شده روی دیوار. اشک در چشمان آنها حلقه زده است. اصغر و سید محمود با هرکلامی مکث می‌کنند و به سختی سخن می‌گویند. سخت است که بعد از سال‌ها دوستی، حالا با تشکچه و جای خالی استاد سلیم مؤذن‌زاده درددل کنند. اینجا مغازه کوچک اما دیدنی در میدان حق‌شناس است که محل دید و بازدید استاد مؤذن‌زاده با مخاطبان بود. حتی تمرین برنامه نوحه‌خوانی در این مکان صمیمی رقم می‌خورد. اغلب دوستان وقتی به فضای کوچک ولی دوستداشتنی استودیو قدم می‌گذارند ناخواسته نفس گرم استاد را در تار و پود آن حس می‌کنند. از این استودیو تمامی برنامه‌های نوحه‌خوانی و مراسم تصویربرداری استاد هدایت می‌شد. «اصغر تقی‌زاده» دوست مرحوم و تصویربردار برنامه‌های سلیم مؤذن‌زاده و «سید محمود اثنی‌عشریه» دوست قدیمی و دم‌خوان یا به روایتی مدیر برنامه‌های استاد مؤذن‌زاده روایت‌های شنیدنی دارند.

عزت‌الله‌ ضرغامی
رئیس اسبق
صدا و سیما:

آذرخش دل‌ها، سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی می‌گفت حنجره‌اش وقف سیدالشهدا(ع) است و در جای دیگری آن را خرج نمی‌کند. در مراسم بین‌المللی پیرغلامان اهل‌بیت(ع) از او تجلیل کردیم. در آنجا به زبان انگلیسی هم خواند. مهمانان انگلیسی زبان همراه سایرین با نوای «آی لاو حسین جانم» او را همراهی کردند. او 60سال خواند و دل‌ها را آتش زد. برخی آثار او مثل «زینب زینب(س)» جزو میراث فرهنگی ماست و باید ثبت تاریخی شود. او و برادر بزرگ‌ترش، رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی، صاحب اذان معروف، پربرکت و ماندگار شدند. اعلی‌الله‌مقامهما. از حاشیه‌ها دور بودند و وجودشان را وقف اهل‌بیت(ع) و ولایت کردند. 

 متواضع بود
سید محمود اثنی‌عشریه از دهه40 با استاد سلیم مؤذن‌زاده رابطه دوستی دارد. دوران میانسالی را پشت سر گذاشته است و با همراهی اصغر تقی‌زاده در استودیو «خلیل» در تولید و نشر آثار مرحوم مؤذن‌زاده همکاری نزدیکی دارند. اثنی‌عشریه درباره نخستین باب آشنایی خود با مؤذن‌زاده می‌گوید: «سال1343 در محله آلاقاپی با مرحوم آشنا شدم. در مراسمی خطبه امام زین‌العابدین(ع) را می‌خواند. مادرم ضبط صوت بزرگی را که تازه خریده بودیم به من داد تا روضه استاد سلیم را ضبط کنم. آن موقع ابزارهای ضبط امروزی نبود. به همین دلیل برای ضبط صدای استاد مجبور شدم نزدیک منبر بنشینم. از همانجا هم باب آشنایی من با استاد باز شد. بعد ازمراسم تقاضا کردم کیف ایشان را برایش حمل کنم. همین اتفاق ساده هم موجب شد در تمامی برنامه‌های نوحه‌خوانی او شرکت کنم.» وی می‌افزاید: «در شهرستان اردبیل فردی به نام حاج عوض شوقی، برنامه‌های نوحه‌خوانی ایشان را ضبط می‌کرد. بنابراین هرموقع نیاز بود نوار کاست‌ها را از ایشان می‌گرفتیم. بااینکه سال1345 برای کار به تهران ‌آمدم ولی ایام محرم فقط برای دیدن استاد سلیم و شرکت در مجالس روضه او به شهرستان می‌رفتم.» وی می‌گوید: «آن موقع اطراف پارک‌شهر با چرخ طوافی میوه می‌فروختم. هر موقع استاد سلیم به تهران می‌آمد سری هم به من می‌زد.»

 عصبانیت استاد را ندیدم
تصویربردار دائمی استاد مؤذن‌زاده درباره ضبط برنامه‌های مداحی او می‌گوید: «نخستین برنامه نوحه‌خوانی ایشان را سال1384 در مسجد مرکزی اردبیلی‌ها به مناسبت شام غریبان حاج رحیم مؤذن‌زاده ضبط کردم. بعد از اتمام مراسم از من خواست آن را تدوین و موارد اضافی را حذف کنم. موقع تدوین فیلم مراسم‌ هم گاهی کنارم می‌نشست و نظرات اصلاحی را یادآوری می‌کرد. سال1390 شبکه سحر اصرار داشت که برنامه نوحه‌خوانی ایشان را ضبط کند اما اجازه نداد. می‌خواست من از این راه زندگی‌ام بچرخد و حتی به هدایای تهیه‌کننده برنامه هم بها نداد.»
وی با اعلام اینکه هیچ‌وقت عصبانیت مرحوم مؤذن‌زاده را ندید می‌گوید: «فرد منطقی و عاقلی بود و اهل غیبت و سخن‌چینی نبود. هیچ‌وقت به خانه کسی نمی‌رفت و اگر برنامه ملاقاتی داشت اغلب در همین استودیو قرار می‌گذاشت. شاعران زیادی از جمله جعفر ایمان‌نژاد، حاج داود علیزاده، حاج شهروز حبیبی و فرهاد فکری هم به اینجا می‌آمدند تا با استاد گفت‌وگو کنند. حتی تمرین شعر و نوحه‌خوانی را در این استودیو انجام می‌داد. امسال قرار بود برای اجرای مراسم 28صفر به باکو برود اما قسمت نشد.»

 راه‌اندازی استودیو برنامه نوحه خوانی
اصغرتقی‌زاده، تصویربردار مراسم‌ استاد مؤذن‌زاده سرگرم تدوین و صدا‌گذاری برنامه‌های قبلی استاد است. هربار که از استاد حرف می‌زند لحظه‌ای به تشکچه و مخده استاد خیره می‌شود. دور و برش را دستگاه‌های تکثیر و لوازم تصویربرداری و تدوین احاطه کرده است. او درباره نحوه آشنایی‌اش با مؤذن‌زاده می‌گوید: «قبل از سال1383 در خیابان بهبودی با استاد سلیم همسایه بودیم و با پسر ایشان، سعید دوست بودم. این دوستی منجر به آشنایی‌ام با استاد شد. این روابط آشنایی تا آنجا پیش رفت که مثل پدر و پسر با هم رفیق شدیم. همان سال قرارداد کار من در یک شرکت به پایان رسید و بیکار شدم. یک‌بار استاد از وضع کار من پرسید که ماجرا را برایشان گفتم. او هم گفت: درست است که قراردادت تمام شده ولی کارت با امام حسین(ع) که به اتمام نرسیده است. سپس با همکاری حاج داود علیزاده سر پل جوادیه یک مغازه اجاره کرد و گفت: از این به بعد در دستگاه امام حسین(ع) خدمت کن. از آن جایی که تجربه و تخصص فیلمسازی داشتم مجموعه روضه‌خوانی و برنامه‌های مداحی مؤذن‌زاده را در سراسر ایران ضبط و تدوین می‌کردم و درصورت نیاز مخاطبان، آن را تکثیر و توزیع می‌کردم.»

 نوحه‌خوانی با دستگاه موسیقی
اثنی عشریه با یادآوری خاطرات گذشته بغض می‌کند و می‌گوید: «یادم است نخستین بار استاد مؤذن‌زاده در حسینیه وادی السلام هنگام سینه‌زنی گفت: شاه بیت و بحر طویل را با من بخوان. لحظه‌ای جا خوردم اما انتظار داشتم استاد سلیم از من بخواهد که با او دم بگیرم. تجربه این نوع رفتارها را از او دیده بودم. ایشان به هرکسی که تقاضا می‌کرد میدان می‌داد. به‌عنوان مثال یک‌بار در مسجدی حوالی دانشگاه شریف، پسر بچه 6ساله‌ای گفت: استاد! اجازه می‌دهید 5دقیقه بخوانم؟ او هم گفت: نه تنها در مجلس من بلکه در تمامی مجالس بخوان. ایشان در نوحه‌خوانی دل هیچ‌کسی را نمی‌شکست. پسربچه ذوق‌زده شد و چند بیتی شعر خواند. او همیشه برای مداحان اهل‌بیت(ع) ارزش قائل بود و می‌گفت: فکر کنید من مرده‌ام؛ بلند شوید و در مجلس امام حسین(ع) بخوانید.» دم‌خوان استاد سلیم مؤذن‌زاده درباره رعایت اصول اخلاقی مجالس روضه‌خوانی می‌گوید: «در مسجد آق بلاغ همه مداحان شرکت‌کننده پیشکسوت و جوان بلند شدند و نوحه‌خوانی کردند. با این حال بعد از آنها استاد سلیم شروع به خواندن کرد اما هیچ‌گاه حجم صدایش را بالا نبرد تا مبادا آنها ناراحت شوند. از نوحه خوانان جوان می‌خواست ردیف‌های موسیقی ایرانی را یاد بگیرند و نوحه‌خوانی را در 7دستگاه بخوانند تا آثار مداحی متنوع باشد. به مداحان توصیه می‌کرد در خوانش اشعار توجه کنند. ابیات شعر را غلط نخوانند و الفاظ را صحیح بیان کنند یا قبل از اجرای نوحه‌خوانی تمرین کنند. تنوع نوحه‌خوانی ایشان حد و مرز نداشت. به‌عنوان مثال یک‌بار دعای قنوت، ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه را در مراسم سینه‌زنی خواند که مورد استقبال قرار گرفت. این نوع نوحه‌خوانی خلاقانه را بارها در شبکه‌های تلویزیونی اجرا کرد که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. او اغلب به مداحان توصیه می‌کرد که ماه مبارک رمضان و محرم از نظر شیوه مداحی تفاوت دارند و آهنگ و لحن آنها را با هم مخلوط نکنند و اشعار را با وزن و آهنگ خاص خود اجرا کنند.» 

پزشک مؤذن‌زاده با تشویق او به مداحی روی آورد
گفت: دکتر بخوان!

خودش را گم نکرد

محمدباقر تمدن
ذاکر اهل‌بیت(ع): 

آشنایی و دوستی ما با سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی به 62سال پیش برمی‌گردد. آن روز را خوب به خاطر دارم. همهمه‌ای در کوچه برپا بود. همه برای دیدن سلیم همدیگر را خبر می‌کردند. قرار بود سلیم به جای برادرش، نعیم که تازه فوت کرده بود نوحه‌خوانی کند. آن زمان 8سال بیشتر نداشتم. وقتی خبر حضور سلیم مؤذن‌زاده را در کوچه‌مان شنیدم به سرعت برق و باد خودم را به جلوی در رساندم. دیدم سلیم یک عبای بلند و‌باش قَرَه سی (دستمال سیاهی که عزاداران آذری زبان بر سر می‌بندند) بر تن دارد. این نخستین بار بود که سلیم را دیدم. 

دکتر «غلامحسین عیوض‌زاده» کارشناس اتاق عمل است. او به دلیل دوستی با مداحان آذری زبان، اغلب درزمینه پزشکی به آنها مشاوره می‌دهد و در برنامه‌های نوحه‌خوانی بر سلامت جسمی آنها نظارت دارد. عیوض‌زاده درباره مشورت‌های پزشکی‌اش به استاد سلیم می‌گوید: «با توجه به حضور استاد سلیم در مسجد مرکزی اردبیلی‌ها با ایشان دوست شدم. هرزمان هم که دچار مشکل جسمی می‌شد به من مراجعه می‌کرد. بنابراین با عنایت به سابقه دوستی و علاقه به مداحان، خالصانه در خدمت ایشان و سایر مداحان بودم. حتی برخی مواقع برای آنها حجامت و در صورت نیاز دارو تجویز می‌کردم.» وی می‌افزاید: «همه ساله در نیمه شعبان اغلب ذاکران اهل‌بیت(ع) درخانه من مراسمی برگزار می‌کنند. یک هفته قبل از شهادت حضرت رقیه(س) هم در منزل من مراسمی برپا بود و استاد همراه سایر مداحان در آن حضور پیدا کردند.»


دکتر عیوض‌زاده از نوحه‌خوانی کنار مؤذن‌زاده می‌گوید: «یک‌بار از من خواست اشعار مذهبی را در مراسمی بخوانم. نگاهی کرد و گفت: دکتر! بخوان. من هم به پشتوانه او شروع به خواندن کردم و بعد از آن مرا تشویق کرد که این کار را ادامه دهم. از آن زمان تاکنون هر ساله به مناسبت 28صفر در مراسمی که در خانه دامپزشکی برگزار می‌شود شرکت می‌کنم و به توصیه مؤذن‌زاده نوحه می‌خوانم. او به من می‌گفت: شما به نحو احسن اشعار را در دستگاه همایون می‌خوانی.» 
وی درباره تأثیر همنشینی با مرحوم مؤذن‌زاده می‌گوید: «استاد مؤذن‌زاده و پدرم توصیه می‌کردند که حتماً در گرفتاری بیماران به آنها کمک کنم. پدرم توصیه کرد بیماران را دست خالی روانه نکنم و استاد مؤذن‌زاده هم مرا به ادامه کار خیر تشویق می‌کرد. در مداحی فرد حسودی نبود. هرگاه صدایش یا برنامه‌های نوحه‌خوانی در جامعه بازتاب زیادی داشت خود را گم نمی‌کرد. معمولاً در مجالس نوحه‌خوانی افراد گمنام علاقه‌مند به شعر‌خوانی یا مداحی را به خواندن تشویق می‌کرد.»
دکتر عیوض‌زاده پایان این گفت‌وگو قطعه شعری از شاعر اهل‌بیت(ع)، فرهاد فکری را در مدح مرحوم مؤذن‌زاده می‌خواند: «ای مؤذن! سن بیزه استادیسن (ای مؤذن! شما برای ما استاد هستید)، شب چراغ محفل ارشاد یسن (شب چراغ محفل ارشاد هستی)، آسمان مدحینده ماه منیر (در آسمان مدح، ماه روشنی هستی)، عرصه پاک هنرده بی‌نظیر (در عرصه پاک هنر، بی‌نظیر هستی)»

عبدالباسط گفت عجب صدایی دارد

«عبدالاحد تقوی فرزین» از کارکنان یکی از بنگاه‌های باربری درباره رفتارهای لوطی مسلک استاد مؤذن‌زاده می‌گوید: «ایشان واقعاً در برخی از رفتار‌هایش لوطی بود. زمانی وضع مالی من خوب نبود. به همین دلیل مرحوم مؤذن‌زاده در مجالس ‌ترحیم پدر، مادر و همسرم از نظر مداحی و قرائت قرآن سنگ تمام گذاشت. خدا پدر آقای شادابی، عضو هیئت امنای مسجد مرکزی اردبیلی‌ها را بیامرزد که به گوش آقا سلیم رسانده بود ایشان وضع مالی خوبی ندارد. به همین دلیل در هیچ یک از مجالس ختم ما مزد نگرفت.» او می‌افزاید: «در دوران جوانی مدتی با آقا سلیم در اردبیل در یک محله زندگی می‌کردیم و به همین دلیل ایشان شناخت خوبی از من داشتند.»
حاج «اصغر عاشقی» از جمله خادمان حسینی مسجد مرکزی اردبیلی‌هاست و خاطرات زیادی از استاد سلیم به یاد دارد. او درباره خاطره برگزاری مسابقات قرائت قرآن آسیا در این مسجد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گوید: «در آن دوره از مسابقات قرآن کریم، قاریان ایرانی، مصری و ‌آسیایی حضور داشتند و مرحوم عبدالباسط عبدالصمد به‌عنوان داور مسابقات حضور داشت. ‌آن زمان مرحوم سلیم مؤذن‌زاده به‌عنوان یکی از قاریان قرآنی در مراسم مسابقات شرکت کرده بود. استاد عبدالباسط عبدالصمد بعد از قرائت قرآن ایشان گفت: عجب آهنگ و صدایی دارد. اگر بتواند تجوید قرآنی را بیشتر بیاموزد قاری قابلی خواهد بود. آن زمان مرحوم مؤذن‌زاده جوان بود و اسمش آن چنان سر زبان‌ها نیفتاده بود.»

حضور بی‌منت استاد

عاشقی درباره دستمزد پرداختی به مؤذن‌زاده در مناسبت‌ها خاطره‌ای بیان می‌کند که نشان‌دهنده مناعت طبع اوست. وی می‌گوید: «یک بار به استاد سلیم گفتم خجالت می‌کشم در برنامه‌های‌ترحیم پولی به شما بدهم اما ایشان با گشاده‌رویی گفت: حاج اصغر! آنهایی که ندارند بگو برایشان مجانی برنامه اجرا کنم. او به افرادی هم که وضع مالی خوبی داشتند هیچ‌وقت نمی‌گفت که چقدر مزد بدهند. یادم هست وقتی که دایی‌ام به رحمت خدا رفت ایشان را دعوت نکردم چون با خودم گفتم از عهده دستمزد او برنمی آیم اما آقا رحیم و آقا سلیم که از ماجرا باخبر شده بودند وارد مسجد شدند و تا انتهای مراسم‌ترحیم بدون هیچ دستمزدی مداحی کردند.»
وی می‌افزاید: «یکبار یکی از مسئولان صدا وسیما در مجلس مداحی ایشان حضور داشت که بعد از اتمام مراسم به استاد مؤذن‌زاده گفت: می‌تواند برای اجرای سرود و ترانه به صداوسیما بیایید و دستمزد خوبی بگیرید. مرحوم پاسخ داد: این حنجره و صدا وقف حضرت امام حسین(ع) است.

مرحوم مؤذن‌زاده برای خواندن صحیح اشعار، همیشه با شاعران اهل‌بیت(ع) در ارتباط بود
صدایش را به لقمه حرام آلوده نکرد 

هوشنگ صدفی -  بسیاری از مداحان اهل‌بیت(ع) و پیشکسوتان این عرصه می‌دانند که مرحوم سلیم مؤذن‌زاده به خواندن صحیح شعرها و انتخاب حدیث‌های معتبر تأکید زیادی داشت. به همین دلیل همیشه با علما و شاعران درارتباط بود و از آنها برای انتخاب احادیث یا خواندن درست شعرها مشاوره می‌گرفت. این خصلت استاد تا پایان عمرش با او همراه بود و شاید یکی از دلایلی که باعث شد هیچ‌وقت حاشیه‌ برای او ایجاد نشود و سراغ احادیث جعلی یا شعرهای بی‌مغز نرود همین بود. با «فرهاد فکری» و «توحید منزوی» 2شاعر اهل‌بیت(ع) گفت‌وگو کرده‌ایم تا از این رفتارهای استاد بیشتر باخبر شویم.

حاج منصور ارضی‏ 
مداح اهل بیت(ع):

«در وادی عشق محترم بود سلیم
سرخوش به بساط اشک و غم بود سلیم
با نوحه زینبش شهیدان رفتند
الحق که مدافع حرم بود سلیم»

خبر رحلت پیر غلام آستان سیدالشهدا(ع) مرحوم مغفور استاد حاج سلیم موذن زاده اردبیلی در ایام اربعین حسینی باعث تأثر دوستداران اهل بیت علیهم‌السلام شد. ایشان که از خاندان اصیل ارادتمندان و مدیحه سرایان آل الله علیهم السلام بودند خود ستاره‌ای درخشان در آسمان مدح و مرثیه و استادی بی نظیر در نوحه خوانی و روضه خوانی به شمار می رفت. فقدان این ذاکر با اخلاص و دل سوخته که جز نوکری این آستان را عزت نمی‌دانست ثلمه‌ای جبران نشدنی برای سلسله جلیله ذاکران اهل بیت(ع) است. امید داریم روح بلندش با عنایت حضرت عقیله بنی هاشم(ع) با ارواح طیبه شهدای کربلا محشور و مأنوس باشد. از درگاه ایزد منان برای خانواده معظم موذن زاده اردبیلی و مردم حسینی و انقلابی اردبیل، طلب صبر و آرامش در فقدان این بزرگ مرد خواستاریم. امید است راه و رسم این استاد که الگوی کاملی در طریق نوکری اهل بیت(ع) بودند سرمشق جوانان مشتاق این راه باشد.

دستگاه‌های موسیقایی را می‌شناخت

فکری، شاعر اهل‌بیت(ع) را در استودیوی خلیل، حوالی میدان حق‌شناس، میعادگاه همیشگی مرحوم استاد سلیم مؤذن‌زاده ملاقات می‌کنم. او برای یادآوری خاطرات شیرین همنشینی با مرحوم مؤذن‌زاده مدتی به عکس‌های ‌ریز و درشت او خیره می‌شود تا ردی از خاطرات سال‌های دور و نزدیک را بیابد. فکری تکنسین هواپیماست که از جوانی با حضور در مراسم مذهبی و شنیدن نوحه شاعران و مداحان اهل‌بیت(ع) ذوق شاعری خود را در این حوزه فرهنگی به کار گرفته است. 
این مداح و شاعر اهل بیت(ع) درباره نحوه آشنایی‌اش با مرحوم استاد سلیم مؤذن‌زاده می‌گوید: «چون پدرم مداح و شاعر اهل‌بیت(ع) بود از کودکی با مرحوم استاد سلیم آشنا بودم و ارتباط خوبی با او داشتم. استاد معمولاً مرا به‌عنوان مداح می‌شناخت. از دهه60 هم که ایشان به تهران آمدند ارتباط‌کاری ما تداوم پیدا کرد.»
وی با بیان اینکه مرحوم مؤذن‌زاده بیشتر اوقات از سروده‌های او که مربوط به میلاد ائمه اطهار(ع) بود استفاده می‌کرد می‌گوید: «به‌عنوان مثال شعری درباره حضرت ابوالفضل(ع) دارم که ایشان خواند. با این مضمون که نه گوزل نام دل آرای دی، ابوالفضلین(ع) آدی. (چه اسم زیبا ودل‌آرایی دارد این ابوالفضل(ع) علمدار)» فکری با بیان اینکه مؤذن‌زاده به خواندن صحیح اشعار توجه زیادی داشت عنوان می‌کند: «برخی مواقع آهنگ و لحن سروده‌ها را انتخاب می‌کردم و براساس آن به استاد سلیم می‌دادم. ایشان برخلاف برخی مداحان، شناخت خوبی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی داشت.»

تمرین در حیاط خانه مقابل چشم همسایه‌ها 

توحید منزوی، فرزند رحیم منزوی اردبیلی، شاعر اهل‌بیت(ع) است. سروده‌های مرحوم رحیم منزوی با اجرای بی‌نظیر استاد سلیم مؤذن‌زاده با توجه به توانایی‌اش در دستگاه‌های موسیقی اجرا می‌شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت. سروده «اکبره باخ، اکبره باخ» مرحوم منزوی با قالب نو و اجرای خلاقانه استاد مؤذن‌زاده باعث شروع سبک جدیدی در مرثیه‌سرایی و مداحی شد. توحید منزوی درباره پدرش و استاد سلیم خاطرات مشترکی دارد. او درباره ارتباط پدرش با مؤذن‌زاده می‌گوید: «وقتی 4ساله بودم استاد مؤذن‌زاده به خانه ما رفت‌وآمد داشت. با پدرم شعرها را تمرین و گاهی الفاظ و لغات را مرور می‌کردند. در دهه70 همه روزه او را در منزلمان می‌دیدم. روزی را به خاطر ندارم که از مدرسه به خانه رفته باشم و استاد سلیم را در خانه خودمان ندیده باشم.» وی می‌افزاید: «گاهی اوقات با پدرم درددل می‌کرد اما هیچ‌گاه غیبت نمی‌کرد. در دهه60 و در دوران دفاع مقدس، پدرم نوحه مشهوری را سرود و استاد سلیم با این بیت برای همدردی با خانواده شهدای دفاع‌مقدس خواند: ‌آغشام اولدی ننه، قربان الوم سنه. پدر و استاد سلیم برای تمرین به حیاط رفته بودند و این شعر را با فراز و فرود تمرین می‌کردند. چنان این اشعار در فضای آن روزگار تأثیر گذاشت که همسایه‌های محله از پنجره و دیوار به خانه ما زل زده بودند و اشک می‌ریختند.»

ساده و بی‌ریا بود

این مداح و شاعر اهل‌بیت(ع) درباره شخصیت شاخص استاد مؤذن‌زاده می‌گوید: «یکی از دلایل محبوبیت ایشان، نداشتن تکبر در اوج قدرت مداحی، سادگی و بی‌ریایی بود. گاهی به ایشان به دلیل تواضع و فروتنی اعتراض می‌کردیم تا مبادا از او سوءاستفاده شود اما رفتارهای صادقانه ایشان درس بزرگی برای ما بود. اغلب در مجالس مولودی و روضه‌خوانی تا زمانی که مداحان تازه کار را به نوحه‌خوانی دعوت نمی‌کرد به خواندن مصیبت و نوحه نمی‌پرداخت. همین رفتارهای انسانی او را جاودانه می‌کند. همیشه به مداحان جوان توصیه می‌کرد که این سینه و حنجره وقف امام حسین(ع) است و آن را با لقمه‌های حرام آلوده نکنید. بارها از کشورهای همسایه و حتی در کشور خودمان از او خواستند که با صدای جادویی‌اش ترانه بخواند اما این کار را نکرد. حتی به مداحان جوان توصیه می‌کرد: حواستان باشد به خاطر پول، صدایتان را به خوانندگی مجالس آلوده نکنید.» 

وقت‌شناسی در مجالس

فکری درباره وقت‌شناسی استاد می‌گوید: «وقت‌شناسی ایشان زبانزد عام و خاص بود. گاهی به شوخی می‌گفتیم: با خادم مسجد در را باز می‌کنید؟‌» وی می‌افزاید: «در مجالس روضه‌خوانی همیشه حاضران را به نماز اول وقت، احترام به والدین و اخلاق نیکو توصیه می‌کرد. اگر کسی غیبت می‌کرد با حدیث و روایت سعی می‌کرد ضمن تذکر به گوینده، موضوع بحث را عوض کند.»
وی با لبخندی تلخ بر لب می‌گوید: «آخرین بار استاد یکی از سروده‌های مرا اجرا کرد.» و شروع به خواندن می‌کند: «گون باتارآی چیخار، قرا گیجه لر. ایلیر قلبیمی یارا گیجه لر. آن روز استاد سلیم مؤذن‌زاده این سروده را با سوز و ‌گذار خاصی اجرا کرد.»

مداحی در مراسم خواستگاری

منزوی با یادآوری خاطره‌ای می‌گوید: «چندسال پیش در گفت‌وگوی تلفنی خبر خواستگاری‌ام را به استاد سلیم دادم که همان شب در مراسم شرکت کرد. حتی دقایقی شروع به مولودی خوانی کرد که مورد توجه همه حاضران قرار گرفت.» وی می‌گوید که استاد سلیم از او در 10سالگی دعوت کرد در یک مراسم اشعاری از پدرش بخواند: «استاد همیشه در مراسم ختم و نوحه‌خوانی، مداحان جوان را دعوت به خواندن می‌کرد. در هیچ مراسمی از بلندگو یا نوع صدای آن گلایه نکرد. او 30سال بدون بلندگو برای مردم خواند. هنوز هم نوار کاستی در بازار اردبیل وجود دارد که سال 1357 ضبط شده و به خوبی می‌توان فهمید صدای او با وجود 55دقیقه مداحی بدون بلندگو افت و‌ خیز ندارد.»

منبع: همشهری محله

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 18980
منطقه دوازده
سرویس: دولت محله
زمان مخابره: شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۳:۴۶
تلگرام
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله