مرشد چلویی در قلب و ذهن مردم

مرشد چلویی  در قلب و ذهن مردم

بازار تهران در روزگار قدیم جایگاه مردانی بود که در زمان خودشان اسم و رسمی داشتند و نامشان در هر جایی از شهر شنیده می‌شد و از آنها به نیکی یاد می‌کردند. افراد نیکو‌کاری که بخش مهمی از زندگی‌شان مردم بودند. مرشد چلویی از این جنس آدم‌ها بود؛ دلسوز عارف مسلک. 
عارفی که مراحل سلوک را گذرانده بود و مال و منال دنیا به چشمش نمی‌آمد و برایش هیچ بود. با اینکه در زندگی او اتفاقات دردناکی افتاده بود، اما حاج مرشد با نگاه معنوی به زندگی و به ساده‌ترین شکل ممکن از آنها عبور می‌کرد تا اطرافیانش با آرامش زندگی کنند. 
 همه می‌دانند که او با آدم‌های دور و برش متفاوت بود. حاج مرشد همه را فرزندان خود می‌دید. این‌طور بود که بالای سر در مغازه‌اش نوشته بود وجه دستی داده می‌شود به قد قوه حتی به جنابعالی و همین نگاه پدرانه‌اش باعث شده بود که اهالی محله در کنار او احساس خوبی پیدا کنند و همه دنیا از وجود او در کنارشان لذت می‌بردند. حتی گهگاهی به گربه‌ها غذا می‌داد و خودش می‌گفت که حیوانات هم برایم دعا می‌کنند و چه چیز ارزشمند‌تر از این حال و احوال. 
مرشد چلویی هر چیز ارزشمندی که داشت حتی یک سکه آن را به فقیر ان و نیازمندان می‌داد و بعد از دادن آن می‌گفت راحت شدم از تعلقات اجتماعی. 
 به واقع او به درجه‌ای از سلوک و اعتقاد رسیده بود که گذران زندگی در کنار مردم برایش زیبا و دلپذیر بود و به همین دلیل خوشی‌ها و مال دنیایی را چه کم و چه زیاد، با مردم شریک می‌شد. او معتقد بود که با همین مردم است که می‌توان دنیا را اصلاح کرد. یک جمله معروف از مرشد در ذهن‌ها ماندگار شده و آن اینکه همه آتش دنیا با آب خاموش می‌شود اما بعضی‌ها با نان. او سعی می‌کرد چنین باشد و به خواسته‌اش رسید و در قلب‌ها و ذهن‌ها ماندگار ماند. 

نصرالله حدادی / تهران‌شناس ومحقق

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 16534
منطقه دوازده
سرویس: محله گردی
زمان مخابره: شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۸:۰۰
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله