وقتی زنان در بهارستان تعزیه می‌خواندند!

وقتی زنان در بهارستان تعزیه می‌خواندند!

لیلا باقری - بهارستان امروزی قبلاً باغ و عمارت حاج‌میرزا حسین‌خان سپهسالار اعظم بود. این عمارت در سمت شمال مدرسه او یعنی همان سپهسالار قرار داشت. باغ قبل از او مال حاج ‌علی‌خان اعتمادالسلطنه بود و بعد رسید به سپهسالار و او این عمارت را در آن ساخت. باغ و مدرسه از قناتی به نام «مهران» مشروب می‌شدند.

بهارستان امروزی قبلاً باغ و عمارت حاج‌میرزا حسین‌خان سپهسالار اعظم بود. این عمارت در سمت شمال مدرسه او یعنی همان سپهسالار قرار داشت. باغ قبل از او مال حاج ‌علی‌خان اعتمادالسلطنه بود و بعد رسید به سپهسالار و او این عمارت را در آن ساخت. باغ و مدرسه از قناتی به نام «مهران» مشروب می‌شدند. سه دانگ از این قنات وقف مدرسه بود و سه دانگ دیگر برای عمارت. مهران هم در گذشته نام روستایی بود از توابع ری. 
این عمارت را سپهسالار برای زندگی خودش با ماه‌تابان خانم ملقب به قمرالسلطنه دختر فتحعلیشاه ساخت اما چون فرزندی نداشتند، بعد از فوت او، ناصرالدین‌شاه عمارت را ضبط کرد و نگهداری‌اش را به برادر سپهسالار، یحیی‌خان معتمدالملک، سپرد. یحیی‌خان تا وقتی زنده بود کمی تصرف مباشرانه و کمی تصرف مالکانه داشت. هرچند هم در زمان حیات یحیی‌خان و هم بعد از مرگش، عمارت ساختمانی دولتی محسوب می‌شد. اصلاً اسم بهارستان را هم برای این روی عمارت گذاشتند که نام صاحبش فراموش شود. ساختمان بهارستان تا مدت‌ها برای پذیرایی از اشخاص مهم و مهمانان خارجی استفاده می‌شد. یا منزل موقت ولیعهد بود که از آذربایجان به تهران می‌آمد. بعد از روی کارآمدن مشروطه، عمارت شد ساختمان مجلس شورای ملی. جالب اینجاست که سیدحجت حسینی بلاغی در «گزیده تاریخ تهران» می‌نویسد، این محل را وکلای دوره اول و دوم از حاصل کسر حقوق غیبت‌ها و تأخیرهای خود از بازماندگان برادر سپهسالار خریدند. 
جز ماجرای خرید این عمارت از بازماندگان ورثه به حق سپهسالار، این عمارت داستان جالب دیگری هم دارد. گویا در زمان حیات سپهسالار و زندگی‌اش با ماه‌تابان خانم، این عمارت مرکز برگزاری تعزیه زنانه بوده است. این تعزیه در 10 روز محرم، عصرها برگزار می‌شد و زنان تعزیه‌خوان هرکدام به تناسب شمر و یزید و علی‌اکبر و... می‌شدند. در این تعزیه هیچ زنی را با روبنده راه نمی‌دادند که مبادا مردی در لباس زنانه وارد این مجلس شود. برای همین به محض ورود به اندرونی زنانه خواجگان حرم ابتدا روبنده را کنار می‌زدند و بعد از اطمینان آنان را به محل تعزیه راه می‌دادند. 
گویا شمر این مجلس زنی بوده است به نام ملانبات که هم قد بلندی داشته و هم صدای غرایی و برای همین آوازش شبیه مردان بوده است و برای همین نقش شمر و یزید و ابن‌سعد را بازی می‌کرده. خواجه‌ها هم از اصطبل سپهسالار یابوهای رام می‌آوردند تا زنان تعزیه‌خوان راحت سوارشان بشوند. طبل و شیپور را هم یا زنان می‌زدند یا خواجه‌ها. یک‌بار هم گویا ملانبات با همان لهجه خشن رو به شبیه‌خوان علی‌اکبر می‌گوید: 
خیال آب مکن ای جوان نیک‌نهاد
در این زمین به شما آب کس نخواهد داد
زنان تماشاچی این بیت مأیوس‌کننده را که می‌شنوند همه فریاد می‌زنند: «بر ابن‌سعد لعنت». بعد هم خواجه‌ای در ادامه این ابراز احساسات، شلاقی به یابوی ملانبات می‌زنند و شبیه‌خوان بیچاره چنان به زمین می‌خورد که دیگر نمی‌تواند بلند شود و چند نفر او را به اتاق می‌برند. زنان هم همصدا می‌گویند: «الحمدلله که زمین خورد! چرا جلو آب را گرفته است...» 

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 17391
منطقه سیزده
سرویس: زیر پوست محله
زمان مخابره: یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۵:۲۳
تهران سما
همشهری آنلاین
سامسونگ
راهنما
بانک ملت
جاباما
الو پیک
بچه های آسمان

چند رسانه ای

راهنمای محله