• همسایگی با مهاجــران یا دل‌کندن از محله

      زهرا صبوری- یادش به‌خیر! محله باصفا بود و صمیمیت در بین اهالی موج می‌زد. این حرف اکثر اهالی جوادیه است. محله‌ای که بیش از ۶۰ سال قدمت دارد و از محله‌های قدیمی پایتخت محسوب می‌شود. روند شهرنشینی، چهره محله جوادیه را تغییر داده و جوی‌های آب وسط کوچه‌ها خشک شده‌اند. تیرهای چراغ‌برق و درختان تنومند وسط کوچه‌ها ناپدید شده‌اند. سینماهای شیرین، توسکا و فروشگاه قدس تنها نشانه‌هایی از گذشته هستند که این روزها به مخروبه تبدیل شده‌اند. در سال‌های اخیر مهاجرت اتباع خارجی به جوادیه و سکونتشان در آن، دگرگونی اساسی در این محله ایجاد کرده که برای اهالی ناخوشایند بوده است.

      همسایگی با مهاجــران یا  دل‌کندن از محله
    • دورهمــی اهالـی در خـرازی آقاجواد

      یلدا امیر حسینی- «جواد ‌پوراسماعیل» کاسب خوشنام و معتبری است که به دلیل برخورداری از چند ویژگی به چهره محبوب اهالی علی‌آباد تبدیل شده است. او اهل مطالعه است و هیچ وقت از خواندن کتاب سیر نمی‌شود. خراز قدیمی محله در محل کسب و کارش ...

      دورهمــی  اهالـی  در خـرازی آقاجواد
    • ‌‌تختــی محله ما

      مریم قاسمی- در خانواده‌ای کاملاً انقلابی و مذهبی متولد و بزرگ شد. قبل از اینکه به سن تکلیف برسد اهل نماز و روزه بود و واجبات را رعایت می‌کرد. او با همین روحیه و سبک زندگی بزرگ شد و پا به دوران نوجوانی گذاشت. علاقه‌مندی‌اش به رشته‌های رزمی ...

      ‌‌تختــی محله ما
    • عطر دیـزی به جای دو سیب

      مریم قاسمی- در کنار بوستان بعثت و فضای سرسبز بانشاط و خرم آن مکان متفاوتی وجود دارد که به قول معروف می‌تواند هوش را از سرتان ببرد. نامش قهوه‌خانه «‌‌بابا اصغر» است که به شیوه‌ای متفاوت از دیگر قهوه‌خانه‌های شهر فعالیت می‌کند. به نحوی که به سلامت و جان مردم هیچ‌گونه آسیبی نرسد و خانواده‌ها بتوانند در فضایی امن و مناسب با یکدیگر گپ بزنند و از حال و احوال یکدیگر باخبر شوند. برخلاف تصور در این قهوه‌خانه از قلیان و تنباکو و... خبری نیست. این همان رسم کاسبی و اصولی است که مرحوم حاج «‌‌اصغر خانی» بزرگ خاندان خانی و از قهوه‌خانه‌داران تهران قدیم بنا گذاشته و اکنون این مرامنامه‌کاری به فرزندانش رسیده است. فضای داخلی این قهوه‌خانه به آدم احساس آرامش می‌دهد. افرادی که اینجا رفت‌وآمد دارند جزو ورزشکاران، دانشجویان، کارمندان، رانندگان و... هستند و همه می‌دانند که اینجا هیچ قلیانی چاق نمی‌شود.

      عطر دیـزی به جای دو سیب
    • بابای مدرسه درس ایثــار داد

      زینب زینال‌زاده- خانواده پلنگی هفتم‌تیر را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنند. روزی که حادثه تلخی را برایشان رقم زد و بابای خانواده برای همیشه آنها را ترک کرد. «الله‌وردی پلنگی» فقط بابای خانواده نبود. او بابای مدرسه اندیشه شاهد منطقه بود و ۲۵۰ دانش‌آموز دوستش داشتند. مرحوم پلنگی در کلاس‌های درس همین مدرسه بود که گذشت را آموخت و در زمان حیاتش سعی کرد از نامهربانی‌های روزگار و اطرافیانش بگذرد و بعد از فوتش هم گذشت را میان ۳ بیمار بخشش کرد و جانشان را از مرگ حتمی نجات داد. به رسم ادب و عرض تسلیت به منزل مرحوم پلنگی در مدرسه اندیشه شاهد منطقه می‌رویم. اعضای خانواده حال خوشی ندارند اما حضورمان را فرصتی می‌شمارند تا از خوبی‌ها و مهربانی‌های بابای آسمانی برایمان بگویند.

      بابای مدرسه درس ایثــار داد
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      یگانه واعظ دوران

      یگانه واعظ دوران

      حسن حسن زاده- جوان است و همان نشانه‌های پدربزرگ مشهورش را دارد. از لحن و کلام استوار تا چهره و نشانه‌های ظاهری که یاد و خاطر بزرگ‌ترین واعظ و خطیب معاصر را برای آنهایی که پای منبر بلند آن یگانه وعظ و خطابه دوران نشسته‌اند زنده می‌کند. حجت‌الاسلام «سید محمدرضا لواسانی» نوه دختری مرحوم فلسفی است که به دلیل ارتباط عاطفی و علمی با پدربزرگ، خاطرات شنیدنی بسیاری از مرحوم حجت‌الاسلام «محمدتقی فلسفی» دارد. خاطره‌های دور و نزدیکی که از همنشینی با استاد وعظ و خطابه در خانه قدیمی پدربزرگ شکل گرفت و سرمشقی برای مشی طلبگی‌اش شده است. حالا اما سال‌هاست که به توصیه مرحوم فلسفی آن خانه قدیمی تبدیل به مکانی برای پرورش طلاب و مبلغان جوان شده است. درست مثل زمان حیات خود او که خانه‌اش کلاس درسی برای مبلغان، خطیبان و واعظان بزرگ تهران بود. گفت‌وگوی ما را با حجت‌الاسلام لواسانی درباره سبک زندگی آن یگانه وعظ و خطابه در محیط خانه می‌خوانید.

    آرشیو
    • چاه ویل در سبزه میدان

      پارسا پرمحمدی- سبزه‌میدان را به جرئت می‌توان پر‌‌‌ ترددترین میدان منطقه دانست؛ میدانی کوچک که آن را با حوض و فواره نقلی‌اش می‌شناسیم. سال‌هاست خبری از سرسبزی در میدان قدیمی شهر نیست و تا چشم کار می‌کند آدم‌ها در آن در رفت‌وآمد هستند. سبزه‌میدان و کبابی‌هایش؛ سبزه‌میدان و آبمیوه‌فروشی‌هایش؛ سبزه‌میدان و صدای دور مردی که نی‌لبک می‌نوازد؛ سبزه‌میدان و جرینگ جرینگ کالسکه‌هایی که آرام از آن دور می‌شوند. سبزه‌میدان دیگر سرسبز نیست. با این حال هنوز هم‌محل استراحت شهروندانی است که برای خرید به بازار پا گذاشته‌اند و حالا گرمای هوا را با خوردن آبمیوه‌ای خنک جایگزین می‌کنند. از زوج‌های جوان که برای خرید عروسی پا به بازار طلا گذاشته‌اند تا زنانی که برای تکمیل جهیزیه دخترشان ساعت‌ها در پیچ و خم‌های بازار می‌گردند.

      چاه ویل در سبزه میدان
    • گلشن قلمرو اختصاصی معتادان

      مرضیه موسوی- ۲ سالی از سبز شدن بوستان «گلشن» و بعد، متروکه شدن آن می‌گذرد. حالا بیشتر از بچه‌ها، معتادان و کارتن‌خواب‌ها از این بوستان استفاده می‌کنند و بچه‌های محله «سیروس» به جای بازی و تفریح در آن با مصرف موادمخدر آشنا می‌شوند. این روزها «کیمیا» و «غزل» و «عرشیا» و «مونا» می‌دانند وسایل‌ریزی که زباله به نظر می‌رسند هرکدام چه کارایی دارد و بارها برای نشان دادن جسارتشان، دست به این وسایل زده‌اند. همین یک هفته پیش بود که میان بازی‌های نه چندان کودکانه، سرنگ آلوده‌ای که روی زمین افتاده بود به بدن یکی از بچه‌های این محله خورد. بوستان گلشن ۲سال است که نه تنها آسایشی برای اهالی محله فراهم نکرده بلکه وجودش به دغدغه‌ای برای اهالی محله سیروس تبدیل شده است.

      گلشن قلمرو اختصاصی معتادان
    • آخرین بازمانده

      پارسا پیرمحمدی- شغلش فروش پالان و زین اسب است. می‌گوید: «پدر، پدربزرگ و جد من همه در کار فروش پالان بودند و در همین بازار مغازه داشتند.» راسته پالان‌دوزهای بازار سید اسماعیل که بعدها به کوچه بازار نجارها هم معروف شد روزگاری مرکز دوخت و فروش پالان بود. «رضا قدیری» ۷۲ساله حالا تنها بازمانده فروشندگان پالان در این بازار است. مغازه‌اش پر است از جل و خورجین و زین و رکاب و دهنه و چیزهای دیگر. به کمک پسرش مغازه را می‌چرخاند. می‌گوید: «زمانی از چهارپایان برای حمل‌ونقل و جابه‌جایی بار استفاده می‌شد و ماشینی در خیابان‌ها و جاده‌ها وجود نداشت. به همین دلیل فروش پالان و زین و وسایل مورد نیاز آنها کسب و‌کاری رایج بود. کم‌کم تک تک این مغازه‌ها تغییر شغل دادند و ماندیم ما. هنوز هم دلم نمی‌خواهد این شغل را عوض کنم.»

       آخرین بازمانده
    • رفت تا بی‌بی زینب(س) تنها نماند

      فاطمه عسگری نیا- از همان کودکی یک مبارز بود. از روزی که با قد و قامت کوچکش تفنگ پلاستیکی‌اش را در دست می‌گرفت و به جنگ طالبان می‌رفت تا روزی که در دوران جوانی دل از دنیا کند تا با پیوستن به گروه فاطمیون و همراه با سربازان افغانستانی مدافع حرم در برابر دشمنان اسلام سینه سپر کند. «سلمان قلندری‌» جوانی که در زمان شهادت ۲۱ ساله بود به گفته پدرش مردی تمام‌عیار بود که از او درس زندگی می‌گیرد. وقتی از سلمان و شجاعتش حرف می‌زند لبخند گرمی بر صورت خسته و پیرش می‌نشیند و می‌گوید: «سلمان در شجاعت یکه تاز میدان نبرد بود. در خانه الگوی همه ما و برای دوستان همدمی صادق بود و به نیازمندان بی‌پروا می‌بخشید.» این جمله را همراه آهی تمام می‌کند. او با بیان اینکه «هرچه از سلمان بگویم کم است.» می‌افزاید: «البته کسی که در راه دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) قدم برمی‌دارد باید چنین باشد.» این روزها حاج «محمد یوسف قلندری» و همسرش «بسکول قلندری» با خاطرات فرزندان شهیدشان، «سلمان» و «محمد شعبان» زندگی می‌کنند. شهدایی که هریک به دست دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدی به شهادت رسیده‌اند؛ یکی به دست طالبان و دیگری به دست دا

       رفت تا  بی‌بی زینب(س) تنها نماند
    • جز حسین(ع) مرا پناهی نیست

      پدرش از روحانیون و روضه خوانان تهران بود و چنان حدیث کسا می‌خواند و مجالسش خیر و برکت داشت که اهل تهران او را «کسایی» می‌خوانند و تا امروز هم آنها را با همین نام می‌شناسند. «سیدمحمد موسوی» معروف به کسایی از دوران کودکی در کلاس درس اخلاق و معرفت پدر بزرگ شد و از سنین نوجوانی روضه‌خوانی را شروع کرد. او سال ۱۳۱۲ در محله قنات‌آباد به دنیا آمد. از دوستان نزدیک حاج اکبر ناظم است و همه هیئتی‌های تهران او را به‌عنوان شاگرد شیخ رجبعلی خیاط می‌شناسند. این پیرغلام اهل‌بیت(ع) دروس حوزه و قرآن را از پدر آموخت و قبل از سال ۱۳۴۰ مدرک فوق دیپلم را دریافت کرد و سال‌های زیادی در شرکت راه‌آهن مشغول به کار شد. به حرمت بیش از ۷۰ سال نوکری اهل‌بیت(ع) مراسم تجلیل کسایی در خانه مداحان برگزار شد. او در حالی که اشک شوق از چشمانش جاری می‌شود با بیان اینکه «بهترین چیزی که می‌توانستم در زندگی داشته باشم همین حکم پیرغلامی اهل‌بیت(ع) است» می‌گوید: «به جز حسین(ع) مرا ملجأ و پناهی نیست/ در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست/ ره نجات، حسین(ع) است و دوستی حسین(ع)/ به سوی حق، به جز از این طریق، راهی نیست.»

      جز حسین(ع) مرا  پناهی نیست
    • عاشقان دلسوخته حسین(ع)

      حسن حسن‌زاده - چند سالی است که حسینیه قدیمی خیابان صفا میزبان شاگردان، نزدیکان و علاقه‌مندان به ۲ پیرغلام دلسوخته اهل‌بیت(ع) است. مداحان، روضه‌خوان‌ها و شاعرانی که به یاد ۲ استاد کم‌نظیر مدح، روضه و شعر آیینی هر سال دور هم جمع می‌شوند و یاد آن باغبانان شهادت را گرامی می‌دارند. مرحوم حاج «اسماعیل ولی‌خانی» و مرحوم حاج «نادعلی کربلایی» پیرغلامانی که پدر ۵ شهید سرافراز دفاع‌مقدس بودند و مقام استادی برای بسیاری از مداحان و روضه‌خوان‌های امروز دارند. بعد از اقامه نماز جماعت، مداحان و شاعرانی که هرکدام سال‌ها پای منبر و جلسات حاج نادعلی کربلایی و حاج اسماعیل ولی‌خانی(طالع) کسب تجربه و شاگردی کرده‌اند خاطرات‌شان را از آن پیرغلامان با جمعیت حاضر در مجلس به اشتراک می‌گذارند. در حاشیه این مراسم بزرگداشت سراغ شاگردان و خانواده حاج نادعلی و حاج اسماعیل رفتیم و خاطراتشان را از آن پیرغلامان اهل‌بیت(ع) شنیدیم.

      عاشقان دلسوخته حسین(ع)
    • روستای بی آب و گاز بیخ گــوش پایتخت!

      مریم تهوری- ورودی روستای «همه‌سین» از وضع بهتری نسبت به معابر و کوچه‌های باریک داخل آن دارد. تابلوی اجرای طرح هادی، خیابان آسفالت‌شده، جدول‌های تازه رنگ‌شده و آبنمای ورودی روستا نشان‌دهنده روزگار بهبودیافته این روستاست. شکی نیست که ...

      روستای بی آب و گاز  بیخ گــوش پایتخت!
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله