سبک زندگی مرحوم «علی‌اصغر شعرباف» استاد برجسته معماری سنتی از نگاه خانواده‌اش

برای دلش کار می‌کرد نه مزد

برای دلش کار می‌کرد نه مزد

هوشنگ صدفی- خبرکوتاه بود: «علی‌اصغر آقا غلامعلی شعرباف، استادکار معماری سنتی پیشکسوت ایران درگذشت.» استادکار خوش‌مشرب معماری سنتی ایران بر اثر تصادف در مسیر سامرای عراق چند سال در خانه بستری بود. استاد با وجود سختی‌هایی که در دوران بیماری کشید هیچ‌گاه از وضع روزگار ناله نکرد. او بیشتر از آنکه نگران سلامتی‌اش باشد نگران کارهای ناتمام معماری بود. سال‌ها در کسوت استادکار معماری ایران برای ترمیم و بازسازی حرم مطهر ائمه اطهار(ع) به سامرا، کاظمین و کربلا سفر کرد و در یکی از این سفرها بر اثر حادثه‌ای خانه‌نشین شد و در نهایت بر اثر عوارض همان حادثه ۹ شهریور ماه در بیمارستان «سوم شعبان»‌ دار فانی را وداع گفت.

 خبرکوتاه بود: «علی‌اصغر آقا غلامعلی شعرباف، استادکار معماری سنتی پیشکسوت ایران درگذشت.» استادکار خوش‌مشرب معماری سنتی ایران بر اثر تصادف در مسیر سامرای عراق چند سال در خانه بستری بود. استاد با وجود سختی‌هایی که در دوران بیماری کشید هیچ‌گاه از وضع روزگار ناله نکرد. او بیشتر از آنکه نگران سلامتی‌اش باشد نگران کارهای ناتمام معماری بود. سال‌ها در کسوت استادکار معماری ایران برای ترمیم و بازسازی حرم مطهر ائمه اطهار(ع) به سامرا، کاظمین و کربلا سفر کرد و در یکی از این سفرها بر اثر حادثه‌ای خانه‌نشین شد و در نهایت بر اثر عوارض همان حادثه 9 شهریور ماه در بیمارستان «سوم شعبان»‌ دار فانی را وداع گفت.

شاگرد استاد لرزاده
شعرباف، استاد برجسته هنر سنتی معماری سال 1310 در تهران متولد شد و از 10 سالگی کنار پدرش، استاد حاج «محمد شعرباف» به کار تزیینات معماری پرداخت. پدربزرگش استاد حاج «عباس پیوند» از استادان برجسته معماری سنتی در زمان خود بود که لقب «پیوند» به دلیل توانایی‌اش در جابه‌جایی پایه‌ها از زیر طاق ‌و اتصال اجزا معماری به وی داده شد.
استادعلی‌اصغر آقاغلامعلی شعرباف در دوران زندگی از تجربه استادان ماهر و زبردستی مثل مرحوم استاد «حسین لرزاده»، استاد حاج «محمد معمار کاشانی» و استاد «محمد شعرباف» (پدرش) بهره ‌برد و کاشی‌تراشی و کاشیکاری را از استاد «ابراهیم کاظم‌پور» آموخت و توانست در سنین جوانی به تنهایی انجام کارهای تزیینات معماری به‌ویژه ترسیم گره‌ها و کاربندی‌ها را برعهده گیرد. از جمله فعالیت‌های معماری وی ساخت گنبدهای مسجدجامع و ایلخانی ساوه، مسجد اعظم قم، مسجد مدرسه عالی شهید مطهری، امامزاده‌زید(ع)، مسجد حضرت ابراهیم(ع)، نمایشگاه بین‌المللی تهران، بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی، مسجد دانشگاه صنعتی شریف، بازار مبل یافت‌آباد، بنای شهدای هفتم‌ تیر بهشت‌زهرا(س)، زیرزمین تالار الماس کاخ گلستان، حوضخانه کاخ‌ سعدآباد، بازسازی سردر تاریخی عالی قاپوی قزوین و ساخت آثار معماری سنتی در کشورهای اتریش و دانمارک است.

برای معماری خواب نداشت
هنوز بر سردر خانه قدیمی استاد شعرباف درکوچه‌های منتهی به میدان قیام اعلامیه تسلیت ازسوی دوستان و آشنایان دیده می‌شود. همسر و دختر استاد در یک خانه 2طبقه قدیمی سال‌هاست در کنار هم زندگی می‌کنند. «زهرا حاج اسحاق بروجردی» همسر استاد شعرباف 64 سال تجربه زندگی مشترک با او دارد. وی درباره چگونگی آشنایی و ازدواج با شعرباف می‌گوید: «پدرم همکار حاج محمد شعرباف بود. به همین دلیل در اغلب کارهای معماری با هم مشارکت داشتند. دوستی پدرم با پدراستاد باعث شد که اوستا اصغر از من خواستگاری کند. همین ارتباط خانوادگی 64 سال زندگی مشترک را رقم زد. اوستا اصغر با اینکه حسابی سرش به کارهای معماری گرم بود اما همین که به خانه می‌آمد همیشه حواسش به خانواده بود. اما گاهی در کارهای اساسی، طرح و نقشه‌ها را به خانه می‌آورد و تا صبح خود را درگیر می‌کرد. حتی برای آماده کردن همین طرح‌های معماری خواب و خوراک نداشت.»
 همسر استاد اصغر شعرباف درباره ارتباط دوستی با معماران در دوران بیماری می‌گوید: «آقای رادپور وگاهی دوستان قدیمی به سراغش می‌آمدند. اما دریغ از مراجعه مسئولان سازمان میراث فرهنگی. چشمش به در ماند تا دوستی از همکاران میراث فرهنگی احوالی از او بپرسد. در مراسم و برنامه‌های معماری معمولاً برای او از طرف سازمان میراث فرهنگی دعوتنامه‌هایی ارسال می‌شد. اگر شرایط جسمی‌اش اجازه می‌داد در این مناسبت‌های حرفه‌ای مشارکت داشت. با اینکه این سال‌ها بیمار بود اما هیچ‌وقت خلاقیت و ابتکار ایشان تعطیل نشد. معمولاً هرچه به ذهنش می‌رسید روی کاغذ می‌آورد.»

کمک به همکاران معمار
معماران و بناها مثل سایر صنف‌ها در مواقع نداری و بیماری باتوجه به بضاعت خود از همدیگر حمایت می‌کنند. «اشرف آقاغلامعلی شعرباف» تنها دختر استاد درباره کمک به دوستان و همکارانش می‌گوید: «پدرم کمتر مسائل کار و همکارانش را در خانه مطرح می‌کرد. ما اطلاع داشتیم که به دوستان ناتوان و بیمار با همیاری دیگران کمک‌های مالی می‌کرد. پدرم در طول زندگی 2بار در سفرهای‌کاری دچار حادثه شد. یکبار در مسیر رسیدگی به کارهای بقعه شیخ صفی‌الدین در اردبیل و دیگری در مسیر رسیدگی به معماری عتبات عالیات عراق. این حادثه در سال 1386 موجب خانه‌نشینی ایشان شد.»
وی می‌افزاید: «پدر با همسایه‌ها کم رفت‌وآمد داشت؛ شاید به این دلیل که بیشتر سرگرم کارهای معماری و تربیت شاگردانش بود. اما در محله به همه همسایه‌ها احترام می‌گذاشت و اهالی خاطرش را می‌خواستند. ایشان به دوستانش بسیار علاقه داشت و معمولاً به گرفتاری و کارهایشان رسیدگی می‌کردند. آدم کم‌رویی بود و به همین دلیل بیشتر اوقات کارفرمایان حقوقش را درکارهای سفارشی نمی‌پرداختند. با شاگردان و دانشجویان معماری معمولاً در قهوه‌خانه اکبریه در عودلاجان بازار قرار می‌گذاشت. ارتباط پدر با نوه‌ها خوب بود. اغلب توانمندی و کارهایش برای نزدیکانش مخفی بود و کمتر از آن اطلاع داشتیم به دوستانش می‌گفت: ادعایی درباره معماری سنتی ندارم.»

 حسین بابایی داماد استاد شعرباف در کنار دخترش فاطمه بابایی

بداخلاقی ندیدم
«حسین بابایی» داماد استاد شعرباف درباره ارتباط خانوادگی با او می‌گوید: «بعد از پیگیری مراحل اولیه ازدواج و عروسی، خانه‌ای را در غرب تهران تدارک دیده بودیم. اما استاد شعرباف با پدرم صحبت کرد تا پیش آنها باشیم و جای دیگری نرویم. همین ارتباط خوب با پدرهمسرم باعث شد که سال‌ها با آنان زندگی کنم.»
 بابایی درباره اخلاق و سبک زندگی استاد در کمک به دیگران می‌گوید: «23 سال با ایشان از نزدیک ارتباط داشتم. اما هیچ وقت بداخلاقی یا تنگی خلق از ایشان ندیدم. حتی صدای بلند ایشان را در روابط خانوادگی نشنیدم. در زمینه دستگیری از افراد ندار و نیازمند و انجام کارهای خیر همیشه پیشقدم بود. اگر این کار را انجام نمی‌داد با توجه به درآمدهای زیادی که از معماری کسب می‌کرد می‌توانست املاک زیادی داشته باشد؛ اما این‌گونه نبود. اگرکسی درکوچه یا خیابان از ایشان تقاضای کمک می‌کرد آنچه که در جیبش داشت هدیه می‌داد.»

تربیت به سبک استاد
اشرف شعرباف درباره رفتارهای تربیتی پدرش خاطره‌ای می‌گوید: «در دوران دبیرستان به مراسم دعای کمیل درمسجدی در تیر دوقلو علاقه زیادی داشتم. پدرم مرا به این مراسم می‌برد و تحت هیچ شرایطی نه نمی‌گفت. زمانی که بچه بودم پدر برای تشویق به نمازخواندن همیشه زیر جانمازم مقداری پول می‌گذاشت این حس خوبی در من ایجاد کرده بود. در آن زمان با این کار مرا تشویق می‌کرد که اول وقت نماز بخوانم. در سایر موارد اگر قصد داشت مطلبی را برای من بیان کند از منظر پند و نصیحت وارد نمی‌شد و اغلب دوست داشت دوستانه مطرح کند و از باب گفت‌وگو آن را بیان کند.»
 دختر شعرباف درباره ماهیت کارهای پدرش در زمینه معماری سنتی می‌گوید: «پدرم اغلب کارها را برای دلش انجام می‌داد و در قید و ‌بند مادیات نبود. معمولاً در بیشتر کارهای معماری که برای اشخاص حقیقی و حقوقی انجام داد هیچ‌وقت دستمزد واقعی را نگرفت. برای او خلق آثار هنری ماندگار ارزش بیشتری داشت. همان‌طور که حافظ گفته: گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد/ بسوختیم درین آرزوی خام و نشد» او می‌افزاید: «ایشان بااینکه سواد کلاسیک معماری نداشتند اما از عهده ارائه مطالب معماری سنتی در مراکز علمی بر می‌آمدند و اغلب مهندسان جوان و تحصیلکرده دانشگاه با ایشان همکاری داشتند. آثار پدر در زمینه گره چینی و مقرنس‌‌کاری توسط کارشناسان دانشگاه و سازمان میراث فرهنگی در قالب 3جلد کتاب چاپ شده است.»

 استادشعرباف درحال کار-دانمارک

تقدیر معماران دانمارکی از استاد ایرانی
بابایی درباره خلاقیت استاد خاطره‌ای می‌گوید: «روزی یک معمار برای بازسازی منزل یکی از اقوامش در شهر مشهد می‌آید. هرقدر محوطه منزل را گونیا می‌کند نمی‌تواند از نظر هندسی گونیابرداری کند. اما مرحوم استاد شعرباف به کمک نخ بنایی اندازه مورد نظر محوطه را درمی‌آورد و تحویل همکارش می‌دهد. یک بار در مسابقات معماری سنتی به دانمارک سفر کرد و در آنجا با امکانات آجر، گچ و خاک یک ماکت خشتی ارائه کرد که لوح تقدیری به آن تعلق گرفت. در شرایط حاضر بعید می‌دانم کسی بتواند تجربه و دانش استاد شعرباف را در معماری سنتی داشته باشد. البته استاد، شاگردان خوبی تربیت کرد که می‌توانند در آینده تجربیات ایشان را به جامعه ارائه کنند.»

مسئولان و شاگردان مرحوم استاد شعرباف می‌گویند
همیشـه استـاد

 مرحوم استاد «علی‌اصغر آقاغلامعلی شعرباف» بیش از 7 دهه در معماری سنتی ایران زحمت کشید و عرق ریخت و آثار قابل توجهی از معماری سنتی ایران را برای نسل آینده به یادگار گذاشت. در مراسم بزرگداشت او درمسجد «فخرالدوله» اغلب معماران قدیمی، مسئولان سابق سازمان میراث فرهنگی و دانشجویان رشته معماری در فقدان استاد مطالبی را بیان کردند که قابل تأمل بود. برخی از آنها در طراحی و ساخت مسجد دانشگاه «صنعتی شریف» با او همکاری داشتند و برخی دیگر در بازسازی و احیای آثارتاریخی ماندگار ایران با او هم نفس بودند. استاد به گفته یکی از مسئولان میراث فرهنگی جزو آخرین معماران سنتی قاجاریه بود. معماری که هیچ‌گاه در کار‌گیر نمی‌کرد و با خلاقیت و ابتکار گره‌های کور معماری را می‌گشود.

 یک گام جلوتر از همه بود
 «محمدمهدی حجت» قائم‌مقام سابق سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری است. وی مدرک فوق‌لیسانس معماری را از دانشگاه تهران و مدرک دکترای حفاظت از بناهای تاریخی را از دانشگاه یورک انگلستان دارد. حجت درباره آشنایی با استاد و آثار ماندگار او می‌گوید: «سال 1362 استاد شعرباف را در ساخت بنای ماندگار مسجد دانشگاه شریف شناختم. ایشان آن زمان مجموعه‌ای از تزیینات مربوط به ایوان‌های مسجد را انجام می‌داد. استاد در ایوان سمت قبله کار ماندگار و استثنایی از خود به یادگار گذاشت. همچنین در بازسازی گنبد بقعه شیخ صفی‌الدین در اردبیل کار خوبی را اجرا کرد. از وجوه تمایز ایشان نسبت به سایرمعماران و تزیین‌کاران اماکن تاریخی این بود که در اجرای کار ابتکار و خلاقیت به خرج می‌داد. به‌ویژه در یزدی‌بندی و مقرنس. همیشه در هنر معماری یک گام جلوتر از دیگران بود و سعی می‌کرد ابتکار داشته باشد. خصوصیت دیگر او رعایت اخلاق و مردانگی در کار بود. ایشان به اهل‌بیت(ع) ارادت خاصی داشت. بیشترعمرش صرف مرمت و احیای مساجد، بقاع متبرکه و عتبات عالیات شد. ایشان فرزند استاد محمد شعرباف از معماران همدوره استاد حسین لرزاده بود و تلاش کرد هرچه را که در محضر پدر و استاد لرزاده یاد گرفت به شاگردانش انتقال دهد.»
حجت می‌افزاید: «استاد اواخر عمر در فرهنگستان هنر مشغول پرورش دانشجویان معماری بود. اغلب دانشجویان در کارگاه‌های عملی و آموزشی مقرنس‌کاری دانسته‌های استاد را یاد می‌گرفتند. حتی دانشجویان دکترای معماری از محضر ایشان بهره‌می‌بردند.»
او می‌افزاید: «به نظرم برای انتقال تجربیات این استادان ماندگار معماری سنتی ایران باید 2‌ کار انجام داد. ابتدا باید هر آنچه که بلدند را شفاهی ضبط کنیم و سپس در کارگاه‌های عملی، صدا و تصاویر آنها را در حین آموزش به دانشجویان ثبت کنیم. البته این کار یک بار در دهه 60 توسط مهندس نادری در سازمان میراث فرهنگی، انجام و از این طریق 2کتاب نفیس منتشر شد.»

 استاد مسلم معماری ایرانی و اسلامی
«محمدحسن محبعلی» از مسئولان سابق دفتر فنی سازمان میراث فرهنگی استان تهران از جمله افرادی است که سال‌ها با استاد در حفظ و احیای آثار باستانی ایران همکاری داشت. او می‌گوید: «تا سال 1358 در استان‌های فارس و آذربایجان غربی به‌عنوان مدیردفتر فنی سازمان حفاظت آثار باستانی فعالیت می‌کردم اما از سال 1358 به تهران منتقل شدم. استاد شعرباف در همان سال‌ها در کاخ گلستان مشغول فعالیت‌های ترمیم و احیای آثار تاریخی بود. ایشان به‌عنوان پیشگام معماری سنتی ایران به شمار می‌آمد. متأسفانه از سال 1335 به بعد شاهد افت جدی معماری سنتی ایران بودیم. بیشتر معماران جوان ایرانی با تقلید ازکارهای معماری غربی، معماری سنتی ایران را رها کردند که آثار آن را در شهرهای ایرانی می‌بینیم. به عبارتی شهرهای آرامی مانند قزوین، شیراز و رشت از دهه 40 به بعد ناخواسته دچار آشفتگی شدند.»
استادشعرباف در آن سال‌ها تحت تأثیر معماری جدید وارداتی قرار نگرفت. در اغلب موارد وقتی صحبت از مرمت آثار تاریخی می‌شد می‌گفت: «بهتر از این را با معماری سنتی ایران می‌سازم.» او مثل معماران سنتی قدیم ایران می‌توانست همان نوع سازه‌ها را با ابتکار و خلاقیت دوباره بسازد.

کارهای نیمه‌تمام را تمام کرد
محبعلی از فعالیت‌های مشترک با استاد شعرباف می‌گوید: «یکی از طرح‌های ترمیمی دهه 60 بازسازی طاق ایوان غربی مسجدجامع ساوه بود که قبل از انقلاب اسلامی فرو ریخته بود. به همراه استاد به ساوه رفتیم. طاق قبلی به‌صورت کجاوه بود. ایشان پیشنهاد کرد که بنا را خنچه‌پوش کنیم و طبق طبق بالا برود و بار سازه به چهارطرف انتقال یابد. همین اتفاق افتاد. با این تفاوت که تغییر سنتی در ایستایی و باربری طاق شکل گرفت.»
وی می‌افزاید: «در احیای گنبد مسجدجامع ساوه که کاشی‌های آن ترک خورده و ریخته بود با استفاده از یک قطاع گنبد مسجد سپهسالار توانستیم طراحی و اجرای گنبد را شروع کنیم. به عبارتی یک قطاع گنبد را به اندازه واقعی ساخت و شروع به طراحی کرد. آنگاه هر قطاع گنبد را در اندازه‌های کوچک در کارگاه تهران، آماده و به ساوه حمل و نصب می‌کردیم. خوشبختانه این کار ماندگار طی 2 سال به سرانجام رسید. علاوه برآن در احیای سردر عالی‌قاپو قزوین بااینکه معماران قزوینی تلاش کردند اما کار به جایی نرسید که استاد شعرباف کار را جمع کرد. استاد شعرباف به درستی نشان داد که معمار دوره قاجاریه است. چون معماران قاجاریه هیچ‌گاه در اجرای معماری ‌گیر نمی‌کردند و خلاقیت و ابتکار به خرج می‌دادند.»

ساخت طاق تیمچه حاجب‌الدوله
محبعلی درباره بازسازی تیمچه حاجب‌الدوله بازار تهران توسط استاد شعرباف می‌گوید: «سال 1367 طاق تیمچه شکست و2سانتیمتر ترک برداشت. دهنه طاق حدود 14متر بود. به همراه استاد به بازار تهران رفتیم. ایشان بعدازدیدن خرابی طاق گفت: پدرم بیاید تا از نزدیک طاق را ببیند. استاد محمد معمار آمد. باهم بالای گنبد تیمچه رفتیم. استاد محمد پایش را روی طاق گذاشت و گفت: این طاق دوام نمی‌آورد و می‌ریزد. این افراد چون سازنده بنا هستند اغلب با ساخت بنا موافقند. بعداز زدن داربست، آماده‌سازی کار را شروع کردیم. در فاصله کوتاهی که کارگران برای صرف ناهار رفتند طاق فروریخت. البته خوشبختانه اتفاقی برای مجریان نیفتاد. استاد شعرباف گفت: غصه نخور. طاق را مثل سابق برایت می‌سازیم و همین‌طور هم شد. ایشان برخلاف مهندسان معماری از پلان به حجم نمی‌رسید؛ بلکه از تصور فضایی حجم به پلان می‌رسید. به گونه‌ای در سازه تبحر داشت که با بدن خودش فشار سازه‌ها را حس می‌کرد. به عبارتی گنبد، بار سازه، زمینه و معماری سنتی را به خوبی می‌شناخت. در حالی که اغلب معماران سنتی زمینه کار را نمی‌شناسند.»

بازسازی تیمچه با مرثیه‌سرایی
 حاج «عبدالرضا مانیان» از بازاریان قدیمی تهران درباره بازسازی تیمچه حاجب‌الدوله توسط استادشعرباف و پدر بزرگش می‌گوید: «پیشکسوتان بازارتهران نقل می‌کنند که در گذشته پایه غربی تیمچه به طرف حوض فرونشست وکسی یارای بازسازی دوباره تیمچه را نداشت. در آن زمان حاج عباس پیوند، معمار بزرگ شهر یعنی پدربزرگ زنده‌یاد حاج اصغر شعرباف را انتخاب کردند. او ابتدا چاهی عمیق کنار پایه غربی سازه قدیمی تیمچه حفر کرد و پی اصلی آن را با پی قبلی پیوند داد که ‌کاری بود بس کارستان. استاد پیوند برای همین کارها بین معماران به نام حاج عباس پیوند شهره بود.»
زمانی که حاج اصغرشعرباف طاق ریخته تیمچه را ترمیم می‌کرد همیشه صبح‌های زود اغلب به زنان، مردان و طفلان در حال گذر از کوچه‌ها و راسته سلام می‌کرد. سپس از داربست چوبی بالا می‌رفت و به ترمیم کاشیکاری و مقرنس‌کاری می‌پرداخت.» وی می‌افزاید: «اشعار این دلسوخته اهل‌بیت(ع) که در عتبات عالیات یادگارهای ماندگاری ازخود به جا گذاشته است مرثیه بود یا پند و حکمت.»
 مانیان از تلاش دست‌اندرکاران بازسازی تیمچه حاجب‌الدوله می‌گوید: «استاد عباس چگینی آهنگر و اسکلت‌ساز با طراحی استاد شعرباف توانست شاخه‌های تیرآهن را در سقف تیمچه به نرمی موم جوش دهد. آن زمان مرحوم استاد قاسم، استاد سید احمد و استاد هاشم در مجموعه تیمچه حاج‌الدوله تلاش کردند. مرحوم استادشعرباف با کمک همکارانش توانست این بنای تاریخی را ترمیم کند. طی بازسازی در سال 1367 خوشبختانه با نیت خیر سازندگان اغلب شاهد امدادهای غیبی در کار بودیم. چون گاهی داربست‌های چوبی یا بخش‌هایی از سقف فرو می‌ریخت اما حادثه‌ای برای کسی اتفاق نیفتاد.» او می‌گوید: «نسل شعرباف حاصل مردانگی، لوطی‌گری، تواضع، شرافت و جوانمردی بود.»

مشاوره برای دکترای معماری
«حمید کاظم‌پور» استاد معماری دانشگاه و فارغ‌التحصیل رشته معماری سنتی از مالزی قریب به 2 دهه شاگردی استادشعرباف را کرده است. او با وجود تحصیلات آکادمیک دوست داشت کنار استاد از میراث گرانقدر معماران سنتی ایران تجربه بیاموزد. تنها کسی که در این سال‌ها سایه به سایه با استاد کار کرد او بود.
کاظم‌پور درباره پیشینه معماری سنتی استاد شعرباف می‌گوید: «استاد معماری سنتی را سینه به سینه از استادانی مثل حاج ابراهیم کاظم‌پور (پدر بزرگم)، پدربزرگش استاد حاج عباس پیوند و پدرش حاج محمد شعرباف و استاد حسین لرزاده آموخت. آشنایی پدرم(حاج عباس کاظم‌پور) با استاد شعرباف به دهه‌های 40 و50 برمی‌گردد. آن زمان حاج عباس کاظم‌پور به همراه استادشعرباف در حال ساخت گنبد مسجد امام حسین(ع) بودند. البته آشنایی من با ایشان به سال‌های دهه 70 برمی‌گردد. در آن سال‌ها عملاً نقش پسر ایشان را بازی می‌کردم و در همه کارها یار استاد بودم. در خانواده ما همه برادرها در زمینه معماری سنتی هریک در حوزه‌ای تخصص دارند؛ یکی در حوزه طراحی، دیگری در حوزه خطاطی ثلث و خودم در کار اجرایی. تا اواخر عمر استاد معمولاً هفته‌ای یکبار در محضر ایشان به یادگیری معماری سنتی می‌پرداختم. حتی در تدوین پایان نامه دکترا در دانشگاه مالزی از مشاوره ایشان در زمینه مقرنس‌بندی استفاده کردم. این کتاب با عنوان سیر تحول مقرنس در ایران به زبان انگلیسی به چاپ رسید. دوست دارم کتاب‌هایی به زبان فارسی درباره تجربیات استاد بنویسم. یک کتاب درباره الفبای مقرنس در معماری ایران و دومی درباره اسرار مقرنس با طرح‌های دستی استاد شعرباف.»

بدون منت تجربه‌ها را آموزش می‌داد
 کاظم‌پور شاگرد همیشگی استاد شعرباف درباره نحوه ارتباط خود با استاد شعرباف می‌گوید: «از وقتی که دیپلم گرفتم به‌عنوان راننده استاد شعرباف از صبح تا شب با ایشان همراه بودم. حتی در تصادف رانندگی کربلا‌ـ سامرا نیز من همراه ایشان بودم. اما در خودرویی دیگر. در کاظمین با نظارت استاد، دور گنبد ائمه اطهار(ع) را بازسازی می‌کردیم که این سانحه پیش آمد و استاد دچار مشکلات جسمی و خانه‌نشین شد.» او می‌افزاید: «استادان معماری سنتی ایران عقیده دارند چون این صنعت به سختی به ما انتقال داده شده بنابراین انتقال مفاهیم تجربی به شاگردان به دشواری صورت می‌گیرد. اما استاد شعرباف بدون هیچ منتی داشته‌ها و تجربیات خود را به شاگردان انتقال می‌داد. بعداز فوت استاد شاید قریب به 5 هزار نفر مدعی شاگردی ایشان هستند. اما شاگردی استاد به این سادگی نبود. چون ازساعت 6 صبح یک‌ریزکار می‌کرد. یادم است یکبار 5 دقیقه برای آوردن استاد دیر کردم. استاد نارضایتی خود را نشان داد. آدم وقت‌شناس و مقید به عهد و پیمان بود. او به زمان‌سنجی خیلی اهمیت می‌داد اما برای برخی معماران سنتی این مسائل اهمیتی نداشت. تا ساعت 5 یا 6 عصر پای کار کارگران و بناها می‌ایستاد و بر کارها نظارت می‌کرد. ایشان نظارت کاملی بر کار داشت. اگر آینه‌بری بود خودش پای کار می‌رفت. به گفته استاد اگر کسی کشش داشته باشد می‌تواند معماری سنتی ایران را درک کند.»

باید عرق ریخت
 کاظم‌پور درباره تربیت شاگردان معماری توسط استاد شعرباف می‌گوید: «به گفته او اگر جوانان فعل انجام دادن را بلد نباشند یک جای کار آنها می‌لنگد. اگر کسی بخواهد در معماری سنتی ایران پیشرفت کند باید عرق بریزد وکشش داشته باشد. استادشعرباف شاگرد زیادی نداشت. برخی از افراد فقط در کار اجرایی با ایشان همکاری داشتند و در زمینه جوشکاری، گچکاری، آینه‌کاری و سایر حوزه‌های معماری سنتی فعالیت می‌کردند. در طول این سال‌ها از بین شاگردان فقط من، آقای بیابانی و خانم چینی فروش توانستیم شاگردی استاد شعرباف را ادامه دهیم. این شانس من بود که بتوانم حدود 2 دهه در کنار استاد کارکنم و یاد بگیرم. وقتی برای تحصیل به خارج ازکشور رفتم استاد، استقبال و مرا به ادامه راه تشویق کرد.»

چند روایت معماران سنتی از استاد
ثروتی در زندگی نیندوخت

 استاد «علی‌اصغر آقاغلامعلی شعرباف» هنرمعماری را روی داربست‌های چوبی و حین کار با استادان معماری در بناهای تاریخی و مساجد درحال ساخت از طریق استادانی مثل مرحوم استاد «حسین لرزاده» ومرحوم استاد حاج «محمد شعرباف» یاد گرفت. اوارزش هنر معماری سنتی را می‌دانست و کمتر به ارزش کارمعماری در بناهای تاریخی قیمت می‌گذاشت. به تعبیر افرادی که با او کار کردند استاد سند زنده معماری سنتی ایران بود. او با اینکه سال‌ها در بستر بیماری بود اما هیچ‌گاه از یاد دادن و یادگرفتن به دانش معماری سنتی باز نایستاد. «حمید کاظم پور» استاد معماری دانشگاه و شاگرد 20 ساله او می‌گوید: «استاد در واپسین روزهای زندگی همچنان تشنه یادگیری راز و رمز معماری سنتی بود. هرچند که بیماری نفسگیر استاد نگذاشت او تمام دانسته‌های خود را به نسل جوان انتقال دهد.» سراغ تعدادی از استادکاران معماری سنتی رفتیم. آنان از سبک زندگی استاد شعرباف و نگاه او به معماری سنتی گفتند.

آدم سالم و ساده زیستی بود
حاج «عباس کاظم‌پور» از جمله معمارانی است که سال‌ها درکنار استاد شعرباف کارکرده و در کنگره «شیخ بهایی» به همراه او موفق به دریافت لوح تقدیر معماری سنتی ایران شده است. او همراه فرزندانش در ساخت‌وساز مسجد 72 تن میدان‌آزادی با شهرداری تهران همکاری نزدیکی دارد. وی درباره شناخت از استاد شعرباف می‌گوید: «حدود 40 سال پیش با هم در مرمت بنای امامزاده زید(ع) بازار، گنبد مسجدجامع ساوه و برخی از کارهای معماری سنتی ایران همکار بودیم. استاد شعرباف جزو جوانان قدیمی تهران بود. به همین دلیل اغلب در رفتار و مرامش لوطی‌گری موج می‌زد. او با وجود کسب درآمد مناسب از راه معماری در خانه ساده‌ای زندگی می‌کرد.»  او می‌افزاید: «مرحوم استاد لرزاده در مسجد امام(ره) به حسینیه بناها می‌آمد. بعد از آن هیئت مذهبی بناها به‌صورت سیار در خانه‌های معماران ادامه یافت. او با تمام افت وخیزهای زندگی، آدم سالمی بود و از او خطایی ندیدم. او در طول کار به شاگردانش رمز و راز معماری سنتی را یاد می‌داد یکی از آنها پسرم، حمید کاظم‌پور است که سال‌ها در کنار استاد شاگردی کرده است.»

                                            چگيني - ترابي و نصيري

با مبلغ اندکی بازنشسته شد
 «محمود نصیری‌فر» از جمله استادکاران بنایی است که سال‌ها با پدر و پسر شعرباف همکاری نزدیک داشت. نخستین همکاری با استاد محمد شعرباف(پدر) در مسجد «هفت‌چنار» بود. نصیری‌فر معدود استادکار بنایی است که اشعار زیادی را در ذهن خود دارد و تعداد زیادی اشعار سروده است.
 نصیری‌فر درباره پیشینه خانوادگی شعرباف و جایگاه پدرش می‌گوید: «معمار اصلی مسجد اعظم قم مرحوم استاد حسین لرزاده بود که پدر استاد شعرباف هم با او همکاری داشت. دردهه 30 استاد محمد شعرباف اغلب در حین کار عینک می‌زد. یک بار آیت‌الله ‌بروجردی از استاد پرسید: چرا عینک می‌زنی؟ گفت: چشم‌هایم ضعیف شده است و خط‌ها را تشخیص نمی‌دهم. آیت‌الله ‌گفت: عینک را بردار. سپس با دست مبارکش روی چشم‌های استاد محمد کشید. بعد از آن استاد محمد دیگر عینک نزد. او در 100 سال عمر کرد. در طول عمر پر برکت خود 32 سفر کربلا، 7 سفر مکه و چندین سفر پیاده به مشهد رفت و در سال 1373 از دنیا رفت. استاد علی‌اصغر شعرباف در زندگی ثروتی نیندوخت و با مبلغ اندکی بازنشسته شد.»

 در حال بازسازی تیمچه حاجب الدوله

فروشنده هنر نبود
 استاد «سیاوش طرزی» از جمله استادکاران بنام آینه‌کاری ایران است. او که در دهه 50 به‌عنوان کارگر ساده در سازمان فرهنگ و هنر استخدام شد بعدها بااستاد شعرباف در ترمیم و احیای کاخ گلستان همکاری می‌کند. طرزی درباره نحوه کار استاد می‌گوید: «در آن زمان بخشی از تالار الماس کاخ گلستان خراب شده بود و مسئولان وقت میراث فرهنگی برای احیای آن کوشش می‌کردند. بارها درباریان رژیم طاغوت از مهندسان تقاضا کرد تا طرحی ارائه کنند. استاد شعرباف پشت قوطی سیگار همانجا طرح اجرایی سقف را کشید. سپس یزدی‌بندی را در ارتفاع 30، 40 سانتیمتری اجرا کرد. بعدها تالار بادگیر کاخ گلستان و شمس‌العماره را هم ترمیم کرد. برای نخستین بار با استاد در احیا و بازسازی عمارت باغچه جوق سردار ماکو در دهه 50 همکاری داشتم. در آن زمان مجموعه آینه‌کاری عمارت را انجام دادم.»
طرزی می‌گوید: «تداوم همکاری با استاد باعث شد که اوایل دهه 60 از مهندس محبعلی بخواهیم استاد شعرباف به ما آموزش دهد. چون ایشان هر روز 2 ساعت در زمینه مقرنس، گره چینی، یزدی‌بندی(گره و رسمی) و کاسه‌بندی آموزش داشت و خوشبختانه در این 4 بخش عالی‌ترین نگاه و تجربه را داشت. او آدم خوش فکری بود و در هر شرایطی کار را به سرانجام می‌رساند. ابعاد هندسی در معماری سنتی اهمیت دارد. اگر ابعاد تناسب لازم را نداشته باشند به دست گردان محسوب می‌شوند. او در موقع آموزش خوش‌برخورد بود و برای آموزش تلاش می‌کرد تا همه آنچه را لازم است بیاموزد. در آموزش راه‌حل را نمی‌داد. اگر نمی‌توانستی یا کار را دیر می‌فهمیدی سعی می‌کرد راهنمایی کند. 5، 6 نفر اوایل انقلاب اسلامی، دور استاد شعرباف جمع شدند تا معماری یاد بگیرند ولی از آن میان فقط 2نفر کشش کار را داشتند.» طرزی درباره انتقال تجربیات استاد شعرباف به دانشجویان می‌گوید: «ایشان علم عملی هنر معماری سنتی ایران را به خوبی بلد بودند. اما طرز بیان آکادمیک آن را نداشت. اگر معادله ریاضی را جلواش می‌گذاشتی شاید آن را نمی‌توانست حل کند اما می‌توانست درکاسه‌بندی ابعاد آنها را دقیق محاسبه کند. به‌طور مثال در معماری علمی برای ساخت گنبد مسجد یا بقعه باید محاسبات پیچیده ریاضی صورت گیرد. اما ایشان بدون این نوع محاسبات ریاضی با طراحی به راحتی محاسبات گنبد را درمی‌آورد. همین الان هیچ راهکار علمی برای مقرنس‌کاری وجود ندارد. اما استاد بدون یادداشت آن را انجام می‌داد. با تمام این فراز و نشیب‌ها هیچ‌گاه استاد شعرباف دستمزد واقعی هنرش را نگرفت. چون فروشنده هنر نبود.»

 تیمچه حاجب الدوله بازار پس از بازسازی

گره از کارم باز کرد
نصیری‌فر، استادکار بنایی درباره شیوه کار استاد شعرباف می‌گوید: «اوستا اصغر ابتدا شکل کار مقرنس یا رسمی را روی زمین با آجر می‌چید. سپس آن را روی دیوار یا مکان مورد نظر اجرا می‌کردیم. به این شیوه در معماری سنتی تخمیع یا ریختگی(معکوس) می‌گویند. ایشان وقتی روی داربست طرح را اجرا می‌کرد نظارت کافی داشت. گاهی برای ساخت یک بنا یا ایوان حدود یک سال زمان صرف می‌کردیم.»
وی می‌افزاید: «استاد اصغر شعرباف در حمایت از همکارانش همتا نداشت. یکبار گرفتار مسائل مالی شدم استاد اصغر با استاد چگینی به خانه ما سر زدند و گرفتاری ما را در حد بضاعت خود رفع کردند. زندگی بناها قبل از انقلاب اسلامی از سایر صنوف بالاتر بود. چون هنر معماری جایگاه خاصی در جامعه داشت و به تعبیر استادکریم پیرنیا، بناها با زندگی مردم بازی می‌کردند.»
نصیری‌فر می‌گوید: «حاج اصغر در جوانی به زورخانه حاج قراب می‌رفت. او همیشه به بناها توصیه می‌کرد: در استخدام بنا از افراد مسن‌تر استفاده کنند و به بناهای جوان توصیه می‌کرد که هوای بناهای مسن‌تر را داشته باشند. اگر بنایی در کار خرابی به بار می‌آورد هیچ‌وقت او را نزد کارفرماسرزنش نمی‌کرد و با رفتار خوب، کار را توضیح می‌داد و می‌گفت: مشکل کار را می‌دانم. هیچ‌وقت بناها را ضایع نکرد. این از مرام لوطی مسلکی‌اش بود. به تعبیر لسانی شیرازی، شاعر قرن هفتم، استاد شعرباف مصداق این بیت شعر بود: هرگز غبار خاطر موری نبوده‌ام/ این سلطنت با ملک سلیمان برابر است.»


منبع: همشهری محله

برچسب ها:
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر شما:
لطفا مقدار عبارت
را در باکس روبرو وارد کنید:
کد خبر: 14611
منطقه دوازده
سرویس: دولت محله
زمان مخابره: دوشنبه ۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۳:۴۶
تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله