• دیوار به دیوار همراهی

      محمد معمار - پیدا کردن خانه‌اش در محله شورا کار سختی نبود. بیشتر اهالی محله او را به خوبی می‌شناختند و به نیکی از او یاد می‌کردند. به خانه‌اش که رسیدیم خودش به استقبال ما آمد و با چهره‌ای خندان ما را به داخل خانه دعوت کرد. خانه‌اش ساده اما باصفا بود. اهالی محله و دوستان او می‌گویند اهل کار خیر است و به نیازمندان بی‌سرو صدا کمک‌های زیادی می‌کند. «‌‌زهره نکوگویان» یکی از قدیمی‌ترین خیّران محله شوراست. او این روزها واسطه بین نیازمندان و نیکوکاران محله‌اش شده و با شناسایی نیازهای آنها دیگران را به رفع‌شان ترغیب می‌کند. نکوگویان معلم اخلاق بانوان همسایه‌اش هم است و در همین جلسه‌هاست که انجام کار خیر قوت می‌گیرد. نکوگویان ساده‌زیستی را از پدربزرگش به ارث برده و کمک به نیازمندان محله دغدغه این روزهایش شده‌ است.

      دیوار به دیوار همراهی
    • برایم مراسم‌ ترحیم هم گرفتند!

      مریم تهوری- بسیجی است. از آن دسته افرادی که پایش به هر مجموعه‌ای باز شود آستین‌ها را بالا می‌زند و سازماندهی گروه را برعهده می‌گیرد. سابقه این فعالیت‌هایش هم به امروز و دیروز بر نمی‌گردد. همان روزهایی ...

      برایم مراسم‌  ترحیم هم گرفتند!
    • ساکنان خوش‌ذوق کوچه کاظمیان

      هوشنگ صدفی- یکی از همسایه‌های کوچه کاظمیان بلوار استاد معین، نخستین قدم را برای زیبایی محله‌اش برداشت. او که به گل و گیاه علاقه داشت با نگاهی خلاقانه‌ بطری‌های پلاستیکی آب و نوشابه را تزیین کرد و داخل‌آن گل‌های زیبا و خوشبو کاشت. بعدها با قلاب‌بافی و پوشش کاموایی، این گلدان‌ها زیباتر شدند. «طاهره آقایی» تنها همسایه خوش‌ذوق محله نیست، «یدالله غفاری» و «ابراهیم وحدانی» هم ساکنان دیگر این کوچه هستند که زحمت زیادی می‌کشند تا محل زندگی و محیط اطرافشان را با گل و گیاه زیبا و سرزنده کنند. بی‌تردید با کارهای خلاقانه اهالی می‌توان فضای سبز فراموش شده را در فضاهای کوچک آپارتمانی احیا کرد و رنگ و رویی تازه به محله‌ بخشید.

      ساکنان خوش‌ذوق کوچه کاظمیان
    • منزل به منزل ضیافت الهی

      زینب زینال زاده- ماه مبارک رمضان فرصت مناسبی برای انس بیشتر با کتاب آسمانی است. در این ایام روزه‌داران به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنند تا بتوانند روزانه یک جزء یا حداقل چند آیه از کلام‌الله‌ مجید را بخوانند. محافل انس با قرآن در حسینیه‌ها و مساجد هم برگزار می‌شود و اهالی به صوت زیبای قاریان گوش می‌دهند. در کنار آن در منطقه ما در ماه مبارک رمضان علاوه بر مساجد و حسینیه‌ها، مراسم سخنرانی، روضه و جزء‌خوانی در منازل اهالی هم برگزار می‌شود. خیلی از اهالی در ماه ضیافت الهی، با برپایی این مراسم افتخار میزبانی از مهمانان خدا را عهده‌دار می‌شوند. آنها این کار را باعث خیر و برکت زندگی‌شان می‌دانند.

       منزل به منزل  ضیافت الهی
    • این برچسب‌های نـچسب!

      آزاده مهرآبک- در و دیوارهای منطقه پر از برچسب‌های تبلیغاتی رنگارنگ است. از آگهی برای اجاره خوابگاه‌های دانشجویی تا فروش پایان‌نامه دیوارها را پوشانده‌ و نمای برخی ساختمان‌ها را نازیبا کرده است. سنگفرش‌های پیاده‌روها هم وضعیت مشابهی دارد. تبلیغات جزو لاینفک زندگی شهری است، اما حجم آگهی‌های دیواری و زمینی به حدی در منطقه ما افزایش یافته که باعث اعتراض اهالی شده است. تلاش کارگران زحمتکش خدمات شهری برای بیرون کشیدن دیوارها از زیر آوار تبلیغات بی‌حاصل است و مدت زمان تمیز نگه داشتن دیوار‌ها به کمتر از ۵ دقیقه رسیده است و روزانه ۴ میلیون تومان از بودجه عمومی صرف پاکسازی چهره منطقه از این برچسب‌های آزاردهنده می‌شود که در نوع خودش یک رکورد است. در پی شکایت اهالی و درخواست شورایاران برای رسیدگی به وضع برچسب‌های تبلیغاتی به محله‌های مرکزی منطقه رفتیم و با معاون خدمات شهری منطقه راهکاری قانونی را مرور کردیم.

      این برچسب‌های نـچسب!
    آرشیو
    • پرونده ویژه
      یگانه واعظ دوران

      یگانه واعظ دوران

      حسن حسن زاده- جوان است و همان نشانه‌های پدربزرگ مشهورش را دارد. از لحن و کلام استوار تا چهره و نشانه‌های ظاهری که یاد و خاطر بزرگ‌ترین واعظ و خطیب معاصر را برای آنهایی که پای منبر بلند آن یگانه وعظ و خطابه دوران نشسته‌اند زنده می‌کند. حجت‌الاسلام «سید محمدرضا لواسانی» نوه دختری مرحوم فلسفی است که به دلیل ارتباط عاطفی و علمی با پدربزرگ، خاطرات شنیدنی بسیاری از مرحوم حجت‌الاسلام «محمدتقی فلسفی» دارد. خاطره‌های دور و نزدیکی که از همنشینی با استاد وعظ و خطابه در خانه قدیمی پدربزرگ شکل گرفت و سرمشقی برای مشی طلبگی‌اش شده است. حالا اما سال‌هاست که به توصیه مرحوم فلسفی آن خانه قدیمی تبدیل به مکانی برای پرورش طلاب و مبلغان جوان شده است. درست مثل زمان حیات خود او که خانه‌اش کلاس درسی برای مبلغان، خطیبان و واعظان بزرگ تهران بود. گفت‌وگوی ما را با حجت‌الاسلام لواسانی درباره سبک زندگی آن یگانه وعظ و خطابه در محیط خانه می‌خوانید.

    آرشیو
    • با تو همراهم تا قبولی

      معصومه ماه پیکر- چند ماه پیش بود که برای دیدار با کودکان «مهر ماندگار» به این مرکز رفتم. مرکزی که الان ۱۷پسر۶ تا ۸ساله در آنجا نگهداری می‌شوند. با وجود همه امکانات و تلاش‌های مسئولان این مرکز متوجه شدم تعدادی از این کودکان به دلیل ضعف در درس‌هایشان نیاز به حضور در کلاس‌های فوق برنامه و آموزش خصوصی دارند. این موضوع ما را بر آن داشت تا از معلمان خیّر منطقه برای همکاری و کمک به دانش‌آموزان نیازمند در این مرکز دعوت کنیم. به همت همشهری محله، اکنون ۴معلم خیّر محله مدتی است با حضور در این مرکز به تدریس خصوصی این کودکان پرداخته و سعی دارند آنها را برای موفقیت در آزمون پایان سال آماده کنند. در یکی از روزها در مرکز نگهداری کودکان مهر ماندگار واقع در محله شمشیری حاضر شدیم تا حرف‌های «افسانه ترکمن» مسئول امور اداری و داخلی مرکز و «حلیمه معینی» و «رقیه رضالو» ۲ نفر از معلمان خیّر را درباره این کار خیر بشنویم.

      با تو همراهم تا قبولی
    • مسجد و مدرسه، کنار هم

      نخستین بار مادرها بودند که مسجد محله خود را به من معرفی کردند. وقتی از آنها پرسیدم: «بچه‌ها را چطور جذب مسجد کردید؟‌» گفتند: «این مسجد برای بچه‌ها برنامه‌های مفرحی دارد. در مناسبت‌ها برنامه‌ها دو قسمت می‌شود، برنامه‌های ویژه کودکان و برنامه‌های ویژه بزرگسالان.» همین حرف‌هاست که من را بیشتر وسوسه می‌کند تا از فعالیت‌های مسجدشان بیشتر بدانم. فعالیت‌هایی که بعداً متوجه می‌شوم باب آشنایی‌شان از طریق مدارس محله رقم خورده است. یک هماهنگی کامل بین مساجد و مدارس محله سرآسیاب که پای هم‌محله‌ای‌های کوچکمان را چند ماهی است به مسجد امام علی النقی(ع) باز کرده است. با مسئولان طرح «حلقه‌های گفت‌وگو» هم صحبت می‌شویم تا از فعالیت‌های آنها بیشتر بدانیم.

      مسجد و مدرسه، کنار هم
    • خطر رخت بربست

      بهروز مسروری- محله امیرآباد به‌واسطه قرار گرفتن در محاصره بزرگراه‌های شهید حکیم و کردستان محل عبور حجم زیادی خودرو است و جمعیت شناوری که روزانه برای رسیدن به این دو بزرگراه از خیابان‌های امیرآباد به‌ویژه ...

      خطر رخت بربست
    • بباف و بدوز برای آزادی زندانیان

      پرنیان سلطانی- همه دور یک میز نشسته‌اند و هرکسی به کاری مشغول است؛ یکی پارچه‌های سفید را برش می‌زند و دیگری با دوردوزی آنها ملحفه زیبا می‌دوزد. یکی مشغول تهیه مواد اولیه برای برگزاری جشنواره غذای خیریه است و دیگری کمی آن‌طرف‌تر گلدوزی و قلاب‌بافی می‌کند. کامواهای روی میز مرتب بین خانم‌ها دست به دست می‌شود تا در نهایت کلاه‌های رنگارنگ و دستکش‌های کوچک و بزرگ از میل‌های بافتنی بیرون بیاید. اینجا سرای محله یوسف‌آباد است؛ پاتوق «بانوان تسهیلگر» که از ۲۰ سال پیش دور هم جمع شده‌اند تا با انجام کارهای هنری و دستی و در نهایت فروش آنها، زندانیان جرائم غیرعمد را به کانون خانواده‌شان برگردانند، نوعروسان نیازمند را با جهیزیه‌ آبرومند راهی خانه بخت کنند، هزینه درمان بیماران صعب‌العلاج را بپردازند و هر‌کاری از دستشان بر می‌آید انجام دهند تا هم‌محله‌ای‌هایشان زندگی راحت‌تری داشته باشند. صبح یک روز بهاری مهمان بانوان خیر محله یوسف‌آباد شدیم تا حین کار و تلاش برای هم‌محله‌ای‌های نیازمندشان، برایمان از فعالیت‌های خیرخواهانه‌شان طی ۲۰ سال گذشته بگویند.

       بباف و بدوز برای آزادی زندانیان
    • مزرعه‌ای در فیشرآباد

      بهنام سلطانی- تعداد محله‌های قدیمی در قلب پایتخت کم نیست و با وجود گذشت بیش از نیم قرن از قدمت آنها هنوز روایت‌های مختلفی درباره روزگار قدیم‌شان نقل می‌شود که شنیدن آنها خالی از لطف نیست. ایرانشهر هم یکی از محله‌های پرخاطره منطقه است که در روزگار قدیم با نام فیشر‌آباد شناخته می‌شد و دلیلش هم زندگی یک اتریشی به نام فیشر در این خیابان بود که برای خودش اسم و رسمی داشت. کوچ فیشر از ایرانشهر با تغییر نام این محله همراه شد و ایرانشهر، نامی بود که بر این محله گذاشته شد. اگر می‌خواهید روزگار قدیم ایرانشهر را مرور کنید این گزارش کوتاه را بخوانید.

       مزرعه‌ای در فیشرآباد
    • عکس صدام را روی سطل آشغال کشیدم

      عاطفه خیرخواه- سوم خرداد یادآور حماسه آزادسازی خرمشهر است که بسیاری از آن به‌عنوان عروس شهرهای جنوب یاد می‌کنند. به همین مناسبت با یکی از هنرمندان دفاع‌مقدس که خاطراتی از خرمشهر دارد گفت‌وگو کردیم. «علی‌محمد شیخی» هنرمند ۶۳ ساله‌ای که وقتی پای حرف‌هایش می‌نشینیم، گفتنی‌های بسیاری دارد. این هنرمند هم محله‌ای ساکن توانیر معتقد است هنر می‌تواند بهترین راوی حماسه‌های ملی و دینی باشد.

      عکس صدام را روی سطل آشغال کشیدم
    • شجاعت را از مادر به ارث برده بود

      حسن حسن‌زاده- دخترها می‌گویند حافظه‌اش به قوت گذشته نیست و خاطرات سال‌های دور را خوب به یاد نمی‌آورد. اما همین که حرف دوران دفاع‌مقدس وسط می‌آید، مو به مو تمام لحظه‌های موشکباران، دلیری‌های مجید، پناه دادن به همسایه‌های جنگ زده و هزار ماجرای ریز و درشت آن ایام را بی‌کم و کاست تعریف می‌کند. کافی است نگاهی به آلبوم عکس‌های مجید بیندازد. آن وقت است که هجوم خاطرات کوچه‌های پر التهاب اندیمشک رهایش نمی‌کند. با آن لهجه غلیظ عربی، از مجید و رشادت‌هایش می‌گوید، از دلسوزی و بخشندگی‌هایش، از شجاعتی که همه می‌گفتند آن را از مادرش«فرمانده عتیق» به ارث برده است. «فرمانده عتیق» لقبی بود که همسایه‌ها به‌خاطر شجاعت بی‌حد و وصفش به او داده بودند. به مناسبت سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر با سکینه نواصری مادر شهید مجید عتیقی‌نژاد گفت‌وگو کردیم.

      شجاعت را از مادر به ارث برده بود
    آرشیو
    ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر ارسال خبر، عکس و سوژه محلی به سردبیر
    خبر محله
    در شــهر
    تلگرام
    محله
    تهران سما

    چند رسانه ای

    راهنمای محله