• نوروز مهمان شماییم

      عاطفه حسین زاده- خبر‌دار شدیم نوروز امسال مجموعه تلویزیونی‌ای با نام «مرز خوشبختی» به کارگردانی حسین سهیلی‌زاده و تهیه‌کنندگی «مهران رسام» از تلویزیون به نمایش درمی‌آید. در این سریال ۱۳ قسمتی تعداد زیادی از بازیگران ایفای نقش کرده‌اند که «جمشید جهان‌زاده» و «فرزانه نشاط‌خواه» از جمله آنها هستند. این دو بازیگر از ۴۰ سال پیش زندگی در کنار هم را شروع کرده‌اند. آنها با توجه به سکونت ۲۰ ساله‌شان در سعادت‌آباد، شناخت خوبی از محله‌شان دارند. به همین دلیل گشتی با این زوج هنرمند و باصفا در محله‌شان زده‌ایم.

       نوروز مهمان شماییم
    • شادی مردان بی ادعا

      الهه بصیر- در آخرین شماره از همشهری محله و در آستانه سال نو نمی‌خواستیم حرف تلخی بزنیم، اما یادمان افتاد که در گوشه‌ای از این شهر، مردمانی هستند که سال‌ها قبل با سرنیزه، سیم خاردار، مین سوسکی، سیم تله انفجاری، سیمینوف، سرب و ساچمه سفره هفت‌سین خود را پشت سنگرها می‌چیدند و امروز آرام و ساکت روی تخت‌های آسایشگاه خوابیده‌اند، درحالی‌که روزگاری نه چندان دور، با دلاوری‌ها و رشادت‌هایشان خواب و آسایش را از چشمان دشمن می‌ربودند.

       شادی مردان بی ادعا
    • سین هفتم سایه شهدای نازنین

      نیلوفر ذوالفقاری- در آخرین روزهای زمستان مادران شهدای منطقه مزار شهدای گمنام را غبارروبی کردند و در بوستان شهدای طرشت، نهال‌های سبز به یاد فرزندان جوانشان در دل خاک جا دادند. در این میان همشهری محله با مشارکت مدیریت محله طرشت و شهرداری ناحیه، هفت‌سین امسال را کنار این مادران شهدا پهن کرد. مادرانی که در آستانه سال نو و در روزی که به نام مادران ثبت شده جای خالی فرزندان شهید خود را بیشتر از همیشه احساس می‌کنند. مادرانی که هنوز سایه سبز فرزندانشان را روی تقویم زندگی خود می‌بینند. در محفلی صمیمانه با این مادران به گفت‌وگو نشستیم و از آنها درباره خاطراتشان پرسیدیم.

      سین هفتم سایه شهدای نازنین
    • دیدار با خواهر گمشده پس از۷۵ سال

      انسیه مجاوری- بعضی از قصه‌ها را فقط باید با یکی بود یکی نبود شروع کرد. مثل قصه «سکینه دستجردی»؛ یکی بود یکی نبود. روزی از روزها در شهری دور دختر ۶ ساله‌ای خانواده‌اش را گم کرد. هیچ‌کس از دخترک خبر نداشت. سرنوشت، دختر کوچک را به تهران کشاند و دختر کوچک بزرگ شد. سختی کشید. ازدواج کرد. بچه‌دار شد... اما هنوز از خانواده‌اش خبری نبود که نبود! دختر قصه ما ۷۵ سال صبر کرد و در این سال‌ها هر روز یک موی سپید به موهایش اضافه شد. درد دوری از خانواده کم نیست اما او صبوری کرد و از غوره‌ حلوا ساخت تا شاید حلاوت این حلوا کامش را به شیرینی گره بزند. حالا بعد از گذشت آن همه سال‌های سخت، کام سکینه دستجردی، مادر بزرگ محله زیبادشت شیرین شده چون قرار است بعد از ۷۵ سال، سبزه هفت‌سین را او بچیند و آبجی ربابه قرآن و سیب و سنجد سفره را بیاورد...

      دیدار با خواهر گمشده پس از۷۵ سال
    • این بهار چقدر تـــو را کم دارد پدر...

      فاطمه بهروز فخر- دفاع این واژه پر مفهوم، که گاهی دغدغه مردان بزرگ می‌شود، مصداق دیگری از بهار است. با دفاع است که می‌شود زمستان ظلم را، جنگ را، بی‌قراری را با شکوفه‌هایی از جنس شجاعت، غیرت و مردانگی کنار زد و به استقبال بهاری رفت از جنس امنیت، از جنس شهامت... بهاری که ثمره‌اش شهادت است! شهادتی که برای مردان بزرگی چون «اکبر ملک شاهی» و «رضا خرمی» رقم می‌خورد و نام آنها را به‌عنوان شهدای مدافع حرم در تاریخ ثبت می‌کند. حالا که زمستان بساطش را از تقویم جمع می‌کند و بهار به رسم همیشگی آماده رسیدن است، چند ساعتی مهمان سفره‌های هفت‌سین دو خانواده شهید مدافع حرم هستیم که قاب عکس بابا، قشنگ‌تر از هر چیز دیگری در این سفره خودنمایی می‌کند. قاب عکس بابا با آن لبخند آرامش که انگار قصد دارد بگوید: بهار دیگری در راه است و دنیا با تمام این بهارها، حتماً جای قشنگ‌تری می‌شود.

       این بهار چقدر تـــو را کم دارد پدر...
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      چشم  بسته قدم بزن!

      چشم  بسته قدم بزن!

      فرهنگ زندگی شهری اقتضا می‌کند که هوای همدیگر را داشته باشیم. باید منفعت شخصی را به منافع جمعی ترجیح بدهیم اما نادیده گرفتن کارهای به ظاهر پیش پا افتاده زندگی در این شهر شلوغ و پرهیاهو را برای شهروندان عادی هم دشوار می‌کند چه رسد به ...

    آرشیو
    • ۹۶؛ سالی متفاوت

      الهه بصیر- می‌توان برای بهار ویژگی‌های زیادی را برشمرد، اما یکی از بارزترین ویژگی‌های بهار برای ما ایرانیان به پایان رسیدن یک دوره و آغاز دوره‌ای دیگر است. معمولاً اغلب ما در آغاز هر سال جدید برنامه‌ها و نقشه‌هایی برای ادامه سال داریم و در روزهای پایانی سال نیز می‌کوشیم تا کارهای نیمه تمام‌مان را به سرانجام برسانیم و دوباره آغاز سالی نو را به انتظار می‌نشینیم. چنین برنامه‌ریزی‌ای را در مقیاس زندگی فردی می‌توان به زندگی در ابعاد بزرگ‌تری که در یک شهر جریان دارد تعمیم داد. مسئولان و مدیران شهری نیز برای یک شهر برنامه‌ریزی می‌کنند و تصمیم می‌گیرند در پایان هر سال و پیش از آنکه سال جدید فرا برسد به اتمام طرح‌های نیمه‌تمام و البته ارزیابی عملکردشان در سالی که گذشته است همت ‌گمارند و فهرستی از اقداماتی که در سال جدید پیش‌رو دارند، تهیه می‌کنند. از این‌رو ما نیز با قاسم مولایی ، شهردار منطقه هم‌کلام شدیم تا در یک گفت‌وگوی بهاری اهالی منطقه را از اقدامات انجام شده در سال ۱۳۹۵ و طرح‌های سال ۱۳۹۶ آگاه سازیم.

      ۹۶؛ سالی متفاوت
    • کجــا بیشتر‌خوش می گذرد؟

      حالا که کم‌کم به تعطیلات لذت‌بخش نوروز نزدیک می‌شویم بسیاری از هم‌محلی‌ها در تدارک سفرهای نوروزی هستند و از همین حالا به فکر سپری کردن بهتر تعطیلات خود در سال جدید. برخی ایرانگردی را انتخاب کرده و برخی دیگر به‌دنبال سفرهای برون‌مرزی و خارجی هستند؛ اما در این میان عده‌ای تهرانگردی را انتخاب می‌کنند. تهرانی که وسعت آن به‌اندازه برخی از کشورهای همسایه است و اگر هر روز هم یک نقطه از آن را برای گردش انتخاب کنید، بازهم مکان‌هایی باقی‌ می‌ماند که شاید فرصت تماشای آن برای شما مهیا نشود. البته بسیاری از نقاط گردشگری و جاذبه‌های دیدنی این کلانشهر در منطقه ما قرار دارد و می‌تواند برنامه نوروزی شما را پرکند. پس همین حالا آماده شوید برای گردشی پرتب‌وتاب!

      کجــا بیشتر‌خوش می گذرد؟
    • نوروزانه

      منیرگرجی - گفت و گوی بهاری ما را با دو تن از هنرپیشگان هم محله ای بخوانید. متولد نخستین روز زمستان است اما بهار را هم مثل زمستان دوست دارد. او این روزها بی‌صبرانه منتظرآمدن بهار و نو شدن رخت درختان است. «ایمان صفا» یکی از جوانان ساکن محله تهرانپارس است که اکنون در مجموعه تلویزیونی عملیات ۱۲۵ با ایفای نقش یک آتش‌نشان خیلی قوی ظاهر شده و توانسته به خوبی بدرخشد...

      نوروزانه
    • هفت‌سین نه! هفت گام مهربانی

      مژگان مهرابی- عید حال و هوای خوشی دارد، برای کسانی که می‌توانند به استقبالش بروند. با سبزه و سنبل و چیدن سفره هفت‌سین و پوشیدن لباس نو تا آمدنش را جشن بگیرند. اما برای بعضی این‌طور نیست. فرارسیدن سال جدید گاهی به رخ کشیدن رنج‌ها و نداشته‌هایشان است. مگر می‌شود کسی از عید بیزار باشد، نه! عید را دوست دارند اما جیب‌های پری ندارند. جیب‌ها و دستشان خالی است و دلشان پر. کسی که آه در بساط ندارد، آمدن عید را هم دوست ندارد.

      هفت‌سین نه! هفت گام مهربانی
    • خاطرات عیدانه مردی از تبریز در هفت‌چنار

      بهاره خسروی- مرد مهربان و موسپید، دنیای هنر هفتم است. بیش از ۶۰ سال از عمرش را وقف آموزش فرهنگ و هنر کشور کرده است. «ابراهیم‌آبادی» بازیگر، نویسنده، کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون از دیار آذربایجان و شهر تبریز است. هنرمندی۸۲ ساله با نقش‌آفرینی‌های زیبا در سریال‌هایی مانند مدرسه مادربزرگ‌ها، مختارنامه، بایرام و فیلم‌های سینمایی آپارتمان شماره ۱۳، بوی کافور و عطر یاس و ده‌ها اثر دیگر. چندان اهل مصاحبه نیست و همین سبب شده بیش از نامش چهره‌اش برای مردم آشنا باشد. با ته‌لهجه شیرین آذری، خاطرات عید را در زادگاهش و تهران مرور می‌کند.‌آبادی هم تجربه بازیگری دارد هم تحصیلات آن را. همین تسلط دوجانبه به هنر هفتم سبب شده بازی‌هایش در نقش‌های کوتاه و بلند به یاد بماند. روی نیمکت موزه هفت‌چنار می‌نشیند. کنار سفره هفت‌سینی که همشهری محله به پاس سال‌ها تلاش او در این عرصه برایش پهن کرده است. «عبیده» سریال مختارنامه،‌زاده تبریز و نقش‌آفرین نقش‌های دلنشین بسیار جعبه جادویی سینما و تلویزیون در دالان سنگفرشی هفت‌چنار با لحنی شیرین ما را از پای سفره هفت‌سین می‌برد به خاطرات نوروز تهران وقتی طهران بود.

       خاطرات عیدانه مردی از تبریز در هفت‌چنار
    • سـرخی تو از مـن!

      مژگان مهرابی- عید است و سنت‌های زیبایش، که از دوران گذشته برای ما به یادگار مانده است. خانه‌تکانی، سبزه سبز کردن، چهارشنبه‌سوری، درست کردن رشته پلو شب قبل ازعید برای اینکه مرد خانه رشته کار دستش بیاید. سیزده‌به‌در برای دور کردن نحسی از خانه و.... . رسم‌هایی است که با ایرانی بودن ما عجین شده و از سال‌های دور برگزارشان می‌کنیم. اما هرکدام از این سنت‌ها معنا و مفهوم خاص خودش را دارد و حکایتی را روایت می‌کند. خیلی از ما می‌دانیم و خیلی‌مان هم نه. سراغ بانوی دوستداشتنی محله‌مان می‌رویم. «فاطمه ربیعی» اطلاعات خوبی از دوران گذشته دارد و خاطرات دلنشینی را از عهد قدیم برای‌مان تعریف می‌کند.

      سـرخی تو از مـن!
    • بوی عیدی، بوی مهدی

      نعیمه جاویدی- ناخن دستش را نشان می‌دهد و گوشت زیر آن را. سنگ کف آشپزخانه را نشان می‌دهد و دلش را. سخت تأکید می‌کند که دل مادر سنگ و ناخن از گوشت جدا نیست. «توران سعیدی» مادر شهید «مهدی سیفی» در حالی‌که کنار سفره هفت‌سین می‌نشیند اینها را در وصف حال مادران چشم‌به‌راه می‌گوید که منتظر جگر گوشه‌هایشان هستند. مادری که پس از ۳۲ سال، پیکر فرزندش تفحص شد و به خانه برگشت. حس مادرانه‌اش آمیخته به اعتقادات عمیق اوست. همین سبب شده چشم‌به‌راهی و انتظار او را نشکند. با صلابت حرف می‌زند: «گفتند پیکر پسرت شاید هیچ‌وقت نیاید. من هم مادرم؛ دل دارم. دل مادر شهید اما نباید خانه غم باشد. گفتم خدایا توکل به تو. راضی‌ام به رضایت. مهدی عزیز بود، انتظار عزیزتَرش کرد.»

      بوی عیدی، بوی مهدی
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله