درباره سلوک ماندگار عارف عالیقدر آیت الله حاج شیخ علی اکبر برهان

مدرسه و حوزه را با دست خالی ساخت

مدرسه و حوزه  را با دست خالی ساخت

هوشنگ صدفی - سخن گفتن از آیت‌الله ‌شیخ «علی‌اکبر برهان» بعد از گذشت ۵۵سال از فوت او کمی دشوار است. چون اغلب کسانی که ایشان را از نزدیک دیده یا درک کرده‌اند اکنون مرحوم شده‌اند. البته همچنان شیخ و فعالیت‌های مؤثر او در ذهن و قلب مردم به یادگار مانده است. پرورش شاگردان نامدار و بافضیلتی مانند آیت‌الله ‌شیخ احمد مجتهدی تهرانی، حاج آقا مجتبی تهرانی، آیت‌الله ‌شیخ محمدرضا مهدوی کنی، آیت‌الله ‌سیدمحمدحسین مرتضوی لنگرودی، حاج سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی، حاج شیخ علی پهلوانی معروف به سعادت‌پرور و حاج شیخ حسین انصاریان از جمله میراث گرانقدر این عالم ربانی در حوزه تربیت مبلغان دینی است. در گفت‌وگو با تربیت‌یافتگان مکتب عشق آیت‌الله ‌برهان به سبک زندگی و فعالیت‌های ماندگار او می‌پردازیم.

روحانی وارسته و متدین
بعد از 55سال از غروب آیت‌الله ‌برهان وقتی صدای اذان از مناره مسجد لرزاده بلند می‌شود کوچک و بزرگ محله خود را به صف نماز می‌رسانند تا در غیاب آیت‌الله ‌همچنان چراغ مسجد را روشن نگه دارند. این مسجد بعد ازآیت‌الله ‌برهان تاکنون 2امام جماعت دیگر به خود دیده است. مرحومان میرزاعلی تنکابنی (برادر مرحوم فلسفی) و ‌آیت‌الله ‌عمید زنجانی (داماد آیت‌الله ‌مرعشی). 
«اسماعیل امینی» فروشنده نوشت‌افزار محله با اینکه آیت‌الله ‌برهان را ملاقات نکرده اما می‌گوید: «آیت‌الله ‌برهان در بین مردم به‌عنوان روحانی وارسته و متدین معروف است و با گذشت سال‌ها از فوتش مورد احترام کوچک و بزرگ محله است. شنیده‌ام ایشان یکی از مبلغان دینی میدان خراسان و منطقه بود که نظیر نداشت. آیت‌الله ‌همیشه تأکید می‌کرد که نباید صدای روضه‌خوانی و سخنرانی از مسجد بیرون برود. چون ممکن است بیماری در خانه همسایه‌ها وجود داشته باشد که موجب اذیت و آزار او شود. با اینکه تازه بلندگو وارد کشور شده بود اما اعتقادی به این نوع وسایل تبلیغاتی در مسجد نداشت.» 


 جاذبه آیت‌الله ‌برهان
حاج شیخ «حسین انصاریان» از دست پروردگان این عالم ربانی است. وی درباره سبک زندگی و شخصیت آیت‌الله ‌برهان می‌گوید: «حاج آقا برهان عارفی شیعی و متمسک به قرآن کریم و روایات ائمه اطهار(ع) بود. مسجد به برکت وجود این مرد خدا غرق در معنویت و منبع فیاضی برای اهالی محله بود و همه مجذوب خلق و خوی نیکوی امام جماعت آن شده بودند.» وی می‌افزاید: «آیت‌الله ‌برهان هر روز ساعتی قبل از نماز به مسجد می‌آمد و به نظافت و آراستن مسجد می‌پرداخت. هنگامی که مردم برای نماز می‌آمدند مسجد را مانند دسته گل، آراسته و تمیز می‌دیدند. نمازجماعت همواره باشکوه برگزار می‌شد و روحانیت و نورانیت آن تمامی نمازگزاران را دربرمی‌گرفت. مرحوم هرشب پس از نماز با بیانی گیرا حدود نیم ساعت مردم را موعظه می‌کرد. آنقدر سخنانش جذاب بود که افراد غیرمتدین را هم تحت تأثیر قرار می‌داد. به این‌ترتیب محله ما محله‌ای پاک و معنوی شده بود. از زمانی که ایشان از دنیا رفته است کمتر کسی را مثل او یافته‌ام نه اینکه نباشد حتماً هست اما من نمونه ایشان را کمتر دیده‌ام. او خوش اخلاق، پرجاذبه و در راه امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی و کوشا بود. حتی شرورترین افراد محله‌های پایین شهر تهران را نیز با گفتاری خوش و ملایم به راه راست هدایت کرد.»

احترام داش مشتی‌ها به آیت الله
حسین هدایتی با بیان خاطره‌ای از ماه محرم و مواجهه گروه سینه‌زنی مسجد لرزاده با دسته سینه‌زنی طیب می‌گوید: «اغلب افراد داش مشتی میدان خراسان خاطر آیت‌الله ‌برهان را می‌خواستند و به ایشان احترام می‌گذاشتند. یکبار در مراسم عزاداری ماه محرم دسته سینه‌زنی مسجد لرزاده به سمت خیابان خراسان حرکت کرد. آن موقع معمولاً بچه‌های مدرسه برهان جلوی دسته بزرگسالان مسجد لرزاده حرکت می‌کردند و آیت‌الله ‌هم در بین دسته به سینه‌زنی می‌پرداخت. اغلب آیت‌الله در این نوع مراسم سوگواری با پای برهنه، بدون عمامه و با شال سیاهی بر دوش به نوحه‌خوانی در بین عزاداران حسینی می‌پرداخت. همان زمان دسته حسینی مسجد لرزاده وارد خیابان خراسان شد. دسته بزرگ سینه‌زنی طیب هم از میدان بارفروشان وارد خیابان شده بود. اگر قرار بود دسته سینه‌زنی مسجد لرزاده منتظر عبور این گروه شود با وجود افراد مسن و خردسال وقت زیادی تلف می‌شد. بنابراین به دستورآیت‌الله ‌برهان بدون توجه به هیبت دسته سینه‌زنی طیب وارد خیابان شدیم. ماجرا را به طیب خبردادند ولی او به ناظم دسته گفت: اشکالی ندارد. این دسته سینه‌زنی آیت‌الله ‌برهان است و احترامش واجب.» 

مدیر سختکوش مدرسه
حاج حسن و حسین هدایتی دوران نوجوانی و آموزش ابتدایی خود را در مدرسه و مسجد آیت‌الله ‌برهان سپری کرده‌اند. حاج حسن سال‌ها به‌عنوان مکبر مسجد لرزاده در کنار‌آیت‌الله ‌برهان بود. او درباره سبک تربیتی آیت‌الله ‌می‌گوید: «سال‌هایی که در مدرسه برهان درس می‌خواندیم ایشان یکی از بانیان راه‌اندازی مدرسه بود و هر روز صبح در مراسم صبحگاه مدرسه حاضر می‌شد و بر نظم مدرسه نظارت می‌کرد. حتی گاهی به جای مدیر مدرسه در صف بچه‌ها می‌ایستاد و حال و احوال آنها را جویا می‌شد. برخی مواقع هم برای اقامه نماز بچه‌ها را به صف می‌کرد و به نماز می‌ایستاد تا به آنها شیوه نمازخواندن و قرائت حمد و سوره را بیاموزد.» آیت‌الله ‌برهان به تربیت دانش‌آموزان پسر و دختر خردسال و نوجوان اهتمام می‌ورزید به گونه‌ای که به همت بانیان مدارس اسلامی، دبستان دخترانه‌ای در خیابان خراسان با نام محمدیه و دبستان پسرانه‌ای در خیابان شهید کاظمی (پارک سابق) راه‌اندازی کرد.


 آثار ماندگار
ساکنان قدیمی محله خاطرات خوشی از آیت‌الله ‌برهان دارند. با اینکه امروز آیت‌الله ‌در بین نمازگزاران مسجد لرزاده نیست اما روح او نظاره‌گر تربیت‌یافتگان عاشقی است که در هرشغل و منصبی با نام و یاد خدا به خدمت بی‌آلایش مردم می‌پردازند. آیت‌الله ‌برهان تنها در حوزه پرورش طلبه و تربیت مبلغ دینی اهتمام نداشت بلکه او آثاری را هم چاپ کرد. او علاوه بر خدمات اجتماعی خدمات علمی زیادی هم از خود به یادگار گذاشت که عبارت بودند از رساله‌ای در عدالت، تعلیقه‌ای بر مکاسب، تفسیر سوره یوسف(ع) موسوم به «احسن المجالس»، بشائر النبویه، رساله‌ای در حدیث ایام، ربیع الابرار و پریشان نامه. 
 

تشویق به مطالعه کتاب
حسین هدایتی درباره جذب معلمان مذهبی به مدرسه برهان می‌گوید: «انتخاب معلمان مدرسه با نظر آیت‌الله ‌برهان بود. بنابراین دوست داشت افرادی را به این مدرسه بیاورد که درعین دانش‌افزایی بتوانند به بچه‌ها اطلاعات مذهبی بدهند. به همین دلیل معلمان و ناظم مدرسه افرادی خوش خلق بودند که به امور شرعی اهمیت می‌دادند. با وجود حضور مدیر مدرسه اغلب تا ساعت10 در مدرسه می‌ماند و به امور مدرسه رسیدگی می‌کرد. در کنار آموزش‌های کلاسیک مدرسه معمولاً درس‌های قرآن و دینی را هم به دانش‌آموزان می‌آموخت.»
این دانش‌آموز قدیمی مدرسه برهان خاطره‌ای از آیت‌الله ‌می‌گوید: «یک روز معلممان نیامده بود. مبصر کلاس که نوجوان قدبلندی بود به بچه‌ها گفت که کتاب‌ها را داخل نیمکت بگذارند. آن موقع من کتابی را مطالعه می‌کردم و محو محتوای آن شده بودم. مبصر تذکر داد و پرسید چرا کتابم را داخل میز نگذاشته‌ام. او یقه مرا گرفت و از کلاس بیرون ‌انداخت. چند لحظه بعد آیت‌الله ‌برهان در راهروی مدرسه مرا دید و پرسید خارج از کلاس درس چه می‌کنم. ماجرای مطالعه کتاب و برخورد مبصر را به ایشان گفتم. آیت‌الله ‌هم همان لحظه مبصر کلاس را صدا زد و گفت: ‌پسرم به جای اینکه بچه‌ها را به مطالعه تشویق کنی مانع از کتاب خواندن آنها می‌شوی؟ این کار درستی نیست.» 
آیت‌الله ‌برای تک تک نمازگزاران و بچه‌های مدرسه ارزش قائل بود. اگر مدتی کسی را در صف نماز یا مدرسه نمی‌دید از طریق دوستانش سراغ او را می‌گرفت. حسن هدایتی از غیبت چندروزه‌اش در نماز مسجد لرزاده می‌گوید: «در دوران نوجوانی مدتی بیمار شدم. به همین دلیل برای نماز و مکبری به مسجد نرفتم. 2روز بعد آیت‌الله ‌از پدرم سراغ مرا گرفت. آیت‌الله ‌عادت خوبی داشت و همیشه جویای احوال نمازگزاران بود و اگر کسی به مسجد نمی‌آمد حتماً از طریق دوستان یا اعضای خانواده‌اش پیگیر گرفتاری او بود و گاهی همراه نمازگزاران به عیادت بیماران محله می‌رفت.» 
او درباره جایگاه امام جماعت مسجد لرزاده در بین ائمه جماعت شهر تهران می‌گوید: «از شورای مرکزی مساجد سراغ مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی رفته بودند تا از ایشان درباره برپایی مراسم بزرگداشت امامان جماعت مطرح تهران مشورت بگیرند. مرحوم کنی هم گفته بود بهتر است مراسم بزرگداشت ابتدا از مسجد لرزاده و مرحوم آیت‌الله ‌برهان شروع شود. بنابراین با وجود مشغله زیادی که در کسوت ریاست خبرگان رهبری داشتند به مسجد لرزاده آمدند و در مراسم تجلیل شرکت کردند.» هدایتی از سخنرانی آیت‌الله ‌مهدوی کنی درباره شخصیت و جایگاه آیت‌الله ‌برهان می‌گوید: «مرحوم کنی در ابتدای سخن گفتند: برهان و ما ادراک برهان. وقتی وارد مسجد لرزاده شدم به یاد 65سال قبل افتادم که پدرم مرا با خود به این مسجد و نزد مرحوم برهان آورد تا طلبه شوم.»

2تأکید مهم آیت الله
مرحوم‌آیت‌الله ‌مهدوی کنی از خاطرات خود و نحوه آشنایی با ‌آیت‌الله ‌برهان گفته بود: «آن زمان تهران کمتر مدرسه‌ای داشت که طلبه داشته باشد. مرحوم برهان به دلیل شرایط آن زمان اصرار داشت که زود طلبه‌ها را معمم کند چون در تهران طلبه کم بود. مرا هم در روز عید غدیر وقتی 15ساله بودم و هنوز لباس روحانیت نداشتم با قبای خودش معمم کرد. به گونه‌ای که وقتی به خیابان آمدم مردم به من می‌گفتند: شیخ کوچولو.»
آیت‌الله ‌مهدوی کنی درباره شخصیت علمی و سلوک اخلاقی آیت‌الله ‌برهان گفته بود: «مرحوم برهان با دست خالی مدرسه و مسجد لرزاده را ساخت. آن زمان این منطقه زمین‌های زراعی بود که ایشان این زمین‌ها را خرید و مدرسه و مسجد را با این معماری زیبا بنا کرد. مدرسه مرحوم برهان در ایران برجسته بود و این زمانی بود که طلبگی احترامی نداشت و دولت وقت موقوفات و علما را از بین برده بود. ایشان عالمی عارف، مربی و اهل معنا بودند و از نظر تربیتی روشی خیلی خوب و مؤثر داشتند و با اینکه از علمای درجه یک تهران نبودند با این حال با دست خالی در آن گوشه تهران آن مسجد و مدرسه را ساختند. ایده ایشان این بود که طلبه تربیت کنند. بنابراین در همان مدرسه کوچک 70، 80 طلبه داشتند که از تهران و شهرهای مختلف گرد هم آمده بودند. ایشان در تربیت طلبه 2نکته را خیلی مهم می‌دانست. یکی درس خواندن به همان شکل سابق و دیگری تقید به مسائل معنوی و عبادت.»

منبع: همشهری محله

 

 

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 18082
منطقه دوازده
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۵:۴۳
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله