جستجو در آرشیو

آرشیو مطالب

  •   نیکوکاری  عشق می‌خواهد  نه سرمایه!
    ۱۳۹۶/۵/۴ - ۱۸:۵۸

    بانوی هم محله‌ای خیّر از ۳دهه کار خداپسندانه می‌گوید

    نیکوکاری عشق می‌خواهد نه سرمایه!

    راحیل حسینیان- «فاصله تولد تا مرگ را چگونه باید بگذرانیم؟ شما به غیر از نیکوکاری و کار خیر راه روشن‌تری سراغ دارید؟ من در این مسیری که انتخاب کردم به آرامش روح رسیدم.» دکتر «عفت صالحی» چهره شناخته شده در...

  • مش ممد آب‌بند، نخستین بستنی‌ساز شمیرانی
    ۱۳۹۶/۵/۴ - ۱۸:۵۲

    قدیمی‌ترین بستنی‌فروشی منطقه ۸۰ سال پیش راه اندازی شد

    مش ممد آب‌بند، نخستین بستنی‌ساز شمیرانی

    راحله حسینی- تابستان که می‌شود، قدیمی‌های شمیران یاد بستنی‌های خوش آب و رنگ «مش ممد آب بند» می‌افتند. نخستین کسی که فوت و فن بستنی درست کردن را از اکبر مشتی وممد ریش یاد گرفت و در مهمانی‌ها و عروسی‌ها کام مهمانان را با بستنی شیرین می‌کرد. نام کامل مش ممد آب‌بند، میرزا محمد صالحی بود. پسرش محمدمهدی هم حرفه پدر را یاد گرفت و سال‌ها بستنی دست مردم شمیران داد و خاطره خوشی باقی گذاشت. مش ممد آبند ۴۱سال پیش از دنیا رفت و پسرش محمدمهدی همین ۲ماه پیش. با عباس صالحی، پسر دیگر مش ممد آب‌بند و یکی از معتمدان و پیشکسوتان محله تجریش، هم صحبت شدیم تا از خاطرات دکان بستنی‌فروشی پدر و سرگذشت بستنی در شمیران برایمان بگوید.

  • برادران زندگی بخش
    ۱۳۹۶/۵/۴ - ۱۵:۲۸

    ۵ فرزند خانواده حصارکی بیش از ۱۸۰ بار خون اهدا کرده‌اند

    برادران زندگی بخش

    پرنیان سلطانی- برای پیدا کردن برادران حصارکی نیاز به نشانی ندارید. در محله طرشت از هرکسی سراغ این ۵ برادر را بگیرید، مستقیم شما را به مغازه‌های لحاف‌دوزی و چاپ و تکثیر در خیابان طرشت شمالی می‌برند. از نام نیک و سرشناس برادران حصارکی در محله که بگذریم، کوچه شهید «عباس حصارکی» بهترین راهنماست. نام برادر شهیدشان مدت‌هاست ورودی کوچه‌شان را مزین کرده و بدون نیاز به راهنما، شما را به این ۵ برادر می‌رساند. «ابوالفضل»، «مهدی»، «محمد»، «علی» و«حسین» ۵ برادری هستند که سال‌ها قبل با جایگزینی سنت زیبای اهدای خون به جای رسم قمه‌زنی در ماه محرم سعی کرده‌اند این رسم غلط را از محله طرشت و مردمانش دور کنند و اتفاقاً موفق هم بوده‌اند. اما آنچه ما را به کوچه شهید «عباس حصارکی» کشاند، نه نام نیک حصارکی‌ها در محله است و نه تلاش این ۵ برادر برای از بین بردن رسم قمه‌زنی؛ در آستانه روز «اهدای خون» مهمان این برادران شدیم چون آنها اهداکننده مستمر خون هستند و در کل بیش از ۱۸۰ بار خون اهدا کرده‌اند.

  •  باغبانی ارثیه پدری
    ۱۳۹۶/۵/۴ - ۱۵:۱۲

    گفت‌وگو با شهروند نمونه منطقه در زمینه پرورش گل و گیاه

    باغبانی ارثیه پدری

    پرنیان سلطانی- از گلدان‌های بزرگ مقابل در ورودی ساختمان مطمئن می‌شویم راه را درست آمده‌ایم. پله‌ها را یکی یکی بالا می‌رویم. روی هر پله، گلدان‌های زیبا غافلگیرمان می‌کنند. اما این غافلگیری سرسوزنی از غافلگیری فضای داخلی آپارتمان است. در خانه با آزمایشگاه و مرکز پرورش گل و گیاه مواجه می‌شویم! فضای آشپزخانه، محوطه پذیرایی و حتی اتاق‌های خواب به گلدان‌های کوچک و بزرگ و گیاهان مختلف و متنوع اختصاص یافته. «احمد سلمان‌واثق» که به تازگی عنوان شهروند نمونه منطقه را از آن خود کرده، از ۲ سال پیش به‌عنوان مدرس در مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره گل و گیاه بوستان شهرآرا فعالیت دارد تا آنچه را از پدرش به ارث برده و در ۴۰ سال باغبانی یاد گرفته، رایگان به اهالی منطقه آموزش دهد. او معتقد است وجود گل و گیاه در زندگی انسان‌ها از آب و غذا هم ضروری‌تر است و باغبانی آدم را صبور و مسئولیت‌پذیرتر بار می‌آورد و مانع افسردگی می‌شود. برای همین همه باید در خانه‌شان دست‌کم یک گلدان داشته باشند.

  • هنر مرشــدی را  به دنیــا شناساندم
    ۱۳۹۶/۵/۴ - ۱۴:۴۰

    مرشد قدیمی ده‌ونک از راه و رسم پهلوانی و فعالیت‌های بین‌المللی‌اش می‌گوید

    هنر مرشــدی را به دنیــا شناساندم

    لیلا باقری- ده‌ونک از معدود محله‌های تهران است که هنوز می‌توانی حال و هوای یک محله واقعی را در آن حس کنی. جایی که کم و بیش مردمش همدیگر را می‌شناسند و جز مسجد پاتوق قرص و  محکمی مانند زورخانه هم دارد. مثل قدیم‌ها هر محله‌ای زورخانه‌ای داشت و پهلوان‌های زورخانه از بزرگان محله بودند و کسانی که عرق تنشان شفا بود و حرفشان حجت. ما این هفته سری به زورخانه این محله باصفا زدیم و مرشد مهرگان معروفش را زیارت کردیم و لذت بردیم از گپ‌وگفت با مرشد استاد دانشگاهی که موسیقی هم می‌داند و افتخاراتی هم در زمینه سازهای کوبه‌ای دارد. یک مرشد همه فن حریف که تمام سعی‌ خودش را کرده تا زورخانه ده‌ونک به رسم و رسوم قدیم اداره شود. اتفاقاً موفق هم بوده و نشان به نشان تمام آدم‌های ویژه‌ای که اینجا را برای ورزش انتخاب کرده‌اند. از دکتر و مهندس‌ها و استادان دانشگاه گرفته تا کسانی که در سیاست صاحب‌منصب هستند. مرشد می‌گوید مسئولانی که این ورزش را انجام می‌دهند، خیلی دلسوز و دستگیر مردم می‌شوند و نمونه‌اش را بارها در همین زورخانه دیده‌ است.

  • حس خوبی که  چشیدنی است نه گفتنی
    ۱۳۹۶/۵/۴ - ۱۴:۲۵

    گفت‌وگو با دختر نوجوان حافظ قرآن که این روزها معلم بچه‌های محله شده ‌است

    حس خوبی که چشیدنی است نه گفتنی

    لیلا باقری- هانیه حیدرپور متولد ۱۳۷۷ یک دختر مؤمن خوشرو و مهربان و البته پر شر و شور است. با اعتماد به نفس و البته عاقل. چند کلمه که با او حرف بزنی متوجه می‌شوی از این کاراکترهای کمیاب سریال‌های تلویزیونی است. دختر خوب و چادری، اما زبر و زرنگ و خندان. او ۳ سال است که قرآن را حفظ کرده و به تازگی در سرای محله هم کلاس تدریس قرآنش دایر می‌شود. یک روز عصر مهمان خانه این حافظ قرآن ۱۹ ساله و مادرش بودیم که اصلی‌ترین مشوق او بوده است در این راه.

  • قصه گوی کوچـک محــله رســالت
    ۱۳۹۶/۵/۳ - ۱۸:۲۹

    این دانش‌آموز هم‌محله‌ای داوطلبانه به اجرای برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد

    قصه گوی کوچـک محــله رســالت

    کبری خدیوی- دوران کودکی و نوجوانی همواره به‌عنوان بهترین و شادترین دوره زندگی انسان شناخته شده است. در صورت هدایت و حمایت درست در این مرحله از زندگی فرد توانایی و مهارت‌های خدادادی او امکان ظهور و بروز پیدا می‌کند. والدین در شکوفایی استعداد و توانایی فرزندانشان نقش بسزایی دارند. آنها با فراهم کردن شرایط می‌توانند به فرزند خود اجازه دهند تا علائق خود را کشف کنند. در محله‌های منطقه ما کم نیستند جوانان و نوجوانانی که استعداد‌های زیادی در زمینه‌های گوناگون دارند که با کمی توجه به آنها می‌توان هم از ظرفیت‌های درونی آنها استفاده و هم شرایط را برای پیشرفت آنها فراهم کرد. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با «مبینا میرزایی» نوجوان بااستعداد هم‌محله‌ای در حوزه فرهنگی، هنری و ادبی است که به صورت داوطلبانه برای کودکان و نوجوانان منطقه کلاس‌های هنری برپا می‌کند.

  • فـریـمـاه دختر زندگی و امید
    ۱۳۹۶/۵/۳ - ۱۵:۳۰

    او با وجود ابتلا به سندروم داون تابلو فرش می‌بافد، دف می‌زند و بازیگر تئاتر است

    فـریـمـاه دختر زندگی و امید

    فاطمه عسکری نیا- «از هر انگشتش یک هنر می‌ریزد.» «فریماه» قصه ما، مصداق عینی این ضرب‌المثل قدیمی است، دختری که مبتلا به سندرم داون است اما برخلاف تصور غالب نه تنها ضعیف و گوشه‌گیر نیست بلکه با انگیزه و انرژی و پشتکار مثال‌زدنی، حالا به مجموعه‌ای از انواع هنرها و مهارت‌ها مجهز است؛ از شنا و موسیقی و کار چرم تا فوتبال و قالیبافی و شیرینی‌پزی، فریماه در آنها سررشته دارد. اما آنچه او این روزها به‌عنوان مهم‌ترین آرزویش دنبال می‌کند و به اذعان همه در آن موفق هم بوده بازیگری تئاتر است. رشته‌ای که فریماه عاشق آن است و با اجراهای زیبا و دیالوگ‌های ماندگارش همیشه موجب حیرت تماشاگران نمایش‌هایش بوده است. به بهانه روز دختر مهمان خانه «فریماه بقایی» در محله امیریه شدیم؛ دختر بلندپروازی که آرزو دارد روزی در جعبه جادو برای بچه‌ها برنامه کودک اجرا کند و در فیلم‌های سینمایی ایفاگر نقش‌های به یاد ماندنی برای بزرگ‌ترها باشد.

  • ۲۵ سال اهدای زندگی
    ۱۳۹۶/۵/۳ - ۱۵:۱۱

    کاسب هم محله‌ای به نیت کمک به بیماران ۸۰ بار خون اهدا کرده است

    ۲۵ سال اهدای زندگی

    ژیلا تختی- این فکر که شاید حتی یک نفر وجود داشته باشد که به چند قطره خون او نیاز دارد کافی است که دوباره و چندین و چند باره آستین‌هایش را بالا بزند و داوطلب شود. حتی اگر مثل سال‌های اول جوان و شاداب نباشد. مهربانی می‌تواند در یک کیسه خون هم، جا و از طریق آن منتقل شود. این را ۲۵سال مشارکت داوطلبانه «محمد طیبی» کاسب خواربار فروش محله سلامت در زمینه اهدای خون ثابت کرده است. او که تا امروز و در ۵۴سالگی بیش از ۸۰بار به نیت کمک به بیماران خون خود را اهدا کرده است هنوز هم مثل روز اول که در ۱۸سالگی داوطلب اهدای خون شد آماده است برای زندگی بخشیدن به همنوعانش. به بهانه روز اهدای خون مهمان مغازه کوچک و باصفای این هم‌محله‌ای شده‌ایم.

  • بخواب محمود من  در بستـر خـاک...
    ۱۳۹۶/۵/۳ - ۱۳:۵۱

    دیدار با خانواده شهید بصیری که در عملیات مرصاد به شهادت رسید

    بخواب محمود من در بستـر خـاک...

    فاطمه شعبانی- مادر مهربان است و لبخند زیبایی برگوشه لب دارد. از آن کسانی که نیاز نیست موقع عکس گرفتن بگوییم: لطفاً کمی لبخند بزنید. او شیرین و واقعی می‌خندد و لطافتش از مادر بودنش سرچشمه می‌گیرد. مادری که پسرش را در عملیات مرصاد تقدیم میهن کرده و حالا ۲۹ سال بعد از آن عملیات سراغ حاجیه «‌‌فرخنده لیاقت» ۷۳ ساله مادرشهید «‌محمود بصیری» از اهالی شمس‌آباد رفتیم. هرچند مدتی است خانه قدیمی را فروخته و ساکن محله لویزان شده‌اند اما مادر دلتنگی‌هایش را با حضور در امامزاده پنج تن(ع) پر می‌کند. سال‌ها گذشته و خاطرات آن خانه قدیمی کمی گنگ و کمرنگ شده است: خانه‌ای حیاط‌دار و بزرگ با حوضی پرآب و درخت‌های گیلاس، هلو و انگوری که داربست زده بودند و سایه‌اش روی حیاط افتاده بود و همیشه خدا گوشه حیاط یکی از پسرها مشغول تعمیر و پنچر‌گیری دوچرخه‌اش بود.

تلگرام
محله
تهران سما

چند رسانه ای

راهنمای محله