يك روز با دوستدار محيط‌زيست منطقه همراه شدیم که بوستان ده‌نارمک را از زباله‌ها پاک می‌کرد

همه جــا خـــانه من اسـت

 همه جــا خـــانه  من اسـت

فاطمه شعبانی - فرخ مهرکیوان دستی در شعر و شاعری و نویسندگی دارد و ورزشکار هم هست. درست ۱۳ فروردين در خانه‌اي به دنيا آمده كه در حياط بزرگش آب قناتي جاري بوده و مادري كه هر روز صبح زود جلو در خانه را آب‌ و جارو مي‌كرده و سرصبح بوي خوش كاهگل مشامش را نوازش مي‌داده است. تنها دختر خانواده بوده و پدر هيچ‌وقت به چشم جنس ضعيف به او نگاه نكرده و تمام‌كارهايي را كه به برادر‌ها واگذار مي‌كرده او هم انجام داده است. براي همين براي او هيچ‌كاري غيرممكن نيست و حتي اگر شكست بخورد، از شكست خوردن هم نمي‌هراسد. دل مهربانش براي همه موجودات زنده و غيرزنده كه خداوند خلق كرده مي‌تپد؛ لحن صدايش مهربان و آرام است و از كلامش شعر مي‌ريزد. به مناسبت روز جهاني محيط‌زيست با «فرخ مهركيوان» ۵۷ ساله هم‌محله‌اي ما در ده‌نارمك شاعر، نويسنده، ورزشكار و دوستدار محيط‌زيست همراه شده‌ايم.

وعده دیدار ما بوستان ده‌نارمک

قرارمان ده‌نارمك، چهارراه استقلال، خيابان استقلال غربي كنار بوستان ده‌نارمك است. هوا صاف و بهاري است. قرار است تعدادي از دوستان مهركيوان هم ما را همراهي كنند. بانواني كه قبل از ما رسيده‌اند‌. از كيسه‌هاي نيمه‌پر دست‌شان مشخص است‌ كه كار را زود شروع كرده‌اند. ما را كه مي‌بينند دست‌هاي دستكش پوش‌شان را براي اداي سلام بلند مي‌كنند. «نسرين» و «ناهيد ميرزايي» دخترعمه‌هاي مهركيوان و «نينا» و «لاله» دخترهايش هستند. «زهرا علايي» دختر ناهيد هم همراه آنهاست. جمع‌شان آنقدر گرم و صميمي است كه از‌‌ همان لحظه اول احساس خودماني بودن مي‌كنيم. كار كردنشان با شوخي و خنده همراه است گويا احساس خستگي نمي‌كنند. نكته جالب اينكه كارشان صوري و ظاهري نيست همه آنها حساسیت و دقت کامل یک بانو را هنگام تمیز کردن خانه‌شان دارند. آنها زباله‌ها را با دقت از گوشه و كنار جنگل جمع مي‌كنند. 

تشکر از همه دوستداران محیط زیست

نمي‌دانيم از سرعت عمل خانم‌هاست يا از زيادي زباله‌ها كه خيلي زود كيسه‌هاي زباله پر مي‌شود و هركدام با كيسه‌اي پر از زباله به سمت سطل می‌روند. همین حین ماشين شهربان شهرداري ناحيه۵ سر می‌رسد. یکی از شهربانان با لحن تحسين‌آميزي مي‌گويد: «من از بزرگواري اين دوستان تشكر مي‌كنم، ديدن كساني كه بدون هيچ چشمداشتي به تميزي طبيعت اطرافشان اهميت مي‌دهند و داوطلبانه محيط‌زيست را پاكسازي مي‌كنند، قابل ستایش است. فكر كنم این کار آنها می‌تواند تلنگری بزند به کسانی که زباله‌هایشان را در طبیعت رها می‌کنند. من به نمايندگي از شهرداري از این خانم‌ها تشكر مي‌كنم.» 

چشمه‌اي زير نخاله‌ها

«نسرين ميرزايي» دخترعمه خانم مهركيوان است در حين كار كردن دست از شوخي برنمي‌دارد. از پشت درخت‌ها چيزي را كشان‌كشان مي‌آورد و مي‌گويد: «بچه‌ها، نگاه كنيد، لحاف نيمه‌سوخته‌اي است.» نينا به خنده مي‌گويد: «اگر نسرين را‌‌ رها كنيد تا جاده قم هم مي‌رود.» بانو مهركيوان كه ۵ سال است در ده‌نارمك سكونت دارد، مي‌گويد: «اوايل كه به اين محل آمده بوديم اينجا پر از نخاله‌هاي ساختماني بود از شهرداري خواهش كردم و آمدند ۵ كاميون نخاله‌هاي ساختماني جمع كردند بعد از چند روز ديديم از جايي كه قبلاً نخاله بود چشمه جوشيد كه قبلاً زير نخاله‌ها مدفون شده بود. سیزده‌به‌در من و فرزندانم تا ساعت ۲‌ـ ۳ نيمه‌شب آتش‌ها را خاموش مي‌كرديم. حتي چند درخت پرشكوه آتش گرفت. در حالی‌که اين‌ها موجود‌ات زنده هستند و ما حق نداريم آنها را از بين ببريم. بايد دوست داشتن طبيعت را از دبستان به بچه‌ها آموزش داد.»

می‌خواهیم فیلم بگیریم

همگي از اتفاقي كه افتاده است، مي‌خنديم. نسرين مي‌گويد: «براي من خيلي از اين اتفاق‌ها مي‌افتد. روي مقوا با خط درشت نوشته‌ام: لطفاً زباله نريزيد. و در ماشينم دارم گاهي كه لازم باشد مقوا را بيرون مي‌آورم و نشان راننده‌ها مي‌دهم بعضي با تواضع قبول مي‌كنند و بعضي هم مي‌گويند: مگر شما مأمور شهرداري هستي؟ در هر شرايطي در مقابل ريختن زباله عكس‌العمل نشان مي‌دهم. چند وقت قبل، پشت چراغ‌قرمز يك راننده اتوبوس پاكت بيسكوئيت را از شيشه اتوبوس بيرون پرت كرد به چراغ راهنمايي نگاه كردم، ديدم ۹۰ ثانيه وقت دارم از ماشين پياده شدم و به‌طرف اتوبوس دويدم پاكت بيسكويت را از شيشه اتوبوس به‌طرف راننده نشان دادم و گفتم: آقاي محترم چرا زباله روي زمين انداختي؟ راننده متعجب مانده بود كه چي شده است؟ وقتي برمي‌گشتم ديدم مسافران اتوبوس تشويقم مي‌كنند و مي‌گويند: خانم تكرار كن دوباره فيلم بگيريم.» 

مهركيوان، مدير ساختماني آپارتمان محل سکونتشان هم هست، او می‌گوید: «شب كه همه خواب هستند، بلند می‌شوم و مي‌روم برق‌هاي اضافه ساختمان را خاموش مي‌كنم.» او چند فرزند دارد كه كمترين سطح تحصيلاتشان فوق‌ليسانس است. از مادري هم كم نگذاشته است: «اگر بچه فهميده مي‌خواهيد، بايد خودتان فهميده باشيد. از يك مادر فهميده، بچه فهميده پرورش پيدا مي‌كند و يك مادر ضعيف بچه ضعيف تربيت مي‌كند. هيچ‌وقت كيف بچه‌هايم را نگشته‌ام و الحمدالله در خانه من و فرزندانم زيرسيگاري پيدا نمي‌شود. در زندگي هر‌كاري را كه احساس كردم درست است انجام دادم و از شكست نترسيدم. ‌‌نهايت يك تجربه به دست آوردم. هيچ‌وقت از تجربه چيزهاي جديد و از خنده و تمسخر ديگران نترسيد. كساني كه شما را مسخره مي‌كنند به شما حسادت می‌ورزند.»

دوستي با حيوانات

بانو مهركيوان رابطه خوبي هم با حيوانات دارد و مي‌گويد: «من شب‌ها خوراكي‌هاي اضافه را در ظرفي براي حيوان‌ها مي‌گذارم حيوان‌ها مي‌آيند و مي‌خورند. سگ‌هاي اينجا با من دوست هستند. يك‌بار ديروقت از كنسرت مي‌آمدم، ۲ قلاده سگ به‌ظاهر ولگرد، يكي سمت راستم و ديگري سمت چپم تا دم در خانه همراهي‌ام كردند. وقتي در را بستم، رفتند. حيوانات متوجه محبت مي‌شوند. من حيوانات را در طبيعت دوست دارم و مخالف نگه‌داشتن آنها در خانه هستم. چند سال قبل كه جاي ديگري سكونت داشتيم، آب، يك مار را با خودش آورده بود. همسايه‌ها سعي در كشتنش داشتند. مار را به داخل خانه آورديم. ديدم دارد جان مي‌دهد تمام تلاشم را کردم تا او را زنده نگه دارم که البته موفق شدم.» 

همیشه در حال تجربه

مهركيوان، مدير ساختماني آپارتمان محل سکونتشان هم هست، او می‌گوید: «شب كه همه خواب هستند، بلند می‌شوم و مي‌روم برق‌هاي اضافه ساختمان را خاموش مي‌كنم.» او چند فرزند دارد كه كمترين سطح تحصيلاتشان فوق‌ليسانس است. از مادري هم كم نگذاشته است: «اگر بچه فهميده مي‌خواهيد، بايد خودتان فهميده باشيد. از يك مادر فهميده، بچه فهميده پرورش پيدا مي‌كند و يك مادر ضعيف بچه ضعيف تربيت مي‌كند. هيچ‌وقت كيف بچه‌هايم را نگشته‌ام و الحمدالله در خانه من و فرزندانم زيرسيگاري پيدا نمي‌شود. در زندگي هر‌كاري را كه احساس كردم درست است انجام دادم و از شكست نترسيدم. ‌‌نهايت يك تجربه به دست آوردم. هيچ‌وقت از تجربه چيزهاي جديد و از خنده و تمسخر ديگران نترسيد. كساني كه شما را مسخره مي‌كنند به شما حسادت می‌ورزند.»

از نگاه دیگران

  با عمل امر به معروف می‌کنیم 
«‌نسرين ميرزايي» دبير زيست‌شناسي و دختر عمه خانم مهركيوان است، تعريف مي‌كند: «حساسيت به طبيعت در تربيت خانوادگي ماست. يكبار به بوستان پليس رفته بوديم حدود ۲۰ جوان روي چمن‌ها نشسته بودند و همان‌طور كه مشغول بگووبخند بودند، زباله‌ها را در اطرافشان مي‌ريختند. ما بدون اينكه به آنها چيزي بگوييم شروع به جمع‌كردن زباله‌ها كرديم. جوان‌ها كه كار ما را ديدند بلند شدند و به ما كمك كردند تا تمام زباله‌ها را جمع كرديم. ما حق توهين به كسي نداريم. من وارد مترو هم كه مي‌شوم با‌‌ همان كيف و كتاب كج مي‌شوم و كارت‌هاي مترو را كه روي زمين ريخته‌اند، جمع مي‌كنم تا ديگران بينند و خجالت بكشند از اينكه زباله روي زمين بريزند. ما بايد با عمل‌مان امربه‌معروف كنيم.» 

  پرداخت پول برای تحویل زباله 
«لاله برزگر» دختر بانو مهركيوان است كه در آلمان كارگرداني مي‌خواند و در جمع ما حضور دارد. او بامتانت خيلي آرام و شمرده صحبت مي‌كند: «بد نيست چيزي كه در آلمان ديدم، برايتان تعريف كنم. در آنجا شما بطري آب يا نوشابه روي زمين يا سطل زباله نمي‌بينيد. در فروشگاه‌ها دستگاه‌هایي است كه اين بطري‌ها را به قيمت ۲۵ سنت مي‌خرد؛ يعني اگر شما يك بطري روي زمين ببينيد يعني يك ۲۵ سنتي پيداكرده‌ايد. مردم برمي‌دارند و بطري‌ها را به دستگاه تحويل مي‌دهد و پولش را مي‌گيرند و خريد مي‌كنند اين‌طوري هيچ بطري روي زمين نيست. اين كار را مي‌توان دراينجا نيز انجام داد تا هم مردم تشويق شوند و هم برداشتن زباله از روي زمين كسر شأن نباشد. مردم بايد شهر را به‌اندازه خانه خودشان دوست داشته باشند.» 

  راحت‌طلبي 
«‌نينا برزگر» يكي ديگر از دختران بانو مهركيوان است كه فوق‌ليسانس موسيقي دارد و پيانيست است. او به همه‌جا سرك مي‌كشد و هيچ زباله‌اي از چشم تيزبينش جا نمی‌ماند. نينا با افسوس مي‌گويد: «از قديم سفره در فرهنگ ما قداست خاصي داشته است، متأسفانه به‌تازگي در بين خانواده‌ها سفره‌هاي يكبار مصرف باب شده است. هرچند زحمت تميز كردن سفره كم شده اما يك زباله جديد به انبوه زباله‌ها اضافه‌شده است يا به‌تازگي باب شده در مهماني‌هاي خانوادگي از ظروف يكبار مصرف استفاده مي‌شود من در محل كارم به دوستانم توصيه مي‌كنم به‌جاي ليوان‌هاي يكبار مصرف كنار آب‌سردكن براي خودشان يك ليوان شخصي داشته باشند.» 

  تذكر به همكلاسي‌ها 
«سهيل نصراللهي» ۱۲ ساله یکی از همسايه‌هاست كه گاهي به‌تنهايي و گاهي همراه پدر و مادرش برای كمك به جمع‌آوري زباله می‌آید. او كلاس پنجم است و خودش در مدرسه‌اي كه درس مي‌خواند به‌نوعي مأمور محيط‌زيست است و مي‌گويد: «خانم مهركيوان همسايه ماست و من او را خيلي دوست دارم چون خيلي مراقب است كه طبيعت خراب نشود. منم به سهم خودم دوست ندارم طبيعت تخريب شود و كسي روي زمين زباله بريزد. در مدرسه هم به دوستانم تذكر مي‌دهم كه مراقب طبيعت باشند.» 

  الگوي رفتاري 
«ناهيد ميرزايي» ۵۲ ساله مديريت يك طلافروشي را در خيابان رهبر برعهده دارد. او مي‌گويد: «خانم مهركيوان سرمشق همه ماست. در خياباني كه ما هستيم من خيلي مراقبم تا كسي زباله روی زمين نريزد و حتي كاسبان اطرافم هم وقتي من را مي‌بينند، مي‌گويند خانم ميرزايي آمد و سعي مي‌كنند ته سيگارشان را روي زمين نيندازند. بالاخره اين تذكر‌ها باعث مي‌شود كه اين كار ملكه ذهن شود. عارمان نيست كه محيط‌زيست‌مان را تميز مي‌كنيم. بلكه اين را يك افتخار مي‌دانيم.» 

  الگوي خوب 
«زهرا علايي» ۲۳ دانشجوي معماري و دختر ناهيد خانم است از تأثير بانو مهركيوان بر فاميل مي‌گويد: «او دختردايي مادرم است و ما همه به او دختردايي مي‌گوييم. شخصيت خانم مهركيوان واقعاً خاص و مثال‌زدني است. شخصيت چندبعدي دارد و دوستدار محيط‌زيست است. شاعر و نويسنده و ورزشكار است. بانوي پر از انرژي مثبت كه در هر جمعي باشد، اين انرژي را به همه منتقل مي‌كند. او دوستان و فاميل را به سمت دوست داشتن طبيعت سوق داده است.»

منبع: همشهری محله

 

 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 17794
منطقه چهار
سرویس: بچه محل
زمان مخابره: چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۷:۰۴
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله