جستجو در آرشیو

آرشیو مطالب

  •   دختران بلند همت
    ۱۳۹۵/۱۱/۳ - ۱۴:۳۶

    با دو کاسب متفاوت هم محله دیدار کرده ایم

    دختران بلند همت

    رضا افراسیابی- برای پیدا کردن آنها کافی است از کاسبان خیابان فاطمی سراغ‌شان را بگیری تا خیلی زود نشانی دقیق را کف دستت بگذارند. یکی از کاسبان بعد از دادن نشانی می‌گویندهمت‌شان خیلی بلند است. کاسب هم‌محله‌ای درست می‌گوید. قامت کوتاهی دارند، اما از صبح تا شب پا به پای بقیه کار می‌کنند تا روزی حلال به دست بیاورند و با خستگی بیگانه‌اند. «سپیده ابوالقاسمی» و «مرضیه علیزاده» ۲ کوتاه قامتی هستند که در خیابان فاطمی به فروش سنگ و زیور‌آلات مشغول هستند و دست بر قضا کسب و کار خوبی هم دارند. با کوتاه قامتان بلند همت هم‌محله‌ای درباره روزگارشان در محله فاطمی گفت‌وگو کردیم.

  • تعبیــر رؤیای پــدر
    ۱۳۹۵/۱۱/۳ - ۰۸:۲۹

    مادر شهید مدافع حرم مهدی احمدی از فرزندش می‌گوید

    تعبیــر رؤیای پــدر

    زهره حاجیان- در شلوغی‌‌ تردد آدم‌ها و بوق ممتد ماشین‌ها و ایستادن وانت‌بارهای پر از میوه در میدان شادآباد که همه نشان از جاری بودن زندگی دارد کوچه‌ای هست که در کاشی شماره ۱۰ آن زن و پسری زندگی می‌کنند. ساکنان این خانه چشمان کشیده‌ای دارند و به زبان شیرین افغان‌ها از شهادت مهدی احمدی می‌گویند که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه رفت و در «درعا» شهید شد. زنگ طبقه همکف را که به صدا درآوری خیلی زودتر از آنکه فکرش را کنی در را باز می‌کنند. پرده داخل اتاق را کنار می‌زنند و با مهربانی ما را می‌پذیرند. برای حرف زدن با «زهرا فیاضی» مادر شهید «محمدمهدی احمدی» باید بیشتر تمرکز کنی تا گفته‌هایی که به لهجه غلیظ افغانی بیان می‌شود را متوجه شوی و بنویسی.

  • فوتبال  در باغ کلاغی!
    ۱۳۹۵/۱۱/۳ - ۰۸:۲۶

    قهرمانی که از زمین خاکی نظام‌آباد به اوج رسید از خاطراتش می‌گوید

    فوتبال در باغ کلاغی!

    مسعود یوسفی- نشستن مقابل هم‌محله‌ای‌هایی که نماد غیرت و غرور یک ملت و کشور هستند همیشه هیجان آفرین و لذتبخش است. مهدی کشاورز دروازه‌بان اسبق تیم‌ملی از این دسته آدم‌هاست. کشاورز اگرچه از زندگی راضی است، اما هیچ‌وقت آن‌طور که باید و شاید به حقش نرسیده است، چراکه در طول دوران حرفه‌ای ورزشی‌اش اغلب مجروح و آسیب دیده بوده، اما هیچ‌وقت پا پس نگذاشت و به راهش ادامه داد تا اینکه سرانجام به آرزویش رسید و درون دروازه تیم استقلال و تیم‌ملی فوتبال ایستاد. کشاورز متولد و پرورش یافته منطقه ۷ و محله نظام‌آباد است و برای نظام‌آباد افتخار آفریده است.

  •  آقا پرویـــز نانوای خوشرو  محله
    ۱۳۹۵/۱۱/۲ - ۱۵:۱۲

    از سوی اهالی شهرک ولی‌عصر(عج) به‌عنوان کاسب نمونه معرفی شد

    آقا پرویـــز نانوای خوشرو محله

    معصومه ماهپیکر- کنار تنور ماشینی‌اش ایستاده و تند و تند نان‌های لواش پخته شده را از روی دستگاه برمی‌دارد و در حالی که آنها را روی میزی که در مقابلش قرار دارد پهن می‌کند با مهارت و به چشم بر هم زدنی نان دیگری را روی دستگاه پهن می‌کند تا بپزد. همچنان که مشغول کار است با مهربانی و صبوری پاسخ مشتریانش را هم می‌دهد. پسرانش هم برای کمک به پدر هریک به کاری مشغول هستند. یکی تکه‌های خمیر را با دست گرد کرده و در گوشه‌ای کنار هم می‌چیند. آن دیگری پشت دخل ایستاده و پول نان‌های مشتریان را حساب می‌کند و... در این میان صدای مرد میانسالی به گوش می‌رسد: «آقا پرویز می‌شود این نان را عوض کنم گوشه‌اش کمی سوخته.» پرویز آقا با خوشرویی به نان‌های روی پیشخوان اشاره می‌کند و می‌گوید: «هر کدام را دوست‌داری بردار.» اینجا نانوایی پرویز فعال نانوای۵۱ ساله خیابان ۱۰ متری شهید بهاردوست در حیدری جنوبی است. کسی که چندی پیش از سوی اهالی به‌عنوان نانوای نمونه انتخاب شد. دقایقی مهمانش می‌شویم تا رمز موفقیتش را از زبانش بشنویم.

  •  امتحان دشوار یک معلم
    ۱۳۹۵/۱۱/۲ - ۱۵:۰۲

    دیدار با آموزگاری که با معلولیت ناگهانی روبه‌رو شد

    امتحان دشوار یک معلم

    نیلوفر ذوالفقاری - «وقتی خدا نعمتی را از بنده خود می‌گیرد، نعمت‌های دیگری به او عطا می‌کند. من نمی‌توانم راه بروم، اما خداوند کمک کرد از پا ننشینم.» این حرف‌های «رضا گویا» معلم محله مهرآباد است. با اینکه ۱۴ سالی می‌شود به دلیل تصادف ویلچرنشین شده است، اما نگذاشته معلولیت او را از پا بیندازد و به جای خانه‌نشینی به مدرسه و میان دانش‌آموزانش برگشته است. گفت‌وگوی ما را با این معلم پرتلاش که دستی بر هنر دارد و آثار معرق‌کاری چشمنوازی هم خلق کرده است، بخوانید.

  •  گل‌ها یاد کاوه را زنده می‌کنند
    ۱۳۹۵/۱۱/۲ - ۱۴:۵۸

    گفت‌وگو با مادری که اعضای بدن فرزندش را به ۱۷ چشم‌انتظار اهدا کرد

    گل‌ها یاد کاوه را زنده می‌کنند

    زینب کریمی - «فداکاری» واژه زیبایی است که مصداق عملی آن را بارها و بارها در اطرافمان دیده‌ایم. از گذشت‌ها و کمک‌های کوچک گرفته تا بزرگ‌ترین رشادت‌ها و جان فشانی‌ها. وقتی می‌آموزی که وابستگی را قربانی انسانیت کنی واژه فداکاری را متبلور کرده‌ای. بعضی به فداکاری عادت کرده‌اند. انگار روزشان شب نمی‌شود اگر دستی را نگیرند و دلی را شاد نکنند. «میترا عسلی» یکی از آنهاست. متولد ۱۳۵۳ است و زندگی‌اش با نذرهای فرهنگی گره خورده است. سال‌هاست با هنرآموزی در انجمن حمایت از کودکان‌کار در خیابان خاوران فداکاری کرده، اما این بار‌گونه‌ای متفاوت از فداکاری را به نمایش گذاشته است. «کاوه ذاکری‌زاده» ۲۲ ساله، تنها پسر میترا عسلی، در سانحه تصادف مرگ مغزی شد و عسلی برای اهدای اعضای بدنش رضایت داد تا جانی دوباره به چشم به راهان ببخشد. در یکی از روزهایی که خیّر فرهنگی منطقه ما در سوگ تنها پسرش نشسته با او دیدار کرده‌ایم.

  •  ۴۰سال همیاری
    ۱۳۹۵/۱۱/۲ - ۱۳:۰۲

    با تلاش و پیگیری پدر شهید مهاجر، بسیاری از مشکلات اهالی محله تختی حل شده است

    ۴۰سال همیاری

    فرهاد کنکاش- بعضی آدم‌ها نمی‌توانند به هیچ‌وجه از کنار مشکلات دیگران به آسانی رد شوند و بگویند «به من ربطی ندارد» یا «مشکل من نیست، پس چرا باید خودم را درگیر کنم». «مجتبی مهاجر» از این دست آدم‌هاست. شهروند مسئولیت‌پذیری که سال‌هاست دغدغه‌‌‌‌ آبادانی محله تختی را دارد و در این راه از وقت و حتی دارایی خود چشم می‌پوشد. او معتمد اهالی است و ساکنان محله تختی هرجا به مشکل برمی‌خورند، سراغش می‌روند و از او کمک می‌خواهند. مهاجر، طی هشت سال دفاع مقدس هم برای آسایش هموطنانش لباس رزم پوشیده و ۹بار به مناطق جنگی رفته و در این راه، فرزندش «محمود مهاجر» را هم تقدیم اسلام و انقلاب کرده است.

  • تر و خشک اینجا‌ با هم نمی‌سوزد
    ۱۳۹۵/۱۱/۲ - ۰۹:۴۷

    خانم نظری اهالی محله‌اش را برای تفکیک زباله بسیج کرده است

    تر و خشک اینجا‌ با هم نمی‌سوزد

    همیشه کیسه بزرگی در دست دارد که انگار در رفت و آمدهایش در محله زیاد به کارش می‌آید. گاهی با یک هم‌محله‌ای روبه‌رو می‌شود و سراغ زباله‌های بازیافتی را می‌گیرد و اگر از قضا کیسه‌شان پر شده باشد یک کیسه زباله جدید را از کیسه‌ای که همیشه همراه دارد بیرون می‌آورد و در اختیار همسایه می‌گذارد. گاهی هم که از گذری رد می‌شود و گربه‌ای را می‌بیند که آن حوالی پرسه می‌زند از داخل همان کیسه یک مشت غذای خشک مخصوص گربه‌ها را بیرون می‌آورد و مقابل گربه‌ها می‌ریزد.

  • صـبرمن اجرمن است
    ۱۳۹۵/۱۱/۲ - ۰۹:۴۱

    نذیره خانم، همسر شهید در یک شب خبر شهادت ۴پسرش را در زندان های رژیم بعث شنید

    صـبرمن اجرمن است

    مریم تهوری - روی دامنه کوه می‌ایستد. باران سر تا پایش را خیس کرده است. نگاهی به دختران و پسر کوچکش می‌اندازد که از سرما در خود فرو رفته‌اند و دیگر نای رفتن ندارند و نیم نگاهی به چهره شکسته همسرش می‌اندازد که همچنان در مقابل چشمان خانواده‌اش خودش را سرپا نگه داشته. پشت سرش را نگاه می‌کند. هوا رو به تاریکی می‌رود. از دور نور کم رمقی از مرز عراق (وطنش) سوسو می‌زند. همانجایی که ۴پسرش در زندان‌های صدام زیرشکنجه فریادشان عرش را می‌لرزاند.

  • سلام به حاج حسین!
    ۱۳۹۵/۱۰/۲۹ - ۱۷:۱۷

    دیدار با هم محله‌ای، کسی که پیکر امام (ره) و آیت الله هاشمی را غسل داده است

    سلام به حاج حسین!

    شهره کیانوش راد- خبر فوت آیت‌الله ‌هاشمی که در جماران می‌پیچد، آیت‌الله ‌جمارانی همراه همسایه‌ها راهی خانه آیت‌الله ‌می‌شوند تا تسلی خانواده داغدار او باشند. آیت‌الله ‌جمارانی از حاج حسین، پیرمرد خوشنام محله جماران می‌خواهد که تغسیل آیت‌الله ‌هاشمی را عهده‌دار شود و او که پیش از این تغسیل امام(ره) و یادگار امام(ره) را نیز برعهده داشته، با روی باز قبول می‌کند و همراه همسایگان دیگر به منزل آیت‌الله ‌هاشمی می‌رود. حاج «حسین عرفاتی» را همه اهالی جماران می‌شناسند. مردی که تا نامش را بر زبان می‌آوریم، سری به نشانه تصدیق تکان می‌دهند و می‌گویند از مردان بزرگ و خوشنام محله است. او در میان اهالی به حاج حسین حاج اسدالله (نام پدر) معروف است. معتقد است همسایگی یعنی برای کمک، هر‌کاری که از دستت بر می‌آید دریغ نکنی، یعنی در غم و شادی شریک همسایه بودن.

تلگرام
محله
تهران سما
همشهری آنلاین

چند رسانه ای

راهنمای محله