نگاهی به زندگی حاج اکبر مافیان پیرغلام اهل‌بیت(ع) و مؤسس مجمع‌الذاکرین تهرانپارس

از کودکی خادم شده‌ام

از کودکی  خادم شده‌ام

حسن حسن‌زاده- مثل سال‌های جوانی، هنوز هم مرتب و شیک‌پوش است. قلب رئوف و مهربان حاجی که در جذب جوان‌های چند نسل از محله‌های شرق تهران به هیئت عزاداری تأثیر زیادی داشته، پشت نگاه‌های گیرا و جذبه مردانه چهره‌اش پنهان‌شده است. پ

 مثل سال‌های جوانی، هنوز هم مرتب و شیک‌پوش است. قلب رئوف و مهربان حاجی که در جذب جوان‌های چند نسل از محله‌های شرق تهران به هیئت عزاداری تأثیر زیادی داشته، پشت نگاه‌های گیرا و جذبه مردانه چهره‌اش پنهان‌شده است. پیرغلامی که با راه‌اندازی هیئت‌های متعددی در محله‌های شرق تهران، به‌ویژه تأسیس مجمع‌الذاکرین تهرانپارس در اواخر دهه ۱۳۶۰، زمینه پرورش مداحان، شاعران آیینی و حتی قاریان قرآن بسیاری را فراهم کرده و امروز هم دغدغه‌های زیادی برای جوان‌ها دارد و هنوز هم هیئت قدیمی‌اش، محل تجمع عاشقان و دل‌سوختگان اباعبدالله‌الحسین(ع) است. این روزها که کوچه و خیابان‌های محله در عزای سرور و‌ سالار شهیدان سیاهپوش شده، مهمان‌خانه پیرغلامی شده‌ایم که در دستگیری از نیازمندان هم سنگ تمام گذاشته و از سال‌ها پیش هیئت و مجالس عزاداری‌اش خانه امید نیازمندان است. حاج «اکبر مافیان» پیرغلام و مداح اباعبدالله‌الحسین(ع) کسی است که ارتباط نزدیک و سازنده‌اش با جوان‌های چند نسل از محله تهرانپارس و دیگر محله‌های شرق تهران، زبانزد هیئتی‌هاست.

 مداحی روی ایوان خانه قدیمی
در گوشه‌ای از خانه، درست زیر پرچم اباعبدالله‌الحسین(ع) که روی دیوار اتاقش نصب‌شده، نشسته و زیر لب یکی از نوحه‌های قدیمی را زمزمه می‌کند. نزدیکش که می‌رویم، لبخندی می‌زند و ما را به همراهی دعوت می‌کند. کلمات، آرام و شمرده بر زبانش جاری می‌شوند، آنقدر که می‌شود ساعت‌ها پای خاطرات دل‌نشینش از عزاداری‌های چند دهه گذشته هیئت «ابوالفضل‌العباس(ع)»، «مجمع‌الذاکرین تهرانپارس» و «هیئت ارباب بی‌کفن تهران‌نو» نشست. از دوران کودکی و آشنایی‌اش با روضه و هیئت امام حسین(ع)که می‌پرسیم، نگاه خیره‌اش را به سیاهی‌ها و پرچم‌های روی دیوار می‌اندازد و ما را هم با خود به آن ایام می‌برد: «پدربزرگم 7 بار پای پیاده کربلا رفته بود. آن‌هم در روزگاری که رفت‌وآمد در این مسیر طولانی سختی‌های فراوانی داشت. از کربلا که می‌آمد، با خودش پرچم و سیاهی هیئت می‌آورد. هرسال نزدیک محرم که می‌شد، با دست خودش همه پرچم‌ها و سیاهی‌ها را می‌شست و در هیئت و مساجد محله توزیع می‌کرد. هرسال کارش همین بود. زندگی من هم از همان کودکی کنار او و پدرم با حضور در هیئت مختلف و روضه‌های خانگی که همیشه در خانه قدیمی‌مان به راه بود، گره خورد. از همان موقع دلم می‌خواست خادم هیئت امام حسین(ع) باشم.» صحبت از گذشته‌ها که به میان می‌آید، خاطره نخستین مداحی‌اش را در ذهن مرور کرده و بی‌هوا یاد اولین مداحی‌اش می‌افتد و با چشم‌های نمناک و سرخ‌ می‌گوید: «شب تاسوعا همه فامیل روی ایوان خانه قدیمی‌مان جمع شده و عده‌ای هم مشغول آماده کردن مقدمات مراسم بودند که پدرم روی ایوان آمد و گفت: اکبر جان برایمان بخوان. من هم شروع به خواندن کردم که او گفت: برایش چای بیاورید و احترامش کنید. این نخستین قدم مداحی‌ام بود.»

 پرورش مداحان جوان با تأسیس مجمع

بسیاری از اهالی قدیمی محله تهرانپارس، به‌ویژه ساکنان حوالی فلکه سوم، حاج اکبر مافیان را با هیئت ابوالفضل‌العباس(ع) و تأسیس و راه‌اندازی مجمع‌الذاکرین تهرانپارس به یاد دارند. هیئتی که به گواه خیلی‌ها از بنیانگذاران در برپایی نماز اول وقت ظهر عاشورا در محله تهرانپارس فعال بود و علاوه بر جوان‌ها و نوجوان‌های محله، بسیاری از شاعران، مداحان و پیرغلامان اباعبدالله(ع) مانند حاج «جواد اعتماد سعید»، حاج «محمود کاظمی»، حاج «اسماعیل ولی‌خانی(طالع)» هم پای ثابت جلسه‌ها و عزاداری‌های آن بودند. «محمود کاظمی» رئیس کانون مداحان شرق تهران که برای عیادت از این پیرغلام اباعبدالله(ع) اشتیاق زیادی دارد، می‌گوید: «حاج اکبر مافیان همیشه دلش می‌خواست جوان‌های محله را به هیئت عزاداری و برنامه‌های مذهبی جذب کند. همین شد که مجمع‌الذاکرین تهرانپارس را تأسیس کرد. جایی که در این سال‌ها قاریان و مداحان جوان بسیاری در محضر استادان قرآن و پیرغلامان سرشناس تربیت شدند که بعدها خودشان هیئت دیگری تأسیس کردند. حاجی غزلیات و رباعیاتی را آماده می‌کرد تا جوان‌ها حفظ کرده و برای جلسه‌های بعد آماده باشند. به آنها هدیه می‌داد و مهم‌تر از همه رفتار حاجی، درس اخلاق برای همه جوان‌ها بود.» اما شنیدن ماجرای راه‌اندازی هیئت‌ها از زبان این پیرغلام 69 ساله شنیدنی است. حاجی زیر لب چند باری خدا را شکر می‌کند و می‌گوید: «سال 1363 هیئتی در تهرانپارس به نام هیئت ابوالفضل‌العباس(ع) فعالیت می‌کرد که بنیانگذارش شهید کمالی بود. نمی‌خواستیم بعد از شهادتش پرچم هیئت زمین بماند. با قدیمی‌های هیئت راهش را ادامه دادیم. تا اینکه سال 1369 تصمیم گرفتیم با راه‌اندازی مجمع‌الذاکرین تهرانپارس، از میان نوجوان‌ها و جوان‌های محله، مداحان، قاریان و هیئت‌داران آینده را تربیت کنیم. هنوز هم دلم پیش آن بچه‌هاست. حالا خیلی از آنها مداح، شاعر و هیئت‌دار هستند و حتی بعضی‌ها در مسابقات قرآن مقام‌های مختلف کسب کرده‌اند.»

 هیئتی برای کمک به نیازمندان

حاج اکبر مافیان در میان جامعه مداحان و هیئت‌داران، به‌واسطه فعالیت‌های خیریه‌اش هم شناخته‌شده است. رئیس کانون مداحان دراین‌باره می‌گوید: «جلسه و هیئت‌هایی که در منزل قدیمی حاج اکبر مافیان برگزار می‌شد، تنها محلی برای عزاداری نبود. خیلی از نیازمندان و به‌ویژه خانواده‌هایی که برای تهیه جهیزیه مشکل داشتند، چشم امیدشان همین جلسه‌ها بود. حاجی شرایطی فراهم کرده بود که با کمک خیّران گوشه‌ای از مشکلات اقتصادی خانواده‌های نیازمند هم رفع می‌شد. آنقدر که همیشه گوشه حیاط پر بود از اجاق‌گاز و دیگر لوازم ضروری تشکیل زندگی.» وقتی موضوع را با حاج اکبر در میان می‌گذاریم، می‌گوید: «وقتی در هیئت از مرام و مسلک ائمه(ع) می‌گوییم که از نیازمندان دستگیری می‌کردند، باید خود هیئت هم این مرام را الگو قرار دهد. سال‌ها پیش وقتی دیدیم بعضی از اهالی محله و دیگر محله‌ها که برای عزاداری و جلسه‌های هفتگی به هیئت می‌آیند، خودشان یا همسایه‌های آنها با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کنند، دست‌به‌کار شدیم. گفتیم فقط کافی است دفترچه ازدواج بیاورند و هیئت هم به‌اندازه توان برایشان لوازم و کالای اساسی تهیه می‌کند. خیلی از بازاری‌ها و تولیدکنندگان از هیئتی‌ها و میانداران بودند، موضوع را با آنها در میان می‌گذاشتم و همیشه هم یک بانی پیدا می‌شد که چند قلم کالای اساسی را خودش تأمین کند.» صحبت کارهای خیر که می‌شود، علی مافیان، پسر کوچک‌تر حاجی که خودش هم از مداحان اهل‌بیت (ع) است، می‌گوید: «یادم است سال‌ها پیش، پدر به‌واسطه اعتمادی که کاسبان و بازاریان به او داشتند، کارت‌هایی تهیه‌کرده و در اختیار نیازمندان قرار داده بود که با آن کارت‌ها به کاسبان محله قدیمی‌مان در محله تهران‌نو و دیگر محله‌ها مراجعه کرده و مواد غذایی و مایحتاجشان را تأمین کنند. همه این کارها را هم در هیئت انجام می‌داد.»

 جوان‌هایی که هیئت‌دار شدند
یکی دیگر از مهم‌ترین ویژگی‌های این پیرغلام اباعبدالله‌الحسین(ع)که او را به چهره محبوب نوجوان‌ها و جوان‌های محله تهرانپارس، تهران‌نو و برخی از هیئت‌های شرق تهران تبدیل کرده بود، ارتباط دوستانه و نزدیکش با جوان‌ها است. آنقدر که وقتی به همراه رئیس کانون مداحان شرق تهران، آلبوم عکس‌هایش را ورق می‌زند و شروع به‌مرور خاطرات گذشته می‌کند، عکس گروهی‌اش با جوان‌های هیئت، از پرتکرارترین تصاویر آلبوم است. محمود کاظمی می‌گوید: «هنوز هم هیئت هفتگی در خانه حاجی پابرجاست و حضور جوان‌ها مثل همیشه مهم‌ترین رکن این جلسه‌هاست. جالب است بدانید جز ماه‌های محرم و صفر و شهادت ائمه معصوم(ع)، حاج اکبر مافیان همیشه لباس سفید به تن می‌کرد. علت را که می‌پرسیدیم، حرفش این بود که مداح و هیئت‌دار باید لباس تمیز و شایسته بپوشد تا جوان‌ها جذب هیئت شوند. همیشه هم موفق بود. هر وقت وارد هیئت می‌شد، جوان‌ها دوره‌اش می‌کردند.» حاجی لبخند می‌زند و می‌گوید: «راستش را بخواهید هیچ‌چیز مهم‌تر از هیئتی شدن جوان‌ها نیست.» با گفتن این جمله حاجی به یاد خاطرات متعددش از راه‌اندازی هیئت برای جوان‌های محله می‌افتد و ادامه می‌دهد: «خیلی از جوان‌های محله بودند که دلشان می‌خواست ایام محرم خودشان هیئت داشته باشند. مداحی کنند و همه کارهای هیئت کوچکشان را هم خودشان انجام دهند. اما مشکل این بود که فضا و مکانی برای راه‌اندازی هیئت نداشتند. حتی از امکاناتی مثل، زنجیر، سیاهی و... هم محروم بودند. سپرده بودم هر وقت کسی دراین‌باره به مجمع مراجعه کرد، او را پیش من بفرستند. فضای هیئت را در اختیارشان قرار می‌دادیم و اجازه داشتند از امکانات هم استفاده کنند. فقط شرطش این بود که صدای عزاداری‌شان در محرم و دیگر ایام سال نباید مزاحم همسایه‌ها شود. از آن جوان‌ها حالا خیلی‌ها برای خودشان هیئت بزرگ راه‌اندازی کرده‌اند.»

 ‌مداحی حاج اکبر مافیان در مجمع‌الذاکرین تهرانپارس، دهه 70

ازنگاه دیگران

 علی مافیان/پسر کوچک حاج اکبر مافیان
بادل و جان راه پدر را انتخاب کردم

به یاد ندارم که حاج‌آقا مستقیماً توصیه‌ای برای قدم برداشتن در این مسیر به ما کرده باشد. حتی فرقی بین ما و نوجوان‌های دیگر نمی‌گذاشت. خودش همیشه میان نوجوان‌ها و جوان‌های هیئت که ما هم جزو آنها بودیم، حضور داشت و رفتارهایش باعث می‌شد که همه ما جذب هیئت و مداحی شویم. یادم است کلاسی را برای نوجوان‌ها تشکیل داده بود تا اختصاصی با شعر آیینی و مداحی آشنا شوند. شیوه‌اش هم تشویق بود. هر وقت کسی زیارت عاشورا یا شعر و غزلی را حفظ می‌کرد، هدیه‌ای به او می‌داد و همین مسئله در علاقه‌مند شدن همه ما به هیئت مؤثر بود. در محیط خانه هم این‌طوربود. وقتی می‌دید، شعر جدیدی حفظ کرده‌ام همیشه هدیه‌ای از قبل آماده کرده بود. دوران کودکی و نوجوانی ما این‌طور سپری شد تا اینکه خودمان با دل‌وجان و علاقه کامل راه پدر را انتخاب کردیم.

 حاج محمود کاظمی/ رئیس کانون مداحان شرق تهران
الگوی تمام‌عیار برای جوان‌ها

بیش از 25 سال است که از جلسه‌های مجمع الذاکرین تهرانپارس با حاج اکبر مافیان آشنا هستم. او از گذشته تا به امروز از محبوبیت خاصی میان جوان‌ها، هیئتی‌ها و اهالی محله برخوردار است. باوجوداینکه همه اهالی محله به‌واسطه مداحی، هیئت‌داری و فعالیت‌های خیریه احترام خاصی هم برایش قائل بودند اما به یاد ندارم که در هیچ‌کدام از این جلسه‌ها، حاج‌آقا مافیان حتی برای لحظه‌ای در گوشه‌ای از هیئت نشسته باشد. به تمام امور هیئت نظارت دقیق داشته و جوان‌ها را هم مأمور انجام کارها کرده است. حاج اکبر، الگویی تمام‌عیار هیئت‌داری برای جوان‌هاست.

 ملک محمد بدری/مداح اهل‌بیت(ع)
مداح باید اخلاص داشته باشد

سال‌ها در جلسه‌های آموزش مداحی و درس‌های اخلاق مجمع‌الذاکرین تهرانپارس شرکت کرده‌ام و از همان زمان هم با حاج اکبر مافیان از هیئت‌داران و پیرغلامان محبوب جوان‌ها، آشنا شدم. مهم‌ترین ویژگی حاج‌آقا که همه جوان‌ها را هم جذب خودش می‌کرد، اخلاص در عملش بود. همیشه به مداحان جوان که دغدغه‌های زیادی هم برای موفقیت‌شان داشت، سفارش می‌کرد: باید حرف و عمل‌تان یکی باشد. حرفش این بود که وقتی در حضور عزاداران از اهل‌بیت(ع) و برای مردم می‌گویید، باید اول‌ازهمه خودتان هم پیرو راه ائمه(ع) باشید و همان نوحه‌ها و روضه‌ها را هم با اخلاص و از دل‌وجان بخوانید تا اثرگذار باشد.

 عماد حاجی مرادی/مداح، قاری قرآن و شاعر آیینی
به جوان‌ها میدان داد

از نوجوانی و جوانی در جلسه‌های آموزشی مداحی مجمع‌الذاکرین تهرانپارس و هیئت حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) شرکت می‌کردم و راهنمایی‌های دلسوزانه حاجی بود که باعث شد در این مسیر استوارتر حرکت کنم. وقتی دید من هم مثل خیلی از نوجوان‌های هیئت به مداحی و قرائت قرآن علاقه دارم، از هیچ کمکی برای رسیدن به آرزویم دریغ نکرد. با وجود اینکه در آن جلسه‌ها مداحان و روضه‌خوانان بزرگ تهران هم حضور داشتند اما حاج اکبر مافیان به ما جوان‌ها اعتماد می‌کرد و فرصت نوحه‌خوانی می‌داد. آنقدر که می‌توانم بگوید حاجی باعث شد امروز هم در این راه نفس بکشم.


منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله