حجت‌الاسلام «سیدعبدالهادی علم‌الهدی» از کارهای خیر پدرش در محله «قیام» می‌گوید

نیازمندان را زیر بال‌وپر می‌گرفت

نیازمندان را  زیر بال‌وپر می‌گرفت

«آبمنگل» محله‌ای است که همه را به یاد داش مشتی‌ها و جوانان باغیرت و متعصبی می‌اندازد که در دوران قبل از انقلاب اسلامی با لوطی‌گری از محله و مردمش مثل خواهر و برادران خود محافظت می‌کردند و بعد از انقلاب اسلامی هم اسمی از خود در جبهه‌ها بر جای گذاشتند. در این محله کوچه کم‌عرض اما باصفای «کردبچه» هم یادآور شهیدی مؤمن و انقلابی از خطه کردستان است که با رشادت در میدان جنگ تحمیلی بر افتخارات این محله جنوبی تهران افزود. در دل همین کوچه تنگ مدرسه‌ای هست که همه ساله طلبه‌های زیادی تربیت می‌کند تا برای تبلیغ دین مبین اسلام تلاش کنند. مدرسه‌ای که ساخت آن آرزوی دیرینه سید والامقامی بود که فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش زبانزد همگان بود اما آرزویش محقق نشد تا اینکه فرزندش به آرزوی او جامه عمل پوشید و اسمش را در تابلو این مدرسه قاب کرد. در مدرسه علمیه «آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهدی»(ره) پای صحبت حجت‌الاسلام «سید عبدالهادی علم‌الهدی» نشستیم تا از فعالیت‌های این حوزه علمیه و خدمات پدر بزرگوارش در محله قیام (آبمنگل سابق) آشنا شویم.

  اینجا بوی سادگی می‌دهد

مدرسه علمیه آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهدی(ره) وسعت زیادی ندارد اما وسعت فعالیت‌هایش زیاد است. اینجا همه چیز عطر و بوی سادگی می‌دهد و می‌توان اخلاص و معنویت را در جای جای آن مشاهده کرد.‌ بانی و واقف این مکان مبارک آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهدی(ره) است. عالمی از سلاله سیادت و تقوا که سال1306 در مشهد مقدس به دنیا آمد. چند نسل از خاندانش پشت به پشت عالم بودند تا به امام صادق(ع). مرحوم شهید رابع یا شهید ثالث را که نوه نادرشاه در ایوان حرم امام‌رضا(ع) به شهادت رساند از اجداد امجد او بود و فرزندان و نوه‌هایش همگی از علما و طلاب هستند. 

 تربیت در خانواده‌ای مبارز

حجت‌الاسلام سید عبدالهادی فرزند مرحوم علم‌الهدی می‌گوید: «پدرم در خانواده‌ای متولد شد و رشد کرد که تبلیغ دین اسلام و دفاع از آن در اولویت کارها بود. جدش سید مهدی شهید ثالث فردی بود که برای مبارزه با ظلم جان خود را از دست داد و درحین اقامه نماز در صحن انقلاب حرم امام رضا(ع) به دست نوه نادرشاه به شهادت رسید. نوه نادر شاه، استاندار خراسان بود. او به دلیل قحطی دروازه‌های شهر مشهد را بسته بود. به همین دلیل روستاییان که مایحتاج خود را از مشهد مقدس تأمین می‌کردند با مشکلات زیادی روبه‌رو شدند. وقتی جد پدرم این وضع را دید با کمک مردم دروازه‌های شهر را شکست. نوه نادرشاه هم که از او کینه به دل گرفته بود سید مهدی شهید ثالث را با تبر هنگام نماز به شهادت رساند.» وی می‌افزاید: «پدر بزرگوارشان هم، آیت‌الله ‌سید علی علم‌الهدی بودند. عالم بزرگی که در مسجد گوهرشاد به اقامه نماز می‌پرداخت و مورد اعتماد مردم مشهد بود. ایشان به محض اطلاع از حضور محمدرضا شاه پهلوی در مشهد و مسجد گوهرشاد مسجد را ترک کردند و به تبعیت از ایشان، علما و مردم نیز از مسجد گوهرشاد بیرون رفتند. همین عامل باعث شد که حکومت شاهنشاهی از او کینه به دل بگیرد و وقتی از دنیا رفتند اجازه نداد در صحن امام رضا(ع) دفن شود تا اینکه پس از 3روز به دلیل اعتراض و راهپیمایی‌های عظیم مردمی مجبور به این کار شد.»

 تحقق آرزوی پدر 

پس از درگذشت آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهدی، پسرش سید عبدالهادی جانشین او شده است. وی در 11سالگی به حوزه علمیه رفت و در کلاس‌های استادان صاحب نام شرکت کرد. بعد از انقلاب اسلامی ریاست عقیدتی، سیاسی شهربانی قم را برعهده گرفت و 7سال بدون دستمزد در همین سمت در شهرهای اصفهان، چهارمحال و بختیاری و مرکزی فعالیت کرد. سال1367 به منطقه برگشت و امام جماعت مسجد‌الزهرا(س) شد. پس از تلاش‌های شبانه‌روزی و خستگی‌ناپذیر در فصل برگریزان سال1368 توانست آرزوی پدرش را محقق کند و حوزه علمیه را در کوچه کردبچه بسازد. 
او اکنون در این مدرسه مشغول تدریس سطوح بالا به طلاب است و هرسال بیش از 150طلبه از این مرکز دینی، فارغ‌التحصیل و همه ساله بیستم جمادی الثانی یعنی شب ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) معمم می‌شوند. حجت‌الاسلام سید عبدالهادی علم‌الهدی می‌گوید: «خدمات پدرم در مسجد‌الزهرا(س) و این محله به قدری قابل توجه بود که گاهی به او غبطه می‌خورم و آرزو می‌کنم مانند او بتوانم در خدمت ساکنان باایمان و پرتلاش این منطقه باشم.» 

 دستگیری از نیازمندان در آبمنگل

سید عبدالهادی تا 33سالگی در قم مشغول تحصیل بود. همان زمان پدر بزرگوارش در محله آبمنگل زندگی و فعالیت می‌کرد. او درباره فعالیت‌های پدرش در محله می‌گوید: «در زمان تحصیل چند بار به تهران آمدم و با فعالیت‌های پدرم آشنا شدم. ایشان نه تنها امام جماعت مسجد‌الزهرا(س) بودند بلکه پیگیری و حل مشکلات مردم و محله را  در کارهای خود قرار داده بودند. کنار این محله باغ بزرگی به اسم باغ حاج محمدحسن وجود داشت که سیدجمال‌الدین اسدآبادی هم روزگاری در آن زندگی می‌کرد. وقتی زمین‌های این باغ تفکیک و فروخته شد پدرم برای خیابان‌بندی محله تلاش کرد. نیازمندان محله تحت حمایت آیت‌الله ‌بودند و از آنجا که بازاری‌ها به او اعتماد زیادی داشتند پدرم با کمک آنها توانست خانه‌های زیادی برای خانواده‌های کم‌بضاعت بخرد. با اینکه آن زمان در این محله بازاری‌ها و تاجران ساکن بودند اما در میان آنها افرادی هم وجود داشتند که مشکلات مالی داشتند. آیت‌الله ‌از این افراد غافل نبود و برای داماد شدن جوانان و تهیه جهیزیه دختران آنها تلاش می‌کرد. اشخاصی هم بودند که کارشان کساد شده یا ورشکست شده بودند. پدرم این افراد را شناسایی می‌کرد و زیر بال و پرشان را می‌گرفت.» وی می‌افزاید: «قبل از انقلاب اسلامی مناطقی در حاشیه تهران گرفتار توده‌ای‌ها شده بودند. پدرم مدتی به امر آیت‌الله ‌بروجردی به آنجا رفت و ضمن تبلیغ دین به ساخت مساجد و حفر چاه آب و خیابان‌کشی معابر پرداخت. هنوز هم پس از 27سال از فوت ایشان مردم آن مناطق از خدمات پدر حرف می‌زنند و نکته جالب اینکه هرسال نه تنها برای شرکت در مراسم سالگردش به این مسجد می‌آیند بلکه هرسال بیش از 600نفر از همین منطقه و شهرهای مختلف با هزینه شخصی خود به مشهد مقدس می‌روند تا بر مزارش حاضر شوند.»
اومی گوید: «خوشبختانه در محله ما افراد متدین زیادی زندگی می‌کردند و هنوز هم این منطقه به دارالمؤمنین معروف است. به همین دلیل معضلات اجتماعی مثل اعتیاد در این محله وجود نداشت و اگر امروزه چنین افرادی در محله دیده می‌شوند از مناطق و محله‌های دیگر به محله قیام آمده‌اند و بومی نیستند.» 

 ملاقات سرنوشت‌ساز با امام(ره) در نجف

آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهدی پس از گذراندن دروس ابتدایی به نجف می‌رود و از علمای آنجا اجازه اجتهاد می‌گیرد. پس از تشریف‌فرمایی آیت‌الله ‌بروجردی(ره) به قم از نجف به قم می‌رود و از درس حضرات آیات محقق داماد، گلپایگانی، امام خمینی(ره) و... بهره‌می‌گیرد. سرانجام سال 1350به تهران مهاجرت می‌کند و در محله آبمنگل امام جماعت مسجد «الزهرا»(س) می‌شود. فرزند مرحوم علم‌الهدی درباره دلیل کوچ پدرش به تهران و اقامه نماز در این مسجد می‌گوید: «همراه پدرم به محضر امام خمینی(ره) در نجف رفته بودم. پدرم شاگرد امام(ره) بود و در مبارزات علیه رژیم طاغوت شرکت می‌کرد. در همان دیدار حضرت امام(ره) به پدرم توصیه کردند که برای تبلیغ و‌‌‌ ترویج دین و ارشاد مردم به تهران بیاید. پدرم نیز اطاعت کرد و به تهران و این منطقه آمد. بلافاصله هم به‌عنوان امام جماعت مسجد‌الزهرا(س) انتخاب شد که آن موقع به مسجد آبمنگل معروف بود و مساحت زیادی نداشت. 17سال در این مسجد امام جماعت بود تا اینکه سال1367 به رحمت خدا رفت و در حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.» حجت‌الاسلام علم‌الهدی می‌گوید: «پدرم آبان سال1367 برای تبلیغ دین اسلام به اروپا رفت و سه‌شنبه هشتم آذر همان سال در اتریش به دلیل سکته قلبی فوت کرد. پیکرش 12آذر ماه بعد از تشییع باشکوه در منطقه به مشهدمقدس، منتقل و چهاردهم آذرماه در دارالزهد حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.»

 سلسله روحانیت در خانواده علم‌الهدی

علم‌الهدی درباره خصوصیات اخلاقی و رفتاری پدرش در خانه می‌گوید: «ما 3برادر و همگی روحانی هستیم. 2پسر من هم روحانی هستند و یکی از نوه‌هایم طلبه است. یکی از خصوصیات بارز پدرم در زندگی این بود که هیچ‌وقت به فرزندانش اجبار نکرد‌کاری را حتماً انجام دهند. او ما را به روحانی شدن تشویق می‌کرد اما انتخاب این راه را به عهده خودمان گذاشت. پدرش هم همین رفتار را داشت اما موضوعی که باعث شد همگی این راه را انتخاب کنیم نحوه رفتار پدر و پدربزرگم در خانه بود. به نظرم پدرها نقش مهمی در انتخاب آینده فرزندان خود دارند. وقتی سرپرست خانه فردی باتقوا باشد و رفتارش با اعضای خانواده مناسب باشد ناخودآگاه بچه‌ها هم راه او را در پیش می‌گیرند. ما هم به تبعیت از پدرمان و اینکه دوست داشتیم مثل او باشیم قدم در راه روحانیت گذاشتیم.» وی می‌افزاید: «پدرم مقید بود که در زندگی‌اش از وجوه شرعیه استفاده نکند. همیشه با افتخار می‌گفت یک آجر از خانه‌ام هم از وجوه شرعیه نیست و حتی در مسجد اعلام می‌کرد اگر کسی یک میوه هم برایم بیاورد که به‌عنوان وجوه شرعیه باشد ذمه‌اش بر او نیست و باید اعلام کند. امکان نداشت از این وجوه برای اهل و عیالش بیاورد و وصیت کرده بود تمامی پول‌هایی را که در دفترچه‌های بانکی دارد پس از فوتش به امام(ره) بدهیم. ما هم همین کار را کردیم و تنها دارایی پدرم در زندگی فقط 335تومان پول نقد بود.»

رسیدگی به امور محله
«عباس علی اکبر» که از 62سال پیش ساکن محله قیام است به خوبی آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهدی را به یاد دارد. وی که تا آخرین روز پشت سر این عالم مجاهد در مسجـــد‌الزهرا(س) نماز خوانده از او به نیکی یاد می‌کند. او می‌گوید: «آیت‌الله ‌علم‌الهدی نه تنها به امور مسجد بلکه به امور محله آبمنگل هم رسیدگی می‌کرد. رفتار خوبی با کاسبان و اهالی داشت و نمازگزاران با اشتیاق زیادی پای منبر او می‌نشستند.» وی که یکی از بزرگ‌ترین افتخاراتش را حضور 40روزه در مکه مکرمه با آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهدی می‌داند می‌افزاید: «مراسم تشییع پیکر آیت‌الله ‌را هیچ‌وقت از یاد نمی‌برم. مجلس بسیار بزرگی برگزار شد و خیلی از اهالی مثل من برای تشییع و خاکسپاری او به مشهد مقدس رفتیم. هنوز هم در سالگرد رحلت ایشان به مشهد می‌روم و توفیق زیارت حرم امام رضا(ع) را هم پیدا می‌کنم.»

در کارهای خیر پیشقدم بود 
«آیت‌الله ‌سیدمحمد علم‌الهـــدی زحمات زیادی بـرای توسعه مسجد‌الزهرا(س) کشید.» «کریم اسلامی‌پور» یکی از اهالی قدیمی محله قیام با بیان این مطلب می‌گوید: «آرزوی ایشان ساخت حوزه علمیه در این محله بود. او زحمات زیادی کشید و توانست اسکلت حوزه علمیه را سرپا کند اما به دلیل بیماری موفق به اتمام این کار نشد و به رحمت خدا رفت. خوشبختانه فرزند ایشان کار را تمام کرد و امروز محله ما به محل تحصیل طلاب تبدیل شده است.» وی با یادآوری خاطره‌ای می‌گوید: «یک روز با مستأجر خانه‌ام به اختلاف برخورده بودم. وقتی آیت‌الله ‌موضوع را فهمید بی‌درنگ دست به کار شد و مشکل ما را حل کرد. او همیشه در کارهای خیر پیشقدم بود.»

انتقال خصلت‌های زیبا به فرزند
«هاشم حجازی» با اظهار تأسف از اینکه کمتر توانسته به محضر آیت‌الله ‌ســیدمحمد علم‌الهدی برسد می‌گوید: «از ایشان تعریف‌های زیادی شنیده‌ام. وقتی فعالیت‌های خیرخواهانه فرزندشان را در مسجد‌الزهرا(س) می‌بینم احساس می‌کنم همه آن خصلت‌های زیبا به ایشان منتقل شده و اهالی می‌توانند از خدمات و رهنمودهای وی بهره‌ببرند.» حجازی می‌افزاید: «خوشبختانه برنامه‌های مناسبی در این مسجد اجرا می‌شود و اینجا پایگاه اتحاد و همدلی هیئت‌های مختلف منطقه است.»

منبع: همشهری محله

 

 

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 17839
منطقه دوازده
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۲:۴۶
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله