با نویسنده‌ و محقق شناخته شده که از ۵ سالگی هم محله ای ماست

روایت خاطره انگیز بنا‌های مجیدیه

روایت خاطره انگیز  بنا‌های  مجیدیه

فرشاد شیرزادی - حرف‌ها و کلمات، حرکت دست و انگشتان ظریفش ما را به یاد احمد نوری‌زاده، شاعر، مترجم و بنیانگذار ارمنی‌شناسی فارسی می‌اندازد. بیش از ۱۰ عنوان کتاب نوشته است و وقتی صحبت از ارمنی و ارمنی‌شناسی می‌‌شود چشم‌های رنگی‌اش در چشمخانه، مانند دو تیله می‌دود. همین‌جاست که می‌فهمیم به شکلی دغدغه‌مند کارش را دوست ‌دارد و با علاقه دنبال می‌کند. در اتاق کارش انبوهی از کتاب‌ها و کاغذها روی میز است و ناگفته پیداست که خودش و زندگی‌اش را وقف محله‌شناسی کرده است. گفت‌وگوی ما را با هویک میناسیان، نویسنده و ارمنی‌شناس که از ۵ سالگی ساکن محله مجیدیه است، بخوانید؛ گفت‌وگویی که به دفتر او محدود نماند و با او راهی خیابان‌ها و پسکوچه‌های مجیدیه شدیم.

منبع آب شستم را کرخت کرد

وقتی وارد اتاقش می‌شویم بدون اینکه با تبختر بخواهد چیزی را به اثبات برساند متوجه می‌شویم که نویسنده‌ای است که کارش را جدی می‌گیرد. بیش از صدها برگه روی میزکارش است. کتاب‌هایش دور و برش است و یکی دو جلد از کتاب‌های آماده انتشارش را که قرار است به زبان ارمنی منتشر شود به ما نشان می‌دهد. می‌گوید: «5 سالم بود که وارد تهران شدیم. در همین محله مجیدیه منبع آبی بود که همه با آن رخت می‌شستند. 5 یا 6 سال بیشتر نداشتم که مادرم در همین مجیدیه مانند خیل جمعیت اهالی اینجا بر سر منبع آب می‌آمدند. بارها وقتی شیر سر منبع را فشار می‌دادم انگشت شستم کرخت می‌شد. سال 1336 به محله مجیدیه مهاجرت کردیم و در همین محله درس خواندم و بزرگ  شدم.» دستی به‌صورتش می‌کشد و می‌گوید: «از همان دوران کودکی برای بچه‌ها و هم‌کلاسی‌هایم انشا می‌نوشتم. از سال 1371 که بازنشسته شدم بیش از پیش روی ارمنی‌شناسی به شکل متمرکز کار کردم که حاصلش چاپ 11 عنوان کتاب است.»

آغاز کار  از ساعت  4 صبح

هویک میناسیان برنامه منظمی برای کارش دارد و طبق آدابی مانند یک کار آیینی به ارمنی‌شناسی می‌پردازد. می‌گوید: «صبح‌ها 4 ساعت کار می‌کنم. معمولاً در دفترم در طبقه دوم سرای محله مجیدیه از ساعت 9 می‌خوانم و می‌نویسم. اغلب مواقع برای یافتن سوژه‌هایم و صحت و سقم مطالبی که می‌نویسم به مناطق مختلف سفر می‌کنم. گاهی سراغ برخی از قدیم‌ها را می‌گیرم چون آنها تجربه‌های بیشتری دارند و به قول معروف تاریخ در روح و جانشان جای دارد. البته بعضی مواقع هم مردم وقتی می‌فهمند می‌خواهم کتابی بنویسم خودشان را محور و ملاک قرار می‌دهند که من خیلی ساده به نخ‌نما بودن موضوع پی می‌برم و از سر اطلاعات دم‌دستی و پیش پا افتاده آنها می‌گذرم. در این مواقع کسب اطلاعات بیشتر سخت‌تر و دشوارتر است.»

روزانه 8 ساعت مطالعه

نویسنده و ارمنی‌شناس محله مجیدیه کتاب‌ها را روی میزش به کناری می‌گذارد. وارد پستویی می‌شود که کامپیوترش آنجا روشن است. اما خودش می‌گوید: «هنوز ارتباط من با کاغذ و قلم قوی‌تر است. وقتی قلم دست می‌گیرم احساس راحت‌تری دارم تا اینکه بخواهم در فضای «ورد» تایپ کنم. از داخل پستو برای ما با فلاسک چای می‌‌آورد. شکلات قهوه به ما تعارف می‌کند. می‌خوریم و بحث و گفت‌وگویمان را از سر می‌گیریم. میناسیان می‌گوید: «از ظهر تا ساعت 4 کار دیگری انجام نمی‌دهم و اغلب مواقع استراحت می‌کنم یا مشغول کارهایی غیر از پژوهش هستم. اما از ساعت 4 بعد از ظهر بازهم کتاب می‌خوانم و می‌نویسم تا جایی که 4 ساعت دیگر را هم با مطالعه پشت سر بگذارم.»

عکسی با احمد نوری‌زاده

از میان کتاب‌هایش صفحات آخر کتابی را باز می‌کند و به ما نشان می‌دهد. او با قامتی خدنگ کنار احمد نوری‌زاده، شاعر، مترجم و بنیانگذار ارمنی‌شناسی فارسی ایستاده است. بدون مکث می‌‌گوید: «احمد نوری‌زاده شاعر و دوست خوب من بوده و هست. از او بسیار چیزها آموخته‌ام. گاهی برای اینکه موضوعی برایم روشن‌تر شود از او کسب نظر کرده‌ام و اغلب مواقع هم پاسخی درخور و مناسب و به‌جا از او گرفته‌ام.» می‌گوید: «بعضی وقت‌ها پیش می‌آید که کارهای ضروری را شب‌ها انجام می‌دهم و گاهی هم کارم وقت‌گیر است. تا به حال نشده که برای مطالعه شبانه‌ام خیلی منظم باشم اما گاهی به ساعت نگاه کرده‌ام و دیده‌ام که 5 صبح شده که هنوز نخوابیده‌ام. گاهی نسخه‌برداری می‌کنم. اغلب کتاب‌هایی که می‌خوانم تاریخ و جغرافیاست.»

سختی‌های تحقیقات محلی

در کتابخانه کوچک دفترش یک جلد از کتاب «تاریخ و فرهنگ ارمنستان» هم دیده می‌شود. او درباره نحوه تحقیقاتش می‌گوید: «گاهی برای تحقیق سراغ مدارس می‌روم تا تاریخ آن محل را به درستی به دست آورم. گاهی سراغ یک کلیسا می‌روم. همان‌طور که تاریخچه کلیسای گریگور را هم من نوشته‌ام. با اینکه کتاب‌های زیادی خوانده و می‌خوانم بیشتر کارهایم مستند است و به واقعیت‌ها استناد می‌کنم. به تازگی هم تاریخ چند روستای ارمنی‌نشین خمین را می‌نویسم و برای تحقیقات سفری را به همین دیار انجام داده‌ام. معمولاً نوشته‌ها و کتاب‌های دیگر را هم بررسی می‌کنم اما کمتر پیش آمده که بدون تحقیق میدانی دست به قلم ببرم. بیش از آنکه به خودم اهمیت بدهم به کارم اهمیت می‌دهم. گاهی همسرم برایم لباس تهیه می‌کند، چون حسابی درگیر کار هستم. با افراد مختلف مصاحبه می‌کنم. همان‌طور که گفتم ممکن است با پیرمردی 3ـ2 ساعت گفت‌وگو کنم اما هیچ حاصلی برایم به همراه نداشته باشد.»

نوشتن دایره‌المعارف بزرگ اسلامی

می‌گوید: «بیشتر به دانشنامه‌ها مراجعه می‌کنم. در حال حاضر با مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی هم همکاری می‌کنم و بخشی از این دایره‌المعارف را می‌نویسم. برای تحقیقات میدانی از کتاب‌های جغرافیا به نحو احسن سود می‌برم. حتی کتاب‌هایی که شاید در بدو امر مربوط به حرفه وکارم نشود می‌خوانم چه رسد به کتاب‌هایی که ارتباط مستقیم با ارمنی‌شناسی دارد.»


ارامنه بعد از انقلاب
میناسیان در میان تل انبوه فیش‌ها و کاغذهای روی میزش کاغذی را پیدا می‌کند و می‌گوید: «بعد از انقلاب، امام خمینی(ره) در جایی گفتند: «تمام اقلیت‌های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند و حکومت اسلامی خود را موظف می‌داند تا از حقوق و امنیت آنان دفاع کند و آنها نیز مانند سایر مردم مسلمان ایران، ایرانی و محترم هستند. بعد از پیروزی انقلاب و با توجه به قانون اساسی، حقوقی برای پیروان ادیان الهی در نظر گرفته شد و بر اساس اصل سیزدهم قانون اساسی، مسیحیان در انجام مناسک خود کاملاً آزاد‌اند.»

مجیدیه جنوبی در آینه تاریخ

همان‌طور که از او قول گرفته‌ایم، گفت‌وگو را در دفتر تمام نمی‌کنیم و با این تاریخدان هم‌محلی راهی خیابان مجیدیه می‌شویم. ابتدا به مدرسه آرارات می‌رویم؛ جایی که در آن درس خوانده‌است و با افتخار می‌گوید: «من در اینجا درس خوانده‌ام.» وقتی مربیان مدرسه ما را همراه او می‌بینند با نهایت صمیمیت به ما احترام می‌گذارند. مدرسه‌ای که بیش از 60 سال از تأسیس آن می‌گذرد. او وجب به وجب مجیدیه را می‌شناسد و ادامه می‌دهد: «محله مجیدیه یکی از مهم‌ترین محله‌های ارمنی‌نشینی تهران است. وقتی وارد این محله شدیم اغلب کوچه و خیابان‌ها خاکی بود. وقتی بزرگ‌تر شدم با این محله خو گرفتم و تصمیم گرفتم که تاریخ مجیدیه را در کتاب «مجیدیه جنوبی در آینه تاریخ» بنویسم. « در کوچه‌ها و خیابان‌های مجیدیه با چندین و چند نفر سلام و احوالپرسی می‌کند. یکی از ارامنه به او می‌رسد و یک جلد از کتاب‌هایی را که او در کیسه‌ای نهاده و بر دوش گذاشته به میناسیان می‌دهد. با هم ارمنی صحبت می‌کنند و از هم جدا می‌شوند.

اطلاعات فوری:
نام: هویک
نام خانوادگی: میناسیان
متولد: 1331
ویژگی: نویسنده

کتاب‌ها: سنگ مزارهای ارامنه (فارسی و انگلیسی)، گورهزار یادگاری از ایران باستان (فارسی)، مجیدیه جنوبی در آینه تاریخ (فارسی و ارمنی)، دستم رفت نوشته‌ام ماند (ارمنی)، چهل و هشتمین سال بنیان مدرسه آرارات (ارمنی)، زندگینامه روحانیون حوزه مذهبی ارامنه تهران (ارمنی)، سی‌امین سال بنیانگذاری انجمن فرهنگی‌، ورزشی نائیری (ارمنی)، سی امین سال بنیانگذاری کلیسای گریگور مقدس مجیدیه (ارمنی)، تاریخ و فرهنگ ارمنیان اراک و منطقه کزاز (ارمنی)، پنجاهمین سالگرد بنیان مدرسه ملی ارامنه شانت (ارمنی).

مجیدیه کی صاحب برق شد؟

عبور از کوچه‌های مجیدیه خاطرات و تحقیقات میناسیان را روشن‌تر می‌کند. گل از رویش می‌شکفد و می‌گوید: «سال 1332 بود که به مجیدیه جنوبی و خیابان استاد حسن بنا روشنایی دادند و برق‌کشی شد. شرکت برق مجیدیه در سال 1343 به شبکه برق بوعلی پیوست. رفته رفته امکانات یکی یکی در محله مجیدیه سر بلند کردند. در سال 1335 با افزایش جمعیت در این محله، اهالی به این فکر افتادند که نبود فضای آموزشی مثل مدرسه چه ضربه جبران‌ناپذیری می‌تواند به آنها بزند. به همین بهانه در شهریور همان سال در جلسه‌ای با ریاست زهراب مسروپیان فهرستی از نام‌های اهالی ارمنی‌نشین را تهیه کردند و به هیئت مدرسه‌ساز تحویل دادند. اوایل مهر 1335 یکی از اهالی خیر محله به نام شهباز آواساپیان منزل نیمه‌تمام خود را واقع در 16 متری دوم، نبش کوچه هشتم، بدون دریافت کرایه جهت کاربری مدرسه در اختیار هیئت مدرسه‌سازان قرار داد. این هیئت همزمان نامه‌ای به انجمن خیریه کل ارامنه نوشت و از هیئت امنای آن انجمن درخواست کرد که نیمکت‌های مدرسه ارامنه نوبار، یکی از روستاهای کرج را در اختیار مدرسه تازه تأسیس مجیدیه قرار دهند.»

نگاهی به تاریخ کلیسای گریگور

بامیناسیان وارد کلیسای گریگور می‌شویم. او تاریخ این کلیسا را هم نوشته است. ابتدا کمی پشت در می‌ایستیم و بعد از اینکه سخنرانی کشیش به پایان می‌رسد در پایان مراسم روز یکشنبه وارد کلیسا می‌شویم. میناسیان می‌گوید: «در سال 1335 خاک قطعه زمینی که توسط عده‌ای از معتمدان محله در مجیدیه جنوبی، 16 متری دوم، کوچه شهید جمشید رویان برای ساخت کلیسا در نظر گرفته شده بود، توسط شادروان جاثلیق خورن اول، رهبر مذهبی ارامنه جهان از حوزه عالیه سیسیلی لبنان تقدیس و تبرک یافت. در سال 1358 هیئتی به ریاست کشیش ارشد گریگور درپطروسیان برای جمع‌آوری هدایای مردمی جهت تأمین هزینه مالی خرید زمین از معتمدان و یک قطعه زمین دیگر در جوار آن برای ساخت کلیسا انتخاب شد. زمین کلیسا را با کمک‌های مالی ارامنه ساکن محله و شورای خلیفه‌گری ارامنه تهران خریداری کردند و در خرداد 1360 ساخت بنای گریگور لوساوریچ مقدس(گریگور روشنگر) با هزینه مالی خیری به نام گریگور ملیکیان تحت نظارت شورای خلیفه‌گری ارامنه تهران شروع شد و در سال 1361 به اتمام رسید. در دی 1362 ساختمان کلیسا توسط رهبر مذهبی ارامنه وقت تهران اسقف اعظم آرداک مانوکیان با حضور روحانیون مسیحی، مسلمان و نماینده واتیکان تقدیس و متبرک شد. در حال حاضر این کلیسا که مساحتش 1600‌مترمربع و دارای زیربنایی بالغ بر 450‌مترمربع و ارتفاع 90/19‌متر است مورد استفاده ارامنه قرار دارد. این کلیسا از نظر معماری و ابعاد گنبد اقتباسی از کلیسای مشهور هریسیمه مقدس در شهر اجمیادزین ارمنستان است.»

کار بی‌پایان پژوهش!

بیش از 2 ساعت است که در کنار میناسیان هستیم و دیگر وقت جدایی رسیده است.‌گویی به یکباره نکته‌ای به ذهنش می‌رسد و بی‌معطلی می‌خواهد با ما در میان بگذارد. فوراً می‌گوید: «این را هم بنویسید که کار پژوهش هیچ پایانی ندارد.‌گویی همیشه در شروع راه به سر می‌بریم. بسیاری از نکته‌ها هست که بعدها روشن می‌شود و بسیاری از اسناد را هم دیگران بعدها پیدا می‌کنند. معتقدم نقایص و کاستی‌های کار مرا هم به مرور زمان دیگران پر می‌کنند و تاریخ واقعی باقی می‌‌ماند. تاریخ با گذشت زمان ارتباط مستقیم دارد. اما در عین حال همیشه با تمام توان می‌نویسم و سعی دارم که هیچگونه جانبداری از کسی نکنم.»


منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 18834
منطقه هشت
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۴:۴۰
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله