ماجرای کلنل وطن‌دوست و ترانه‌ بنان

ماجرای کلنل وطن‌دوست و ترانه‌ بنان

لیلا باقر- «کلنل تقی‌خان پسیان» از خانواده‌ای تاریخی و ریشه‌دار است که در قفقاز زندگی می‌کردند اما بعد از ماجرای تجزیه آن از ایران حاضر نمی‌شوند تحت سلطه روس‌ها زندگی کنند و به ایران می‌آیند. این طایفه کرد در تبریز ساکن می‌شوند و اغلبشان شغل‌های نظامی را انتخاب می‌کنند و مورد توجه شخصیت‌هایی مثل امیرکبیر هم قرار می‌گیرند. شاید تحصیل در شهری که از پیشروان مشروطه است اندیشه‌های مشروطه‌خواهی، آزادی‌خواهی و ایران‌پرستی را در ذهن کلنل قوت می‌بخشد.

«کلنل تقی‌خان پسیان» از خانواده‌ای تاریخی و ریشه‌دار است که در قفقاز زندگی می‌کردند اما بعد از ماجرای تجزیه آن از ایران حاضر نمی‌شوند تحت سلطه روس‌ها زندگی کنند و به ایران می‌آیند. این طایفه کرد در تبریز ساکن می‌شوند و اغلبشان شغل‌های نظامی را انتخاب می‌کنند و مورد توجه شخصیت‌هایی مثل امیرکبیر هم قرار می‌گیرند. 

شاید تحصیل در شهری که از پیشروان مشروطه است اندیشه‌های مشروطه‌خواهی، آزادی‌خواهی و ایران‌پرستی را در ذهن کلنل قوت می‌بخشد. او در آستانه پیروزی انقلاب مشروطه برای تحصیل در مدرسه نظام به تهران می‌آید و در منزل ژنرال حمزه‌خان پسیان که از آجودان‌های مظفرالدین‌شاه ساکن می‌شود. حضور او در تهران و مشاهده مبارزات آزادیخواهانه مردم و بعد پیروزی مشروطه‌خواهان، افکار آزادی‌خواهی او را تا حدی قوت می‌دهد که در 20 سالگی اعلام می‌کند سرباز ایران و مشروطیت است و وارد نیروی تازه تأسیس ژاندارمری می‌شود. مرکز تجمع جوانان مشروطه‌خواه. با توجه به تحصیلاتی هم که داشت در مدرسه نظام با رتبه نایب دومی در ۱۳۲۹ وارد خدمت شد و تا درجه سلطانی (سروانی) ارتقا گرفت. 
اما کلنل سرنوشت غمناکی دارد. او ابتدا ژاندارم رضاخان می‌شود و بعد حاکم خراسان و در نهایت علیه ظلم رضاخان و سلطه استعمار قیام می‌کند و به شهادت می‌رسد. بعد از آن،عارف قزوینی به یاد او «تصنیف کلنل» را می‌گوید که حالا ما به نام تصنیف «گریه کن» می‌شناسیمش. تصنیفی با صدای ماندگار بنان که البته افراد زیادی بعدها آن را خواندند. مانند اجرای مشترک عبدالوهاب شهیدی، شهرام ناظری و شجریان. 
گریه کن که‌گر سیل خون‌گری ثمر ندارد
ناله‌ای که ناید ز نای دل اثر ندارد
هرکسی که نیست اهل دل، ز دل خبر ندارد
دل ز دست غم مفر ندارد
دیده غیر‌اشک ‌تر ندارد
این محرم و صفر ندارد
گر زنیم چاک
جیب جان چه باک
مَرد و جز هلاک
هیچ چاره دگر ندارد
زندگی دگر ثمر ندارد
پسیان در مورد ایران در سخنانش جملات پرحرارتی دارد: «من ایران و ایرانی را نه فقط دوست داشته بلکه پرستش می‌کنم و مرا اگر بکشند، قطرات خونم ‌کلمه ایران را ترسیم ‌خواهد نمود و اگر بسوزانند خاکسترم نام‌ وطن را تشکیل‌ خواهد داد.» او دنبال تجزیه‌طلبی نیست و دنبال عزت و شرافت وطن است و می‌گوید: «می‌دانم که عزت و شرافت ما وقتی محفوظ خواهد بود که دارای حکومت مقتدر وطن‌پرستی باشیم و قدرت حکومت باعث سربلندی اهل مملکت خصوصاً ما نظامیان و ضعف آن اسباب سرشکستگی همه است.»

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 17798
منطقه چهار
سرویس: زیر پوست محله
زمان مخابره: چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۹:۱۱
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله